بنگلادش
معرف
جمهوری‌ مردمی‌، واقع‌ در جنوب‌ آسیا
متن
بنگلادش‌ ، جمهوری‌ مردمی‌، واقع‌ در جنوب‌ آسیا. از جنوب‌ شرق‌ با میانمار، از جنوب‌ با خلیج‌ بنگال‌ و از شمال‌، غرب‌ و شرق‌ با هند هم‌مرز و مساحت‌ آن‌ 998 ، 143 کیلومتر مربع‌ است‌. جمعیت‌ بنگلادش‌ در 1375 ش‌/ 1996 حدود 123 میلیون‌ تن‌ بوده‌ که‌ با تراکم‌ جمعیتی‌ در حدود 834 تن‌ در هر کیلومتر مربع‌، پس‌ از سنگاپور دارای‌ بالاترین‌ تراکم‌ جمعیت‌ در دنیاست‌. رشد بالای‌ جمعیت‌ از معضلات‌ بزرگ‌ کشور به‌ شمار می‌رود که‌ دولت‌ برای‌ حل‌ آن‌ سیاست‌ کنترل‌ موالید را به‌ طور گسترده‌ به‌ اجرا درآورده‌ است‌. پایتخت‌ بنگلادش‌، شهر داکا و بندر چتاگانگ‌ از شهرهای‌ مهم‌ آن‌ است‌ ( > دایرة‌المعارف‌ جهان‌ سوم‌ < ؛ > دایرة‌المعارف‌ ورلدبوک‌ < ؛ بریتانیکا ، ذیل‌ مادّه‌؛ اسعدی‌، ج‌ 2، ص‌ 10).بنگلادش‌ به‌ دو منطقة‌ طبیعی‌ تقسیم‌ می‌شود: جلگة‌ آبرفتی‌ وسیعی‌ که‌ 90% کشور را تشکیل‌ می‌دهد و دوسوم‌ بخش‌ شرقی‌ جلگة‌ دلتایی‌ براهماپوترا ـ گنگ‌، بزرگترین‌ دلتای‌ جهان‌، است‌ و از خلیج‌ بنگال‌ به‌ طرف‌ شمال‌ امتداد می‌یابد؛ منطقة‌ تپه‌های‌ چتاگانگ‌ که‌ در گوشة‌ جنوب‌ شرقی‌ کشور قرار دارد و حدود یک‌ششم‌ سرزمین‌ را در برمی‌گیرد ( > دایرة‌المعارف‌ جهان‌ سوم‌ < ؛ بریتانیکا ، همانجاها).رودهای‌ گنگ‌، براهماپوترا(جمونا)، میگهنا و پدما مهمترین‌ رودهای‌ بنگلادش‌اند. رود گنگ‌ و رودهایی‌ که‌ به‌ آن‌ می‌ریزد، ناحیة‌ وسیعی‌ از جنوب‌ غربی‌ بنگلادش‌ را در برمی‌گیرد. سرچشمة‌ هیچ‌یک‌ از رودهای‌ بنگلادش‌ در داخل‌ این‌ سرزمین‌ قرار ندارد، ازینرو بنگلادش‌ بر جریان‌ رودهایی‌ که‌ سرزمین‌ آن‌ را آبیاری‌ می‌کند نظارت‌ کامل‌ ندارد؛ برای‌ مثال‌، ساخت‌ سدی‌ بر بالای‌ رود گنگ‌ در ایالت‌ بنگال‌ غربی‌ هند، موجب‌ تغییر مسیر مقادیر قابل‌ ملاحظه‌ای‌ آب‌ به‌ نفع‌ این‌ ایالت‌ شده‌ است‌. رودخانه‌های‌ پرشمار، مهمترین‌ چشم‌انداز طبیعی‌ بنگلادش‌ است‌ و به‌ طور چشمگیری‌ بر سبک‌ زندگی‌ مردم‌ آنجا تأثیر گذاشته‌ است‌. این‌ رودها اراضی‌ وسیعی‌ را آبیاری‌ کرده‌ و نوعی‌ سامانة‌ ترابری‌ مناسب‌ و ارزان‌ به‌ وجود آورده‌اند. ته‌نشینی‌ رسوبات‌ آبرفتی‌ این‌ رودها باعث‌ غنای‌ خاک‌ کشاورزی‌ می‌شود و ذخایر بزرگ‌ ماهی‌ آنها، منبع‌ غذایی‌ مهمی‌ برای‌ ساکنان‌ این‌ کشور است‌. با اینهمه‌، به‌ سبب‌ تغییرات‌ پیوسته‌ و بعضاً سریع‌ در مسیر این‌ رودها و طغیان‌ آنها، خسارت‌ زیادی‌ متوجه‌ بنگلادش‌ می‌شود ( > دایرة‌المعارف‌جهان‌ سوم‌ < ؛ > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ؛ بریتانیکا ، همانجاها؛ فرزین‌نیا، ص‌ 7ـ 8).بنگلادش‌ آب‌ و هوایی‌ نیمه‌استوایی‌ (نیمه‌ گرمسیری‌) دارد که‌ با بادهای‌ موسمی‌ بارانزا تعدیل‌ می‌شود. سه‌ فصل‌ اصلی‌ عبارت‌اند از: فصل‌ گرم‌ (از اسفند تا خرداد)؛ فصل‌ نسبتاً خنک‌، اما موسمی‌، مرطوب‌ و گرم‌ (از خرداد تا شهریور)؛ فصل‌ خشک‌ و خنک‌ (از مهر تا بهمن‌). متوسط‌ دما از ْ7 در دی‌ تا ْ32 در اردیبهشت‌ تغییر می‌کند. دما گاهی‌ به‌ ْ40 می‌رسد. قریب‌ 80% باران‌ سالانه‌ از خرداد تا شهریور می‌بارد. در این‌ زمان‌، بادهای‌ موسمی‌ بارانزا از جنوب‌ به‌ جنوب‌غربی‌ می‌وزد. میانگین‌ باران‌ سالانه‌ در غرب‌ بین‌ 270 ، 1تا 520 ، 1 میلیمتر، و در مناطق‌ دیگر کشور حدود 540 ، 2 میلیمتر است‌. منطقة‌ سلهت‌ در شمال‌ شرقی‌ بیشترین‌ میزان‌ بارندگی‌ در دنیا را از آن‌ خود ساخته‌ است‌. طوفانهای‌ مهیب‌ گردباد، تندر و تورنادو، گاه‌ کشور را در هم‌ می‌نوردد ( > دایرة‌المعارف‌ جهان‌ سوم‌ < ، همانجا).اقتصاد بنگلادش‌ توسعه‌نیافته‌ و کاملاً به‌ کشاورزی‌ وابسته‌ است‌. سوءتغذیه‌، فقر منابع‌ طبیعی‌ و جمعیت‌ رو به‌ افزایش‌، مشکلات‌ اقتصادی‌ فراوانی‌ برای‌ مردم‌ این‌ کشور فراهم‌ آورده‌ است‌. آشوبهای‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ بشدت‌ بر سرمایه‌گذاری‌ خارجی‌ اثر منفی‌ گذاشته‌ است‌. با اینهمه‌، تولید مواد غذایی‌ در سالهای‌ اخیر بهبود یافته‌ است‌. برنج‌، چای‌، کنف‌ خام‌، دانه‌های‌ روغنی‌ و نیشکر از محصولات‌ کشاورزی‌ عمدة‌ این‌ کشور است‌. بنگلادش‌ شمار ناچیزی‌ کارخانة‌ بزرگ‌ دارد که‌ بیشتر آنها به‌ تولیدات‌ کشاورزی‌ می‌پردازند. صادرات‌ بنگلادش‌، منسوجات‌، محصولات‌ کنفی‌، چرم‌، محصولات‌ شیمیایی‌، چای‌ و لباس‌ و واردات‌ عمدة‌ آن‌ پنبة‌ خام‌، نفت‌خام‌ و سیمان‌ است‌. طرف‌ اصلی‌ واردات‌، هند و بازار اصلی‌ صادرات‌، اروپای‌ غربی‌ است‌. دانشگاه‌ داکا که‌ بزرگترین‌ دانشگاه‌ کشور است‌، دانشگاه‌ اسلامی‌ جهانگیرنگر و دانشگاه‌ فنی‌ و مهندسی‌ در داکا قرار دارد ( > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1998 < ، ذیل‌ مادّه‌؛ > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ، همانجا؛ > سالنامة‌ آسیا1997 < ، ص‌ 88).بیشتر مردم‌ بنگلادش‌ از قوم‌ بنگال‌اند. اقوام‌ دیگر مانند چاکما ها، مارما ها، تیپرا ها و مرو ها نیز درصد کوچکی‌ از جمعیت‌ را تشکیل‌ می‌دهند ( > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ، همانجا). 3ر88% (1996) جمعیت‌ بنگلادش‌ مسلمان‌اند (برای‌ آگاهی‌ از سابقة‌ اسلام‌ در بنگلادش‌ رجوع کنید به بنگال‌ * ). هندوها با 5ر10% جمعیت‌، بزرگترین‌ اقلیت‌ دینی‌ کشور را تشکیل‌ می‌دهند که‌ شمار آنان‌ از 1326 ش‌/1947 به‌طور مستمر روبه‌ کاهش‌ بوده‌ است‌. اقلیتهای‌ مذهبی‌ کوچکتر عبارت‌اند از: بوداییها (6ر0%)؛ مسیحیان‌ (3ر0%) و زردشتیها یا پارسیان‌ و جاندارپندار ها (3ر0%) ( > دایرة‌المعارف‌ جهان‌ سوم‌ < ؛ بریتانیکا ، همانجاها).زبان‌ رسمی‌ بنگلادش‌، بنگالی‌ * یا بنگلا (بنگاله‌) است‌. تقریباً همه‌ مردم‌ به‌ زبان‌ بنگالی‌ گفتگو می‌کنند و تنها چند صدهزار مسلمان‌ که‌ به‌ دنبال‌ تقسیم‌ شبه‌ قارّة‌ هند، از ایالت‌ بهار (بیهار) هند به‌ بنگلادش‌ مهاجرت‌ کرده‌اند به‌ زبان‌ اردو سخن‌ می‌گویند. زبان‌ اقوام‌ نواحی‌ تپه‌ای‌ شرق‌ و شمال‌ کشور نیز عمدتاً از خانوادة‌ زبانهای‌ تبتی‌ ـ برمه‌ای‌ است‌ (اسعدی‌، ج‌ 2، ص‌ 14؛ > دایرة‌المعارف‌ جهان‌ سوم‌ < ؛ همانجا؛ امریکانا ، ذیل‌ مادّه‌).تاریخ‌ بنگلادش‌ . پس‌ از تقسیم‌ شبه‌قارة‌ هند در 1326ش‌/ 1947 و تشکیل‌ کشور پاکستان‌، ناحیة‌ بنگال‌ به‌ دو بخش‌ تقسیم‌ شد: بنگال‌ غربی‌ که‌ به‌ عنوان‌ ایالت‌ جزو هند شد؛ و بنگال‌ شرقی‌ که‌ به‌ نام‌ پاکستان‌ شرقی‌، یکی‌ از پنج‌ ایالت‌ پاکستان‌ بود ( > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ، همانجا؛ امجدعلی‌، ص‌ 123ـ 124؛ برای‌ تاریخ‌ ناحیة‌ بنگال‌ پیش‌ از تقسیم‌ شبه‌قاره‌ رجوع کنید به بنگال‌). خاک‌ هند، میان‌ پاکستان‌ شرقی‌ و چهار ایالت‌ دیگر پاکستان‌ فاصله‌ می‌انداخت‌. مردم‌ پاکستان‌ شرقی‌ بجز دین‌ مشترک‌ (اسلام‌) در سایر زمینه‌ها، بویژه‌ زبان‌، با مردم‌ بخش‌ غربی‌ پاکستان‌ تفاوت‌ داشتند و با وجود آنکه‌ بیش‌ از نیمی‌ از جمعیت‌ پاکستان‌ در بخش‌ شرقی‌ زندگی‌ می‌کردند تنهایک‌چهارم‌ بودجه‌ صرف‌ آنها می‌شد و درآمد سرانة‌ آنها کمتر از سه‌پنجم‌ بخش‌ غربی‌ بود. تمرکز حکومت‌، اقتصاد و نیروی‌ نظامی‌ در بخش‌ غربی‌، تبعیض‌ میان‌ این‌ دو بخش‌ را حادتر می‌کرد. در 1331 ش‌/ 1952، با اعلام‌ زبان‌ اردو به‌ عنوان‌ زبان‌ رسمی‌ کشور، ناخرسندی‌ مردم‌ پاکستان‌ شرقی‌ افزایش‌ یافت‌. در 1334 ش‌/1955 ساختار سیاسی‌ پاکستان‌ به‌ شکل‌ دو بخش‌ شرقی‌ و غربی‌ با تعداد برابر نمایندگان‌ در مجلس‌ قانونگذاری‌ مرکزی‌، دوباره‌ سازماندهی‌ شد. با وجود این‌، اعتراضات‌ بویژه‌ بر سر سهم‌ ناعادلانة‌ بودجة‌ عمرانی‌ و حوزه‌های‌ اداری‌ و نظامی‌ ادامه‌ یافت‌. حزب‌ عوامی‌ لیگ‌، حزب‌ برجستة‌ پاکستان‌ شرقی‌، به‌ رهبری‌ شیخ‌ مجیب‌الرحمان‌ درخواست‌ خودمختاری‌ بخش‌ شرقی‌ را مطرح‌ کرد. در انتخابات‌ عمومی‌ 1349 ش‌/1970، این‌ حزب‌ اکثریت‌ کرسیهای‌ مجمع‌ ملی‌ پاکستان‌ را کسب‌ و شیخ‌ مجیب‌ را به‌ نخست‌وزیری‌ انتخاب‌ کرد؛ اما ژنرال‌ یحیی‌خان‌، رئیس‌جمهور پاکستان‌، نخست‌وزیری‌ مجیب‌ را نپذیرفت‌ و نخستین‌ نشست‌ مجمع‌ را به‌ تعویق‌ انداخت‌. به‌ دنبال‌ آن‌ اعتراضات‌ خشونت‌آمیزی‌ در 1349 ش‌/1971 درگرفت‌. عوامی‌لیگ‌ تصمیم‌ گرفت‌ در ایالت‌ پاکستان‌ شرقی‌ به‌طور یکجانبه‌ اعلام‌ استقلال‌ کند و در 6 فروردین‌ 1350/26 مارس‌ 1971، مجیب‌ استقلال‌ پاکستان‌ شرقی‌ را تحت‌ نام‌ بنگلادش‌ اعلام‌ کرد. بلافاصله‌ جنگ‌ داخلی‌ شروع‌ شد. یحیی‌خان‌، عوامی‌لیگ‌ را غیرقانونی‌ اعلام‌ و رهبران‌ آن‌ را بازداشت‌ کرد و ارتش‌ پاکستان‌ بر ایالت‌ بنگال‌ شرقی‌ تسلط‌ یافت‌. مقاومت‌ مردم‌ پاکستان‌ شرقی‌ با تشکیل‌ ارتش‌ آزادیبخش‌ بنگال‌ شرقی‌ ادامه‌ یافت‌. این‌ ارتش‌، حملة‌ وسیعی‌ را بر ضد ارتش‌ پاکستان‌ آغاز کرد. براثر این‌ جنگ‌ نزدیک‌ 5ر9 میلیون‌ نفر به‌ هند گریختند. در 13 آذر 1350/ 4 دسامبر 1971 هند به‌ پاکستان‌ اعلان‌ جنگ‌ داد و در حمایت‌ از ارتش‌ آزادیبخش‌ وارد کارزار شد. نیروهای‌ ائتلافی‌ در 25 آذر/ 16 دسامبر نیروهای‌ پاکستان‌ را به‌ محاصره‌ درآوردند و استقلال‌ بنگلادش‌ تحقق‌ یافت‌. در دی‌ 1350/ ژانویة‌ 1972 شیخ‌ مجیب‌ نخست‌وزیر بنگلادش‌ شد. براساس‌ قانون‌ اساسی‌ موقت‌، بنگلادش‌ کشوری‌ مستقل‌ با حکومت‌ سکولار و نظام‌ دموکراسی‌ پارلمانی‌ اعلام‌ شد. در 1353 ش‌/ 1974 این‌ کشور به‌ عضویت‌ سازمان‌ ملل‌ متحد درآمد. پس‌ از استقلال‌، بنگلادش‌ با معضلات‌ فراوانی‌ مانند میلیونها نفر بی‌خانمان‌، کمبود مراکز درمانی‌، بهداشتی‌، صنعتی‌، آموزشی‌، ترابری‌ و خطوط‌ ارتباط‌ جمعی‌ روبرو بود. در 1354 ش‌/ 1975، متمم‌ قانون‌ اساسی‌ که‌ اختیارات‌ اجرایی‌ کامل‌ به‌ رئیس‌جمهور می‌داد، تصویب‌ شد و مجیب‌الرحمان‌ نخستین‌ رئیس‌جمهور بنگلادش‌ شد. او همة‌ احزاب‌ مخالف‌ را ملغی‌ و نظام‌ تک‌حزبی‌ را اعلام‌ کرد. در 1354 ش‌/ 1975 شیخ‌مجیب‌ در کودتای‌ افسران‌ اسلامگرا کشته‌ شد. چند ماه‌ بعد یک‌ ضدکودتا و کودتا از سوی‌ نظامیان‌ سازمان‌ داده‌ شد و در نتیجه‌ فرماندهان‌ نظامی‌ زیرنظارت‌ یک‌ رئیس‌جمهور غیرسیاسی‌، ابوسادات‌ محمد سایم‌ (قاضی‌القضات‌ دیوان‌ عالی‌)، قدرت‌ را به‌ دست‌ گرفتند. در 1355 ش‌/ 1976 ژنرال‌ ضیاءالرحمان‌ مسئولیت‌ فرماندهی‌ و ریاست‌ حکومت‌ نظامی‌ را به‌ عهده‌ گرفت‌ و در 1356 ش‌/1977 به‌ ریاست‌جمهوری‌ رسید. او با اصلاح‌ قانون‌ اساسی‌، اسلام‌ را به‌ جای‌ سکولاریسم‌ مهمترین‌ اصل‌ قرار داد. در 1358 ش‌/ 1979 رهبران‌ نظامی‌ به‌ حکومت‌ نظامی‌ پایان‌ دادند و مردم‌ اعضای‌ پارلمان‌ جدید را برگزیدند. در این‌ انتخابات‌ حزب‌ ملی‌ بنگلادش‌، به‌ رهبری‌ ضیاءالرحمان‌، بیشتر کرسیهای‌ مجلس‌ را به‌ خود اختصاص‌ داد. در 1360 ش‌/1981، شورشیان‌ رئیس‌ جمهور را ترور کردند. پس‌ از آن‌، معاون‌ رئیس‌جمهور، عبدالستار به‌ ریاست‌جمهوری‌ رسید. در 1361 ش‌/ 1982 رهبران‌ نظامی‌ دوباره‌ کنترل‌ حکومت‌ را به‌ دست‌ گرفتند. ژنرال‌ محمدارشاد قانون‌ اساسی‌ را به‌ حالت‌ تعلیق‌ درآورد و حکومت‌ نظامی‌ برقرار کرد و فعالیتهای‌ سیاسی‌ را ممنوع‌ ساخت‌. او در 1362 ش‌/ 1983 خود را رئیس‌جمهور کشور خواند. در آذر 1369/ دسامبر1990 با افزایش‌ اعتراض‌ گروههای‌ مخالف‌، ارشاد از ریاست‌جمهوری‌ استعفا کرد. در اسفند 1369/فوریة‌ 1991 حزب‌ ملی‌ بنگلادش‌ کنترل‌ پارلمان‌ را به‌ دست‌ گرفت‌ و رهبر آن‌ بیگم‌خالده‌ ضیاء، بیوة‌ ضیاءالرحمان‌، نخست‌وزیر شد. در شهریور1370/ سپتامبر1991، با اصلاح‌ قانون‌ اساسی‌ بنگلادش‌، مسئولیت‌ قوة‌ مجریه‌ به‌ نخست‌وزیر داده‌ شد و بدین‌ترتیب‌ رئیس‌جمهور جنبة‌ تشریفاتی‌ پیدا کرد ( > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1998 < ؛ > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ، همانجاها؛ امجدعلی‌، ص‌ 124). در همان‌ سال‌، عبدالرحمان‌ بیسواس‌ از سوی‌ مجلس‌ به‌ ریاست‌جمهوری‌ انتخاب‌ شد. گروه‌ مخالف‌ (به‌ طور عمده‌ عوامی‌لیگ‌) با اقدامات‌ اقتصادی‌ دولت‌ خالده‌ ضیاء، از جمله‌ خصوصی‌سازی‌ اقتصادی‌، به‌ مخالفت‌ پرداختند. گروههای‌ اسلامگرا نیز نسبت‌ به‌ برخی‌ مواضع‌ دولت‌ انتقاد شدید داشتند که‌ گاه‌ به‌ تظاهرات‌ مردمی‌ می‌انجامید. اظهارنظرهای‌ ضد دینی‌ تسلیمه‌ نسرین‌ در مطبوعات‌ بنگلادش‌ در 1372 ش‌/1993، عواطف‌ دینی‌ و خشم‌ مردم‌ مسلمان‌ را برانگیخت‌ و به‌ دنبال‌ فرار او از کشور ـ که‌ مقدمات‌ آن‌ را مقامات‌ دولتی‌ فراهم‌ آورده‌ بودند ـ اعتصابات‌ و تظاهرات‌ افزایش‌ یافت‌. سرانجام‌ بر اثر افزایش‌ مخالفتها خالده‌ ضیاء در 1375 ش‌/ 1996 از نخست‌وزیری‌ کناره‌گیری‌ کرد و دولتی‌ بیطرف‌ به‌ ریاست‌ محمد مجیب‌الرحمان‌ مأمور برگزاری‌ انتخابات‌ شد. در همان‌ سال‌، حَسینه‌ واجد، دختر شیخ‌ مجیب‌الرحمان‌، به‌ نخست‌وزیری‌ و قاضی‌ شهاب‌الدین‌ احمد به‌ ریاست‌ جمهوری‌ رسید ( > سالنامة‌ آسیا 1997 < ، ص‌ 85ـ86؛ > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1998 < ، همانجا).سیاست‌ خارجی‌ بنگلادش‌ به‌ طورکلی‌ تحت‌ تأثیر عوامل‌ داخلی‌ از جمله‌ احزاب‌، اقتصاد ضعیف‌، بلایای‌ طبیعی‌ و عوامل‌ خارجی‌ مانند همسایگی‌ با هند به‌ عنوان‌ یک‌ قدرت‌ برتر منطقه‌ای‌ و سازمانهای‌ کمک‌دهندة‌ خارجی‌ قرار دارد (فرزین‌نیا، ص‌ 205). بنگلادش‌ در امور خارجی‌ از سیاست‌ عدم‌ تعهد و موضع‌ مسالمت‌آمیز پیروی‌ کرده‌ است‌. روابط‌ با هند از 1375 ش‌/ 1996 با امضای‌ توافقنامة‌ سی‌سالة‌ تقسیم‌ آب‌ گنگ‌ بهبود یافته‌ است‌. این‌ کشور در 1353 ش‌/ 1974 به‌ عضویت‌ سازمان‌ کنفرانس‌ اسلامی‌ درآمد و با عضویت‌ در سازمان‌ سارک‌ (جامعة‌ همکاری‌ منطقه‌ای‌ جنوب‌ آسیا) در 1364 ش‌/ 1985 به‌ تحکیم‌ روابط‌ با کشورهای‌ منطقه‌ای‌ اهتمام‌ ورزید. از 1355 ش‌/1976، مناسبات‌ بنگلادش‌ با پاکستان‌ بهبود یافته‌ است‌. در 1370 ش‌/ 1991 پاکستان‌ و بنگلادش‌ دربارة‌ بازگشت‌ آوارگان‌ مسلمان‌ بهاری‌ به‌ پاکستان‌ به‌ توافق‌ رسیدند. مسلمانان‌ بهاری‌ که‌ در اردوگاههای‌ آوارگان‌ در بنگلادش‌ مستقرند در جنگ‌ استقلال‌ بنگلادش‌ از پاکستان‌ جانبداری‌ کردند. در 1371 ش‌/ 1993 نخستین‌ گروه‌ از مسلمانان‌ بهاری‌ به‌ پاکستان‌ وارد شدند. بنگلادش‌ با مسئلة‌ آوارگان‌ میانماری‌ نیز روبروست‌. در 1370 ش‌/1991 بیش‌ از پنجاه‌ هزار مسلمان‌ میانماری‌ برای‌ گریز از تعقیب‌ سیاسی‌ حکومت‌ میانمار به‌ بنگلادش‌ پناه‌ آوردند. با وجود توافق‌ میان‌ دو کشور در 1371 ش‌/ 1992 دربارة‌ بازگشت‌ این‌ آوارگان‌ به‌ میانمار، تا 1376 ش‌/ 1997 بیش‌ از نیمی‌ از آنان‌ هنوز در اردوگاههای‌ بنگلادش‌ سکونت‌ داشتند.پس‌ از تأسیس‌ بنگلادش‌ و به‌ رسمیت‌ شناخته‌ شدن‌ از سوی‌ پاکستان‌ در کنفرانس‌ سران‌ کشورهای‌ اسلامی‌ در 3 اسفند 1352/ 22 فوریة‌ 1974، از آنجا که‌ ایران‌ در این‌ خصوص‌ از مواضع‌ پاکستان‌ حمایت‌ می‌کرد، همزمان‌ رسماً اقدام‌ به‌ شناسایی‌ بنگلادش‌ کرد و سفارت‌ آن‌ کشور در 16 خرداد 1353 در تهران‌ گشایش‌ یافت‌ ( گاهنامة‌ پنجاه‌ سال‌ شاهنشاهی‌ پهلوی‌ ، ج‌ 3، ص‌ 2859ـ2860، 2892). بنگلادش‌ نسبت‌ به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ نیز موضعی‌ معتدل‌ و غیرخصمانه‌ داشته‌ است‌ و در آغاز جنگ‌ عراق‌ بر ضد ایران‌ (1359 ش‌)، ضیاءالرحمان‌ یکی‌ از سران‌ چند کشور مسلمان‌ بود که‌ به‌ نمایندگی‌ از سازمان‌ کنفرانس‌ اسلامی‌ به‌ منظور میانجیگری‌ به‌ ایران‌ سفر کرد (فرزین‌نیا، ص‌ 233ـ234، 237).بنگلادش‌ در چارچوب‌ روابط‌ با کشورهای‌ اسلامی‌ بیشتر به‌ گسترش‌ روابط‌ با کشورهای‌ ثروتمند عربی‌، بویژه‌ عربستان‌، گرایش‌ دارد و کمکهای‌ مالی‌ فراوانی‌ از عربستان‌ دریافت‌ نموده‌ است‌. ( > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1998 < ، همانجا؛ فرزین‌نیا، ص‌ 218؛ مجلة‌ سیاست‌ خارجی‌ ، ص‌ 985).قانون‌ اساسی‌ بر ایجاد اقتصاد سوسیالیستی‌ و تحکیم‌ و ابقا و تقویت‌ روابط‌ برادرانه‌ بین‌ کشورهای‌ مسلمان‌ براساس‌ وحدت‌ اسلامی‌ تأکید دارد. همچنین‌ براساس‌ این‌ قانون‌، نخست‌وزیر در رأس‌ قوة‌ مجریه‌ قرار دارد و از سوی‌ حزبی‌ که‌ بیشترین‌ کرسی‌ را در مجلس‌ در اختیار دارد انتخاب‌ می‌شود. براساس‌ اصلاحیة‌ قانون‌ اساسی‌ در 1367 ش‌/1988، اسلام‌ دین‌ رسمی‌ است‌ ( > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1998 < ، همانجا). از اواسط‌ دهة‌ 1349 ش‌/ 1970، بویژه‌ در دولت‌ ضیاءالرحمان‌، فعالیتهای‌ اسلامی‌ افزایش‌ یافته‌ است‌ و مؤسسات‌ و سازمانهای‌ اسلامی‌ و احزاب‌ سیاسی‌ اسلامی‌، مانند جماعت‌ اسلامی‌، اهمیت‌ بیشتری‌ یافته‌اند.بنگلادش‌ در موسیقی‌، معماری‌ و مجسمه‌سازی‌ و نقاشی‌ پیشینه‌ای‌ غنی‌ دارد. معماری‌ سنتیِ بنگلادش‌ در آثار باقی‌مانده‌ از دورة‌ مغولی‌، تجلّی‌ می‌یابد. آثار و ابنیة‌ تاریخی‌ مانند مسجد کوسومبا (965) در راجشاهی‌؛ مسجد شاه‌ محمد (1091) در اگرا سندور ؛ مسجد داکا و دژِ لال‌باغ‌ (1191ـ1192)؛ مسجد هفتاد و هفت‌ گنبد در باگرهات‌ و مقبرة‌ بی‌بی‌پری‌ در داکا از شاهکارهای‌ معماری‌ در بنگلادش‌ است‌. سبک‌ معماری‌ این‌ آثار از نوع‌ معماری‌ اسلامی‌ و شبیه‌ مناطق‌ دیگر شبه‌ قاره‌ است‌. همچنین‌ آثار معماری‌، مربوط‌ به‌ دورة‌ پیش‌ از اسلام‌، بیشتر در نواحی‌ شمال‌ کشور، در پهارپور و مهاستان‌، و در جنوب‌، در مینامتی‌، وجود دارد که‌ سبک‌ معماری‌ آنها بودایی‌ است‌ و به‌ قرن‌ دوم‌/ هشتم‌ باز می‌گردد. نقاشی‌ سنتی‌ مربوط‌ به‌ دوران‌ مغول‌ است‌. در آن‌ دوران‌ نقاشان‌ ماهر و خلاّ ق‌ ایران‌ (شاگردان‌ بهزاد) سبک‌ نقاشی‌ مغولی‌ را در آنجا متداول‌ ساختند، که‌ رنگهای‌ درخشان‌ و تزیینات‌ ظریف‌ هنر اسلامی‌ در آن‌ نمایان‌ است‌ ( بریتانیکا ؛ > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ، همانجاها؛ امجدعلی‌، ص‌ 123؛ فرزین‌نیا، ص‌ 65).ادبیات‌ بنگالی‌ بشدت‌ از زبان‌ و ادبیات‌ فارسی‌ تأثیر گرفته‌ است‌. در اواسط‌ قرن‌ سیزدهم‌ ادبیات‌ نوین‌ بنگالی‌ به‌ دوران‌ شکوفایی‌ خود رسید. قاضی‌ نذرالاسلام‌ * ، شاعر ملی‌ و حماسه‌سرا، از چهره‌های‌ معروف‌ ادبیات‌ معاصر بنگالی‌ است‌ ( > دایرة‌المعارف‌ ورلد بوک‌ < ، همانجا). پیوند استوار ادبیات‌ بنگالی‌ با ادب‌ فارسی‌، بعد از تأسیس‌ بنگلادش‌، در قالب‌ تشکیل‌ کلاسهای‌ آموزش‌ زبان‌ فارسی‌، مبادلة‌ دانشجو، تأسیس‌ کرسی‌ زبان‌ فارسی‌ در دانشگاه‌ داکا و اعزام‌ اساتید زبان‌ فارسی‌ از سوی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ ادامه‌ یافته‌ است‌ (فرزین‌نیا، ص‌ 62، 242ـ243؛ ابوالبشر، ص‌ 77، 80).منابع‌: کلثوم‌ ابوالبشر، «ادبیات‌ و نفوذ زبان‌ فارسی‌ در بنگلادش‌»، در مسائل‌ زبان‌ فارسی‌ در هند و پاکستان‌ و بنگلادش‌ : سمینار زبان‌ فارسی‌ (سومین‌: تهران‌: 1365)؛ مرتضی‌ اسعدی‌، جهان‌ اسلام‌ ، تهران‌ 1366ـ1369 ش‌؛ زیبا فرزین‌نیا، بنگلادش‌ ، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌، 1373 ش‌؛ گاهنامة‌ پنجاه‌ سال‌ شاهنشاهی‌ پهلوی‌: فهرست‌ روزبروز وقایع‌ سیاسی‌، نظامی‌، اقتصادی‌ و اجتماعی‌ ایران‌ از 3 اسفند 2479 تا 30 اسفند 2535 ، ] تهران‌ 1355 ش‌ [ ؛ مجلة‌ سیاست‌ خارجی‌ ، سال‌ 11، ش‌3 (پاییز 1376)؛S. Amjad Ali, The Muslim world today , Islamabad 1985; Asia 1997 yearbook: a review of the events of 1996, Hong Kong 1997; Encyclopaedia Britannica, Chicago 1998 (computer disk), s.v. "Bengladesh"; The Encyclopedia Americana, Danbury 1984, s.v. "Bangladesh"; Encyclopedia of the Third World , rev. ed. by George Thomas Kurian, London 1982, s.v. "Bangladesh"; The Europa world yearbook 1998, London 1998, s.v. "Bengladesh"; The World book encyclopedia, London 1995, s.v. "Bangladesh".
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

جواد کریمی

حوزه موضوعی

اسلام معاصر

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده