بهادرشاه دوم
معرف
ابوالمظفر سراج‌الدین‌ محمد بهادر شاه‌ غازی‌، آخرین‌ پادشاه‌ مغولی‌ هند
متن
بهادُرشاه‌ دوم‌ ، ابوالمظفر سراج‌الدین‌ محمد بهادر شاه‌ غازی‌، آخرین‌ پادشاه‌ مغولی‌ هند. در 27 شعبان‌ 1189 در دهلی‌ زاده‌ شد. پسر دوم‌ اکبر شاه‌ ثانی‌ (حک :1221ـ1253) و همسرش‌ لال‌ بائی‌ بود. بهادرشاه‌ یازدهمین‌ فرد از جانشینان‌ بلافصل‌ بابر * ، پادشاه‌ هند، به‌ شمار می‌رفت‌. او در 1253 در قلعة‌ دهلی‌ اسماً به‌ حکومت‌ رسید، اما در واقع‌ حقوق‌بگیر کمپانی‌ هندشرقی‌ بود و اقتدار حقیقی‌ وی‌ به‌ محدودة‌ قلعة‌ سرخ‌ یا قلعة‌ مُعَلّی‌' در دهلی‌ منحصر می‌شد. انگلیسیان‌ که‌ از 1178/1765 بنگال‌ را تصرف‌ کرده‌ بودند، هیچگاه‌ اختیارات‌ شاهان‌ تیموری‌ را از این‌ خاندان‌ سلب‌ نکردند، اما کمپانی‌ هند شرقی‌ ـ که‌ سکه‌های‌ ضرب‌ خود را به‌ جریان‌ انداخته‌ بود ـ نام‌ پادشاه‌ هند را ذکر نمی‌کرد. انگلیسیان‌ از مستمری‌ بهادرشاه‌ کاستند و می‌خواستند در صورتی‌ بر مستمریش‌ بیفزایند که‌ او لقب‌ پادشاه‌ را کنار بگذارد و در بیرون‌ قلعه‌ زندگی‌ کند، اما بهادرشاه‌ نپذیرفت‌. افزون‌ بر مسائل‌ دیگر، بر سر مسئلة‌ ولایتعهدی‌ نیز میان‌ بهادرشاه‌ و انگلیسیان‌ توافق‌ وجود نداشت‌؛ بهادرشاه‌ می‌خواست‌ پسر کوچکش‌ جوان‌بخت‌ ولیعهد شود، اما انگلیسیان‌، میرزا فخرالدین‌ و سپس‌ محمد قویش‌ شکوه‌ را در نظر داشتند. زیرا این‌ دو حاضر بودند به‌ جای‌ لقب‌ پادشاه‌، لقب‌ شاهزاده‌ را بپذیرند. در همین‌ سال‌ نیز شایع‌ شد که‌ پادشاه‌ مذهب‌ خود را تحت‌ تأثیر پیرزاده‌ حسن‌ عسکری‌ شیعی‌ تغییر داده‌ و از پادشاه‌ ایران‌ (کریم‌خان‌ زند) تقاضای‌ کمک‌ کرده‌ است‌. اهالی‌ دهلی‌ نیز در 6 رجب‌ 1273/ 2 مارس‌ 1857 اعلامیه‌ای‌ در مسجد جامع‌ دهلی‌ مشاهده‌ کردند که‌ حاکی‌ از کمک‌رسانی‌ قوای‌ ایران‌ بود.در همان‌ سال‌، دهلی‌ به‌ دست‌ گروه‌ مِیرَت‌ افتاد که‌ نخست‌ در خدمت‌ انگلیسیان‌ بودند و بعد بر آنان‌ شوریدند. آنان‌ پس‌ از کشتن‌ افسران‌ انگلیسی‌، بهادرشاه‌ 82 ساله‌ را به‌ رهبری‌ برگزیدند. وی‌ از حکام‌ و والیان‌ ایالتها دعوت‌ کرد تا به‌ او بپیوندند و دست‌ از اختلافات‌ داخلی‌ بردارند. برخی‌ از حاکمان‌ و زمینداران‌ این‌ دعوت‌ را پذیرفتند، اما برخی‌، از جمله‌ حاکمان‌ پَتیالَه‌ و جُنید، به‌ منظور از بین‌ بردن‌ آخرین‌ یادگار سلطنت‌ تیموری‌ و تسلیم‌ هند به‌ استعمار خارجی‌، از این‌ کار تن‌ زدند و از هیچگونه‌ کمکی‌ به‌ انگلیسیان‌ فروگذار نکردند. اقتدار بهادرشاه‌ در دهلی‌ اعلام‌ شده‌ بود، اما او بر تمامی‌ نیروهای‌ مخالف‌ انگلیسیان‌ تسلط‌ کامل‌ نداشت‌، زیرا آنان‌ تحت‌ نفوذ شاهزادگان‌ جوان‌، بخصوص‌ میرزا مُغَل‌، بودند. در این‌ زمان‌، یکی‌ از فرماندهان‌ مسلمان‌ دهلی‌، به‌ نام‌ بخت‌خان‌ * نیز، که‌ قبلاً در ارتش‌ انگلیسیها خدمت‌ کرده‌ بود، به‌ هواداران‌ بهادرشاه‌ پیوست‌، اما آنان‌ نتوانستند در مقابل‌ انگلیسیان‌ پایداری‌ کنند و در 17 محرم‌ 1274/ 6 سپتامبر 1857، دهلی‌ به‌ تصرف‌ انگلیسیان‌ در آمد و بخت‌خان‌ گریخت‌. بهادرشاه‌ به‌ سبب‌ خدعة‌ میرزا الهی‌بخش‌ که‌ با انگلیسیان‌ از در سازش‌ درآمده‌ بود، از ترک‌ دهلی‌ خودداری‌ کرد و به‌ همراه‌ همسرش‌، زینت‌ مَحَل‌ و پسرش‌، میرزا جوان‌ بخت‌، به‌ آرامگاه‌ همایون‌ پناهنده‌ شد. سرگرد هادسن‌ آرامگاه‌ را به‌ محاصره‌ در آورد تا اینکه‌ بهادرشاه‌ ناگزیر در 2 صفر/ 22 سپتامبر همان‌ سال‌ با امان‌ گرفتن‌، خود را تسلیم‌ نیروهای‌ انگلیس‌ کرد.سر جان‌ لورنس‌، بهادرشاه‌ را یک‌ سال‌ با خواری‌ در زندان‌ نگه‌ داشت‌ تا اینکه‌ در 1274ـ1275/1858 محاکمه‌، و به‌ جرم‌ یاغیگری‌ و کمک‌ به‌ بخت‌خان‌ و کشتار انگلیسیان‌، به‌ رانگون‌ تبعید شد و در 13 جمادی‌الاولی‌ 1279 در همانجا درگذشت‌. در 1242ـ1243/1827، چارلز متکاف‌ نمایندة‌ دائمی‌ دولت‌ انگلستان‌ در دهلی‌، بهادرشاه‌ را محترم‌ترین‌ و فاضل‌ترین‌ شاهزادگان‌ خواند. وی‌ همانند جد خود، شاه‌ عالم‌، شاعر بود و «ظفر» تخلص‌ می‌کرد. محمد ابراهیم‌ ذوق‌، شاعر اردو، معلم‌ ادبی‌ او بود و میرزا غالب‌ دهلوی‌ به‌ دربار او رفت‌ و آمد داشت‌. غزلهای‌ پر سوز و گداز او مدتها در دهلی‌ بر سر زبانها بود. بهادرشاه‌ همچنین‌ خوشنویسی‌ برجسته‌ بود و در موسیقی‌ نیز مهارت‌ داشت‌. او در طراحی‌ باغها و بناها صاحب‌ سلیقه‌ بود. اغلب‌ اوقات‌ به‌ نوشتن‌ و مطالعه‌ و تلاوت‌ قرآن‌ مجید می‌پرداخت‌. از جمله‌ آثار او شرح‌ گلستان‌ ، و چهار دیوان‌ به‌ زبان‌ اردوست‌.منابع‌:Evidence taken before the court appointed for the trial of the King of Delhi , London 1859; J. W. Kaye and G. B. Malleson. History of the Indian mutiny , ed. 1897, vol. II, IV; Parliamentary Return , no. 162 of 1859, East India (King of Delhi); R. B. Saksena, History of Urdu literature , Alla ¦haba ¦d 1927, 96-97; T. G. P. Spear, Twilight of the Mughuls , Cambridge 1951; M. Garcin De Tassy, Histoire de la litإrature hindouie et hindoustanie , Paris 1871, III, 317 ff.;برای‌ صورت‌ کامل‌ منابع‌ رجوع کنید به د.اردو ، ذیل‌ «بهادرشاه‌ ثانی‌».
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

اسپیر ( د. اسلام ) و حسن عسکری ( د. اردو )

حوزه موضوعی

شبه قاره هند و جنوب شرق آسیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده