بهمنگان (بهمنجنه / بهمنجه )
معرف
از جشنهای‌ بزرگ‌ ایرانیان‌ پیش‌ از اسلام‌ که‌ تا دورة‌ مغولان‌ نیز زنده‌ مانده‌ است‌
متن
بَهمَنگان‌ (بهمنجنه‌/ بهمنجه‌)، از جشنهای‌ بزرگ‌ ایرانیان‌ پیش‌ از اسلام‌ که‌ تا دورة‌ مغولان‌ نیز زنده‌ مانده‌ است‌. بهمن‌ (در اوستا : «وهُومَنَه‌ »؛ در پهلوی‌: «وهومن‌ ») به‌ معنای‌ نیک‌اندیش‌ و نیک‌نهاد، از امشاسپندان‌ و نخستین‌ آفریدة‌ هرمزدی‌ است‌ که‌ در عالم‌ مینو، رهنمونی‌ پرهیزکاران‌ به‌ بهشت‌ و در جهان‌ مادی‌ حمایت‌ جانوران‌ سودمند را بر عهده‌ دارد ( بندهش‌ ، ص‌ 37، 48ـ 49، 110؛ زادسپرم‌، ص‌ 34؛ اوستا، ج‌ 1،ص‌ 88 ـ 91). نزد حکمای‌ نوافلاطونی‌، بهمن‌ با «کلام‌ ایزدی‌ »، و در اصطلاح‌ حکمای‌ اشراقی‌ با نور اقرب‌ و عقل‌ اول‌ مطابق‌ است‌ (دارمستتر، ص‌ 178ـ180؛ سهروردی‌، ج‌ 2، ص‌ 128؛ شهرزوری‌، ص‌ 333).ایرانیان‌ باستان‌ دومین‌ روز ماه‌ را، به‌ نام‌ این‌ امشاسپند، بهمن‌ (بهمن‌ روز) می‌خواندند. چون‌ بنابر سنتی‌ کهن‌، با تقارن‌ نام‌ روز و ماه‌ جشنی‌ برگزار می‌شد، ایرانیان‌ در بهمن‌ روز از بهمن‌ماه‌ (قس‌ دمشقی‌، ص‌ 474؛ قوّاس‌، ص‌ 17 که‌ هر دو به‌ اشتباه‌، به‌ برگزاری‌ این‌ جشن‌ در نخستین‌ روزِ ماه‌ اشاره‌ کرده‌اند) نیز جشنی‌ برپا می‌کردند و آن‌ را بهمنگان‌ می‌نامیدند (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1362 ش‌، ص‌ 257؛ پورداود، اناهیتا ، ص‌ 91؛ برهان‌، ج‌ 1، ص‌ 329، پانویس‌ 1).فرهنگ‌ آنندراج‌ و فرهنگ‌ رشیدی‌ ، اصل‌ کلمه‌ را «بهمنچنه‌»، ترکیبی‌ از بهمن‌ (نوعی‌ گیاه‌) و چنه‌ (از مشتقات‌ چیدن‌) دانسته‌اند (شاد، ذیل‌ واژه‌؛ رشیدی‌، ج‌ 1، ص‌ 365؛ برای‌ توضیح‌ بیشتر رجوع کنید به دبیرسیاقی‌، ص‌ 456ـ457). اما در برخی‌ منابع‌، مصرف‌ این‌ گیاه‌ در بهمنگان‌ وجه‌ تسمیة‌ آن‌ شمرده‌ شده‌ است‌ (شاد، همانجا؛ برهان‌، ذیل‌ واژه‌؛ امیری‌، ص‌ 80، به‌ نقل‌ از دایماک‌). شهمردان‌ رازی‌ مؤلف‌ روضة‌المنجمین‌ (ص‌ 37) برگزاری‌ جشن‌ بهمنگان‌ را به‌ تلاقی‌ سه‌ بهمن‌ (روز، ماه‌ و گیاه‌) نسبت‌ می‌دهد. در فرهنگ‌ آنندراج‌ (شاد، همانجا) و دستور الافاضل‌ (حاجب‌ خیرات‌ دهلوی‌، ص‌ 97) به‌ اشتباه‌ جشن‌ بهمنگان‌ با جشن‌ سده‌ که‌ در بهمن‌ ماه‌ برگزار می‌شد، درآمیخته‌ است‌.از رسوم‌ ایرانیان‌ در چنین‌ روزی‌ بار گذاشتن‌ «دیگ‌ بهمنجنه‌» بود که‌ در پخت‌ آن‌ از گوشت‌ انواع‌ حیوانات‌ حلال‌ گوشت‌، غلات‌ و حبوبات‌ و سبزیها استفاده‌ می‌شد. این‌ آش‌ با گردگل‌ بهمن‌ کوبیده‌ صرف‌ می‌شد (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1362 ش‌، همانجا؛ همو، 1373ـ1375، ج‌ 1، ص‌ 265؛ گردیزی‌، ص‌ 524 ـ 525؛ اسدی‌، ص‌ 472؛ منوچهری‌، ص‌ 68). براساس‌ منابع‌ کهن‌ زردشتی‌، حیوانات‌ اهلی‌ به‌ امشاسپند بهمن‌ نسبت‌ دارند و شاید ازینروست‌ که‌ زاد سپرم‌ در (همانجا) نیازردن‌ و نکشتن‌ حیوانات‌ را توصیه‌ کرده‌ است‌. در منابع‌ معاصر زردشتی‌ نیز پرهیز زردشتیان‌ از خوردن‌ گوشت‌ و کشتار حیوانات‌ در بهمن‌ روز تأیید شده‌ است‌ (سروشیان‌، ص‌ 160؛ بویس‌، ص‌ 89،پانویس‌؛ پورداود، خرده‌ اوستا ، ص‌ 210). به‌این‌ ترتیب‌، روشن‌ نیست‌ که‌ آیا پختن‌ آش‌ بهمنجنه‌ با گوشت‌، در دورة‌ پیش‌ از اسلام‌ مرسوم‌ بوده‌ است‌ یا نه‌؟ تنها می‌توان‌ احتمال‌ داد که‌ آداب‌ و آیین‌ بهمن‌ روز، با گذشت‌ زمان‌ در دوران‌ اسلامی‌ تغییر کرده‌ است‌.از آنجا که‌ برای‌ گیاه‌ بهمن‌ خواص‌ درمانی‌ چندی‌ قایل‌ بودند (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1370 ش‌، ص‌ 137؛ اخوینی‌ بخاری‌، ص‌ 506 ـ 507، 511؛ هروی‌، ص‌ 66)، در بهمنگان‌ این‌ گیاه‌ را به‌ طرق‌ گوناگون‌ به‌ کار می‌بردند: کوبیدة‌ بهمن‌ با گرد قند و نبات‌، به‌ اعتقاد ایرانیان‌، به‌ تقویت‌ حافظه‌ کمک‌ می‌کرد؛ نوشیدن‌ شیر تازه‌ و خالص‌ با بهمن‌ سرخ‌ یا سپید در بامداد بهمن‌ روز، افزون‌ بر تقویت‌ حافظه‌، چشم‌ بد را دور می‌داشت‌ (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1362 ش‌؛ همو، 1373ـ1375؛ گردیزی‌؛ شاد، برهان‌، همانجاها). همچنین‌ نوشیدن‌ شیر با سپند (اسفند) برای‌ تقویت‌ حافظه‌ (برهان‌، همانجا)، به‌ رشته‌ کشیدن‌ دانه‌های‌ سپند (شهمردان‌ رازی‌، همانجا)، خوردن‌ ماهی‌، تره‌ و ماست‌ (اسدی‌، همانجا) از رسوم‌ دیگر این‌ روز بوده‌ است‌.از دیگر آیینهای‌ شایان‌ توجه‌ بهمنگان‌، رفتن‌ مردم‌ به‌ کوه‌ و دشت‌ به‌ منظور گردآوری‌ گلها و گیاهان‌ دارویی‌ و تهیة‌ روغنهای‌ نباتی‌ ـ درمانی‌ و فراهم‌ آوردن‌ گیاهان‌ معطر برای‌ تهیة‌ بخور بود (قزوینی‌، ص‌ 82؛ برهان‌، همانجا). منابع‌ زردشتی‌ و اسلامی‌ به‌ مبارک‌ بودن‌ ازدواج‌، خرید و فروش‌، سفر و بازگشت‌ از سفر، عمارت‌ کردن‌، بریدن‌ و پوشیدن‌ جامة‌ نو، چیدن‌ ناخن‌، پیراستن‌ موی‌، حاجت‌ خواستن‌ از خدا و آغاز کردن‌ هر کار در بهمن‌ روز اشاره‌ دارند (برهان‌، همانجا؛ «اندرز انوشه‌ روان‌ آذربدمارسپندان‌»، ص‌ 525؛ فیض‌کاشانی‌، ص‌ 266؛ سلیم‌، ص‌ 255ـ256). همچنین‌، بر اساس‌ برخی‌ منابع‌ قدیم‌، حوا در چنین‌ روزی‌ از پهلوی‌ آدم‌ آفریده‌ شده‌ است‌ (سلیم‌، ص‌ 255). گویا بهمنگان‌ پس‌ از اسلام‌ تا حملة‌ مغول‌ ادامه‌ یافت‌ ( ایرانیکا ، ذیل‌ «بهمنجنه‌»؛ رضی‌، ص‌ 682)، و بدین‌ ترتیب‌ کاربرد صورت‌ معرّب‌ آن‌ (بهمنجنه‌) در دوران‌ اسلامی‌ رایج‌ شد (رجوع کنید به فرهنگهای‌ فارسی‌). برگزاری‌ جشن‌ بهمنگان‌ در میان‌ تمامی‌ طبقات‌ مردم‌ مرسوم‌ بود و در بارگاه‌ شاهان‌ و سلاطین‌، مراسم‌ جشن‌ باشکوه‌ و تشریفات‌ بر پا می‌شد و شاعران‌ درباری‌ در مدایح‌ خویش‌ فرارسیدن‌ این‌ روز را به‌ شاهان‌ تهنیت‌ می‌گفتند (صفا، ص‌ 127)؛ فرخی‌ سیستانی‌ (ص‌ 354)، منوچهری‌ دامغانی‌ (ص‌ 68، 86 که‌ به‌ دیگ‌ بهمنجنه‌ اشاره‌ می‌کند)، مختاری‌ غزنوی‌ (ص‌ 509)، مسعود سعد سلمان‌ (ص‌ 659)، عمعق‌ بخارایی‌ (ص‌ 185) و انوری‌ (ج‌ 1، ص‌ 415) به‌ برپایی‌ این‌ جشن‌ در اشعار خویش‌ اشاره‌ کرده‌اند.منابع‌: محمدبن‌احمد ابوریحان‌ بیرونی‌، کتاب‌ التفهیم‌ لاوائل‌ صناعة‌ التنجیم‌ ، چاپ‌ جلال‌الدین‌ همائی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ همو، کتاب‌ الصیدنة‌ فی‌ الطّب‌ ، چاپ‌ عباس‌ زریاب‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ همو، کتاب‌ القانون‌ المسعودی‌ ، حیدرآباد دکن‌ 1373ـ 1375/ 1954ـ1956؛ ربیع‌بن‌ احمد اخوینی‌، بخاری‌، هدایة‌المتعلمین‌ فی‌الطّب‌ ، چاپ‌ جلال‌ متینی‌، مشهد 1344 ش‌؛ علی‌بن‌احمد اسدی‌، لغت‌ فرس‌ ، چاپ‌ عباس‌ اقبال‌، تهران‌ 1319 ش‌؛ منوچهر امیری‌، فرهنگ‌ داروها و واژه‌های‌ دشوار، یا، تحقیق‌ دربارة‌ کتاب‌ الابنیه‌ عن‌ حقائق‌ الادویه‌ موفق‌الدین‌ ابومنصور علی‌ هروی‌ ، تهران‌ 1353 ش‌؛ «اندرز انوشه‌ روان‌ آذر بد مارسپندان‌»، ترجمة‌ ماهیار نوابی‌، نشریة‌ دانشکدة‌ ادبیات‌ تبریز ، سال‌ 11، ش‌ 4، (زمستان‌ 1338)؛ علی‌بن‌محمد انوری‌، دیوان‌ ، چاپ‌ محمدتقی‌ مدرس‌ رضوی‌، تهران‌ 1364 ش‌؛ اوستا، یشت‌ها ، گزارش‌ پورداود، تهران‌ 1347 ش‌؛ محمدحسین‌بن‌ خلف‌ برهان‌، برهان‌ قاطع‌ ، چاپ‌ محمد معین‌، تهران‌ 1361 ش‌؛ بندهش‌ [ گردآوری‌ ] فرنبغ‌دادگی‌، ترجمة‌ مهرداد بهار، تهران‌ 1369 ش‌؛ ابراهیم‌ پورداود، اناهیتا: پنجاه‌ گفتار پورداود ، چاپ‌ مرتضی‌ گرجی‌، تهران‌ 1343 ش‌؛ همو، خرده‌اوستا ، بمبئی‌ [ بی‌تا. ] ؛ حاجب‌ خیرات‌ دهلوی‌، دستورالافاضل‌ ، چاپ‌ نذیراحمد، تهران‌ 1352 ش‌؛ ژیمز دارمستتر، تفسیر اوستا و ترجمة‌ گاتاها ، ترجمه‌ و تحشیه‌ و دیباچه‌ از موسی‌ جوان‌، [ بی‌جا ] ، 1348 ش‌؛ محمددبیر سیاقی‌، «بهمنجه‌»، جلوه‌ ، سال‌ 1، ش‌ 9ـ10 (اسفند 1324ـ فروردین‌ 1325)؛ محمدبن‌ابی‌طالب‌ دمشقی‌، نخبة‌الدهر فی‌ عجائب‌ البروالبحر ، ترجمة‌ حمید طبیبیان‌، تهران‌ 1357 ش‌؛ عبدالرشیدبن‌عبدالغفور رشیدی‌، فرهنگ‌ رشیدی‌ ، ج‌ 1، چاپ‌ محمد عباسی‌، تهران‌ 1337 ش‌؛ هاشم‌ رضی‌، گاه‌ شماری‌ و جشنهای‌ ایران‌ باستان‌ ، تهران‌ 1371 ش‌؛ زادسپرم‌، گزیده‌های‌ زادسپرم‌ ، ترجمة‌ محمدتقی‌ راشد محصل‌، تهران‌ 1366 ش‌؛ جمشید سروشیان‌، فرهنگ‌ بهدینان‌ ، چاپ‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌ 1335 ش‌؛ عبدالامیر سلیم‌، «تطبیق‌ روزهای‌ ماه‌ در فرهنگ‌ ایرانی‌ واحادیث‌ اسلامی‌، یا، «سی‌ روزه‌ در حدیث‌ شیعه‌»، نشریة‌ دانشکدة‌ ادبیات‌ و علوم‌ انسانی‌ دانشگاه‌ آذربادگان‌ ، سال‌ 26، ش‌ 111 (پاییز 1353)؛ یحیی‌بن‌حبش‌ سهروردی‌، مجموعة‌ مصنفات‌ شیخ‌ اشراق‌ ، چاپ‌ هانری‌ کوربن‌، ج‌ 2: بخش‌ 1، کتاب‌ حکمة‌الاشراق‌ ، تهران‌ 1355 ش‌؛ محمد پادشاه‌بن‌غلام‌ محیی‌الدین‌ شاد، آنندراج‌: فرهنگ‌ جامع‌ فارسی‌ ، چاپ‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌ 1363 ش‌، محمدبن‌ محمود شهرزوری‌، شرح‌ حکمة‌الاشراق‌ ، چاپ‌ حسین‌ ضیائی‌ تربتی‌، تهران‌ 1372 ش‌؛ شهمردان‌ رازی‌، روضة‌المنجمین‌ ، چاپ‌ عکسی‌ از روی‌ نسخة‌خطی‌ کتابخانة‌ ملک‌، با مقدمه‌ و فهرست‌ها و اصطلاحات‌ نجومی‌ از جلیل‌ اخوان‌ زنجانی‌، تهران‌ 1368 ش‌؛ ذبیح‌الله‌ صفا، گاه‌شماری‌ و جشن‌های‌ ملی‌ ایرانیان‌ ؛ شهاب‌الدین‌ عَمْعَق‌، دیوان‌ ، چاپ‌ سعید نفیسی‌، تهران‌ 1339 ش‌؛ علی‌بن‌ جولوغ‌ فرخی‌، دیوان‌ ، چاپ‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌ 1335 ش‌؛ محمدبن‌ شاه‌ مرتضی‌ فیض‌ کاشانی‌، «رسالة‌ نوروز و سی‌روز ماه‌»، در محمد معین‌، مجموعة‌ مقالات‌ ، ج‌2، چاپ‌ مهدخت‌ معین‌، تهران‌ 1367 ش‌؛ زکریابن‌محمد قزوینی‌، عجائب‌ المخلوقات‌ و غرائب‌ الموجودات‌ ، بیروت‌ [ بی‌تا. ] ؛ فخرالدین‌ مبارکشاه‌ قواس‌، فرهنگ‌ قواس‌ ، چاپ‌ نذیراحمد، تهران‌ 1353 ش‌؛ عبدالحی‌بن‌ ضحاک‌ گردیزی‌، تاریخ‌ گردیزی‌ ، چاپ‌ عبدالحی‌ حبیبی‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ عثمان‌بن‌عمر مختاری‌ غزنوی‌، دیوان‌ ، چاپ‌ جلال‌الدین‌ همائی‌، تهران‌ 1341 ش‌؛ مسعود سعد سلمان‌، دیوان‌ ، چاپ‌ رشید یاسمی‌، تهران‌ 1318 ش‌؛ احمدبن‌ قوص‌ منوچهری‌، دیوان‌ ، چاپ‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌ 1347 ش‌؛ موفق‌بن‌علی‌ هروی‌، الابنیة‌ عن‌ حقایق‌ الادویة‌ ، بتصحیح‌ احمد بهمنیار، چاپ‌ حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تهران‌ 1346 ش‌؛Mary Boyce, A Persian stronghold of Zorastrianissim, Oxford 1977; Encyclopaedia Iranica , s.v. "Bahmanjana" (by Z. Safa).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

لیلا پژوهنده

حوزه موضوعی

تاریخ اجتماعی

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده