بهرام سقای بخاری
معرف
درویش‌ و شاعر فارسی‌ و ترکی‌گوی‌ قرن‌ دهم‌
متن
بهرام‌ سقای‌ بُخاری‌ ، درویش‌ و شاعر فارسی‌ و ترکی‌گوی‌ قرن‌ دهم‌. نام‌ او شاهْ بِردی‌، معروف‌ به‌ بهرام‌ سقا، و از قبیلة‌ ترکان‌ بیات‌ بود. امین‌ احمد رازی‌ (ج‌ 1، ص‌ 472) او را تُرکِ چغتایی‌ (جغتایی‌) دانسته‌ است‌ که‌ درست‌ نیست‌. بایزید بیات‌، مؤلفِ تذکرة‌ همایون‌ و اکبر ، برادرِ کوچک‌ او بود (بیات‌، ص‌ 234). میرزا کامران‌، پسر بابر که‌ در حدود 950 در افغانستان‌ کنونی‌ حکومت‌ می‌کرد، ادارة‌ امور شهرهای‌ گَرْدیز، نَغَر، بَنْگَش‌، غوربند، ضحاک‌ و بامیان‌ را به‌ بهرام‌ واگذاشته‌ بود؛ اما روزی‌ در موقع‌ آذین‌بندی‌ کابل‌ حالتِ جذبه‌ بر بهرام‌ مستولی‌ شد و او سپاهیگری‌ را ترک‌ گفت‌ و سقایی‌ اختیار کرد و از آن‌ پس‌ خود را بهرام‌ سقا نامید و به‌ ترکستان‌ رفت‌ (همان‌، ص‌ 54ـ55؛ بهرام‌ سقای‌ بخاری‌، گ‌ 58 ر). تذکره‌نویسان‌ او را از مریدانِ حاجی‌محمد خبوشانی‌ (متوفی‌ 958) دانسته‌اند (شفیق‌ اورنگ‌آبادی‌، ص‌ 124؛ هاشمی‌ سندیلوی‌، ج‌ 2، ص‌ 583؛ گوپاموی‌، ص‌ 338؛ بهوپالی‌، ص‌ 40)؛ اما بهرام‌ سقای‌ بخاری‌ در دیوان‌ خود (گ‌193پ‌) قاسم‌ کاهی‌ را «خضر ره‌ خود» ذکر کرده‌ است‌، و او همان‌ سیّد نجم‌الدین‌ ابوالقاسم‌ محمد میانکالی‌ کابلی‌ (متوفی‌ 988) است‌ که‌ نخست‌ از 935 تا 956، سپس‌ از 961 تا 988، به‌ هندوستان‌ رفت‌ و در آگره‌ (اکبرآباد قدیم‌) زندگی‌ می‌کرد و مردی‌ آزادمنش‌ و وارسته‌ بود. همچنین‌ او از میان‌ مشایخ‌ پیشین‌، خود را بندة‌ سالار مسعود (مقتول‌ 424) و شیخ‌ علی‌ لالا (متوفی‌ 642؛ گ‌198پ‌) و «خاکِ رهِ» خواجه‌ بهاءالدین‌ نقشبند بخارایی‌ (متوفی‌ 791) نامیده‌ (گ‌200ر) و در ستایش‌ خواجه‌ عبیداللّه‌ احرار نقشبندی‌ (متوفی‌ 895) دو قصیده‌ سروده‌ است‌ (گ‌ 125 ر، پ‌).او از موطن‌ خود به‌ هندوستان‌ رفت‌ و ظاهراً در 954 در آن‌ دیار به‌ سر می‌برده‌ است‌. در دیوانش‌ (گ‌ 189 ر) قطعه‌ای‌ متعلق‌ به‌ واقعة‌ سال‌ 954 دیده‌ می‌شود که‌ به‌ فرمایش‌ شاه‌ گجرات‌، ظاهراً محمود شاه‌ سوم‌ فرزند لطیف‌ (حک : 944ـ961)، سروده‌ است‌. وی‌ مدتی‌ در چلّه‌ خانة‌ شیخ‌ نظام‌الدین‌ اولیا (متوفی‌ 725) در دهلی‌ بود. سقاخانة‌ او در دروازة‌ قلعة‌ دهلی‌ قرار داشت‌ (بیات‌، ص‌ 234، 237). سپس‌ به‌ آگره‌ رفت‌ و آنجا در محوطة‌ منزل‌ برادر خود سقاخانه‌ای‌ درست‌ کرد. مرید او، درویش‌ نظر، هم‌ در آن‌ شهر در دروازة‌ قلعه‌ سقاخانه‌ای‌ داشت‌ که‌ هر گاه‌ ملازمانِ اکبر پادشاه‌ (حک : 963ـ1014) از آنجا عبور می‌کردند، آب‌ می‌خوردند (همان‌، ص‌ 242ـ243). شهرت‌ بهرام‌ سقّا در هند بیشتر به‌ سبب‌ جذبه‌ای‌ بود که‌ گاهی‌ بر او استیلا می‌یافت‌، و پس‌ از چندی‌، او دوباره‌ به‌ خود می‌آمد (همان‌، ص‌ 235). عده‌ای‌ از مردمِ هند به‌ او عقیده‌ پیدا کردند و به‌ وی‌ پیوستند و به‌ پیروی‌ از او به‌ سقایی‌ فی‌ سبیل‌اللّه‌ پرداختند. بهرام‌ سقای‌ بخاری‌ کفالت‌ آنان‌ را بر عهده‌ داشت‌ و از اکبرشاه‌ برای‌ معاش‌ آنان‌ یاری‌ می‌خواست‌ (گ‌186پ‌، 190پ‌). اکبر نیز به‌ او بسیار احترام‌ می‌گذاشت‌ و التفات‌ داشت‌ (صبا، ص‌ 360؛ خوشگو، ج‌ 1، گ‌37پ‌؛ خلیل‌، ج‌ 3، ص‌ 306). وی‌ که‌ آرزو داشت‌ به‌ مصر و مدینه‌ و بطحا و شام‌ و بغداد سفر کند (بهرام‌ سقای‌ بخاری‌، گ‌109ر)، در 947 از بخارا به‌ مکه‌ و مدینه‌ رفت‌ (گ‌188ر). غزلهایی‌ که‌ پس‌ از مشرّف‌ شدن‌ به‌ حرمین‌ شریفین‌ سروده‌، در دیوانش‌ مضبوط‌ است‌ (گ‌109ر، 113ر، 115ر). وی‌ به‌ مشهد، مزار حضرت‌ رضا علیه‌السلام‌ نیز رفت‌ (گ‌157پ‌). در دیوان‌ او منظومه‌هایی‌ در ستایش‌ پیامبر اکرم‌ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌ چهار خلیفة‌ اول‌، امام‌ حسین‌ و امام‌ رضا علیهماالسلام‌ دیده‌ می‌شود (گ‌4ر، 38ر، 57پ‌، 106ب‌). بهرام‌ سقای‌ بخاری‌ در راه‌ سفر از هندوستان‌ به‌ سراندیب‌ (سریلانکای‌ کنونی‌؛ گ‌193پ‌) درگذشت‌. سالِ وفات‌ وی‌ را 962، 966 و 970 ضبط‌ کرده‌اند، اما از او مثنویهایی‌ در دست‌ است‌ (رجوع کنید به دنبالة‌ مقاله‌) که‌ در 966 سروده‌، ازینرو 970 باید صحیح‌ باشد. قبر او در بَرْدَوان‌ (ایالت‌ بنگال‌) واقع‌ و معروف‌ است‌. علی‌ ابراهیم‌خان‌ خلیل‌ (متوفی‌ 1208) مؤلفِ صحف‌ ابراهیم‌ آن‌ را دیده‌ است‌ (همانجا). بهرام‌ همسر داشت‌ (بیات‌، ص‌ 235)، و می‌گویند که‌ صحبتِ خضر را دریافته‌ بود (علامی‌، ج‌ 1، ص‌ 175).اشعار بهرام‌، نزد مردم‌ شبه‌ قاره‌ شهرت‌ دارد. ظاهراً در ابتدا از شعر و شاعری‌ بی‌خبر و حتی‌ از تحصیل‌ علم‌ محروم‌ بوده‌، اما گفته‌اند که‌ ناگهان‌ در 953 به‌ توجه‌ باطنی‌ شاه‌ قاسم‌ انوار * تبریزی‌ (متوفی‌ 837) شاعر می‌شود (بیات‌، همانجا) و در 954 اولین‌ دیوانِ خود را به‌ پیروی‌ از دیوان‌ قاسم‌ انوار به‌ اتمام‌ می‌رساند (رجوع کنید به بهرام‌ سقای‌ بخاری‌، گ‌187ر؛ بیات‌، ص‌ 55). وی‌ به‌ فارسی‌ و ترکی‌ شعر می‌سرود و چندین‌ دیوان‌ داشت‌ (بدائونی‌، ج‌ 3، ص‌ 243ـ244) و نقل‌ است‌ که‌ بیش‌ از سی‌ هزار بیت‌ غزل‌ سروده‌ بود (نفیسی‌، ج‌ 2، ص‌ 822) اما هر گاه‌ که‌ بیخود می‌شد، اشعار خود را می‌شُست‌ (رجوع کنید به بدائونی‌، ج‌ 3، ص‌ 243ـ244؛ صبا، همانجا). با وجود این‌، دیوانش‌ در زمانِ او موجود و میان‌ مردم‌ مقبول‌ بوده‌ است‌ (بیات‌، ص‌ 55، 235، 243؛ خلیل‌، همانجا؛ بدائونی‌، ج‌ 3، ص‌ 244). آنچه‌ امروز از دیوان‌ فارسی‌ او در دست‌ است‌، مشتمل‌ بر غزلیات‌، مسدسات‌، مخمسات‌، قطعات‌ تاریخ‌، رباعیات‌، ترجیع‌بندها، قصاید، مثنویات‌ و متفرقات‌ است‌. دیوان‌ سقا (نسخة‌ کتابخانة‌ خدابخش‌ پتنه‌، ش‌241، مورخ‌ 1073) حاوی‌ چهار هزار بیت‌ است‌؛ و مؤلف‌ عرفات‌ العاشقین‌ ، دیوان‌ چهار هزار بیتی‌ او را دیده‌ است‌ (بلیانی‌، نسخة‌ خطی‌ خدابخش‌ پتنه‌، گ‌309پ‌). این‌ دیوان‌ تاکنون‌ چاپ‌ نشده‌ اما نسخه‌های‌ دستنویس‌ آن‌ در کتابخانه‌های‌ اروپا، تاجیکستان‌ و هند و پاکستان‌ موجود است‌ (رجوع کنید به منزوی‌، ج‌ 7، ص‌ 722ـ723، ج‌ 9، ص‌ 2120؛ اسپرنگر ، ص‌ 55، 559).اشعار عارفانة‌ او تقلیدی‌ از جلال‌الدین‌ محمد مولوی‌، قاسم‌ انوار و حافظ‌ شیرازی‌ است‌. در اشعار ترکی‌ خود از دیوان‌ نسیمی‌ * (متوفی‌ 820) تتبّع‌ کرده‌ است‌؛ دیوان‌ ترکی‌ او در زمان‌ حیاتش‌ موجود بوده‌ است‌ (بیات‌، ص‌ 55، 235). علی‌ ابراهیم‌خان‌ خلیل‌، نظر برخی‌ را که‌ معتقد بودند بهرام‌ سقای‌ شاعر غیر از بهرام‌ سقای‌ عارف‌ بوده‌ است‌، رد می‌کند؛ به‌ اعتقاد او دیوان‌ سقا از همان‌ کسی‌ است‌ که‌ هم‌ عارف‌ و هم‌ سراینده‌ بوده‌ است‌ (خلیل‌، همانجا).منابع‌: امین‌ احمد رازی‌، هفت‌ اقلیم‌ ، چاپ‌ جواد فاضل‌، تهران‌ [ بی‌تا. ] ؛ عبدالقادربن‌ ملوک‌ شاه‌ بدائونی‌، منتخب‌ التواریخ‌ ، چاپ‌ ولیم‌ ناسیولیس‌ و احمد علی‌ صاحب‌، کلکته‌ 1865ـ1869؛ تقی‌الدین‌ بلیانی‌، عرفات‌ العاشقین‌ و عرصات‌ العارفین‌ ، نسخة‌ خطی‌ کتابخانة‌ خدابخش‌ پتنه‌، ش‌685؛ بهرام‌ سقای‌ بخاری‌، دیوان‌ سقا ، نسخة‌ عکسی‌ کتابخانة‌ مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، ش‌2639ـ2640، از روی‌ نسخة‌ بادلیان‌، ش‌39 Whinfield ، مورخ‌ 1028ق‌؛ نورالحسن‌خان‌بن‌ محمد صدیق‌خان‌ بهوپالی‌، نگارستان‌ سخن‌ ، بهوپال‌ 1292؛ بایزید بیات‌، تذکرة‌ همایون‌ و اکبر ، چاپ‌ محمد هدایت‌ حسین‌، کلکته‌ 1360/1941؛ علی‌ ابراهیم‌ خلیل‌، تذکرة‌ صحف‌ ابراهیم‌ ، نسخة‌ عکسی‌ از نسخة‌ خطی‌ موجود در کتابخانة‌ مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، ش‌ 663؛ بندربن‌ داس‌ خوشگو، سفینة‌ خوشگو ، نسخة‌ عکسی‌ از روی‌ نسخة‌ خطی‌ کتابخانة‌ موزة‌ بریتانیا، ش‌4672 570 ؛ لچهمی‌ نراین‌ شفیق‌ اورنگ‌آبادی‌، شام‌ غریبان‌ ، چاپ‌ محمد اکبرالدین‌ صدیقی‌، کراچی‌ 1977؛ محمد مظفر حسین‌بن‌ محمد یوسفعلی‌ صبا، تذکرة‌ روز روشن‌ ، چاپ‌ محمد حسین‌ رکن‌زادة‌ آدمیت‌، تهران‌ 1343 ش‌؛ ابوالفضل‌بن‌ مبارک‌ علامی‌، آئین‌ اکبری‌ ، نولکشور 1893؛ محمد قدرت‌الله‌ گوپاموی‌، کتاب‌ تذکرة‌ نتایج‌ الافکار ، بمبئی‌ 1336 ش‌؛ احمد منزوی‌، فهرست‌ مشترک‌ نسخه‌های‌ خطی‌ فارسی‌ پاکستان‌ ، اسلام‌آباد 1362ـ1375 ش‌؛ سعید نفیسی‌، تاریخ‌ نظم‌ و نثر در ایران‌ و در زبان‌ فارسی‌ تا پایان‌ قرن‌ دهم‌ هجری‌ ، تهران‌ 1363 ش‌؛ احمد علی‌ هاشمی‌ سندیلوی‌، تذکرة‌ مخزن‌ الغرائب‌ ، چاپ‌ محمد باقر، لاهور 1968ـ1970؛A. Sprenger, A catalogue of the Arabic, Persian and Hindustani manuscripts of the libraries of Oudh , Calcutta 1854.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

عارف نوشاهی

حوزه موضوعی

ادبیات و زبان ها

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده