بولشویکها
معرف
گروهی‌ از مبارزان‌ سیاسی‌ روسی‌ علیه‌ نظام‌ تزاری‌ و پایه‌گذاران‌ حزب‌ کمونیست‌ اتحاد جماهیر شوروی‌ سوسیالیستی‌
متن
بولشویکها ، گروهی‌ از مبارزان‌ سیاسی‌ روسی‌ علیه‌ نظام‌ تزاری‌ و پایه‌گذاران‌ حزب‌ کمونیست‌ اتحاد جماهیر شوروی‌ سوسیالیستی‌. واژة‌ بولشویک‌ ، به‌ معنای‌ اکثریت‌، به‌ جناح‌ اکثریت‌ حزب‌ سوسیال‌ دمکرات‌ روسیه‌ که‌ از 1317/ 1898 به‌ وجود آمده‌ بود اطلاق‌ می‌شود. این‌ حزب‌ از نخستین‌ تشکیلات‌ مارکسیستی‌ در روسیه‌ بود که‌ ولادیمیر ایلیچ‌ اولیانوف‌ (لنین‌) پایه‌گذاری‌ کرد. در دومین‌ کنگرة‌ حزب‌ سوسیال‌ دمکرات‌ کارگران‌ روس‌، در 1321/1903 در لندن‌ دو گروه‌ از اعضای‌ حزب‌ به‌ رهبری‌ لنین‌ و مارتوف‌ در برابر یکدیگر قرار گرفتند و هواداران‌ لنین‌، که‌ در آن‌ جلسه‌ در اکثریت‌ قرار داشتند، بولشویک‌ (اکثریت‌) و هواداران‌ مارتوف‌، منشویک‌ (اقلیت‌) خوانده‌ شدند. (سکوه‌ ، ص‌ 12). بولشویکها معتقد بودند که‌ نظریات‌ مارکس‌ با شرایط‌ روسیه‌ منطبق‌ است‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ در پی‌ کسب‌ قدرت‌ سیاسی‌ بودند (لئونارد، ص‌ 24ـ 25). پس‌ از سقوط‌ نظام‌ تزاری‌، بولشویکها شعارهایی‌ را در عرصه‌های‌ مختلف‌ سیاست‌ داخلی‌ و سیاست‌ خارجی‌ خود مطرح‌ کردند.یکی‌ از شعارهای‌ اصلی‌ بولشویکها در سیاست‌ داخلی‌ خود حق‌ تعیین‌ سرنوشت‌ ملل‌ و اعطای‌ آن‌ به‌ ملیتهای‌ مختلف‌ و نیز مسلمانان‌ بود. با طرح‌ این‌ شعار، در منطقة‌ آسیای‌ مرکزی‌ در برابر توسعة‌ حضور بولشویکها جهت‌گیریهای‌ متفاوتی‌ ظاهر شد. پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ 1335/1917 بسیاری‌ از ملیتهای‌ امپراتوری‌ روسیه‌، همچنین‌ مسلمانان‌ به‌ کسب‌ حقوق‌ از دست‌ رفتة‌ خویش‌ امیدوار شدند. بر اثر این‌ تبلیغات‌، شکافی‌ در میان‌ مسلمانان‌ آسیای‌ مرکزی‌ در برابر بولشویکها به‌ وجود آمد. عده‌ای‌ از آنان‌ در قیام‌ باسماچیان‌ * به‌ جنگ‌ مسلحانه‌ با بولشویکها و نظام‌ کمونیستی‌ مبادرت‌ ورزیدند. عده‌ای‌ دیگر نیز از میان‌ جدیدها * روابط‌ مسالمت‌جویانه‌ و همکاری‌ با بولشویکها را مورد توجه‌ قرار دادند. جدیدها بر اساس‌ برآوردهای‌ خوش‌بینانة‌ خود نسبت‌ به‌ بولشویکها در تحکیم‌ پایه‌های‌ اقتدار آنان‌ در آسیای‌ مرکزی‌ کوشیدند و به‌ ابزاری‌ برای‌ تحکیم‌ مبانی‌ قدرت‌ بولشویکها تبدیل‌ شدند، اما در جریان‌ سرکوب‌ و تصفیه‌های‌ خونین‌ استالین‌ در دهة‌ 1309ش‌/1930 صدمات‌ شدیدی‌ دیدند (کولائی‌، 1377ش‌، ص‌ 214). بولشویکها در سیاست‌ خارجی‌ نیز از شعارهای‌ ظلم‌ستیز خود بهره‌ گرفتند.پیش‌ از پیروزی‌ بولشویکها و شکل‌گیری‌ نظام‌ کمونیستی‌، رفت‌ و آمدهای‌ ایرانیان‌ در منطقة‌ قفقاز، زمینه‌ را برای‌ انتقال‌ اندیشه‌های‌ مارکسیستی‌ و انقلابی‌ از روسیه‌ فراهم‌ آورده‌ بود. فعالیتهای‌ حزب‌ سوسیال‌ دمکرات‌ کارگران‌ روس‌ و انشعاب‌ در آن‌، و سپس‌ تشکیل‌ حزب‌ بولشویک‌ جریانهای‌ سیاسی‌ ایران‌ را تحت‌ تأثیر قرار داده‌ بود. روزنامة‌ ایسکرا (اخگر)، که‌ لنین‌ منتشر می‌ساخت‌، و دیگر نشریات‌ مخفی‌ از طریق‌ کشورهای‌ همسایه‌ و از جمله‌ ایران‌ به‌ روسیه‌ ارسال‌ می‌شد. بیشتر نشریات‌ انقلابی‌ مخالف‌ با نظام‌ تزاری‌ از طریق‌ برلین‌، وین‌، تبریز و ماکو به‌ روسیه‌ می‌رفت‌ ( تاریخ‌ جنبش‌ کارگری‌ و سوسیال‌ دمکراسی‌ در ایران‌ ، ج‌1، ص‌ 130). عده‌ای‌ از سوسیال‌ دمکراتهای‌ ساکن‌ حاجی‌ طرخان‌ و باکو ایسکرا را از طریق‌ ایران‌ به‌ روسیه‌ می‌فرستادند. مجموعة‌ اسناد موجود نشان‌ می‌دهد که‌ در سالهای‌ پایانی‌ قرن‌ سیزدهم‌/نوزدهم‌ و آغاز قرن‌ بعد گروهی‌ از ایرانیان‌ از طریق‌ این‌ نشریات‌ با اندیشه‌های‌ سوسیالیستی‌ و مارکسیستی‌ آشنا شدند. برخی‌ از آنان‌ نیز در جریان‌ جنبش‌ مشروطه‌ با سوسیال‌ دمکراتهای‌ خارج‌ از ایران‌ ارتباط‌ برقرار کرده‌ بودند. با توجه‌ به‌ ظلم‌ و استثمار حکام‌ محلی‌ و مرکزی‌ و شدت‌ فساد، این‌ اندیشه‌ها در برخی‌ مجامع‌ ایران‌ طرفدارانی‌ به‌ دست‌ آورد.بولشویکها از طریق‌ تشکیل‌ سازمان‌ بین‌الملل‌ کمونیستی‌ (کمینترن‌ )، ایجاد و گسترش‌ انقلابهای‌ کمونیستی‌ و انقلاب‌ جهانی‌ کارگری‌ را مورد توجه‌ قرار داده‌ بودند (کولائی‌، 1376ش‌، ص‌43ـ44). انقلابیون‌ روس‌ ارتباط‌ خود را با سوسیال‌ دمکراتهای‌ ایران‌ توسعه‌ دادند. شعارهای‌ ضد ظلم‌ آنان‌ در ایران‌ هواداران‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ یافت‌. مدارک‌ موجود نشان‌ می‌دهد که‌ صورتجلسات‌ کنگره‌ها و اجلاسهای‌ عمومی‌ حزب‌ سوسیال‌ دمکرات‌ کارگران‌ روس‌ به‌ ایران‌ نیز می‌رسید. پس‌ از انشعاب‌ در این‌ حزب‌، عده‌ای‌ از سوسیال‌ دمکراتهای‌ تبریز تحت‌ تأثیر بولشویکها، به‌ ایجاد گروه‌ خاصی‌ از سوسیال‌ دمکراتها توجه‌ یافتند. آنها معتقد بودند که‌، باید برای‌ افزایش‌ آگاهیهای‌ عمومی‌ به‌ تبلیغات‌ پرداخت‌ و مردم‌ را برای‌ یک‌ مبارزة‌ عمومی‌ بسیج‌ کرد. عده‌ای‌ دیگر نیز تحت‌ تأثیر منشویکها ایران‌ را دارای‌ شرایط‌ ذهنی‌ و عینی‌ لازم‌ برای‌ تحولات‌ انقلابی‌ نمی‌دانستند و معتقد بودند که‌ چون‌ هنوز در ایران‌ طبقة‌ کارگر رشد نیافته‌ است‌ باید در انتظار ایجاد زمینه‌های‌ عینی‌ تحول‌ انقلابی‌ بود. ازینرو عده‌ای‌ از سوسیال‌ دمکراتهای‌ تبریز اساساً شرکت‌ در جنبش‌ مشروطه‌ را زیر سؤال‌ قرار می‌دادند. این‌ گروه‌ جنبش‌ مشروطه‌ را دارای‌ تواناییهای‌ لازم‌ برای‌ ایجاد تحول‌ اساسی‌ در ایران‌ نمی‌دانستند.بولشویکها ارتباط‌ با سوسیال‌ دمکراتهای‌ ایرانی‌ را تقویت‌ می‌کردند. گروه‌ سوسیال‌ دمکرات‌ همت‌ در 1322/1904 در باکو تشکیل‌ شد. در جریان‌ انقلاب‌ مشروطه‌ نیز گروهی‌ از سوسیال‌ دمکراتهای‌ قفقاز تحت‌ عنوان‌ «اجتماعیون‌ عامیون‌» گرد آمدند و در تحولات‌ انقلابی‌ تبریز نقش‌ جدّی‌ ایفا کردند. در مشهد نیز با الهام‌ از فعالیت‌ بولشویکها گروه‌ «مجاهدین‌» شکل‌ گرفت‌ که‌ تشکیل‌ مجلس‌ ملی‌ و مشروطیت‌، بسط‌ عدالت‌ و اجرای‌ مساوات‌ را شعارهای‌ خود قرار داده‌ بود. جمعیت‌ مجاهدین‌، آزادی‌ قلم‌ و بیان‌ و مجامع‌ و تشکیلات‌ و اعتصاب‌ را از جمله‌ خواسته‌های‌ خود اعلام‌ کرده‌ بود. بدین‌ ترتیب‌، فعالیت‌ انقلابیون‌ روس‌ و بویژه‌ بولشویکها در مردم‌ ایران‌ که‌ تحت‌ فشارهای‌ شدید داخلی‌ و خارجی‌ به‌ سر می‌بردند، بسیار مؤثر و نافذ بود.لنین‌ در 1327/1909 گئورگی‌ کنستانتینویچ‌ اورجونیکیدزه‌ را برای‌ کمک‌ به‌ سوسیال‌ دمکراتهای‌ ایرانی‌ اعزام‌ کرد. او به‌ سوسیال‌ دمکراتهای‌ رشت‌ کمک‌ کرد تا بیانیة‌ کمونیست‌ (مانیفست‌ کمونیست‌) را به‌ فارسی‌ ترجمه‌ کنند. به‌ ابتکار او در رشت‌ «کلوب‌ انترناسیونال‌» تشکیل‌ شد.بر اساس‌ مدارک‌ موجود، ارتباط‌ نزدیکی‌ میان‌ سوسیال‌ دمکراتهای‌ تبریز با گئورگی‌ پلخانوف‌ و کارل‌ کائوتسکی‌ ، مخالفان‌ منشویک‌ لنین‌، وجود داشت‌. سوسیال‌ دمکراتهای‌ ایرانی‌ آشکارا اختلافات‌ منشویکها و بولشویکها را به‌ خود منتقل‌ کردند و از حل‌ تعارضات‌ ناشی‌ از آن‌ نیز بازماندند. آنها دربارة‌ جنبش‌ مشروطه‌ نیز به‌ تحلیلهای‌ متضاد رسیدند و حتی‌ مشارکت‌ در آن‌ را زیر سؤال‌ بردند. کائوتسکی‌ در نامه‌ به‌ سوسیال‌ دمکراتهای‌ تبریز ضمن‌ اشاره‌ به‌ جنبه‌های‌ مترقی‌ جنبش‌ مشروطه‌ نوشت‌: در نهضت‌ دمکراتیکی‌ که‌ از جانب‌ همة‌ اقشار زحتمکش‌ کشور پشتیبانی‌ می‌شود، همیشه‌ تمایلات‌ ارتجاعی‌ وجود دارد ( تاریخ‌ جنبش‌ کارگری‌ و سوسیال‌ دمکراسی‌ در ایران‌ ، ج‌ 1، ص‌ 26).پس‌ از پیروزی‌ بولشویکها حمایت‌ از هواداران‌ ایرانی‌ آنان‌ بیشتر مورد توجه‌ قرار گرفت‌. در خرداد 1300/ ژوئن‌ 1921 پس‌ از جلسة‌ مشترک‌ دبیران‌ گروههای‌ حزبی‌ ایرانی‌، دربارة‌ تربیت‌ افراد جدید و تجدید سازمان‌ بحث‌ و بررسی‌ شد، سپس‌ سی‌ نفر از بولشویکهای‌ ایرانی‌ برای‌ گذراندن‌ دوره‌های‌ آموزشی‌ لازم‌ به‌ مدرسة‌ حزبی‌ باکو اعزام‌ شدند. هواداران‌ ایرانی‌ بولشویکها در جریان‌ جنگهای‌ داخلی‌ 1297ـ1300/1918ـ1921 در کنار همقطاران‌ روسی‌ خود به‌ نبرد با روسهای‌ سفید و ضد انقلابیون‌ داخلی‌ و خارجی‌ پرداختند.مواضع‌ انقلابی‌ بولشویکها پس‌ از کسب‌ قدرت‌ در روسیه‌ سبب‌ افزایش‌ امیدواری‌ ایرانیها به‌ دگرگونی‌ در سیاست‌ خارجی‌ این‌ کشور و کمک‌ آنان‌ برای‌ رهایی‌ ایران‌ از سلطة‌ بریتانیا گردید. بولشویکها کلیة‌ قراردادهای‌ استعماری‌ زمان‌ تزارها را لغو کردند (منشور گرگانی‌، ص‌ 44ـ 45). لئون‌ تروتسکی‌ کمیسر امور خارجی‌ روسیه‌ به‌ اسدخان‌، کاردار ایران‌ در پتروگراد، رسماً اعلام‌ کرد: «معاهدة‌ 1325/1907 که‌ علیه‌ آزادی‌ و استقلال‌ ملت‌ ایران‌ میان‌ روس‌ و انگلیس‌ بسته‌ شد، ملغی‌ است‌. دولت‌ بولشویکی‌ نه‌ تنها به‌ مجرد خاتمة‌ جنگ‌ نیروهای‌ خود را از ایران‌ خارج‌ می‌سازد، بلکه‌ برای‌ تخلیة‌ ایران‌ از نیروهای‌ عثمانی‌ و انگلیسی‌ نیز می‌کوشد در صحنة‌ بین‌المللی‌ تلاش‌ کند» (مسعود انصاری‌، ج‌ 1، ص‌ 223). به‌ این‌ ترتیب‌، دولت‌ جدید روسیه‌ ارتباط‌ جدیدی‌ با ایران‌ بر اساس‌ احترام‌ متقابل‌ و نفع‌ طرفین‌ مطرح‌ ساخت‌. در این‌ دوره‌ که‌ ایرانیان‌ از ستمهای‌ بیگانگان‌ و ظلم‌ داخلی‌ به‌ جان‌ آمده‌ بودند، بشدت‌ تحت‌ تأثیر این‌ سیاست‌ قرار گرفتند. شعارهای‌ ظلم‌ستیز بولشویکها گروهی‌ از ملی‌گرایان‌ ایرانی‌ را نیز جلب‌ کرده‌ بود. بولشویکها در آغاز دهة‌ 1300 ش‌/1920 با مشکلات‌ شدید سیاسی‌ ـ اقتصادی‌ مواجه‌ بودند. ضد انقلابیون‌ داخلی‌ و خارجی‌ از کلیة‌ ابزارها و امکانات‌ برای‌ سرنگونی‌ دولت‌ جدید بهره‌ می‌گرفتند. بولشویکها که‌ از توسعة‌ انقلاب‌ در اروپا ناامید شده‌ بودند، در پی‌ عدم‌ موفقیت‌ جنبش‌ کمونیستی‌ در اروپا، گسترش‌ انقلاب‌ در شرق‌ را مورد توجه‌ قرار دادند و ایران‌ یکی‌ از مستعدترین‌ کشورها ارزیابی‌ شده‌ بود. بولشویکها با برپایی‌ کنفرانس‌ «ملل‌ شرق‌» در باکو کوشیدند تا در برابر فشارهای‌ اروپاییها متحدان‌ جدیدی‌ از میان‌ مردم‌ محروم‌ و ستمدیده‌ برای‌ خود به‌ دست‌ آورند. پس‌ از پیروزی‌ بولشویکها در نواحی‌ شمالی‌ ایران‌، نیروهای‌ هوادار آلمان‌ فعالیت‌ خود را شدت‌ بخشیدند. ایران‌ اساساً برای‌ توسعة‌ جنبش‌ انقلابی‌ شرایط‌ مساعدی‌ داشت‌. پس‌ از جنبش‌ مشروطه‌، نظام‌ سیاسی‌ در برابر فشارهای‌ وارده‌ بسیار آسیب‌پذیر شده‌ بود. با وجود پایان‌ یافتن‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ هنوز در نقاط‌ مختلف‌ ایران‌ بیگانگان‌ حضور و فعالیت‌ داشتند. احساسات‌ ضد انگلیسی‌ سبب‌ بهره‌گیری‌ بولشویکها از فرصتهای‌ بهتر برای‌ تبلیغات‌ به‌ نفع‌ خود شد.بولشویکها برای‌ توسعة‌ انقلاب‌ در شرق‌، به‌ تجدید نظرهای‌ ایدئولوژیک‌ هم‌ نیاز داشتند. این‌ مناطق‌ اساساً فاقد شرایط‌ عینی‌ لازم‌ برای‌ انقلاب‌ سوسیالیستی‌ بود، ولی‌ توقف‌ توسعة‌ انقلاب‌ در غرب‌، بولشویکها را به‌ سوی‌ شرق‌ و ممالک‌ اسلامی‌ متوجه‌ ساخته‌ بود. لنین‌ ضرورت‌ اتحاد موقت‌ با نهضتهای‌ ملی‌ در شرق‌ را مطرح‌ کرد. به‌ این‌ ترتیب‌ کمونیستهای‌ ایرانی‌ نیز از سوی‌ مرکزیت‌ سیاسی‌ کمونیسم‌ مجوز فعالیت‌ دریافت‌ کردند (ذبیح‌، ص‌ 35ـ42). بر این‌ اساس‌، فعالیت‌ بولشویکهای‌ ایرانی‌ که‌ در نهضت‌ جنگل‌ * در کنار میرزا کوچک‌ خان‌ جنگلی‌ فعالیت‌ می‌کردند، مورد تأیید دولت‌ روسیه‌ قرار گرفت‌. بولشویکهای‌ ایرانی‌ که‌ با میرزا کوچک‌ خان‌ همکاری‌ می‌کردند، قبلاً در باکو فعال‌ بودند. آنها به‌ بولشویکها قول‌ داده‌ بودند که‌ در صورت‌ برخورداری‌ از حمایت‌ آنان‌، در جنگ‌ با روسهای‌ سفید و بیگانگان‌ به‌ آنها کمک‌ کنند. اولین‌ تجربة‌ مداخلة‌ نظامی‌ روسیه‌ در نهضت‌ جنگل‌ بود. این‌ نهضت‌ که‌ ابتدا جنبة‌ ضد انگلیسی‌ داشت‌، با ورود نیروهای‌ نظامی‌ بولشویک‌ و ارتش‌ سرخ‌ استحکام‌ بیشتری‌ یافت‌. میرزاکوچک‌خان‌ از مشروطه‌خواهان‌ و عضو کمیتة‌ اتحاد اسلام‌ بود (همان‌، ص‌ 48ـ49). او تحت‌تأثیر شعارهای‌ ظلم‌ستیز بولشویکها با آنها متحد شد و در 18 خرداد 1299/ ژوئن‌ 1920 در شهر رشت‌ جمهوری‌ گیلان‌ را تأسیس‌ کرد (سپهر، ص‌ 391). با گذشت‌ زمانی‌ کوتاه‌، اختلاف‌ میان‌ میرزا و متحدان‌ بولشویک‌ او بالا گرفت‌ و سرانجام‌ در تیرماه‌ 1299/ ژوئیة‌ 1920 او از رهبری‌ جمهوری‌ استعفا کرد (ذبیح‌، ص‌ 58) و به‌ جنگل‌ پناه‌ برد. بولشویکهای‌ ایرانی‌ معتقد بودند که‌ ایران‌ یک‌ کشور سرمایه‌داری‌ است‌ که‌ در شرایط‌ انقلاب‌ سوسیالیستی‌ قرار گرفته‌ است‌. آنها در شهرهای‌ گیلان‌ به‌ مصادرة‌ اموال‌ مردم‌ و تلاش‌ برای‌ محو باورهای‌ مذهبی‌ دست‌ زدند (ایوانوف‌، ص‌ 40ـ41). این‌ اقدامات‌ در شرایطی‌ صورت‌ می‌گرفت‌ که‌ در نخستین‌ مذاکرات‌ میرزاکوچک‌خان‌ و بولشویکها عدم‌ اجرای‌ اصول‌ کمونیسم‌ مورد تأکید او قرار گرفته‌ بود (فخرائی‌، ص‌243ـ244). این‌ تندروی‌ بولشویکهای‌ ایرانی‌ بعدها از سوی‌ رهبران‌ اتحاد شوروی‌ نیز مورد انتقاد قرار گرفت‌، ولی‌ رهبران‌ روسیه‌ در 1300 ش‌/1921 به‌ توسعة‌ روابط‌ بازرگانی‌ با ایران‌ آندره‌ روتشتین‌ ، سفیر روسیه‌ در تهران‌، بصراحت‌ خواستار قطع‌ عملیات‌ انقلابی‌ از سوی‌ میرزاکوچک‌خان‌ شده‌ بود (شعاعیان‌، ص‌ 425).به‌ طورکلی‌، بولشویکها با طرح‌ شعارهای‌ ظلم‌ستیز در جهان‌ اسلام‌ و تأثیر در حرکتهای‌ استقلال‌طلبانه‌ و ضدستم‌، جهت‌گیریهای‌ آنان‌ را تحت‌ نفوذ خود قرار دادند. این‌ روند در آسیای‌ مرکزی‌ و قفقاز بیشترین‌ شدت‌ را داشت‌.منابع‌: میخائیل‌ سرگی‌یویچ‌ ایوانوف‌، تاریخ‌ نوین‌ ایران‌ ، ترجمة‌ هوشنگ‌ تیزابی‌ و حسن‌ قائم‌ پناه‌، [ بی‌جا ] 1356ش‌؛ تاریخ‌ جنبش‌ کارگری‌ و سوسیال‌ دموکراسی‌ در ایران‌ ، ج‌1، [ بی‌جا ] : مزدک‌، 1349 ش‌؛ سپهر ذبیح‌، تاریخ‌ جنبش‌ کمونیستی‌ در ایران‌ ، ترجمة‌ محمد رفیعی‌ مهرآبادی‌، تهران‌ 1364 ش‌؛ احمد علی‌ سپهر، ایران‌ در جنگ‌ بزرگ‌: 1918ـ1914 ، تهران‌ 1362 ش‌؛ مصطفی‌ شعاعیان‌، نگاهی‌ به‌ روابط‌ شوروی‌ و نهضت‌ انقلابی‌ جنگل‌ ، تهران‌ 1349 ش‌؛ ابراهیم‌ فخرائی‌، سردار جنگل‌: میرزا کوچک‌خان‌ ، تهران‌ 1366ش‌؛ الهه‌ کولائی‌، استالینیسم‌ و حزب‌ تودة‌ ایران‌ ، تهران‌ 1376ش‌؛ همو، «روند نوگرایی‌ اسلامی‌ در آسیای‌ مرکزی‌»، مجلة‌ دانشکدة‌ حقوق‌ و علوم‌ سیاسی‌ دانشگاه‌ تهران‌ ، ش‌ 39 (بهار 1377)؛ ولفگانگ‌ لئونارد، چرخشهای‌ یک‌ ایدئولوژی‌: کمونیسم‌ چیست‌؟ ، ترجمة‌ هوشنگ‌ وزیری‌، تهران‌ 1363ش‌؛ عبدالحسین‌ مسعود انصاری‌، زندگانی‌ من‌ و نگاهی‌ به‌ تاریخ‌ معاصر ایران‌ و جهان‌ ، ج‌1، تهران‌ [ بی‌تا. ] ؛ محمدعلی‌ منشور گرگانی‌، رقابت‌ شوروی‌ و انگلیس‌ در ایران‌: از 1296 تا 1306 خورشیدی‌ ، تهران‌ 1368ش‌؛Richard Sakwa, Soviet Politics , London 1989.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

الهه کولائی

حوزه موضوعی

اسلام معاصر

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده