بنْدهش (در فارسی میانه «بندهشْن »
معرف
به‌ معنای‌ اصل‌ آفرینش‌) یکی‌ از مهمترین‌ متون‌ دینی‌ ـ تاریخی‌ زردشتی‌، به‌ خط‌ و زبان‌ پهلوی‌ *
متن
بُنْدَهِش‌ (در فارسی‌ میانه‌ «بندهشْن‌»، به‌ معنای‌ اصل‌ آفرینش‌) یکی‌ از مهمترین‌ متون‌ دینی‌ ـ تاریخی‌ زردشتی‌، به‌ خط‌ و زبان‌ پهلوی‌ * . این‌ اثر عمدتاً دربارة‌ کیهانشناسی‌، با فصولی‌ در تاریخ‌ کیانیان‌ و جغرافیای‌ ایرانشهر، بر پایة‌ متون‌ اوستایی‌ و گزارشهای‌ پهلوی‌ و منابع‌ تاریخی‌، بخصوص‌ خداینامه‌، در 36 فصل‌ است‌ که‌ مؤلف‌ در دیباچة‌ کتاب‌ آنها را به‌ سه‌ بخش‌ اصلی‌ و کلی‌ تقسیم‌ کرده‌ است‌: 1) آفرینش‌ اورمزد و دشمنی‌ اهریمن‌؛ 2) چگونگی‌ آفرینش‌ مادی‌ و این‌ جهانی‌ از آغاز تا انجام‌؛ 3) تاریخ‌ و پیوند کیانیان‌ و زیستگاههای‌ آنان‌. مهمترین‌ و بلندترین‌ فصل‌ آن‌ همان‌ نخستین‌ فصل‌ است‌ دربارة‌ چگونگی‌ اورمزد و اهریمن‌ و جدالشان‌ با یکدیگر، و خلقت‌ آفریدگان‌ به‌ صورت‌ مینوی‌ و مادی‌. گردآوری‌ و تألیف‌ این‌ کتاب‌ احتمالاً در اواخر دورة‌ ساسانی‌ و تدوین‌ نهایی‌ آن‌ در قرن‌ سوم‌ هجری‌ یا دیرتر صورت‌ گرفته‌ است‌. بعضی‌ از فصول‌ کتاب‌ مانند مقدمة‌ آن‌، افزودة‌ بعدی‌ شناخته‌ شده‌ است‌. نام‌ مؤلف‌ اصلی‌ آن‌ دانسته‌ نیست‌ ولی‌ نام‌ مدوّن‌ نهایی‌ آن‌ را در فصل‌ مربوط‌ به‌ تبارنامة‌ موبدان‌، به‌ احتمال‌، فَرْنْبَغ‌ دادِگی‌ یا دادویه‌ (دات‌ ـ ویه‌ یا دادگ‌) خوانده‌اند ( بندهش‌ ، ترجمة‌ بهار، ص‌6؛ تفضّلی‌، ص‌ 141؛ تاوادیا، ص‌ 94).شمار نوشته‌های‌ بازماندة‌ پارسیگ‌ (= فارسی‌ میانه‌)، نسبت‌ به‌ آنچه‌ در زمان‌ ساسانیان‌ بوده‌ و بایستی‌ بوده‌ باشد بسیار اندک‌ است‌. وست‌ (ج‌ 2، ص‌ 90ـ91) فهرستی‌ از آنها و هم‌ از سنگنوشته‌های‌ بازمانده‌ و بازیافته‌ تا زمان‌ خود را، گرد آورده‌ است‌ که‌ بندهش‌ ، یکی‌ از آنهاست‌. وست‌ آن‌ را کمابیش‌ دارای‌ سیزده‌هزار واژه‌ می‌داند. البته‌ این‌ برآورد دربارة‌ بندهش‌ کوچک‌ یا بندهش‌ هندی‌ است‌. صفت‌ «هندی‌» یا «کوچک‌» هنگامی‌ بدان‌ افزوده‌ شد که‌ دو دستنویس‌ کامل‌ از این‌ نامه‌ (= بندهش‌ ) از ایران‌ به‌ هندوستان‌ رسید؛ اینها را بندهش‌ بزرگ‌ (یا بزرگتر) یا بندهش‌ ایرانی‌ خواندند. از دو دستنویس‌ بندهش‌ بزرگ‌، یکی‌ را موبد خدابخش‌ فرود آبادان‌ در حدود 1870 میلادی‌ برای‌ هیربد تهمورس‌ دینشاه‌، از یزد به‌ بمبئی‌، و دیگری‌ را در 1880 دستور تیرانداز برای‌ همو از یزد بدانجا برد که‌ هردو دستنویس‌ به‌ اختصار، به‌ نام‌ «تهمورس‌ دینشاجی‌» 1 TD و 2 TD نامیده‌ شده‌اند.دستنویس‌ دیگری‌ نیزاز بندهش‌بزرگ‌ در هندوستان‌ بوده‌است‌ که‌ زمانی‌ از آنِ مانکجی‌ سهرابجی‌ بِرنِر بوده‌ و سپس‌ به‌ کتابخانة‌ دستور هوشنگ‌ جاماسپ‌ جی‌ راه‌ یافته‌ است‌ و به‌ نام‌ او و به‌ اختصار DH خوانده‌ شده‌ است‌ ( بندهش‌ ، ترجمة‌ بهار، ص‌ 7).دستنویس‌ TD2 که‌ کاملترین‌ دستنویسهای‌ بندهش‌ ایرانی‌ است‌، دارای‌ 000 ، 36 واژه‌، و نزدیک‌ به‌ سه‌ برابر بندهش‌ کوچک‌ است‌.به‌ گمان‌ هنینگ‌ ، این‌ کتاب‌ در پایان‌ دورة‌ ساسانی‌ نوشته‌ شده‌ و فصلهای‌ پایانی‌ آن‌ (30ـ34)، چنانکه‌ بیشتر دانشمندان‌ هم‌ برهمین‌ عقیده‌اند، از افزوده‌های‌ زمان‌ عباسیان‌ است‌ (ص‌ 229ـ480). سرآغاز کتاب‌ هم‌، آنجا که‌ از آمدن‌ تازیان‌ به‌ بدی‌ یاد می‌کند، بایستی‌ از افزوده‌های‌ همین‌ زمان‌ باشد.نام‌ این‌ نامه‌ در همة‌ دستنویسهای‌ ایرانی‌ و هندی‌، بزرگ‌ و کوچک‌، «بندهشن‌» آمده‌ است‌. نویسنده‌ یا رونویس‌کنندة‌ بندهش‌ بزرگ‌ می‌نویسد: «به‌ نیک‌ جهشن‌ و مروای‌ خوب‌ خواهم‌ نوشت‌... این‌ نوشتة‌ بندهشنی‌ ] را [ .» اگر بپذیریم‌ که‌ این‌ نامه‌ در زمان‌ ساسانیان‌ نوشته‌ شده‌ است‌، «بندهش‌» یا «بندهشن‌» نامی‌ است‌ که‌ برای‌ رونویس‌کنندة‌ دوران‌ عباسی‌ شناخته‌ و معروف‌ بوده‌ است‌؛ و اگر آن‌ را از دوران‌ پس‌ از اسلام‌ بدانیم‌، نامی‌ است‌ که‌ از آغاز برآن‌ نهاده‌ شده‌ و نیازی‌ به‌ نامهای‌ دیگری‌ مانند «زندآگاهی‌» به‌ گزینش‌ انکلساریا یا h ¦ i n § bunyas ، جعل‌ مک‌ کنزی‌، برای‌ آن‌ نیست‌. نامی‌ که‌ بهرام‌ گور تهمورس‌ انکلساریا برآن‌ نهاده‌ است‌ (زندآگاهی‌) از این‌ عبارت‌، که‌ در بندهش‌ کوچک‌ و بزرگ‌ آمده‌، برگرفته‌ شده‌ است‌: «آن‌ ] از [ زندآگاهی‌ نخست‌ در بندهشنی‌ هرمزد و پتیارگی‌ گِنامینو (= اهریمن‌)...». زندآگاهی‌، یا آگاهی‌ از تفسیر اوستا، نامی‌ است‌ عام‌ برای‌ همة‌ نوشته‌های‌ دینی‌ و داستانی‌ بازماندة‌ پهلوی‌.فصل‌ دوم‌ بندهش‌ نشان‌ می‌دهد که‌ نویسنده‌، منابع‌ دیگری‌ هم‌ جز تفسیر اوستا در دست‌ داشته‌ و از راز دانشهای‌ بابلی‌ و یونانی‌ و نظریه‌های‌ پیش‌ از دوران‌ هخامنشی‌ سود جسته‌ است‌ ( بندهش‌ ، ترجمة‌ انکلساریا). در فصلی‌ دیگر که‌ سخن‌ از تبار و دودمان‌ موبدان‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌ (همان‌، فصل‌36، ص‌ 203؛ بندهش‌ ، ترجمة‌ بهار، ص‌153ـ154)، نویسنده‌ می‌گوید: «مادری‌ که‌ من‌ از او زاده‌ شدم‌ دختر فره‌ماه‌ ] موبد [ است‌»؛ و سپس‌ پدران‌ او را برمی‌شمارد و پس‌ از آن‌ می‌گوید: «همة‌ موبدان‌ دیگر که‌ نامشان‌ در خداینامه‌ ] آمده‌ است‌ [ از همین‌ دوده‌اند؛ و گویند از تخمة‌ منوچهرند...» آنگاه‌ کلماتی‌ به‌ این‌ صورت‌ نوشته‌ است‌: که‌ آوانوشتة‌ آن‌ چنین‌ است‌: nand ¦ a w X ¦ i y ¦ ud man farroba h ¦ i dag ¦ da = و من‌ فرنبغ‌ ] ام‌ [ که‌ خواننددادگی‌. انکلساریا ( بندهش‌ ، ترجمة‌ انکلساریا، فصل‌ 36، ص‌ 204) و به‌ پیروی‌ از او مک‌کنزی‌ ( ایرانیکا ، ذیل‌ مادّه‌) و بهار ( بندهش‌ ، ترجمة‌ بهار، ص‌ 154) را که‌ در هر سه‌ نسخة‌ بندهش‌ بزرگ‌ چنین‌ نوشته‌ شده‌ است‌، «من‌ فرنبغ‌» خوانده‌ و او را مؤلف‌ بندهش‌ دانسته‌اند.… راهم‌ که‌ بایستی‌ تحریفـی‌ از دات‌ و یـه‌ باشد، مک‌کنزی‌ ( ایرانیکا ، همانجا)، «جادگی‌» و بهار ( بندهش‌ ، ترجمة‌ بهار، همانجا) «دادگی‌»، و «گشن‌ جم‌» را هر دو «جوان‌ جم‌» خوانده‌اند.«ر» (هزوارش‌ من‌) اگر آن‌ را «من‌» بخوانیم‌، نباید به‌ واژة‌ پس‌ از آن‌ چسبیده‌ نوشته‌ می‌شد و در هیچ‌جای‌ دیگر هم‌ این‌ صورت‌ دیده‌ نمی‌شود. ازینرو می‌توان‌ پنداشت‌ که‌ یا نام‌ موبدی‌ بوده‌ است‌ که‌ با حروف‌ «و» یا «ور» آغاز می‌شده‌ است‌.دوم‌ اینکه‌، اگر این‌ واژه‌ را، «من‌ فرنبغ‌» بخوانیم‌ و «فرنبغ‌» را نام‌ نویسنده‌ بدانیم‌، ظاهراً بایستی‌ پیش‌ از آنکه‌ نامی‌ از مادر خود ببرد، خود را می‌شناساند، اینچنین‌: «من‌ فرنبغ‌ پسر فلان‌ پسر بهمان‌ موبدم‌، مادر من‌ هم‌ از دودمان‌ موبدان‌ است‌.» سوم‌ اینکه‌: این‌ فرنبغ‌ (اگر چنین‌ خوانده‌ شود) می‌تواند نویسندة‌ فصلهای‌ پایانی‌ بندهش‌ باشد که‌ در دوران‌ اسلامی‌ بدان‌ افزوده‌ شده‌ است‌ نه‌ مؤلف‌ اصل‌ کتاب‌ که‌ ظاهراً چند سده‌ پیش‌ در زمان‌ ساسانیان‌ می‌زیسته‌ است‌.بندهش‌ بزرگ‌ یا ایرانی‌ با پیشگفتاری‌ آغاز می‌شود که‌ زبان‌ و مضمون‌ آن‌ نشان‌ می‌دهد که‌ از افزوده‌های‌ پس‌ از اسلام‌ است‌. نویسنده‌ پس‌ از ستایش‌ دادار دانا و توانا و همة‌ ایزدان‌ مینوی‌ و گیتی‌ می‌گوید: «خواهم‌ نوشت‌ به‌ دستور (یا دستوری‌) ... سپندداد، ماه‌ونداد رستم‌ شهریار...» (چنین‌ است‌ در متن‌ پهلوی‌ که‌ تأثیر فارسی‌ نو از آن‌ آشکار است‌) و سپس‌ از آمدن‌ تازیان‌ به‌ ایرانشهر و تبهکاریهاشان‌ یاد می‌کند.این‌ نامة‌ پهلوی‌ را سی‌وهفت‌ فصل‌ است‌، اینچنین‌:1) بندهشنی‌ هرمزد و پتیارگی‌ گنامینو (=اهریمن‌) 2ر7 (این‌ شماره‌ها که‌ پس‌ از نام‌ بردن‌ هر فصل‌ می‌آید، شمارة‌ صفحه‌ و سطر از دستنویس‌ TD2 است‌)؛ 2) آفرینش‌ روشنان‌ (خورشید، ماه‌ و ستارگان‌)25ر5؛ 3) چگونگی‌ آفرینش‌ آفریدگان‌ برای‌ نبرد 30ر10؛ 4) تازش‌ اهریمن‌ بر آفرینش‌ 39ر12؛ 5) دشمنی‌ و مخالفت‌ دومینو (اهورا و اهریمن‌) 47ر6؛ 6) زیج‌ گیهان‌ که‌ چگونه‌ اتفاق‌ افتاد 50ر15؛ 7) نبرد آفریدگان‌ گیتی‌ در برابر اهریمن‌ 60ر7؛ 8) چگونگی‌ آفرینشها71ر12؛ 9) چگونگی‌ زمینها 74ر9؛ 10) چگونگی‌ کوهها 76ر6؛ 11) چگونگی‌ دریاها 81ر9؛ 12) چگونگی‌ رودها 84ر10؛ 13) چگونگی‌ وَرها (= دریاچه‌ها) 91ر12؛ 14) چگونگی‌ گوسپندان‌ به‌ پنج‌گونه‌ 93ر8؛ 15) چگونگی‌ مردمان‌ 100ر3؛ 16) چگونگی‌ زایشها از هر سرده‌ (نوع‌) 109ر3؛ 17) چگونگی‌ اوروران‌ (= گیاهان‌) 115ر2؛ 18) (سروری‌) مردمان‌ و گوسپندان‌ و هرچیزی‌ 120ر3؛ 19) چگونگی‌ آتش‌ 122ر15؛ 20) چگونگی‌ خواب‌ 128ر11؛ 21) چگونگی‌ باد و ابر و باران‌ 131ر8؛ 22) چگونگی‌ خرفستران‌ (جانوران‌ زیان‌رسان‌)142ر2؛ 23) چگونگی‌ انواع‌ گرگ‌ سروگان‌ 147ر6؛ 24) آفریدگان‌ و هدف‌ از آفرینش‌ آنها 149ر8؛ 25) سال‌ دینی‌ 157ر12؛ 26) بزرگ‌ کرداری‌ ایزدان‌ مینوی‌ 162ر1؛ 27) دُشکنشی‌ (بدکاری‌) اهرمن‌ و دیوان‌ 181ر8؛ 28) سنجش‌ اندامهای‌ تن‌ آدمی‌ با آفرینش‌ جهان‌ 189ر3؛ 29) سروران‌ اقلیمهای‌ هفتگانه‌ 196ر5؛ 30) پل‌ چینْود و روان‌گذشتگان‌ 199ر2؛ 31) شهرهای‌ نامی‌ ایرانشهر 205ر2؛ 32) اقامتگاه‌ کیان‌ و آفتهایی‌ که‌ در آن‌ وجود دارد 209ر4؛ 33) گزندی‌ که‌ در هر هزاره‌ به‌ ایرانشهر رسیده‌است‌ 211ر3؛ 34) رستاخیز تن‌پسین‌ 220ر15؛ 35) تخمه‌ و پیوند کیان‌ 228ر5؛ 36) دودمان‌ موبدان‌ 236ر12؛ 37) سال‌ شمار ] تا [ تازیکان‌ دوازده‌ هزار سال‌ 238ر6.اینک‌ فهرستی‌ از چاپهای‌ گوناگون‌ بندهش‌ کوچک‌ و بزرگ‌ و پژوهشهایی‌ که‌ دربارة‌ پاره‌ای‌ از فصلها یا عبارتهای‌ آنها شده‌ است‌ (برحسب‌ تاریخ‌ انتشار یا تألیف‌):1) 1771. انکتیل‌ دوپرّون‌ بندهش‌ کوچک‌ را به‌ فرانسه‌ ترجمه‌ کرد. این‌ متن‌ بخشی‌ از مجموعة‌ دستنویسهای‌ پهلوی‌ است‌ که‌ از روی‌ دستنویس‌ K20 در سال‌ 1734 در سورت‌ هندوستان‌ نوشته‌ شده‌ و وی‌ آنها را با خود به‌ اروپا برده‌ است‌.2) 1819. دستور اِدالجی‌ دارابجی‌ جمشیدجی‌ جاماسپ‌آسا آن‌ را به‌ گجراتی‌ ترجمه‌ کرد.E. J. D. Jamas Asa, Bundehesht no Tarjumo , Bombay 1819.3) 1840. مولّر: پژوهشی‌ دربارة‌ آغاز بندهش‌.M. J. Muller, Untersuchung ueber den Anfang des Bundahesh . Denkschrift d. Akad. der Wissenschaften, Munchen XVIII, Phil.-hist. Kl. Abhandl. 3 (1840), 613-644.4) 1851. وِسترگارد بندهش‌ را با دو سنگ‌نبشته‌ از شاپور نخست‌ ساسانی‌ چاپ‌ کرد.N. L. Westergaad, Bundahesh Liber Pahlavicus vetustissimo codice Havnensi descriptsit duas inscriptiones regis Saporis Prima adjecit , Copenhagen 1851.5) 1854. هوگ‌: دربارة‌ زبان‌ پهلوی‌ و بندهش‌.M. Haug Uber die Pahlavi Sprache und Bundahes ch. Gottingen 1854.6) 1857. اشپیگل‌: نخستین‌ فصل‌ بندهش‌.F. Spiegel, "Das erste Kapitel des Bundahesch", ZDMG , XI, (1857) 98-110.7) 1857. اشپیگل‌: فصل‌ سی‌ و یکم‌ بندهش‌.F. Spiegel, Das einunddreissigste kapitel des Bundehesch , 1857, 433-435.8) 1863. ویندیشمن‌: پژوهشهای‌ زردشتی‌.F. Windischmann, Zoroastrische studien: Abhandlungen zur Mythlologie und Sagengeschichte des alten Iran , ed. F. Spiegel, Berlin 1863, 56-120.9) 1863. ویندیشمن‌: جغرافیای‌ بندهش‌.F. Windischmann, Geographie des Bundahesch , Berlin 1863, 1-18.10) 1868. یوستی‌: برای‌ نخستین‌ بار تألیف‌ با آوانوشت‌، ترجمه‌، واژه‌نامه‌.F.Justi, Der Bundahesh,zum ersten Male herausgegeben, transcribiert, دbersetzt und mit Glossar versehen, Leipzig 1868.11) 1880. وِست‌: دستنویسهای‌ بندهش‌.E. West, Bundahish MSS. Asian Antiquary X, 1880.12) 1880. وِست‌: بندهش‌.E. West, The Bundahish: Pahlavi texts , pt. 1, The sacred books of the East , Oxford 1880.(تجدید چاپ‌ 1965)13) 1882. آندره‌آس‌: کتاب‌ مینوی‌ خرد و قطعه‌ای‌ کهن‌ از بندهش‌.F. C. Andreas, The Book of Mainyo-i khrad, also an old fragment of the Bundahesh both in original pahlavi... , Kiel 1882.14) 1897. اونوالا: بندهش‌ پهلوی‌.M. R. Unvalla, The Pahlavi Bundehesh , Bombay 1897.15) 1901. مُدی‌: بندهش‌، متن‌، آوانوشت‌ و ترجمه‌ به‌ گجراتی‌ با پیشگفتار و یادداشتها.J. J. Modi, Bundahishn, text, transliteration and translation in Gujarati, introduction and notes , Bombay 1901.16) 1902. مُدی‌: فصلی‌ ترجمه‌ نشده‌ از بندهش‌.J. J. Modi, "An Untranslated chapter of the Bundehes", a paper read before the Bombay Branch RAS on the 1st. Aug. 1901, Bombay 1902, BBRAS . XXI, 419-460, repr. in Asiatic Paper , I (1905), 217-234.17) 1908. انکلساریا. تهمورس‌ دینشاه‌: بندهش‌ ( TD2 ) با پیشگفتاری‌ از بهرام‌ گور تهمورس‌ انکلساریا.T. D. Anklesaria, The Bundahishn , being a facsimile of TD manuscript no.2 brought from persia ..., Bombay 1908.18) 1911. بارتولمه‌: پژوهشهای‌ ایرانی‌ میانه‌: 2= دربارة‌ متن‌ انتقادی‌ بندهش‌.Ch. Bartholomae, "Mitteliranische studien, II. zur Textkritisch des Bundahisn", ZDMG , (1911).19) 1918. مُدی‌. یادداشتی‌ دربارة‌ قدمت‌ انسان‌، نظریة‌ ایرانی‌ دربارة‌ آفرینش‌ انسان‌.J. J. Modi, "A note on the antiquity of man. An Iranian view of the creation of man", Anthropological papers , II (1918), 118-313.20) 1928. نوبرگ‌: سرودی‌ دربارة‌ زروان‌ در بندهش‌.H. S. Nyberg, "Ein Hymnus auf Zervan in Bundahis § n", ZDMG , 82, (1928), 217-235.21) 1928. نوبرگ‌: خودآموز زبان‌ پهلوی‌ (فصل‌ نخست‌ و سوم‌ بندهش‌).H. S. Nyberg, Hilfsbuch des Pehlevi , Uppsala 1928.22) 31ـ1929. نوبرگ‌: فرضیة‌ آفرینش‌ و نجوم‌ مزدایی‌.H. S. Nyberg, "Questions de cosmogonie et de cosmologie mazdإennes", Journal asiatique , (Apr.-June 1929), 193-310, (July-Sept. 1931), 1-134, (Oct.- Dec. 1931), 193-244.(و نیز در Acta Iranica ، ج‌ 7، (1975)، ص‌ 75ـ 378)23ـ 1931. کریستن‌سن‌: دستنویس‌ ک‌. 20 و ک‌ 20 ب‌.A. Christensen, ed., The Pahlavi codices k20 & k 20b , Copenhagen 1931 (codices Avestici et Pahlavici Bibliotheka universitatis Hafniةnsis vol. I)(در شمار گنجینه‌های‌ دستنویسهای‌ پهلوی‌ و پژوهشهای‌ ایرانی‌ دوباره‌ چاپ‌ شده‌ است‌. ج‌ 48).24) 1931. کریستن‌ سن‌: یادداشتهایی‌ دربارة‌ منابع‌ بندهش‌.A. Christensen, "Remarques sur les sources du Bundahis § n". in Actes du XVIII e congrةs international des orientalists , (1931: Sept. 7-12: Leiden), Leiden 1932, 100-101.25) 1933. بیلی‌: بندهش‌، رساله‌ دکتری‌ (هنوز چاپ‌ نشده‌ ولی‌ در دسترس‌ پژوهندگان‌ بوده‌ است‌).H. W. Bailey, Bundahes § n , Thesis, Oxford 1933.26) 1935. مِسینا: افسانه‌ و داستان‌ و تاریخ‌ در سنت‌ ایرانی‌.G. Messina, "Mito leggenda e storia nella tradizione Iranica", Orientalia , 4 (1935), 257 ff.27) 1936. کریستن‌سن‌: دستنویس‌ پهلوی‌ ک‌. 43.A. Christensen, The Pahlavi codex k.43 , Codices Avestici et Pahlavici Bibliotheca Universitatis Hafniensis 1936 (عباراتی‌ از بندهش‌ در بخش‌ نخست‌)(مؤسسة‌ آسیایی‌ دانشگاه‌ شیراز آن‌ را دوباره‌ چاپ‌ کرده‌ است‌. گنجینة‌ دستنویس‌های‌ پهلوی‌ و پژوهشهای‌ ایرانی‌ ، ج‌ 57)28) 1942. هنینگ‌: بخش‌ نجومی‌ بندهش‌ (فصل‌ 2).W. B. Henning, "An Astronomical chapter of the Bundahishn", JRAS , (1942), 229-248.29) 1943. بیلی‌: مشکلات‌ زردشتی‌ در کتابهای‌ سدة‌ نهم‌/ سوم‌ هجری‌.H. W. Bailey, Zoroastrian problems in the ninth century books . Oxford 1943 .(ترجمه‌ و آوانویسی‌ عبارتهای‌ بسیاری‌ از بندهش‌، در 1971 تجدید چاپ‌ شده‌ است‌)30) 1953. هارت‌من‌: گیومرت‌. (بخش‌ 3. منابع‌ پهلوی‌)S. S. Hartmann, Gayomart , Uppsala 1953.31) 1956. انکلساریا: بهرام‌ گور تهمورس‌: زندآگاهی‌ بندهش‌ بزرگتر یا ایرانی‌. آوانویسی‌ و ترجمه‌ به‌ انگلیسی‌.B. T. Anklesaria, Zand A ¦ ka ¦ si ¦ h, Iranian or Greater Bundahis § n , transliteration, translation in English, Bombay 1956.32) 1963. موله‌: پرستش‌، اسطوره‌ و کیهانشناسی‌ در ایران‌ باستان‌. (چند عبارت‌ از بندهش‌ در ص‌ 426، 437، 456)M. Molإ, Culte, mythe et cosmologie dans l'Iran ancien , Paris 1963.33) 1964. مک‌کنزی‌: ستاره‌شناسی‌ زردشتی‌ در بندهش‌.D. N. MacKenzie, "Zoroastrian astrology in the Bundahis § n", BSOAS , 27, (1964) 511-529.34) 1967. دوشن‌گیمن‌: شش‌ آفرینش‌ اصلی‌.J. Duchesne-Guillemin, The six original creations , J. J. Zarthoshti Madressa centenary vol. 1967.35) 1967 (1345). مهرداد بهار، واژه‌نامة‌ بندهش‌ ، تهران‌ 1345 ش‌.36) 1968. مهرداد بهار، جغرافیای‌ اساطیری‌ جهان‌ در ادبیات‌ پهلوی‌ ، تهران‌.37) 1968. بویس‌: ادبیات‌ فارسی‌میانه‌.M. Boyce, "Middle Persian literature", in Handbuch der Orientalistik , vol. 4: Iranistik , Leiden 1968.38) 197. پشوتن‌ ک‌. انکلساریا: بندهش‌ TD1 ، با پیشگفتاری‌ از م‌. نوّابی‌، تهران‌.P. K. Anklesaria, The Bundahesh , being a facsimile edition of the manuscript TD1, Tehran 1970.39) 1970. پشوتن‌ ک‌. انکلساریا: دستنویس‌ DH : بندهش‌ و زند و وهومن‌ یشت‌ و بخشهایی‌ از دینکرت‌، تهران‌.P. K. Anklesaria, The codex DH , being a facsimile edition of Bundahesh, Zand-e Vohuman Yasht and parts of Denkart, Tehran 1970.40) 1970. آسموسن‌: فهرست‌ میوه‌ها در بندهش‌.J. P. Asmussen, "The list of fruits in the Bundahis § n", in W. B. Henning memorial vol ume, 14-19.41) 1974. نوّابی‌: تطبیق‌ سه‌ دستنویس‌ بندهش‌ ایرانی‌.M. Nawabi, "Concordences of the manuscripts of the Bundaheshn, TD2, TD1 & DH", Memorial J. de Menasce , Louvain 1974, 293-303.(نیز در مجموعة‌ مقالات‌ م‌. نوّابی‌ ج‌ 1؛ گنجینة‌ دستنویس‌های‌ پهلوی‌ و پژوهشهای‌ ایرانی‌ ، ش‌ 50؛ و نیز در پیشگفتار ترجمة‌ بندهش‌ TD2 از مهرداد بهار)42) 1974. وست‌: ادبیات‌ پهلوی‌ در بنیاد زبانشناسی‌ ایرانی‌.E. W. West, "Pahlavi literature", in G rundriss der iranischen Philologie , vol. II, Berlin 1974, 75-190.43) 1978. ک‌. جاماسپ‌ آسا. و م‌. نوّابی‌: دستنویس‌ TD2 ، بندهش‌ ایرانی‌، روایات‌ امید اشاوهیشتان‌ و جز آن‌ بخش‌ نخست‌.مؤسسة‌ آسیایی‌ شیراز. گنجینة‌ دستنویس‌های‌ پهلوی‌ و پژوهشهای‌ ایرانی‌ ، ش‌ 52 (با پیشگفتار)44) 1978. ک‌. جاماسپ‌ آسا ـ م‌. نوّابی‌: بخشهایی‌ از بندهش‌ هندی‌ و فصلی‌ از شایست‌ نشایست‌. دستنویس‌ 49 . MU گنجینة‌ دستنویس‌های‌ پهلوی‌ و پژوهشهای‌ ایرانی‌ ، شیراز، ش‌ 37 (با پیشگفتار)45) 1980. اشمید: دسته‌بندی‌ باستانی‌ ایرانی‌ جانوران‌.Hans-Peter Schmidt, Ancient Iranian animal classification: Studien zum Indologie und Iranistik , Heft 5/6, Festschrift Paul Thieme Reinbek , 1980.46) 1986. چوکسی‌: فهرستی‌ تفسیری‌ از بندهش‌ بزرگتر یا ایرانی‌ TD2 .J. K. Choksy, An Annotated index of the greater or Iranian Bundahiىn , TD2 Studia Iranica 15.2, 1980, 303- 342.47) 1989. رقیه‌ بهزادی‌، بندهش‌ هندی‌، متنی‌ به‌ زبان‌ پارسی‌ میانه‌ ، تهران‌ 1368 ش‌.48) 1990. هولتگارد: فصل‌ نخست‌ بندهش‌.A. Hultgard, "The first chapter of the Bundahis § n remarks on the text and composition", in Proceedings of the First European Conference of Iranian Studies , Rome 1990. Old & Middle Ir. st., ed. Gh. Gnoli, 167-190.49) 1990. بندهش‌ ، ترجمة‌ مهرداد بهار، تهران‌ 1369 ش‌.50) مک‌ کنزی‌: بندهش‌. در د.ایرانیکا .D. N. MacKenzie: Bundahis § n. in Encyclopaedia Iranica .منابع‌: بندهش‌ ، ] گردآوری‌ [ فرنبغ‌ دادگی‌، ترجمة‌ مهرداد بهار، تهران‌ 1369ش‌؛ جهانگیر تاوادیا، زبان‌ و ادبیات‌ پهلوی‌ (فارسی‌ میانه‌) ، ترجمة‌ سیف‌الدین‌ نجم‌آبادی‌، تهران‌ 1348ش‌؛ احمد تفضّلی‌، تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌ پیش‌ از اسلام‌ ، چاپ‌ ژالة‌ آموزگار، تهران‌ 1377ش‌؛Bundahiىn , ed. & tr. B. T. Anklesaria, Zand-A ¦ ka ¦ s i ¦ h: Iranian or Greater Bundahiىn , Bombay 1956; Encyclopaedia Iranica , s.v. "Bundahiىn", (by D. N. MacKenzie); W. B. Henning, "An astronomical chapter of the Bundahishn", Journal of the Royal Asiatic Society , (1942); E. W. West, "Pahlavi literature", in Grundriss der Iranischen Philologie , vol. II, Berlin 1974, 75-129.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

یحیی ماهیار نوابی

حوزه موضوعی

ادبیات و زبان ها

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده