بهلول بیک امیر
معرف
سردودمان‌ شاخة‌ مَیّافارقین‌ امرای‌ سلیمانیه‌ (سدة‌ دهم‌)
متن
بَهلول‌بیک‌ ، امیر، سردودمان‌ شاخة‌ مَیّافارقین‌ امرای‌ سلیمانیه‌ (سدة‌ دهم‌). از تاریخ‌ تولد و مرگ‌ او اطلاع‌ دقیقی‌ در دست‌ نیست‌. وی‌ فرزند الوندبیک‌ و نوادة‌ شیخ‌ احمد بود و با امیران‌ قلب‌ (قلعه‌ای‌ در دیاربکر)، شاخة‌ دیگر امیران‌ سلیمانیه‌، خویشاوندی‌ داشت‌. به‌ گفتة‌ بدلیسی‌، نسب‌ امیران‌ سلیمانیه‌ به‌ امویان‌ می‌رسید (ص‌339ـ341). شیخ‌ احمد برادر میردیادین‌ از امیران‌ سلیمانیه‌ بود که‌ همزمان‌ با شاه‌ اسماعیل‌ بر این‌ منطقه‌ حکومت‌ می‌کرد. در اواخر عمر میردیادین‌، با توجه‌ به‌ آنکه‌ وی‌ فرزندی‌ نداشت‌، پسران‌ شیخ‌ احمد قصد گرفتن‌ حکومت‌ او را کردند (همان‌، ص‌342ـ343). ازینرو وی‌ از محمدخان‌ اُستاجلو که‌ از جانب‌ شاه‌ اسماعیل‌ صفوی‌ به‌ حکومت‌ دیاربکر منصوب‌ شده‌ بود، کمک‌ خواست‌ (همان‌، ص‌ 343ـ 344). با آنکه‌ نفوذ صفویان‌، پس‌ از جنگ‌ چالدران‌ * ، در کردستان‌ کاهش‌ یافته‌ بود، محمدخان‌ استاجلو خواستة‌ او را اجابت‌ کرد (بدلیسی‌، ص‌ 344). اما مدتی‌ پس‌ از این‌ واقعه‌ قلعة‌ قلب‌ توسط‌ ولدبیک‌ (فرزند شیخ‌ احمد) تصرف‌ شد (مردوخ‌ روحانی‌، ج‌3، ص‌364) و شاخه‌ای‌ از امرای‌ سلیمانیه‌ بر بخشی‌ از منطقه‌ مسلط‌ شدند.بهلول‌بیک‌، ملازم‌ اسکندرپاشا میرمیران‌ دیاربکر بود که‌ پس‌ از تصرف‌ قلعة‌ جواز (جوازر)، بهلول‌بیک‌ را مأمور نگهداری‌ قلعة‌ اسکندریه‌ (میان‌ حلّه‌ و بغداد) کرد. امیر بهلول‌بیک‌ به‌ دلیل‌ خدمات‌ ارزنده‌، بخشی‌ از ولایت‌ موروثی‌ خود را از سلطان‌ سلیم‌ درخواست‌ کرد (بدلیسی‌، ص‌ 348ـ349). سلطان‌ نیز ناحیة‌ میافارقین‌ را با توابع‌ از حکومت‌ قلب‌ مجزا کرد و به‌ او سپرد (شمیم‌، ص‌30). همچنین‌ اقطاع‌ طایفه‌های‌ بسیان‌، یوجیان‌ و زیلان‌ را که‌ هنگام‌ امارت‌ شاه‌ولد بیک‌ به‌ خواص‌ سلطان‌ اعطا شده‌ بود، برعهدة‌ بهلول‌بیک‌ قرار داد. پس‌ از چندی‌ طوایف‌ سلیمانی‌، به‌ سبب‌ تعدّی‌ حاکمان‌ ترک‌، به‌ سرزمینهای‌ مفتوحة‌ قزلباش‌ رفتند. چون‌ زمام‌ اختیار از دست‌ بهلول‌بیک‌ بیرون‌ رفت‌، عشایر و قبایل‌ شروع‌ به‌ سرکشی‌ کردند و شخصی‌ از طایفة‌ بسیان‌ به‌ نام‌ شهسوار، امیر قلعة‌ بایزید، طایفة‌ سلیمانی‌ و دیگر طوایف‌ کُرد را برانگیخت‌ که‌ از پرداخت‌ مال‌ به‌ سلطان‌ عثمانی‌ خودداری‌ کنند (بدلیسی‌، ص‌ 349). بهلول‌بیک‌ با حکم‌ سلطان‌ عثمانی‌ موظف‌ به‌ تحصیل‌ اموال‌ شد، اما در جنگ‌ با شهسوار کشته‌ شد. پس‌ از مرگ‌ امیر بهلول‌ دو تن‌ از فرزندانش‌ به‌ امیری‌ میافارقین‌ رسیدند؛ نخست‌، امیرخان‌ بیک‌ که‌ به‌ دلیل‌ رفتار ناپسند با مردم‌ به‌ دستور سلطان‌ عثمانی‌ کشته‌ شد، سپس‌ عمربیک‌ که‌ به‌ دلیل‌ ناتوانی‌ در ادارة‌ امور ولایت‌ از کار برکنار گردید و به‌ راهزنی‌ روی‌ آورد (همان‌، ص‌ 350).منابع‌: شرف‌الدین‌بن‌ شمس‌الدین‌ بدلیسی‌، شرفنامه‌: تاریخ‌ مفصل‌ کردستان‌ ، چاپ‌ محمد عباسی‌، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1343 ش‌؛ علی‌ اصغر شمیم‌، کردستان‌ ، تهران‌ 1370 ش‌؛ بابامردوخ‌ روحانی‌، تاریخ‌ مشاهیر کرد ، ج‌ 3 : امرا و خاندانها ، چاپ‌ ماجد مردوخ‌ روحانی‌، تهران‌ 1371 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

منیژه ربیعی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده