بوسفور (بسفر)
معرف
تنگه‌، در ترکی‌ بوغاز (بُغازایچی‌)، به‌ معنای‌ «درون‌ تنگه‌»
متن
بوسفور (بسفر)، تنگه‌، در ترکی‌ بوغاز (بُغازایچی‌)، به‌ معنای‌ «درون‌ تنگه‌». نام‌ بوسفور (در یونانی‌ os r o s p Bئ ، در لاتینی‌ Bosporus و Bosphorus ) از کلمه‌ای‌ مشتق‌ شده‌ که‌ اصل‌ آن‌ تراکیایی‌ است‌ (رجوع کنید به پاولی‌ ). این‌ تنگه‌ یا بوسفور تراکیایی‌ (برای‌ تمیز از بوسفور کیمریایی‌ ، یعنی‌ تنگة‌ کِرْچ‌ واقع‌ در میان‌ دریای‌ آزوف‌ و دریای‌ سیاه‌) دریای‌ مرمره‌ ودریای‌ سیاه‌ را به‌ هم‌ می‌پیوندد. [ برای‌ اطلاعات‌ بیشتر دربارة‌ تاریخچة‌ تنگة‌ بوسفور رجوع کنید به آثار مورخان‌ کهن‌ از قبیل‌ هرودوت‌، پولیبیوس‌ ، استرابون‌، پلینیوس‌ ، آریان‌ و دیونیزوس‌ ] . رومیان‌ غالباً به‌ آن‌ S t e u o u ت t «تنگه‌» می‌گفتند و لاتینیان‌ در دوران‌ جنگهای‌ صلیبی‌ آن‌ را به‌ نام‌ «بازوی‌ ژرژ مقدس‌» می‌شناختند (رجوع کنید به توماشِک‌ ). این‌ تنگه‌ در منابع‌ ترکی‌ به‌ نامهای‌ گوناگون‌ یاد شده‌ است‌؛ مانند خلیجِ بحرِ سیاه‌ و خلیجِ قسطنطنیّه‌ و قسطنطنیّه‌ بغازی‌ و استانبول‌ بغازی‌ و غیر آنها. کلمة‌ بغاز در ترکی‌ در نامهای‌ جغرافیایی‌ به‌ معنای‌ «تنگه‌» به‌ کار می‌رود.طول‌ متوسط‌ بوسفور در حدود سی‌ کیلومتر و عرض‌ آن‌ میان‌ حدّ تقریبی‌ 700 تا 550 ، 3 متر است‌. در مرکز این‌ آبراه‌ یک‌ جریان‌ تند (سه‌ کیلومتر و نیم‌ در ساعت‌) در جهت‌ دریای‌ سیاه‌ به‌ مرمره‌ وجود دارد، ولی‌ در زیر سطح‌ آب‌ جریان‌ دیگری‌ در جهت‌ مخالف‌ در دو سوی‌ آبراه‌ صورت‌ می‌گیرد. از مواضع‌ عمده‌ای‌ که‌ در دو سوی‌ تنگه‌ واقع‌ است‌ می‌توان‌ اینها را (همراه‌ با نامی‌ که‌ در عهد امپراتوری‌ روم‌ شرقی‌ داشته‌اند) ذکر کرد: توپخانه‌: ارگوروپولیس‌ ، بشتکتاش‌: دیپلوکیونیون‌ ، اورتاکوی‌: هاگیوس‌ فکاس‌ ، آرثاووت‌ کویو : اناپولوس‌ ، بَبَک‌: خالای‌ ، روم‌ ایلی‌ حصاری‌: فونئوس‌ ؛ ایستینیه‌: سوسثنیون‌ ، ینی‌کوی‌: نئاپولیس‌ ، ترابیه‌/ طرابیه‌: ثراپیا ،، بویوک‌ دره‌: کالوس‌ اگروس‌ ، و روم‌ ایلی‌ کَواغی‌؛ در ساحل‌ آسیایی‌ از شمال‌ به‌ جنوب‌: آناطولی‌/ آنادولو کواغی‌: هیرون‌ ، بیکوز/ بکقوز، پاشاباغچه‌سی‌، چوبوقلو: ایرنائئون‌ ؛ قانْلیجه‌، آناطولی‌ حصاری‌، قندیلْلی‌: بروخثوی‌ ، چنگل‌ کویو ، بَیْلربَیی‌/ بیگْلربیگی‌، قوزغونجوق‌: خروزوکراموس‌ ، اُسکُدار/ اسکوتاری‌ : سکوتاریون‌ ـ کاخی‌ شاهی‌ در خروزوپولیس‌ . بنا به‌ عقیدة‌ گذشتگان‌، بوسفور واقعی‌ در روم‌ ایلی‌ کواغی‌ و آناطولی‌ کواغی‌ کنونی‌ پایان‌ می‌یافت‌ و آبهایی‌ که‌ در آن‌ سوی‌ این‌ خط‌ بود جزئی‌ از دریای‌ سیاه‌ به‌ شمار می‌آمد.رومیان‌ منتهاالیه‌ شمالی‌ بوسفور را در ناحیة‌ روم‌ ایلی‌ کواغی‌ و آناطولی‌ کواغی‌، که‌ عرض‌ تنگه‌ به‌ حدود هزار متر می‌رسد، مستحکم‌ ساخته‌ بودند و هنوز آثار قلعة‌ رومی‌ درشمالِ روم‌ ایلی‌ کواغی‌ قابل‌ تشخیص‌ است‌. بنا به‌ روایتی‌ محمد دوم‌، سلطان‌ عثمانی‌، این‌ دژ قدیمی‌ (اَسکی‌ قلعه‌) را ویران‌ ساخت‌ و مصالح‌ به‌ دست‌ آمده‌ را در 856 در ساختمان‌ روم‌ ایلی‌ حصاری‌ به‌ کار برد (رجوع کنید به گابریل‌، ص‌ 77، 81). یک‌ قلعة‌ رومی‌ هم‌ در آناطولی‌ کواغی‌ وجود داشته‌ است‌ و عثمانیها آن‌ را به‌ نام‌ یوروس‌ (یِروس‌) قلعه‌ سی‌ (قس‌ هیِرون‌) و یا جِنِویز قلعه‌ سی‌ می‌شناختند. نام‌ جنویز (جنوائی‌) از آنجاست‌ که‌ در 751/1350 حکومت‌ جِنووا دفاع‌ منطقة‌ شمالی‌ بوسفور را از رومیان‌ گرفته‌ و خود عهده‌دار آن‌ شده‌ بود.با قدرت‌ گرفتن‌ امپراتوری‌ عثمانی‌ در قرن‌ هشتم‌ و نهم‌، سرزمینهای‌ مجاور بوسفور زیر حکومت‌ آنان‌ درآمد. بایزید اول‌، سلطان‌ عثمانی‌ (791ـ 805)، در ساحل‌ آسیایی‌ تنگه‌ قلعة‌ مستحکمی‌ به‌ نام‌ آناطولی‌ حصاری‌ (که‌ گَوزلْجَه‌ حصار نیز نامیده‌ می‌شد) ساخت‌ و سلطان‌ محمد دوم‌ در 856 بناها و تعمیرات‌ متعددی‌ در آن‌ به‌ عمل‌ آورد. سلطان‌ محمد دوم‌ در همین‌ سال‌ در ساحل‌ اروپایی‌ در برابر آناطولی‌ حصاری‌ و در موضعی‌ که‌ رومیان‌ فونئوس‌ ( µs ¨ f w n e u و نیز µ a ¨ f o n e و µ a ¨ f w n e ) می‌خواندند قلعة‌ روم‌ ایلی‌ حصاری‌ را (که‌ غالباً «بُغازکَسَن‌» یعنی‌ «بُرَندة‌ تنگه‌» خوانده‌ می‌شود) ساخت‌. سلطان‌ هر دو قلعه‌ را با توپخانه‌ای‌ مجهز ساخت‌ که‌ در این‌ محل‌ یعنی‌ در تنگترین‌ نقطة‌ آن‌ (در حدود هفتصد متر) می‌توانست‌ بر روی‌ بوسفور آتش‌ بگشاید. پس‌ از سقوط‌ قسطنطنیه‌ در 857/1453 دریای‌ سیاه‌ در حقیقت‌ به‌ یک‌ دریاچة‌ عثمانی‌ تبدیل‌ شد. در 865/1461 و 880/1475 سلطان‌ محمد دوم‌ به‌ سلطة‌ حکومتِ جنووا بر دریای‌ سیاه‌ پایان‌ داد. همچنین‌ در این‌ سال‌، خانِ تاتارهای‌ کریمه‌ وضع‌ یک‌ امیر تابع‌ دولت‌ عثمانی‌ را پیدا کرد. بدین‌ ترتیب‌ روم‌ایلی‌ حصاری‌ و آناطولی‌ حصاری‌ با بقیة‌ استحکامات‌ دفاعی‌ روم‌ قدیم‌ در منتهاالیه‌ شمالی‌ بوسفور اهمیت‌ گذشتة‌ خود را از دست‌ داد.پس‌ از یک‌ دوران‌ آرامش‌ ممتد خطری‌ از شمال‌ آغاز به‌ تهدید کرد، و این‌ هنگامی‌ بود که‌ مهاجمان‌ دریایی‌ قزاق‌ در 1023/ 1614 شهر سینوپ‌ واقع‌ در ساحلِ جنوبی‌ دریای‌ سیاه‌ را غارت‌ کردند و ده‌ سال‌ بعد یعنی‌ در 1033/1624 خودِ بوسفور را عرصة‌ شمشیر و آتش‌ کردند و ساری‌یِرْ و بویوکْ دره‌ و تَرابیه‌ و یِنی‌کوی‌ را در ساحل‌ اروپایی‌ تنگه‌ ویران‌ ساختند. برای‌ دفع‌ این‌ تهدید، عثمانیها در زمانِ سلطنتِ سلطان‌ مراد چهارم‌ (1032ـ 1049) دو قلعة‌ مستحکم‌ تازه‌ ساختند، یکی‌ در ناحیة‌ روم‌ ایلی‌ کواغی‌ و دیگری‌ نزدیک‌ آناطولی‌ کواغی‌. شرح‌ و وصف‌ این‌ دژها (که‌ نباید آن‌ را با استحکامات‌ دفاعی‌ رومیان‌ در این‌ قسمت‌ بوسفور اشتباه‌ کرد) در کتاب‌ اولیاچلبی‌ (ج‌ 1، ص‌ 461) به‌ عنوان‌ قلعة‌ کلید بحر سیاه‌ روم‌ ایلی‌ آمده‌ است‌. از هیچ‌ یک‌ از این‌ دو قلعه‌ اثری‌ نمانده‌ است‌ و در طی‌ قرن‌ سیزدهم‌ ویران‌ شده‌اند (گابریل‌، ص‌ 82).عثمانیها در جنگ‌ ناموفق‌ خود با روسها در 1182ـ 1188/ 1768ـ1774 استحکامات‌ دفاعیِ خود را در بوسفور دوباره‌ سازماندهی‌ کردند. در 1187 در کیلیوس‌ (قلعة‌ بغدادجق‌) واقع‌ در ساحل‌ اروپایی‌ و ایروه‌ (قلعة‌ روان‌ جق‌) واقع‌ در ساحل‌ آسیایی‌ دریای‌ سیاه‌ درست‌ در بیرون‌ تنگه‌ و نیز در فِنِر (فِنار) روم‌ ایلی‌ و در فِنِرِ آناطولی‌ در موضع‌ خروجی‌ شمالِ تنگه‌ استحکامات‌ تازه‌ای‌ بر پا شد. قلاع‌ ضمیمة‌ دیگری‌ در گرپیچه‌ و بویوک‌ لیمان‌ واقع‌ در ساحلِ اروپایی‌ بوسفور و در پویراز لیمانی‌ واقع‌ در ساحلِ آسیایی‌ بوسفور بر بالای‌ روم‌ ایلی‌ کواغی‌ و آناطولی‌ کواغی‌ بنا شد. این‌ مجموعة‌ دفاعی‌ به‌ نام‌ قِلاعِ سَبْعه‌ موسوم‌ شد. در زمان‌ سلطنت‌ سلیم‌ سوم‌ (1203ـ1222) این‌ کوشش‌ برای‌ توسعه‌ و تکمیل‌ استحکامات‌ تازة‌ بوسفور ادامه‌ یافت‌. در همان‌ زمان‌ استحکامات‌ قدیمی‌ واقع‌ در خودِ بوسفور در امتداد جنوب‌ روم‌ ایلی‌ کواغی‌ و آناطولی‌ کواغی‌ تا دریای‌ مرمره‌ مرمت‌ و نوسازی‌ شد. مسئلة‌ شرق‌ در همین‌ سالها در صورت‌ جدید خود ظاهر شد و نظارت‌ بر تنگه‌های‌ داردانل‌ و بوسفور ودفاع‌ از آنها نه‌ تنها موضوع‌ نگرانی‌ و علاقة‌ دولت‌ عثمانی‌ بلکه‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ اروپایی‌ نیز بود. این‌ قدرتها در قرون‌ نوزدهم‌ و بیستم‌ یک‌ دستگاه‌ نظارت‌ بین‌المللی‌ بر تنگه‌ها تحمیل‌ کردند که‌ بارها مورد بحث‌ و مشاجره‌ بود و بارها دستخوش‌ تغییر گردید.[ در 1315 ش‌/1936، دولت‌ ترکیه‌ دوباره‌ بر تنگه‌ مسلط‌ شد ( بریتانیکا ، ذیل‌ مادّه‌)، و راههای‌ زمینی‌ را به‌ نقاط‌ مختلف‌ تنگه‌ گسترش‌ داد. زیباییهای‌ بوسفور که‌ در نظم‌ و نثر دورة‌ روم‌ شرقی‌ جایی‌ ندارد، موضوع‌ ادبیات‌ ترک‌ و الهام‌بخش‌ شعرا و نویسندگان‌ بوده‌ است‌ ( د.ا.د.ترک‌ ، ج‌ 6، «ذیل‌ «بوغازایچی‌»، ص‌ 261) ] .منابع‌: محمد ظلی‌بن‌ درویش‌ اولیاچلبی‌، اولیا چلبی‌ سیاحتنامه‌ سی‌ ، ج‌1، چاپ‌ احمد جودت‌، استانبول‌ 1314، ص‌453 به‌ بعد؛ مصطفی‌بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، جهان‌نما ، استانبول‌ 1145/1732، ص‌664؛Comte Andrإossy, Constantinople et le Bosphore de Thrace , Paris 1828; E. Brدel, International straits: a treatise on international law, vol. II, Pt. IV: The Turkish straits , Copenhagen and London 1947; E. Chaput, Voyages d'إtudes gإologiques... en Turquie , Paris 1936, 151 ff., 237 ff., 287 ff.; Constantinople et les dإtroits, documents secrets ., Moscow 1932; E. Driault, La question d'Orient depuis ses origines jusqu'ب la paix de Sةvres , Paris 1921; idem, La question d'Orient 1918-1937 , Paris 1938; J. Ebersholt, Constantinople Byzantine et les voyageurs du Levant , Paris 1918; A. Gabriel, Chہteaux Turcs du Bosphore , Paris 1943; S. Goriainov, Le Bosphore et les Dardanelles , Paris 1910; P. P. Graves, The question of the straits , London 1930; P. Gyllius, De Bosporo Thracio Libri Tres , Lyon 1561; J. von Hammer-Purgstall, Constantinopolis und der Bosporos , Pesth 1822; IA , s.v. "Bog §azi µi" (by Besim Darkot and M. Tayyib Gخkbilgin); R. Janin, Constantinople Byzantine: dإveloppement urbain et rإpertoire topographique , Paris 1950, 426-445; idem, d'ـglis Byzantine sur les rives du Bosphore (cآte asiatique) , in Revue des إtudes Byzantines , XII, Paris 1954, 69-99; J. B. Lechevalier, Voyage de la propontide et du Pont-Euxin , Paris 1800; A. Merz, Hydrographische Untersuchungen in Bosporus und Dardanellen , bearb. L. Mخller, Berlin 1928;] The New Encyclopaedia Britannica, Chicago 1977, Micropaedia [; August Friedrich von Pauly, Paulys Real-Encyclopجdie der classischen Altertumswissenschaft , ed. G. Wissowa, W. Kroll, and K. Mittelhaus, Stuttgart 1894-1970, s.v. "Bosporos"; Ch. Pertusier, Promenades Pittoresques dans Constantinople et sur les rives du Bosphore , Paris 1815, 1817; The Problem of the Turkish straits , Washington: U.S.Govt. Printing Office, 1947; A. Sorel, La question d'Orient au XVIII e siةcle , Paris 1889; W. Tomaschek, Zur historischen Topographie von Kleinasien im Mittelalter (SBAk. Wien, Phil.Hist. Cl ., Bd CXXIV), Vienna 1891, 2-3; Baron de Tott, Mإmoires sur les Turcs et les Tartares , Maestricht 1785, Pt. III, 122 ff.; S. Toy, The castles of the Bosporus , Oxford 1930; Cemal Tukin, Osmanl i I mparatolug §u devrinde Bog §azlar Meselesi , Istanbul 1947; ] TDVIA , s.v. "Bog §azi µi" (by M. Tayyib Gخkbilgin)[; P. Ullyot and Orhan Ilgaz, "The hydrography of the Bosphorus: an introduction", The Geographical Review , XXXVI, no. I (1946), 44 ff.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

و. پری ( د.اسلام )

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده