حزب ایران
معرف
از احزاب ملی‌گرا با تمایلات سوسیالیستى پس از شهریور 1320
متن
حزب ایران، از احزاب ملی‌گرا با تمایلات سوسیالیستى پس از شهریور 1320. هسته اولیه حزب ایران، کانون مهندسین ایران بود که در 1321ش تأسیس شد. کانون در آستانه مجلس چهاردهم به دو جناح تقسیم شد: برخى از مؤسسان و اعضاى مهم آن حزب ایران را تأسیس کردند و گروهى دیگر، که چپ‌گرا و تندرو بودند، اتحادیه مهندسین را تشکیل دادند (بازرگان، 1375ـ 1377ش، ج 1، ص 243؛ همو، 1350ش، ص 102، 106؛ آبراهامیان ، ص 188).مهدى بازرگان*، یکى از همکاران حزب، نوشته است که انگیزه تأسیس حزب، «احساس ضرورت فعالیت اجتماعى و سیاسى از ناحیه قشر تحصیل‌کرده» بود و مؤسسان حزب معتقد بودند که اقدامات اصلاحیشان را باید در سطح وکالت و وزارت توسعه دهند و تا زمانى که زمامدارى در اختیار افراد سالم و آگاه قرارنگیرد، امور کشور سامان نخواهد یافت (1350ش، ص 108ـ109). لذا می‌توان حزب ایران را حزبى با صبغه روشنفکرى، نه توده‌اى، دانست (کیانورى، ص 95).حزب به پیشنهاد غلامعلى فریور، رئیس کانون، شکل گرفت و حدود سى تن از اعضاى کانون، عضویت حزب را پذیرفتند (مکى، ص 18). حزب ایران با شعار «براى ایران، با فکر ایرانى به دست ایرانى» و «کار، داد، آزادى» در اردیبهشت 1323 تأسیس گردید (بیانى و موحد، ص 69؛ قس شوراى انقلاب و دولت موقت، ص 8، که سال تأسیس حزب را 1322ش آورده است).به پیشنهاد مکّى، نام حزب را «ایران» گذاشتند. اعضاى مؤسس آن چهل تن بودند، برخى از آنان عبارت‌اند از: غلامعلى فریور، شمس‌الدین جزایرى، احمد زیرک‌زاده، ناصر معتمد، کاظم حسیبى، مرتضى مصوّر رحمانى، عبداللّه معظمى، حسین مکّى، محسن نصر و محسن خواجه‌نورى (علیقلى بیانى، عضو حزب ایران، مصاحبه مورخ 10 آبان 1385؛ مکّى، ص 19). به گفته مکّى (همانجا)، اللهیار صالح* و چند تن دیگر به معرفى وى وارد حزب شدند (قس سعیدى، ج 1، ص 142، که گفته است اللهیار صالح خود به حزب مراجعه و تقاضاى عضویت کرد). پس از مدتى اللهیار صالح، به جهت خوش‌نامى و سوابق سیاسى، به دبیرکلى حزب برگزیده شد (سعیدى، همانجا). مرامنامه حزب در سه وجه سیاسى، اقتصادى و اجتماعى تنظیم گردید: از لحاظ سیاسى، حفظ استقلال کامل کشور و پشتیبانى از اصول دموکراسى؛ از لحاظ اقتصادى، استقرار عدالت اجتماعى و کوشش در بهبود وضع مادّى ملت از راه توجه به کشاورزى و صنعت و بهره‌بردارى از منابع ثروت مملکت؛ و از لحاظ اجتماعى، تهذیب اخلاق و تعمیم فرهنگ و تأمین بهداشت عمومى (رجوع کنید به شفق، ش 14، 6 آذر 1323، ص 5؛ اسناد احزاب سیاسى ایران، ج 1، ص 184ـ185). افزون بر مُفاد مرامنامه، اعضاى حزب بر استقلال سیاسى حزب تأکید کردند. هنگام تدوین مرامنامه ــ به سبب اختلاف‌نظر در مفاد آن (از جمله قراردادن بندى درباره ترویج دین اسلام و موضوع دخالت دولت در امور اقتصادى)ــ عده‌اى از اعضا، نظیر رضازاده شفق و حسین صدر، از حزب کنار رفتند (مکّى، همانجا؛ زیرک‌زاده، ص 80).مؤسسان و اعضاى حزب بیشتر تحصیل‌کردگان خارج از کشور و روشنفکران با تمایلات سوسیالیستى بودند و بیشتر از میان مهندسان، کارکنان اداره‌هاى دولتى، زنان و دانشجویان جذب حزب شده بودند (آبراهامیان، ص 253). از همین‌رو به اعتقاد کاتوزیان (ص 192) حزب ایران، حزب سیاسى به معناى واقعى نبود، بلکه تشکلى بود از تحصیل‌کرده‌هاى اروپا با تمایلات آزادی‌خواهانه و سوسیال دموکراتیک. تشکیلات و سازمانهاى حزب عبارت بودند از: کنگره، شوراى مرکزى، کمیته مرکزى، دبیرخانه، فراکسیون پارلمانى، سازمان شهرستانها، کانون سازمان، کانون تبلیغات، کانون امورمالى، کانون امور شهرستانها، کانون عملیات انتفاعى، کانون مطبوعات، حوزه‌ها، سازمان جوانان، سازمان زنان و سازمان انتظامات (رجوع کنید به حزب ایران: مجموعه‌اى از اسناد و بیانیه‌ها، ص 215).حزب درباره موضوعاتى چون دموکراسى، نفت، ناپایدارى دولتها و مستشاران خارجى به بحث و بررسى می‌پرداخت و «اداره ایران به دست ایرانى»، مبناى همه فعالیتهاى حزب و سرلوحه تمام مباحث و عملکرد آن بود. بر این اساس، در جریان اعطاى امتیاز نفت به شرکتهاى امریکایى و درخواست دولت شوروى براى گرفتن امتیاز نفت شمال در 1323ش، حزب با صدور قطعنامه‌اى، مخالفت خود را با واگذارى هرگونه امتیاز به دولتها یا شرکتهاى بیگانه اعلام و پیشنهاد کرد استخراج نفت نیز به شرکتى داده شود که حداقل 51% سهام آن متعلق به دولت ایران باشد (رجوع کنید به شفق، ش 14، 6 آذر 1323، ص 5).حزب از دولتهاى وقت، چون دولت ابراهیم حکیمى و محسن صدر، که با سیاستهاى حزب مخالف بودند، انتقاد می‌کرد، ولى در مواقعى در مقام حمایت از همان دولت (دولت حکیمى) برمی‌آمد (براى نمونه رجوع کنید به جبهه، سال 1، ش 4، 7 آبان 1324، ص 1، ش 39، 28 آذر 1324، ص 1؛ شفق، ش 148، 21 مرداد 1324، ص 1).شفق، نخستین ترجمان حزب، با مدیریت شمس‌الدین جزایرى از 1323ش در اختیار حزب قرار گرفت. جبهه، که در 1324ش انتشار یافت، در مواقع توقیف شفق جانشین آن بود. در خلال فعالیت نشریات اصلى، نشریات دیگرى چون نبرد امروز، اخبار ایران، باستان، دانشگاه، و جوانان ایران نیز، هم‌زمان یا در مواقع توقیف آنها، ناشر افکار حزب بودند. حزب تا مدتها فاقد ترجمان رسمى بود و قدرت انتشار روزنامه مرتب را نداشت، ولى براى حفظ ارتباط با مردم، نشریات کوچکى چون دموکراسى و استقلال (1326ش) را منتشر می‌کرد، اما در دوران نهضت ملى شدن صنعت نفت، جبهه آزادى را، به عنوان ترجمان سازمان جوانان حزب ایران، در 1329ش منتشر کرد که از اسفند 1331 ترجمان مرکزى حزب ایران شد (رجوع کنید به دادار، سال 1، ش 31، 15 دى 1326، ص 4).سرمقاله‌هاى جراید حزب با جمله «جاوید باد ایران» ختم می‌شد. مرام سوسیالیستى حزب، از نظر توجه اساسى به آزادى و اعتقاد به دموکراسى و حقوق ذاتى انسانها، با سوسیالیسم احزاب چپ تفاوت داشت (سعیدى، ج 1، ص 141). حزب با وجود تمایلات سوسیالیستى و گنجاندن موادى در حمایت از طبقه کارگر در برنامه خود، به بحث درباره حقوق کارگران و تقسیم مردم به طبقات گوناگون، نظیر طبقه کارگر و کشاورز و روشنفکر، رغبت چندانى نداشت (رجوع کنید به جبهه، سال 1، ش 134، 4 اردیبهشت 1325، ص 1).حزب در برابر وقایع آذربایجان (1324ـ1325ش) سیاست دوگانه‌اى داشت. تا پیش از ائتلاف با حزب توده ایران* (رجوع کنید به ادامه مقاله) دیدگاه منفى و در عین حال تردیدآمیز داشت و پشتوانه فعالیتهاى فرقه دموکرات آذربایجان* را نیروهاى بیگانه حاضر در منطقه می‌دانست، ولى پس از ائتلاف با حزب توده در 1325ش، ضمن حمایت از جعفر پیشه‌ورى*، عملکرد فرقه را مثبت تلقى کرد (رجوع کنید به شفق، ش 179، 4 مهر 1324، ص 1؛ جبهه، ش 18، 28 آبان 1324، ص 1؛ نبرد امروز، دوره 3، ش 13، 22 آذر 1325، ص 1؛ حزب ایران: مجموعه‌اى از اسناد و بیانیه‌ها، ص 102ـ103).حزب ایران در اواخر 1324ش نخستین ائتلاف خود را با حزب میهن، به رهبرى کریم سنجابى*، انجام داد و از آن پس نیز با نام حزب ایران به فعالیت خود ادامه داد (جبهه، سال 1، ش 118، 16 فروردین 1325، ص 1؛ «فعالیت حزب ایران و حزب توده در کنگاور و ائتلاف حزب میهن با حزب ایران»، سند ش 00080429، میکروفیلم ش 290006367، آرشیو سازمان اسناد ملى ایران). دلایل ائتلاف، یکى بودن مرام و روش مبارزه دو حزب (سنجابى، ص 72) و تداوم فعالیت و حمایت از روی‌کار آمدن دولت مدافع آزادى بود (رجوع کنید به حزب ایران : مجموعه‌اى از اسناد و بیانیه‌ها، ص 50ـ53). گفته‌اند که موقعیت حزب ایران با پیوستن به حزب میهن بهتر شد و از نفوذ کریم سنجابى در نواحى غربى کشور برخوردار گردید. افزون بر آن، حزب ایران با برخوردارى از شعبه‌هاى حزب میهن در شهرستانها، نخستین شعبه‌هاى شهرستانى خود را به دست آورد (مهربان، ص 16؛ زیرک‌زاده، ص 91). دومین ائتلاف حزب ایران با حزب توده بود. در اردیبهشت 1325، تشکیل جبهه «حمایت از صنایع داخلى» ــکه متشکل از حزب ایران، حزب توده و چند تشکل دیگر بودــ زمینه ائتلاف حزب ایران را با حزب توده فراهم کرد. پس از مباحثات فراوان میان طرفداران (عمدتآ فریور، صالح و سنجابى) و مخالفان (در رأس آنان زیرک‌زاده)، حزب توده و حزب ایران در تیر 1325 با نام «جبهه مؤتلف احزاب آزادیخواه»، اعلامیه‌اى مشتمل بر اهداف جبهه صادر کردند. در این اعلامیه، ضمن تأکید بر استقلال سیاسى و اقتصادى کشور و مناسبات خوب با دولتهاى آزادی‌خواه و اتحاد کارگران، از دیگر احزاب و جمعیتها و مطبوعات براى همکارى دعوت شد (رجوع کنید به سعیدى، ج 1، ص 143ـ144؛ حزب ایران : مجموعه‌اى از اسناد و بیانیه‌ها، ص 13، 82ـ84، 92ـ93). چندى پس از آن، فرقه دموکرات کردستان، حزب سوسیالیست و کمیته مرکزى حزب جنگل به این ائتلاف پیوستند (حزب ایران: مجموعه‌اى از اسناد و بیانیه‌ها، ص 117ـ118). دلایل متعددى براى این ائتلاف ــکه پیامد ناگوارى براى حزب ایران داشت ــ ذکر شده است. از جمله اینکه در آن زمان پیش‌بینى می‌شد ائتلاف با حزب توده به منزله مانورى سیاسى و در جهت حفظ مصالح کشور و تأیید سیاست دولت قوام‌السلطنه براى نزدیکى به شوروى و در نهایت حفظ آذربایجان از خطر تجزیه خواهد بود. در واقع حزب ایران با این ائتلاف، برخلاف مرام و تعهدات حزبى خود ــکه متمایز از احزاب چپ و راست بودــ عمل نمود (رجوع کنید به زیرک‌زاده، ص 93، 96ـ98، 494ـ495؛ براى تحلیلهاى دیگر رجوع کنید به کیانورى، ص 95؛ بختیار، ص 26ـ27؛ سنجابى، ص 75). پیامد زیان‌بار ائتلاف، جدایى گروهى از اعضاى حزب و تشکیل حزب وحدت ایران از سوى برخى انشعاب‌کنندگان بود (رجوع کنید به مکّى، ص 19ـ20؛ مهربان، ص 33ـ 34؛ اسناد احزاب سیاسى ایران، ج 2، ص 431). شرکت در دولت ائتلافى قوام‌السلطنه (1325ش) و همکارى با حزب توده در آن دولت، اشتباه دیگر حزب ایران بود. در آن دولت اللهیار صالح وزیر دادگسترى شد (نجاتى، 1371ش، ج 1، ص 150ـ151). پس از سرکوب فرقه دموکرات آذربایجان، ائتلاف مذکور از هم پاشید و در دى 1325 کمیته مرکزى حزب ایران، رسمآ ائتلاف را لغو کرد و با تغییر موضع خود در برابر حوادث آذربایجان، پیشه‌ورى را خائن و وطن‌فروش خواند. حزب همچنین دبیرکل جدیدى برگزید و از آن پس ابوالفضل قاسمى، اصغر گیتی‌بین و کریم سنجابى جاى رهبران قبلى را گرفتند (زیرک‌زاده، ص 487؛ مهربان، ص 38ـ39؛ سعیدى، ج 1، ص 147).هم‌زمان با شکل‌گیرى نهضت ملى شدن صنعت نفت، حزب ایران شعار ملى کردن صنعت نفت را مطرح کرد و براى تحقق آن اقداماتى صورت داد (زیرک‌زاده، ص 501ـ502؛ گذشته، چراغ راه آینده است، ص 533؛ قس مصدق، ص 229، که نوشته است نخستین‌بار حسین فاطمى شعار ملى کردن صنعت نفت را مطرح کرد).پس از تشکیل جبهه ملى، فعالیت حزب تشدید شد و نخستین حزبى بود که به جبهه ملى پیوست (رجوع کنید به جبهه ملى ایران*؛ نجاتى، 1368ش، ص 86).حزب، بر پایه آرمان ملی‌گرایانه خود، از دکتر محمد مصدق* حمایت کرد. پس از روى کار آمدن دولت مصدق، تعدادى از اعضاى حزب در دولت مشارکت کردند. همچنین بسیارى از مشاوران نفتى مصدق از اعضاى کمیته مرکزى حزب ایران بودند (شفق، شماره فوق‌العاده، 19 اسفند 1323، ص 1؛ مهربان، ص 74).در 1331ش، با تشدید اختلافات درونى حزب، گروهى از اعضاى حزب انشعاب کردند. انشعاب‌کنندگان، به رهبرى محمد نخشب*، پس از مدتى جمعیت آزادى مردم ایران را تشکیل دادند. از همان سال حزب در شهرستانها فعالیت گسترده‌اى آغاز کرد (رجوع کنید به حزب ایران: مجموعه‌اى از اسناد و بیانیه‌ها، ص 281ـ 283، 295ـ296؛ اسنادى از احزاب سیاسى در ایران، ص 45ـ 48، 58ـ59، 121ـ124).حزب ایران بیش از دیگر گروهها و احزاب به مصدق و اندیشه‌هاى وى وفادار ماند، ولى به علت گرایش شدید رهبران آن به احراز مناصب دولتى و اشتباهاتشان در این مقامها، در شکست نهضت ملى مؤثر بود (نجاتى، 1368ش، همانجا؛ همو، 1371ش، ج 1، ص 150). به گفته سحابى (ص 6)، دکتر مصدق حزب را، به سبب استفاده اعضا از آن در احراز مناصب دولتى، «بنگاه کاریابى» می‌نامید؛ ولى به‌گفته بیانى (همان مصاحبه)، این مطلب صحت ندارد.پس از کودتاى 28 مرداد 1332، فعالیت حزب ایران، همچون دیگر احزاب، ممنوع شد و معدودى از رهبران آن بازداشت و برخى نیز مخفى شدند. از آن پس تا زمان تشکیل جبهه ملى دوم در 1339ش، اعضاى حزب فعالیت خود را از طریق نهضت مقاومت ملى ادامه دادند، ولى در پى بروز اختلاف، که ناشى از دیدگاه متفاوت رهبران نهضت به دولت کودتا بود، از نهضت جدا شدند. محافظه‌کاران، که حزب ایران در رأس آنان قرار داشت، معتقد بودند که دولت کودتا را باید پذیرفت، ولى به صورت «اپوزیسیون» عمل کرد؛ ولى جناح تندرو، دولت را غیرقانونى می‌دانستند (نجاتى، 1371ش، ج 1، ص 122، 152؛ مهربان، ص130؛ براى تحلیلى دیگر از علل این اختلاف رجوع کنید به بازرگان، 1375ـ1377ش، ج 1، ص 395). در بهمن 1335 حزب، با صدور اعلامیه‌اى، دکترین (رهنامه) آیزنهاور را پذیرفت. مهم‌ترین حامى آن اللهیار صالح بود. این امر با اعتراض عده‌اى از نمایندگان مجلس شوراى ملى و سنا و برخى جراید روبه‌رو شد و سرانجام نمایندگان طرحى را مبنى بر غیرقانونى شناختن حزب ایران تقدیم مجلس کردند. در 1336ش، کمیسیون دادگسترى مجلس، حزب ایران را، به بهانه ائتلاف با حزب توده، غیرقانونى اعلام کرد، اما این طرح به تصویب نهایى نرسید (مهربان، ص40؛ زیرک‌زاده، ص 481؛ سعیدى، ج 1، ص 165ـ167؛ بازرگان، 1375ـ1377ش، ج 1، ص 397). در 1339ش، در پى آزادى نسبى فضاى سیاسى، حزب ایران به همت کریم سنجابى و شاپور بختیار* احیا شد و به همراه حزب مردم ایران، حزب پان‌ایرانیست و گروهى از جامعه سوسیالیستها به رهبرى محمدعلى خنجى که از خلیل ملکى جدا شده بودند، جبهه ملى دوم را تأسیس کردند (رجوع کنید به حزب ایران به روایت اسناد ساواک، ص 161؛ مهربان، ص 149؛ سنجابى، ص 203ـ205). حیات سیاسى جبهه ملى دوم تا 1342ش دوام یافت و پس از فروپاشى آن، حزب ایران نیز، که از ارکان جبهه به شمار می‌رفت، امکان فعالیت علنى نیافت و از آن پس مخفیانه به فعالیت ادامه داد. در 1342ش، بسیارى از اعضاى حزب را از مراکز ادارى اخراج کردند (رجوع کنید به حزب ایران به روایت اسناد ساواک، ص 170، 178).در اواخر 1342ش کنگره حزب ایران برگزار شد. در این کنگره، هفت تن براى عضویت در کمیته مرکزى انتخاب شدند و کریم سنجابى و جهانگیر حق‌شناس، از اعضاى پیشین کمیته، کنار گذاشته شدند (رجوع کنید به همان، ص 185ـ186).از فعالیتهاى حزب ایران در فاصله سالهاى 1342ش تا اواسط دهه 1350ش، به جز تشکیل جلسه‌هاى نامنظم و تبادل نظر درباره مسائل سیاسى روز، اطلاع دیگرى موجود نیست (رجوع کنید به همان، ص 225ـ231، 275ـ276).از 1356ش گروههاى وابسته به جبهه ملى، از جمله حزب ایران، براى احیاى جبهه ملى فعالیت کردند. این گروهها با صدور اعلامیه‌اى با امضاى «شاخه پیشرو براى اتحاد نهضت مقاومت ملى ایران» و با نام جدید «اتحاد نیروهاى جبهه ملى ایران» فعالیت خود را از سر گرفتند. آنان با شعار آزادى خواستار بازگشت امام خمینى به ایران شدند (رجوع کنید به همان، ص 375ـ379؛ اطلاعات، ش 15699، 8 شهریور 1357، ص 4؛ قس باقر قدیری‌اصلى، عضو حزب ایران، مصاحبه مورخ 22 آبان 1385 و خسرو سعیدى، عضو حزب ایران، مصاحبه مورخ 31 شهریور 1387، که فعالیت حزب ایران را مستقل دانسته‌اند).در 1357ش، براى تعیین مشى سیاسى حزب، جلساتى برگزار گردید. در جلسه دى ماه همان سال، بختیار به دبیرکلى حزب ایران برگزیده شد. پس از تشکیل دولت بختیار (1357ش)، به‌رغم حضور دو تن از اعضاى حزب ایران در دولت، حزب به کانون فعالیت مخالفان و موافقان بختیار بدل شد. هواداران بختیار، با تسلط بر حزب، آن را به شکل کانون ضد انقلاب در آوردند (رجوع کنید به مهربان، ص 205ـ218، که ادعا کرده است حزب ایران در کودتاى نوژه نقش داشت، اما بیانى (همان مصاحبه) ادعاى وى را رد می‌کند). آنچه مسلّم است حزب ایران، با توجه به اعتقاد رهبرانش به حفظ اساس سلطنت، پس از پیروزى انقلاب اسلامى نقش مؤثرى در کشور نداشت (رجوع کنید به کیانورى، ص 95؛ مهربان، ص 197) و پس از مدتى، فعالیت آن ممنوع شد.منابع : اسناد احزاب سیاسى ایران: 1320ـ1330ش، به کوشش بهروز طیرانى، تهران: سازمان اسناد ملى ایران، 1376ش؛ اسنادى از احزاب سیاسى در ایران: حزب ایران ـ حزب سعادت ملى ایران، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1380ش؛ مهدى بازرگان، خاطرات بازرگان: شصت سال خدمت و مقاومت، گفتگو با غلامرضا نجاتى، تهران 1375ـ1377ش؛ همو، مدافعات در دادگاه غیرصالح تجدیدنظر نظامى، تهران 1350ش؛ شاپور بختیار، خاطرات شاپور بختیار: آخرین نخست‌وزیر رژیم پهلوى، ]تهران[ 1380ش؛ علیقلى بیانى و نظام‌الدین موحد، «تاریخچه حزب ایران به مناسبت شصتمین سال تأسیس»، حافظ، ش 7 (مهر 1383)؛ حزب ایران به روایت اسناد ساواک، تألیف سیاوش یارى، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامى، 1384ش؛ حزب ایران: مجموعه‌اى از اسناد و بیانیه‌ها، 1332ـ 1323، به‌کوشش مسعود کوهستانی‌نژاد، تهران: شیرازه، 1379ش؛ احمد زیرک‌زاده، پرسش‌هاى بی‌پاسخ در سالهاى استثنایى، به‌کوشش ابوالحسن ضیاء ظریفى و خسرو سعیدى، تهران 1376ش؛ یداللّه سحابى، «خاطرات و خطرات»، (مصاحبه)، صبح امروز، سال 1، ش 9، 3 دى 1377؛ خسرو سعیدى، اللهیار صالح، ج 1، تهران 1367ش؛ کریم سنجابى، امیدها و ناامیدی‌ها: خاطرات سیاسى دکتر کریم سنجابى، لندن 1368ش؛ شوراى انقلاب و دولت موقت، تهران: نهضت آزادى ایران، 1361ش؛ محمدعلى کاتوزیان، اقتصاد سیاسى ایران: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوى، ترجمه محمدرضا نفیسى و کامبیز عزیزى، تهران 1372ش؛ نورالدین کیانورى، خاطرات نورالدین کیانورى، تهران 1372ش؛ گذشته، چراغ راه آینده است، ویراستار بیژن نیک‌بین، تهران: نیلوفر، 1362ش؛ محمد مصدق، خاطرات و تألمات دکتر محمد مصدق، به‌کوشش ایرج افشار، تهران 1365ش؛ حسین مکّى، خاطرات سیاسى حسین مکى، تهران 1368ش؛ رسول مهربان، بررسى مختصر احزاب بورژوازى لیبرال در مقابله با جنبش کارگرى و انقلابى ایران، تهران 1360ش؛ غلامرضا نجاتى، تاریخ سیاسى بیست‌وپنج ساله ایران: از کودتا تا انقلاب، تهران 1371ش؛ همو، جنبش ملى شدن صنعت نفت ایران و کودتاى 28 مرداد 1332، تهران 1368ش؛Ervand Abrahamian, Iran between two revolutions, Princeton, N.J. 1983.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

پروین قدسی زاد

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 13
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده