بهشهر
معرف
بهشهر ،# شهرستان‌ و شهری‌ در مشرق‌ استان‌ مازندران‌.
متن
بهشهر ، شهرستان‌ و شهری‌ در مشرق‌ استان‌ مازندران‌.1) شهرستان‌ بهشهر (جمعیت‌ طبق‌ سرشماری‌ 1375 ش‌، 731 ، 176 تن‌). از شمال‌ به‌ دریای‌ خزر و خلیج‌ گرگان‌ و از مشرق‌ به‌ شهرستان‌ کردکوی‌، از جنوب‌ به‌ شهرستانهای‌ نکا و دامغان‌ و از مغرب‌ به‌ شهرستان‌ نکا محدود است‌. این‌ شهرستان‌ مشتمل‌ بر بخشهای‌ مرکزی‌، گلوگاه‌ و یانِه‌سر و شش‌ دهستان‌ و سه‌ شهر بهشهر، رُستمکلا و گلوگاه‌ است‌. طول‌ آن‌ از شمال‌ تا جنوب‌، حدود هشتاد کیلومتر است‌. شبه‌جزیرة‌ میانکاله‌، در شمال‌ این‌ شهرستان‌، خلیج‌ گرگان‌ را از دریای‌ خزر جدا می‌کند.شهرستان‌ بهشهر در منطقه‌ای‌ مرطوب‌ و پرباران‌ قرار گرفته‌ که‌ میانگین‌ بارش‌ سالیانة‌ آن‌ در ساحل‌ بین‌ ششصد تا نهصد میلیمتر، و در کوهستان‌ 200 ، 1 میلیمتر است‌. دمای‌ آن‌ گاهی‌ به‌ ْ42 می‌رسد. آبادیهای‌ شهرستان‌ در دشت‌ و در دامنه‌های‌ جنگلی‌ کوهستان‌ واقع‌ است‌. رشته‌ کوه‌ البرز در جنوب‌ این‌ شهرستان‌ امتداد دارد. کوههای‌ داراب‌ (ارتفاع‌: حدود 843 ، 2 متر) تُرشیدو (ارتفاع‌: حدود 600 ، 2 متر)، کوه‌ اَندرَک‌ (ارتفاع‌: حدود 225 ، 2 متر)، کوه‌ سردره‌ (ارتفاع‌: حدود 851 ، 1 متر)، و کوه‌ بادله‌ (ارتفاع‌: 211 ، 3 متر) از مهمترین‌ کوههای‌ این‌ شهرستان‌ است‌. زمینهای‌ مزروعی‌ شهرستان‌ با زارُم‌ رود و چند رود کوچک‌ دیگر آبیاری‌ می‌شود و رود نکا در جنوب‌ آن‌ جریان‌ دارد. در دهه‌های‌ اخیر، با احداث‌ چاههای‌ عمیق‌، مقدار اراضی‌ زیر کشت‌ آن‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. چشمه‌های‌ فراوان‌ دارد که‌ اهالی‌ از آنها برای‌ آب‌ آشامیدنی‌ استفاده‌ می‌کنند. ازگیا، درختان‌ صنعتی‌ آزاد، خوشه‌انگور، انجیری‌، اَفرا، توسکا، شمشاد و مَمرز دارد و از درختان‌ میوه‌، انار، انجیر و ازگیل‌ و توت‌ سفید آن‌ مشهور است‌، و زیتون‌کاری‌ و غرس‌ درختان‌ سیب‌ و مرکبات‌ در آنجا رواج‌ یافته‌ است‌. شهرستان‌ دارای‌ توتونکاری‌ است‌ و گرمخانة‌ توتون‌ در آبادی‌ تیرتاش‌، در نوزده‌ کیلومتری‌ مشرق‌ بهشهر، قرار دارد. از زیا، در جنگلهای‌ آن‌، ببر و پلنگ‌ و شغال‌ و شوکا و گوزن‌ یافت‌ می‌شود. از پرندگان‌ وحشی‌ قرقاول‌ و دُراج‌ و هوبره‌ و سار دارد. دامپروری‌ آن‌ دارای‌ اهمیت‌ است‌.شیلات‌ در بندر امیرآباد بهشهر تأسیسات‌ دارد. کارخانة‌ کشتی‌سازی‌ کوچکی‌ به‌ نام‌ صدرا نزدیک‌ امیرآباد احداث‌ شده‌ است‌. خطوط‌ برق‌، و گاز طبیعی‌ در شمال‌ ایران‌ از شهرستان‌ بهشهر می‌گذرد. نیروگاه‌ حرارتی‌ نکا در مغرب‌ امیرآباد احداث‌ شده‌ است‌. این‌ شهرستان‌ همچنین‌ دارای‌ صنعت‌ چوب‌، چیت‌سازی‌ و کارخانه‌های‌ تهیة‌ خمیر اسکناس‌ و روغن‌نباتی‌ است‌. راه‌آهن‌ تهران‌ ـ گرگان‌ (آغاز بهره‌برداری‌ 1310ش‌) از شهرستان‌ بهشهر می‌گذرد و ایستگاههای‌ رستمکلا، تیرتاش‌، بهشهر، گلوگاه‌ در آن‌ قرار دارد. با راه‌ اصلی‌، از طریق‌ گرگان‌ با مشهد، از طریق‌ ساری‌ و قائم‌شهر و بابل‌ و بابلسر با راه‌ کناره‌، از طریق‌ ساری‌ و قائم‌ شهر و فیروزکوه‌ و نیز از طریق‌ ساری‌، قائم‌شهر، بابل‌، آمل‌ و راه‌ هراز با تهران‌ مرتبط‌ است‌. شهر گلوگاه‌ با شبه‌جزیرة‌ میانکاله‌ و دریای‌ خزر، و شهر بهشهر از طریق‌ بندر امیرآباد با دریای‌ خزر مرتبط‌ است‌.شهرستان‌ بهشهر دارای‌ آثار باستانی‌ پیش‌ از تاریخ‌ است‌. در 1328ش‌، کارلتون‌ س‌. کون‌ ، باستان‌شناس‌ دانشگاه‌ فیلادلفیا، در غار کمربند در دو کیلومتری‌ غرب‌ بهشهر، از دوران‌ نوسنگی‌ و میانه‌سنگی‌ آثاری‌ به‌ دست‌ آورد و دو سال‌ بعد در غار هوتو نزدیک‌ آبادی‌ تُروجِن‌ (شهیدآباد) در حدود دو کیلومتری‌ مغرب‌ بهشهر، نیز آثاری‌ از دورة‌ نوسنگی‌ به‌دست‌ آورد (عسگری‌، ص‌ 108ـ 109). از اماکن‌ تاریخی‌ منطقة‌ بهشهر نخست‌ باید از پنجاه‌هزار (پنجهزاره‌؛ امروزه‌، دهستانی‌ در بخش‌ گلوگاه‌) نام‌ برد که‌ از اواخر دورة‌ ساسانیان‌، نام‌ آن‌ در مآخذ تاریخی‌ ذکر شده‌ است‌ (ابن‌اسفندیار، ج‌ 1، ص‌ 156). در کوسان‌ (ده‌کوهستان‌ کنونی‌) نیز آتشکده‌ای‌ از دورة‌ ساسانیان‌ بر جای‌ مانده‌ است‌ که‌ بنای‌ آن‌ را به‌ کیوس‌، جدّباو نسبت‌ داده‌اند (همان‌، ج‌1، ص‌154). مرعشی‌ (ص‌ 28ـ29) بنای‌ کوسان‌ را به‌ دورة‌ شاهان‌ افسانه‌ای‌ ایران‌ نسبت‌ می‌دهد و می‌نویسد که‌ طوس‌ نوذر، سپهسالار کیخسرو، در پنجاه‌هزار، شهری‌ به‌ نام‌ طوسان‌ بنیان‌ نهاد که‌ اکنون‌ آن‌ را کوسان‌ می‌گویند. شارمام‌ (چارمان‌/ چهار امام‌) نزدیک‌ نکا (ابن‌اسفندیار، ج‌ 1، ص‌ 74، 156؛ مرعشی‌، ص‌ 206؛ عسگری‌، ص‌ 317) و مِهرَوان‌ که‌ یاقوت‌ حموی‌ (ج‌4، ص‌699) آن‌ را کوره‌ای‌ در ده‌ فرسنگی‌ ساری‌ و دارای‌ منبر ضبط‌ کرده‌ است‌، از سایر مکانهای‌ تاریخی‌ این‌ شهرستان‌اند. شهر نامیه‌ نیز از شهرهای‌ قدیمی‌ منطقه‌ بوده‌ است‌ که‌ به‌ تصور برخی‌، خرابه‌های‌ آن‌ باید در حوالی‌ گلوگاه‌ باشد. (عسگری‌، ص‌ 190).سایر مراکز تاریخی‌ و زیارتی‌ این‌ شهرستان‌ عبارت‌اند از: امامزاده‌ احمد در نزدیکی‌ آبادی‌ تیرتاش‌ از 873؛ امامزاده‌ هاشم‌ در همین‌ آبادی‌؛ امامزاده‌ حسن‌ در ده‌ تُروجِن‌ از 767؛ امامزاده‌ زین‌العابدین‌ در رستمکلا در چهارده‌ کیلومتری‌ مشرق‌ شهر نکا، بقعة‌ میر شمس‌الدین‌ و میر کمال‌الدین‌ بابلکانی‌ در مغرب‌ ده‌کوهستان‌ در حدود پنج‌ کیلومتری‌ مغرب‌ شهر بهشهر از قرن‌ نهم‌؛ و امامزاده‌ سیدعبدالله‌ در ده‌سارو در چهار کیلومتری‌ مشرق‌ شهر بهشهر (عسگری‌، ص‌ 227ـ 228).در 1316 ش‌، بخش‌ اشرف‌ (بهشهر) جزو بخشهای‌ شهرستان‌ ساری‌ در استان‌ دوم‌ تشکیل‌ شد. در اسفند 1333، از شهرستان‌ ساری‌ جدا و تبدیل‌ به‌ شهرستان‌ شد. از کل‌ جمعیت‌ شهرستان‌ بهشهر در 1375ش‌، 300 ، 99 تن‌ (حدود 8ر56%) شهرنشین‌ و 431 ، 77 تن‌ (حدود 8ر43%) روستانشین‌ بوده‌اند.2) شهر بهشهر (جمعیت‌ طبق‌ سرشماری‌ 1375 ش‌، 067 ، 72 تن‌). بهشهر که‌ نام‌ قدیم‌ آن‌ تا 1315ش‌ اشرف‌ بود، در فاصلة‌ 48 کیلومتری‌ مشرق‌ شهر ساری‌ قرار دارد. راه‌ اصلی‌ ساری‌ به‌ گرگان‌ از آن‌ می‌گذرد و شهر گرگان‌ در 82 کیلومتری‌ مشرق‌ آن‌ قرار گرفته‌ است‌. شهر با جادة‌ فرعی‌ به‌ طول‌ هجده‌ کیلومتر با خلیج‌ گرگان‌ و با راه‌ اصلی‌ به‌ بندر امیرآباد و دریای‌ خزر پیوند دارد. در سابق‌، شاه‌ کیله‌ (امروزه‌ امام‌ده‌) در حدود ده‌کیلومتری‌ شمال‌ شرقی‌ بهشهر، پیش‌ بندرِ آن‌ بود. شهر دارای‌ فرودگاه‌ نظامی‌ است‌. کارخانة‌ چیت‌سازی‌ آن‌ مشهور است‌.پیشینه‌. در 1006، پیش‌ از آنکه‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ همة‌ سران‌ خاندانهای‌ قدیمی‌ مازندران‌ را از میان‌ بردارد، ولایت‌ پنجاه‌هزار که‌ اشرف‌ جزو آن‌ بود، مدتها در اختیار سیدعباس‌، از سران‌ سادات‌ بابلکانی‌/ بابلگانی‌، قرار داشت‌ (شیخعلی‌ گیلانی‌، ص‌ 91ـ92). مرکز بابلکانیها در طوسان‌ یا کوسان‌ بود (مرعشی‌، ص‌24). منجم‌ یزدی‌ (ص‌ 337ـ 338) از زلزله‌ای‌ در 1017 یاد کرده‌ است‌ که‌ در آمل‌ و اشرف‌ خسارات‌ فراوانی‌ به‌ بار آورد. وی‌ اشرف‌ را در این‌ سال‌ شهر ضبط‌ کرده‌ است‌. در 1021 بنابر مطالب‌ تاریخ‌ عالم‌آرای‌ عباسی‌ به‌ فرمان‌ شاه‌ عباس‌ اول‌: «در قصبة‌ شریفة‌ اشرف‌ از قصبات‌ مازندران‌ که‌ به‌ ولایت‌ پنجهزار موسوم‌ و به‌ دارالمؤمنین‌ استرآباد اقرب‌ و فی‌الحقیقة‌ نزاهت‌ و خرمی‌ اشرف‌ امکنه‌ آن‌ ولایت‌ است‌» شهرسازی‌ شد و عمارات‌ و باغات‌ و حمامها و بیوتات‌ و تالارها احداث‌ گردید (مادة‌ تاریخ‌ آن‌: «دولت‌ اشرف‌» رجوع کنید به اسکندرمنشی‌، ج‌ 2، ص‌ 855 ـ 856). به‌ نوشتة‌ ملگونوف‌ در دورة‌ شاه‌ عباس‌ اول‌، شهر اشرف‌ دارای‌ سی‌ حمام‌ بود و با جاده‌ای‌ سنگفرش‌ با ساری‌ و فرح‌آباد ارتباط‌ داشت‌ که‌ در دورة‌ قاجاریه‌ هم‌ از آن‌ استفاده‌ می‌شد (ص‌ 90، 94).بنابراین‌، شهر اشرف‌ پیش‌ از این‌ تاریخ‌ قصبه‌ بوده‌ است‌. بنابر مطالب‌ برخی‌ از مآخذ، شهر اشرف‌ ابتدا ملکی‌ به‌ نام‌ خرکوران‌ (خرگوران‌) بود که‌ شاه‌ عباس‌ آن‌ را خرید و عمارات‌ و باغات‌ و شهر اشرف‌ را در آن‌ بنا نهاد (میرزاابراهیم‌، ص‌ 81). در همین‌ دوره‌، در مشرق‌ ولایت‌ اشرف‌ از کوه‌ تا کنار دریا سدی‌ به‌ طول‌ چهار فرسنگ‌ (خاک‌ریز) با خندقی‌ عمیق‌ احداث‌ شده‌ بود تا اشرف‌ البلاد و مازندران‌ را از حملات‌ ترکمنها حراست‌ کند. این‌ خندق‌ چون‌ از بلوک‌ کُلباد می‌گذشت‌، جَرّ کُلباد (شکاف‌ کلباد) نامیده‌ می‌شد. دروازة‌ سد در کنار آبادی‌ جَر قرار داشت‌ و فاصلة‌ آن‌ تا عمارت‌ تپة‌ کلباد سه‌ فرسنگ‌ بود (همان‌، ص‌77ـ 78)، و از اشرف‌ تا جر کلباد نیز سه‌ فرسنگ‌ فاصله‌ بود (ملگونوف‌، ص‌87). ظاهراً احداث‌ این‌ سد به‌ پادشاهان‌ افسانه‌ای‌ ایران‌ مانند فریدون‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌ (رجوع کنید به ابن‌اسفندیار، ج‌1، ص‌58). به‌ گفتة‌ ابن‌فقیه‌ (ص‌304) خسرو انوشیروان‌ در طمیش‌ (تمیشه‌) در مرز گرگان‌ (جرجان‌) دیواری‌ با آجر و آهک‌ از کوه‌ تا دل‌ دریا کشید تا ترک‌ را از تاراج‌ طبرستان‌ باز دارد، و این‌ دیوار دارای‌ دروازه‌ای‌ بزرگ‌ بود. ظاهراً در دورة‌ اسلامی‌، امرای‌ محلی‌ طبرستان‌ و نیز پس‌ از دورة‌ صفویه‌، بویژه‌ در دورة‌ کریم‌خان‌ زند، از این‌ سد برای‌ جلوگیری‌ از حملات‌ ترکمنها بهره‌ بردند.در 1027، پیترو دلا واله‌ از دهقانان‌ گرجی‌ (زن‌ و مرد) که‌ در اشرف‌ گرد آمده‌ بودند و می‌خواستند مسلمان‌ شوند سخن‌ می‌گوید (ص‌ 216). ظاهراً دهکدة‌ کنونی‌ گرجی‌محله‌، در حدود هشت‌ کیلومتری‌ غرب‌ شهر بهشهر، مسکن‌ نخستین‌ آنان‌ بوده‌ است‌. بر اساس‌ منابع‌ موجود، پیترو دلا واله‌ نخستین‌ خارجی‌ بود که‌ در 1027 در اشرف‌ با شاه‌ عباس‌ ملاقات‌ کرد.( رجوع کنید به عسگری‌، ص‌ 197، دلا واله‌، ص‌ 226ـ230) در زمان‌ وی‌ هنوز ساختمان‌ کاخ‌ اشرف‌ به‌ پایان‌ نرسیده‌ بود. به‌ نوشتة‌ او، شاه‌ عباس‌ هر وقت‌ به‌ فرح‌آباد سفر می‌کرد، بیشتر زمستان‌ را در اشرف‌ به‌ سر می‌برد. (دلا واله‌، ص‌ 213) بر اساس‌ اطلاع‌ عالم‌ آرای‌ عباسی‌ در 1028 شاه‌عباس‌ عید نوروز را در اشرف‌ گذراند (اسکندرمنشی‌، ج‌ 3، ص‌ 944). وی‌ که‌ در طول‌ سلطنت‌ خود بارها به‌ اشرف‌ سفر کرده‌ بود، در 1037 سه‌ ماه‌ در مازندران‌، از جمله‌ اشرف‌ گذراند و در 1038 در شهر اشرف‌ درگذشت‌ (رجوع کنید به همان‌، ج‌ 3، ص‌ 989، 1058، 1065، 1072، 1075ـ 1076). شهر اشرف‌ پس‌ از شاه‌عباس‌ اول‌ مدتها اهمیت‌ خود را حفظ‌ کرد. در 1049، شاه‌صفی‌ پس‌ از اقامت‌ در این‌ شهر به‌ ییلاق‌ فیروزکوه‌ حرکت‌ کرد (حسینی‌ استرآبادی‌، ص‌ 259). پس‌ از وی‌، شاه‌عباس‌ دوم‌ نیز به‌ اشرف‌ رفت‌وآمد می‌کرد و در 1063 جشن‌ نوروز را در این‌ شهر در کنار دریاچة‌ عباس‌آباد برگزار کرد (وحید قزوینی‌، ص‌ 157ـ 158). شاه‌ عباس‌ دوم‌ پس‌ از آن‌ نیز بارها به‌ اشرف‌ و فرح‌آباد سفر کرد. در همین‌ دوره‌، در برخی‌ منابع‌، نام‌ شهر اشرف‌ با دارالسلطنه‌ همراه‌ است‌ که‌ نشان‌دهندة‌ اهمیت‌ آن‌ (شاید به‌ عنوان‌ دومین‌ پایتخت‌) است‌ (همان‌، ص‌ 267، 268، 270). در 1138، در دورة‌ شاه‌طهماسب‌ دوم‌ که‌ بخشی‌ از ایران‌ در اشغال‌ افغانها بود، فتحعلی‌ خان‌ قاجار، از امرای‌ قزلباش‌، سپاهیان‌ شاه‌ را که‌ برای‌ تشکیل‌ مرکز مقاومت‌ در آنجا گرد آمده‌ بودند در حدود اشرف‌ شکست‌ داد، اما پس‌ از مدتی‌، با شاه‌ طهماسب‌ همکاری‌ کرد (عسگری‌، ص‌ 167). پس‌ از صفویه‌، نادر دستور تعمیر کاخهای‌ سلطنتی‌ اشرف‌ را صادر کرد و در آبادی‌ قره‌تپه‌ (تپه‌سیاه‌) در دوازده‌ کیلومتری‌ اشرف‌، 125 تا 150 خانوار افغانی‌ را ساکن‌ کرد. قره‌تپه‌ محل‌ جشنهای‌ بزرگ‌ نادرشاه‌ بوده‌، و از بالای‌ تپة‌ آن‌، که‌ هنوز آثارش‌ باقی‌ است‌، از قشون‌ خود سان‌ می‌دید (رجوع کنید به وامبری‌ ، ص‌ 53 ـ54؛ عسگری‌، ص‌ 169). در 1165، کریم‌خان‌ زند به‌ همراه‌ محمدحسن‌خان‌ قاجار وارد اشرف‌ شد (نامی‌ اصفهانی‌، ص‌ 29). در 1172، محمدحسن‌خان‌ در استرآباد شورش‌ کرد. وی‌ با سپاهی‌ بزرگ‌ به‌ مازندران‌ وارد شد و شهر اشرف‌ را تصرف‌ و در کنار شهر به‌ سوی‌ ساری‌ سنگربندی‌ کرد (همان‌، ص‌80)،اما شیخعلی‌خان‌ در همان‌ سال‌ محمدحسن‌خان‌ را در اشرف‌ شکست‌ داد (گلستانه‌، ص‌ 473). ظاهراً براثر همین‌ جنگها به‌ شهر اشرف‌ و بناهای‌ قدیمی‌ آن‌ آسیبهای‌ فراوانی‌ وارد آمد.در 1180، محمدخان‌ سوادکوهی‌ حاکم‌ مازندران‌ که‌ در جنگ‌ با حسینقلی‌خان‌ قاجار بود، مدتی‌ در اشرف‌ سکنا گزید. در این‌ جنگ‌، محمدخان‌ شکست‌ خورد و شهر اشرف‌ به‌ همراه‌ چند شهر دیگر به‌ دست‌ حسینقلی‌خان‌ و برادران‌ وی‌ افتاد، ولی‌ پس‌ از مدتی‌ زکی‌خان‌، فرستادة‌ کریم‌خان‌ زند، بر مازندران‌ مسلط‌ شد (نامی‌ اصفهانی‌، ص‌ 171ـ172). در 1193، با فرار آقامحمدخان‌ قاجار به‌ مازندران‌، شهر اشرف‌ نیز به‌ دست‌ سپاهیان‌ وی‌ افتاد (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 246ـ247). در 1197/ 1781، وینوویچ‌ به‌ فرماندهی‌ تعدادی‌ کشتیهای‌ جنگی‌ روسی‌ مأمور شد تا مرکزی‌ در جنوب‌شرقی‌ دریای‌ خزر تأسیس‌ کند. او اشرف‌ را برای‌ این‌ منظور انتخاب‌ و اسم‌ «ملی‌ سوپُل‌» (= شهر زنبوران‌ عسل‌)، بر آن‌ نهاد، ولی‌ آقامحمدخان‌ از افتادن‌ شهر به‌ دست‌ او جلوگیری‌ کرد (رابینو ، ص‌ 112). پس‌ از آن‌، اشرف‌ اهمیت‌ و آبادی‌ خود را از دست‌ داد، به‌ طوری‌ که‌ در اواخر قرن‌ سیزدهم‌، سفرنامه‌نویسانی‌ که‌ اشرف‌ را دیده‌اند، آن‌ را شهری‌ ویران‌ و ولایت‌ آن‌ را فقیرترین‌ بلوکات‌ مازندران‌ به‌ شمار آورده‌اند (سلطانمحمد میرزاقاجار، ص‌ 402؛ ملگونوف‌، ص‌ 87). شهر در 1275، دارای‌ هفت‌ محله‌ بود که‌ نام‌ برخی‌ از آنها هنوز باقی‌ است‌ مانند محلة‌ فراش‌ (فراش‌ محله‌)، بازار محله‌، نقاش‌ محله‌، گرجی‌ محله‌، چشمه‌سر، گرایلی‌ محله‌ (گرایلیها از ترکمنها بودند که‌ در اوایل‌ دورة‌ قاجاریه‌ از چمن‌ گالپوش‌ به‌ آنجا کوچانده‌ شده‌ بودند). شهر در همین‌ دوره‌ دارای‌ مسجد جامع‌ بود (با کتیبه‌ای‌ با فرمانهای‌ شاه‌ سلطان‌ حسین‌ از 1106) و دو کاروانسرا و هفتاد دکان‌ داشت‌ (ملگونوف‌، ص‌ 91). شهر در 1277، 845 خانوار جمعیت‌ داشت‌ (همان‌، ص‌92). به‌ گفتة‌ اعتمادالسلطنه‌ (ج‌1، ص‌81) در دورة‌ ناصری‌، جمعیت‌ آن‌ به‌ پنج‌ الی‌ شش‌ هزار تن‌ می‌رسید. در 1291، شهر اشرف‌ سه‌ بازار، 150 دکان‌، چهار کاروانسرا، شش‌ حمام‌، ده‌ مسجد و پنج‌ آب‌انبار داشت‌ (رابینو، ص‌107). در 1292، ناصرالدین‌ شاه‌ در سفر به‌ مازندران‌ به‌ عزم‌ شکار به‌ شبه‌جزیرة‌ میانکاله‌ از چهار امام‌ (یعنی‌ امیرآباد که‌ قلعة‌ عبدالملکیها بود و در دورة‌ وی‌ ناصرآباد نامیده‌ می‌شده‌) به‌ سوی‌ اشرف‌ حرکت‌ کرد و به‌ عمارت‌ صفی‌آباد رسید که‌ ده‌ سال‌ قبل‌ دستور مرمت‌ آن‌ را داده‌ بود (ناصرالدین‌ قاجار، ص‌ 191ـ197).ساختمانهای‌ تاریخی‌ شهر، عمدتاً از دورة‌ صفویه‌ است‌. برخی‌ از آنان‌ تعمیر شده‌ و هنوز از آنها استفاده‌ می‌شود و بعضی‌ ویران‌ است‌. یکی‌ از مهمترین‌ این‌ بناها باغشاه‌ (یا عمارت‌ چهل‌ ستون‌) است‌ که‌ به‌ نوشتة‌ سفرنامه‌نویسان‌، در دورة‌ شاه‌ عباس‌ دیوانخانه‌ نامیده‌ می‌شد (دلا واله‌، ص‌217). کاخ‌ به‌ شیوة‌ ساختمان‌ چهل‌ستون‌ اصفهان‌، اما با شانزده‌ ستون‌، بنا شده‌ بود. در اطراف‌ کاخ‌، باغی‌ از درختان‌ مرکبات‌ و سرو و شمشاد احداث‌ شده‌ بود. دیوارهای‌ کاخ‌ با تصاویری‌ از مردم‌ چین‌ و انگلیس‌ با پوشاک‌ محلی‌ نقاشی‌ شده‌ بود. ظاهراً کاخ‌ در شورش‌ رازین‌ بر ضد تزار در 1076/ 1668 و گسترش‌ جنگهای‌ او به‌ سواحل‌ ایران‌، مانند اشرف‌ و فرح‌آباد، سوخت‌ و غارت‌ و ویران‌ شد (ملگونوف‌، ص‌ 87 ـ90؛ عسگری‌، ص‌ 166). در حدود 1141، نادر آن‌ را تعمیر کرد و چهل‌ستون‌ نام‌ نهاد، و هنگام‌ جنگ‌ با لزگیها مدتی‌ در آنجا به‌ سر برد (عسگری‌، ص‌ 169ـ 170). کاخ‌ در دورة‌ رضاشاه‌ تعمیر شد و امروز محل‌ ادارة‌ شهرداری‌ است‌. باغ‌ چشمه‌ (چشمه‌ عمارت‌ کنونی‌) نیز از بناهای‌ دورة‌ صفویه‌ است‌ که‌ خرابه‌های‌ آن‌ در جنوب‌شرقی‌ عمارت‌ چهل‌ستون‌ قرار دارد (عسگری‌، ص‌ 199؛ ملگونوف‌، ص‌ 87، 88). باغ‌ صاحب‌ زمان‌ با عمارت‌ چند طبقه‌ که‌ از آن‌ برای‌ برگزاری‌ مراسم‌ و پذیراییهای‌ درباری‌ بهره‌ می‌گرفتند به‌ همین‌ دوره‌ تعلق‌ دارد که‌ امروزه‌ خرابه‌های‌ آن‌ در غرب‌ چهل‌ستون‌ دیده‌ می‌شود (رجوع کنید به ملگونوف‌، ص‌ 88؛ میرزاابراهیم‌، ص‌ 84). عمارت‌ صفی‌آباد بر روی‌ تپه‌ای‌ در ارتفاع‌ 150 متری‌، در یک‌ کیلومتری‌ شمال‌ اشرف‌، به‌ دستور شاه‌ عباس‌ اول‌ احداث‌ شد و دارای‌ رصدخانه‌ بود. این‌ کاخ‌ را شاه‌صفی‌ اول‌ ساخت‌ (ملگونوف‌، ص‌ 90ـ91). کاخ‌ در 1282، در دورة‌ ناصرالدین‌ شاه‌ تعمیر شد (ناصرالدین‌ قاجار، ص‌ 197).در دورة‌ مظفرالدین‌ شاه‌، کاخ‌ صفی‌آباد دچار حریق‌ شد و خسارات‌ زیادی‌ به‌ آن‌ وارد آمد. این‌ کاخ‌ در 1315ش‌ بازسازی‌ و در 1320ش‌ در پی‌ صدماتی‌ که‌ به‌ آن‌ وارد آمد دوباره‌ مرمت‌ شد. امروز کاخ‌ در اختیار نیروی‌ هوایی‌ است‌. کاخ‌ عباس‌آباد، در حدود نه‌ کیلومتری‌ جنوب‌ شرقی‌ شهر اشرف‌ قرار داشت‌. در کنار این‌ کاخ‌ دریاچه‌ای‌ مصنوعی‌ احداث‌ شده‌ و با مجسمه‌ها و تابلوهایی‌ مزین‌ شده‌ بود. استخر و سد و برج‌ مخروبة‌ آن‌ هنوز باقی‌ است‌. باغ‌ خلوت‌ با قصری‌ دو طبقه‌، که‌ حرمسرای‌ شاه‌ عباس‌ بود، یکی‌ دیگر از بناهای‌ این‌ دوره‌ بوده‌ است‌. (ملگونوف‌، ص‌89). ظاهراً محل‌ این‌ باغ‌ را باید در فراش‌محله‌ جستجو کرد. باغ‌ تپه‌ در مشرق‌ چهل‌ستون‌ نیز از آثار تاریخی‌ این‌ شهر بوده‌ که‌ آثاری‌ از آن‌ بر جای‌ نمانده‌ است‌. هر یک‌ از باغها و کاخها با دیوارهای‌ سنگی‌ بلند از یکدیگر مجزا بوده‌اند (همان‌، ص‌ 88).منابع‌: ابن‌اسفندیار، تاریخ‌ طبرستان‌ ، چاپ‌ عباس‌ اقبال‌، تهران‌ [ تاریخ‌ مقدمه‌ 1320 ش‌ ] ؛ ابن‌فقیه‌، مختصر کتاب‌ البلدان‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ 1967؛ اسکندرمنشی‌، تاریخ‌ عالم‌آرای‌ عباسی‌ ، تهران‌ 1350 ش‌؛ محمدحسن‌بن‌ علی‌ اعتمادالسلطنه‌، مرآة‌ البلدان‌ ، چاپ‌ عبدالحسین‌ نوائی‌ و میرهاشم‌ محدث‌، تهران‌ 1367ـ 1368 ش‌؛ حسن‌بن‌ مرتضی‌ حسینی‌ استرآبادی‌، تاریخ‌ سلطانی‌: از شیخ‌صفی‌ تا شاه‌صفی‌ ، چاپ‌ احسان‌ اشراقی‌، تهران‌ 1366 ش‌؛ پیترودلاواله‌، سفرنامة‌ پیترو دلا واله‌: قسمت‌ مربوط‌ به‌ ایران‌ ، ترجمه‌ شعاع‌الدین‌ شفا، تهران‌ 1348 ش‌؛ یا سنت‌لویی‌ رابینو، مازندران‌ و استرآباد ، ترجمة‌ غلامعلی‌ وحید مازندرانی‌، تهران‌ 1365 ش‌؛ سلطانمحمد میرزاقاجار، سفرنامة‌ سیف‌الدوله‌: معروف‌ به‌ سفرنامة‌ مکه‌ ، چاپ‌ علی‌اکبر خداپرست‌، تهران‌ 1364 ش‌؛ شیخعلی‌ گیلانی‌، تاریخ‌ مازندران‌ ، چاپ‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌ 1352 ش‌؛ علی‌بابا عسگری‌، بهشهر: اشرف‌ البلاد ، تهران‌ 1350 ش‌؛ ابوالحسن‌بن‌ محمد امین‌ گلستانه‌، مجمل‌التّواریخ‌ ، چاپ‌ مدرس‌ رضوی‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ ظهیرالدین‌بن‌ نصیرالدین‌ مرعشی‌، تاریخ‌ طبرستان‌ و رویان‌ و مازندران‌ ، چاپ‌ برنارد دارن‌، پطرزبورگ‌ 1850، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1363 ش‌؛ مرکز آمار ایران‌، سرشماری‌ عمومی‌ نفوس‌ و مسکن‌ 1375: نتایج‌ تفصیلی‌ کل‌ کشور ، تهران‌ 1376 ش‌؛ گریگوری‌ والریانوویچ‌ ملگونوف‌، سفرنامة‌ ملگونف‌ به‌ سواحل‌ جنوبی‌ دریای‌ خزر ( 1858 و 1860 م‌. )، تصحیح‌، تکمیل‌ و ترجمة‌ مسعود گلزاری‌، تهران‌ 1364 ش‌؛ جلال‌الدین‌ محمد منجم‌ یزدی‌، تاریخ‌ عباسی‌، یا، روزنامه‌ ملاجلال‌ ، چاپ‌ سیف‌الله‌ وحیدنیا، تهران‌ 1366 ش‌؛ میرزاابراهیم‌، سفرنامة‌ استرآباد و مازندران‌ و گیلان‌ و... ، چاپ‌ مسعود گلزاری‌، تهران‌ 1355 ش‌؛ ناصرالدین‌ قاجار، شاه‌ ایران‌، روزنامة‌ سفر مازندران‌ ، چاپ‌ سنگی‌ تهران‌ 1294، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1356 ش‌؛ محمدصادق‌ نامی‌ اصفهانی‌، تاریخ‌ گیتی‌گشا ، با مقدمة‌ سعید نفیسی‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ آرمین‌ وامبری‌، سیاحت‌ درویشی‌ دروغین‌ در خانات‌ آسیای‌ میانه‌ ، ترجمة‌ فتحعلی‌ خواجه‌ نوریان‌، تهران‌ 1365 ش‌؛ محمدطاهربن‌ حسین‌ وحید قزوینی‌، عباسنامه‌، یا، شرح‌ زندگانی‌ 22 ساله‌ شاه‌عباس‌ ثانی‌ ( 1052ـ1073 )، چاپ‌ ابراهیم‌ دهگان‌، اراک‌ 1329؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم‌ البلدان‌ ، چاپ‌ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ‌ 1866ـ1873، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1965.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

خسرو خسروی

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده