بهرامی فرج الله
معرف
ملقب‌ به‌ دبیر اعظم‌؛ روزنامه‌نگار، هم‌پیمان‌ و مشاور سردار سپه‌ در خلع‌ قاجاریه‌، رئیس‌ دفتر مخصوص‌ رضاشاه‌
متن
بهرامی‌، فرج‌الله‌ ، ملقب‌ به‌ دبیر اعظم‌؛ روزنامه‌نگار، هم‌پیمان‌ و مشاور سردار سپه‌ در خلع‌ قاجاریه‌، رئیس‌ دفتر مخصوص‌ رضاشاه‌. پدر وی‌ محمدعلی‌خان‌ تفرشی‌ پزشک‌ مجاز و از محترمین‌ تبریز بود. بهرامی‌ در 1300 (1261 ش‌) به‌ دنیا آمد و پس‌ از اتمام‌ تحصیلات‌ وارد خدمات‌ دولتی‌ شد و در زمان‌ کودتای‌ [ حوت‌/ اسفند ] 1299 منشی‌ وزارت‌ جنگ‌ بود (مرسلوند، ج‌ 2، ص‌ 113)؛ بعد از آن‌ در وزارت‌ جنگ‌ رئیس‌ دفتر شد (بهار، ج‌ 1، ص‌ 243). هنگام‌ قشون‌کشی‌ رضاخان‌ سردار سپه‌ به‌ گیلان‌ برای‌ نبرد با میرزاکوچک‌خان‌ (1300 ش‌؛ همان‌، ج‌ 1، ص‌ 166) و نیز در سفر خوزستان‌ برای‌ سرکوب‌ شیخ‌ خزعل‌ * [ «قیام‌ سعادت‌» ] رضاخان‌ را همراهی‌ کرد (لورین‌، ص‌ 212). حاصل‌ این‌ سفرها، سفرنامة‌ خوزستان‌ است‌ که‌ به‌ قلم‌ بهرامی‌ است‌ لیکن‌ به‌ نام‌ رضاخان‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌ (رجوع کنید به مکی‌، 1358ـ1359 ش‌، ج‌ 2، ص‌ 562). بهرامی‌ در قضیة‌ جمهوریخواهی‌ رضاخان‌، از این‌ فکر جانبداری‌ می‌کرد و از جمله‌ کسانی‌ بود که‌ به‌ قانون‌ اساسی‌ اهمیت‌ نمی‌دادند (عشقی‌، ص‌ 255، و پانویس‌).مقالات‌ بهرامی‌ در جریدة‌ نوبهار مورد توجه‌ یاران‌ سردار سپه‌ واقع‌ شد (بهار، ج‌ 1، ص‌ 243). وی‌ عضو کمیتة‌ تحولات‌ و انقلاب‌ گردید، که‌ از یاران‌ نزدیک‌ سردار سپه‌ تشکیل‌ شده‌ بود و هدف‌ آن‌، خلع‌ سلسلة‌ قاجار و جایگزینی‌ سلسلة‌ پهلوی‌ و ایجاد ایران‌ نوین‌ بود (مکی‌، 1362ـ1364 ش‌، ج‌ 6، ص‌ 220). در جلسات‌ کمیته‌، بهرامی‌ مانع‌ حملة‌ اعضای‌ نظامی‌ به‌ مجلس‌ می‌شد و آنان‌ را تشویق‌ به‌ اتخاذ تدابیر سیاسی‌ می‌کرد (بهار، همانجا).در اوایل‌ آبان‌ 1304، رضاخان‌ سردار سپه‌، تدین‌، رهنما، بهرامی‌، سید محمد صادق‌ طباطبایی‌، سلیمان‌ میرزااسکندری‌ و احیاءالسلطنه‌ را به‌ منزل‌ خود خواست‌ و با آنان‌، ـ با تسبیحی‌ که‌ برایشان‌ مقدس‌ بود ـ پیمان‌ بست‌ تا قاجار را از سلطنت‌ خلع‌ کنند (مکی‌، 1358ـ1359 ش‌، ج‌ 2، ص‌ 687ـ 688). بهرامی‌ در 1304 ش‌، از شهر تبریز به‌ عضویت‌ اولین‌ مجلس‌ مؤسسان‌ برای‌ خلع‌ قاجاریه‌ انتخاب‌ شد ( سالنامة‌ پارس‌ ، ص‌ 5). وی‌ با آغاز سلطنت‌ رضاشاه‌، به‌ پاس‌ خدماتش‌، توقع‌ وزارت‌ دربار را داشت‌ (مکی‌، 1362ـ1364 ش‌، ج‌ 5، ص‌ 98)، لیکن‌ رئیس‌ دفتر مخصوص‌ شاه‌ شد (1304 ش‌؛ مرسلوند، همانجا). از این‌ پس‌ به‌ شاه‌ نزدیکتر گردید و جزو هفت‌ نفری‌ بود که‌ وظیفة‌ تعلیم‌ به‌ شاه‌ را بر عهده‌ داشتند و بهرامی‌ مسئول‌ آموزش‌ تاریخ‌ و جغرافیا به‌ او شد (مکی‌، 1362ـ1364 ش‌، ج‌ 6، ص‌ 162ـ 163). بهرامی‌ در دربار وظیفة‌ منشیگری‌ و نگارندگی‌ رضاشاه‌ را نیز بر عهده‌ داشت‌ و بسیاری‌ از احکام‌ را او تحریر می‌کرد؛ از جملة‌ آنها حکم‌ عمومی‌ قشون‌ به‌ شمارة‌ 361 بود ( نشریة‌ قشون‌ ، ص‌ 358ـ361؛ مکی‌، 1362ـ1364 ش‌، ج‌ 5، ص‌ 53). بهرامی‌ در کابینة‌ مخبرالسلطنه‌ (1306 ش‌) وزیر پست‌ و تلگراف‌ شد (بهنود، ص‌ 99) و هنگامی‌ که‌ از چشم‌ شاه‌ افتاد (غنی‌، ص‌ 154)، سرپرستی‌ محصلین‌ اعزامی‌ به‌ اروپا در 1307 ش‌ بر عهدة‌ او و حسین‌ علا نهاده‌ شد (بهنود، ص‌ 107). او پس‌ از بازگشت‌ از اروپا استاندار اصفهان‌ و فارس‌ گردید، و در دورة‌ تصدی‌ او بود که‌ آرامگاه‌ حافظ‌ تعمیر شد و در گشایش‌ آن‌ بهرامی‌ خطابة‌ شاعرانه‌ای‌ ایراد کرد (مرسلوند، ج‌ 2، ص‌ 114). در 1313 ش‌، به‌ حکومت‌ خراسان‌ رسید. مسئولیت‌ او در این‌ سمت‌ همزمان‌ با کنگرة‌ هزارة‌ فردوسی‌ بود و وی‌ مسئولیت‌ استقبال‌ از میهمانان‌ را داشت‌ (همانجا).بهرامی‌ سپس‌ مورد خشم‌ شاه‌ قرار گرفت‌ و بازداشت‌ شد، لیکن‌ پس‌ از چندی‌ با وساطت‌ مخبرالسلطنه‌ مهدیقلی‌ هدایت‌ در 1314 ش‌ به‌ همراه‌ رهنما، دشتی‌ و تجدد آزاد شد؛ پس‌ از آن‌ بهرامی‌ به‌ بروجرد و دشتی‌ به‌ بهبهان‌ تبعید شدند ( هدایت‌، ص‌ 412). او در 1319 ش‌، به‌ جرم‌ تماس‌ با سفارت‌ آلمان‌، بار دیگر توسط‌ رکن‌الدین‌ مختاری‌ بازداشت‌ و پس‌ از شهریور 1320 آزاد شد (عبده‌، ج‌ 2، ص‌ 1002، 1034). از آن‌ پس‌ به‌ روزنامه‌نگاری‌ روی‌ آورد و در شفق‌ سرخ‌ به‌ تألیف‌ مقاله‌ پرداخت‌ و به‌ زندگی‌ ادبی‌ اکتفا کرد (مرسلوند، همانجا). وی‌ در سال‌ 1330 ش‌ درگذشت‌.منابع‌: محمدتقی‌ بهار، تاریخ‌ مختصر احزاب‌ سیاسی‌ ایران‌ ، تهران‌ 1357ـ1363 ش‌؛ مسعود بهنود، دولتهای‌ ایران‌ از سید ضیاء تا بختیار ، تهران‌ 1366 ش‌؛ سالنامة‌ پارس‌ ، سال‌ 1 (1305 ش‌)؛ جلال‌ عبده‌، چهل‌ سال‌ در صحنة‌ قضایی‌، سیاسی‌، دیپلماسی‌ ایران‌ و جهان‌ ، تهران‌ 1368 ش‌؛ محمدرضابن‌ ابوالقاسم‌ عشقی‌، کلیات‌ میرزادة‌ عشقی‌ ، چاپ‌ علی‌اکبر مشیر سلیمی‌، تهران‌ 1324 ش‌؛ قاسم‌ غنی‌، زندگی‌ من‌ ، تهران‌ 1361 ش‌؛ سر پرسی‌ لورین‌، شیخ‌ خزعل‌ و پادشاهی‌ رضاخان‌ ، ترجمة‌ محمد رفیعی‌ مهرآبادی‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ حسن‌ مرسلوند، زندگینامة‌ رجال‌ و مشاهیر ایران‌ ، ج‌ 1، تهران‌ 1369 ش‌؛ حسین‌ مکی‌، تاریخ‌ بیست‌ سالة‌ ایران‌ ، تهران‌ 1362ـ 1364 ش‌؛ همو، مدرس‌ قهرمان‌ آزادی‌ ، تهران‌ 1358ـ 1359 ش‌؛ نشریة‌ قشون‌ ، سال‌ 5، ش‌ 11 (1305 ش‌)؛ مهدیقلی‌ هدایت‌، خاطرات‌ و خطرات‌ ، تهران‌ 1363 ش‌؛
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

منیژه ربیعی

حوزه موضوعی

اسلام معاصر

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده