بهمنْ اردشیر (یا فراتْ میسان )
معرف
شهر و ناحیة‌ کوچک‌ تاریخی‌ در مَیسان‌ در عراق‌ سفلی‌'
متن
بهمنْ اَردَشیر (یا فُراتْ مَیسان‌)، شهر و ناحیة‌ کوچک‌ تاریخی‌ در مَیسان‌ در عراق‌ سفلی‌'. شهر فرات‌ از قرن‌ اول‌ میلادی‌ به‌ عنوان‌ پایانه‌ای‌ دارای‌ استحکامات‌ برای‌ کاروانهای‌ تجاری‌ شناخته‌ شده‌ بود که‌ بر کرانة‌ چپِ دجلة‌ سفلی‌'، به‌ فاصلة‌ تقریبی‌ بیست‌ کیلومتر از جَبَل‌ خیابِر (یونانی‌: خاراکس‌ ) قرار داشت‌. سابقاً با شهر تَنومه‌ که‌ در مقابل عَشّار (اُبُلّه‌ * ) قرار داشت‌، یکی‌ دانسته‌ می‌شد. هانسمان‌ ، فرات‌ را واقع‌ در «مغلوب‌» در 4ر17 کیلومتری‌ جنوب‌ شرقی‌ جبل‌ خیابر دانسته‌ است‌. این‌ شهر که‌ در سُریانی‌ پِرَث‌ دِمَیشَن‌ نامیده‌ شده‌، تا 310میلادی‌، مقّرِ مَطرانِ [ =اسقف‌ اعظمِ ] مَیْشان‌ بوده‌ است‌.به‌ گفتة‌ حمزة‌ اصفهانی‌ (ص‌ 37، 43) و ابن‌فقیه‌ (ص‌ 198)، بهمن‌ اردشیر را اردشیر اول‌ ساسانی‌ (حک :226ـ241 میلادی‌) ساخت‌ یا تجدید بنا کرد. برخی‌ منابع‌ (طبری‌، ج‌ 2، ص‌ 484؛ ثعالبی‌، ص‌ 378، قس‌ ص‌ 485؛ مجمل‌ التواریخ‌ و القصص‌ ، ص‌ 54) بنیان‌ آن‌ را به‌ بهمن‌ پسر اسفندیار نسبت‌ داده‌اند. اما نخستین‌ نشان‌ استفاده‌ از این‌ نام‌ [ بهمن‌ اردشیر ] در 544 میلادی‌ است‌ زمانی‌ که‌ اسقفِ نسطوریِ وَهمَن‌ اردشیر، مطرانِ مَیْشَن‌ خوانده‌ شده‌ است‌. همچنین‌ ابن‌خرداذبه‌ (ص‌ 7)، و قُدامة‌بن‌ جعفر (ص‌ 55) از بهمن‌ اردشیر به‌ عنوان‌ یکی‌ از چهار طسوج‌ کورة‌ (استانِ) شاذبهمن‌ (کورة‌ دجله‌) نام‌ برده‌اند. یاقوت‌ حموی‌، بهمن‌ اردشیر را با تمام‌ کورة‌ فرات‌ البصره‌ یکی‌ دانسته‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌770). شکل‌ کوتاه‌ شدة‌ آن‌، بهمنشیر * هم‌ برای‌ شهر و هم‌ برای‌ مصبّ دجلة‌ سفلی‌' به‌ کار رفته‌ است‌. بر خلاف‌ آنچه‌ غالباً ادعا می‌شود، نقش‌ حک‌ شده‌ بر سکه‌های‌ ساسانی‌، نمی‌تواند بازتاب‌ کلمة‌ فرات‌ باشد، زیرا این‌ نام‌، نامِ رسمی‌ ساسانی‌ نبوده‌ و بر سکه‌های‌ عربی‌ ـ ساسانی‌ نیز یافت‌ نشده‌ است‌، گرچه‌ واژة‌ فرات‌ بر روی‌ دِرهَمهای‌ اسلامیِ اصلاح‌ شده‌ (از سال‌ 81 تا 96) ضرب‌ می‌شد.پس‌ از تسخیر فرات‌ به‌ دست‌ عُتبة‌بن‌ غَزوان‌ در سال‌ 14، آنجا مرکز اداری‌ محلی‌ مسلمانان‌ باقی‌ ماند و قیامهای‌ زنگیان‌ در 70 و 75 (سدة‌ اول‌) و نیز در قرن‌ سوم‌ بر آنجا اثر گذاشت‌. در اوایل‌ قرن‌ هفتم‌، فرات‌ ویرانه‌ بود.منابع‌: ابن‌خرداذبه‌، کتاب‌ المسالک‌ و الممالک‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ 1967؛ ابن‌فقیه‌، مختصر کتاب‌ البلدان‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ 1967؛ عبدالملک‌بن‌ محمد ثعالبی‌، تاریخ‌ غررالسیر: المعروف‌ بکتاب‌ غرر اخبار ملوک‌ الفرس‌ و سیرهم‌ ، چاپ‌ زوتنبرگ‌، پاریس‌ 1900، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1963؛ [ حمزة‌بن‌ حسن‌ حمزة‌ اصفهانی‌، تاریخ‌ سنی‌ ملوک‌ الارض‌ و الانبیاء علیهم‌ الصلاة‌ و السلام‌ ، بیروت‌ بی‌تا.؛ محمدبن‌ جریر طبری‌، تاریخ‌ طبری‌، یا، تاریخ‌ الرسل‌ و الملوک‌ ، ترجمة‌ ابوالقاسم‌ پاینده‌، تهران‌ 1375ش‌؛ قدامة‌بن‌ جعفر، نبذمن‌ کتاب‌ الخراج‌ و صنعة‌ الکتابة‌ ، چاپ‌ محمد مخزوم‌، بیروت‌ 1408/1988 ] ؛ مجمل‌التواریخ‌ و القصص‌ ، چاپ‌ بهار، تهران‌ 1318ش‌؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم‌البلدان‌ ، چاپ‌ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ‌ 1866ـ1873، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1965؛J. Hansman, "Charax and the Karkheh", Iranica antiqua , 7 (1967), 25, 46, 52.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

م . مُرُنی ( ایرانیکا )

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده