بنزرت (بزرته )
معرف
شهری‌ در سواحل‌ شمالی‌ تونس‌ ] و مرکز ولایتی‌ به‌ همین‌ نام‌ [ که‌ در محل‌ شهر باستانی‌ هیپو دیاریتوس‌ بنا شده‌ است‌
متن
بَنزَرت‌ (بِزِرتَه‌)، شهری‌ در سواحل‌ شمالی‌ تونس‌ ] و مرکز ولایتی‌ به‌ همین‌ نام‌ [ که‌ در محل‌ شهر باستانی‌ هیپو دیاریتوس‌ بنا شده‌ است‌. اثری‌ از این‌ نام‌ کهن‌ هنوز هم‌ در اسم‌ جدید شهر باقی‌ است‌. شهر به‌ ترتیب‌ در دست‌ فنیقیان‌ و قرطاجنیان‌ و رومیان‌ و بیزنطیان‌ (بیزانسیان‌) بود تا آنکه‌ در 41 به‌ دست‌ معاویة‌بن‌ هُدَیج‌ فتح‌ شد، و دوباره‌ همراه‌ قرطاجنه‌ * (کارتاژ) به‌ دست‌ حسان‌ * بن‌ نعمان‌ افتاد. به‌ روایت‌ ابن‌حوقل‌، این‌ شهر در قرن‌ چهارم‌ مرکز ایالت‌ سَطْفُوره‌ (در شمال‌ تونس‌) بوده‌ است‌ (ص‌ 74)، هر چند که‌ در آن‌ روزگار عملاً متروک‌ و رو به‌ ویرانی‌ بود، اما بنزرت‌ از این‌ پریشانی‌ سر بر کشید. در قرن‌ پنجم‌، بکری‌ از حصار سنگی‌ گرد شهر و مسجد بزرگ‌ و بازارها و حمامها و باغستانهای‌ آن‌ نام‌ می‌برد و می‌افزاید که‌ در آنجا ماهی‌ از همه‌ جا ارزانتر است‌ (ص‌ 58). دریاچة‌ (بُحَیرة‌) آن‌ برای‌ ماهیگیری‌ بسیار مناسب‌ است‌، زیرا انواع‌ مختلف‌ ماهی‌ پیوسته‌ به‌ آنجا رو می‌آورند. به‌ فاصلة‌ اندکی‌ از لنگرگاه‌ که‌ مَرسَی‌ القُبَّه‌ خوانده‌ می‌شود، کمی‌ دورتر از شهر، قِلاع‌ بنزرت‌ واقع‌ است‌ که‌ به‌ عنوان‌ رباط‌ مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد (همانجا)؛ یعنی‌ هم‌ عزلتگاه‌ پارسایان‌ است‌ و هم‌ پناهگاه‌ اهالی‌ از بیم‌ هجوم‌ مسیحیان‌.پس‌ از آنکه‌ بادیه‌نشینانِ هِلال‌ هجوم‌ آوردند و مُعزّبن‌ بادیس‌، سلطان‌ زیری‌ (حک :406ـ454)، شهر قیروان‌ را رها کرد، بنزرت‌ عملاً استقلال‌ یافت‌ (ابن‌ خلدون‌، ج‌ 5، ص‌ 171ـ172)؛ اما چندی‌ بعد، ناچار شد به‌ اعرابی‌ که‌ دشتهای‌ اطراف‌ شهر را در تصرف‌ داشتند خراج‌ بپردازد تا از گزند تاراج‌ آنان‌ در امان‌ بماند. الوَرد اللَّخْمی‌ که‌ از سرکردگان‌ عرب‌ بود از تفرقة‌ اهالی‌ استفاده‌ کرد و به‌ بنزرت‌ وارد و حاکم‌ آنجا شد. سپس‌ تأسیسات‌ مفیدی‌ در مقرّ خود فراهم‌ ساخت‌ و شهر را رونق‌ بخشید. پس‌ از او پسرش‌ به‌ تخت‌ نشست‌. اخلاف‌ او تا زمان‌ استیلای‌ موحدون‌ (554) در بنزرت‌ حکومت‌ کردند. هفتمین‌ فرد این‌ سلسله‌، یعنی‌ امیرعیسی‌، به‌ فرمانبرداری‌ از عبدالمؤمن‌ گردن‌ نهاد (همان‌، ج‌ 5، ص‌ 172).در آغاز قرن‌ هفتم‌، بنزرت‌ به‌ تصرف‌ بنوغانیه‌ * که‌ شاخه‌ای‌ از مرابطون‌ * بودند درآمد و از آن‌ پس‌ دچار انحطاط‌ گردید (همان‌، ج‌ 5، ص‌ 265). در آغاز قرن‌ دهم‌، لئوی‌ آفریقایی‌ (ج‌ 2، قسم‌ 5، ص‌ 68) به‌ این‌ امر شهادت‌ داده‌ است‌. با وجود این‌، برخی‌ از مسلمانانِ مهاجرِ اسپانیا به‌ آنجا می‌آمدند و «کوی‌اندلسیها» را در بیرون‌ شهر ایجاد کردند. فعالیت‌ بنزرت‌ نیز مانند سایر مناطق‌ بربرنشین‌ شمالِ افریقا، عمدتاً راهزنی‌ دریایی‌ بود و پس‌ از آنکه‌ از زیر سلطة‌ حَفْصیان‌ تونس‌ بیرون‌ آمد، عاقبت‌ در 940 تسلیم‌ خیرالدین‌ بارباروس‌ * امیرِ عثمانیِ الجزایر شد. اما سال‌ بعد، شارل‌ پنجم‌ آن‌ را متصرف‌ شد و شهر تا 980 در دست‌ اسپانیاییها بود. بنزرت‌ دوباره‌ به‌ تصرف‌ عثمانیها درآمد و دزدان‌ دریایی‌ آنجا بیش‌ از پیش‌ ایجاد وحشت‌ می‌کردند. راهزنیهای‌ ایشان‌ موجب‌ واکنش‌ دولتهای‌ مسیحی‌ گردید که‌ از آن‌ جمله‌ حملات‌ دریایی‌ «شهسواران‌ مهمان‌نواز» (اسبتاریه‌) و گلوله‌باران‌ شهر توسط‌ ونیزیها، خصوصاً گلوله‌باران‌ 1199 بود که‌ تقریباً به‌ ویرانی‌ کامل‌ شهر انجامید. سپس‌ به‌ دنبال‌ سرکوب‌ راهزنان‌ دریایی‌ و شن‌گرفتگی‌ بندر، شهر نابود گردید. در 1298/ 1881 بنزرت‌ که‌ دیگر چیزی‌ جز دهکده‌ای‌ متروک‌ نبود به‌ دست‌ فرانسویان‌ افتاد. از آن‌ پس‌ این‌ شهر مرکز کارهای‌ عظیم‌ گردید و به‌ صورت‌ بندر بزرگی‌ درآمد که‌ می‌توانست‌ بزرگترین‌ کشتیها را پذیرا گردد و از تجهیزات‌ نظامی‌ و برجهای‌ تدافعی‌ پیشرفته‌ برخوردار شود.در دهة‌ 1890 آبراهی‌ به‌ طول‌ 1500 متر، عرض‌ 261 متر و عمق‌ 10 متر از «بحیرة‌» بنزرت‌ تا دریای‌ مدیترانه‌ کشیده‌ شد. در پی‌ آن‌، نقشة‌ شهر جدید بنزرت‌ که‌ در خروجی‌ این‌ آبراه‌ ساخته‌ شده‌ بود، تغییر یافت‌. شهر قدیمی‌ که‌ دیوار کهن‌ آن‌ همچنان‌ در کنار شهر جدید باقی‌ است‌، بر دهانة‌ آبراهی‌ بود که‌ اینک‌ پر شده‌ است‌. تأسیسات‌ نظامی‌ بنزرت‌ که‌ در مدت‌ قیمومت‌ فرانسه‌ (1298ـ1374/ 1881ـ 1955) برپا شده‌بود، در 1342 ش‌/ 1963 برچیده‌ شد. این‌ شهر اکنون‌ مرکز صدور ماهی‌، فسفات‌، سنگ‌آهن‌ و حبوبات‌ است‌. تصفیة‌ نفت‌ که‌ از 1343 ش‌/1964 شروع‌ شده‌، رفته‌ رفته‌ اهمیتی‌ بیش‌ از کنسروسازی‌ پیدا کرده‌ و به‌ صنعت‌ اصلی‌ بنزرت‌ تبدیل‌ شده‌ است‌. بنزرت‌ از طریق‌ جاده‌ و راه‌آهن‌ با شهر تونس‌ و طبرقه‌ ارتباط‌ دارد و دارای‌ فرودگاه‌ نیز هست‌.«ولایت‌» بنزرت‌ که‌ شامل‌ نواحی‌ مرطوب‌ ساحلی‌ شمال‌ غرب‌ تونس‌ است‌، 685 ، 3 کیلومتر مربع‌ مساحت‌ دارد و علاوه‌ بر شهر بنزرت‌، شامل‌ شهرهای‌ ماطر و منزلْ جمیل‌ است‌. شرق‌ این‌ ولایت‌ عمدتاً به‌ باغهای‌ تجارتی‌ و تاکستانها محدود می‌شود و غرب‌ آن‌ محل‌ تولید چوب‌ پنبه‌ است‌. در مرکز آن‌ نیز پرورش‌ گاو و کشت‌ گندم‌ رواج‌ دارد. ] بر اساس‌ سرشماری‌ 1374 ش‌/ 1994 جمعیت‌ ولایت‌ بنزرت‌ 800 ، 485 تن‌ بوده‌ است‌ ( > کتاب‌ سال‌ بریتانیکا 1998 < ، ص‌ 726). [منابع‌: ] ابن‌حوقل‌، کتاب‌ صورة‌الارض‌ ، چاپ‌ کرامرس‌، لیدن‌ 1967؛ ابن‌خلدون‌، العبر: تاریخ‌ابن‌خلدون‌ ، ترجمة‌ عبدالمحمد آیتی‌، تهران‌ 1363ـ1370 ش‌؛ محمدبن‌محمد ادریسی‌، المغرب‌ العربی‌ من‌ کتاب‌ نزهة‌المشتاق‌ ، پاریس‌ 1983، ص‌ 151؛ عبدالله‌بن‌عبدالعزیز بکری‌، کتاب‌ المغرب‌ فی‌ ذکر بلاد افریقیة‌ والمغرب‌ ، پاریس‌ 1965؛ حسن‌بن‌محمد لئوی‌ آفریقایی‌، وصف‌ افریقیا ، ترجمه‌ عن‌الفرنسیة‌ محمد حجی‌ و محمد اخضر، بیروت‌ 1983 [ ؛R. Brunschvig, La Berbإrie orientale sous les H ¤ afs ¤ ides des origines ب la fin du XV e siةcle, I, 299; Hannezo, "Bizerte", R. Afr. , (1904-1905); G. Mar µ ais, Les Arabes en Berbإrie, 121-122; [ 1998 Britannica book of the year , Chicago 1998].
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مارسه ( د. اسلام )؛ با اضافاتی از ( بریتانیکا )

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده