بورکینافاسو
معرف
کشوری‌ در افریقای‌ غربی‌
متن
بورکینافاسو ، کشوری‌ در افریقای‌ غربی‌. در شمال‌ و مغرب‌ با مالی‌، در مشرق‌ با نیجر و بنین‌ و در جنوب‌ با توگو، غنا و ساحل‌ عاج‌ همسایه‌ است‌. مساحت‌ آن‌ 200 ، 274 کیلومتر مربع‌ و پایتختش‌ اوآگادوگو است‌. این‌ کشور سابقاً بخشی‌ از افریقای‌ غربی‌ فرانسه‌ بود. در 1363 ش‌/1984 نام‌ آن‌ از ولتای‌ علیا به‌ بورکینافاسو تغییر داده‌ شد که‌ به‌ زبان‌ قوم‌ موسّی‌ به‌ معنای‌ «سرزمین‌ مردم‌ درستکار» است‌ ( بریتانیکا ، ج‌29، ص‌842؛ آمریکانا ، ذیل‌ مادّه‌).بورکینافاسو فلاتی‌ وسیع‌ و مسطح‌ است‌. ارتفاع‌ متوسط‌ کشور که‌ چهارصدمتر است‌، به‌ سمت‌ شرق‌ و جنوب‌ کاهش‌ می‌یابد. بلندترین‌ نقطة‌ کشور در جنوب‌ غربی‌ تنها 749 متر ارتفاع‌ دارد. بزرگترین‌ رود کشور، رود موهون‌ (ولتای‌ سیاه‌ سابق‌)، همراه‌ رودهای‌ ولتای‌ سفید و قرمز وارد غنا می‌شود. رود مهم‌ دیگر، کوموئه‌ با جریان‌ یافتن‌ در بخش‌ کوتاهی‌ از بورکینافاسو، در جنوب‌غربی‌ کشور وارد ساحل‌ عاج‌ می‌شود. هیچیک‌ از این‌ رودها قابل‌ کشتیرانی‌ نیست‌. سه‌ منطقة‌ آب‌ و هوایی‌ به‌طور همزمان‌ در کشور وجود دارد: در جنوب‌ غربی‌ سالانه‌ تا 1168 میلیمتر باران‌ می‌بارد؛ در منطقة‌ میانی‌، شامل‌ اوآگادوگو، بارش‌ به‌طور متوسط‌ حدود 762 میلیمتر است‌؛ و در شمال‌ بندرت‌ به‌ 508 میلیمتر می‌رسد. خاک‌ کشور عمدتاً سبک‌، کم‌مایه‌ و رسوبی‌ است‌ و آب‌ را در خود نگه‌ نمی‌دارد و بیشتر بارش‌ سالانه‌ بسرعت‌ جاری‌ می‌شود. میانگین‌ دما در بیشتر اوقات‌ سال‌ بین‌ ْ20 تا ْ35 سانتیگراد است‌. شمال‌ کشور در فصل‌ بارانی‌ عمدتاً از علفزارهای‌ ساوانا پوشیده‌ می‌شود و در دورة‌ وزش‌ باد هارماتان‌ نیمه‌بیابانی‌ است‌. بوته‌های‌ خاردار و علفزار در «ساوانا» در شمال‌ جای‌ خود را در جنوب‌ به‌ جنگلهای‌ تُنک‌ می‌دهد که‌ بیشتر در امتداد رودها گسترش‌ یافته‌ است‌. همچنین‌ در جنوب‌ شرقی‌، ناحیة‌ باتلاقی‌ گورما و در غرب‌ تپه‌های‌ پوشیده‌ از درخت‌ وجود دارد. در جنوب‌ غربی‌، به‌ علت‌ بارندگی‌ فراوان‌ پوشش‌ گیاهی‌ مناسب‌ است‌ ( آمریکانا ؛ بریتانیکا ، همانجاها؛ > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ؛ ذیل‌ مادّه‌؛ امجدعلی‌، ص‌ 573).جمعیت‌ بورکینافاسو در 1376 ش‌/ 1997، 000 ، 891 ، 10 تن‌ برآورد شده‌ است‌. بیشتر جمعیّت‌ این‌ کشور در نواحی‌ مرکزی‌ و جنوبی‌ متمرکز شده‌اند. در مناطق‌ دیگر، بویژه‌ در شمال‌، مشرق‌ و جنوب‌غربی‌، به‌علت‌ شرایط‌ محیطی‌ نامساعد مانند بارندگی‌ ناکافی‌ یا شیوع‌ بیماری‌ کوری‌ رودخانه‌ای‌ و وجود مگس‌ تسه‌تسه‌ و پشة‌ مالاریا، تمرکز جمعیت‌ کمتر است‌. حدود 80% از جمعیت‌ کشور روستانشین‌اند. پرجمعیت‌ترین‌ شهر کشور، اوآگادوگو در 1374 ش‌/1995، 824 هزارتن‌ جمعیت‌ داشته‌ است‌. شهرهای‌ مهم‌ دیگر بوبو ـ دیولاسو ، کودوگو ، اوآهیگویا ، بانفورا و کایاست‌. بیشتر مردم‌ بورکینافاسو به‌یکی‌ از دو گروه‌ اصلی‌ قومی‌، ولتایی‌ و مانده‌ ، وابسته‌اند. اقوام‌ موسّی‌، لوبی‌ ، گورونسی‌ و گورما از گروه‌ ولتایی‌ و اقوام‌ بوسانسه‌ (بیسّا) ، مارکا ، سامو ، سنوفو و دیولا از گروه‌ «مانده‌»اند. اقوام‌ دیگری‌ نیز مانند هوسا و طوارق‌ در کشور وجود دارد. نسبت‌ جمعیت‌ اقوام‌ عمده‌ در 1362 ش‌/1983 بدین‌صورت‌ بوده‌ است‌: موسّی‌ 9ر47%، مانده‌ 8ر8%، فولانی‌ 3ر8%، لوبی‌ 9ر6%، بوبو 8ر6%، سنوفو 3ر5%، گورونسی‌ 1ر5% و گورما 8ر4%. هر گروه‌ قومی‌، به‌ زبان‌ یا لهجة‌ خود گفتگو می‌کند. در مرکز کشور زبان‌ موسّیها، موره‌، بیش‌ از دیگر زبانها به‌کار می‌رود. زبانهای‌ دیولایی‌ و هوسایی‌ معمول‌ترین‌ زبانهای‌ تجاری‌ است‌. زبان‌ رسمی‌ کشور فرانسوی‌ است‌، اما کاربرد آن‌ به‌ نخبگان‌ محدود شده‌ است‌. هیچ‌یک‌ از ادیان‌ موجود در بورکینافاسو به‌عنوان‌ دین‌ رسمی‌ کشور شناخته‌ نمی‌شود. در 1374 ش‌/1995، 50% مردم‌ مسلمان‌ (سنّی‌ و عمدتاً پیرو فقه‌ مالکی‌)، 40% دارای‌ عقاید سنتی‌ جاندارپنداری‌ و 10% مسیحی‌ (بیشتر کاتولیک‌ و اندکی‌ نیز پروتستان‌) بوده‌اند ( > اطلس‌ جهانی‌ اینکارتا < ، ذیل‌ مادّه‌؛ > اسلام‌ و گروههای‌ اسلامی‌ < ، ص‌41؛ > آفریقای‌ جنوب‌ صحرا 1998 < ؛ ص‌216، 221؛ بریتانیکا ، ج‌29، ص‌843؛ > کتاب‌ سال‌ بریتانیکا 1998 < ، ص‌566؛ برنامة‌ توسعة‌ سازمان‌ ملل‌ متحد ، ص‌ 175).اقتصاد بورکینافاسو به‌ دامداری‌ و کشاورزی‌ متکی‌ است‌ و امکانات‌ محدودی‌ برای‌ نوسازی‌، صنعتی‌ شدن‌ یا توسعة‌ تجارت‌ خارجی‌ دارد. بورکینافاسو از فقیرترین‌ کشورهای‌ جهان‌ و غالباً دچار کسری‌ بودجه‌ است‌. فقط‌ یک‌سوم‌ از زمینهای‌ کشور قابل‌ کشت‌ است‌، و بیشتر این‌ زمینها در درة‌ رودها بویژه‌ در جنوب‌ و جنوب‌غربی‌ کشور قرار دارد. مهمترین‌ محصولات‌ کشاورزی‌ پنبه‌، بادام‌ زمینی‌ و دانة‌ درخت‌ روغن‌ قلم‌ (از جمله‌ مواد تهیة‌ صابون‌) است‌. پنبه‌، مهمترین‌ محصول‌ صادراتی‌ بیش‌ از 40% و چرم‌ و پوست‌ بیش‌ از 10% درآمدهای‌ صادراتی‌ کشور را تشکیل‌ می‌دهند. فعالیت‌ صنعتی‌ به‌ واحدهای‌ کوچک‌، بیشتر در امتداد راه‌آهن‌ بین‌ بانفورا تا اوآگادوگو محدود شده‌ است‌. عمدة‌ این‌ صنایع‌ در بوبو ـ دیولاسو و در حد کمتری‌ در اوآگادوگو قرار دارد. مهمترین‌ مراکز صنعتی‌ کشور، کارخانه‌های‌ پنبه‌پاک‌کنی‌، تصفیة‌ شکر، تولید موتوسیکلت‌ و دوچرخه‌، و مهمترین‌ منابع‌ معدنی‌، منگنز، طلا و روی‌ است‌. واردات‌ اصلی‌ کشور، ماشین‌آلات‌ و تجهیزات‌ ترابری‌، تولیدات‌ شیمیایی‌، فراورده‌های‌ نفتی‌ و مواد غذایی‌ است‌. صادرات‌ عمده‌ نیز پنبه‌، طلا، چرم‌، پوست‌ و دام‌ است‌. فرانسه‌ و ساحل‌ عاج‌ از شرکای‌ عمدة‌ تجاری‌ بورکینافاسو به‌شمار می‌آیند. شبکة‌ راه‌آهن‌ بورکینافاسو با 622 کیلومتر طول‌ از مرز ساحل‌ عاج‌ آغاز و در کایا ختم‌ می‌شود و کشور را به‌ بندر آبیجان‌ در ساحل‌ عاج‌ پیوند می‌دهد. دو فرودگاه‌ بین‌المللی‌ در اوآگادوگو و بوبو ـ دیولاسو وجود دارد ( > آفریقای‌ جنوب‌ صحرا 1998 < ؛ ص‌213ـ215، 219؛ بریتانیکا ؛ > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ، همانجاها).بورکینافاسو از قرن‌ سوم‌ تا سیزدهم‌ میلادی‌، بخشی‌ از حکومت‌ غنا، نخستین‌ و بزرگترین‌ حکومت‌ افریقای‌ غربی‌، بود. در نیمة‌ قرن‌ پنجم‌/ یازدهم‌ هنگامی‌ که‌ مرابطون‌ مراکش‌ به‌ پایتخت‌ غنا حمله‌ کردند، موسّیها از نیجر و بوبوها از شمال‌ وارد بورکینافاسوی‌ کنونی‌ شدند. موسّیها تا قرن‌ هشتم‌/چهاردهم‌، در شمال‌ غنای‌ امروزی‌ پادشاهیهای‌ مامپروسی‌ و داگومبا را به‌ وجود آوردند. در حدود قرن‌ هشتم‌/چهاردهم‌ مهاجمانی‌ از شمال‌ غنای‌ کنونی‌ به‌ بورکینافاسوی‌ امروزی‌ حمله‌ور شدند و اقوام‌ گورما پادشاهی‌ فادااِنگورما را در شرق‌ و موسّیها به‌ رهبری‌ اوئدرائوگو پادشاهی‌ تِنکودوگو را بنیان‌ نهادند. سپس‌ پادشاهی‌ یاتنگا ، به‌ پایتختی‌ اوآهیگویا، در شمال‌ غربی‌ ایجاد شد. در نیمة‌ قرن‌ نهم‌/ پانزدهم‌، اوآگادوگو پایتخت‌ پادشاهی‌ شد. این‌ پادشاهیها بویژه‌ یاتنگا و اوآگادوگو تا اوایل‌ قرن‌ بیستم‌ وجود داشتند. دولت‌ موسّی‌ موفق‌ شد که‌ بیشتر حملات‌ حکومتهای‌ مالی‌ و سنگای‌ را از قرن‌ هشتم‌ تا دهم‌/ چهاردهم‌ تا شانزدهم‌ دفع‌ نماید ( بریتانیکا ، ج‌29، ص‌844؛ آمریکانا ؛ > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ، همانجاها؛ موسوعة‌السیاسة‌ ، ذیل‌ «فولتاالعلیا، جمهوریّة‌»؛ امجدعلی‌، ص‌ 573ـ574). نبرد با سنگاییهای‌ مسلمان‌ در شمال‌ و حملات‌ فولانیهای‌ مسینا ، پادشاهیهای‌ موسّی‌ بویژه‌ یاتنگا را، که‌ احتمالاً از قرن‌ دهم‌/شانزدهم‌ از اوآگادوگو مستقل‌ شده‌ بود، تضعیف‌ کرد (هیسکت‌ ، ص‌ 182؛ امجدعلی‌، ص‌ 574؛ بریتانیکا ، همانجا).در 1305/1888 لوئی‌ بینگر ، افسر ارتش‌ فرانسه‌، به‌ اوآگادوگو سفر کرد و در ملاقاتی‌ با مورو نابا (رهبر سنتی‌ قوم‌ موسّی‌)، کوشید تا وی‌ را به‌ پذیرش‌ قیمومت‌ فرانسویان‌ ترغیب‌ کند اما شکست‌ خورد (امجدعلی‌، همانجا). در 1313/1895، فرانسویان‌ به‌ بهانة‌ وساطت‌ و رفع‌ اختلافات‌ داخلی‌ بین‌ طرفین‌ درگیر، در یاتنگا مداخله‌ کردند و آنجا را تحت‌الحمایة‌ خود قرار دادند ( بریتانیکا ، همانجا؛ > دایرة‌المعارف‌ اونیورسالیس‌ < ، ذیل‌ «ولتای‌ علیا»). ارتش‌ فرانسه‌ در 1314/1896، اوآگادوگو را تصرف‌ کرد ودر سال‌ بعد بتدریج‌ سایر مناطق‌ را نیز اشغال‌ کرد. در 1316/1898 با یک‌ معاهدة‌ انگلیسی‌ ـ فرانسوی‌، مرزهای‌ متصرفات‌ جدید فرانسه‌ و سرزمینهای‌ شمالی‌ ساحل‌ طلا (غنای‌ کنونی‌) تثبیت‌ شد. کشور از 1316/1898 تا 1337/1919 جزئی‌ از مستعمرة‌ سودان‌ فرانسه‌ بود. در 1337/1919، فرانسه‌ مستعمرة‌ ولتای‌علیا (بورکینافاسوی‌ کنونی‌) را بنیان‌ گذاشت‌. در 1311 ش‌/1932، ولتای‌علیا میان‌ مستعمره‌های‌ ساحل‌عاج‌، نیجر و سودان‌ فرانسه‌ تقسیم‌ شد. در 1326 ش‌/ 1947، فرانسه‌ دوباره‌ ولتای‌علیا را با مرزهای‌ پیش‌ از 1311 ش‌/ 1932 به‌عنوان‌ یک‌ سرزمین‌ ماورای‌ بحار اتحادیة‌ فرانسوی‌، با یک‌ مجلس‌ داخلی‌ تأسیس‌ کرد ( بریتانیکا ؛ > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ، همانجاها). مجلس‌ ولتای‌علیا در 1336 ش‌/1957 حق‌ انتخاب‌ شورای‌ اجرایی‌ حکومتی‌ را به‌دست‌ آورد. در اردیبهشت‌ 1336/مه‌ 1957، اولین‌ حکومت‌ خودمختار به‌ ریاست‌ دانیل‌ اُعزّین‌ کولیبالی‌ شروع‌ به‌کار کرد. وی‌ سال‌ بعد درگذشت‌ و موریس‌ یامئوگو جانشین‌ وی‌ شد. در آذر 1337/ دسامبر 1958، ولتای‌علیا جمهوری‌ خودمختاری‌ در میان‌ جامعة‌ فرانسوی‌ شد ( آمریکانا ؛ امجدعلی‌، همانجاها). در 14 مرداد 1349/5 اوت‌ 1960 مجلس‌ ملّی‌ استقلال‌ ولتای‌علیا را اعلام‌ کرد و موریس‌ یامئوگو به‌ ریاست‌ جمهوری‌ رسید. وی‌ با ممنوع‌ ساختن‌ احزاب‌ مخالف‌، نظامی‌ تک‌ حزبی‌ ایجاد کرد. وخامت‌ شرایط‌ اقتصادی‌ بمرور حمایت‌ مردمی‌ از حکومت‌ را کاهش‌ داد. در دی‌ 1344/ ژانویة‌ 1966، ارتش‌ به‌ رهبری‌ ابوبکر سانگوله‌ لامیزانا با کودتا یامئوگو را برکنار کرد و خود قدرت‌ را به‌دست‌ گرفت‌. در 1349 ش‌/ 1970، قانون‌ اساسی‌ جدید به‌ تصویب‌ رسید که‌ براساس‌ آن‌ یک‌ حکومت‌ غیرنظامی‌ برقرار می‌شد. با این‌حال‌ لامیزانا در مقام‌ ریاست‌ جمهوری‌ باقی‌ ماند. در این‌ دوره‌، احزاب‌ متعددی‌ شروع‌ به‌ فعالیت‌ کردند. به‌ سبب‌ مشکلات‌ اقتصادی‌ و اختلاف‌ میان‌ نخست‌وزیر و رئیس‌ مجلس‌ ملّی‌، لامیزانا در 1353 ش‌/ 1974 دوباره‌ حکومت‌ نظامی‌ برقرار کرد ( > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ؛ آمریکانا ، همانجاها؛ > آفریقای‌ جنوب‌ صحرا 1998 < ، ص‌209؛ امجدعلی‌، ص‌ 575). در همین‌سال‌، اختلاف‌ دراز مدت‌ با مالی‌ بر سر حاکمیت‌ منطقة‌ مرزی‌ نوار آگاچر که‌ از حیث‌ منابع‌ آب‌ و مواد معدنی‌ غنی‌ بود، بالاگرفت‌. میانجیگری‌ سازمان‌ وحدت‌ افریقا برای‌ حل‌ مسئله‌ به‌ شکست‌ انجامید و این‌ امر برای‌ بیش‌ از یک‌ دهه‌ موجب‌ تیرگی‌ روابط‌ دو کشور بود. در 1356 ش‌/1977، قانون‌ اساسی‌ جدیدی‌ در یک‌ همه‌پرسی‌ به‌ تصویب‌ رسید. براساس‌ این‌ قانون‌، سال‌ بعد انتخابات‌ ریاست‌ جمهوری‌ و مجلس‌ برگزار شد. لامیزانا بار دیگر به‌ ریاست‌ جمهوری‌ برگزیده‌ شد. در این‌ حکومت‌، که‌ عمدتاً غیرنظامی‌ بود، فعالیت‌ همة‌ احزاب‌ سیاسی‌ جز سه‌ حزب‌ ممنوع‌ شد ( > آفریقای‌ جنوب‌ صحرا 1998 < ؛ امجدعلی‌، همانجاها). به‌ دنبال‌ دوره‌ای‌ از مشکلات‌ اقتصادی‌ و اعتصاب‌ عمومی‌، لامیزانا در آذر 1359/نوامبر 1980، در یک‌ کودتای‌ بدون‌ خونریزی‌ به‌ رهبری‌ سرهنگ‌ زربو سرنگون‌ شد. در آذر 1361/ نوامبر 1982، در کودتای‌ دیگری‌، سرگرد ژان‌ باپتیست‌ اوئدرائوگو قدرت‌ را به‌ دست‌ گرفت‌. در مرداد/ اوت‌ سال‌ بعد، توماس‌ سانکارا با کودتای‌ نظامی‌ اوئدرائوگو را برکنار کرد و خود به‌ قدرت‌ رسید. حکومت‌ انقلابی‌ و مارکسیستی‌ سانکارا به‌ اصلاح‌ سراسری‌ نظامهای‌ آموزشی‌، قضایی‌ و اقتصادی‌ اقدام‌ کرد. در 1364 ش‌/1985، اختلاف‌ مرزی‌ با مالی‌ به‌ درگیریهای‌ نظامی‌ شش‌روزه‌ای‌ منجر شد. سال‌ بعد، قرارداد مصالحه‌ای‌ بین‌ دوکشور به‌ امضا رسید و منطقة‌ مورد نزاع‌ به‌طور مساوی‌ بین‌ آنها تقسیم‌ شد ( آمریکانا ، همانجا؛ > آفریقای‌ جنوب‌ صحرا 1998 < ، ص‌209ـ210). در 1366 ش‌/1987، پس‌ از کشته‌ شدن‌ سانکارا به‌ دست‌ نیروهای‌ وفادار به‌ کمپائوره‌، وی‌ به‌ قدرت‌ رسید و سیاست‌ آزادسازی‌ اقتصادی‌ را پی‌گرفت‌. در 1370 ش‌/1991، قانون‌ اساسی‌ جدید تصویب‌ شد. براساس‌ این‌ قانون‌، ریاست‌ قوة‌ مجریّه‌ با رئیس‌جمهور است‌ و نخست‌وزیر با پیشنهاد رئیس‌جمهور منصوب‌ می‌شود و نمایندگان‌ مجلس‌ چند حزبی‌ با رأی‌ همگانی‌ برای‌ یک‌ دورة‌ پنج‌ساله‌ انتخاب‌ می‌شوند ( > آفریقای‌ جنوب‌ صحرا 1998 < ، ص‌210ـ211، 220).گسترش‌ اسلام‌ در بورکینافاسو . تماس‌ موسّیهای‌ شمالی‌ (در اوآگادوگو و یاتنگا) با اسلام‌ بیشتر به‌صورت‌ جنگ‌ از قرن‌ هشتم‌/چهاردهم‌ آغاز شد. در 733/1333، موسّیها از پادشاهی‌ یاتنگا، شهر تمبوکتو در قلمرو مالی‌ را تصرف‌ کردند و تا 837/1434 که‌ طوارق‌ آنها را بیرون‌ راندند برآنجا حکومت‌ می‌کردند (امجدعلی‌، ص‌ 574؛ > شهرهای‌ جهان‌ < ، ج‌1، ص‌76). موسّیهای‌ شمالی‌، با ضعف‌ حکومت‌ مسلمان‌ مالی‌، در 875/1470 به‌ مَسینا و در 885/1480 به‌ وَلاته‌ هجوم‌ بردند، اما سونّی‌ (سُنّی‌) علی‌ ، حکمران‌ سنگای‌، سه‌ سال‌ بعد آنان‌ را به‌ قلمرو خودشان‌ پس‌ راند. در 902ـ903/ 1497ـ 1498 اسکیا محمد، حاکم‌ سنگای‌، برای‌ جذب‌ آنان‌ به‌ اسلام‌ تلاش‌ کرد ولی‌ موفقیتی‌ به‌ دست‌ نیاورد، چرا که‌ در نظر موسّیهای‌ شمالی‌ پذیرش‌ اسلام‌ به‌ منزلة‌ پذیرش‌ سلطة‌ سنگای‌ بود. از طرف‌ دیگر، لازمة‌ پذیرش‌ اسلام‌ رها شدن‌ از سیطرة‌ نفوذ و قدرتِ رؤسا بود و در جامعه‌ای‌ که‌ ضوابط‌ سلسله‌ مراتب‌ در آن‌ بشدت‌ رعایت‌ می‌شد و افراد وابستگی‌ زیادی‌ به‌ سنتهای‌ خانوادگی‌ و سیاسی‌ خود داشتند، پذیرش‌ اسلام‌ در حکم‌ انقلاب‌ بود. از همین‌رو، قلمرو موسّی‌ مدت‌ زیادی‌ در برابر قبول‌ اسلام‌ مقاومت‌ نشان‌ داد. با اینهمه‌، موسّیها در مقابل‌ ورود مسالمت‌آمیز مسلمانان‌، مانند ورود فولانیهای‌ مسلمان‌ اهل‌ مسینا به‌ منطقة‌ یاتنگا در قرن‌ نهم‌/پانزدهم‌ و همچنین‌ ورود بازرگانان‌ مسلمان‌ دیولا به‌ جامعة‌ خود، کمتر تعصّب‌ می‌ورزیدند (هیسکت‌، ص‌ 182ـ183، 220؛ کوک‌، ص‌ 248، 252ـ253). این‌ مسلمانان‌ دیولایی‌، که‌ به‌ نام‌ محلی‌ یارسه‌ شهرت‌ داشتند، در اوایل‌ قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌ در اوآگادوگو حضور داشتند. آنها ابتدا در شمال‌ در مناطقی‌ چون‌ کایا و سپس‌ در جنوب‌ در شهرهایی‌ مانند بوبو ـ دیولاسو و در روستاهای‌ موسّی‌ در مسیرهای‌ کاروانرو مستقر شدند. یارسه‌ها رابط‌ بین‌ اسلام‌ اقوام‌ ماندینگ‌ (مانده‌) و اسلام‌ اقوام‌ ولتایی‌ شدند. آنان‌ بویژه‌ در قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌، بر دربار اوآگادوگو بیشتر اثر گذاشتند. در ابتدای‌ این‌ قرن‌ موروناباها، به‌ تقلید از دربار حکومتهای‌ متحد جنوبی‌، داگومبا و مامپروسی‌ (به‌ پایتختی‌ گامباگا)، نسبت‌به‌ اسلام‌ انعطاف‌ بیشتری‌ نشان‌ دادند. موروناباکوم‌ اول‌ (در اوایل‌ قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌) همکیشان‌ مادرش‌ را که‌ یارسه‌ بود، به‌ شهرهای‌ اوآگادوگو، داکی‌ و کومبیسیری‌ جذب‌ کرد (هیسکت‌، ص‌ 182؛ کوک‌، ص‌ 253؛ لاپیدوس‌ ، ص‌ 502). ولی‌ در واقع‌، در عصر مورونابا دولوگو (1211ـ1240/ 1796ـ 1825) بود که‌ با گرویدن‌ وی‌ به‌ اسلام‌ این‌ دین‌ رواج‌ پیدا کرد. او در رقابت‌ با دربار گامباگا، در کنار وزرای‌ خود شخصی‌ را به‌ نام‌ امام‌ منصوب‌ کرد که‌ اهل‌ تمبوکتو بود. وی‌ اجازة‌ احداث‌ نخستین‌ مسجد را در اوآگادوگو صادر کرد که‌ امروزه‌ از میان‌ رفته‌ است‌. تاپایان‌ قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌، تنها مورونابایی‌ که‌ در اوآگادوگو اسلام‌ را پذیرفت‌ ناباکوتو (متوفی‌ 1288/1871) بود که‌ در این‌ راه‌ جانشینی‌ نداشت‌. بیشتر موسّیهایی‌ که‌ در آغاز به‌ اسلام‌ گرویدند از اعضای‌ خانوادة‌ رؤسا بودند و تودة‌ روستایی‌ تا مدتها همچنان‌ بر مذهب‌ نیاکان‌ خود وفادار باقی‌ ماندند. تأثیر اسلام‌ را در میان‌ این‌ جوامع‌ می‌توان‌ در اجرای‌ جشن‌ کَبه‌ که‌ همزمان‌ با عید فطر است‌ مشاهده‌ کرد (کوک‌، ص‌ 253ـ254؛ > دایرة‌المعارف‌ اونیورسالیس‌ < ، همانجا).در حدود 1266/1850، حاج‌ محمود کارانتو حکومت‌ اسلامی‌ کوچکی‌ از اقوام‌ مانده‌ در اطراف‌ بورومو و واهابو/ اوآهابو برقرار کرد (هیسکت‌، ص‌ 244؛ کوک‌، ص‌ 254ـ255؛ براومن‌، ص‌ 47). در قرن‌ چهاردهم‌/اواخر قرن‌ نوزدهم‌، بخش‌ بزرگی‌ از افریقای‌ غربی‌ از جمله‌ جنوب‌ غربی‌ بورکینافاسو شاهد جهاد المامی‌ (امام‌) ساموری‌ توره‌ بود. وی‌ در 1315/1897، کُنگ‌ (درشمال‌ ساحل‌ عاج‌) را فتح‌ کرد اما نتوانست‌ بوبو ـ دیولاسو را بگیرد. در 1316/1898 فرانسویان‌ پس‌ از تصرف‌ سیکاسّو وی‌ را به‌ گابون‌ تبعید کردند ( موسوعة‌السیاسة‌ ، همانجا؛ هیسکت‌، ص‌ 346ـ 348؛ لاپیدوس‌، ص‌ 521). همچنین‌ از حدود 1287/1870، نخستین‌ مسلمانان‌ قوم‌ گورونسی‌ که‌ همجوار موسّیها بودند، بویژه‌ در لئو و چند مرکز دیگر ظاهر شدند (کوک‌، ص‌ 254). تا اوایل‌ قرن‌ چهاردهم‌/ پایان‌ قرن‌ نوزدهم‌، حدود سی‌هزار مسلمان‌ در بورکینافاسو وجود داشت‌ (لاپیدوس‌، ص‌ 829). در 1305ش‌/ 1926 جمعیت‌ مسلمانان‌ به‌ 17% و در 1340 ش‌/ 1961 به‌ حدود 20% رسید (کوک‌، ص‌ 250ـ251). در نیمة‌ دوم‌ قرن‌ بیستم‌، رقابت‌ بین‌ اسلام‌ و مسیحیت‌ شدت‌ بیشتری‌ گرفت‌. از موفقیتهای‌ اسلام‌ در این‌ دوره‌ می‌توان‌ به‌ اسلام‌ آوردن‌ ناباکوگری‌، رهبرقوم‌ موسّی‌، اشاره‌ کرد. یکی‌ از علل‌ رواج‌ اسلام‌ در میان‌ موسّیها همکاری‌ مبلّغان‌ مسیحی‌ با استعمار فرانسه‌ بود. مهاجرت‌ موسّیها به‌ غنا و ساحل‌ عاج‌ برای‌ کار در مزارع‌ تأثیر زیادی‌ در مسلمان‌ شدن‌ آنها داشت‌ (فینّه‌گان‌ ، ص‌549ـ550؛ کوک‌، ص‌ 250). جمعیت‌ مسلمانان‌ در 1362 ش‌/ 1983، به‌ 44% و در 1374 ش‌/ 1995 به‌ 50% کل‌ جمعیت‌ بالغ‌ شد ( > مردمان‌ مسلمان‌ < ، ج‌ 2، ص‌ 909؛ > اطلس‌ جهانی‌ اینکارتا < ، همانجا). از نظر پراکندگی‌ جمعیتی‌، مسلمانان‌ در شمال‌ زیاد ولی‌ در جنوب‌ به‌ صورت‌ اقلّیتهای‌ کم‌ اهمیت‌ دیده‌ می‌شوند. در 1334 ش‌/ 1955 سازمانی‌ فرهنگی‌ اسلامی‌ در بوبو ـ دیولاسو و در 1337 ش‌/1958 در اوآگادوگو آغاز به‌ کار کرد. در 1341 ش‌/ 1962، فعالیت‌ جمعیت‌ مسلمان‌ ولتای‌علیا که‌ مرکز آن‌ در اوآگادوگو بود آغاز شد. در 1351 ش‌/ 1972 «کمیتة‌ فرهنگی‌ جوانان‌ مسلمان‌ ولتای‌علیا» با هدف‌ ترویج‌ اسلام‌ و مبارزه‌ با جهل‌، از طریق‌ توسعة‌ مدارس‌ و کتابخانه‌ها، تأسیس‌ شد (کوک‌، ص‌ 251، 260).به‌ تازگی‌ شواهدی‌ از تجدید حیات‌ اسلامی‌ در بورکینافاسو دیده‌ می‌شود. برخلاف‌ تأثیر اندک‌ این‌ تجدید حیات‌ در صحنة‌ سیاسی‌، در حوزة‌ اجتماعی‌ تأثیر آن‌ قابل‌ ملاحظه‌ بوده‌ است‌. برای‌ مثال‌، چند سازمان‌ ملّی‌ اسلامی‌ غیرسیاسی‌، مانند انجمن‌ دانشجویان‌ مسلمان‌ بورکینا در بوبو ـ دیولاسو، تأسیس‌ شده‌ است‌ که‌ در برگزاری‌ مراسم‌ اسلامی‌ اهتمام‌ دارند. تعداد فزایندة‌ مدارس‌ قرآنی‌ به‌ ظهور نخبگانی‌ منجر شده‌ است‌ که‌ دیدگاههای‌ بسیار متفاوتی‌ با نخبگان‌ آموزش‌دیده‌ در مؤسسات‌ آموزشی‌ کاتولیکی‌ دارند. گسترش‌ عربی‌گرایی‌ موجب‌ ظهور جنبشهایی‌ شبیه‌ جنبش‌ وهابی‌ شده‌ است‌ ( > اسلام‌ و گروههای‌ اسلامی‌ < ، همانجا). بورکینافاسو در دورة‌ حکومت‌ لامیزانا برای‌ نخستین‌بار در بهمن‌ 1353/ فوریة‌ 1974 در اجلاس‌ سازمان‌ کنفرانس‌ اسلامی‌ در لاهور شرکت‌ کرد (کوک‌، ص‌ 262).طریقة‌ قادریه‌ قدیمترین‌ طریقه‌ در این‌ منطقه‌ است‌. با وجود این‌ طریقة‌ تجانیة‌ حاج‌ عمر فوتی‌ بیشترین‌ پیرو را در کشور بویژه‌ میان‌ دیولاها و یارسه‌ها دارد. شاخة‌ سیدیه‌ از طریقة‌ قادریه‌ پیروان‌ زیادی‌ بویژه‌ میان‌ طوارق‌ و سنگاییها دارد. طریقة‌ حَمالیّه‌ نیز دارای‌ پیروانی‌ است‌ (کوک‌، ص‌ 258ـ259).منابع‌: ژوزف‌ کوک‌، مسلمانان‌ افریقا ، ترجمة‌ اسدالله‌ علوی‌، مشهد 1373ش‌؛ موسوعة‌ السیاسة‌ ، چاپ‌ عبدالوهاب‌ کیالی‌، بیروت‌ 1979ـ1994؛ مروین‌ هیسکت‌، گسترش‌ اسلام‌ در غرب‌ آفریقا ، ترجمة‌ احمد نمایی‌ و محمد تقی‌ اکبری‌، مشهد 1369 ش‌؛Africa south of the Sahara 1998 , 27th. ed., London 1998; S. Amjad Ali, The Muslim world today , Islamabad 1985; Renإ A. Bravmann, Islam and tribal art in West Africa , Cambridge 1980; Cities of the world , 3rd. ed., vol. I: Africa , ed. by Margaret Walsh Young and Susan L. Stetler, Detroit 1987; Encarta world atlas , U.S.A: Microsoft, 1998 (computer disk), s.v. "Burkina Faso"; Encyclopaedia Universalis , Paris 1984-1985, s. v. "Haute - Volta"; Encyclopedia Americana , Danbury 1984, s.v. "Upper Volta" (by D. M. McFarland); Gregory A. Finnegan, "Mossi", in Muslim peoples: a world ethnographic survey , ed. Richard V. Weekes, vol. 2, Westport, Conn. 1984; Islam and Islamic groups: a world-wide reference guide , ed. FarzanaShaikh, London 1992; Ira M. Lapidus, A history of Islamic societies , Cambridge 1991; Muslim peoples: a world ethnographic survey, ed. Richard V. Weekes, Westport, Conn. 1984; The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1985, Macropaedia ; 1998 Britannica book of the year ,Chicago 1998;United Nations Development Programme, Human development report 1998 , New York 1998; The World book encyclopedia , London 1995, s.v. "Burkina Faso".
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مهدی کریمی

حوزه موضوعی

اسلام معاصر

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده