بوربور یا بربر
معرف
نام‌ گروههایی‌ از طوایف‌ کرد و ترک‌ ایران‌، ساکن‌ در ورامین‌، ارومیه‌، داراب‌ و بجنورد
متن
بوربور یا بُربُر نام‌ گروههایی‌ از طوایف‌ کرد و ترک‌ ایران‌، ساکن‌ در ورامین‌، ارومیه‌، داراب‌ و بجنورد. اسامی‌ روستاهای‌ «بوربور کُرد» و «بوربور ترک‌» در بجنورد ظاهراً مأخوذ از نام‌ این‌ مردم‌ است‌ (دهخدا، ذیل‌ مادّه‌).ترکان‌ بوربور داراب‌ و ارومیه‌، از طوایف‌ بهارلو * و افشار به‌ شمار می‌آیند (فسائی‌، ج‌ 2، ص‌ 1578؛ کیهان‌، ج‌ 2، ص‌86؛ افشار محمودلو، ص‌ 180، 217). نخستین‌ آگاهیها دربارة‌ ترکان‌ بوربور، مربوط‌ به‌ اواسط‌ سلطنت‌ شاه‌ طهماسب‌ اول‌ (930ـ 984) است‌. ابراهیم‌ آقابوربور از سرداران‌ قزلباش‌ در جنگ‌ با القاص‌ میرزا و از همراهان‌ شاه‌ طهماسب‌ بود (طهماسب‌ صفوی‌ اول‌، ص‌ 58). به‌ نوشتة‌ مشیزی‌ (ص‌ 343ـ344) در 1077، نجفقلی‌بیگ‌ بوربور، امیرآخورِ صفی‌قلی‌بیگ‌، حاکم‌ کرمان‌، و ولی‌بیگ‌ بوربور، برادر او از جمله‌ صاحب‌منصبان‌ حکومت‌ کرمان‌ بودند. این‌ خبر به‌ منشأ قومی‌ این‌ دو برادر اشاره‌ای‌ ندارد، اما اطلاق‌ بیگ‌ به‌ هر دو، که‌ خاص‌ طوایف‌ ترک‌ است‌، و تفویض‌ مقام‌ داروغگی‌ بلوک‌ ترک‌نشین‌ اقطاع‌ کرمان‌ و نیز فقدان‌ هر نوع‌ قرینه‌ای‌ که‌ حاکی‌ از تعلق‌ این‌ مردم‌ به‌ طوایف‌ کرد باشد، انتساب‌ اینان‌ را به‌ ترکان‌ بوربور قطعی‌ می‌نماید. بوربورهای‌ ارومیه‌ ظاهراً در نیمة‌ اول‌ قرن‌ یازدهم‌ و همراه‌ سایر طوایف‌ افشار به‌ ارومیه‌ مهاجرت‌ کرده‌اند و خوانین‌ آنان‌ در حکومت‌ موروثی‌ خوانین‌ افشار ارومیه‌، مقام‌ و منزلتی‌ یافته‌اند؛ چنانکه‌ ساقی‌بیگ‌ بوربور در حکومت‌ امامقلی‌خان‌ افشار (1185ـ 1197) از جمله‌ رؤسای‌ آن‌ حکومت‌، و نصیربیگ‌ بوربور، از سرداران‌ وی‌ در جنگ‌ میان‌ او و قوای‌ متحد نجفقلی‌خان‌ دنبلی‌ حاکم‌ تبریز و مرادخان‌ زند بود (افشار محمودلو، همانجاها).از پیشینة‌ طوایف‌ کرد بوربور، محل‌ سکونت‌ اولیه‌ و تعلق‌ آنان‌ به‌ یکی‌ از گروههای‌ بزرگ‌ کرد، نیز اطلاعی‌ در دست‌ نیست‌؛ اما معروفترین‌ آنها که‌ در دویست‌ سال‌ اخیر شهرتی‌ یافته‌ طایفة‌ بوربور ورامین‌ است‌ که‌ ظاهراً در قرن‌ دوازدهم‌ و در سالهای‌ سلطنت‌ نادرشاه‌افشار و یا کریمخان‌ زند به‌ این‌ ناحیه‌ تبعید شده‌اند (اورکاد ، ص‌ 131ـ133؛ امینی‌، ص‌ 119، 122). ناحیة‌ محل‌ سکونت‌ این‌ طایفه‌، به‌ نام‌ آنان‌ بهنام‌ بوربور نام‌ گرفت‌ که‌ بعدها تغییر کرد و بهنام‌ سوخته‌ خوانده‌ شد. این‌ نام‌ ظاهراً برگرفته‌ از جریان‌ سوزاندن‌ مزارع‌ آفت‌زدة‌ طایفة‌ بوربور در سالهای‌ سلطنت‌ نادرشاه‌ یا شاهان‌ بعدی‌ در قرن‌ دوازدهم‌ است‌ (اعتمادالسلطنه‌، 1301ـ1303، ج‌ 3، ص‌ 362). بهنام‌ سوخته‌، امروز مرکب‌ از دو بخش‌ شمالی‌ و جنوبی‌ و مساحت‌ آن‌ بیش‌ از 380 کیلومترمربع‌ و از توابع‌ شهرستان‌ ورامین‌ است‌ (مرکز آمار ایران‌، 1366 ش‌ الف‌ ، ص‌ 35). اغلب‌ کردهای‌ بوربور، پیشتر چادرنشین‌ و ییلاقشان‌ مراتع‌ تیزکوه‌، دهل‌زنان‌ و امام‌ مَهْنَک‌ لار و قشلاقشان‌ بهنام‌ سوختة‌ ورامین‌ بود (اعتمادالسلطنه‌، 1374 ش‌، ص‌ 156). در صد سال‌ گذشته‌ و در جریان‌ گسترش‌ یکجانشینی‌، اکثریت‌ قریب‌ به‌ اتفاق‌ اعضای‌ این‌ طایفه‌ در روستاهای‌ بهنام‌ پازوکی‌ و بهنام‌ سوخته‌ اسکان‌ یافتند (مستوفی‌، ج‌ 3، ص‌ 506؛ امینی‌، ص‌122). جمعیت‌ این‌ طایفه‌ در اوایل‌ قرن‌ حاضر قریب‌ 150 خانوار بوده‌ که‌ ظاهراً کلیة‌ خانوارهای‌ روستایی‌ و کوچنده‌ را در برمی‌گرفته‌ است‌ (کیهان‌، ج‌ 2، ص‌ 111). از این‌ طایفه‌ امروز فقط‌ چند خانوار چادرنشین‌ باقی‌مانده‌ است‌. طبق‌ سرشماری‌ عشایری‌ 1366 ش‌، شش‌ خانوار چادرنشین‌ بوربور با احشام‌ خود، بالغ‌ بر 800 ، 6 رأس‌ چارپایان‌ اهلی‌، چون‌ گذشته‌، ییلاق‌ را در لار و قشلاق‌ را در ورامین‌ برگزار می‌کنند (مرکز آمار ایران‌، 1366 ش‌ ب‌ ، ص‌ 27؛ اورکاد، ص‌ 132). از تیره‌های‌ این‌ طایفه‌ کمتر نامی‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌، اما در تحقیقات‌ محلی‌ نام‌ چهار تیره‌ به‌ نامهای‌ بوربور ثابت‌، بوربور حسین‌بیگی‌، بوربور شیرازی‌ و بوربور صاحب‌جمع‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌.منابع‌: محمدحسن‌بن‌ علی‌ اعتمادالسلطنه‌، جغرافیا و تاریخ‌ درّة‌ لار ، چاپ‌ میرهاشم‌ محدث‌، در در قلمرو مازندران‌: مجموعه‌ مقاله‌ ، ج‌ 3، چاپ‌ حسین‌ صمدی‌، قائمشهر، 1374 ش‌؛ همو، مطلع‌ الشمس‌ ، چاپ‌سنگی‌ تهران‌ 1301ـ1303؛ عبدالرشیدبن‌ محمد شفیع‌ افشار محمودلو، تاریخ‌ افشار ، چاپ‌ محمود رامیان‌ و پرویز شهریار افشار، [ ارومیه‌ ] 1346 ش‌؛ محمد امینی‌، تاریخ‌ اجتماعی‌ ورامین‌ در دورة‌ قاجاریه‌ ، [ بی‌جا ] 1368 ش‌؛ برنارد اورکاد، «کوچ‌ و اقتصاد شبانی‌ در دامنه‌های‌ جنوبی‌ البرز»، در مجموعة‌ کتاب‌ آگاه‌: ایلات‌ و عشایر ، تهران‌ 1362 ش‌؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌ ، زیر نظر محمد معین‌، تهران‌ 1325ـ1359 ش‌؛ طهماسب‌ صفوی‌ اول‌، شاه‌ ایران‌، تذکرة‌ شاه‌ طهماسب‌ ، با مقدمة‌ فهرست‌ اعلام‌ امرالله‌ صفوی‌، هند 1912، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1363 ش‌؛ حسن‌بن‌ حسن‌ فسائی‌، فارسنامة‌ ناصری‌ ، چاپ‌ منصور رستگار فسائی‌، تهران‌ 1367 ش‌؛ مسعود کیهان‌، جغرافیای‌ مفصل‌ ایران‌ ، تهران‌ 1310ـ1311 ش‌؛ مرکز آمار ایران‌، مساحت‌ تقریبی‌ شهرستان‌، بخش‌ و دهستانهای‌ کشور، بر اساس‌ قانون‌ تقسیمات‌ کشوری‌ در مهرماه‌ 1365 ، تهران‌ 1366 ش‌ الف‌ ؛ همو، یافته‌های‌ مهم‌ سرشماری‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌ عشایر کوچندة‌ ایران‌ ( مرحلة‌ اول‌ طرح‌ )، تهران‌ [ 1366 ش‌ ] ب‌ ؛ عبدالله‌ مستوفی‌، شرح‌ زندگانی‌ من‌، یا، تاریخ‌ اجتماعی‌ و اداری‌ دورة‌ قاجاریه‌ ، تهران‌ 1341ـ1343 ش‌؛ میرمحمد سعیدبن‌ علی‌ مشیزی‌، تذکرة‌ صفویه‌ کرمان‌ ، چاپ‌ محمد ابراهیم‌ باستانی‌ پاریزی‌، تهران‌ 1369 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

علی پورصفر قصابی نژاد

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده