حسن شاهْ ارغون
معرف
معروف به میرزا شاه حسن ارغون، سومین امیر از خاندان ارغونیان در ناحیه سند
متن
حسن‌شاهْ اَرغون، معروف به میرزا شاه حسن ارغون، سومین امیر از خاندان ارغونیان در ناحیه سند. نام وى در منابع همعصرش حسن (براى نمونه رجوع کنید به بابر، ]گ 226ر[؛ فخرى هروى، ص 101ـ102) و در منابع سده بعد از او، حسین ذکر شده است (براى نمونه رجوع کنید به هروى، ج 3، ص520؛ فرشته، ج 2، ص 321). بکرى (متوفى 1019) به هر دو نام اشاره کرده است (رجوع کنید به ص 118ـ119، 124، 127، نیز رجوع کنید به همان، توضیحات داودپوته، ص 315). نسب وى به امیر حسن بصرى از نوادگان ارغون‌خان میرسد. قلمرو خاندان او ابتدا قندهار و سپس ناحیه سند بود. حسن شاه در 896 به دنیا آمد (فخری هروى، تعلیقات راشدى، ص 282ـ283؛ تتوى، بخش نسب‌نامه، نمودار F). در نوجوانى به تحصیل علوم پرداخت. او بر اثر اختلاف با پدر خود، به دربار بابر* رفت و دو سال در آنجا ماند (بکرى، ص 194ـ 195؛ تتوى، ص 16؛ قانع، ص 281).حسن شاه پس از درگذشت پدرش در 928، در نصرپور به حکومت رسید و به نام بابر تیمورى خطبه خواند. قلمرو ارغونیان (رجوع کنید به ارغون*، خاندان) شامل نواحى تَته، سیوستان، بَکّر و بخشهایى از سند بود. حسن شاه تته را تصرف کرد و سپس به بکّر رفت و آنجا را مرکز حکومت خود قرار داد (بکرى، ص117ـ 118، 143ـ144؛ نسیانى تتوى، ص61ـ62؛ نهاوندى، ج 2، ص 296ـ 298؛ تتوى، ص 21).او از 928 تا 931 درگیر جنگهاى پراکنده شد و در 932 سرزمین مُلتان را، که تا 847 در قلمرو سلاطین دهلى قرار داشت، تصرف نمود و براى جلوگیرى از حمله بابر به تته، حاکمى براى آنجا تعیین و تمامى آن سرزمین را به بابر پیشکش کرد و به تته بازگشت (بکرى، ص 148، 156ـ160؛ نهاوندى، ج 1، ص 280، ج 2، ص 303).با به قدرت رسیدن همایون در 937، مناسبات بابریان* و ارغونیان تغییر یافت. در 942، همایون گجرات را تسخیر کرد و از حسن‌شاه خواست که به او بپیوندد. حسن شاه از تته خارج شد، اما در راه از حمله مردم کَلمَتى به تته اطلاع یافت و در نامه‌اى از همایون عذرخواهى کرد و در 945 به تته بازگشت (بکرى، ص 162ـ 166، 168)؛ از این‌رو، مناسبات او و همایون به سردى گرایید و تا 947 جنگهاى پراکنده‌اى براى تصرف تته میان آن دو در نواحى بکّر و سیوستان و مناطقى از سند رخ داد. با بروز اختلاف میان برادران همایون و نیز قحطى در سند، همایون در 949 به اُچ عقب نشست. سرانجام در 950، حسن شاه و همایون پیمان صلح بستند و همایون به قندهار رفت (همان، ص 169، 179؛ نهاوندى، ج 2، ص 306، 308ـ311؛ تتوى، ص 31ـ36).حسن‌شاه در اواخر عمر فلج شد و اداره ناحیه سند به دست افراد نالایق افتاد؛ از این‌رو، در 961، امراى ارغون و ترخان (از حاکمان سند) شورش کردند. پس از کشمکش و گفتگوى امراى ارغون و ترخان، چون حسن شاه فرزند نداشت، میرزا عیسى، پسر میرعبدالعلى ترخان، از خاندان ترخانیان، را به حکومت برگزیدند (کاتبى، ص 78؛ بکرى، ص 184ـ187؛ نهاوندى، ج 2، ص 322؛ تتوى، ص 44ـ45). حسن‌شاه براى اقامت در سیوستان حرکت کرد، ولى در بین راه حالش رو به وخامت گذاشت و در 11 ربیع‌الاول 962 درگذشت. جنازه او را به امانت در تته دفن کردند و عمارتى بر آن ساختند. پس از دو سال، جنازه او را به مکه بردند و در کنار پدرش، شاه‌بیگ، به خاک سپردند (بکرى، ص 191ـ194؛ تتوى، ص 43).از ملازمان حسن‌شاه، مصلح‌الدین لارى و فخرى هراتى بودند. به گفته اغلب مورخان، وى حاکمى عادل و شجاع و دوستدارِ عالمان بود (رجوع کنید به بکرى، ص 195؛ نهاوندى، ج 2، ص 318؛ قانع، ص 278؛ حسنى، ج 4، ص 81). وى زبان فارسى را خوب می دانست و براى آموزش زبان فارسى مدارسى بنانهاد. از وى اشعارى به فارسى و ترکى برجاى مانده است. او در شعر، سپاهى تخلص می کرد (رجوع کنید به فخرى هروى، ص 102ـ 108؛ بکرى، ص 194ـ195؛ آفتاب‌راى لکهنوى، بخش 1، ص 300؛ سدارنگانى، ص 166).منابع : آفتاب راى لکهنوى، تذکره ریاض‌العارفین، چاپ حسام‌الدین راشدى، اسلام‌آباد 1355ـ1361ش؛ بابر، امپراتور هند، بابرنامه، چاپ عکسى از نسخه خطى متعلق به سِرسالار جنگ، چاپ آنت س. بوریج، لندن 1971؛ محمدمعصوم بکرى، تاریخ سند، المعروف به تاریخ معصومى، چاپ عمربن محمد داودپوته، بمبئى 1938؛ میرمحمدبن جلال تتوى، ترخان‌نامه: تاریخ سند در زمان ارغون و ترخان، چاپ حسام‌الدین راشدى، حیدرآباد، سند 1965؛ عبدالحى حسنى، نزهةالخواطر و بهجة المسامع و النواظر، ج 4، حیدرآباد، دکن 1410/1989؛ هرومل سدارنگانى ، پارسیگویان هند و سند، ]تهران[ 1355ش؛ محمدبن امیرى فخرى هروى، تذکره روضة السلاطین و جواهرالعجایب، چاپ حسام‌الدین راشدى، حیدرآباد، پاکستان 1968؛ محمدقاسم‌بن غلامعلى فرشته، تاریخ فرشته (گلشن ابراهیمى)، ]لکهنو[: مطبع منشى نولکشور، ]بی تا.[؛ غلام علی شیر بن عزت‌اللّه قانع، تذکره مقالات الشعراء، چاپ حسام‌الدین راشدى، کراچى 1957؛ سیدى علی بن حسین کاتبى، مرآت الممالک: سفرنامه‌اى به خلیج‌فارس، هند، ماوراءالنهر و ایران، ترجمه از ترکى: محمود تفضلى و على گنجه‌لى، ]تهران[ 1355ش؛ طاهرمحمدبن میان حسن نسیانى تتوى، تاریخ بلده تهته، المعروف به تاریخ طاهرى، چاپ نبى بخش‌خان بلوچ، حیدرآباد، سند 1384/1964؛ عبدالباقى نهاوندى، مآثر رحیمى، چاپ محمد هدایت حسین، کلکته ] 1924[ـ 1931؛ احمدبن محمد مقیم هروى، طبقات اکبرى، چاپ بى. دى و محمد هدایت حسین، کلکته 1927ـ] 1935[.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

علیرضا علاءالدین

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 13
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده