بنوساسان
معرف
عنوانی‌ عام‌ در متون‌ ادبی‌ سده‌های‌ میانی‌ اسلام‌ برای‌ گدایان‌، افراد بی‌سروپا، شیادان‌ و حقه‌بازانی‌ از همه‌ نوع‌ با چهره‌های‌ معلول‌ و از ریخت‌ افتاده‌ بر اثر بیماری‌، یا با اندامهای‌ قطع‌ شده‌
متن
بَنوساسان‌ ، عنوانی‌ عام‌ در متون‌ ادبی‌ سده‌های‌ میانی‌ اسلام‌ برای‌ گدایان‌، افراد بی‌سروپا، شیادان‌ و حقه‌بازانی‌ از همه‌ نوع‌ با چهره‌های‌ معلول‌ و از ریخت‌ افتاده‌ بر اثر بیماری‌، یا با اندامهای‌ قطع‌ شده‌. علت‌ این‌ نامگذاری‌ ظاهراً اشتقاق‌ آن‌ از شخصی‌ افسانه‌ای‌ به‌ نام‌ شیخ‌ ساسان‌ بوده‌ است‌. بنابر داستانی‌ در اغلب‌ منابعِ پس‌ از ابن‌مقفع‌، ساسان‌ پسر حکمران‌ باستانی‌ ایران‌، بهمنِ اسفندیار، بوده‌ است‌، اما از آنجا که‌ از حق‌ جانشینی‌ محروم‌ می‌شود، زندگی‌ خانه‌به‌ دوشی‌ پیش‌ می‌گیرد و ولگردانی‌ را دور خود جمع‌ می‌کند که‌ آنان‌ را «پسران‌ ساسان‌» می‌نامند. براساس‌ منبع‌ دیگری‌، همة‌ ایرانیان‌ در قرن‌ اول‌ به‌ گدایی‌ و آوارگی‌ افتادند، و با این‌ ادعا که‌ بازماندگان‌ دربار ساقط‌ شدة‌ ساسانی‌اند، جلب‌ ترحم‌ می‌کردند. بدین‌ترتیب‌، از لحاظ‌ روانشناسی‌، ممکن‌ بوده‌ است‌ که‌ نام‌ یک‌ سلسلة‌ ساقط‌ شده‌ به‌ طنز یا طعنه‌، به‌ چنین‌ گروهی‌ اطلاق‌ شده‌ باشد. در زمینة‌ لغت‌شناسی‌ این‌ عبارت‌، در سنسکریت‌ و فارسی‌ کار بیشتری‌ انجام‌ شده‌ است‌ (بازورث‌، 1976، ج‌ 1، ص‌ 22ـ24).بنابر متون‌ ادب‌ عربی‌، نظیر آثار جاحظ‌، المحاسن‌ و المساوی‌ ِ ابراهیم‌بن‌ محمد بیهقی‌، محاضرات‌ الادباءِ راغب‌ اصفهانی‌، مقاماتِ بدیع‌الزمان‌ همدانی‌ و حریری‌ و خیال‌ الظلّ ابن‌دانیال‌، «بنوساسان‌» (به‌ صورت‌ افراد یا گروه‌) در سراسر سرزمینهای‌ اسلامی‌ تا مرزهای‌ هند پراکنده‌ بوده‌اند. رهبر گدایان‌، خالدبن‌ یزید، در کتاب‌ البُخلاء ِ جاحظ‌، چنین‌ لاف‌ می‌زند که‌ او در طول‌ زندگی‌ خود، دسته‌های‌ دزدان‌ و درماندگان‌ یاغی‌ و راهزنان‌ کوهستانها (جبال‌)، دسته‌های‌ منطقة‌ رود بَطّ در خوزستان‌، کوفچیْهای‌ (رجوع کنید به کوفچ‌ * ) کرمان‌ و بلوچستان‌ و دزدان‌ دریایی‌ منطقة‌ قیقان‌ در ساحل‌ مکران‌ را رهبری‌ کرده‌ است‌. تقریباً در همة‌ نوشته‌های‌ راجع‌ به‌ بنوساسان‌، کردها به‌ عنوان‌ ملتی‌ مرکب‌ از متجاوزان‌ و راهزنان‌ جای‌ شاخص‌ و متمایزی‌ دارند. خالدبن‌ یزید، هنگامی‌ که‌ رهبران‌ گدایان‌ را برمی‌شمارد، در میان‌ نامهای‌ گوناگون‌ ایرانی‌ نظیر بنجویه‌ ، حمویه‌ ، سَهْرام‌، سعدویه‌ ، مردویه‌ و جز آن‌، از جعفر کُردی‌ یاد می‌کند.از یک‌ شعر ابودلف‌ (رجوع کنید به سطور بعد) چنین‌ برمی‌آید که‌ کابلیها (یا شاید در این‌ مضمون‌ هندیها به‌ طور اعم‌) بویژه‌ در تردستی‌ و شعبده‌بازی‌ شهرت‌ داشته‌اند (جاحظ‌، ص‌ 46، 50؛ بازورث‌، 1976، ج‌ 1، ص‌ 34 به‌ بعد، 93ـ94، 171).با توجه‌ به‌ ترکیب‌ نژادی‌ این‌ گدایان‌، بی‌گمان‌، از همة‌ اقوام‌ خاورمیانه‌ در صفوف‌ آنها پیدا می‌شده‌ است‌، اما از جنبة‌ اجتماعی‌، به‌ سبب‌ نبود اسناد معتبر، تنها می‌توان‌ حدس‌ زد که‌ بخش‌ بزرگی‌ از آنان‌ احتمالاً وصله‌های‌ ناجور و از پایینترین‌ لایه‌های‌ جامعه‌ بوده‌اند. روشن‌ است‌ که‌ میان‌ این‌ گروهها و گروههایی‌ نظیر عیاران‌ (عیار * / عیاران‌) ایران‌ قدیم‌، که‌ به‌ نظر می‌رسد اساساً افراد فرصت‌طلب‌ شهری‌ و روستایی‌ و در بسیاری‌ موارد گروههای‌ شبه‌نظامی‌ بوده‌اند، و نیز شُطّار یا آشوبگران‌ شهری‌ و گروههایی‌ در زمرة‌ لوطیان‌ شهری‌ در جامعة‌ جدید ایران‌، باید تفاوت‌ گذاشت‌.در متون‌ ادب‌ عربی‌ در سده‌های‌ میانی‌ اسلام‌، اسامی‌ رؤسای‌ گدایان‌ و گروههای‌ آنها آمده‌ است‌. بعلاوه‌، متن‌ دو شعر بلند به‌ زبان‌ رمزی‌ و اصطلاحات‌ بنوساسان‌ موجود است‌: قصیدة‌ ساسانیة‌ سیاح‌ و ادیب‌ قرن‌ چهارم‌، ابودُلَف‌ خزرَجی‌؛ و قصیدة‌ شاعر عراقی‌، صفی‌الدین‌ حلّی‌ (قرن‌ هشتم‌). شعر نخست‌ برای‌ وزیر بزرگ‌ آل‌بویه‌، صاحب‌بن‌ عَبّاد (ثعالبی‌، ج‌ 3، ص‌ 356ـ357؛ قس‌ بازورث‌، ج‌ 1، ص‌ 76 به‌ بعد) سروده‌ شده‌ است‌. این‌ زبان‌ رمزی‌، که‌ مناکات‌ یا مناغات‌ بنوساسان‌ نامیده‌ شده‌، در عین‌ حال‌ که‌ مبنای‌ عربی‌ دارد، حاوی‌ واژه‌های‌ بسیاری‌ از جمله‌ به‌ فارسی‌ است‌؛ مثلاً در قصیدة‌ ابودلف‌ به‌ کلمه‌هایی‌ از قبیل‌ « بُشتَ داریون‌ » («باربر») از واژة‌ فارسی‌ پُشت‌داری‌ («کسی‌ که‌ چیزی‌ را بر پشت‌ خود حمل‌ می‌کند»؛ بیت‌ 90؛ بازورث‌، 1976، ج‌ 2، ص‌ 259) یا خوشبویی‌ (بیت‌ 115؛ همان‌، ج‌ 2، ص‌ 268ـ269) برمی‌خوریم‌. در شعر صفی‌الدین‌ (در مدح‌ یکی‌ از حکمرانان‌ ترکمن‌ اَرتُقی‌ دیار بکر که‌ در دربارش‌ نفوذ فرهنگ‌ فارسی‌ نیرومند بوده‌) عناصر فارسی‌ بیشتری‌ دیده‌ می‌شود، نظیر بُشتَداری‌ (در اینجا «غلام‌ بچه‌»)؛ و نیز در بُشْتَکانی‌ خُردَه‌ (دستفروش‌ اجناس‌ خرده‌ریز، ابیات‌ 7، 46؛ همان‌، ج‌ 2، ص‌ 305، 332)؛ هنگام‌ (مجمع‌، حلقه‌)؛ مصدر هَنْکَمه‌ (گرد آمدن‌)، از واژة‌ فارسی‌ هَنگام‌ (مجمع‌، ازدحام‌ تجار، بازیکنان‌ و غیره‌ رجوع کنید به سر و صدا، هیاهو)؛ جَرَّخه‌ (رقصیدن‌، شاید از واژة‌ فارسی‌ چرخ‌؛ بیت‌ 54؛ همان‌، ج‌ 2، ص‌ 336)؛ خَنْدَجه‌ (خندیدن‌)، از واژة‌ فارسی‌ «خندگی‌» («خنده‌»؛ بیت‌ 55؛ همان‌، ج‌ 2، ص‌ 337).مؤلف‌ سوری‌، عبدالرحیم‌ الجابری‌ (قرن‌ هفتم‌) در المختار من‌ کشف‌ الاسرار به‌ عامة‌ مردم‌ بر ضدّ شیادی‌ در همة‌ اشکالش‌ هشدار می‌دهد و دسته‌های‌ مختلف‌ بنوساسان‌ را بدین‌ شرح‌ برمی‌شمارد: شیادان‌، درویشها، کولیها (زُطّ)، آنهایی‌ که‌ معلولیتها و آثار بیماریهای‌ معلول‌کننده‌ را به‌ نمایش‌ می‌گذارند، کسانی‌ که‌ به‌ حیوانات‌ و پرندگان‌ کارهای‌ نمایشی‌ یاد می‌دهند و بالاخره‌ راویان‌ عامه‌پسند داستانهای‌ آموزنده‌ و قصه‌خوانان‌ که‌ بالاترین‌ دسته‌ میان‌ ساسانیها محسوب‌ می‌شوند.سرانجام‌ باید به‌ رد بنوساسان‌ و زبان‌ رمزی‌ خاص‌ آنها در حاشیه‌های‌ دوردست‌ شرق‌ ایران‌ توجه‌ کرد که‌ در کتابی‌ به‌ نام‌ کتاب‌ ساسیانِ با کمال‌ (کتاب‌ ماهرترین‌ گدایان‌) از نویسنده‌ای‌ ناشناخته‌ منعکس‌ است‌. این‌ کتاب‌ که‌ احتمالاً تاریخ‌ آن‌ به‌ قرن‌ هشتم‌ می‌رسد و در تاشکند نگهداری‌ می‌شده‌، حاوی‌ واژگانی‌ با معادلهای‌ فارسی‌ است‌. ساسی‌ به‌ جای‌ ساسانی‌ در متون‌ فارسی‌ نادر نیست‌ (رجوع کنید به دهخدا، ذیل‌ واژه‌). تروتسکایا این‌ مطلب‌ را به‌ طور کامل‌ در مقاله‌اش‌ (ص‌ 251ـ274) بررسی‌ کرده‌ و تداوم‌ استفاده‌ از چندین‌ واژه‌ و اصطلاح‌ از این‌ دست‌ را (که‌ برخی‌ را می‌توان‌ به‌ عصر ابودلف‌ رساند) تا قرن‌ چهاردهم‌ میان‌ صنوف‌ (مِهْتَرلیک‌) هنرمندان‌ و نوازندگان‌ ازبکستان‌ یادآور شده‌ است‌ (قس‌ بازورث‌، 1976، ج‌ 1، ص‌ 171ـ176).منابع‌: عبدالملک‌بن‌ محمد ثعالبی‌، یتیمة‌الدهر ، چاپ‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌ 1375ـ1377/ 1956ـ 1958؛ عمروبن‌ بحر جاحظ‌، البخلاء ، چاپ‌ طه‌ حاجری‌، قاهره‌ 1958؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌ ، زیر نظر محمد معین‌، تهران‌ 1325ـ1359 ش‌؛Clifford Edmuand Bosworth, "Jewish elements in the Banu ¦ Sa ¦ sa ¦ n", Bibliotheca orientalis , 33/5-6 (Sept.-Nov. 1976), 289-294; idem, The mediaeval Islamic underworld: the Banu ¦ Sa ¦ sa ¦ n in Arabic society and literature , Leiden 1976; A. L. Troitskaya, "Abdoltili. Argo tsekha artistov imuzikantov Sredne § â Azii", Sovetskoe vostokovedenie , 5 (1948).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

بازورث ( ایرانیکا ) ؛ با اضافاتی از ( د. اسلام )

حوزه موضوعی

تاریخ اجتماعی

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده