بوذری ابراهیم
معرف
خوشنویس‌ و موسیقیدان‌ معاصر
متن
بوذری‌ ، ابراهیم‌، خوشنویس‌ و موسیقیدان‌ معاصر. در 1274 یا 1275 ش‌ در روستای‌ کرود طالقان‌ زاده‌ شد (راهجیری‌، ج‌ 1، ص‌ 140؛ نصیری‌فر، ج‌ 2، ص‌ 149). از سالهای‌ کودکی‌، تحصیلات‌ ابتدایی‌ را در مکتبخانة‌ روستا آغاز کرد؛ کمی‌ بعد، به‌ تهران‌ آمد و در منزل‌ شیخ‌ محمدآقا بوذری‌ طالقانی‌، مدرّس‌ مدرسة‌ سپهسالار، اقامت‌ گزید. ادبیات‌ فارسی‌ و عربی‌ و فقه‌ و اصول‌ را نزد شیخ‌ مسیح‌ اوانکی‌ [ ایوانکی‌ ] ، آیت‌الله‌ سیدابوالقاسم‌ کاشانی‌، حاج‌ میرزا خلیل‌ کمره‌ای‌ و حاج‌ علی‌ شوشتری‌ فرا گرفت‌ و از او اجازه‌نامة‌ رسمی‌ در امور حسبیه‌ دریافت‌ کرد (نصیری‌فر، همانجا). در همین‌ اوان‌، به‌ هنر خوشنویسی‌ و موسیقی‌ علاقه‌مند شد و به‌ فراگیری‌ آنها همت‌ گماشت‌. خط‌ نستعلیق‌ را از زین‌العابدین‌ ساعتساز، محمد عماد طاهری‌ و عمادالکُتّاب‌، ثلث‌ را از امیرالکتاب‌، و نسخ‌ و رقاع‌ را نزد علی‌ عبدالرسولی‌ فرا گرفت‌ (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 149ـ150)؛ اما اصلی‌ترین‌ دل‌مشغولی‌ بوذری‌ که‌ در آن‌ چندان‌ مجال‌ شکوفایی‌ نیافت‌، هنر موسیقی‌ بود. وی‌ از همان‌ کودکی‌ با موسیقیدانان‌ بزرگ‌ اواخر عهد مظفری‌ آشنایی‌ یافت‌ و علاقه‌مند جدی‌ هنر تعزیه‌خوانی‌ شد؛ ازینرو مدتی‌ نزد تعزیه‌خوان‌ بزرگ‌ آن‌ زمان‌، اقبال‌ آذر (1245ـ1350 ش‌) ظرائف‌ تعزیه‌خوانی‌ و ردیفهای‌ آوازی‌ مکتب‌ تبریز را فرا گرفت‌ (خالقی‌، بخش‌ 1، ص‌ 353؛ مشحون‌، ج‌ 2، ص‌ 662)؛ چندی‌ نیز از تعالیم‌ شیخ‌ حبیب‌الله‌ شمس‌الذاکرین‌ کاشی‌ (خالقی‌، بخش‌ 1، ص‌ 358) و میرغرّای‌ تعزیه‌خوان‌ بهره‌ برد و به‌ تصریح‌ خود، پس‌ از اقبال‌ از میرغرّا [ میرغرا ] تأثیر گرفته‌ است‌. بوذری‌ به‌ واسطة‌ میرغرا بود که‌ با تعزیه‌خوانان‌ معروف‌ وقت‌ چون‌، حبیب‌الله‌ اَسْب‌ بَمَردی‌، میرزا حسینعلی‌ شهریاری‌ و سیدبلال‌ صمغ‌آبادی‌، آشنا شد (رجوع کنید به همان‌، بخش‌ 1، ص‌ 350ـ351).بوذری‌ در سنین‌ جوانی‌ تعزیه‌خوانی‌ می‌کرد، اما با افزایش‌ سن‌ و ورود به‌ مشاغل‌ دولتی‌، از اجراهای‌ جمعی‌ کناره‌ گرفت‌. وی‌ مدتی‌ نیز ردیفهای‌ سازی‌ را نزد ابوالحسن‌ صبا آموخت‌ و با تفاوتهای‌ اساسی‌ اجرای‌ ردیفِسازی‌ و ردیف‌آوازی‌ آشنا شد؛ مدتی‌ نیز نزد حسین‌ طاهرزاده‌، استاد بلامنازع‌ مکتب‌ آواز اصفهان‌، درس‌ گرفت‌ (همان‌، بخش‌ 1، ص‌ 380). بوذری‌ به‌ موازات‌ فعالیتهای‌ خود در زمینة‌ موسیقی‌، در دبیرستانهای‌ مشهور تهران‌، چون‌ تمدن‌ و اسلام‌، و از 1327 ش‌ در دانشکدة‌ معقول‌ و منقول‌ به‌ تدریس‌ و تعلیم‌ خط‌ پرداخت‌. همچنین‌ برای‌ حفظ‌ و گسترش‌ هنر خوشنویسی‌، به‌ همراه‌ چند تن‌ از بزرگان‌ خوشنویسی‌، انجمن‌ خوشنویسان‌ را دایر کرد. وی‌ بیش‌ از سی‌ سال‌، تا هنگام‌ بازنشستگی‌ در 1341 ش‌، کارشناس‌ خط‌ در وزارت‌ دادگستری‌ و خطاط‌ رسمی‌ کتابخانة‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و ادارة‌ مباشرت‌ و دارالانشاء بود (نصیری‌فر، ج‌ 2، ص‌ 150). بوذری‌ تا سالهای‌ پایانی‌ عمر خود مشاور شورای‌ عالی‌ انجمن‌ خوشنویسان‌ و عضو شورای‌ تعیین‌ شایستگی‌ مقام‌ استادی‌، در این‌ انجمن‌ بود. وی‌ در بهمن‌ 1365 درگذشت‌ (رجوع کنید به کیهان‌ فرهنگی‌ ، ص‌ 40).بخش‌ وسیعی‌ از آثار برجای‌ مانده‌ از بوذری‌ در حوزة‌ هنر خطاطی‌ است‌. گذشته‌ از عناوین‌ روی‌ جلدِ بسیاری‌ از آثار شنیداری‌ و مکتوب‌ موسیقی‌، آثاری‌ چون‌ دیوان‌ حافظ‌ ، منتخب‌ دیوان‌ سعد سلمان‌ ، جلد اول‌ جوامع‌ الحکایات‌ ، کتیبه‌های‌ آرامگاه‌ سعدی‌ و شاه‌ خلیل‌الله‌ (در تفت‌)، بسیاری‌ از کتابهای‌ درسی‌ دبیرستانها و اسناد و کتابهای‌ دیگر به‌ خط‌ اوست‌ (راهجیری‌، ج‌ 1، ص‌ 142). در همین‌ حال‌، صفحات‌ و نوارهای‌ بسیاری‌ از اجراهای‌ اصیل‌ موسیقی‌ ایرانی‌ نیز از او برجای‌ مانده‌ است‌.گرچه‌ بوذری‌ بیشتر به‌ عنوان‌ مدرّس‌ هنر خطاطی‌ مشهور است‌، و خود نیز مانند غالب‌ اساتید قدیم‌ موسیقی‌ مایل‌ نبود که‌ در جامعه‌، موسیقیدان‌ شناخته‌ شود، با اینهمه‌ مقام‌ او در موسیقی‌ کمتر از خطاطی‌ نیست‌. بوذری‌ در موسیقی‌ نیز، همانند خطاطی‌، پایبند سرسخت‌ اصول‌ سنتی‌ قدیم‌ بود. وی‌ با وجود آموختن‌ مکتب‌ آواز اصفهان‌، نتوانست‌ سبک‌ اقبال‌ آذر و مکتب‌ آواز تبریز را ترک‌ گوید و پیوسته‌ از این‌ مکتب‌ متأثر بود (خالقی‌، همانجا). با اینهمه‌ نباید او را نمایندة‌ کامل‌ مکتب‌ تبریز دانست‌، زیرا تقید او به‌ زبان‌ فارسی‌ و شعر کهن‌ و تأثر او از اصول‌ سنتی‌ هنر خطاطی‌، نوعی‌ انضباط‌ و انسجام‌ در بافت‌ و ساخت‌ سلیقة‌ هنری‌ او پدید آورد که‌ سبک‌ او را از سبک‌ افراد شاخص‌ تُرک‌زبان‌ مکتب‌ تبریز متمایز می‌کند. پیش‌ چشم‌ داشتن‌ اصول‌ صحیح‌ کرسی‌بندی‌ دقیق‌ و مستحکم‌ در خطاطی‌ و مطابق‌ کردن‌ آن‌ با کرسی‌بندی‌ جملات‌ آواز در خوانندگی‌، با همان‌ دقت‌ و استحکام‌، ویژگی‌ هنر اوست‌. او افزون‌ بر استادی‌ در تعزیه‌خوانی‌، دربارة‌ تاریخچة‌ تعزیه‌ و ظرایف‌ آن‌ و نیز در شناخت‌ گوشه‌های‌ مهجور و آوازهای‌ قدیم‌ و علم‌الرجال‌ موسیقی‌ معلومات‌ عمیقی‌ داشت‌.منابع‌: روح‌الله‌ خالقی‌، سرگذشت‌ موسیقی‌ ایران‌ ، تهران‌ 1353 ش‌؛ علی‌ راهجیری‌، تذکرة‌ خوشنویسان‌ معاصر ، ج‌ 1، تهران‌ 1364 ش‌؛ کیهان‌ فرهنگی‌ ، سال‌ 3، ش‌ 11 (بهمن‌ 1365)؛ حسن‌ مشحون‌، تاریخ‌ موسیقی‌ ایران‌ ، تهران‌ 1373 ش‌؛ حبیب‌الله‌ نصیری‌فر، مردان‌ موسیقی‌ سنتی‌ و نوین‌ ایران‌ ، ج‌ 2، تهران‌ 1371 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سیدعلیرضا میرعلی نقی

حوزه موضوعی

هنرومعماری

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده