بوقا(۳) (یا «بوقای » از واژة مغولی «بوگا»)
معرف
از امیران‌ و وزیران‌ عصر ایلخانان‌ مغول‌
متن
بُوقا(3) (یا «بوقای‌» از واژة‌ مغولی‌ «بوگا»)، از امیران‌ و وزیران‌ عصر ایلخانان‌ مغول‌. به‌ رغم‌ شهرت‌ او در دورة‌ اباقاخان‌ * (663ـ680) از زندگی‌ و چگونگی‌ پیوستنش‌ به‌ دربارِ اباقا اطلاع‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌. نخستین‌ بار، از او در درگیریهای‌ احمد تَگودار (حک : 681ـ683) سومین‌ ایلخان‌ مغول‌ با اَرغُون‌ (حک :683ـ690) یاد شده‌ است‌. ارغون‌ در اولین‌ تلاش‌ خود برای‌ برانداختن‌ احمد تگودار، در صفر 683 در حوالی‌ آق‌خواجه‌ در نزدیکی‌ قزوین‌ ناکام‌ ماند و از تگودار درخواست‌ مصالحه‌ کرد، ولی‌ ایلخان‌ با هیئتی‌ از شاهزادگان‌ و امیران‌ از جمله‌ بوقا، که‌ پنهانی‌ با ارغون‌ ارتباط‌ داشت‌، پیام‌ فرستاد (بویل‌، ص‌ 365) که‌ برای‌ اثبات‌ وفاداری‌ باید ارغون‌ یا برادرش‌ گیخاتو به‌ خدمت‌ آیند (رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، ج‌ 2، ص‌ 1139). بوقا به‌ این‌ شرط‌ که‌ ایلخان‌ ارغون‌ را نیازارد، وی‌ را نزد احمد تگودار آورد، اما او سه‌ روز پس‌ از آن‌، تصمیم‌ به‌ قتل‌ ارغون‌ گرفت‌. بوقا از قصد ایلخان‌ آگاه‌ شد و مغولان‌ را باخبر کرد (ابن‌عبری‌، ص‌ 347). احمد تگودار، بوقا را از منصب‌ خود برکنار ساخت‌ و او به‌ سبب‌ این‌ رفتار در هواداری‌ از ارغون‌ به‌ جِدّ ایستاد (رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، ج‌ 2، ص‌ 1140). ایلخان‌، ارغون‌ را به‌ اِلیناق‌ سپرد تا به‌ احترام‌ نگاهش‌ دارد، اما الیناق‌ در پی‌ قتل‌ ارغون‌ برآمد (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 1141). بوقا وقت‌ را مناسب‌ یافته‌، ارغون‌ را از بند رهانید و الیناق‌ و بقیة‌ هوادارانِ احمد را کشت‌ (حمدالله‌ مستوفی‌، ص‌ 594). ارغون‌ پس‌ از استقرار، در آغاز حکومتش‌، فرمان‌ وزارت‌ به‌ نام‌ بوقا نافذ گردانید و برای‌ قدردانی‌ از خدمات‌ بوقا، دستور داد تا چندان‌ زر بر سر وی‌ ریختند که‌ نزدیک‌ بود در میان‌ تودة‌ زر مدفون‌ شود (رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، ج‌ 2، ص‌ 1155ـ1156؛ رجوع کنید به بناکتی‌، ص‌ 442؛ خواندمیر، 1317 ش‌، ص‌ 295). در این‌ میان‌، شمس‌الدین‌ جوینی‌، وزیر پیشین‌، به‌ اردوی‌ ارغون‌ پیوست‌ و با پشتیبانی‌ بوقا به‌ نیابت‌ ایلخان‌ جدید منصوب‌ شد. اما همکاری‌ میان‌ بوقا و جوینی‌ دیری‌ نپایید و در پی‌ توطئه‌ای‌، جوینی‌ را به‌ اتهام‌ غَدْر و خیانت‌ محاکمه‌ کردند و در 4 شعبان‌ 683 به‌ قتل‌ رساندند (رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، ج‌ 2، ص‌ 1157؛ بافقی‌، ج‌ 3، ص‌ 137ـ 138؛ حمدالله‌ مستوفی‌، ص‌ 595). اندکی‌ پس‌ از قتل‌ جوینی‌، ایلخان‌ مغول‌ برای‌ برقراری‌ آرامش‌ بوقا را به‌ شیراز فرستاد تا جنبشهای‌ استقلال‌طلبانة‌ فارس‌ را، که‌ آبش‌ خاتون‌ با عنوان‌ اتابک‌ بر آن‌ حکم‌ می‌راند، فرونشاند ( ایرانیکا ، ذیل‌ مادّه‌؛ رجوع کنید به اشپولر، ص‌ 83).پس‌ از قتل‌ جوینی‌، ادارة‌ امور دیوانی‌ و مالی‌ دچار اختلال‌ شد، اما کار بوقا بالا گرفت‌ و ثروتی‌ بسیار اندوخت‌ (آقسرایی‌، ص‌ 144ـ 145؛ رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، ج‌ 2، ص‌ 1166). او در دوران‌ چهارسالة‌ وزارتش‌، از طرف‌ ایلخان‌ عنوان‌ تشریفاتی‌ چینگ‌ سانگ‌ (امیر بزرگ‌) را دریافت‌ کرد و با یاری‌ نایب‌ خود، خواجه‌ فخرالدین‌ محمد مستوفی‌ قزوینی‌، و خواجه‌ حسام‌الدین‌ قزوینی‌ به‌ ادارة‌ امور ممالک‌ ایلخانی‌ پرداخت‌ (ناصرالدین‌ منشی‌ کرمانی‌، ص‌ 105ـ106؛ حمدالله‌ مستوفی‌؛ بناکتی‌، ص‌ 443). وی‌، برادرش‌ اَروق‌ را نیز بر بغداد، آذربایجان‌ و سرزمین‌ هند مسلط‌ گردانید و این‌ دو، سیاست‌ دولت‌ مغول‌ را شش‌ سال‌ با اقتدار و خودکامگی‌ به‌ دست‌ داشتند. در این‌ دوره‌، روز به‌ روز نفوذ و قدرت‌ امیر بوقا فزونی‌ گرفت‌ (ابن‌عبری‌، ص‌ 353) به‌ گونه‌ای‌ که‌ به‌ دستور ارغون‌ چنین‌ مقرر شد تا نُه‌ گناه‌ بزرگ‌ از او سر نزند محاکمه‌ نشود و کسی‌ غیر از ایلخان‌ از او سخن‌ نپرسد و بدون‌ مُهر قرمزِ او هیچ‌ حکمی‌ رسمیت‌ نداشته‌ و فرمانهای‌ او، حتی‌ بدون‌ تأیید ایلخان‌، لازم‌الاجرا باشد. به‌ گفتة‌ وصاف‌ حضرة‌، ایلخان‌ جز نام‌ خان‌ همة‌ عنوانها را به‌ بوقا داد و امور سپاه‌ و احوال‌ خاتونان‌ حرم‌ را نیز به‌ مصلحت‌ او واگذاشت‌ (ص‌ 137؛ میرخواند، ج‌ 5، ص‌ 354). بنابراین‌، قدرت‌ مطلق‌ جوینی‌ به‌ بوقا تفویض‌ شده‌ بود (بیانی‌، ج‌ 2، ص‌ 421). اما خودخواهی‌ بوقا گروهی‌ از نزدیکان‌ ارغون‌ از جمله‌ طُغانْ چار، قُونْجُقْبال‌ و طُغان‌ شحنة‌ قهستان‌ را به‌ دشمنی‌ با او واداشت‌ و ایلخان‌ نیز از نفوذ او کاست‌. بوقا خواست‌ شاهزادگان‌ را به‌ وساطت‌ برانگیزد، پس‌ نامه‌ای‌ به‌ جُوشکاب‌، در کرانة‌ فرات‌ فرستاد و به‌ وی‌ وعده‌ داد که‌ اگر به‌ پشتیبانی‌ از وزیر برخیزد، تخت‌ را برایش‌ آماده‌ می‌سازد (رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، ج‌ 2، ص‌ 1166ـ 1169). جوشکاب‌ در نهان‌ به‌ ارغون‌ خبر فرستاد. بوقا مجبور به‌ فرار شد، اما دیری‌ نگذشت‌ که‌ امیر زنگی‌ که‌ به‌ بوقا پناه‌ داده‌ بود، وی‌ را به‌ دُولادای‌ و طغان‌ واگذار کرد. بوقا را به‌ حضور ایلخان‌ بردند و او دستور قتل‌ وی‌ را صادر کرد. جوشکاب‌ این‌ فرمان‌ را در 21 ذیحجة‌ 687 (برای‌ روایت‌ دیگر رجوع کنید به ابن‌فُوطی‌، ص‌ 217) اجرا کرد. گروهی‌ از طرفداران‌ بوقا از جمله‌ امیر علی‌ تَمغاچی‌، اَروق‌، شمعون‌، طغلق‌ قراوْناس‌، ماجو، سُوانابَخشی‌، بهاءالدوله‌ ابوالکرام‌ نصرانی‌ و توشکنا نیز به‌ «یاسا» رسیدند (رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، ج‌ 2، ص‌ 1170ـ1171؛ وصاف‌ حضرة‌، ص‌ 140ـ141؛ خواندمیر، 1362 ش‌، ج‌ 3، ص‌ 129ـ130؛ شبانکاره‌ای‌، ص‌ 266). رشیدالدین‌ فضل‌الله‌ (ج‌ 2، ص‌ 1156) و وصاف‌ حضرة‌ (ص‌ 137) بوقا را در زیرکی‌ و سیاست‌ ستوده‌اند.منابع‌: محمودبن‌ محمد آقسرایی‌، مسامرة‌ الاخیار و مسایرة‌ الاخیار ، چاپ‌ عثمان‌ توران‌، آنکارا 1944؛ ابن‌عبری‌، تاریخ‌ الزمان‌ ، نقله‌ الی‌العربیة‌ اسحاق‌ أرملة‌، بیروت‌ 1986؛ ابن‌فوطی‌، الحوادث‌ الجامعة‌ و التجارب‌ النافعة‌ فی‌ المائة‌ السابعة‌ ، بیروت‌ 1407/1987؛ محمد مفیدبن‌ محمود بافقی‌، جامع‌ مفیدی‌ ، چاپ‌ ایرج‌ افشار، تهران‌ 1340 ش‌؛ داوودبن‌ محمد بناکتی‌، تاریخ‌ بناکتی‌= روضة‌ اولی‌ الالباب‌ فی‌ معرفة‌ التواریخ‌ و الانساب‌ ، چاپ‌ جعفر شعار، تهران‌ 1348 ش‌؛ شیرین‌ بیانی‌، دین‌ و دولت‌ در ایران‌ عهد مغول‌ ، تهران‌ 1367ـ 1375 ش‌؛ حمدالله‌بن‌ ابی‌ بکر حمدالله‌ مستوفی‌، تاریخ‌ گزیده‌ ، چاپ‌ عبدالحسین‌ نوائی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ غیاث‌الدین‌بن‌ همام‌الدین‌ خواندمیر، تاریخ‌ حبیب‌ السیر ، چاپ‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ همو، دستورالوزراء ، چاپ‌ سعید نفیسی‌، تهران‌ 1317 ش‌؛ رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، جامع‌ التواریخ‌ ، چاپ‌ محمد روشن‌ و مصطفی‌ موسوی‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ محمدبن‌ علی‌ شبانکاره‌ای‌، مجمع‌ الانساب‌ ، چاپ‌ میر هاشم‌ محدث‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ محمدبن‌ خاوندشاه‌ میرخواند، تاریخ‌ روضة‌ الصفا ، تهران‌ 1338ـ 1339 ش‌؛ ناصرالدین‌ منشی‌ کرمانی‌، نسائم‌ الاسحار من‌ لطائم‌ الاخبار در تاریخ‌ وزراء ، چاپ‌ جلال‌الدین‌ محدث‌ ارموی‌، تهران‌ 1338 ش‌؛ عبدالله‌بن‌ فضل‌الله‌ وصاف‌ حضرة‌، تحریر تاریخ‌ وصاف‌ ، به‌ قلم‌ عبدالمحمد آیتی‌، تهران‌ 1346 ش‌؛J. A. Boyle, "Dynastic and political history of the Il- Kha ¦ns", in The Cambridge history of Iran , vol. 5, Cambridge 1968; Encyclopaedia Iranica , s.v. "Bu ¦qa ¦" (by Bertold Spuler); Bertold Spuler, Die Mongolen in Iran , Berlin 1968.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

رضا رضازاده لنگرودی

حوزه موضوعی

تاریخ

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده