بهبهانی آقامحمدعلی
معرف
معروف‌ به‌ کرمانشاهی‌، فقیه‌، اصولی‌ و رجالی‌ متنفّذ شیعه‌ در قرن‌ دوازدهم‌ و سیزدهم‌
متن
بهبهانی‌، آقامحمدعلی‌ ، معروف‌ به‌ کرمانشاهی‌، فقیه‌، اصولی‌ و رجالی‌ متنفّذ شیعه‌ در قرن‌ دوازدهم‌ و سیزدهم‌. در 1144 در کربلا به‌ دنیا آمد. پدرش‌ آقامحمدباقر بهبهانی‌ * ، مشهور به‌ وحید و مادرش‌ دختر فقیه‌ بزرگ‌ آقاسیدمحمد طباطبایی‌ (متوفی‌ قبل‌ از 1168)، جدّ علاّ مة‌ بحرالعلوم‌ * (متوفی‌ 1212)، بود (احمد بهبهانی‌، ج‌ 1، ص‌ 131، 133؛ خوانساری‌، ج‌ 2، ص‌ 95؛ مازندرانی‌حائری‌، ج‌ 6، ص‌ 179). او که‌ فرزند ارشد وحید بهبهانی‌ بود، عمدة‌ تحصیلات‌ خود را نزد پدرش‌، در بهبهان‌ به‌ پایان‌ برد و از محضر او استفادة‌ شایانی‌ نمود تا جایی‌ که‌ او را افضل‌ و اعلم‌ شاگردان‌ وحید دانسته‌اند (احمد بهبهانی‌، ج‌1، ص‌ 133؛ خوانساری‌؛ مازندرانی‌حائری‌، همانجاها؛ حرزالدین‌، ج‌ 2، ص‌ 309). در 1159 به‌ همراه‌ پدر به‌ عتبات‌ رفت‌ (احمد بهبهانی‌، ج‌ 1، ص‌ 134؛ دوانی‌، ص‌ 122). دیگر اساتید وی‌ عبارت‌اند از: سیدحسین‌بن‌ ابوالقاسم‌ موسوی‌ خوانساری‌ (متوفی‌ 1191)، جدّ صاحب‌ روضات‌ الجنّات‌ ، که‌ از مشایخ‌ اجازة‌ آقامحمدعلی‌ است‌؛ شیخ‌ یوسف‌ بحرانی‌ (متوفی‌ 1186)؛ آقاحسین‌ خوانساری‌ (متوفی‌ 1191)، فرزند آقاجمال‌ خوانساری‌ (متوفی‌ 1121 یا 1125؛ حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 566؛ خوانساری‌، ج‌ 2، ص‌ 367، ج‌ 7، ص‌ 107، 152، 207؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1372 ش‌، ص‌ 203). آقامحمدعلی‌ در اوان‌ بلوغ‌ به‌ درجة‌ اجتهاد نائل‌ آمد و، به‌ گفتة‌ خود، هرگز از کسی‌ تقلید نکرد (احمد بهبهانی‌، ج‌ 1، ص‌ 133). آقااحمد بهبهانی‌ * فرزند آقامحمدعلی‌ شرح‌ حال‌ او را بتفصیل‌ در مرآت‌ الاحوال‌ ، که‌ سفرنامة‌ او و تذکرة‌ خاندان‌ بهبهانی‌ است‌، نگاشته‌ است‌. به‌ گزارش‌ آقااحمد (ج‌ 1، ص‌ 136)، حوزة‌ درسی‌ آقامحمدعلی‌ در کربلا بود و او با شیوع‌ طاعون‌ در کربلا و نجف‌ و اطراف‌ آن‌، به‌ کاظمین‌ و از آنجا به‌ دستور مؤکد پدرش‌ به‌ کرمانشاه‌ رفت‌ و مورد استقبال‌ گرم‌ مردم‌ و حاکم‌ آنجا الله‌قلی‌خان‌ زنگنه‌ (حک : 1176ـ1199) قرار گرفت‌. خوانساری‌ (ج‌ 7، ص‌ 152) نامة‌ وحید به‌ آقامحمدعلی‌ را که‌ در آن‌ او را به‌ مهاجرت‌ به‌ کرمانشاه‌ امر کرده‌ است‌، ناشی‌ از تقاضای‌ مکرّر مردم‌ کرمانشاه‌ از وحید برای‌ اعزام‌ فرزندش‌ به‌ آن‌ دیار دانسته‌ است‌ (نیز رجوع کنید به حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 562). پس‌ از مدتی‌ تدریس‌ در کرمانشاه‌، عازم‌ رشت‌ شد و مورد توجه‌ قرار گرفت‌ به‌ طوری‌ که‌ مرجعی‌ علمی‌ برای‌ دانشمندان‌ و فضلای‌ شهر به‌ شمار می‌آمد. آقامحمدعلی‌ در رشت‌ مهمترین‌ و بزرگترین‌ اثر خود مقامع‌ الفضل‌ را که‌ شامل‌ پاسخ‌ به‌ سؤالات‌ علمای‌ رشت‌ و نوادر علمی‌ و ادبی‌ است‌، تألیف‌ و چنانکه‌ خود در مقدمه‌ آورده‌ به‌ هدایت‌الله‌خان‌، حاکم‌ آن‌ شهر، هدیه‌ کرد (1192، مطابق‌ عدد ابجدی‌ لفظ‌ «مقامع‌ الفضل‌» و «هدایت‌خان‌ گیلانی‌»؛ مقامع‌ الفضل‌ ، مقدمه‌ و پایان‌ کتاب‌؛ احمد بهبهانی‌، ج‌ 1، ص‌ 136ـ 137، 139؛ نیز رجوع کنید به حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 562 ـ563، 565). سپس‌ به‌ قم‌ رفت‌ و سه‌ سال‌ در آن‌ سامان‌ اقامت‌ گزید تا آنکه‌، به‌ تقاضای‌ مکرّر الله‌قلی‌خان‌ زنگنه‌، به‌ کرمانشاه‌ بازگشت‌. آقامحمدعلی‌، همواره‌ مورد احترام‌ و تعظیم‌ الله‌قلی‌خان‌ و پس‌ از او حاج‌ علی‌خان‌ زنگنه‌ (حک : 1199ـ1209) و مصطفی‌ قلی‌خان‌ زنگنه‌ (حک : 1209ـ1212)، حاکمان‌ کرمانشاه‌، بود. مقام‌ علمی‌ و روحانی‌ وی‌ مورد احترام‌ آقامحمدخان‌ قاجار (متوفی‌ 1211) بود، به‌ طوری‌ که‌ هنگام‌ اقامت‌ در تهران‌، در 1205، بهبهانی‌ را به‌ پیش‌ خود فرامی‌خواند تا نزدش‌ درس‌ بخواند (سپهر، ج‌ 1، ص‌ 60؛ حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 563؛ هدایت‌، 1339 ش‌، ج‌ 9، ص‌ 241). هنگامی‌ که‌ محمدعلی‌خان‌ شام‌بیاتی‌ قاجار به‌ حکومت‌ کرمانشاه‌ رسید (1212) بد سلوکی‌ و اعتراض‌ به‌ آقامحمدعلی‌ و اقدامات‌ او را آغاز کرد، ازینرو فتحعلی‌شاه‌ (حک : 1212ـ1250) که‌ به‌ آقامحمدعلی‌ ارادت‌ داشت‌ و نفوذ او را محترم‌ می‌شمرد، محمدعلی‌خان‌ را عزل‌ و فتحعلی‌خان‌ قاجار، پسر میرزامحمدخان‌، بیگلربیگی‌ تهران‌ را به‌ جای‌ او منصوب‌ کرد که‌ آقامحمدعلی‌ تا پایان‌ عمر مورد احترام‌ و تعظیم‌ او بود (احمد بهبهانی‌، ج‌ 1، ص‌ 139ـ 140، 146ـ147). وی‌ در عید مبعث‌ 1216، در کرمانشاه‌ از دنیا رفت‌. مزار وی‌ در کرمانشاه‌ و بنا به‌ وصیتش‌ بر سر راه‌ زوّار عتبات‌ واقع‌ و معروف‌ به‌ «سر قبر آقا» است‌ (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 147؛ حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 566؛ برای‌ اقوال‌ دیگر در کیفیت‌ مرگ‌ آقامحمدعلی‌ رجوع کنید به پورجوادی‌ و لامبورن‌ ویلسون‌، ص‌ 131؛ ایرانیکا ، ذیل‌ مادّه‌).آقامحمدعلی‌ در بیشتر علوم‌ و فنون‌ تبحّر داشت‌ به‌ طوری‌ که‌ به‌ نقل‌ آقااحمد (ج‌ 1، ص‌ 133)، وحید بهبهانی‌ دربارة‌ او می‌گفت‌: «محمدعلی‌ ما شیخ‌ بهاءالدین‌ این‌ عصر است‌» (نیز رجوع کنید به حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 562؛ نوری‌، ص‌ 127). شهرت‌ علمی‌ آقامحمدعلی‌ به‌ اندازه‌ای‌ بود که‌ صبغة‌الله‌ افندی‌، از علمای‌ عامّه‌ در بغداد که‌ آوازة‌ دانش‌ او را شنیده‌ بود، از او درخواست‌ ملاقات‌ و مذاکرة‌ علمی‌ کرد (مازندرانی‌ حائری‌، ج‌ 6، ص‌ 178ـ179؛ دوانی‌، ص‌ 276؛ تنکابنی‌، ص‌ 199). همچنین‌ میرزامحمد اخباری‌ (مقتول‌ 1232) که‌ خود در بسیاری‌ از دانشها متبحّر بود و با نظریّة‌ اجتهاد و مدافعان‌ آن‌ و در رأس‌ همه‌ وحید بهبهانی‌، اختلاف‌ و عنادی‌ شدید داشت‌، از آقامحمد علی‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از برترین‌ اساتید خود یاد کرده‌ و او را محققی‌ بی‌بدیل‌ و عالمی‌ بی‌نظیر خوانده‌ و خلق‌ و خوی‌ پسندیده‌اش‌ را ستوده‌ است‌. وی‌ حتی‌ پس‌ از مرگ‌ آقامحمدعلی‌، در زمانی‌ که‌ با مجتهدین‌ سخت‌ درافتاده‌ و از سوی‌ شاگردان‌ وحید بهبهانی‌ مورد طعن‌ بود، در عباراتی‌ دیگر باز هم‌ از آقامحمدعلی‌ به‌ نیکی‌ یاد کرده‌ و گمان‌ داشته‌ که‌ وی‌ علی‌رغم‌ مخالفت‌ با صوفیان‌، با اخباریان‌ بر سر مهر بوده‌ است‌ (خوانساری‌، ج‌ 7، ص‌ 138، 152؛ دوانی‌، ص‌ 277؛ حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 566).شیخ‌یوسف‌ بحرانی‌ نیز پس‌ از ملاحظة‌ اولین‌ اثر فقهی‌ وی‌ به‌ نام‌ رسالة‌ قطع‌القال‌ و القیل‌ فی‌ انفعال‌ الماءالقلیل‌ برای‌ او اجازة‌ مبسوط‌ روایی‌ فرستاد (احمد بهبهانی‌، ج‌ 1، ص‌ 134ـ 135). سایر تذکره‌نویسان‌ و دانشمندان‌ نیز آقامحمدعلی‌ را به‌ وفور دانش‌ بلکه‌ نبوغ‌، مهارت‌ در فقه‌ و رجال‌، سرعت‌ انتقال‌، حافظة‌ شگفت‌ و احاطة‌ بر علوم‌ غیرمتعارف‌ ستوده‌اند (مازندرانی‌حائری‌، ج‌ 6، ص‌ 178؛ خوانساری‌، ج‌ 7، ص‌ 150). وی‌ به‌ فقه‌ چهار مذهب‌ احاطه‌ داشت‌ و در سفر خود به‌ مکه‌ (1186)، دو سال‌ در آن‌ دیار اقامت‌ گزید و به‌ روش‌ بعضی‌ از علمای‌ متقدّم‌ به‌ تدریس‌ فقه‌ عامّه‌ پرداخت‌ به‌ طوری‌ که‌ علمای‌ آن‌ دیار در معقول‌ و منقول‌ از درس‌ او بهره‌ می‌بردند. در همین‌ ایام‌ رسالتین‌ فی‌ تاریخ‌ الحرمین‌ را در جغرافیای‌ مکه‌ و مدینه‌ نگاشت‌ و در آن‌ مواقف‌ و مقامات‌ بلاد مزبور را تعیین‌ کرد. اثر مزبور را از نشانه‌های‌ دقت‌ و تتبّع‌ او دانسته‌اند (حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 565؛ شوشتری‌، ص‌ 177؛ احمد بهبهانی‌، ج‌ 1، ص‌ 135).معروفترین‌ شاگردان‌ آقامحمدعلی‌ عبارت‌اند از: علاّ مة‌ بحرالعلوم‌؛ سیدعلی‌ طباطبایی‌ (متوفی‌ 1231)، صاحب‌ ریاض‌المسائل‌ ؛ شیخ‌تقی‌ ملاّ کتاب‌ (متوفی‌ 1250)؛ ملاعباسعلی‌ کزازی‌ کرمانشاهی‌ (حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 566؛ احمد بهبهانی‌، همانجا؛ دوانی‌، ص‌ 279، 284؛ حرزالدین‌، ج‌ 2، ص‌ 310).آقامحمدعلی‌ از دانشمندان‌ پرکار و موفقی‌ بود که‌ در ضمن‌ حضور در صحنة‌ اجتماع‌ و اجرای‌ احکام‌ و حدود شرع‌، 37 اثر علمی‌ از خود به‌ جا گذاشت‌. وی‌ در ادبیات‌ فارسی‌ و عربی‌ به‌ غایت‌ استاد بود. نثر فارسی‌ او، که‌ تا حدودی‌ مصنوع‌ و متکلّفانه‌ است‌، نشان‌ از احاطه‌اش‌ بدین‌ زبان‌ دارد. قریحة‌ وقّاد شعری‌ او نیز از خلال‌ اشعاری‌ که‌ در خیراتیّه‌ (ج‌ 1، ص‌ 147ـ 151، ج‌ 2، ص‌ 506) و سایر آثارش‌ در معارضه‌ با صوفیه‌ آمده‌ و چاشنی‌ طنز و هجو دارد به‌ خوبی‌ آشکار است‌. برجسته‌ترین‌ تألیفات‌ او عبارت‌اند از: مقامع‌ الفضل‌ ، مجموعه‌ای‌ شامل‌ 1192 مسئله‌. در این‌ کتاب‌ ـ که‌ به‌ عقیدة‌ دانشمندان‌ (خوانساری‌، ج‌ 7، ص‌ 150؛ حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 565؛ معصوم‌علیشاه‌، ج‌ 3، ص‌ 175)، گواه‌ صادقی‌ بر تتبّع‌ و عظمت‌ مقام‌ علمی‌ و فقهی‌ مؤلف‌ آن‌ است‌ ـ بعضی‌ فروع‌ فقهی‌ بتفصیل‌ طرح‌ و بحث‌ شده‌ به‌ طوری‌ که‌ هر کدام‌ رسالة‌ مستقلی‌ تشکیل‌ می‌دهد. مقامع‌ به‌ صورت‌ سؤال‌ و جواب‌ و براساس‌ حساب‌ ابجدی‌ تدوین‌ شده‌ و، مؤلف‌ فهرست‌ مبسوطی‌ برای‌ آن‌ تنظیم‌ کرده‌ است‌ (حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 565 ـ566). مقامع‌ در 1275 و 1316 چاپ‌ سنگی‌ شده‌ است‌ (مشار، ج‌ 4، ستون‌ 137؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 22، ص‌ 14)؛ خیراتیّه‌ در ابطال‌ طریقة‌ صوفیّه‌ ، از مهمترین‌ و مفصلترین‌ ردّیّه‌های‌ تصوف‌ است‌ که‌ آقامحمدعلی‌ آن‌ را در 1211 (مطابق‌ با عدد ابجدی‌ « خیرات‌ »)، در اوج‌ مبارزات‌ خود با صوفیان‌ (رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌) تألیف‌ کرد. وی‌ پیش‌ از این‌ در رسالة‌ عربی‌ قطع‌ المقال‌ فی‌ ردّ اهل‌ الضّلال‌ ، مقامع‌ الفضل‌ (ش‌ تصا، غقفح‌، شفد)، سنّة‌ الهدایة‌ (ص‌ 140ـ146)، فتّاح‌ المجامع‌ (که‌ شرح‌ ناتمامی‌ بر مفاتیح‌ الشّرایع‌ فیض‌ کاشانی‌ است‌)، شرح‌ دیباچة‌ مفاتیح‌ الشّرایع‌ ، و مُعترک‌ المقال‌ فی‌ احوال‌ الرّجال‌ به‌ ردّ طریقة‌ صوفیه‌ پرداخته‌ بود ولی‌ لحن‌ او در خیراتیـّه‌ با موارد قبل‌ بکلّی‌ تفاوت‌ دارد و از بالا گرفتن‌ حرکت‌ صوفیان‌ در آن‌ زمان‌ حکایت‌ می‌کند ( خیراتیـّه‌ ، ج‌ 1، ص‌ 36، 66). وی‌ در این‌ اثر با لحنی‌ خطابی‌ و جدلی‌ تصوف‌ را از ابعاد نظری‌، تاریخی‌، مشاهیر، مکاتب‌، آیینها و سلوک‌ نقد و رد کرده‌ و گذشته‌ از آن‌، حکمت‌ و فلسفه‌ را نیز، از آن‌ رو که‌ با ریشه‌های‌ تصوف‌ پیوند دارد به‌ نقد کشیده‌ است‌ (دربارة‌ موضوع‌ اخیر رجوع کنید به همان‌، ج‌ 2، ص‌ 217ـ236). خیراتیـّه‌ در دو جلد با فهارس‌ و تعلیقات‌ چاپ‌ شده‌ است‌. سنّة‌ الهدایة‌ لهدایة‌ السّنّة‌ ، اثری‌ کلامی‌ به‌ فارسی‌ است‌ که‌ در 1227 (مطابق‌ با عدد ابجدی‌ نام‌ کتاب‌) تألیف‌ شده‌ است‌. موضوع‌ این‌ کتاب‌، اثبات‌ حقانیت‌ مذهب‌ امامیه‌ و نقض‌ سایر مذاهب‌ از نظر مسئلة‌ خلافت‌ و امامت‌ است‌. این‌ کتاب‌ را آقامحمدعلی‌ در پی‌ گفتگوهایی‌ که‌ با برخی‌ علمای‌ عامه‌ در کرمانشاه‌ داشت‌ و به‌ شیعه‌ شدن‌ جمعی‌ از ایشان‌ انجامید، و به‌ تقاضای‌ یکی‌ از آنان‌ نگاشت‌. این‌ اثر با عنوان‌ جدید راهبرد اهل‌ سنّت‌ به‌ مسألة‌ امامت‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌؛ الظرائف‌ یا الرغائد و الغرائد در ردّ یهود و نصاری‌ (آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌15، ص‌198).آقامحمد علی‌ آثار قابل‌ ملاحظه‌ای‌ نیز در رجال‌ داشته‌ که‌ مورد تحسین‌ و استفادة‌ رجال‌پژوهانی‌ چون‌ ابوعلی‌ حائری‌ و میرزاحسین‌ نوری‌ (متوفی‌ 1320) بوده‌ است‌ (مازندرانی‌ حائری‌، ج‌ 6، ص‌ 179؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1337 ش‌، ستون‌ 311ـ312؛ همو، 1403، ج‌ 10، ص‌ 134؛ برای‌ بقیة‌ آثار آقامحمد علی‌ کرمانشاهی‌ رجوع کنید به ج‌ 1، مقدمة‌ خیراتیّه‌ ، ص‌ 18ـ20؛ دوانی‌، ص‌ 287ـ288).آقامحمد علی‌ و صوفیه‌ . عمدة‌ شهرت‌ آقامحمدعلی‌، مبارزة‌ جدّی‌ و گستردة‌ او با صوفیه‌ است‌. پیش‌ از او نیز فقها و محدثان‌ با صوفیان‌ معارضاتی‌ داشته‌اند، از آنان‌ باید از علامة‌ حلی‌، محمدطاهر قمی‌، و محمدباقر مجلسی‌ را نام‌ برد. پس‌ از آنکه‌ معصوم‌علیشاه‌ * دکنی‌ به‌ نمایندگی‌ از شاه‌ علیرضای‌ دکنی‌ قطب‌ سلسلة‌ نعمة‌اللهیه‌ (متوفی‌ 1214)، در عصر کریمخان‌زند، از هندوستان‌ به‌ ایران‌ آمد، دعوت‌ مردم‌ به‌ صوفیگری‌ را وجهة‌ همت‌ خود قرار داد و در پی‌ این‌ دعوت‌ مردم‌ بسیاری‌ به‌ او پیوستند. بارزترین‌ مریدان‌ وی‌ فیض‌علیشاه‌ (به‌ اختلاف‌، متوفی‌ 1194 تا 1200) و سپس‌ پسرش‌ نورعلیشاه‌ (متوفی‌ 1212) بودند. پس‌ از چندی‌ مشتاق‌علیشاه‌ (مقتول‌ 1206، در کرمان‌) نیز به‌ جرگة‌ مریدان‌ پیوست‌، و امر تبلیغ‌ و دعوت‌ مردم‌ به‌ صوفیگری‌ از سوی‌ معصوم‌علیشاه‌ به‌ آنان‌ واگذار شد. با بالا گرفتن‌ کار این‌ صوفیان‌ و جذب‌ شدن‌ مردم‌ زیادی‌ به‌ آنان‌ که‌ با حرکتهای‌ دسته‌جمعی‌ از شهری‌ به‌ شهر دیگر همراه‌ بود، علما نسبت‌ به‌ حفظ‌ عقاید و آداب‌ دینی‌ مردم‌ نگران‌ شدند و حکام‌ را از عواقب‌ امر تحذیر کردند؛ به‌ تبع‌ آن‌، برخی‌ از حکام‌ به‌ اخراج‌ صوفیان‌ از شهرها، و در برخی‌ موارد قتل‌ و آزار ایشان‌، دست‌ یازیدند (رجوع کنید به ملکم‌، ج‌ 2، ص‌ 213ـ216؛ معصوم‌علیشاه‌، ج‌ 3، ص‌ 172ـ 173؛ شیروانی‌، 1361 ش‌، ص‌ 656؛ همو، 1315، ص‌ 87 ـ 88، 91ـ92). در این‌ هنگام‌ کرمانشاه‌، به‌ دلیل‌ وجود آقامحمدعلی‌ که‌ حاکم‌ شرع‌ آنجا بود، از نظر اجرای‌ احکام‌ دینی‌ و امنیت‌ اجتماعی‌ از بهترین‌ شهرهای‌ ایران‌ به‌ شمار می‌رفت‌ (شوشتری‌، همانجا؛ ملکم‌، ج‌ 2، ص‌ 225). وقتی‌ صوفیان‌، در مسیر حرکت‌ خود، در شهرهای‌ مختلف‌، به‌ کرمانشاه‌ رسیدند، مجتهد کرمانشاه‌ که‌ این‌ جریان‌ را نوعی‌ گمراهی‌ و مخالفت‌ با شرع‌ می‌دانست‌، به‌ سرکوبی‌ آنان‌ همت‌ گماشت‌.منابع‌ صوفیه‌ (معصوم‌علیشاه‌، ج‌ 3، ص‌ 175؛ شیروانی‌، 1361 ش‌، ص‌ 547؛ نیز رجوع کنید به ایرانیکا ، همانجا)، علت‌ این‌ مخالفت‌ آقامحمدعلی‌ را غالباً حسادت‌ او به‌ دانش‌ معصوم‌علیشاه‌ و اغراض‌ شخصی‌ ذکر کرده‌اند و برخی‌ نیز عمل‌ او را نوعی‌ خطای‌ در اجتهاد دانسته‌اند. این‌ نکته‌ در خور دقت‌ است‌ که‌ پیش‌ از ظهور معصوم‌علیشاه‌، آقامحمدعلی‌ نسبت‌ به‌ تصوف‌ برخوردی‌ جدی‌ نداشت‌ و حتی‌ در مقامع‌ الفضل‌ (ش‌ غقمج‌) لعن‌ بر صوفیه‌ را به‌ طور مطلق‌ جایز نمی‌دانست‌. از نظر وی‌، صوفیگری‌ انحرافی‌ اعتقادی‌ بود و به‌ این‌ سبب‌ پس‌ از فراگیر شدن‌ آن‌ در قالب‌ جریانی‌ اجتماعی‌، با آن‌ مقابله‌ کرد. وی‌ تأکیدی‌ جدی‌ به‌ برقراری‌ آداب‌ و سنن‌ دینی‌ در کرمانشاه‌ داشت‌ (دوانی‌، ص‌ 284) ازینرو حرکت‌ فراگیر متصوّفه‌، که‌ گزارش‌ بهبهانی‌ نوعاً التزام‌ اعتقادی‌ و عملی‌ به‌ شرع‌ نداشتند، از سوی‌ مجتهد کرمانشاه‌ نمی‌توانست‌ نادیده‌ گرفته‌ شود.در 1211، آقامحمد علی‌ بعد از ورود معصوم‌علیشاه‌ به‌ دعوت‌ صوفیان‌ به‌ کرمانشاه‌، وی‌ را دستگیر و در منزل‌ خود محبوس‌ کرد. خبر دستگیری‌ وی‌ به‌ حاجی‌ابراهیم‌خان‌ شیرازی‌، صدراعظم‌ وقت‌، رسید و در پی‌ آن‌ برای‌ روشن‌ شدن‌ سبب‌ دستگیری‌ معصوم‌علیشاه‌ بین‌ ابراهیم‌خان‌ و آقامحمدعلی‌ نامه‌هایی‌ ردّ و بدل‌ شد. آقامحمدعلی‌ در این‌ نامه‌ها بتفصیل‌ عقاید و اعمال‌ صوفیه‌ را گزارش‌ داده‌ و احوال‌ معصوم‌علیشاه‌ و مریدانش‌ را وصف‌ کرده‌ و به‌ شرح‌ چگونگی‌ محاکمة‌ معصوم‌علیشاه‌ و عدم‌ آگاهی‌ وی‌ بر احکام‌ سادة‌ شرعی‌ و فساد عقیده‌اش‌ پرداخته‌ است‌. او با اینکه‌ خود مرجع‌ و حاکم‌ شرع‌ کرمانشاه‌ بود، در این‌ خصوص‌ از علما و مراجع‌ عتبات‌ استشهاد نمود و فتاوا و اظهارات‌ آنان‌ را به‌ همراه‌ آخرین‌ نامه‌اش‌ برای‌ صدراعظم‌ وقت‌ ارسال‌ داشت‌. بنابراین‌ استشهادات‌، علاّ مة‌ بحرالعلوم‌، آقاسیدعلی‌ طباطبایی‌ و سیدمحمد مهدی‌ شهرستانی‌ کفر و فساد معصوم‌علیشاه‌ و نورعلیشاه‌ و اتباع‌ ایشان‌ را قطعی‌ دانسته‌اند. غیر از ایشان‌ علمایی‌ چون‌ ملاّ عبدالصمد همدانی‌ (متوفی‌ 1216) صاحب‌ بحرالمعارف‌ ، که‌ خود ابتدا از شاگردان‌ نورعلیشاه‌ و معصوم‌علیشاه‌ بود، و آقاسیدحسین‌ نهاوندی‌ که‌ دانشمندی‌ عرفان‌مسلک‌ به‌ شمار می‌آمد نیز بی‌اعتنایی‌ آشکار فرقة‌ مزبور را به‌ احکام‌ شرع‌ اعلام‌ کرده‌ و در این‌ میان‌ نهاوندی‌ حکم‌ به‌ حبس‌ ابد معصوم‌علیشاه‌ داده‌ است‌ ( خیراتیّه‌ ، ج‌ 1، ص‌ 89 ـ 93؛ دوانی‌، ص‌ 305ـ307؛ حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 601؛ معصوم‌علیشاه‌، ج‌ 3، ص‌ 179). پس‌ از ملاحظة‌ نامة‌ آقامحمدعلی‌ و استشهادات‌ مزبور، حاجی‌ابراهیم‌ شیرازی‌ از طریقة‌ صوفیه‌ تبری‌ جست‌ و با احترام‌ و تعظیم‌ بسیار به‌ مجتهد کرمانشاه‌، رأی‌ او را در حبس‌ و تکفیر معصوم‌علیشاه‌ تأیید کرد ( خیراتیّه‌ ، ج‌ 1، ص‌ 134ـ136؛ دوانی‌، ص‌ 307ـ308). در همین‌ اوان‌ بود که‌ آقامحمدعلی‌ خیراتیّه‌ را در ردّ صوفیه‌ نگاشت‌ و با فرستادن‌ آن‌ به‌ نزد فتحعلی‌ شاه‌ و حاجی‌ابراهیم‌خان‌ شیرازی‌ بار دیگر نظر موافق‌ ایشان‌ را در قلع‌ و قمع‌ صوفیه‌ جلب‌ کرد (برای‌ مراسلات‌ آقامحمدعلی‌ و فتحعلی‌شاه‌ و صدراعظم‌ او رجوع کنید به خیراتیّه‌ ، ج‌ 1، ص‌ 143ـ145، 152، 153، ج‌ 2، ص‌ 501ـ505، 509ـ510؛ معصوم‌علیشاه‌، ج‌ 3، ص‌ 176ـ179).پس‌ از آنکه‌ آقامحمدعلی‌، معصوم‌علیشاه‌ را توبه‌ داد و وی‌ نپذیرفت‌، او را به‌ قتل‌ رساند و جسدش‌ را در رودخانة‌ قره‌سو انداخت‌ (برای‌ اقوال‌ مختلف‌ دربارة‌ قتل‌ معصوم‌علیشاه‌ به‌ امر آقامحمدعلی‌ بهبهانی‌ رجوع کنید به معصوم‌علیشاه‌، 0ج‌ 3، ص‌ 174ـ175؛ ملکم‌، ج‌ 2، ص‌ 215؛ حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 406؛ هدایت‌، 1344 ش‌، ص‌ 561؛ شیروانی‌، 1361 ش‌، ص‌ 834؛ همو، 1315، ص‌ 224؛ پورجوادی‌ و لامبورن‌ ویلسون‌، ص‌ 128ـ 129). در 1213، فتحعلی‌ شاه‌ به‌ صوابدید آقامحمدعلی‌ و کمک‌ حاجی‌ ابراهیم‌خان‌ شیرازی‌، مظفّر علیشاه‌، مرید نورعلیشاه‌ را با بعضی‌ صوفیان‌ دیگر دستگیر کرد و به‌ کرمانشاه‌ فرستاد. مظفّر علیشاه‌ مدتی‌ در منزل‌ آقامحمدعلی‌ محبوس‌ بود تا آنکه‌ در 1215 مرموزانه‌ از دنیا رفت‌ (حبیب‌آبادی‌، ج‌ 2، ص‌ 558؛ معصوم‌علیشاه‌، ج‌ 3، ص‌ 207ـ208؛ شیروانی‌، 1315، ص‌ 484، همو، 1361 ش‌، ص‌ 547 ـ 548). بعضی‌ منابع‌ (آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 9، قسم‌ 3، ص‌ 1061؛ شیروانی‌، 1315، همانجا) مرگ‌ مظفّر علیشاه‌ را نیز به‌ آقامحمدعلی‌ نسبت‌ داده‌ و منشأ آن‌ را نامة‌ کفرآمیز وی‌ به‌ مرشد خود نور علیشاه‌ در 1211 دانسته‌اند که‌ در آن‌ وی‌ را به‌ صفات‌ خدایی‌ خوانده‌ بود (برای‌ نامة‌ مزبور رجوع کنید به خیراتیّه‌ ، ج‌ 1، ص‌ 96ـ 103). آقامحمدعلی‌ همچنین‌ نمونة‌ دیگری‌ از مکاتبات‌ غلوآمیز صوفیه‌ به‌ مرشد خود را در خیراتیّه‌ (ج‌ 1، ص‌ 93ـ94، 103ـ 133) آورده‌ است‌ و اشعار ایشان‌ را در طعن‌ خودش‌، با اشعاری‌ به‌ همان‌ سبک‌، پاسخ‌ داده‌ است‌. اگرچه‌، تنها قتل‌ معصوم‌علیشاه‌ به‌ دست‌ آقامحمدعلی‌ کرمانشاهی‌ مسلم‌ است‌، ولی‌ از آنجا که‌ از قتل‌ معصوم‌علیشاه‌ در تاریخ‌ و منابع‌ صوفیه‌ به‌ شهادت‌ و نیز فاجعه‌ای‌ دردناک‌ تعبیر شده‌، و غالباً آقامحمدعلی‌ را مسبّب‌ دستگیری‌ و قتل‌ شماری‌ از صوفیان‌ در تهران‌ و شهرهای‌ دیگر دانسته‌اند، او را «صوفی‌کش‌» لقب‌ داده‌ و از او به‌ زشتی‌ یاد کرده‌اند. نیز همکاری‌ و ارادت‌ فتحعلی‌ شاه‌ و صدراعظم‌ او نسبت‌ به‌ آقامحمدعلی‌ را نشانة‌ دنیاپرستی‌ و جاه‌طلبی‌ وی‌ دانسته‌اند (تنکابنی‌، ص‌ 199؛ نفیسی‌، ج‌ 2، ص‌ 43 به‌ بعد؛ شیروانی‌، 1361 ش‌، ص‌ 657، 834؛ همو، 1315، ص‌ 88، 462؛ ایرانیکا ، همانجا؛ پورجوادی‌ و لامبورن‌ ویلسون‌، همانجا).فرزندان‌ آقامحمدعلی‌ . اولاد و نوادگان‌ آقامحمدعلی‌ کرمانشاهی‌ بهبهانی‌ که‌ شماری‌ از آنها از علما و فقهای‌ امامیّه‌اند به‌ «آل‌ آقا» شهرت‌ یافته‌اند. شاخص‌ترین‌ علمای‌ این‌ خاندان‌ عبارت‌اند از: 1) آقامحمد جعفربن‌ محمدعلی‌ بهبهانی‌ (متوفی‌ 1259)، فرزند ارشد آقامحمدعلی‌. در 1178 در کربلا به‌ دنیا آمد و همراه‌ پدرش‌ به‌ ایران‌ مهاجرت‌ کرد. وی‌ نزد پدرش‌ و نیز میرزای‌ قمی‌، در قم‌، میرسید علی‌ طباطبایی‌ و شیخ‌ جعفر کبیر، در عراق‌، به‌ تحصیل‌ پرداخت‌. سپس‌ به‌ کرمانشاه‌ رفت‌ و پس‌ از مرگ‌ پدر عهده‌دار شئون‌ دینی‌ و اجتماعی‌ وی‌ در کرمانشاه‌ شد. وی‌ در کرمانشاه‌ درگذشت‌ و در مقبرة‌ خانوادگی‌ آل‌آقا دفن‌ شد.آقامحمدجعفر را به‌ زهد و گوشه‌گیری‌ و محاسن‌ اخلاق‌ ستوده‌اند. در 1352 قسمتی‌ از آثار او، در حریقی‌ از میان‌ رفت‌. از وی‌ حدود سی‌ اثر خطی‌ موجود است‌ که‌ برخی‌ از آنها عبارت‌اند از: فضایح‌الصّوفیة‌ (قم‌ 1413)؛ انیس‌ الطلاّ ب‌ (تألیف‌ 1235)، در شرح‌ بعضی‌ احادیث‌ و مسائل‌ فقهی‌؛ الجواهر البهیّة‌ فی‌ ترجمة‌الاحکام‌الالهیّة‌ به‌ فارسی‌؛ تحفة‌ الابرار به‌ فارسی‌ ، در تاریخ‌، از رحلت‌ پیامبر تا سلطنت‌ شاه‌ اسماعیل‌ صفوی‌؛ التکملة‌ فی‌ شرح‌ التبصرة‌ (10 ج‌)؛ المصابیح‌ المُنیفة‌ ، شرح‌ مَزجی‌ بر دیباچة‌ مفاتیح‌ الشّرایع‌ فیض‌ کاشانی‌ (احمد بهبهانی‌، ج‌ 1، ص‌ 151ـ 154؛ دوانی‌، ص‌ 336؛ محمد جعفر بهبهانی‌، مقدمه‌، ص‌ 7ـ 12؛ برای‌ فهرست‌ آثار رجوع کنید به محمدجعفر بهبهانی‌، مقدمه‌، ص‌ 10ـ 11). 2) آقااحمد بهبهانی‌. 3) آقامحمد اسماعیل‌بن‌ محمدعلی‌ بهبهانی‌ (متوفی‌ ح 1280). در 1192 در رشت‌ به‌ دنیا آمد. مقدمات‌ علوم‌ را نزد پدرش‌ فرا گرفت‌ و برای‌ ادامة‌ تحصیل‌ به‌ عتبات‌ رفت‌ و از محضر پدر همسرش‌، صاحبِ ریاض‌ ، استفاده‌ کرد. وی‌ دو اثر در فقه‌ و اصول‌ داشته‌ که‌ اتمام‌ آنها معلوم‌ نیست‌ (احمد بهبهانی‌، ج‌ 1، ص‌ 154ـ155). 4) آقامحمودبن‌ محمد علی‌ بهبهانی‌ (به‌ اختلاف‌، متوفی‌ 1269 تا 1271). در 1200 در کرمانشاه‌ به‌ دنیا آمد. مقدمات‌ علوم‌ را نزد پدر و برادرانش‌ آقامحمد جعفر و آقااحمد فرا گرفت‌. سپس‌ برای‌ ادامة‌ تحصیل‌ به‌ عتبات‌ رفت‌ و از محضر صاحب‌ ریاض‌ و شیخ‌جعفر کبیر بهره‌ جست‌. به‌ سبب‌ ذوق‌ شعری‌ و علاقة‌ وی‌ به‌ حاج‌میرزاآقاسی‌، وزیر صوفی‌مشرب‌ محمدشاه‌، آقامحمود را از هواداران‌ تصوف‌ قلمداد می‌کنند. در این‌ زمینه‌ آورده‌اند که‌ در مدت‌ محبوس‌ بودن‌ مظفرعلیشاه‌ در خانة‌ آقامحمد علی‌ کرمانشاهی‌، آقامحمود مریض‌ شد و مظفّرعلیشاه‌ که‌ دستی‌ در طبابت‌ داشت‌ او را معالجه‌ کرد و از آن‌ پس‌ آقامحمود به‌ تصوف‌ تمایل‌ و ارادت‌ پیدا کرد (معصوم‌علیشاه‌، ج‌ 1، ص‌ 185، ج‌ 3، ص‌ 208، 469، 471؛ هدایت‌، 1336ـ1340 ش‌، ج‌ 2، بخش‌2، ص‌ 946؛ اعتمادالسلطنه‌، ص‌ 205؛ حبیب‌آبادی‌، همانجا؛ مدرسة‌ عالی‌ سپهسالار، ج‌ 1، ص‌ 544؛ قمی‌، ص‌ 575، پانویس‌ 1؛ ایرانیکا ، همانجا). قطع‌ نظر از مستند نبودن‌ این‌ داستان‌ (پورجوادی‌ و لامبورن‌ ویلسون‌، ص‌ 130ـ131) از ملاحظة‌ آثار و اشعار آقامحمود این‌ نکته‌ روشن‌ می‌گردد که‌ وی‌ نیز مانند پدرش‌ از تصوف‌ و درویشی‌ رایج‌ در عصر خود انتقاد کرده‌ و بر آنان‌ طعن‌ زده‌ است‌ (دوانی‌، ص‌ 350ـ352؛ معصوم‌علیشاه‌، ج‌ 3، ص‌ 470ـ 471). وی‌ در تنبیه‌الغافلین‌ و ایقاظ‌ الراقدین‌ (ص‌ 33ـ 43)، عقاید متصوّفه‌ را برگرفته‌ از عقاید کفّار هند و جوکیان‌ ایشان‌ دانسته‌ و آنها را با یکدیگر مقایسه‌ کرده‌ و در فصول‌ دیگر مانند پدرش‌ آقامحمدعلی‌ در خیراتیّه‌ ، ردّی‌ همه‌جانبه‌ از افکار و آداب‌ صوفیان‌ به‌ دست‌ داده‌ است‌. وی‌ در دزاشیب‌ تهران‌ درگذشت‌ و در کربلا دفن‌ شد (قمی‌؛ اعتمادالسلطنه‌، همانجاها؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 4، ص‌ 447). از آقامحمودکرمانشاهی‌ بجز تنبیه‌ الغافلین‌ ، سی‌ اثر در فقه‌، اصول‌، کلام‌، رجال‌، اخلاق‌، عرفان‌ و شعر به‌ جای‌ مانده‌ است‌ که‌ برخی‌ از آنها عبارت‌اند از: الجنّة‌ الواقیة‌ ، در ردّ اخباریان‌؛ مفتاح‌ النّجاة‌ فی‌ شرح‌ دعاء السّمات‌ به‌ فارسی‌ در عرفان‌؛ معجون‌ الهی‌ یا مهیّج‌ الاشواق‌ ، در اخلاق‌؛ النّخبة‌ الوجیزة‌ (فقه‌ منظوم‌)؛ تحفة‌ السّلاطین‌ یا تحفة‌ الملوک‌ ، در تاریخ‌ ائمة‌ معصومین‌ علیهم‌ السلام‌؛ دیوان‌ غزلیّات‌ ؛ انموذج‌ الرّجال‌ ؛ عکوس‌ الشمّوس‌ ، در فقه‌ (برای‌ بقیة‌ آثار رجوع کنید به دوانی‌، ص‌ 352؛ مدرسة‌ عالی‌ سپهسالار، ج‌ 1، ص‌ 544 ـ 545). 5) آقاعبدالله‌بن‌ محمدجعفربن‌ محمدعلی‌ بهبهانی‌ (متوفی‌ 1289)، از علمای‌ ساکن‌ کرمانشاه‌ که‌ به‌ امور دینی‌ و اجتماعی‌ مردم‌ می‌پرداخت‌. صاحب‌ روضات‌ الجنّات‌ (خوانساری‌، ج‌ 7، ص‌ 152ـ153) از مقام‌ علمی‌ و عملی‌ وی‌ تجلیل‌ بلیغی‌ نموده‌ است‌. آثار او عبارت‌ است‌ از التحفة‌ الجعفریّة‌ که‌ در ده‌ علم‌ نگاشته‌ و یکی‌ از آثار باقیمانده‌ از اوست‌ که‌ به‌ نام‌ پدرش‌ تصنیف‌ کرده‌، و چند رسالة‌ فقهی‌ (دوانی‌، ص‌337). 6) آقامحمدتقی‌بن‌ محمدجعفربن‌ محمدعلی‌ بهبهانی‌ (متوفی‌ 1299). دارای‌ تألیفاتی‌ است‌ در فقه‌ و اصول‌، از جمله‌ شرح‌ زبدة‌ الاصول‌ ؛ تعلیقه‌ بر مبادی‌ الاصول‌ ؛ حاشیه‌ بر حاشیة‌ ملاّ عبدالله‌ در منطق‌ (همانجا).منابع‌: محمدمحسن‌ آقابزرگ‌ طهرانی‌، الذریعة‌ الی‌ تصانیف‌ الشیعة‌ ، چاپ‌ علی‌نقی‌ منزوی‌ و احمد منزوی‌، بیروت‌ 1403/1983؛ همو، الکواکب‌ المنتشره‌ فی‌القرن‌ الثانی‌ بعدالعشرة‌ ، چاپ‌ علینقی‌ منزوی‌، تهران‌ 1372 ش‌؛ همو، مصفی‌ المقال‌ فی‌ مصنفی‌ علم‌الرجال‌ ، چاپ‌ احمد منزوی‌، تهران‌ 1337 ش‌؛ محمدحسن‌بن‌ علی‌ اعتمادالسلطنه‌، المآثر و الا´ثار ، در چهل‌ سال‌ تاریخ‌ ایران‌ ، چاپ‌ ایرج‌ افشار، ج‌ 1، تهران‌ 1363 ش‌؛ آقامحمدعلی‌ بهبهانی‌ (آقامحمدعلی‌ کرمانشاهی‌)، خیراتیّه‌ در ابطال‌ طریقة‌ صوفیّه‌ ، قم‌ [ بی‌تا. ] ؛ همو، راهبرد اهل‌ سنّت‌ به‌ مسألة‌ امامت‌ = سنة‌الهدایة‌ لهدایة‌ السنة‌ ، قم‌ 1373 ش‌؛ همو، مقامع‌ الفضل‌ ، چاپ‌ سنگی‌ تهران‌ 1275؛ احمدبن‌ محمدعلی‌ بهبهانی‌، مرآت‌ الاحوال‌ جهان‌نما: سفرنامه‌ ، قم‌ 1373 ش‌؛ محمدجعفربن‌ محمدعلی‌ بهبهانی‌، فضایح‌ الصوفیّة‌ ، قم‌ 1413؛ محمودبن‌ محمدعلی‌ بهبهانی‌، تنبیه‌ الغافلین‌ و ایقاظ‌ الراقدین‌ در رد صوفیه‌ ، در محمدجعفربن‌ محمدعلی‌ بهبهانی‌، فضایح‌ الصوفیّة‌ ، قم‌ 1413؛ محمدبن‌ سلیمان‌ تنکابنی‌، قصص‌ العلماء ، تهران‌ [ بی‌تا. ] ؛ محمدعلی‌ حبیب‌آبادی‌، مکارم‌ الا´ثار در احوال‌ رجال‌ دورة‌ قاجار ، ج‌ 2، اصفهان‌ 1342 ش‌؛ محمدبن‌ علی‌ حرزالدین‌، معارف‌ الرجال‌ فی‌ تراجم‌ العلماء و الادباء ، قم‌ 1405؛ محمدباقربن‌ زین‌العابدین‌ خوانساری‌، روضات‌الجنات‌ فی‌ احوال‌ العلماء و السادات‌ ، چاپ‌ اسدالله‌ اسماعیلیان‌، قم‌ 1390ـ1392؛ علی‌ دوانی‌، آقامحمد باقربن‌ محمد اکمل‌ اصفهانی‌ معروف‌ به‌ وحید بهبهانی‌ ، تهران‌ 1362 ش‌؛ محمدتقی‌ سپهر، ناسخ‌التواریخ‌: سلاطین‌ قاجاریه‌ ، چاپ‌ محمدباقر بهبودی‌، تهران‌ 1344ـ1345 ش‌؛ عبداللطیف‌بن‌ ابیطالب‌ شوشتری‌، تحفة‌العالم‌؛ و، ذیل‌ التحفه‌ ، چاپ‌ صمد موحد، تهران‌ 1363 ش‌؛ زین‌العابدین‌بن‌ اسکندر شیروانی‌، بستان‌ السیاحه‌، یا، سیاحت‌نامه‌ ، چاپ‌ سنگی‌ تهران‌ 1315؛ همو، ریاض‌ السیاحه‌ ، چاپ‌ اصغر حامد ربانی‌، تهران‌ [ تاریخ‌ مقدمه‌ 1361 ش‌ ] ؛ عباس‌ قمی‌، فوائد الرضویّه‌: زندگانی‌ علمای‌ مذهب‌ شیعه‌ ، تهران‌ [ تاریخ‌ مقدمه‌ 1327 ش‌ ] ؛ محمدبن‌ اسماعیل‌ مازندرانی‌ حائری‌، منتهی‌ المقال‌ فی‌ احوال‌الرجال‌ ، قم‌ 1416؛ مدرسة‌ عالی‌ سپهسالار. کتابخانه‌، فهرست‌ کتابخانة‌ مدرسة‌ عالی‌ سپهسالار ، ج‌ 1: کتب‌ خطی‌ فارسی‌ و عربی‌ ، تألیف‌ابن‌یوسف‌ شیرازی‌، تهران‌ 1315 ش‌؛ خانبابامشار، مؤلفین‌ کتب‌ چاپی‌ فارسی‌ و عربی‌ ، تهران‌ 1340ـ1344 ش‌؛ محمد معصوم‌بن‌ زین‌العابدین‌ معصوم‌علیشاه‌، طرائق‌ الحقائق‌ ، چاپ‌ محمد جعفر محجوب‌، تهران‌ 1339ـ1345 ش‌؛ جان‌ ملکم‌، تاریخ‌ ایران‌ ، ترجمة‌ اسماعیل‌ حیرت‌، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1362 ش‌؛ سعید نفیسی‌، تاریخ‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ ایران‌ در دورة‌ معاصر ، تهران‌ 1361 ش‌؛ حسین‌بن‌ محمدتقی‌ نوری‌، الفیض‌ القدسی‌ فی‌ ترجمة‌ العلامة‌ المجلسی‌ ، در مجلسی‌، بحارالانوار ، ج‌ 102، بیروت‌ 1403/1983؛ رضاقلی‌بن‌ محمدهادی‌ هدایت‌، تذکرة‌ ریاض‌العارفین‌ ، چاپ‌ مهرعلی‌ گرگانی‌، تهران‌ [ 1344 ش‌ ] ؛ همو، مجمع‌ الفصحا ، چاپ‌ مظاهر مصفّا، تهران‌ 1336ـ1340 ش‌؛ همو، ملحقات‌ تاریخ‌ روضة‌الصفای‌ ناصری‌ ، در میرخواند، تاریخ‌ روضة‌الصفا ، ج‌ 8 ـ10، تهران‌ 1339 ش‌؛Encyclopaedia Iranica , s.v. "Behbaha ¦n ¦â, A ¦qa ¦Moh ¤ammad- ـ Ali" (by Hamid Algar); Nasrollah Pourjavady and Peter Lamborn Wilson, Kings of love: the poetry and history of the Ni ـ matulla ¦h i ¦Sufi order , preface by Seyyed Hossein Nasr, Tehran 1978.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمدهانی ملازاده

حوزه موضوعی

فقه وحقوق

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده