بهارستان (۲)
معرف
بهارستان‌(2) ،# نام‌ باغ‌ و مجموعة‌ بنا، و میدانی‌ در مرکز تهران‌ از سدة‌ سیزدهم‌.
متن
بهارستان‌(2) ، نام‌ باغ‌ و مجموعة‌ بنا، و میدانی‌ در مرکز تهران‌ از سدة‌ سیزدهم‌.1) باغ‌ و بنا . قدیمترین‌ آگاهیها دربارة‌ زمینهای‌ این‌ بنا به‌ زمان‌ فتحعلی‌ شاه‌ قاجار (1212ـ1250) باز می‌گردد. در آن‌ زمان‌ باغهای‌ بزرگ‌ نگارستان‌، بهارستان‌ و نظامیه‌ در حوالی‌ میدان‌ بهارستانِ کنونی‌ (رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌) قرار داشت‌ (انوار، ص‌ 42). مالک‌ باغ‌ بهارستان‌، محمد حسن‌ خان‌ سردار، آن‌ را به‌ علیخان‌ حاجب‌الدوله‌ مقدم‌ مراغه‌ای‌ (متوفی‌ 1285) فروخت‌. علیخان‌ این‌ باغ‌ را گرو گذاشت‌ و چون‌ دیون‌ خود را نپرداخت‌، باغ‌ به‌ میرزاحسین‌خان‌ قزوینی‌، مشیرالدوله‌ سپهسالار اعظم‌ (1241ـ 1298) فروخته‌ شد (همان‌، ص‌ 42ـ43). در 1293، میرزا مهدی‌خان‌ شقاقی‌، ممتحن‌الدوله‌ (1263ـ1342)، طراحی‌ بنای‌ کاخی‌ را در این‌ باغ‌ به‌ عهده‌ گرفت‌ (ممتحن‌الدوله‌، ص‌ 258؛ برای‌ بناهای‌ دیگر این‌ مجموعه‌ رجوع کنید به سپهسالار * ، مسجد و مدرسه‌). به‌ نظر می‌رسد که‌ سپهسالار در ساختن‌ این‌ بنا، علاوه‌ بر استفادة‌ شخصی‌، هدفهای‌ دیگری‌ نیز در نظر داشته‌ است‌.ناظم‌الاسلام‌کرمانی‌ (ج‌ 1، ص‌ 142) طرح‌ و فضاسازی‌ بهارستان‌ را مؤید این‌ نکته‌ دانسته‌ است‌. دهخدا (ذیل‌ «حسین‌ سپهسالار»)، به‌ شباهت‌ فوق‌العادة‌ این‌ بنا با عمارت‌ مجلس‌ عثمانی‌ در همان‌ سالها اشاره‌ می‌کند.بنای‌ کاخ‌ بهارستان‌ در 1296 (ماده‌ تاریخ‌: باغ‌ ارم‌) به‌ پایان‌ رسید. کتیبة‌ سردر کاخ‌ که‌ تاریخ‌ اتمام‌ بنا بر روی‌ آن‌ نوشته‌ شده‌، اکنون‌ در کتابخانة‌ مجلس‌ موجود است‌. همسر سپهسالار، قمرالسلطنه‌ ماه‌تابان‌ خانم‌ (متوفی‌ 1309)، بر ساختن‌ آن‌ بویژه‌ اتاقهای‌ اندرونی‌ و اقامتگاه‌ زمستانی‌ نظارت‌ داشت‌ (سازمان‌ اسناد ملی‌ ایران‌، ص‌ 269ـ270؛ انوار، ص‌ 44). سردر بنا دو سال‌ بعد، به‌ دستور سپهسالار و با نظارت‌ بواتال‌ و به‌ سرپرستی‌ استاد غلام‌ و سنگتراشی‌ میرزا علی‌اکبر، ساخته‌ شد (وحیدنیا، ص‌ 479؛ اصل‌ نامه‌ حاوی‌ اطلاعات‌ مذکور در موزة‌ مجلس‌ موجود است‌). سپهسالار در همان‌ سال‌ درگذشت‌ و چون‌ فرزندی‌ نداشت‌، عمارت‌ و باغ‌ مذکور بدون‌ تشریفات‌ ضبط‌ شد و در اختیار ناصرالدین‌ شاه‌ (حک :1264ـ1313) قرار گرفت‌. ناصرالدین‌ شاه‌، یحیی‌خان‌ معتمدالملک‌ (بعدها مشیرالدوله‌) برادر سپهسالار، را مأمور نگاهداری‌ آن‌ کرد، و او تصرفی‌ نیمه‌ مالکانه‌ نیمه‌ مباشرانه‌ بر بهارستان‌ یافت‌ (مستوفی‌، ج‌ 1، ص‌ 499؛ در یادداشتهای‌ ناصرالدین‌ شاه‌، از آن‌ به‌ عنوان‌ خانة‌ مشیرالدوله‌ سخن‌ می‌رود رجوع کنید به ص‌ 24ـ25) اما همسر سپهسالار همچنان‌ تا هنگام‌ مرگ‌ در اندرونی‌ بهارستان‌ سکونت‌ داشت‌. در شمال‌غربی‌ بنا نیز، وزارت‌ عدلیه‌ زیر نظر یحیی‌خان‌ مشغول‌ به‌ کار بود (انوار، همانجا؛ در نقشة‌ نجم‌الدوله‌ از تهران‌ این‌ بخش‌ مشخص‌ شده‌ است‌). از عمارت‌ بهارستان‌ برای‌ پذیرایی‌ شخصیتهای‌ برجستة‌ خارجی‌ یا ولیعهد، هر گاه‌ که‌ از تبریز به‌ تهران‌ می‌آمد، استفاده‌ می‌شد (مستوفی‌، همانجا). اما بر خلاف‌ گفتة‌ عبدالله‌ مستوفی‌، ناصرالدین‌ شاه‌ نبود که‌ برای‌ به‌ فراموشی‌ سپردن‌ خاطرة‌ سپهسالار بر این‌ عمارت‌ نام‌ بهارستان‌ نهاد، بلکه‌ از همان‌ ابتدا این‌ باغ‌ و عمارت‌ بهارستان‌ نامیده‌ شد که‌ هم‌ وزنِ نگارستان‌، باغ‌ سلطنتی‌ مجاور آن‌، بود (انوار، همانجا). شاه‌، پس‌ از مرگ‌ قمرالسلطنه‌، اندرونی‌ بهارستان‌ را برای‌ اقامت‌ در اختیار داماد خود غلامعلی‌خان‌، ملیجک‌ دوم‌ ملقب‌ به‌ عزیزالسلطان‌، و همسر او اخترالدوله‌ نهاد (مستوفی‌، ج‌ 1، ص‌ 498؛ اعتمادالسلطنه‌، ص‌ 961). عزیزالسلطان‌ نام‌ بهارستان‌ را به‌ عزیزیه‌ (به‌ تقلید از نام‌ نظامیه‌، باغ‌ جنوبی‌ بهارستان‌) تغییر داد و اضافاتی‌ هر چند بیقواره‌ در آن‌ پدید آورد (انوار، همانجا). در این‌ دوره‌، نمای‌ اصلی‌ بهارستان‌ به‌ صورت‌ بافتهای‌ جناغی‌ ـ حصیری‌ خفته‌ و راسته‌، بدون‌ ستون‌ و با تزیینات‌ گچی‌ ساده‌ بود که‌ الگوهای‌ رایج‌ معماری‌ ایرانی‌ نظیر چلیپا و شکم‌ دریده‌، سه‌ دری‌ و... در آن‌ به‌ چشم‌ می‌خورد (مهندسین‌ مشاور باوند، ج‌ 1، ص‌ 51، 70، ج‌ 2، ص‌ 46).پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ مشروطیت‌ و انعقاد مجلس‌ ملی‌، مجلس‌ که‌ ابتدا در عمارت‌ طاقنمای‌ دربار (تقی‌زاده‌، ج‌ 1، ص‌ 344) و سپس‌ در مدرسة‌ نظام‌ (هدایت‌، ص‌ 142) تشکیل‌ می‌شد، به‌ سبب‌ تنگی‌ جا، در 29 شعبان‌ 1324 به‌ بهارستان‌ منتقل‌ و این‌ عمارت‌ دارالشورای‌ ملی‌ شد (وحیدنیا، ص‌ 476؛ انوار، ص‌ 45) و عبارت‌ «عدل‌ مظفّر» ماده‌ تاریخ‌ تأسیس‌ مجلس‌، به‌ خط‌ رقاع‌ میرزا کلهر (متوفی‌ 1310) و به‌ آب‌ طلا همراه‌ لوح‌ مدور «دارالشورای‌ ملی‌ ایران‌»، بر سر در آن‌ نصب‌ شد (وحیدنیا، همانجا؛ هدایت‌، ص‌ 144؛ تفرشی‌ حسینی‌، ص‌ 206؛ قس‌ ایرانیکا ، ذیل‌ مادّه‌). جلسات‌ مجلس‌ نیز در تالار آینة‌ جنوبی‌ بهارستان‌ تشکیل‌ می‌شد که‌ با تمهیداتی‌، وکلا، روحانیون‌ و تماشاچیان‌ از یکدیگر جدا شده‌ بودند (تقی‌زاده‌، ج‌ 1، ص‌ 355ـ356). سید حسن‌ مدرس‌ (شهادت‌ 1316 ش‌) نیز باغ‌ را از عزیزالسلطان‌ خرید و وقف‌ مجلس‌ کرد (انوار، همانجا). گرچه‌ بهارستان‌ در شوال‌ 1325 شاهد حضور محمد علی‌ شاه‌ و سوگند وفاداری‌ او به‌ قانون‌ اساسی‌ بود (فریدالملک‌ همدانی‌، ص‌ 284)، اما در 23 جمادی‌الاولی‌ 1326 به‌ دستور وی‌ لیاخوف‌ با استقرار شش‌ عراده‌ توپ‌، این‌ عمارت‌ را به‌ گلوله‌ بست‌ (مامونتوف‌، ص‌ 79ـ82). در جریان‌ این‌ واقعه‌ بیشتر ساختمانهای‌ غرب‌ باغ‌ بهارستان‌ که‌ بعدها چاپخانة‌ مجلس‌ گردید، آسیب‌ دید (مصطفوی‌، ج‌ 1، ص‌ 105). حوضخانة‌ بهارستان‌ به‌ آخور اسبان‌ بدل‌ گشت‌ (مامونتوف‌، ص‌ 30) و تمام‌ وسایل‌ و اوراق‌ غارت‌ شد (تقی‌زاده‌، ج‌ 1، ص‌ 365). به‌ نوشتة‌ ملیجک‌ (ج‌ 2، ص‌ 1130، 1248)، تنها چند روزی‌ پس‌ از به‌ توپ‌ بستن‌ بهارستان‌ تمامی‌ سنگهای‌ مرمر، حوض‌ و در و پنجره‌ها به‌ غارت‌ رفته‌ بودند. این‌ ویرانی‌ و دستگیریها و کشتارهای‌ متعاقب‌ چنان‌ بود که‌ مردم‌ تهران‌ اجتماع‌ کلاغها را در باغ‌ بهارستان‌ نشانة‌ عزاداری‌ می‌دانستند (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 1354).پس‌ از فتح‌ تهران‌ و تسخیر عمارت‌ بهارستان‌، مجاهدان‌ آن‌ را مقرّ شورای‌ انقلاب‌ کردند (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 1556) و بار دیگر بهارستان‌ در اختیار مشروطه‌طلبان‌ و هدف‌ گلوله‌های‌ توپی‌ قرار گرفت‌ که‌ از قصر قاجار به‌ سوی‌ آن‌ نشانه‌ می‌رفت‌ (تفرشی‌ حسینی‌، ص‌ 215). با بازگشت‌ آرامش‌، نیروهای‌ مردمی‌ بسرعت‌ به‌ مرمت‌ بهارستان‌ پرداختند (ملیجک‌، ج‌2، ص‌ 1386)، چنانکه‌ شرکت‌ در این‌ بازسازی‌، نوعی‌ تظاهر سیاسی‌ به‌ سود مشروطه‌خواهی‌ محسوب‌ می‌شد. سرپرستی‌ این‌ کار با ارباب‌ کیخسرو (متوفی‌ 1319 ش‌)، شیخ‌ حسن‌خان‌ معمار و برادرش‌ حسین‌خان‌ بود که‌ با هنرمندی‌ و بدون‌ آنکه‌ سقف‌ آینة‌ حوضخانه‌ کمترین‌ آسیبی‌ ببیند، آن‌ را به‌ انجام‌ رساندند (ملکزاده‌، ج‌ 6، ص‌ 1286).در فاصلة‌ سالهای‌ 1291ـ1302 ش‌ در قسمت‌ شرق‌ حوضخانة‌ بهارستان‌، کتابخانة‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ برقرار شد (ایران‌. مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌،ص‌ 16). در روزگار پهلوی‌، بویژه‌ دورة‌ پهلوی‌ اول‌ (1304ـ1320 ش‌)، عمارت‌ بهارستان‌ دستخوش‌ دگرگونیهای‌ بسیار شد: در 1303 ش‌، در غرب‌ بنای‌ اصلی‌، استاد جعفرخان‌ معمارباشی‌ به‌ پیروی‌ از معماری‌ آن‌ روز تهران‌ و با وام‌گیری‌ عناصری‌ از معماری‌ اروپایی‌، بنایی‌ آجری‌ با تزیینات‌ مفصل‌ ساخت‌ (مهندسین‌ مشاور باوند، ج‌ 1، ص‌ 9، ج‌ 2، ص‌ 48). در 18 آذر 1310، در بهارستان‌ آتش‌سوزی‌ نسبتاً وسیعی‌ رخ‌ داد که‌ از اتاق‌ جنب‌ اتاق‌ جلسات‌ خصوصی‌، درست‌ در وسط‌ عمارت‌ آغاز شد و تالار زیبای‌ آینه‌ و سرسرای‌ مجلس‌، اتاق‌ بزرگ‌ تنفس‌ و نقاشیهای‌ دورة‌ قاجاری‌ را از میان‌ برد ( اطلاعات‌ ، ش‌1488، ص‌ 1؛ مهندسین‌ مشاور باوند، ج‌ 1، ص‌ 14؛ عاقلی‌، ج‌ 1، ص‌ 185). این‌ آتش‌سوزی‌ بهانة‌ تغییراتی‌ شد که‌ چهرة‌ بهارستان‌ را بکلی‌ دگرگون‌ کرد (مهندسین‌ مشاور باوند، همانجا). این‌ بار بازسازی‌ بهارستان‌ را ارباب‌ کیخسرو با طراحی‌ مهندسی‌ فرانسوی‌ به‌ نام‌ فورد بر عهده‌ گرفت‌ (همانجا) و جبهة‌ جنوبی‌ را با دستیاری‌ بوریس‌ نامی‌ طراحی‌ کرد (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 52) که‌ نمایی‌ ستوندار و متکلّف‌ («باروک‌ ایرانی‌»؛ برای‌ اطلاع‌ بیشتر رجوع کنید به سمیعی‌، ص‌ 23ـ24) به‌ شیوة‌ معماری‌ اروپایی‌ و شاید به‌ تقلید از مجلس‌ فرانسه‌ بود (مهندسین‌ مشاور باوند، ج‌ 1، ص‌ 15). در بهار 1313، سردر پیشین‌ بهارستان‌ را برای‌ عبور اتومبیل‌ ویران‌ کردند (وحیدنیا، ص‌ 479؛ مهندسین‌ مشاور باوند، ج‌ 1، ص‌ 16). این‌ تغییرات‌، مقدمة‌ ورود عناصر فراوان‌ معماری‌ اروپایی‌ بود (مهندسین‌ مشاور باوند، ج‌ 1، ص‌ 52)، از جمله‌ استفاده‌ از تزیینات‌ فلزی‌ درِ ورودی‌، دستگیره‌ها و فِرفُورژه‌های‌ پنجره‌ها در فاصلة‌ سالهای‌ 1311ـ 1315 ش‌ و تزیینات‌ گچی‌ بیرونی‌ و سنگی‌ به‌ صورت‌ کنده‌کاری‌ (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 52، 60ـ61). در 1315 ش‌، نمای‌ شمالی‌ بهارستان‌ متأخر از معماری‌ دورة‌ هخامنشی‌ و در فضای‌ باستانگرایی‌ غالب‌ در دورة‌ پهلوی‌ اول‌، ناهماهنگ‌ با اجزای‌ دیگر بنا، به‌ طراحی‌ حسن‌ طاهرزاده‌، با ستونهایی‌ که‌ بیشتر مناسب‌ فضای‌ داخلی‌ و تقلیدی‌ از ستونهای‌ آپادانا بود، ساخته‌ شد (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 16، 53) که‌ سرستونهای‌ گاوشکل‌ آن‌ طلیعة‌ باستانگرایی‌ دورة‌ رضا شاهی‌ بود (سمیعی‌، ص‌ 53). بدین‌ترتیب‌، بهارستان‌ به‌ صورت‌ ملغمه‌ای‌ از عناصر معماری‌ بر جا مانده‌ از دورة‌ قاجار، معماری‌ تقلیدی‌ از اروپا و معماری‌ نئوکلاسیک‌ و باستانگرای‌ ایران‌ درآمد.در دورة‌ پهلوی‌ دوم‌ (1320ـ1357 ش‌) بویژه‌ از دهة‌ چهل‌ شمسی‌ به‌ بعد، دوره‌ای‌ از ساخت‌ و ساز، تخریب‌، مرمت‌ و الحاق‌ در بهارستان‌ آغاز شد که‌ به‌ سبب‌ فقدان‌ مدارک‌ کتبی‌ و ثبت‌ نشدنِ چند و چون‌ آن‌، به‌ خوبی‌ قابل‌ بررسی‌ و تاریخگذاری‌ نیست‌. مهمترین‌ این‌ تغییرات‌ در فضای‌ داخلی‌ و به‌ سبب‌ افزایش‌ شمار نمایندگان‌ بود (مهندسین‌ مشاور باوند، ج‌ 1، ص‌ 22ـ23). پس‌ از 1347 ش‌، موجی‌ از تزیینات‌ داخلی‌، عمدتاً گچکاری‌ و آینه‌کاریِ پیشانی‌ پلکان‌ سرسرای‌ ورودی‌؛ مسدود کردن‌ برخی‌ فضاها و الحاق‌ فضاهای‌ جدید از جمله‌ بانک‌ در ضلع‌ غربی‌ بهارستان‌ رخ‌ داد (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 24، 30، 53). به‌ طور کلی‌ در این‌ دوره‌ بر اثر ساده‌انگاری‌ در مرمت‌ بنا و حذف‌ و الحاق‌ بخشهایی‌ که‌ تدابیر ویژه‌ای‌ برای‌ بازسازی‌ آنها لازم‌ بود، بهارستان‌ صدمات‌ بسیار دید. برای‌ نمونه‌ درهای‌ ملیله‌ و منبّت‌کاری‌ و معرّق‌ آن‌ زیر لایه‌ای‌ از رنگ‌ و بتونه‌ (بطانه‌) مدفون‌ شد (تقی‌زاده‌ مطلق‌، ص‌ 135).در 1356 ش‌ بهارستان‌ را در فهرست‌ بناهای‌ تاریخی‌ ثبت‌ کردند (مهندسین‌ مشاور باوند، ج‌ 2، ص‌ 50). پس‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ این‌ بنا مدتی‌ متروک‌ ماند. در حملات‌ موشکی‌ به‌ تهران‌ در جریان‌ جنگ‌ ایران‌ و عراق‌، بر اثر موج‌ انفجار، سقف‌ غلام‌گردشِ سرسرای‌ ورودی‌ بهارستان‌ فرو ریخت‌ (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 30). در آذر 1373، بار دیگر آتش‌سوزی‌ وسیعی‌ در بهارستان‌ رخ‌ داد (تقی‌زاده‌ مطلق‌، ص‌ 134؛ اطلاعات‌ ، ش‌ 21128، ص‌ 2). در آبان‌ 1375، بازسازی‌ بهارستان‌ و مجموعة‌ گرداگرد آن‌ آغاز شد، که‌ با توجه‌ به‌ ویژگیهای‌ اصلی‌ بنا، کاربریهایی‌ چون‌ ایجاد فضاهایی‌ برای‌ نمایشگاه‌، پذیرایی‌ از بازدیدکنندگان‌ و مهمانان‌ رسمی‌ رئیس‌ مجلس‌، برپایی‌ اجتماعات‌ و بخش‌ اداری‌ برای‌ نظارت‌ بر این‌ فعالیتها در برنامة‌ کار قرار گرفت‌ (مهندسین‌ مشاور باوند، ج‌ 2، ص‌ 52 ـ53). در مرداد 1376، بیش‌ از نیمی‌ از مساحت‌ محلهای‌ ویران‌ بازسازی‌ شده‌ و مرحلة‌ دوم‌ مرمت‌ در شرف‌ آغاز بوده‌ است‌ ( اطلاعات‌ ، ش‌21128، همانجا).2) میدان‌ . میدان‌ بهارستان‌ در غرب‌ بنای‌ بهارستان‌ و انتهای‌ خیابان‌ جمهوری‌ (شاه‌ آباد سابق‌) واقع‌ است‌ (شهری‌باف‌، ج‌ 6، ص‌ 378). این‌ خیابان‌ و خیابان‌ اکباتان‌ در غرب‌ و خیابانهای‌ بهارستان‌ و شهید مصطفی‌ خمینی‌ در شرق‌ میدان‌ قرار دارد. در روزگار فتحعلی‌ شاه‌، در حوالی‌ آن‌ مراسم‌ شتر قربانی‌ انجام‌ می‌شد (بنجامین‌، ص‌ 283) اما از روزگار مشروطیت‌، این‌ میدان‌ شاهد برخی‌ از مهمترین‌ رویدادها در تاریخ‌ معاصر ایران‌ بوده‌ است‌؛ از جمله‌ برگزاری‌ اولین‌ جشن‌ ملی‌ در نخستین‌ سالگرد مشروطیت‌ با حضور جمع‌ کثیری‌ از مردم‌ تهران‌ در پانزده‌ جمادی‌الا´خرة‌ 1325 (فریدالملک‌ همدانی‌، ص‌ 276)، ترور اتابک‌ در 21 رجب‌ 1325 (اعظام‌ قدسی‌، ج‌ 1، ص‌ 172ـ173) و به‌ دار آویختن‌ شیخ‌ فضل‌الله‌ نوری‌ در سیزده‌ رجب‌ 1327 (سعیدنیا، ص‌ 39). در جریان‌ اولتیماتوم‌ روسها (1328) نیز بهارستان‌ صحنة‌ تظاهرات‌ بانوان‌ در مخالفت‌ با تسلیم‌ در برابر آن‌ بود (همانجا).نخستین‌ اقدام‌ جدی‌ برای‌ محوطه‌سازی‌ میدان‌ بهارستان‌ در سالهای‌ پس‌ از مشروطیت‌ در ریاست‌ منطق‌الملک‌، رئیس‌ بلدیة‌ تهران‌، انجام‌ شد. به‌ دستور او اطراف‌ میدان‌ درختکاری‌ و برای‌ آبیاری‌ فضای‌ سبز آن‌، یکی‌ دو حوض‌ احداث‌ شد (مستوفی‌، ج‌ 3، ص‌ 237).در اواخر دورة‌ قاجار، بهارستان‌ در جریان‌ جمهوریخواهی‌ سردار سپه‌ شاهد تظاهراتی‌ بر ضدّ جمهوری‌ رضاخانی‌ بود (هدایت‌، ص‌ 366؛ مستوفی‌، ج‌ 3، ص‌ 597؛ عاقلی‌، ج‌ 1، ص‌ 131، 140). پس‌ از استقرار حکومت‌ پهلوی‌، مجسمه‌ای‌ از رضاشاه‌ در میدان‌ بهارستان‌ نصب‌ شد (شهری‌باف‌، ج‌ 3، ص‌ 353). میدان‌ بهارستان‌، که‌ در این‌ دوره‌ مجلس‌ و شاه‌آباد نیز نامیده‌ می‌شد، به‌ صورت‌ گردشگاهی‌ درآمد و بویژه‌ لقانطة‌ (رستوران‌) جنوب‌ آن‌ معروف‌ بود (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 353، 355، ج‌ 3، ص‌ 224ـ 225). در 1316 ش‌ مجسمه‌ای‌ معروف‌ به‌ «فرشتة‌ آزادی‌» که‌ از ماترک‌ سردار اسعد بختیاری‌ برای‌ مجلس‌ خریداری‌ شده‌ بود، در صحن‌ مجلس‌ (جنوب‌ ساختمان‌) نصب‌ گردید (هدایت‌، ص‌ 421؛ بلاغی‌، ج‌ 2، ص‌ 94). همزمان‌ با بازشدن‌ فضای‌ سیاسی‌ ایران‌ و سپس‌ اوجگیری‌ مبارزات‌ برای‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌، میدان‌ بهارستان‌ شاهد تظاهرات‌ متعدد سیاسی‌ بود (عاقلی‌، ج‌ 1، ص‌ 250، 319؛ هدایت‌، 465؛ معتضد، ج‌ 2، ص‌ 590). حضور محمد مصدق‌ نخست‌وزیر ایران‌ در مهر 1330 پس‌ از خودداری‌ نمایندگان‌ مخالف‌ او از تشکیل‌ جلسة‌ مجلس‌ و ایراد نطق‌ (عاقلی‌، ج‌ 1، ص‌ 328)، تظاهرات‌ خونین‌ سی‌ تیر 1331 (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 337)، اجتماع‌ مردم‌ پس‌ از فرار محمدرضاشاه‌ به‌ عراق‌ و سخنرانی‌ حسین‌ فاطمی‌، وزیر امور خارجه‌، برای‌ لغو نظام‌ سلطنتی‌ در 1332 ش‌ (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 351)، تظاهرات‌ فرهنگیان‌ در 1340 ش‌ که‌ منجر به‌ قتل‌ عبدالحسین‌ خانعلی‌ شد (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 123)، ترور حسنعلی‌ منصور در بهمن‌ 1343 (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 182) و سرانجام‌ تظاهرات‌ هواداران‌ قانون‌ اساسی‌ در 1357 ش‌ در آستانة‌ انقلاب‌ اسلامی‌ (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 399) که‌ واپسین‌ حرکت‌ سیاسی‌ جناحهای‌ هوادار سلطنت‌ در ایران‌ محسوب‌ می‌شود، از جمله‌ وقایع‌ درخور اهمیتی‌ است‌ که‌ در میدان‌ بهارستان‌ اتفاق‌ افتاد.در آذر 1375، مجسمه‌ای‌ برنزی‌ از سیدحسن‌ مدرّس‌ * ، به‌ ارتفاع‌ سه‌ متر، کار ملک‌ دادار گروسیان‌ و نادر قشقایی‌، در وسط‌ میدان‌ نصب‌ شد (رجوع کنید به مشخصات‌ نوشته‌ شده‌ بر پایة‌ مجسمة‌ مدرس‌ در بهارستان‌).منابع‌: اطلاعات‌ ، ش‌ 1488، 18 آذر 1310، ش‌ 21128، 28 مـرداد 1376؛ محمدحسن‌بن‌ علی‌ اعتمادالسلطنه‌، روزنامة‌ خاطرات‌ اعتمادالسلطنه‌ ، چاپ‌ ایرج‌ افشار، تهران‌ 1350 ش‌؛ حسن‌ اعظام‌ قدسی‌، خاطرات‌ من‌، یا، روشن‌ شدن‌ تاریخ‌ صدساله‌ ، تهران‌ 1349 ش‌؛ عبدالله‌ انوار، «باغ‌ سردار» در کتاب‌ تهران‌ ، ج‌ 1، گردآوری‌ سیما کوبان‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ ایران‌. مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌. کتابخانه‌، موزه‌ و مرکز اسناد، تاریخچه‌ کتابخانة‌ مجلس‌: اولین‌ کتابخانة‌ رسمی‌ کشور ، تهران‌ 1374 ش‌؛ عبدالحجه‌ بلاغی‌، تاریخ‌ تهران‌ ، قم‌ 1350 ش‌؛ س‌.ج‌. و. بنجامین‌، ایران‌ و ایرانیان‌: عصرناصرالدین‌ شاه‌ ، ترجمة‌ محمدحسین‌ کردبچه‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ احمد تفرشی‌ حسینی‌، روزنامة‌ اخبار مشروطیت‌ و انقلاب‌ ایران‌ ، چاپ‌ ایرج‌ افشار، تهران‌ 1351 ش‌؛ حسن‌ تقی‌زاده‌، مقالات‌ تقی‌زاده‌ ، ج‌ 1: تحقیقات‌ و نوشته‌های‌ تاریخی‌ ، چاپ‌ ایرج‌ افشار، تهران‌ 1349 ش‌؛ محمد تقی‌زاده‌ مطلق‌، «مجلس‌ شورای‌ ملّی‌ سابق‌ بازسازی‌ و مرمت‌ می‌شود»، معماری‌ و شهرسازی‌ ، دوره‌ 6، ش‌ 36 و 37 (مهر ـ آبان‌ ـ آذر ـ دی‌ 1375)؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌ ، زیرنظر محمد معین‌، تهران‌ 1325ـ 1359 ش‌؛ سازمان‌ اسناد ملی‌ ایران‌، تلگرافات‌ عصر سپهسالار: خط‌ تبریز 96ـ1295 ، چاپ‌ محمود طاهری‌ احمدی‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ احمدسعیدنیا، «تهرانِ پایتخت‌»، در کتاب‌ تهران‌ ، ج‌ 5 و 6، تهران‌ 1376 ش‌؛ سیروس‌ سمیعی‌، ستونها و سرستونهای‌ بناهای‌ تهران‌، تهران‌ 1374 ش‌؛ جعفر شهری‌باف‌، تاریخ‌ اجتماعی‌ تهران‌ در قرن‌ سیزدهم‌ ، تهران‌ 1367ـ 1368 ش‌؛ باقر عاقلی‌، روزشمار تاریخ‌ ایران‌ از مشروطه‌ تا انقلاب‌ اسلامی‌ ، تهران‌ 1369ـ1370 ش‌؛ محمدعلی‌ فریدالملک‌ همدانی‌، خاطرات‌ فرید ، چاپ‌ مسعود فرید (قراگزلو)، تهران‌ 1354 ش‌؛ ن‌. پ‌. مامونتوف‌، بمباران‌ مجلس‌ شورای‌ ملّی‌ در سال‌ 1326 هجری‌ قمری‌، حکومت‌ تزار و محمدعلی‌ شاه‌ ، ترجمة‌ شرف‌الدین‌ قهرمانی‌، چاپ‌ همایون‌ شهیدی‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ عبدالله‌ مستوفی‌، شرح‌ زندگانی‌ من‌، یا، تاریخ‌ اجتماعی‌ و اداری‌ دورة‌ قاجاریه‌ ، تهران‌ 1360 ش‌؛ محمدتقی‌ مصطفوی‌، آثار تاریخی‌ طهران‌ ، ج‌ 1، چاپ‌ میرهاشم‌ محدث‌، تهران‌ 1361 ش‌؛ خسرو معتضد، سراب‌ جانشین‌ پسر ، تهران‌ 1374 ش‌؛ مهدی‌ ملکزاده‌، تاریخ‌ انقلاب‌ مشروطیت‌ ایران‌ ، تهران‌ 1363 ش‌؛ غلامعلی‌ ملیجک‌، روزنامه‌ خاطرات‌ عزیزالسلطان‌ ، چاپ‌ محسن‌ میرزائی‌، تهران‌ 1376 ش‌؛ مهدی‌ ممتحن‌الدوله‌، خاطرات‌ ممتحن‌الدوله‌ ، چاپ‌ حسینقلی‌ خانشقاقی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ مهندسین‌ مشاور باوند، طرح‌ مرمت‌ و بازسازی‌ ساختمان‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ سابق‌ ، تهران‌ 1374 ش‌؛ ناصرالدین‌ قاجار، شاه‌ ایران‌، «یادداشت‌های‌ منتشر نشده‌ روزانه‌ ناصرالدین‌ شاه‌»، چاپ‌ پرویز بدیعی‌، گنجینة‌ اسناد: فصلنامة‌ تحقیقات‌ تاریخی‌ ، سال‌ 7، دفتر 1 و 2، ش‌ 25 و 26 (بهار و تابستان‌ 1376)؛ محمدبن‌علی‌ ناظم‌الاسلام‌ کرمانی‌، تاریخ‌ بیداری‌ ایرانیان‌ ، چاپ‌ علی‌اکبر سعیدی‌ سیرجانی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ سیف‌الله‌ وحیدنیا، «عدل‌ مظفر وتاریخچة‌ آن‌»، وحید ، دورة‌ 9، ش‌ 3 (خرداد 1350)؛ مهدیقلی‌ هدایت‌، خاطرات‌ و خطرات‌، تهران‌ 1363 ش‌؛Encyclopaedia Iranica, s.v. "Baha ¦resta ¦n" (by ـ A. A. Sa ـ ¦âd ¦âS ¦ârja ¦n ¦â).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

افسانه منفرد

حوزه موضوعی

هنرومعماری

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده