بورسه (بروسه / بورسا نام باستانی آن پروسا )
معرف
پایتخت‌ کهن‌ عثمانی‌، از مشهورترین‌ شهرهای‌ آناطولی‌
متن
بورسه‌ (بروسه‌/ بورسا، نام‌ باستانی‌ آن‌ پروسا )، پایتخت‌ کهن‌ عثمانی‌، از مشهورترین‌ شهرهای‌ آناطولی‌. این‌ شهر در دامنة‌ شمال‌ غربی‌ اولوطاغ‌ (نام‌ کهن‌ آن‌ کشیش‌ طاغی‌، نام‌ کهنتر آن‌ میسیان‌ الیمپوس‌ ) و در جنوب‌ جلگه‌ای‌ به‌ نام‌ بورسه‌، قرار دارد. نام‌ بورسه‌ تحریف‌شدة‌ پروسا است‌. احتمالاً پروسا در زمان‌ پروسیاس‌ (متوفی‌ سدة‌ دوم‌ پیش‌ از میلاد)، از امپراتوران‌ بیتینیا / بیتینیه‌، بنا شده‌ است‌ و برای‌ ممتاز کردن‌ آن‌ از دیگر شهرهای‌ موسوم‌ به‌ پروسا آن‌ را پروسا آدالیمپوم‌ می‌خواندند. پروسا بعد از غلبة‌ لوکولوس‌ (ح 110ـ56 ق‌م‌) بر مهرداد ششم‌ (حک : 120ـ63 ق‌م‌) به‌ دست‌ رومیان‌ افتاد. در زمان‌ امپراتورْ ترایانوس‌ (حک : 98ـ117میلادی‌) پلینیِ (پلینیوس‌) اصغر به‌ حکومت‌ پروسا تعیین‌ شد. پس‌ از تقسیم‌ سرزمین‌ روم‌، بورسه‌ در روم‌ شرقی‌ قرار گرفت‌. آثار متعلق‌ به‌ این‌ دوره‌ها تقریباً بکلی‌ از بین‌ رفته‌ است‌.بورسه‌ از جمله‌ شهرهایی‌ بود که‌ سلیمان‌شاه‌ اول‌ (متوفی‌ 479)، مؤسس‌ سلسلة‌ سلاجقة‌ روم‌، در 472 آن‌ را فتح‌ کرد. به‌ دنبال‌ مرگ‌ قِلِج‌ ارسلان‌ اول‌ در 500، این‌ شهر از تصرف‌ ترکان‌ خارج‌ شد و پس‌ از آن‌ بارها، به‌ تناوب‌، به‌ دست‌ ترکان‌ و روم‌ شرقی‌ افتاد تا اینکه‌ در 726، شهر که‌ در دست‌ بورسوق‌ حاکم‌ روم‌ شرقی‌ بود، پس‌ از محاصره‌ای‌ طولانی‌ که‌ از حدود 717 آغاز شده‌ بود، تسلیم‌ اورخان‌ عثمانی‌ (حک : 726ـ761؟) شد و خراج‌ سنگینی‌ پرداخت‌ (قس‌ پاخیمرس‌ به‌ نقلِ وشتر ، ص‌55؛ ابن‌بطوطه‌، ج‌1، ص‌343ـ344؛ عاشق‌ پاشازاده‌، ص‌28ـ29). قلعة‌ شهر مقرّ دربار عثمانیها شد. اورخان‌، بورسه‌ را پایتخت‌ خود قرار داد و اولین‌ سکة‌ نقرة‌ خود (آقْچه‌) را در 727 در این‌ شهر ضرب‌ کرد ( > بلّتن‌ < ، ج‌10، ص‌207). ابن‌بطوطه‌ در 734 بورسه‌ را «شهری‌ بزرگ‌ با بازارهای‌ پر رونق‌ و کوچه‌های‌ عریض‌» وصف‌ کرده‌ است‌ (ج‌1، ص‌341). اورخان‌ در 740 در دشتی‌ که‌ پایین‌ قلعه‌ قرار داشت‌، مسجد، عمارت‌، حمام‌ و کاروانسرا (بیگ‌خانی‌: کاروانسرای‌ بیگ‌) بنا کرد. این‌ مجموعه‌ بناهای‌ عمومی‌، مرکز شهر بورسه‌ شد. توسعة‌ شهر و پیدایش‌ محله‌های‌ جدید در این‌ دوره‌ آغاز شد و شهر بویژه‌ در عهد بایزید اول‌ (791ـ805) توسعة‌ بسیار یافت‌. مسجد بزرگ‌ (اولوجامع‌) در 802 بنا شد. در همین‌ سال‌ بورسه‌ از مراکز بین‌المللی‌ صنعت‌ و تجارت‌ ابریشم‌ بوده‌ است‌ (شیلتبرگر، ص‌34).بعد از پیروزی‌ تیمور بر بایزید اول‌ در 804، سربازان‌ سپاه‌ فاتح‌ شهر بورسه‌ را غارت‌ کردند و آن‌ را آتش‌ زدند و از آن‌ پس‌ آدریانوپل‌ (ادِرنه‌) به‌ جای‌ بورسه‌ پایتخت‌ دولت‌ عثمانی‌ شد. مراد دوم‌ (حک : 824 ـ 848؛ 848 ـ 855)، ششمین‌ سلطان‌ عثمانی‌، در بورسه‌ به‌ تخت‌ نشست‌. خسارات‌ شهر در این‌ دوره‌ جبران‌ شد و شهر بسرعت‌ توسعه‌ یافت‌. در 836 لا بروکی‌یر شهر را مفصلاً وصف‌ کرده‌ و آن‌ را «بهترین‌ شهر ترکها» دانسته‌ است‌ (ص‌131ـ137). سلطان‌ محمد فاتح‌ (حک : 855 ـ 886)، هفتمین‌ سلطان‌ عثمانی‌، استانبول‌ را پایتخت‌ خود قرار داد و بیشتر ساکنان‌ شهر بورسه‌ را مجبور کرد تا در پایتخت‌ جدید مستقر شوند، ازینرو بورسه‌ اهمیت‌ سیاسی‌ خود را از دست‌ داد و از اعتبار فرهنگی‌ آن‌ نیز کاسته‌ شد. در اثنای‌ اولین‌ جلوس‌ بایزید دوم‌ (حک :886 ـ 918)، جم‌ سلطان‌، برادر وی‌، به‌ بورسه‌ رفت‌ و هجده‌ روز در آن‌ شهر پادشاهی‌ کرد و به‌ نام‌ خود سکه‌ زد، و اهالی‌ بورسه‌ از او طرفداری‌ کردند. تا قرن‌ یازدهم‌، این‌ شهر یکی‌ از سه‌ پایتخت‌ عثمانی‌ به‌ شمار می‌آمد و از قصر آن‌ محافظت‌ می‌شد و سلاطین‌ گهگاه‌ در آن‌ اقامت‌ می‌کردند (پچوی‌، ج‌2، ص‌313؛ اولیاچلبی‌، ج‌2، ص‌10).از ارقام‌ عوارض‌ بر خانوارها که‌ در دفاتر عثمانیان‌ ثبت‌ شده‌ است‌، از افزایش‌ جمعیت‌ شهر می‌توان‌ تصوری‌ به‌ دست‌ آورد؛ برای‌ مثال‌ در زمان‌ سلطنت‌ محمد فاتح‌ 000 ، 5 خانوار، در 892، 456 ، 6 خانوار و در 936، 351 ، 6 خانوار عوارض‌ می‌پرداختند. در اواسط‌ قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌ بلون‌ می‌نویسد: «در حال‌ حاضر هنوز بورسه‌ همانند قسطنطنیه‌ ثروتمند و پرجمعیت‌ است‌ و حتی‌ می‌توان‌ گفت‌ از قسطنطنیه‌ نیز غنی‌تر، و ثروت‌ آن‌ از ابریشم‌ حاصل‌ شده‌ است‌» (ص‌451).در 985، به‌ دلیل‌ مهاجرت‌ آلبانیاییها از روم‌ ایلی‌ به‌ بورسه‌، امنیت‌ شهر تهدید شد. ازینرو میان‌ نواحی‌ دروازه‌های‌ محکم‌ بنا کردند و بر آنها نگهبان‌ گذاشتند (رجوع کنید به مدارک‌ موجود در اثر داغلی‌اوغلو). پس‌ از 1003، شورشیان‌ جلالی‌ * بارها به‌ شهر حمله‌ کردند و سرانجام‌ در 1017 قلندراوغلو شهر را غارت‌ کرد (نعیما، ج‌2، ص‌27). بورسه‌ در غائلة‌ آبازه‌ حَسن‌ پاشا (رهبر شورشیان‌ جلالی‌) با خطر جدی‌ روبرو شد.بورسه‌ حاکم‌نشینِ سَنجَقِ خداوندگار یا «بیگ‌» در ایالت‌ آناطولی‌ بود، در 1248پایتخت‌ ایالت‌ جدید خداوندگار شد؛ در 1271، بر اثر زلزله‌ آسیب‌ فراوان‌ دید. در 1281 ولایت‌ خداوندگار شکل‌ گرفت‌ و بورسه‌ مقر والی‌ شد. جمعیت‌ این‌ شهر در 1310، 000 ، 76 تن‌ بود که‌ 158 ، 5 تن‌ آنها یونانی‌، 541 ، 7 تن‌ ارمنی‌، 548 ، 2 تن‌ یهودی‌ و بقیه‌ مسلمان‌ بودند. شهر دارای‌ 165 مسجد، 57 مدرسه‌، 27 مدرسة‌ علمیه‌، 7 عمارت‌، 7 کلیسا، 3کنیسه‌، 49 کاروانسرا، و 36 کارخانه‌ بود ( خداوندگار ولایتی‌ سالنامه‌سی‌ ، سال‌ 1310/ 1892).اهمیت‌ اقتصادی‌ بورسه‌ در تاریخ‌ عثمانی‌ بیش‌ از اهمیت‌ سیاسی‌ آن‌ بوده‌ است‌. این‌ شهر خیلی‌ زود به‌ بازاری‌ جهانی‌ تبدیل‌ شد. جادة‌ اصلی‌ ابریشم‌ به‌ بورسه‌ از تبریز، ارزروم‌ و توقات‌ می‌گذشت‌. جاده‌های‌ تجاری‌ دیگری‌ نیز به‌ این‌ شهر متصل‌ می‌شده‌ است‌. بازرگانان‌ از هند، جنووا، فلورانس‌، و جاهای‌ دیگر به‌ این‌ شهر می‌آمدند.این‌ شهر تا قرن‌ یازدهم‌ مهمترین‌ انبار کالاهایی‌ بود که‌ از شرق‌ به‌ قصد استانبول‌، شبه‌ جزیرة‌ بالکان‌ و حتی‌ اروپای‌ شرقی‌ حمل‌ می‌شد. صنعت‌ و تجارت‌ ابریشم‌ پایه‌ و اساس‌ رونق‌ بورسه‌ بود. کاروانهای‌ تبریز، ابریشم‌ نفیسِ گیلان‌، استرآباد و ساری‌ را به‌ بورسه‌ حمل‌ می‌کردند و این‌ ابریشم‌ بازار بسیار پر رونقی‌ داشت‌. اسناد و دفاتر قاضیهای‌ بورسه‌ و همچنین‌ اسناد و مدارک‌ مدیچیها که‌ به‌ کوشش‌ ریچاردز منتشر شده‌، گواه‌ این‌ مدعاست‌ ( > تجار فلورانسی‌ در عهد مدیچیها < ).جنوواییها، ونیزیها و فلورانسیها که‌ معمولاً در بورسه‌ نمایندگانی‌ داشتند، در خرید ابریشم‌ با یکدیگر رقابت‌ می‌کردند و معمولاً ابریشم‌ را با پارچه‌های‌ پشمی‌ معاوضه‌ می‌کردند. بر اساس‌ گزارشی‌ رسمی‌ در 907، بیش‌ از یک‌ هزار کارگاه‌ بافندگی‌ ابریشم‌ در بورسه‌ وجود داشته‌ است‌ ( > مقررات‌ احتساب‌ بورسه‌ < ، ص‌30). بیشتر کارگران‌ صنعت‌ ابریشم‌ برده‌هایی‌ بودند که‌ بعداً آزاد شدند و کارگاههای‌ خود را به‌ راه‌ انداختند.اهمیت‌ فعالیت‌ تجاری‌ بورسه‌ از تعداد کاروانسراها (خانها)یی‌ که‌ در قرن‌ نهم‌ ساخته‌ شد، نمایان‌ است‌. بورسه‌ همچنین‌ انبار پارچه‌های‌ نخی‌ آناطولی‌ غربی‌ بود. این‌ پارچه‌ها به‌ روم‌ایلی‌ و اروپای‌ شرقی‌ صادر می‌شد. ضرابخانة‌ اصلیِ مسکوکات‌ برنز و نقره‌، در بورسه‌ بود و حق‌ انحصار آن‌ سالانه‌ ششهزار دوکا برای‌ بورسه‌ درآمد داشت‌.میان‌ سالهای‌ 1007 تا 1037، شاه‌ عباس‌ اول‌ صفوی‌ (حک : 996ـ 1038) کوشید تا از ارسال‌ ابریشم‌ ایرانی‌ به‌ بازار بورسه‌ جلوگیری‌ کند ( > بلّتن‌ < ، ش‌60، ص‌665) و این‌ موجب‌ شد تا عثمانیها در بورسه‌ و حوالی‌ آن‌ تولید ابریشم‌ را توسعه‌ دهند. در قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌، تولید ابریشم‌ مرغوب‌ در اروپا (ایتالیا و فرانسه‌) و رقابت‌ ازمیر به‌ عنوان‌ بازار کالاهای‌ شرق‌، به‌ رونقِ درآمدِ بورسه‌ لطمه‌ زد (ماسون‌، ج‌2، ص‌492)، اما تولید ابریشم‌ برای‌ مصرف‌ داخلی‌ در بورسه‌ ادامه‌ داشت‌. در قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ این‌ بازار داخلی‌ نیز مغلوب‌ پارچه‌های‌ نخی‌ و ابریشمهای‌ ارزانقیمت‌ اروپایی‌ شد. با شروعِ فعالیتِ کارخانه‌های‌ نخ‌ریسی‌ بُخار (فَلاطور) در اواسط‌ قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌، صنعت‌ بافت‌ ابریشم‌ در بورسه‌ تحول‌ یافت‌. اولین‌ کارخانه‌ از این‌ نوع‌ را تاجری‌ سویسی‌ به‌نام‌ فالکایزن‌ در 1261/1845 تأسیس‌ کرد و در 1272 تعداد آنها به‌ 45 کارخانه‌ رسید. در 1332 تولید ابریشم‌ خالص‌ آن‌ حدود یکهزار تُن‌ بود. بیشتر کارگران‌ این‌ کارخانه‌ها زنان‌، بویژه‌ زنان‌ ترک‌، بودند. بدین‌ ترتیب‌ اولین‌ شهری‌ که‌ زنان‌ کارگر ترک‌ در کارخانه‌های‌ آن‌ به‌ کار مشغول‌ شدند، بورسه‌ است‌.در زمان‌ جنگ‌ استقلال‌ (1337ـ1341/ 1919ـ1922) تولید ابریشم‌ صدمة‌ بسیار دید، اما پس‌ از استقرار صلح‌، توسعة‌ دوباره‌ آغاز شد. با کاربرد ابریشم‌ مصنوعی‌، صنعت‌ نساجی‌ بورسه‌ توسعة‌ بسیار یافت‌.بورسه‌ مدتهای‌ مدید از مراکز درجه‌ اول‌ فرهنگی‌ آناطولی‌ به‌ شمار می‌آمد، و مرکز علما و ادبای‌ بزرگی‌ بود که‌ یا در آنجا زاده‌ شده‌ یا در آن‌ اقامت‌ گزیده‌ بودند، از جمله‌ شمس‌الدین‌ محمد فناری‌، قاضی‌زادة‌ رومی‌، قنالی‌زاده‌ حسن‌ چلبی‌، عبدالرحمان‌ بسطامی‌، و اسماعیل‌ حَقی‌ بورسه‌ای‌. در نیمة‌ دوم‌ قرن‌ سیزدهم‌/ نیمة‌ قرن‌ نوزدهم‌، برای‌ اولین‌ بار در بورسه‌ تئاتر دایر شد.طی‌ قرنها، سیاحان‌ بسیاری‌ از بورسه‌ دیدن‌ کرده‌اند و به‌ وصف‌ آن‌ پرداخته‌اند، از جمله‌ بلون‌، گرلاخ‌ ، نیوبریج‌ ، تونو ، تورنفور ، لوکاس‌ ، فون‌ریشتر ، تکسیه‌ ، و همیلتن‌ .شهر بورسه‌ از لحاظ‌ هنر معماریِ دورة‌ اول‌ سلطنت‌ عثمانی‌، اهمیت‌ بسیاری‌ دارد. اولوجامع‌، مجموعة‌ ایلدِرِم‌ بایزید، مجموعة‌ مرادیه‌، مسجد جامع‌ علاءالدین‌، آرامگاهها، مدارس‌، حمامها، کاروانسراها، دارالمساکین‌ و پلهای‌ مختلف‌ از جملة‌ این‌ آثارند. قَلقَشَندی‌ حمامی‌ را که‌ بر چشمة‌ آب‌ گرم‌ بنا شده‌ بوده‌، ذکر کرده‌ است‌ (ج‌5، ص‌343).در دوران‌ جمهوری‌، بورسه‌ مرکز ایالتی‌ تازه‌ تأسیس‌ به‌ همین‌ نام‌ شد. توسعة‌ شهر در این‌ دوره‌ از 1309ش‌/ 1930 آغاز شد و از 1329ش‌/ 1950 سرعت‌ گرفت‌. ابریشم‌بافی‌ و بافندگی‌ در آن‌ امروزه‌ نیز رایج‌ است‌، ولی‌ اهمیت‌ سابق‌ خود را از دست‌ داده‌ است‌. با وجود این‌، به‌ دلیل‌ وجود کارخانه‌های‌ مختلف‌، در 1345 ش‌/ 1966 به‌ اولین‌ منطقة‌ صنعتی‌ ترکیه‌ تبدیل‌ شد.در 1369ش‌/ 1990، جمعیت‌ استان‌ بورسه‌ 137 ، 603 ، 1 تن‌، و جمعیت‌ شهر بورسه‌ 576 ، 834 تن‌ بوده‌ است‌. بورسة‌ امروز، پنجمین‌ شهر بزرگ‌ ترکیه‌ است‌.منابع‌: [ ابن‌بطوطه‌، سفرنامة‌ ابن‌بطوطه‌ ، ترجمة‌ محمدعلی‌ موحد، تهران‌ 1361ش‌ ] ؛ محمد ظلی‌بن‌ درویش‌ اولیاچلبی‌، اولیاچلبی‌ سیاحتنامه‌سی‌ ، ج‌2، چاپ‌ احمد جودت‌، استانبول‌ 1314؛ ابراهیم‌ پچوی‌، تاریخ‌ پچوی‌ ، استانبول‌ 1281ـ1283؛ [ احمدبن‌ علی‌ قلقشندی‌، صبح‌الاعشی‌ ، قاهره‌، تاریخ‌ مقدمه‌ 1383/1963 ] ؛ مصطفی‌ نعیما، تاریخ‌ ، استانبول‌ 1283؛ـ A ¦shik ¤Pashaza ¦de, Die Altosmanische Chronik des ـ Aى i k ¤paىaza ¦de , ed. Fr. Giese, Leipzig 1929, Osnaburg 1972; P. Belon, Les observations de plusieurs singularitإs et choses mإmorables trouvإes en Grةce... , Paris 1588; Bursa I htisab Kanunu , ed. ع. L. Barkan, in Tarih Vesikalar i Dergisi , vol. VII; H. Turhan Dag §l âog §lu, 16. as i rda Bursa , Bursa 1943; Florentine merchants in the age of the Medici , Cambridge, Mass. 1932; B. de La Broquiةre, Le voyage d'outremer , ed. Ch. Schefer, Paris 1892; P. Masson, Histoire du commerce franµais dans le Levant , Paris 1911; J. Schiltberger, Bondage and travels , trans. from K. F. Neumann's German edition and ed. by J. B. Telfer, London 1879; A. Wجchter, Der Verfall des Griechentums in Kleinasien , Leipzig 1903;برای‌ صورت‌ کامل‌ منابع‌ رجوع کنید به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌؛ د.ا.ترک‌ ؛ د.ا.د.ترک‌ ، ذیل‌ "Bursa" .
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

خلیل اینالجق ، تلخیص از ( د.اسلام ) ؛ با اضافاتی از ( د.ا.ترک ) ؛ ( د.ا.د.ترک )

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده