بوْل
معرف
بَوْل‌ ،# واژه‌ای‌ عربی‌ به‌ معنای‌ پیشاب‌/گُمیز.
متن
بَوْل‌ ، واژه‌ای‌ عربی‌ به‌ معنای‌ پیشاب‌/گُمیز.1) خواصّ درمانی‌ . برخی‌ از حکیمان‌ دورة‌ اسلامی‌ برای‌ بول‌ آدمی‌ و بعض‌ جانوران‌ خواصی‌ ذکر کرده‌اند که‌ عمدتاً مأخوذ از نوشته‌های‌ دو حکیم‌ یونانی‌، جالینوس‌ * (قرن‌ دوم‌ میلادی‌)، و دیوسکوریدس‌ * (قرن‌ اول‌ میلادی‌) است‌ (مثلاً، رجوع کنید به هروی‌، ذیل‌ اَبْوال‌ [ جمعِ بول‌ ] ، ص‌ 296ـ297؛ رازی‌، ج‌ 20، ص‌ 157ـ160؛ انصاری‌ شیرازی‌، ص‌ 76ـ77). جالینوس‌ (ترجمة‌ قدیم‌ عربی‌، به‌ نقل‌ ابن‌بیطار، ج‌ 1، ص‌ 127ـ 129)، از جمله‌، می‌گوید: پیشاب‌، حارّ و حادّ و بسیار جالی‌ (=زداینده‌، پاک‌کننده‌) است‌. لذا گازُران‌ جامه‌های‌ بسیار چرکین‌ را با آن‌ می‌شویند. حرارت‌ پیشاب‌ آدمی‌ از حرارت‌ گمیز دیگر جانوران‌ کمتر است‌. به‌ سبب‌ همین‌ قوّة‌ جَلاءِ (زدایندگی‌) بول‌، پزشکان‌ زخمهای‌ عمیق‌، جَرَب‌، زخمهای‌ ریمِن‌ [ و جز اینها ] را با آن‌ درمان‌ می‌کردند. خلاصه‌ای‌ از گفته‌های‌ دیوسکوریدس‌ (ترجمة‌ قدیم‌ عربی‌، به‌ نقل‌ ابن‌بیطار، همانجا؛ ترجمة‌ قدیم‌ انگلیسی‌ [ 1655 میلادی‌ ] ، ص‌ 123ـ124) چنین‌ است‌: خوردنِ پیشابِ خویش‌ پادزهر افعی‌ گزیدگی‌ و سَمهای‌ کُشنده‌ است‌. ریختن‌ آمیزة‌ گمیز آدمی‌ و نَطرون‌ (بوره‌ * ) بر جای‌ گزشِ سگ‌ هار و بر اندامِ مبتلا به‌ جَرَب‌ و خارش‌، آنها را درمان‌ می‌کند. جَلایِ (پاک‌کنندگیِ) گمیز کهن‌ برای‌ درمان‌ زخمهای‌ نمناکِ سَر، حَزاز (=«شورة‌ سر»)، جربِ سر و آبله‌ بیش‌ از آنِ بولِ تازه‌ است‌ و از پراکنش‌ زخمهایِ «خبیث‌» در بدن‌ جلوگیری‌ می‌کند. چکاندن‌ پیشاب‌ در گوش‌، ریم‌ گوش‌ را می‌خشکاند. خوردن‌ پیشاب‌ پسرِ نابالغ‌ نَفَس‌تنگی‌ را درمان‌ می‌کند. در مورد بیماریهای‌ چشم‌، گمیز و عسلِ جوشانده‌ در آوندی‌ مسین‌ لکّة‌ سفیدِ [ قرنیة‌ ] چشم‌ را می‌زداید و برای‌ رفع‌ رَمَد (=چشم‌ درد) و تاری‌ چشم‌ سودمند است‌. با گمیز و مِسِ قُبرُسی‌ چسبی‌ می‌سازند که‌ زرگران‌ قطعات‌ خود را با آن‌ به‌ هم‌ می‌چسبانند. مالیدن‌ دُرْدِ (رسوبِ) پیشاب‌ نسبتاً کهن‌ بر حُمره‌ (=«بادِ سرخ‌»)، آن‌ را آرام‌ می‌کند. چکاندن‌ گمیز گاو نر آمیخته‌ به‌ گَردِ مُرّ (=مورْد) در گوش‌، گوشْ درد را تسکین‌ می‌دهد. خوردن‌ گمیز گاو نر یا گورخر با سُنبل‌الطّیب‌ حَبَنِ (= استسقاء) لَحمی‌ را رفع‌ می‌کند. خوردن‌ گمیز خر درمانگر درد گُرده‌ است‌.ابن‌ بیطار از مؤلفی‌ که‌ نامش‌ را نبرده‌ است‌، شیوة‌ دقیق‌ تهیة‌ چسب‌ مذکور، معروف‌ به‌ «لِزاق‌ الذَّهَب‌» (=چَسبِ زر)، را نقل‌ کرده‌ است‌: پیشاب‌ پسر نابالغ‌ را چند روز در آفتاب‌ در هاونی‌ که‌ خود و دسته‌اش‌ مِسی‌ باشد می‌کوبند تا مس‌ بسیاری‌ به‌ آن‌ پیشاب‌ آمیخته‌ شود. ضمناً این‌ پیشاب‌ مس‌آلود در علاج‌ زخمهای‌ «خبیث‌» دیر درمان‌ اثر و «سود عجیبی‌ دارد».ابن‌بیطار از شریفِ اِدریسی‌ * (متوفی‌ 1166میلادی‌) نیز نقل‌ کرده‌ که‌ شُست‌ و شوی‌ چشمان‌ با پیشاب‌، هر بامداد و شام‌، «عمو» (کذا؛ ظاهراً= عَمَش‌: ضعف‌ بینایی‌ همراه‌ با اشکریزش‌) را زایل‌ می‌کند (همانجا). ابن‌سینا (ج‌ 1، کتاب‌ دوم‌، ص‌ 279) چند مطلب‌ نسبتاً تازه‌ دربارة‌ بول‌ دارد، مثلاً: بول‌ گرم‌ و خشک‌ است‌. ضماد پیشاب‌ آدمی‌ آمیخته‌ به‌ خاکستر چوبِ رَز بر جای‌ خونریزی‌، خون‌ را بند می‌آورد. ضماد پیشاب‌، بویژه‌ اگر به‌ بورَق‌ و شیرة‌ ترش‌ اُترج‌ آمیخته‌ شود، برای‌ رفع‌ تقشّر (= پوست‌ پوست‌ شدن‌)، خارش‌ و بَرَص‌ * سودمند است‌. به‌ جای‌ گمیزِ منعقد شده‌ در آوند مسین‌ (مذکور در بالا) می‌توان‌ از پیشابِ پخته‌ شده‌ با کُرّاث‌ (=تَره‌) استفاده‌ کرد. شستن‌ موی‌ سر با گمیز سگِ ماده‌، موی‌ را، همچون‌ بهترین‌ خضاب‌، سیاه‌ می‌کند.مجوسی‌ (ج‌ 2، ص‌ 135) فصل‌ کوتاهی‌ به‌ خواص‌ گمیزِ برخی‌ از جانوران‌ اختصاص‌ داده‌ است‌: نَطول‌ (=کُمپرسِ گرم‌، شست‌ و شو) با گمیز دَواب‌ یا نشستن‌ در آن‌ برای‌ درد مفاصل‌ سودمند است‌. گمیز شُتر گرم‌، خشکاننده‌ و قابض‌ است‌؛ درد سپرز و «الماء الاصفر» را درمان‌ می‌کند؛ شستن‌ سر با آن‌ برای‌ حَزاز و سَعْفَه‌ (=گَری‌؟)، چکاندن‌ آن‌ در گوش‌ برای‌ زخمهای‌ گوش‌، خوردن‌ آن‌ با یک‌ نوشیدنی‌ برای‌ بادهای‌ معده‌ و روده‌ها و زهدان‌، و استنشاق‌ آن‌ برای‌ درمان‌ نارسایی‌ حس‌ بویایی‌ سودمند است‌. مالیدنِ گمیز سگ‌، بر زگیل‌، آن‌ را از میان‌ می‌برد. گمیز بُز برای‌ استسقاء خوب‌ است‌. گمیز گاو، اگر اشنان‌ در آن‌ خیسانده‌ شود، برای‌ دل‌ درد ناشی‌ از «سردی‌» و برای‌ بواسیر سودمند است‌. گمیز گاومیش‌ آمیخته‌ به‌ مُرّ، اگر در گوش‌ چکانند، گوش‌ درد ناشی‌ از برودت‌ را آرام‌ می‌کند. گمیز شب‌ پَره‌ برای‌ رفع‌ سفیدی‌ در [ قرنیة‌ چشم‌ ] سودمند است‌.منابع‌: ابن‌بیطار، الجامعِ لمفردات‌ الادویة‌ و الاغذیة‌ ، بولاق‌ 1291؛ ابن‌ سینا، کتاب‌ القانون‌ فی‌ الطب‌ ، بولاق‌ 1294؛ علی‌بن‌ حسین‌ انصاری‌ شیرازی‌، اختیارات‌ بدیعی‌ (قسمت‌ مفردات‌)، چاپ‌ محمدتقی‌ میر، تهران‌ 1371 ش‌؛ محمدبن‌ زکریا رازی‌، کتاب‌ الحاوی‌ فی‌ الطب‌ ، حیدرآباد دکن‌ 1374ـ1390/1955ـ1971؛ علی‌بن‌ عباس‌ مجوسی‌، کامل‌ الصناعة‌ الطبیة‌ ، بولاق‌ 1294؛ موفق‌بن‌ علی‌ هروی‌، الابنیة‌ عن‌ حقایق‌ الادویة‌ ، بتصحیح‌ احمد بهمنیار، چاپ‌ حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تهران‌ 1346 ش‌؛Pedanius Dioscorides, The Greek herbal of Dioscorides , tr. John Goodyer, 1955, ed. R. T. Gunther, Oxford, 1934.2) احکام‌ فقهی‌ . بول‌ انسان‌ و هر حیوان‌ حرام‌ گوشتی‌ که‌ دارای‌ خون‌ جهنده‌ باشد نجس‌ است‌ (حکیم‌، ج‌ 1، ص‌ 273؛ زحیلی‌، ج‌ 1، ص‌ 151). این‌ حکم‌ تنها به‌ استناد روایاتی‌ است‌ که‌ به‌ بحث‌ حلال‌ گوشتی‌ و خون‌ جهنده‌ داشتن‌ حیوانات‌ پرداخته‌اند (حرّ عاملی‌، ج‌ 2، ص‌ 1001ـ1002، 1007، 1013؛ کلینی‌، ج‌ 3، ص‌ 57، 406؛ سابق‌، ج‌ 1، ص‌ 27ـ 28؛ برای‌ روایاتِ نجس‌ نبودن‌ بول‌ حیوانات‌ حلال‌ گوشت‌ رجوع کنید به کلینی‌، ج‌ 3، ص‌ 57؛ ترمذی‌، ج‌ 1، ص‌ 106ـ107). جدا از مسئلة‌ نجاست‌، پاره‌ای‌ از فقهای‌ امامیه‌، بول‌ را یکی‌ از خبائث‌، و آیة‌ یُحلُ لَهُمُ الطَیِّباتِ وَ یُحَّرِمُ عَلیَهمُ الخبائِثِ (اعراف‌:157) را دلیل‌ قرآنیِ حُرمت‌ شرب‌ و خرید و فروشِ همة‌ انواع‌ بول‌ دانسته‌اند (نجفی‌، ج‌22، ص‌20ـ21، ج‌ 36، ص‌ 391). با اینهمه‌، خرید و فروش‌ و نوشیدن‌ بول‌ برخی‌ از چارپایان‌، بویژه‌ شتر، به‌ دلیل‌ مستندات‌ روایی‌ و خواص‌ دارویی‌ آن‌ جایز بوده‌ است‌، تا آنجا که‌ در برخی‌ روایات‌ بول‌ شتر را از شیرش‌ سودمندتر دانسته‌اند (کلینی‌، ج‌ 6، ص‌ 338؛ بخاری‌ جعفی‌، ج‌ 7، ص‌ 13؛ ابن‌ حنبل‌، ج‌ 1، ص‌ 293). ازینرو برخی‌ فقیهان‌ نیز خرید و فروش‌ بول‌ شتر را بر این‌ اساس‌، و بول‌ دیگر حیوانات‌ حلال‌ گوشت‌ را به‌ شرط‌ وجود منفعت‌ قابل‌ اعتنا جایز دانسته‌اند (انصاری‌، ج‌ 1، ص‌ 17ـ22).خروج‌ بول‌ در هر شرایطی‌ ناقض‌ وضو و غسل‌ است‌ (نجفی‌، ج‌ 1، ص‌ 393؛ ابن‌قدامه‌، ج‌ 1، ص‌ 160). مکان‌ یا شیئی‌ که‌ به‌ بول‌ متنجس‌ شده‌ می‌تواند با آب‌، و در پاره‌ای‌ موارد با زمینِ پاک‌ یا تابش‌ آفتاب‌ تطهیر شود، اما به‌ عکس‌ سایر نجاسات‌، نجاست‌ بول‌ با دو بار شستن‌ از بین‌ می‌رود (طباطبایی‌ یزدی‌، ج‌ 1، ص‌ 107، 109، 124، 129، برای‌ آگاهی‌ بیشتر رجوع کنید به طهارت‌ * ). در فقه‌ اسلامی‌ در شرایطی‌ خاص‌ بول‌ کردن‌ ـ به‌ دلیل‌ حرمت‌ یا کراهت‌ ـ نهی‌ شده‌ است‌، از جمله‌: بول‌ کردن‌ رو به‌ قبله‌، در ملک‌ غصبی‌، در آب‌ و بویژه‌ در آب‌ راکد، در حال‌ ایستاده‌، زیر درختان‌ میوه‌دار، در معابر عمومی‌، در لانة‌ حیوانات‌ یا حشرات‌، یا در حال‌ خوردن‌ و آشامیدن‌ یا سخن‌ گفتن‌ (جزیری‌، ج‌ 1، ص‌ 93ـ97؛ نجفی‌، ج‌ 2، ص‌ 59، 70، 73). نیز در روایات‌ امامیه‌ توصیه‌ شده‌ است‌ که‌ مکان‌ دفع‌ بول‌ (مبال‌ یا بالوعه‌) حَدِّ معینی‌ از چاه‌ آب‌ آشامیدنی‌ فاصله‌ داشته‌ باشد. این‌ فاصله‌ به‌ نسبت‌ سختی‌ یا نرمی‌ زمین‌ و هم‌سطحی‌ چاه‌ آب‌ با بالوعه‌ و عدم‌ آن‌، متفاوت‌ است‌ (نجفی‌، ج‌1، ص‌ 280ـ289).منابع‌: علاوه‌ بر قرآن‌؛ ابن‌حنبل‌، مسندالامام‌ احمدبن‌ حنبل‌ ، بیروت‌ [ بی‌تا. ] ؛ ابن‌قدامه‌، المغنی‌ ، بیروت‌ 1403/1983؛ مرتضی‌بن‌ محمد امین‌ انصاری‌، کتاب‌ المکاسب‌ ، قم‌ 1411؛ محمدبن‌ اسماعیل‌ بخاری‌ جعفی‌، صحیح‌ البخاری‌ ، استانبول‌ 1401/1981؛ محمدبن‌ عیسی‌ ترمذی‌، سنن‌ الترمذی‌ ، استانبول‌ 1401/1981؛ عبدالرحمان‌ جزیری‌، کتاب‌ الفقه‌ علی‌ المذاهب‌ الاربعة‌ ، استانبول‌ 1404/1984؛ محمدبن‌ حسن‌ حر عاملی‌، وسائل‌ الشیعة‌ الی‌ تحصیل‌ مسائل‌ الشریعة‌ ، چاپ‌ عبدالرحیم‌ ربانی‌ شیرازی‌، بیروت‌ 1403/1983؛ محسن‌ حکیم‌، مستمسک‌ العروة‌ الوثقی‌ ، قم‌ 1404؛ وهبه‌ مصطفی‌ زحیلی‌، الفقه‌ الاسلامی‌ و ادلته‌ ، دمشق‌ 1404/1984؛ سید سابق‌، فقه‌ السنّة‌ ، بیروت‌ 1407/1987؛ محمد کاظم‌بن‌ عبدالعظیم‌ طباطبایی‌ یزدی‌، العروة‌ الوثقی‌ ، تهران‌ [ بی‌تا. ] ؛ محمدبن‌ یعقوب‌ کلینی‌، الکافی‌ ، چاپ‌ علی‌اکبر غفاری‌، بیروت‌ 1401؛ محمد حسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی‌ شرح‌ شرایع‌ الاسلام‌ ، بیروت‌ 1981.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

هوشنگ اعلم

مرتضی کریمی نیا

حوزه موضوعی

تاریخ علم

فقه وحقوق

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده