بنوصصْری '
معرف
خاندانی‌ از شام‌ که‌ بسیاری‌ از علما و دولتمردان‌ به‌ آن‌ منسوب‌ بوده‌اند
متن
بنوصَصْری‌' ، خاندانی‌ از شام‌ که‌ بسیاری‌ از علما و دولتمردان‌ به‌ آن‌ منسوب‌ بوده‌اند. از نیای‌ آنها، صصری‌، در منابع‌ اطلاعی‌ یافت‌ نمی‌شود. کلمة‌ صصری‌ به‌ صورتهای‌ مختلفی‌ چون‌ صَصْری‌، صَصَری‌، صَصَرّی‌، صَصَرّا، صَصُرا، صَصُرّا، حتی‌ به‌تصحیف‌، صَعْرا و صَفْرا نیز آمده‌، لیکن‌ صورت‌ صحیح‌ آن‌ صَصْری‌ است‌. نسبتهایی‌ چون‌ رَباعی‌، طالبی‌ (در بعضی‌ منابع‌، به‌نادرست‌: ثعلبی‌) و بَلَدی‌ در سرگذشت‌نامة‌ اعضای‌ این‌ خاندان‌ می‌تواند در خصوص‌ ریشة‌ آنان‌ راهنما باشد. از آنجا که‌ بَلَد * در موصل‌ قرار دارد، و طالب‌ نیز یکی‌ از شاخه‌های‌ قبیلة‌ ربیعه‌ است‌، می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ صصری‌ خانواده‌ای‌ منسوب‌ به‌ طالب‌ بوده‌ که‌ در بلد زندگی‌ می‌کرده‌ و در زمانی‌ پیش‌ از قرن‌ پنجم‌ به‌ شام‌ کوچیده‌ است‌. بنوصصری‌، ابتدا، در منطقة‌ بابُ توما، در شمال‌شرقی‌، و سپس‌ در دامنة‌ کوه‌ جبل‌ قاصیون‌، در شمال‌ غربی‌ دمشق‌، ساکن‌ شده‌اند، که‌ در اینجا قبرستانی‌ نیز منسوب‌ به‌ آنها وجود دارد. چون‌ در منابع‌ از وجود افراد خاندان‌ صصری‌ در زمان‌ قبل‌ از نیمة‌ اول‌ قرن‌ پنجم‌ و بعد از قرن‌ نهم‌ اثری‌ دیده‌ نمی‌شود، ظاهراً مشهورترین‌ شخصیتهای‌ این‌ خاندان‌ در فاصلة‌ این‌ دو تاریخ‌ زندگی‌ می‌کرده‌اند. از آنجا که‌ منسوبان‌ برجستة‌ خاندان‌ صصری‌ گاه‌، به‌ قاهره‌ فراخوانده‌ می‌شدند و اموالشان‌ مصادره‌ می‌شد، معلوم‌ می‌شود که‌ اقتدار اقتصادی‌ آنها خیلی‌ زیاد بوده‌ تا جایی‌ که‌ حکومت‌ وقت‌ را ناراحت‌ می‌کرده‌ است‌. تمامی‌ اعضای‌ این‌ خاندان‌ شافعی‌مذهب‌ بوده‌اند.اعضای‌ برجستة‌ بنوصصری‌ عبارت‌اند از:1) ابوالحسن‌ علی‌بن‌ حسین‌بن‌ احمدبن‌ محمدبن‌ حسین‌بن‌ صصری‌. از محدثان‌ بسیاری‌، بویژه‌ از تمّام‌ رازی‌، نقل‌ حدیث‌ کرده‌ است‌ از خود او نیز عالمانی‌ چون‌ خطیب‌ بغدادی‌ و نوادة‌ دختری‌اش‌، ابن‌اکفانی‌، نقل‌ حدیث‌ کرده‌اند. ابن‌عساکر، او را ثقه‌ دانسته‌ است‌. وی‌ در 23 محرم‌ 467 در دمشق‌ درگذشت‌ (ابن‌عساکر، ج‌ 12، ص‌ 24؛ ذهبی‌، 1405، ج‌ 2، ص‌ 323؛ ابن‌تغری‌بِردی‌، 1956، ج‌ 5، ص‌ 100؛ ابن‌عماد، ج‌ 3، ص‌329).2) ابوالبرکات‌ محفوظ‌بن‌ حسن‌بن‌ محمد. در 465 متولد شد. بنوصصری‌ از نسل‌ او ادامه‌ یافت‌. وی‌ از نصربن‌ احمد همدانی‌ حدیث‌ شنید، و نوه‌اش‌، ابوالمواهب‌، و قاسم‌بن‌ عساکر از او نقل‌ حدیث‌ کرده‌اند. ابن‌عساکر نیز می‌گوید که‌ از او در خانه‌اش‌، واقع‌ در باب‌ توما، حدیثی‌ شنیده‌ است‌. ابوالبرکات‌ در 18 ذیحجة‌ 545 درگذشت‌ و در قبرستان‌ خانوادگی‌ باب‌ توما به‌ خاک‌ سپرده‌ شد (ابن‌قلانسی‌، ص‌ 484؛ ابن‌عساکر، ج‌ 16، ص‌285؛ ذهبی‌، 1406، ج‌21، ص‌267؛ ابن‌تغری‌بردی‌، 1956، ج‌ 5، ص‌ 304).3) صائن‌الدین‌ ابوالغنائم‌ هبة‌اللّه‌بن‌ محفوظ‌بن‌ حسن‌. در 511 در دمشق‌ متولد شد؛ قرآن‌ را حفظ‌ کرد؛ در دمشق‌، مکه‌ و مدینه‌ از ابومحمد هبة‌الله‌بن‌ احمدبن‌ طاووس‌ بغدادی‌ قرائت‌، و از یحیی‌بن‌ بطریق‌، جمال‌الاسلام‌ ابوالحسن‌ علی‌بن‌ مُسَلَّم‌ السُلَمی‌ حدیث‌ و فقه‌ آموخت‌. در بیست‌سالگی‌ مسند قضا یافت‌. ابن‌عماد می‌گوید که‌ او صالح‌ و ثقه‌ بوده‌ است‌. صائن‌الدین‌ در جمادی‌الا´خرة‌ 563 در دمشق‌ وفات‌ کرد و در قبرستان‌ خانوادگی‌ باب‌ توما به‌ خاک‌ سپرده‌ شد (مُنذری‌، ج‌ 3، ص‌ 241، 533؛ ذهبی‌، 1406، ج‌ 21، ص‌ 266؛ اسنوی‌، ج‌ 2 ص‌ 143ـ 144؛ ابن‌عماد، ج‌ 4، ص‌ 210).4) بهاءالدین‌ ابوالمواهب‌ حسن‌بن‌ هبة‌الله‌بن‌ محفوظ‌. حافظ‌ حدیث‌ بود و در 537 در دمشق‌ زاده‌ شد. در شهرهایی‌ چون‌ بغداد، دمشق‌، حلب‌، حماة‌، همدان‌، اصفهان‌، بیت‌المقدس‌، موصل‌، تبریز و تکریت‌، از نیای‌ خود، محفوظ‌، و از بسیاری‌ از علما، از قبیل‌ ابن‌قلانسی‌، ابن‌سعدون‌ قرطبی‌، ابن‌شاتیل‌ و نصرالله‌بن‌ محمد صیصی‌ حدیث‌ شنید. او مدتها از استاد خود، ابن‌عساکر، علم‌ آموخت‌ و روایات‌ زیادی‌ نقل‌ کرد. علمایی‌ همچون‌ پسرش‌، سالم‌، و ابن‌دُبیثی‌ احادیثی‌ از او نقل‌ کرده‌اند. ابن‌دبیثی‌ او را راوی‌ ثقه‌ دانسته‌ است‌. وی‌ مؤلف‌ آثاری‌ چون‌ معجم‌ الشیوخ‌ ، فضائل‌ الصحابه‌ ، فضائل‌ بیت‌ المقدس‌ ، عوالی‌ ابن‌عُیَینه‌ و رباعیات‌ التابعین‌ است‌، لیکن‌، معلوم‌ نیست‌ که‌ این‌ آثار تا به‌ امروز باقی‌ مانده‌ باشند. ابوالمواهب‌ در 586 در دمشق‌ درگذشت‌ و در قبرستان‌ خانوادگی‌ جبل‌ قاصیون‌ (تربت‌ الصصریّه‌) به‌ خاک‌ سپرده‌ شد (ابن‌دبیثی‌، ج‌ 15، ص‌ 169؛ منذری‌، ج‌ 1، ص‌ 146ـ 148؛ ابن‌عبدالهادی‌ مقدسی‌، ج‌ 4، ص‌ 134ـ 136؛ ذهبی‌، 1405، ج‌ 3، ص‌ 91ـ92؛ همو، 1406، ج‌ 21، ص‌ 264ـ266؛ همو، 1375ـ1377، ج‌ 4، ص‌ 1358ـ 1360؛ صفدی‌، ج‌ 12، ص‌ 292ـ294؛ یافعی‌، ج‌ 3، ص‌ 432؛ سیوطی‌، ص‌ 482؛ ابن‌عماد، ج‌ 4، ص‌ 285؛ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌ ، ج‌ 1، ستون‌ 547، ج‌ 2، ستون‌ 130، 196، 509؛ همو، هدیة‌ العارفین‌ ، ج‌ 1، ستون‌ 279؛ کتّانی‌، ص‌ 99، 159؛ منجد، ص‌ 57).5) شمس‌الدین‌ ابوالقاسم‌ حسین‌بن‌ هبة‌اللة‌بن‌ محفوظ‌. برادر بهاءالدین‌ ابوالمواهب‌ است‌. او در دهة‌ 530، در دمشق‌ به‌ دنیا آمد و نزد ابن‌ابی‌ عصرون‌ فقه‌ شافعی‌ آموخت‌. در بغداد، دمشق‌، حلب‌ و مکه‌ از پدر و جدّ خود، یعنی‌ محفوظ‌بن‌ صصری‌، از جدّ مادری‌ خود، ابوالمکارم‌ عبدالواحدبن‌ هلال‌، و از صدها عالم‌ دیگر، از قبیل‌ ابوالنجیب‌ سهروردی‌ و سِبط‌ خیّاط‌، حدیث‌ شنید. اثری‌ در هفده‌ جزء دارد که‌ حاوی‌ سرگذشت‌نامة‌ استادان‌ اوست‌. علمای‌ مشهوری‌ چون‌ مُنذری‌، ضیاءالدین‌ مقدسی‌ و ابن‌صابونی‌ روایاتی‌ از او نقل‌ کرده‌اند. او در 23 محرم‌ 626، در دمشق‌ درگذشت‌ (منذری‌، ج‌ 3، ص‌ 240ـ 241؛ ذهبی‌، 1405، ج‌ 3، ص‌ 197؛ همو، 1406، ج‌ 22، ص‌ 282ـ 284؛ همو، 1397، حوادث‌ و وفیات‌ 621ـ630، ص‌ 228ـ 230؛ صفدی‌، ج‌ 13، ص‌ 80؛ ابن‌تغری‌بردی‌، 1956، ج‌ 6، ص‌ 272؛ ابن‌عماد، ج‌ 5، ص‌ 118ـ119).6) امین‌الدین‌ ابوالغنائم‌ سالم‌بن‌ حسن‌بن‌ هبة‌الله‌. در پنج‌ سالگی‌، با پدر، به‌ قصد کسب‌ علم‌ سفر کرد. قرآن‌ را حفظ‌ نمود و فقه‌ شافعی‌، حدیث‌ و ادبیات‌ فرا گرفت‌ و از ابن‌مُنقذ و ابن‌شاتیل‌ حدیث‌ شنید. علمایی‌ چون‌ ابومحامد اسماعیل‌بن‌ حامد قوصی‌ و زکی‌الدین‌ ابوعبدالله‌ محمدبن‌ بِرزالی‌ نیز از او روایت‌ کرده‌اند. او، به‌ عنوان‌ مقام‌ مسئول‌ حکومتی‌، خدماتی‌ اجتماعی‌ از قبیل‌ حمایت‌ از کودکان‌ یتیم‌، رسیدگی‌ به‌ امور وراثتی‌ و صحّی‌ نیز انجام‌ می‌داد. در 3 جمادی‌الا´خرة‌ 637، در شصت‌سالگی‌، در دمشق‌ درگذشت‌ (منذری‌، ج‌ 3، ص‌ 533؛ ذهبی‌، 1405، ج‌ 3، ص‌ 229ـ230؛ همو، 1406، ج‌ 23، ص‌ 60ـ61؛ همو، 1397، حوادث‌ و وفیات‌ 631ـ640، ص‌ 306ـ307؛ صفدی‌، ج‌ 15، ص‌ 79ـ 80؛ ابن‌عماد، ج‌ 5، ص‌ 184).7) بهاءالدین‌ ابوالمواهب‌ حسن‌بن‌ سالم‌بن‌ حسن‌. از ابوالیُمْن‌ کِنْدی‌ و عمربن‌ محمدبن‌ طَبَرزَد حدیث‌ شنید. علمایی‌ چون‌ برادرزاده‌اش‌، قاضی‌ نجم‌الدین‌ احمدبن‌ محمد، و عبدالمؤمن‌بن‌ خلف‌ دمیاطی‌ از او روایت‌ کرده‌اند. در 4صفر 664، در شصت‌ و شش‌سالگی‌ در دمشق‌ وفات‌ کرد (ذهبی‌، 1405، ج‌ 3، ص‌ 310ـ311؛ صفدی‌، ج‌ 12، ص‌ 25؛ ابن‌عماد، ج‌ 5، ص‌ 316).8) شرف‌الدین‌ ابومحمد عبدالرحمان‌بن‌ سالم‌بن‌ حسن‌. او از ابوالیمن‌ کندی‌، عمربن‌ محمدبن‌ طبرزد و حنبل‌بن‌ عبدالله‌ رُصافی‌ حدیث‌ شنید. از خود او نیز برادرزاده‌اش‌، قاضی‌ نجم‌الدین‌ احمدبن‌ محمد، روایاتی‌ نقل‌ کرده‌ است‌. وی‌ در مقامهای‌ مختلف‌ حکومتی‌، از قبیل‌ وزارت‌ و نظارت‌ دیوانی‌ انجام‌ وظیفه‌ می‌کرد. در 11 شعبان‌ 664، در شصت‌ و نه‌سالگی‌ در دمشق‌ درگذشت‌ (ذهبی‌، 1405، ج‌ 3، ص‌ 311؛ صفدی‌، ج‌ 18، ص‌ 148؛ مقریزی‌، ج‌ 1، ص‌ 554؛ ابن‌عماد، همانجا).9) عمادالدین‌ ابوعبدالله‌ محمدبن‌ سالم‌بن‌ حسن‌. در 598، در دمشق‌ متولد شد. در شام‌ و مصر از پدرش‌، و علمایی‌ چون‌ ابوالیمن‌ کندی‌، عمربن‌ محمدبن‌ طبرزد و ابوالمجد محمد قزوینی‌ حدیث‌ شنید. پسرش‌ نجم‌الدین‌، عبدالمؤمن‌بن‌ خلف‌ دمیاطی‌، و بسیاری‌ دیگر از عمادالدین‌ روایت‌ حدیث‌ کرده‌اند. او قاضی‌ و از شخصیتهای‌ دینی‌ و دولتی‌ زمان‌ خود بود و در 20 ذیقعدة‌ 670، در دمشق‌ درگذشت‌ (ذهبی‌، 1405، ج‌ 1، ص‌ 321ـ322؛ صفدی‌، ج‌ 3، ص‌ 84؛ یافعی‌، ج‌ 4، ص‌ 172؛ ابن‌تغری‌بردی‌، 1956، ج‌ 7، ص‌ 237؛ ابن‌عماد، ج‌ 5، ص‌ 332ـ 333؛ زرکلی‌، ج‌ 7، ص‌ 3).10) جمال‌الدین‌ ابواسحاق‌ ابراهیم‌بن‌ عبدالرحمان‌بن‌ سالم‌. پسر ابومحمد عبدالرحمان‌ است‌. وی‌ بیش‌ از قلمرو علم‌، در امور حکومتی‌ فعالیت‌ می‌کرد. در 678 «ناظرالدَواوین‌» ] بازرس‌ سازمانها یا ادارات‌ حکومتی‌ [ شد. یک‌ سال‌ بعد، از این‌ سمت‌ بر کنار، و بیشتر اموالش‌ مصادره‌ شد. در 682 به‌ عنوان‌ محتسب‌ خدمت‌ می‌کرد، لیکن‌ مدتی‌ بعد دوباره‌ به‌ سمت‌ قبلی‌ خود بازگشت‌. در 687، به‌ همراه‌ بعضی‌ از اشراف‌ دمشق‌، به‌ قاهره‌ که‌ مرکز سلطنت‌ بود، فراخوانده‌ شد و خلعت‌ یافت‌ و به‌ دمشق‌ بازگشت‌. او تا آخر عمر شغل‌ دیوانی‌ داشت‌. جمال‌الدین‌ با دختر عموی‌ خود، اسماء دختر محمدبن‌ سالم‌، ازدواج‌ کرد و صاحب‌ دو فرزند، به‌ نامهای‌ محمد (متوفی‌ 717) و مَلْکه‌ (متوفی‌ 749)، شد. محمد نیز همچون‌ پدرش‌ در سمتهای‌ مختلف‌ حکومتی‌ انجام‌ وظیفه‌ می‌کرد؛ او در سفر حج‌ درگذشت‌ و در مکه‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد. ملکه‌ نیز به‌ پیروی‌ از مادرش‌، به‌ علم‌ حدیث‌ پرداخت‌ (ابوالفداء، ج‌ 4، ص‌ 112ـ113؛ ذهبی‌، 1405، ج‌ 4، ص‌ 97ـ98؛ صفدی‌، ج‌ 6، ص‌ 46؛ حسینی‌، ص‌ 107؛ یافعی‌، ج‌ 4، ص‌ 290ـ291؛ ابن‌کثیر، ج‌ 14، ص‌ 86؛ ابن‌حجر عسقلانی‌، ج‌1، ص‌ 359ـ360؛ ابن‌عماد، ج‌ 6، ص‌ 105؛ کحاله‌، ج‌ 1، ص‌ 63ـ64).11) امین‌الدین‌ ابوالغنائم‌ سالم‌بن‌ محمدبن‌ سالم‌. در 644 به‌ دنیا آمد.او پسر ابوعبدالله‌ محمد است‌ (مذکور در قبل‌). از علمایی‌ چون‌ رشید العطار و مکی‌بن‌ علاّ ن‌ قیسی‌ حدیث‌ شنید. او قاضی‌ «ناظرالخاصّ» و «وکیل‌ الخاصّ» بود (691)، پس‌ از فوت‌ عمویش‌ ناظرالدواوین‌ شد. در 696 به‌ قاهره‌ دعوت‌ شد. در آنجا حدود شصت‌ هزار درهم‌ از ثروتش‌ را مصادره‌، و خودش‌ را از مقامش‌ عزل‌ کردند؛ اما دوباره‌، به‌ مقام‌ قضا گماشته‌ شد. امین‌الدین‌ در مقامهایی‌ چون‌ نظارت‌ خزانه‌ و دیوان‌ الکبیر نیز خدمت‌ می‌کرد. در اواخر عمر، به‌ حج‌ رفت‌ و در بازگشت‌، در منزل‌ خود گوشة‌ عزلت‌ گزید. در 18 ذیحجة‌ 698، در دمشق‌ فوت‌ کرد (صفدی‌، ج‌ 15، ص‌ 90ـ91؛ مقریزی‌، ج‌ 1، ص‌ 882).12)نجم‌الدین‌ ابوالعباس‌ احمدبن‌ محمدبن‌ سالم‌. در ذیقعدة‌ 655 به‌ دنیا آمد. برادر کوچک‌ ابوالغنائم‌ سالم‌، و مشهورترین‌ شخصیت‌ خاندان‌ صصری‌ است‌. هنوز، خردسال‌ بود که‌ در درسهایِ رشید العطّار شرکت‌ می‌کرد. از پدر، عموها، جد مادری‌ خود، یعنی‌ مسلم‌بن‌ علاّ ن‌، و از علمایی‌ چون‌ ابن‌عبدالدائم‌ و ابن‌ابوالیُسْر حدیث‌ شنید. نزد فقیهان‌ مشهور شافعی‌، چون‌ فرکاح‌ و شمس‌الدین‌ اصفهانی‌، درس‌ فقه‌ و اصول‌، و نزد شرف‌الدین‌ احمدبن‌ ابراهیم‌ فزاری‌ نحو آموخت‌. او از 180 عالم‌ اجازه‌ گرفت‌. مدتی‌ کاتب‌ دیوان‌ انشا بود و به‌ فراگیری‌ خوشنویسی‌ پرداخت‌. نجم‌الدین‌ در مدرسه‌های‌ عادلیّه‌، امینیّه‌ و غزّالیّه‌ تدریس‌ می‌کرد. در 695، در سمت‌ قاضی‌ عسکری‌، در مذاکرات‌ سیاسی‌ با قازان‌ محمودخان‌، فاتح‌ دمشق‌، شرکت‌ کرد (699). سپس‌، به‌ سمت‌ قاضی‌القضاتی‌ دمشق‌ گمارده‌ شد (702). نجم‌الدین‌، به‌ درخواست‌ منسوبانش‌، شیخ‌الشیوخ‌ خانقاه‌ سُمَیْساطیّه‌ نیز شد (716). او در جنبشی‌ بر ضد ابن‌تیمیّه‌ شرکت‌ داشت‌ و در اعتراض‌ به‌ توجه‌ حکومت‌ به‌ آن‌ عالم‌ تصمیم‌ بر استعفا گرفت‌، لیکن‌ استعفایش‌ پذیرفته‌ نشد. نجم‌الدین‌ به‌ شعر نیز علاقه‌ داشت‌، و شعرایی‌، چه‌ در دورة‌ حیات‌ چه‌ پس‌ از مرگش‌، در آثار خود، او را مدح‌ کرده‌اند. او در 16 ربیع‌الاول‌ 723 در دمشق‌ وفات‌ کرد (ذهبی‌، 1405، ج‌ 4، ص‌ 40، 51، 66ـ67؛ ابن‌شاکر کتبی‌، ج‌ 1، ص‌ 125ـ127؛ یافعی‌، ج‌ 4، ص‌ 270؛ سُبکی‌، ج‌ 9، ص‌ 20ـ22؛ ابن‌کثیر، ج‌ 14، ص‌ 106ـ 107؛ ابن‌قاضی‌ شُهبه‌، ج‌ 2، ص‌ 249ـ251؛ ابن‌حجر عسقلانی‌، ج‌ 1، ص‌ 263ـ264؛ ابن‌تغری‌بردی‌، 1956، ج‌ 9، ص‌ 258؛ همو، 1984ـ 1985، ج‌ 2، ص‌ 97ـ99، 384؛ نُعَیمی‌ دمشقی‌، ج‌ 1، ص‌ 132ـ133؛ ابن‌عماد، ج‌ 6، ص‌ 59؛ شوکانی‌، ج‌ 1، ص‌ 106ـ107؛ زرکلی‌، ج‌ 1، ص‌ 214).13) محمدبن‌ محمدبن‌ محمدبن‌ نجم‌الدین‌ احمد. در منابع‌، اطلاعاتی‌ راجع‌ به‌ او یافت‌ نمی‌شود. شهرت‌ وی‌ برای‌ اثری‌ به‌ نام‌ الدّرة‌ المُضیئة‌ فی‌ الظاهریة‌ دربارة‌ تاریخ‌ دمشق‌ در سالهای‌ 786ـ799 است‌ (نسخة‌ خطی‌ کتابخانة‌ بودلیان‌، ش‌ 112). به‌ عقیدة‌ برینر ، که‌ الدرة‌المضیئة‌ را به‌ انگلیسی‌ برگردانده‌ و به‌ همراه‌ متن‌ اصلی‌ به‌ چاپ‌ رسانده‌ است‌ (برکلی‌ 1963) احتمال‌ این‌ که‌ او نوة‌ نجم‌الدین‌ ابوالعباس‌ بوده‌ باشد بیشتر است‌. برینر تاریخ‌ درگذشت‌ او را 800 یا 801 حدس‌ زده‌ است‌؛ و از حواشی‌ موجود در الدرة‌المضیئة‌ معلوم‌ می‌شود که‌ مؤلف‌ آن‌ دارای‌ اثری‌ به‌ نام‌ دُرَر الافکار فی‌ غرایب‌ الاخبار نیز بوده‌ است‌، که‌ در حال‌ حاضر موجود نیست‌ (ابن‌صصری‌، ج‌ 1، مقدمة‌ برینر، ج‌ 1، ص‌ XXVI-VII ؛ ابن‌حجر عسقلانی‌، ج‌ 1، ص‌ 261ـ 262؛ برینر، ج‌ 7، بخش‌ 2، ص‌ 190، 193ـ194).منابع‌: ابن‌تغری‌بردی‌، المنهل‌ الصافی‌ و المستوفی‌ بعد الوافی‌ ، چاپ‌ محمد محمدامین‌ و سعید عبدالفتاح‌ عاشور، قاهره‌ 1984ـ 1985؛ همو، النجوم‌ الزاهرة‌ فی‌ ملوک‌ مصر و القاهرة‌ ، قاهره‌ 1956؛ ابن‌حجر عسقلانی‌، الدرر الکامنة‌ فی‌ اعیان‌ المائة‌ الثامنة‌ ، حیدرآباد دکن‌ 1348ـ1350/ 1929ـ1931؛ ابن‌دبیثی‌، ذیل‌ تاریخ‌ بغداد ، بیروت‌ 1405/ 1985؛ ابن‌شاکر کتبی‌، فوات‌ الوفیات‌ و الذیل‌ علیها ، چاپ‌ احسان‌ عباس‌، بیروت‌ 1973ـ1974؛ ابن‌عبدالهادی‌ مقدسی‌، طبقات‌ العلماء الحدیث‌ ، چاپ‌ اکرم‌ بوشی‌ و ابراهیم‌ زیبق‌، بیروت‌ 1409/ 1989؛ ابن‌عساکر، تاریخ‌ مدینة‌ دمشق‌ ، عمان‌ ] بی‌تا. [ ؛ ابن‌عماد، شذرات‌ الذّهب‌ فی‌ اخبار من‌ ذهب‌ ، قاهره‌ 1350ـ1351؛ ابن‌قاضی‌ شهبه‌، طبقات‌ الشافعیه‌ ، چاپ‌ عبدالحلیم‌خان‌، بیروت‌ 1407/1987؛ ابن‌قلانسی‌، تاریخ‌ دمشق‌ ، چاپ‌ سهیل‌ زکار، دمشق‌ 1403/1983؛ ابن‌کثیر، البدایة‌ و النهایة‌ ، قاهره‌ 1351ـ 1358/ 1932ـ1939؛ اسماعیل‌بن‌ علی‌ ابوالفداء، تاریخ‌ ابوالفداء ، استانبول‌ 1286؛ عبدالرحیم‌بن‌ حسن‌ اسنوی‌، طبقات‌ الشافعیه‌ ، چاپ‌ عبدالله‌ جبوری‌، ریاض‌ 1400/ 1980؛ اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌ ، ج‌ 1، در حاجی‌خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ ، ج‌ 3، بیروت‌ 1410/1990؛ همو، هدیة‌ العارفین‌ ، ج‌ 1، در حاجی‌خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ ، ج‌ 5، بیروت‌ 1410/ 1990؛ محمدبن‌ علی‌ حسینی‌، ذیل‌ تذکرة‌ الحفاظ‌ ، حیدرآباد 1376/1956؛ محمدبن‌ احمد ذهبی‌، تاریخ‌ الاسلام‌ و وفیات‌ المشاهیر و الاعلام‌ ، چاپ‌ بشار عواد معروف‌، حوادث‌ و وفیات‌ 621ـ630، 631ـ640، بغداد 1397/1977؛ همو، تذکرة‌ الحفاظ‌ ، حیدرآباد دکن‌ 1375ـ1377/ 1955ـ 1958؛ همو، سیر اعلام‌ النبلاء ، ج‌ 21، 22، 23، چاپ‌ بشار عواد معروف‌ و محیی‌ هلال‌ سرحان‌، بیروت‌ 1406/1986؛ همو، العبر فی‌ خبر من‌ غبر ، چاپ‌ ابوحاجر محمد سعید، بیروت‌ 1405/1985؛ خیرالدین‌ زرکلی‌، الاعلام‌ ، قاهره‌ 1373ـ1378/1954ـ1959؛ عبدالوهاب‌بن‌ علی‌ سبکی‌، طبقات‌ الشافعیة‌ الکبری‌ ؛ عبدالرحمان‌بن‌ ابی‌بکر سیوطی‌، طبقات‌ الحفاظ‌ ، چاپ‌ علی‌محمد عمر، قاهره‌ 1393/1973؛ محمدبن‌ علی‌ شوکانی‌، البدر الطالع‌ ، قاهره‌ 1348؛ خلیل‌بن‌ ایبک‌ صفدی‌، کتاب‌ الوافی‌ بالوفیات‌ ، چاپ‌ احسان‌ عباس‌ و شکری‌ فیصل‌، ویسبادن‌ 1981ـ1982؛ محمدبن‌ جعفر کتانی‌، الرسالة‌ المستطرفة‌ ، چاپ‌ محمد منتصر، دمشق‌ 1383/ 1964؛ عمررضا کحاله‌، اعلام‌ النساء ، بیروت‌ 1404/1984؛ احمدبن‌ علی‌ مقریزی‌، کتاب‌ السلوک‌ لمعرفة‌ دول‌ الملوک‌ ، چاپ‌ محمد مصطفی‌ زیاده‌، قاهره‌ 1939ـ 1958؛ صلاح‌الدین‌ منجد، معجم‌ المورخین‌ الدمشقیین‌ ، بیروت‌ 1398/1978؛ عبدالعظیم‌بن‌ عبدالقوی‌ منذری‌، التکملة‌ لوفیات‌ النقلة‌ ، چاپ‌ بشار عواد معروف‌، بیروت‌ 1401/ 1981؛ عبدالقادربن‌محمد نعیمی‌ دمشقی‌، الدارس‌ فی‌ تاریخ‌ المدارس‌ ، چاپ‌ جعفر حسینی‌، قاهره‌ 1988؛ عبدالله‌بن‌ اسعد یافعی‌، مرآة‌ الجنان‌ ، حیدرآباد 1334ـ1339؛W. M. Brinner, "The Banu ¦ Sasra ¦ : a study in the transmission of a scholarly tradition", Arabica , VII/2 (1960); Ibn Sasra ¦ , A chronicle of Damascus 1389-1397 , tr. William M. Brinner, Berkeley 1963.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

چنگیز کالِّک ، تلخیص از ( د. ا. د. ترک )

حوزه موضوعی

قرآن و حدیث

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده