بوازیج (بوازیج الملک )
معرف
شهری‌ کوچک‌ و قدیمی‌ در شمال‌ عراق‌، در ولایتِ (قضای‌) موصل‌، واقع‌ در ساحل‌ راست‌ رودخانة‌ زاب‌ اسفل‌ و در جانب‌ شرقی‌ رود دجله‌
متن
بَوازیج‌ (بوازیج‌ المَلِک‌)، شهری‌ کوچک‌ و قدیمی‌ در شمال‌ عراق‌، در ولایتِ (قضای‌) موصل‌، واقع‌ در ساحل‌ راست‌ رودخانة‌ زاب‌ اسفل‌ و در جانب‌ شرقی‌ رود دجله‌. به‌ نوشتة‌ ابوالفداء (ص‌ 287) محل‌ آن‌ میان‌ دو شهر تَکریت‌ و اَربِل‌/اَربیل‌ بوده‌ است‌. بوازیج‌ به‌ سریانی‌ «بیت‌ وازیق‌» (باج‌ خانه‌، قلعة‌ باجگیران‌) و در دورة‌ ساسانیان‌ «خنیاشاپور» نام‌ داشت‌ (ابن‌خرداذبه‌، ص‌ 94). در عصر خلافت‌ ابوبکر (11ـ13)، ابتدا جریربن‌ عبدالله‌ بَجَلی‌، بوازیج‌ دیگری‌ را فتح‌ کرد که‌ نزدیک‌ انبار (کنار فرات‌) بود (بلاذری‌، ص‌ 352، 379). سپس‌ هاشم‌بن‌ عُتبَة‌بن‌ ابی‌ وقاص‌ به‌ همراه‌ اَشعَث‌بن‌ قیس‌ (متوفی‌ 41)، کورة‌ (استان‌) باجَرمی‌' * را گشود و به‌ سِنّ و بوازیج‌ الملک‌ رفت‌. در دورة‌ منتصر عباسی‌ (متوفی‌ 247) ابوالعمود شاری‌ در بوازیج‌ و موصل‌ خروج‌ کرد (مسعودی‌، ج‌ 4، ص‌ 53). در رجب‌ 252، مُساوِربن‌ عبدالحمید شاری‌ بجلی‌ موصلی‌ نیز در بوازیج‌ قیام‌ کرد (ابن‌اثیر، ج‌ 5، ص‌ 334) و مسرور بلخی‌ در 258 برای‌ جنگ‌ با مساور به‌ بوازیج‌ رفت‌ و عده‌ای‌ از یاران‌ او را اسیر کرد. پنج‌ سال‌ بعد، مساور از بوازیج‌ برای‌ مقابله‌ با سپاه‌ خلیفه‌ حرکت‌ کرد ولی‌ در همان‌ سال‌ در آنجا درگذشت‌ (همان‌، ج‌ 6، ص‌ 15).روزگاری‌ این‌ منطقه‌ جایگاه‌ راهزنان‌ شد، به‌ طوری‌ که‌ قبیلة‌ بنی‌شیبان‌ آنچه‌ را از راهزنی‌ به‌ دست‌ می‌آوردند، در آنجا نگه‌ می‌داشتند. در سال‌ 500، اتابک‌ چاوُلی‌، بوازیج‌ را تصرف‌ کرد و برخلاف‌ سوگندش‌ مبنی‌ بر حمایت‌ از مردم‌، چهار روز تمام‌ آنجا را غارت‌ کرد (همان‌، ج‌ 8، ص‌ 238). در 521 نیز عمادالدین‌ زنگی‌، که‌ در موصل‌ به‌ قدرت‌ رسیده‌ بود، فتوحاتش‌ را در شرق‌ با فتح‌ بوازیج‌ آغاز، و آنجا را پایگاه‌ خود کرد (همان‌، ج‌ 8، ص‌ 324).در اوایل‌ قرن‌ چهارم‌، مالیات‌ این‌ ناحیه‌ نهصدهزار درهم‌ (قدامة‌بن‌ جعفر، ص‌ 245،250)، و در قرن‌ هشتم‌ حقوق‌ دیوانی‌ آن‌ چهارده‌ هزار دینار بوده‌ است‌ (حمدالله‌ مستوفی‌، ص‌ 103).گروهی‌ از دانشمندان‌ به‌ بوازیج‌ منسوب‌اند، از جمله‌ منصوربن‌ علی‌بن‌ عاذل‌بن‌ یحیی‌ بوازیجی‌ بجلی‌ (متوفی‌ 501)، فقیهی‌ دانشمند که‌ فقه‌ را از علی‌بن‌ اسحاق‌ فیروزآبادی‌ آموخت‌ و از او حدیث‌ شنید و روایت‌ کرد (یاقوت‌ حموی‌، ج‌ 1، ص‌ 750).منابع‌: ابن‌اثیر، الکامل‌ فی‌ التاریخ‌ ، بیروت‌ 1405/1985؛ ابن‌خرداذبه‌، کتاب‌ المسالک‌ و الممالک‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ 1967؛ اسماعیل‌بن‌ علی‌ ابوالفداء، کتاب‌ تقویم‌ البلدان‌ ، چاپ‌ رینود و دیسلان‌، پاریس‌ 1840؛ احمدبن‌ یحیی‌ بلاذری‌، فتوح‌ البلدان‌ ، ترجمة‌ محمد توکل‌، تهران‌ 1367 ش‌؛ حمدالله‌بن‌ ابی‌بکر حمدالله‌ مستوفی‌، کتاب‌ نزهة‌ القلوب‌ ، چاپ‌ گی‌لسترنج‌، لیدن‌ 1919، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1362 ش‌؛ قدامة‌بن‌ جعفر، کتاب‌ الخراج‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ 1967؛ علی‌بن‌ حسین‌ مسعودی‌، مروج‌ الذّهب‌ و معادن‌ الجوهر ، بیروت‌ 1393/1973؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم‌ البلدان‌ ، چاپ‌ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ‌ 1866ـ1873، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1965.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

حسین قرچانلو

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده