حزب توده ایران
معرف
نخستین حزب سیاسى ایران پس از شهریور 1320 و یکى از گسترده‌ترین و دیرپاترین احزاب ایران با مرام مارکسیستى ـ لنینیستى
متن
حزب توده ایران، نخستین حزب سیاسى ایران پس از شهریور 1320 و یکى از گسترده‌ترین و دیرپاترین احزاب ایران با مرام مارکسیستى ـ لنینیستى.1) از آغاز تا انقلاب اسلامى. در پى اشغال ایران از سوى متفقین، کناره‌گیرى رضاشاه از سلطنت و آزادى شمارى از زندانیان و تبعیدیان سیاسى، جلسه مؤسسان حزب توده ایران در 7 مهر 1320، با حضور برخى از رهبران و اعضاى پیشین حزب کمونیست ایران*، تنى چند از فعالان سیاسى عصر مشروطه و عده‌اى از اعضاى گروه پنجاه‌وسه نفر*، در تهران تشکیل شد (اسکندرى، 1381ش، ص 114ـ117؛ خامه‌اى، ص250ـ251؛ کامبخش، 1360ش، ص 51) و اعضاى کمیته موقت مرکزى به ریاست سلیمان محسن‌اسکندرى و عضویت ایرج اسکندرى*، جعفر پیشه‌ورى*، محمد یزدى، رضا روستا، عباس اسکندرى، مرتضى یزدى، رضا رادمنش، عبدالحسین نوشین*، محمد بهرامى، بزرگ علوى*، على امیرخیزى، على کبارى، ابوالقاسم موسوى و عبدالقدیر آزاد انتخاب شدند (خامه‌اى، ص 252؛ آوانسیان، ص 57ـ 58). طرح اساسنامه را پیشه‌ورى نوشت و طرح مرامنامه را وى و ایرج اسکندرى نوشتند (اسکندرى، 1381ش، ص 118). اگرچه سالها بعد ادعا شد که حزب توده ایران از ابتدا حزب طبقه کارگر بوده است (کامبخش، 1350ش، ص 11؛ فروتن، ج 1، ص 33)، اما در طرح برنامه و اظهارنظرهاى اولیه، حزبى غیرطبقاتى، ملى و دموکرات، طرفدار نظام مشروطه و پایبند به قانون اساسى قلمداد می‌شد (رجوع کنید به سیاست، سال20، ش1، 4اسفند1320، ص1، ش4، 7 اسفند 1320، ص1؛ اسکندرى، 1381ش، ص114).هدفهاى حزب عبارت بود از: حفظ استقلال و تمامیت ایران، برقرارى حکومت دموکراسى و تأمین حقوق فردى و اجتماعى، مبارزه با استبداد، اصلاحات در نحوه استفاده از زمین و بهبود وضع کشاورزان، اصلاحات اساسى در امور فرهنگى و بهدارى، برقرارى تعلیمات اجبارى و رایگان، تعدیل مالیاتها به نفع توده مردم، اصلاح امور اقتصادى و بازرگانى، توسعه صنایع و معادن و وسایل حمل‌ونقل، و ضبط اموال رضاشاه به نفع ملت ایران (سیاست، سال20، ش 3، 6 اسفند 1320، ص 1)، و به لحاظ سیاسى، مبارزه با فاشیسم و حمایت از متفقین در جنگ جهانى دوم (اسکندرى، 1381ش، ص 118؛ همو، 1353ش، ص 14؛ سیمونف، ص 11).کمیته مرکزى حزب توده با همکارى کوتاه‌مدت مصطفى فاتح و حمایت مالى شوروى و انگلیس، از بهمن 1320 تا آذر 1321 روزنامه مردم* را براى مبارزه با فاشیسم و حمایت از متفقین منتشر کرد (اسکندرى، 1381ش، ص 133ـ140؛ همو، 1353ش، ص 14ـ15) و از 4 اسفند 1320 تا 12 شهریور 1321، روزنامه سیاست را به عنوان ترجمان حزب انتشار داد (سیاست، سال20، ش1، 4 اسفند 1320؛ اسکندرى، 1353ش، ص 15). پس از آن روزنامه نامه رهبر (10 بهمن 1321 تا 14 آذر 1325) و روزنامه نامه مردم (15 دى 1325 تا 14 بهمن 1327)، به عنوان ترجمان اصلى حزب توده ایران، منتشر شد (نامه مردم، سال 4، ش 2، 16 دى 1325، ص 1؛ حدادى، ص 259ـ 268). از 1321ش تا بهمن 1327 جراید متعدد روزانه، هفتگى و ماهیانه (بشر، مردم آدینه، مردم ماهانه، مردم براى روشنفکران) در تهران انتشار یافت و در شهرستانها، شاهین، آذربایجان (هر دو در تبریز)، استوار (قم)، صورت (رشت)، اردیبهشت، راستى (مشهد)، آهنگر (اصفهان)، و صفا (مازندران) منتشر گردید (نامه رهبر، سال 1، ش 1، 10 بهمن 1321، ص 4؛ حدادى، ص 266، 275؛ الهى، ص 54ـ 55).از مهر 1320 تا مهر 1325 افزون بر تهران، کمیته‌هاى محلى، ولایتى و ایالتى حزب در بیشتر مناطق شمالى و مرکزى و جنوبى کشور تشکیل شد و گسترش یافت (زیبائى، ص 234ـ 237؛ کامبخش، 1360ش، ص 61). به منظور ساماندهى اقشار و طبقات جامعه، در اسفند 1321 اتحادیه کارگران ایران تشکیل شد (آوانسیان، ص 61ـ62؛ زیبائى، ص 237ـ238) که در 11 اردیبهشت 1323، به همراه سه اتحادیه کارگرى دیگر، شوراى متحده مرکزى اتحادیه‌هاى کارگران و زحمتکشان ایران را، به ریاست رضا روستا، تشکیل دادند که ترجمان آن روزنامه ظفر بود (روستا، ص 63؛ لاجوردى، ص 79ـ80؛ جودت، ص 127). حزب توده همچنین سازمانهاى گوناگونى تأسیس کرد که عبارت‌اند از: سازمان جوانان حزب توده ایران (اول فروردین 1322) که ترجمان آن هفته‌نامه مردم براى جوانان و سپس روزنامه رزم بود (حدادى،ص271؛ منتصرى، ص 74، 85)؛ تشکیلات زنان (1322ش)، که ترجمان آن بیدارى ما بود (بدرمنیر علوى، ص24؛ نجمى علوى، ص60ـ 62؛ هوشمندراد، ص270)؛ اتحادیه کشاورزان ایران (1321ش؛ نامه رهبر، سال 1، ش 33، 19 اسفند 1321، ص 3) و اتحادیه دهقانان ایران، با هدف متشکل کردن دهقانان و الغاى نظام ارباب رعیتى (نیک‌آئین، ص70ـ72؛ کامبخش، 1360ش، ص 81 ـ82؛ بدیع‌تبریزى،ص115ـ116). در1323ش نیزسازمان نظامیان حزب توده ایران مخفیانه تشکیل شد (زیبائى، ص623ـ 624؛ نیز رجوع کنید به هماورد، ش 2، 28 اردیبهشت 1327، ص 2).نخستین همایش ایالتى حزب در تهران (مهر 1321)، وضع تشکیلات، امور مالى و مشى سیاسى حزب را بررسى و ماهیت طبقاتى حزب توده ایران را به عنوان حزب کارگران، دهقانان، روشنفکران و پیشه‌وران مشخص کرد. همچنین طرح برنامه و اساسنامه حزب نیز تکمیل شد. تشکیل حکومت دموکراتیک، تساوى حقوق سیاسى و اجتماعى زن و مرد، تقسیم بلاعوض املاک خالصه و بازخرید و تقسیم املاک اربابى در بین دهقانان، به ‌رسمیت شناخته شدن اتحادیه‌هاى کارگرى، و تصویب هشت ساعت کار روزانه، به طرح برنامه افزوده شد (رجوع کنید به نامه رهبر، سال 1، ش 2، 11 بهمن 1321، ص 1، 4، ش 3، 12 بهمن 1321، ص 2؛ کامبخش، 1360ش، ص 56ـ57؛ گذشته چراغ راه آینده است، ص 129). در همایش، کمیته مرکزى منحل شد و کمیته ایالتى تهران با پانزده عضو، موقتآ وظایف کمیته مرکزى را برعهده گرفت (خامه‌اى، ص 295؛ آوانسیان، ص110؛ اسکندرى، 1381ش، ص 126، 129).نخستین کنگره حزب توده ایران در تابستان 1323ش برگزار شد که در آن سیاست داخلى و خارجى، عملکرد فراکسیون پارلمانى، سازمان حزبى، امور مالى، و تفتیش، بررسى و در هر زمینه قطعنامه‌اى صادر شد. همچنین اعضاى کمیته مرکزى و کمیسیون تفتیش نیز انتخاب شدند (رجوع کنید به نامه رهبر، سال2، ش353، 13 مرداد 1323، ص 1، 4، ش 359، 22 مرداد 1323، ص 1، ش 361، 24 مرداد 1323، ص 1). در این کنگره، مرامنامه، برنامه و نظامنامه حزب به تصویب رسید. مرامنامه، حزب توده ایران را حزبى دموکراتیک معرفى کرد؛ برنامه به هدفهاى حزب در مورد مبارزه سیاسى، کارگران، دهقانان، پیشه‌وران، حقوق‌زنان، فرهنگ‌عمومى و بهداشت، اموراقتصادى و مالى، و عشایر پرداخت؛ نظامنامه، با تأکید بر «اصل مرکزیت و دموکراسى»، ساختار حزبی‌را منسجم‌تر و وظایف و مسئولیتهاى تشکیلاتى را مشخص کرد (رجوع کنید به همان، سال 2، ش 379، 16 شهریور 1323، ص 2؛ اسناد و دیدگاه‌ها، ص 64ـ72).در سالهاى 1321 تا 1323ش فعالیتهاى سیاسى حزب توده ایران عمدتآ عبارت بود از: موضع انتقادى به حضور مستشاران امریکایى در ایران و سپس مخالفت با آن (کامبخش، 1323ش، ص1ـ2؛ رادمنش، ص1)؛ مبارزه با تشکیل جبهه آزادى (تشکلى از مدیران جراید، براى مقابله با سانسور و مبارزه با انحراف از قانون اساسى که در 27 تیر 1322 تشکیل شد؛ نامه رهبر، سال1، ش127، 31 تیر 1322، ص 1، ش 129، 3مرداد 1322، ص 1؛ کامبخش، 1360ش، ص 67)؛ مبارزه با سیدضیاءالدین طباطبائى و متحدانش؛ و شرکت در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شوراى ملى، که با انتخاب هشت تن از آنان، فراکسیون توده را در مجلس تشکیل دادند (اسکندرى، 1381ش، ص160ـ 161؛ کامبخش، 1360ش، ص 64ـ65). فراکسیون توده درباره قانون کار، تجدیدنظر در قانون استخدام، تجدیدنظر در قانون انتخابات، تساوى حقوق زنان، اصلاح دادگسترى و اصلاحات ارضى طرحهایى به مجلس عرضه کرد (کامبخش، 1350ش، ص 15). در 1323ش، پس از برملا شدن وعده‌هاى دولت ساعد مبنى بر واگذارى امتیاز نفت شمال به شرکتهاى امریکایى، فراکسیون حزب توده با دادن امتیاز به دولتهاى خارجى مخالفت کرد؛ اما با اعلام تمایل دولت شوروى براى کسب این امتیاز، حزب توده موضع خود را تغییر داد و خواستار واگذارى امتیاز نفت شمال به شوروى شد (نامه رهبر، سال2، ش402، 21 مهر 1323، ص1ـ2؛ اسکندرى، 1381ش، ص168ـ 169؛ خامه‌اى، ص 343ـ 348؛ گذشته چراغ راه آینده است، ص 214ـ215).در مرداد 1324، 25 نفر از اعضاى سازمان نظامیان حزب توده ایران، بدون اطلاع کمیته مرکزى، در مشهد بر ضد دولت قیام کردند که پس از شکست قیام (29 مرداد 1324)، کمیته مرکزى آن را محکوم کرد (افق آسیا، ش 1، 8 شهریور 1324، ص 1؛ براى آگاهى از چگونگى قیام رجوع کنید به تفرشیان، ص 48ـ56؛ شفائى، ص 69ـ130). با این حال، در کشور حکومت نظامى اعلام شد و دفتر حزب توده ایران و تشکلهاى وابسته به آن در تهران و برخى از شهرها موقتاً تصرف و جراید آن توقیف شد. عده‌اى از افسران توده‌اى نیز در باشگاه افسران در کرمان زندانى شدند (گذشته چراغ راه آینده است، ص 252ـ254؛ خسروپناه، 1377ش، ص 65ـ71).در 12 شهریور 1324 با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان* در تبریز، کمیته ایالتى آذربایجانِ حزب توده، بدون اجازه رهبرى حزب، به آن پیوست. کمیته مرکزى حزب توده ایران در نامه‌اى به کمیته مرکزىِ حزبِ کمونیستِ شوروى، مخالفت خود را با تشکیل این فرقه اعلام کرد، اما زیر فشار دولت شوروى و حزب کمونیست این کشور، ناگزیر فرقه دموکرات آذربایجان را به رسمیت شناخت و از این فرقه و دولت خودمختار آن (21 آذر 1324 تا 21 آذر 1325) حمایت کرد (کشاورز، ص 31ـ32؛ اسکندرى، 1381ش، ص 567ـ569؛ آوانسیان، ص 227؛ یگورُوا، ص 104ـ106).حزب توده ایران از نخست‌وزیر، احمد قوام، که اعلام کرده بود مسئله نفت را با شوروى و مسئله آذربایجان را با نمایندگان آن حل می‌کند، حمایت نمود و در دولت ائتلافى وى شرکت کرد و سه عضو کمیته مرکزى آن مسئولیت وزارتخانه‌هاى بهدارى (یزدى)، فرهنگ (کشاورز) و بازرگانى و پیشه و هنر (اسکندرى) را برعهده گرفتند (نامه رهبر، سال 4، ش 781، 11 مرداد 1325، ص 1؛ اسکندرى، 1381ش، ص 197). کمیته مرکزىِ حزب توده دلیل شرکت در کابینه ائتلافى را فراهم بودن شرایط براى اجراى برنامه حزب، تصفیه دستگاه دولتى و به کار بردن آن به نفع ملت (نامه رهبر، سال 4، ش 782، 13 مرداد 1325، ص 6)، و علت کناره‌گیرى از کابینه ائتلافى را بی‌توجهى قوام به اعتراض حزب توده ایران از تهاجم به مؤسسات کارگرى و آزادی‌خواه، تشکیل کمیسیون نظارت بر انتخابات مجلس شورا از اعضاى حزب دموکرات ایران و شناسایى نهضت جنوب اعلام کرد (اسکندرى، 1381ش، ص 197ـ201؛ گذشته چراغ راه آینده است، ص 407ـ410، 421ـ423).فروپاشى دولت خودمختار آذربایجان در 21 آذر 1325، موجب جدایى بسیاری‌از اعضا و فعالان حزب و اعتراض‌اعضاى باقی‌مانده به رهبرى حزب توده ایران شد (خامه‌اى، ص 568ـ 569؛ فروتن، ج 1، ص 138). مهم‌ترین انتقادهاى معترضان به سیاست حزب، در مورد فرقه دموکرات آذربایجان و دولت آن، پیروى از سیاست شوروى، چپ‌رویهاى رهبران و مسئولان حزب، اعتماد به قوام و شرکت در کابینه ائتلافى و بی‌توجهى به انتقاد در داخل حزب بود (گذشته چراغ راه آینده است، ص 463؛ خامه‌اى، ص 570). تشکیل هیئت اجرائیه موقت براى اداره حزب، و انتقادهاى این هیئت از سیاست و عملکرد حزب در 1324ـ1325ش، و تأکید بر تصفیه تشکیلات و رعایت برنامه و اجراى اساسنامه حزبى، وحدت حزب توده را حفظ کرد، اما اختلافها و دسته‌بندیهاى درون حزب از بین نرفت و هر جناح براى اصلاح حزب برنامه‌اى داد (نامه مردم، سال 4، ش 3، 17 دى 1325، ص 1؛ گذشته چراغ راه آینده است، ص 469ـ471؛ خامه‌اى، ص 572ـ573، 579ـ582). در 13 دى 1326 گروهى از آنان به رهبرى خلیل ملکى* از حزب توده ایران انشعاب کردند و «جمعیت سوسیالیست توده‌ى ایران» را تشکیل دادند (خامه‌اى، ص 582ـ584، 591ـ 593، 668ـ 669؛ گذشته چراغ راه آینده است، ص 471).دومین کنگره حزب توده در 5 اردیبهشت 1327 برگزار شد. هیئت اجرائیه موقت درباره اوضاع جهان و ایران، وضع عمومى حزب، فعالیت و مواضع سیاسى و تشکیلاتى حزب در فاصله دو کنگره، گزارش داد و با صدور قطعنامه، عملکرد و مواضع سیاسى رهبرى حزب را تأیید کرد. این کنگره همچنین مسئله انشعاب را بررسى کرد و با صدور قطعنامه‌اى آن را «عمل خائنانه» دانست. از دیگر موضوعاتى که در کنگره بررسى شد، فعالیت آموزشى و تبلیغاتى حزب، عملکرد تشکیلات حزب و تشکلهاى وابسته به حزب بود. همچنین کنگره اساسنامه جدید را تصویب و اعضاى اصلى و مشاور کمیته مرکزى حزب توده ایران را انتخاب کرد (رجوع کنید به اسناد و دیدگاه‌ها، ص 119ـ162؛ کامبخش، 1360ش، ص 127ـ129؛ زیبائى، ص 389). در اولین پلنومِ (مجمع) کمیته مرکزى، اعضاى هیئت دبیران، هیئت اجرائیه و اعضاى تفتیش کل، هیئت سیاسى و هیئت تشکیلاتى معین شدند (زیبائى، ص 419ـ421).در پى سوءقصد به جان محمدرضا شاه پهلوى در 15 بهمن 1327، به‌سبب انتساب آن به حزب توده ایران، حزب منحل شد، مأموران حکومت‌نظامى دفاتر آن را در سراسر ایران تصرف کردند (اطلاعات، سال 23، ش 6854، 17 بهمن 1327، ص 1)، نه تن از اعضاى کمیته مرکزى و عده‌ای‌از اعضاى حزب بازداشت شدند (مانى، ص 13ـ14، 20، 43ـ44)، رادمنش و طبرى و کشاورز نیز به شوروى مهاجرت کردند (طبرى، 1367ش، ص 85ـ86). سالها بعد مشخص شد که کیانورى از اقدام ناصر فخرآرایى (ضارب شاه) اطلاع داشته و او را تشویق کرده است (پنج گلوله براى شاه، ص 84ـ 85، 90ـ91؛ مرتضى زربخت، ص 216ـ 222). در تابستان 1328ش، حزب براى ادامه فعالیت، کمیته پنج نفرى را تشکیل داد که این کمیته، تشکیلات تهران و شهرستانها را مخفیانه سامان می‌داد (فروتن، ج 1، ص 179ـ 180). در همان سال روزنامه مردم (ترجمان حزب) و رزم (ترجمان سازمان جوانان) مخفیانه منتشر شد (گذشته چراغ راه آینده است، ص 525؛ کامبخش، 1360ش، ص 161، 165).از 26 اردیبهشت 1329 که سازمان دانشجویان دانشگاه تهران تشکیل شد (هراز، ص 94) و نیز در جریان جنبش ملى کردن صنعت نفت، به‌تدریج سازمانهاى علنى حزب توده به‌وجود آمد، که از آن جمله بود: جمعیت ایرانى هواداران صلح، ترجمان آن روزنامه مصلحت (رجوع کنید به جهان ما، سال 1، ش 6، 8مرداد 1329، ص 4، ش 8، 29 مرداد 1329، ص 1)؛ جمعیت ملى مبارزه با شرکت نفت جنوب، که بعدها به جمعیت ملى مبارزه با استعمار تغییرنام یافت، ترجمان آن روزنامه شهباز (نوید آینده، سال 1، ش 5، 24 بهمن 1329، ص 1)؛ سازمان زنان ایران، ترجمان آن جهان زنان (هوشمندراد، ص 271ـ 272)؛ کانون جوانان دموکرات ایران، ترجمان آن جوانان دموکرات (منتصرى، ص 83ـ84؛ زرشناس، ص170)؛ انجمن کمک به دهقانان، ترجمان آن روزنامه انتقاد (مؤمنى، 1359ش، ص 105؛ سیر کمونیسم در ایران، ص 321) و جمعیت مبارزه با بی‌سوادى (کبوتر صلح، ش 2، 1 خرداد 1330، ص 2). سازمان افسران حزب توده ایران و سازمان درجه‌داران حزب توده ایران نیز تشکلهاى مخفى حزب بودند (خسروپناه، 1377ش، ص117ـ 120؛ همو، 1380ش، ص 338ـ344). در میان روزنامه‌هاى علنى، که با حزب توده ایران رسمآ ارتباط نداشتند، بسوى آینده بود که عملا ترجمان علنى حزب بود و طى چهار سال انتشار، با وجود توقیفهاى مکرر، با تغییر نام توانست همچنان منتشر شود (کامبخش، 1360ش، ص 174؛ حدادى، ص 271، 273). سازمان افسران حزب توده ایران موفق شد در آذر 1329 اعضاى کمیته مرکزى و خسرو روزبه را از زندان قصر فرارى دهد (فروتن، ج 1، ص 193ـ197؛ زیبائى، ص 569ـ 570). پس از فرار از زندان، کمیته موقتى که در زندان تشکیل شده بود، منحل و رهبرى مخفى حزب تشکیل گردید، با این ترکیب: بهرامى، یزدى، کیانورى، جودت، قاسمى، فروتن، بقراطى و علوى (کیانورى، 1372ش، ص 218).با آغاز نهضت ملى شدن صنعت نفت، حزب توده ایران جبهه ملى را «وابسته به استعمارگران امریکایى» (روشن، ص 17) و «مجرى نظریات استعمارى» دانست (بسوى آینده، سال 1، ش 164، 26 آبان 1329، ص 1، ش 174، 8 آذر 1329، ص 4) و شعار «الغاى بی‌قید و شرط امتیاز نفت جنوب» را در برابر شعار «ملى کردن صنعت نفت در سراسر کشور» مطرح کرد (گذشته چراغ راه آینده است، ص 566؛ امیر خسروى، ص265). پس‌از تصویب قانون ملى شدن صنعت‌نفت ( 29 اسفند 1329) و به نخست‌وزیرى رسیدن دکتر مصدق، حزب توده ایران از دولت او به عنوان «دولت ضد ملى دکتر مصدق» یاد می‌کرد (شجاعت، سال 1، ش 1، 26 تیر 1330، ص 1) که آشکارا «به منافع ملت» خیانت‌می‌کند (گذشته چراغ راه آینده‌است،ص592). افزون بر آن، حزب توده و تشکلهاى وابسته به آن، با برپایى تظاهرات و سخنرانیها، با دولت دکتر مصدق مقابله می‌کردند (همان، ص 586، 596، 607؛ کامبخش، 1360ش، ص 196ـ 197، 199، 203ـ204)، ولى پس از واقعه 9 اسفند 1331 (توطئه دربار براى قتل دکتر مصدق)، حزب توده موضع خود را تغییر داد و سیاست پشتیبانى از دولت مصدق را در پیش گرفت (گذشته چراغ راه آینده است، ص 632؛ کامبخش، 1360ش، ص224ـ226؛ روشن، ص18ـ21؛ فروتن، ج1، ص230ـ231).در پاییز 1331ش حزب توده، با انتشار جزوه «برنامه‌ى حزب توده‌ى ایران براى مرحله کنونى از تکامل اجتماعى کشور ما»، رسماً حزب توده را حزب طبقه کارگر و داراى جهان‌بینى مارکسیستى ـ لنینیستى دانست و وظیفه حزب را برانداختن نظام سلطنتى، تغییر قانون اساسى، تقسیم بلاعوض املاک زراعى، تشویق سرمایه‌هاى داخلى براى توسعه صنایع، و استقرار دموکراسى توده‌اى اعلام کرد (گذشته چراغ راه آینده است، ص 633).رهبرى حزب توده که از طریق سازمان افسران از تلاشهاى ارتش براى سرنگونى دولت مصدق با خبر می‌شد و از شهریور 1331 در جراید علنى خود آن را افشا می‌کرد، کودتاى 25 مرداد 1332 را به دکتر مصدق اطلاع داد و کودتا خنثى شد (امیرخسروى، ص524؛ کیانورى، 1372ش، ص266؛ جوانشیر، 1359ش، ص 222ـ226). از 25 تا 27 مرداد 1332، حزب توده ایران خواستار اعلام جمهورى دموکراتیک شد و اعضاى حزب در تظاهرات برضد شاه، که از کشور خارج شده بود، فعالانه مشارکت داشتند (رجوع کنید به امیرخسروى، ص 576ـ577، 581ـ582؛ کیانورى، 1372ش، ص 267ـ 268؛ جزنى، بخش 2، فصل 1، ص 42ـ43). در 28 مرداد 1332 هیئت اجرائیه حزب توده ایران، که دچار دسته‌بندى و اختلاف بود (آذرنور، ص :14 «نامه مشترک دکتر بهرامى، دکتر جودت و دکتر یزدى»)، اقدامى نکرد و پس از آن نیز، با وجود تشکیل ستاد مقابله با کودتا (رجوع کنید به کتاب سیاه، ص 91ـ92؛ کیانورى، 1372ش، ص 295)، طرح جنگ چریکى و تلاش براى اتحاد با ایل قشقایى که از هواداران دولت دکتر مصدق بودند (زیبائى، ص 601ـ603، 621؛ کیانورى، 1372ش، ص 298ـ300)، خرابکارى در پادگان قلعه‌مرغى براى جلوگیرى از حمله به قشقاییها (اکتشافى، ص 76ـ79؛ زیبائى، 603ـ604؛ نصیرى، ص 103ـ104)، نارنجک‌سازى (اکتشافى، ص 91ـ92؛ بانى سعید، ص 112ـ114) و تظاهرات مقطعى، حزب توده نتوانست در اوضاع تغییرى ایجاد کند و به‌تدریج اعضا و شمارى از رهبران حزب، به‌ویژه پس از کشف سازمان افسران حزب توده ایران در شهریور 1333 (آذرنور، ص 91ـ92)، بازداشت و عده‌اى نیز اعدام شدند (رجوع کنید به نامور، ص 39ـ42، 46؛ حصارى، ص 333ـ334، 337ـ338؛ آبراهامیان، ص 134ـ135، 137ـ 138) و عده‌اى از اعضا و نیز کیانورى و جودت به خارج رفتند و تا 1336ش تشکیلات حزب توده در بیشتر مناطق کشور متلاشى شد (رجوع کنید به کیانورى، 1372ش، ص 346، 350ـ 351؛ سیر کمونیسم در ایران، ص 481ـ482).تشدید اختلاف‌نظر و چند دستگى در رهبرى و بی‌اعتمادى اعضا به رهبران حزب توده ایران موجب شد بسیارى از اعضایى که در خارج از ایران به سرمی‌بردند، خواهان تشکیل «مجلس صلاحیت‌دار» براى رسیدگى به کار حزب شوند. با موافقت کمیته مرکزى، پلنوم چهارم (پلنوم وسیع) حزب از 5 تا 26 تیر 1336 در مسکو تشکیل شد (ناصر زربخت، ص 45ـ46، 52، 56؛ تربتى، ص 85ـ86؛ کیانورى، 1372ش، ص 366ـ367). پلنوم، سیاست و عملکرد رهبرى حزب را راجع به جبهه ملى، دکتر مصدق، نهضت ملى شدن صنعت نفت، عدم تحرک در قبال کودتاى 28 مرداد، تصمیمات «ماجراجویانه» پس از کودتا، کشف سازمان افسران و ماهیت اختلافات در دستگاه رهبرى حزب، بررسى و در هر زمینه قطعنامه‌اى صادر کرد. سپس علل و عوامل خطاها و ماهیت آنها را مشخص و از آنها به شدت انتقاد کرد (رجوع کنید به اسناد تاریخى جنبش کارگرى...، ج 1، ص 373ـ 374؛ اسناد و دیدگاه‌ها، ص 361ـ363، 375ـ382). با این حال، بحران در حزب توده تداوم یافت (هیوا، ص 7ـ8، 10ـ 11؛ مسایل‌حزبى، ش 6، بهمن 1337، ص 18ـ20، ش 7، خرداد 1338، ص 1ـ3) ولى پس از آن امکان فعالیت دوباره حزب توده ایران در خارج فراهم شد. در پاییز 1336ش، رهبرى حزب توده از مسکو به لایپزیک در آلمان شرقى منتقل شد. در همان زمان رادیو «پیک ایران» ابتدا در برلین، بدون اعلام پیوند با حزب توده، آغاز به کار کرد و از 1339ش تا 1355ش برنامه‌هاى آن از صوفیه، در بلغارستان، به عنوان صداى حزب توده ایران پخش شد (کیانورى، 1372ش، ص377، 380ـ 381، 486ـ487؛ نورمحمدى، ص 114ـ117؛ کیهان، ش10081، 12 بهمن 1355، ص 3). نشریات حزب نیز ــ مانند صبح امید، مردم (ترجمان کمیته مرکزى) و دنیا (ترجمان نظرى و سیاسى حزب)ــ در دوره مهاجرت فعالیت خود را آغاز کردند (کیانورى، 1372ش، ص 381؛ طبرى، 1367ش، ص 186).حزب توده براى ایجاد وحدت رهبرى و سازمانى، وحدت با فرقه دموکرات آذربایجان را در پلنوم پنجم (اسفند 1336) تأیید کرد که در پلنوم هفتم (در 1339ش) به تصویب رسید (اسناد و دیدگاه‌ها، ص 383ـ384، 393ـ394؛ کیانورى، 1372ش، ص 387). به منظور عملى شدن وحدت فرقه دموکرات آذربایجان و حزب توده ایران، در مرداد 1339 کنفرانس وحدت برگزار شد و برنامه و اساسنامه مصوب پلنوم هفتم، با اصلاحات جزئى، به تصویب کنفرانس رسید (رجوع کنید به اسناد و دیدگاه‌ها، ص 406ـ410). برنامه مصوب پلنوم هفتم و کنفرانس وحدت، ایران را به سبب سلطه امپریالیسم و بقایاى مناسبات ارباب ـ رعیتى، «کشورى عقب‌مانده، نیمه‌مستعمره و نیمه‌فئودال» دانست که در مرحله «انقلاب دموکراتیک نوین»، با مضمون ضد امپریالیستى و ضد نظام ارباب ـ رعیتى، قرار دارد و وظیفه اساسى انقلاب را از بین بردن نفوذ امپریالیسم، ریشه‌کن کردن نظام ارباب ـ رعیتى و استقرار جمهورى دموکراتیک دانست و هدف نهایى حزب توده ایران را «ساختمان جامعه سوسیالیستى در ایران» اعلام کرد (همان، ص 415ـ417).در سالهاى 1337ـ1340ش بقایاى تشکیلات حزب توده در ایران (کمیته کردستان، آذربایجان، فارس و اصفهان) کشف شد و اعضاى آن بازداشت و پنج تن از اعضاى کمیته آذربایجان اعدام شدند (جزنى، بخش 2، فصل 1، ص 89ـ90؛ کیهان، ش 5052، 14 اردیبهشت 1339، ص 5). در آبان 1340، پس از دستگیرى فریدون یزدى و حسین یزدى، که اسناد کمیته مرکزى حزب را از خانه رادمنش (دبیر اول حزب و رئیس شعبه ایران) دزدیده و در اختیار مأموران ساواک در برلین گذاشته‌بودند، موقعیت رادمنش به مخاطره افتاد ولى در پلنوم دهم (29فروردین 1341)، با مداخله شوروى، رادمنش ابقا، هیئت اجرائیه تعطیل و اداره حزب به بورو (دفتر سیاسى)ى موقت (رادمنش، اسکندرى و کامبخش) واگذار شد (کیانورى، 1372ش، ص 393ـ395؛ نورمحمدى، ص 35، 37؛ اسکندرى، 1381ش، ص 334ـ336، 349).با آغاز برنامه اصلاحات در حکومت پهلوى در اوایل دهه 1340ش، حزب توده ایران آن را ناشى از الزامات جامعه ایران و اوضاع بین‌المللى و به منظور تثبیت حکومت شاه دانست و اصلاحات‌ارضى را طلیعه پایان فئودالیسم در ایران ارزیابى نمود. اما به علت تناقض «محتواى اجتماعى و سیاسى» انقلاب سفید با محتواى اقتصادى آن، اصلاحات ارضى را ناکافى و «نیم‌بند» دانست (طبرى، 1341ش، ص 6ـ9؛ همو، 1342ش، ص3ـ4).به گفته کیانورى (1372ش، ص 428) حزب توده ایران، با آغاز نهضت امام خمینى در خرداد 1342 از آن پشتیبانى کرد و رادیو پیک ایران واقعه پانزدهم خرداد 1342 را تظاهرات مردمِ به جان آمده از دیکتاتورى شاه که «عناصر ارتجاعى» مخالفِ اصلاحات نیز در آن شرکت کرده بودند، ارزیابى نمود (تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد، ج 2، سند ش 124/4) و سخنرانى آیت‌اللّه خمینى در مدرسه فیضیه را پخش کرد (کیانورى، 1372ش، ص 428ـ429).در پى تشدید اختلاف احزاب کمونیست چین و شوروى و نیز در ادامه بحران در حزب توده ایران، عده‌اى از اعضاى حزب توده در اروپاى غربى که رهبرى حزب و مشى آن را سازش‌کارانه و غیرانقلابى می‌دانستند، در پیروى از دیدگاههاى مائوتسه تونگ (رهبر چین)، در 1342ش از حزب توده ایران انشعاب کردند و در 1343ش «سازمان انقلابى حزب توده ایران» در خارج از کشور را تشکیل دادند که حدود 90% اعضاى حزب توده در اروپاى غربى به آن پیوستند (خانبابا تهرانى، ص 130؛ لاشائى، ص 33، 39؛ کیانورى، 1372ش، ص 432ـ 435، 440). به گفته کیانورى (1372ش، ص 440)، انشعاب مائوئیستها بزرگ‌ترین انشعاب در تاریخ حزب بوده است. پلنوم یازدهم کمیته مرکزى حزب توده ایران (30 دى 1343) در موضع‌گیرى نسبت به اختلاف در جنبش جهانى کمونیستى، اسناد جلسات مشاوره احزاب کمونیست و کارگرى (1336ش/ 1957 و 1339ش/ 1960) و کنگره‌هاى 20 و 22 حزب کمونیست شوروى را، که در انتقاد از لطمه حزب کمونیست چین به وحدت نهضت کمونیستى و کارگرى بود، تصویب و مخالفت خود را با مواضع حزب کمونیست چین و حزب کار آلبانى اعلام کرد و انشعاب سازمان انقلابى را نتیجه مداخله و تبلیغات حزب کمونیست چین دانست (اسناد و دیدگاه‌ها، ص 482، 486ـ 489، 545). پلنوم به رغم مخالفت بیشتر اعضا، زیرفشار نمایندگان حزب کمونیست شوروى، قاسمى و فروتن را که با مواضع حزب کمونیست شوروى مخالف بودند از کمیته مرکزى اخراج کرد (اسکندرى، 1381ش، ص 312ـ314؛ کیانورى، 1372ش، ص 430ـ431؛ فروتن، ج 2، ص 437ـ 451؛ طبرى 1367ش، ص 236ـ237). موقعیت حزبى عباس سغایى (از مائوئیستها و از مخالفان حزب کمونیست شوروى) نیز به حال تعلیق درآمد (فروتن، ج 2، ضمیمه 3، نامه على امیرخیزى، ص 569). عده‌اى از اعضاى حزب در شهر دوشنبه و پراگ به این تصمیم اعتراض کردند (ناصر زربخت، ص 116ـ 118؛ تربتى، ص 123). در پى این تصمیم فروتن و سغایى و قاسمى به اروپاى غربى رفتند و به سازمان انقلابى پیوستند (فروتن، ج 2، ص 467ـ468؛ نورمحمدى، ص 97ـ98؛ خانبابا تهرانى، ص 134ـ136).در آغاز دهه 1340ش، چند گروه هوادار حزب توده ایران، بدون ارتباط با رهبرى حزب، در ایران تشکیل شد؛ از جمله «کمیته انقلابى حزب توده ایران» (مسیح‌اللّه ذوالقدرى، گاگیک آوانسیان، ابوالفضل سلیمى) که در 1340ش تشکیل شد و در 1342ش با کشف کمیته، اعضاى آن زندانى شدند. ترجمان آن روزنامه روزبه بود (چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، ج 1، ص 53، 60ـ61، 63ـ64، 69) و گروههاى متحده (متشکل از گروه ارانى، گروه پیوند، گروه آرش، گروه توده) که در 1345ش دستگیر شدند (جزنى، بخش 2، فصل 1، ص 100). تشکیلات حزب توده در ایران معروف به تشکیلات تهران را عباسعلى شهریاری‌نژاد (معروف به اسلامى و شهریارى)، عامل نفوذى ساواک، تشکیل داد (کیانورى، 1372ش، ص 447ـ449). به رغم نشانه‌ها و شایعه وابستگى شهریارى به ساواک و اعلام آن به رادمنش، دبیر اول حزب توده ایران (رجوع کنید به مؤمنى، 1385ش، ص 38، 40؛ مرتضى زربخت، ص 248؛ اسناد و دیدگاه‌ها، ص 581ـ582) و سوءظن برخى رهبران حزب توده به شهریارى و هشدار نمایندگان حزب کمونیست شوروى (کیانورى، 1372ش، ص448، 455ـ457؛ اسکندرى، 1381ش، ص 351ـ354؛ طبرى، 1367ش، ص 256ـ257)، شهریارى تا 1349ش در رأس تشکیلات تهران و تشکیلات جنوب بود و افزون بر توده‌ایها، برخى گروههاى مخفى چپ را به ساواک معرفى کرد (واحدی‌پور، ص239ـ241). افشاى ماهیت شهریارى ــکه با تبلیغات گسترده برضد حزب توده ایران همراه شد (مردم، ش67، دى 1349، ص 2، 8)ــ موجب برکنارى رادمنش از مسئولیتهاى حزبى و انتصاب اسکندرى به دبیر اولى حزب شد (اسکندرى، 1381ش، ص363؛ اسناد و دیدگاه‌ها، ص584).در دهه 1340ش حزب توده ایران خواستار سرنگونى شاه و تشکیل جمهورى دموکراتیک و ملى شد. حزب همچنین مبارزه در راه تأمین آزادیها و حقوق دموکراتیک مندرج در قانون اساسى و اعلامیه جهانى حقوق بشر را عمده‌ترین محتواى مبارزات مردم ایران دانست و تشکیل جبهه متحد ضددیکتاتورى و ضداستعمار را خواستار شد (مردم (ماهنامه)، دوره 6، ش 18، شهریور 1345، ص 2ـ6، ش 44، آذر 1347، ص 1ـ2، ش 62، مرداد 1349، ص 1، 3). از 1353ش به بعد، سرنگونى حکومت شاه از طریق «اتحادِ عملِ» نیروهاى مخالف حکومت، هدفِ مبرمِ حزب توده ایران شد (سپهر، ص 4ـ5) و بر این اساس برنامه جدید حزب توده ایران در پلنوم پانزدهم کمیته مرکزى در تیر 1354 به تصویب رسید (اسناد و دیدگاه‌ها، ص 651). پس از آن، چندین گروه و هسته طرفدار حزب توده در ایران مخفیانه تشکیل شد که مهم‌ترین آنها سازمان نوید (ترجمان آن روزنامه نوید) بود (سیاست و سازمان حزب توده، ج 1، ص 210ـ213؛ مهرگان، ص 901ـ902؛ کیانورى، 1372ش، ص 474ـ476).مبارزه ایدئولوژیک حزب توده ایران با سازمان چریکهاى فدایى خلق ایران (رجوع کنید به جوانشیر، 1351ش، ص 1؛ کیانورى، 1353ش، ص 1ـ10؛ «پیام به چریک‌هاى فدایى خلق»، ص 2ـ7؛ اخگر، ص 745ـ755) درباره چگونگى مبارزه با نظام سیاسى در ایران موجب شد در 1356ش عده‌اى از سازمان چریکهاى فدایى خلق ایران منشعب و به حزب توده ایران متمایل شوند (مواضع ایدئولوژیک انشعاب، ص 1ـ2؛ بهروز، ص 87).با آغاز انقلاب اسلامى، حزب توده ایران خواستار تشکیل جبهه ضد دیکتاتورى «براى سرنگون ساختن رژیم استبدادى محمدرضا شاه» و اعلام جمهورى در ایران شد (کیانورى، 1357ش، ص 72؛ نوید، سال 3، ش 44، 18 شهریور 1357، ص 1). در 23 دى 1357 در جلسه هیئت اجرائیه حزب توده ایران، به خواست حزب کمونیست شوروى، اسکندرى از مسئولیت حزبى خود برکنار و کیانورى دبیر اول حزب شد (کیانورى، 1372ش، ص 497؛ اسکندرى، 1381ش، ص 397ـ 399) و در 27 دى در اعلامیه‌اى، رهبرى آیت‌اللّه خمینى و تشکیل جمهورى اسلامى ایران را پذیرفت (نوید، سال 4، ش 67، 7 بهمن 1357، ص 1ـ2).منابع : ارواند آبراهامیان، اعتراضات شکنجه‌شدگان، ترجمه رضا شریفها، سوئد 1382ش؛ فریدون آذرنور، مصاحبه اختصاصى نشریه راه آزادى با فریدون آذرنور درباره حوادث 28 مرداد 1332، ]بی‌جا[ 1372ش؛ اردشیر آوانسیان، خاطرات سیاسى، به کوشش على دهباشى، تهران 1378ش؛ مسعود اخگر، «استراتژى شکست»، در اسناد و دیدگاه‌ها: حزب توده ایران از آغاز پیدایى تا انقلاب بهمن 1357، ]بی‌جا[: حزب توده ایران، 1360ش؛ ایرج اسکندرى، «حزب توده ایران در گیرودار مبارزات سیاسى نخستین سال تأسیس»، دنیا، دوره 3، سال 1، ش 7 (دى 1353)؛ همو، خاطرات ایرج اسکندرى: دبیر اول حزب توده ایران (1349ـ 1357)، تهران 1381ش؛ اسناد تاریخى جنبش کارگرى، سوسیال ـ دموکراسى و کمونیستى ایران، ج 1، به کوشش خسرو شاکرى، فلورانس 1974؛ اسناد و دیدگاه‌ها: حزب توده ایران از آغاز پیدایى تا انقلاب بهمن 1357، ]بی‌جا[: حزب توده ایران، 1360ش؛ پرویز اکتشافى، خاطرات سرگرد هوایى پرویز اکتشافى، به کوشش حمید احمدى، تهران 1381ش؛ حسین الهى، احزاب و سازمانهاى سیاسى و عملکرد آنها در خراسان (32ـ 1320)، مشهد 1382ش؛ بابک امیرخسروى، نظر از درون به نقش حزب توده ایران: نقدى برخاطرات نورالدین کیانورى، تهران 1375ش؛ مختار بانی‌سعید، «سازمان افسران حزب توده ایران و تشکیلات نارنجک‌سازى (1)»، در سازمان افسران حزب توده ایران از درون و درباره سازمان درجه‌داران حزب توده ایران، به کوشش محمدحسین خسروپناه، تهران: پیام امروز، 1380ش؛ شمس‌الدین بدیع تبریزى، مناسبات ارضى در ایران معاصر، ترجمه غلامحسین متین، ]تهران[ 1360ش؛ پنج گلوله براى شاه: گفت و شنود محمود تربتى سنجابى با عبداللّه ارگانى، تهران: خجسته، 1381ش؛ «پیام به چریک‌هاى فدایى خلق»، دنیا، دوره 3، سال 1، ش 5 (آبان 1353)؛ تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد، مؤلف: جواد منصورى، تهران : مرکز اسناد انقلاب اسلامى، 1377ـ 1378ش؛ محمد تربتى، از تهران تا استالین‌آباد، برکلى، کالیفرنیا 1379ش؛ ابوالحسن تفرشیان، قیام افسران خراسان، تهران 1359ش؛ بیژن جزنى، طرح جامعه‌شناسى و مبانى استراتژى جنبش انقلابى خلق ایران، بخش :2 تاریخ سی‌ساله سیاسى، فصل 1، ]تهران[ 1357ش؛ ف. م. جوانشیر، تجربه 28 مرداد: نظرى به تاریخ جنبش ملى شدن نفت ایران، تهران 1359ش؛ همو، چریکهاى خلق چه می‌گویند؟، ]بی‌جا[ 1351ش؛ حسین جودت، «حزب توده ایران و جنبش سندیکائى کارگران ایران»، در چهل سال در سنگر مبارزه حزب توده ایران، ]بی‌جا[: حزب توده ایران، 1360ش؛ چپ در ایران به روایت اسناد ساواک: کادرهاى حزب توده، تهران: وزارت اطلاعات، مرکز بررسى اسناد تاریخى، 1382ش؛ بهمن حدادى، «مطبوعات توده‌اى: 40 سال روشنگرى، رزمجویى، وحدت‌طلبى، سازماندهى علیه امپریالیسم و ارتجاع»، در چهل سال در سنگر مبارزه حزب توده ایران، همان؛ هوشنگ حصارى، «یادنامه شهیدان توده‌اى»، در همان؛ انور خامه‌اى، خاطرات سیاسى، تهران 1372ش؛ مهدى خانبابا تهرانى، نگاهى از درون به جنبش چپ ایران، ]گفتگو کننده[: حمید شوکت، تهران 1380ش؛ محمدحسین خسروپناه، «درباره سازمان درجه‌داران حزب توده ایران»، در سازمان افسران حزب توده ایران از درون، همان؛ همو، سازمان افسران حزب توده ایران: 1323ـ 1333، تهران 1377ش؛ رضا رادمنش، «الغاء اختیارات دکتر میلسپو»، مردم براى روشنفکران، سال 2، ش 19، دى 1323؛ رضا روستا، «شوراى متحده مرکزى وارث سنّت سی‌ساله نهضت کارگرى در ایران است»، رزم، ش 1 (تیر 1327)؛ روشن، «مناسبات حزب توده ایران و جبهه ملى در سال‌هاى 28ـ1332»، مسایل حزبى، ش 7 (خرداد 1338)؛ مرتضى زربخت، خاطراتى از سازمان افسران حزب توده ایران، گفتگو کننده: حمید احمدى، تهران 1382ش؛ ناصر زربخت، گذار از برزخ: خاطرات یک توده‌اى در مهاجرت، تهران 1380ش؛ کیومرث زرشناس، «سازمان جوانان توده ایران، فرزند خلف حزب توده ایران»، در چهل سال در سنگر مبارزه، همان؛ على زیبائى، کمونیزم در ایران، یا، تاریخ مختصر فعالیت کمونیستها در ایران، ]تهران ?1343ش[؛ ا.سپهر، «سرنگون کردن رژیم ضد ملى، ضد دموکراتیک و تجاوزگر موجود هدف مبرم جنبش انقلابى ایران است»، دنیا، دوره 3، سال 1، ش 1، تیر 1353؛ سیاست و سازمان حزب توده از آغاز تا فروپاشى، ج 1، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى، 1370ش؛ سیر کمونیسم در ایران: از شهریور 1320 تا فروردین 1336، تهران: کیهان، 1336ش؛ ن. سیمونف، «سى و پنج سال حزب توده ایران»، دنیا، دوره 3، سال 3، ش 9 (آذر 1355)؛ احمد شفائى، قیام افسران خراسان و سى و هفت سال زندگى در شوروى، تهران 1365ش؛ احسان طبرى، «در میهن ما چه می‌گذرد»، دنیا، دوره 2، سال 3، ش 4 (زمستان 1341)؛ همو، «شاه چه می‌خواهد و ما چه می‌خواهیم»، همان، دوره 2، سال 4، ش 3 (پاییز 1342)؛ همو، کژراهه: خاطراتى از تاریخ حزب توده، تهران 1367ش؛ بدرمنیر علوى، «گزارش هفده ماهه تشکیلات زنان»، بیدارى ما، سال 1، ش 10 (فروردین 1324)؛ نجمى علوى، ماهم در این خانه حقى داریم: خاطرات نجمى علوى، به کوشش حمید احمدى، تهران 1383ش؛ غلامحسین فروتن، یادهایى از گذشته: خاطرات دکتر غلامحسین فروتن، به کوشش على دهباشى، تهران 1380ش؛ عبدالصمد کامبخش، «سى سال فعالیت ثمربخش»، دنیا، دوره 2، سال 12، ش 3 (پاییز 1350)؛ همو، شمه‌اى درباره تاریخ جنبش کارگرى ایران: سوسیال دمکراسى انقلابى، حزب کمونیست ایران، حزب توده ایران، تهران 1360ش؛ همو، «ملت ایران و دکتر میلسپو»، مردم براى روشنفکران، ش 2، 16 تیر 1323؛ کتاب سیاه: درباره سازمان افسران توده، ]بی‌جا: بی‌نا.[، 1334ش؛ فریدون کشاورز، من متهم می‌کنم کمیته مرکزى حزب توده ایران را، ]تهران 1357ش[؛ نورالدین کیانورى، «جنبش دلیرانه مردم تبریز: نمودار برجسته بحران اجتماعى عمیق در کشور ما»، دنیا، دوره 3، سال 5، ش 2 (اردیبهشت 1357)؛ همو، خاطرات نورالدین کیانورى، تهران 1372ش؛ همو، «درباره شیوه‌هاى مبارزه»، دنیا، دوره 3، سال 1، ش 2 (مرداد 1353)؛ گذشته چراغ راه آینده است، ویراستار بیژن نیک‌بین، تهران 1362ش؛ حبیب لاجوردى، اتحادیه‌هاى کارگرى و خودکامگى در ایران، ترجمه ضیاء صدقى، تهران 1369ش؛ کورش لاشائى، نگاهى از درون به جنبش چپ ایران، ]گفتگو کننده[: حمید شوکت، تهران 1381ش؛ ا. مانى، درباره محاکمات سیاسى، تهران 1331ش؛ م. منتصرى، «نظرى به تاریخ سازمان جوانان توده ایران»، دنیا، دوره 2، سال 9، ش 3 (پاییز 1347)؛ مواضع ایدئولوژیک انشعاب، ]بی‌جا، بی‌تا.[؛ باقر مؤمنى، راهیان خطر، پاریس 1385ش؛ همو، مسئله ارضى و جنگ طبقاتى در ایران، تهران 1359ش؛ حیدر مهرگان، «از محفل‌هاى حزبى تا سنگرهاى انقلاب»، اسناد و دیدگاه‌ها، همان؛ رحیم نامور، یادنامه شهیدان، ]تهران[ 1356ش؛ نصراللّه نصیرى، «ماجراى خرابکارى در پادگان هوایى قلعه‌مرغى (31 شهریورماه 1332)»، در سازمان افسران حزب توده ایران از درون، همان؛ قاسم نورمحمدى، حزب توده ایران در مهاجرت: مطالعه‌اى براساس اسناد منتشر نشده آلمان شرقى، تهران 1385ش؛ امیر نیک‌آئین، «حزب توده ایران در دفاع از منابع طبقاتى دهقانان زحمتکش و به خاطر حل بنیادى مسئله ارضى»، دنیا، دوره 3، سال 3، ش 5 (مرداد 1355)؛ ایرج واحدی‌پور، «بیژنى که من شناختم»، درباره زندگى و آثار بیژن جزنى: مجموعه مقالات، پاریس: خاوران، 1378ش؛ ا. هراز، «حزب توده ایران و جوانان و دانشجویان»، دنیا، دوره 3، سال 3، ش 5 (مرداد 1355)؛ هما هوشمندراد، «پیکار رهایی‌بخش زنان ایران»، اسناد و دیدگاه‌ها، همان؛ ا. هیوا، «مبارزه درون حزبى و سانترالیسم دموکراتیک»، مسایل حزبى، ش 6 (بهمن 1337)؛ ناتالیا یگوروا، «بحران آذربایجان از دیدگاه اسناد نویافته شوروى»، در نفت ایران، جنگ سرد و بحران آذربایجان، ترجمه کاوه بیات، تهران: نشر نى، 1379ش؛Maziar Behrooz, Rebels with a cause: the failure of the left in Iran, London 2000.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمدحسین خسروپناه

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 13
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده