بندر ریگ
معرف
بندر و شهری‌ در جنوب‌ ایران‌
متن
بندر ریگ‌ ، بندر و شهری‌ در جنوب‌ ایران‌. در حدود 155 کیلومتری‌ شمال‌ بندربوشهر، حدود پانزده‌ کیلومتری‌ جنوب‌شرقی‌ بندرگَناوه‌ و حدود سی‌ کیلومتری‌ جزیرة‌ خارک‌، در کنار یکی‌ از خورهای‌ خلیج‌فارس‌ (جمعیت‌ طبق‌ سرشماری‌ 1375 ش‌، 898 ، 4 تن‌) واقع‌ است‌. این‌ بندر مرکز بخش‌ ریگ‌، از بخشهای‌ شهرستان‌ گناوه‌ در استان‌ بوشهر است‌. ارتفاع‌ آن‌ از سطح‌ دریا یک‌ تا دو متر است‌.در 1365 ش‌، براساس‌ تصویب‌نامة‌ هیئت‌ وزیران‌ (ابلاغ‌ به‌ وزارت‌ کشور طی‌ نامة‌ ش‌ 64008 مورخ‌ 5/9/1365)، دهستان‌ رود حُلّه‌ (تنها دهستان‌ بخش‌ ریگ‌) مشتمل‌ بر نوزده‌ روستا، به‌ مرکزیت‌ روستای‌ «چهار روستایی‌» تشکیل‌ شد. از آن‌ پس‌، تنها مکان‌ مستقل‌ امامزاده‌ میرحاج‌، در محدودة‌ دهستان‌ رود حله‌، بر آبادیها افزوده‌ شده‌ است‌ (ایران‌. وزارت‌ کشور، فرم‌ مختصات‌ جغرافیایی‌ آبادیهای‌ کشور در مقیاس‌ 5ر1 ، فرم‌ 2، براساس‌ برگ‌ ش‌ 3ر6148 نقشه‌ حشم‌ احمدی‌ و برگ‌ ش‌ 2ر6149 نقشة‌ چهار روستایی‌). ناحیة‌ ریگ‌ جزو نواحی‌ عمدة‌ ساحلی‌ خلیج‌ فارس‌ است‌ («بنادر، لنگرگاهها و جزایر ایران‌...»، ص‌ 7ـ 8) اما امکانات‌ ساحلی‌ و بندری‌ لازم‌ را برای‌ حضور گسترده‌ و فراگیر در بازرگانی‌ دریایی‌ ندارد، زیرا در موقع‌ بالا آمدن‌ آب‌، کشتیها نمی‌توانند به‌ ساحل‌ نزدیک‌ شوند (رزم‌آرا، ج‌ 7، ص‌ 33). این‌ مشکل‌ همواره‌ در ریگ‌ وجود داشته‌ است‌. به‌ نوشتة‌ مؤلفی‌ ناشناخته‌ در 1256، بندر ریگ‌ میان‌ دو «غور» (خور) واقع‌ بود: یکی‌ «غور اوله‌»، دیگری‌ «غورجزیره‌»؛ و چون‌ هنگام‌ جزر آب‌ این‌ غورها کشیده‌ می‌شد، کشتیهایی‌ که‌ در آنجا بود در گل‌ می‌ماند؛ اگر آبش‌ کشیده‌ نمی‌شد، بهتر از بندر بوشهر بود، زیرا از باد و طوفان‌ در امان‌ بود ( سفرنامة‌ بنادر و جزایر خلیج‌فارس‌ ، ص‌ 60؛ نیز رجوع کنید به لوریمر، ج‌ 9، ص‌ 1589).آب‌ و هوای‌ این‌ بندر در تابستانها بسیار گرم‌ و مرطوب‌ و در زمستانها معتدل‌ است‌. میزان‌ بارندگی‌ ماهانه‌ و سالانة‌ این‌ شهر دارای‌ نوسان‌ شدید است‌. بیشترین‌ میزان‌ بارندگی‌ از آذر تا فروردین‌، و کمترین‌ میزان‌ آن‌ از میانة‌ فروردین‌ تا میانة‌ مهر، و در این‌ شش‌ ماه‌، هوا گرم‌ و خشک‌ است‌ (سازمان‌ هواشناسی‌ کشور، 1372 ش‌، ص‌ 293؛ همو، 1375 ش‌، ص‌ 581). رطوبت‌ هوای‌ این‌ بندر به‌سبب‌ مجاورت‌ با خلیج‌فارس‌ و دمای‌ بسیار زیاد، بویژه‌ در تابستانها، بالاست‌ اما در مقایسه‌ با بندرهای‌ دیگر، هوای‌ مناسبتری‌ دارد.پوشش‌ گیاهی‌ آن‌ متناسب‌ با آب‌ و هوا و تبخیر شدید است‌، و به‌ درخت‌ کُنار و مراتع‌ تُنُک‌ برای‌ چرای‌ دام‌، و گیاهانی‌ از قبیل‌ طوله‌، جیله‌، بارهنگ‌، گاوزبان‌، مَرمَرمِشک‌، فِرتْز و شوره‌ محدود می‌شود. آب‌ آشامیدنی‌ بندر از چاههای‌ آبادی‌ ده‌ کهنه‌ تأمین‌ می‌شود. تنها رود شور، که‌ فصلی‌ است‌، در پانزده‌ کیلومتری‌ مشرق‌ بندر ریگ‌، از شمال‌ به‌ جنوب‌ جریان‌ دارد. در آنجا گندم‌ و جو به‌ صورت‌ دیمی‌، و تره‌بار با بهره‌برداری‌ از آب‌ چاه‌ کشت‌ می‌شود (ایران‌. وزارت‌ دفاع‌. ادارة‌ جغرافیائی‌ ارتش‌، ج‌ 110، ص‌ 6؛ رزم‌آرا، همانجا).جمعیت‌ بندر ریگ‌ در چهار دهة‌ اخیر کمی‌ بیش‌ از دو برابر شده‌ است‌. این‌ افزایش‌، در مقایسه‌ با روند عمومی‌ جمعیت‌ کشور، عادی‌ است‌ و اهمیت‌ کم‌ اقتصادی‌، بویژه‌ صنعتی‌ و بازرگانی‌ شهر و حوزة‌ نفوذ آن‌ را نشان‌ می‌دهد. شغل‌ مردم‌ شهر ماهیگیری‌، کشاورزی‌، مشاغل‌ دولتی‌ (ایران‌. وزارت‌ دفاع‌. ادارة‌ جغرافیائی‌ ارتش‌؛ رزم‌آرا، همانجاها) و خرید و فروش‌ اجناسی‌ است‌ که‌ از کشورهای‌ ساحلی‌ خلیج‌ فارس‌ می‌آورند. مذهب‌ مردم‌ شیعه‌ و زبان‌ آنها فارسی‌ به‌ گویش‌ لری‌ است‌ (ایران‌. وزارت‌ دفاع‌. ادارة‌ جغرافیائی‌ ارتش‌، همانجا). هزینه‌های‌ جاری‌ و عمرانی‌ واحدهای‌ دولتی‌ از بودجة‌ دولت‌ تأمین‌ می‌شود که‌ جزو درآمدهای‌ برون‌ شهری‌ به‌ شمار می‌آید و در بنیة‌ اقتصادی‌ و وضعیت‌ عمومی‌ بندر ریگ‌ تأثیر بسزایی‌ دارد. این‌ بندر دارای‌ پنج‌ مسجد و یک‌ حسینیه‌ است‌.کارگاههای‌ صنعتگری‌، خدمات‌ عمده‌فروشی‌، خرده‌فروشی‌، و دیگر خدمات‌ عمومی‌ شهر، بیشتر به‌ صورت‌ تک‌ نفره‌ اداره‌ می‌شوند. بندر ریگ‌ اصولاً فاقد بخش‌ صنعت‌ است‌. بخش‌ خدمات‌ خرده‌فروشی‌ مهمترین‌ فعالیت‌ شهر از نظر تأمین‌ نیازهای‌ شهر و بخش‌ ریگ‌ است‌ (مرکز آمار ایران‌، 1374 ش‌). وضعیت‌ صنعتی‌ و کارگاههای‌ صنعتگری‌ و خرده‌فروشی‌ روستاهای‌ دهستان‌ رود حلّه‌ نیز ضعیف‌ است‌. بیشتر روستاهای‌ رود حلّه‌ به‌ علت‌ کمی‌ جمعیت‌ و ناتوانی‌ ساختار اقتصادی‌ دهستان‌، فاقد واحدهای‌ اولیه‌اند (همان‌).کمی‌ جمعیت‌ و رشد کند اقتصادی‌ بندر ریگ‌ از سویی‌ مولود شرایط‌ نامساعد طبیعی‌ و از سوی‌ دیگر به‌ سبب‌ ضعف‌ مدیریت‌ و کمبود تمهیدات‌ و اقدامات‌ سرمایه‌گذاری‌ در فعالیتهای‌ اقتصادیِ شهر است‌.پیشینه‌. نام‌ بندر ریگ‌ در متون‌ جغرافیایی‌ و تاریخی‌ پیش‌ از صفویه‌ نیامده‌ است‌. موقعیت‌ این‌ بندر بر سر راه‌ بازرگانی‌ خشکی‌ و دریا، در امتداد کرانة‌ خلیج‌فارس‌ و مجاورت‌ با جزیرة‌ خارک‌، که‌ از چهار هزار سال‌ پیش‌ در دوران‌ فنیقیها سکونت‌ و تجارت‌ داشت‌ («بنادر، لنگرگاهها و جزایر ایران‌...»، ص‌ 26)، ایجاب‌ می‌کند که‌ در جای‌ کنونی‌ شهر ریگ‌ بندری‌ بوده‌ باشد. مقدسی‌ (ص‌ 453) فاصلة‌ گنابه‌ (جنابه‌)/ گناوه‌ را تا دشت‌ داودی‌ یک‌ مرحله‌ ذکر کرده‌ است‌. بر همین‌ اساس‌، بندر ریگ‌ را مرکز ناحیة‌ طوایف‌ حیات‌ داودی‌ * ، و آبادی‌ کوچکی‌ در کنار یک‌ خور دانسته‌اند (سلطانی‌ بهبهانی‌، ص‌ 242). برخی‌ از نویسندگان‌ دورة‌ قاجاریه‌، ناحیة‌ حیات‌ داود و بندر ریگ‌ را یکی‌ شمرده‌اند، از جمله‌ به‌ گفتة‌ سدیدالسلطنه‌، حیات‌ داود به‌ بندر ریگ‌ هم‌ معروف‌ است‌ و دو بندرگاه‌ دارد: یکی‌ ریگ‌ که‌ ضابط‌نشین‌ است‌، دیگری‌ بندر گناوه‌ (1362 ش‌، ص‌ 499ـ 500). حیات‌ داود در شمال‌ دهستانهای‌ شبانکاره‌ و اَنگالی‌ واقع‌ شده‌ و کرسی‌ قدیمی‌ آن‌ بندر ریگ‌ بوده‌ است‌ (خیراندیش‌، ص‌ 198ـ 199).سراج‌الدین‌ علی‌ آرزو (رجوع کنید به خان‌ آرزو * )، مؤلف‌ سدة‌ دوازدهم‌، از بندر ریگ‌ نام‌ برده‌ و از شاعر معاصرش‌، محسن‌ تأثیر تبریزی‌، بیتی‌ نقل‌ کرده‌ که‌ در آن‌ نام‌ این‌ بندر آمده‌ است‌ (ص‌ 56؛ حمیدی‌، 1374ـ1375 ش‌، ص‌ 124). بندر ریگ‌، به‌ سبب‌ وجود تپه‌های‌ ریگ‌ در بندر و پیرامون‌ آن‌، بدین‌ نام‌ خوانده‌ شده‌ است‌. به‌ گزارش‌ یکی‌ از مهندسان‌ دورة‌ سلطنت‌ محمدشاه‌ قاجار (1250ـ1264) در 1256، در یک‌ فرسنگی‌ رودشور تا نزدیکی‌ بندر ریگ‌، تپه‌های‌ ریگ‌ است‌ که‌ پایة‌ آنها از یک‌ سو در دریاست‌. بندر ریگ‌ یکی‌ از قصبه‌های‌ بلوک‌ حیات‌ داود است‌ ( سفرنامة‌ بنادر و جزایر خلیج‌فارس‌ ، ص‌ 59ـ61) و پیش‌ از بوشهر از مهمترین‌ بنادر خلیج‌ فارس‌ بود و تمام‌ تجارت‌ ایران‌ و هند از آنجا انجام‌ می‌شد، ولی‌ کشتیها بارهای‌ خود را در جزیرة‌ خارک‌، که‌ در سی‌ کیلومتری‌ آنجاست‌، خالی‌ می‌کردند (کیهان‌، ج‌ 2، ص‌ 479؛ دایرة‌المعارف‌ فارسی‌ ، ذیل‌ مادّه‌). در دورة‌ صفویه‌، قدرتهای‌ استعماری‌ اروپا (پرتغالیها، هلندیها، انگلیسیها) به‌ خلیج‌ فارس‌ رخنه‌ کردند و بندرهای‌ این‌ منطقه‌ مورد توجه‌ آنان‌ قرار گرفت‌. در اوایل‌ دوران‌ صفویه‌ ستمکاری‌ و غارتگری‌ پرتغالیها در جزایر و سواحل‌ خلیج‌ فارس‌، از جمله‌ بندر ریگ‌، موجب‌ کینة‌ شدید مردم‌ جنوب‌ نسبت‌ به‌ آنان‌ شد، چنانکه‌ به‌ کشتیهای‌ بازرگانی‌ آنان‌ آزوقه‌ نمی‌دادند و اهالی‌ بندرهای‌ نَخیلو و ریگ‌، که‌ بیش‌ از دیگران‌ از آنها ستم‌دیده‌ بودند، با ایشان‌ دشمنی‌ خاص‌ و آشکار داشتند. شاه‌ عباس‌ اول‌ صفوی‌ (حک : 996ـ 1038) نیز پرتغالیها را دشمن‌ ایرانیان‌ می‌دانست‌ (فلسفی‌، ج‌ 4، ص‌ 203).از دورة‌ صفویه‌ به‌بعد، سیاحان‌ و نمایندگان‌ اروپایی‌، مثل‌ ژان‌ باپتیست‌ تاورنیه‌ * و ژان‌ تونو از راه‌ بصره‌ به‌ بندر ریگ‌ و شیراز و اصفهان‌ رفت‌ و آمد می‌کردند (گابریل‌، ص‌ 147، 151). ازینرو در دوران‌ صفویه‌ و قاجاریه‌، بندر ریگ‌ را دروازة‌ ورود جهانگردان‌ و پژوهشگران‌ به‌ ایران‌ می‌نامیدند (حمیدی‌، 1374ـ 1375ش‌، ص‌123). بندر ریگ‌ در 1076، از بندرهای‌ تجاری‌ بود و از دورة‌ صفویه‌ به‌بعد جزیرة‌ خارک‌ از توابع‌ آن‌ به‌ شمار می‌آمد (قائم‌مقامی‌، همانجا). به‌گفتة‌ تونوی‌ فرانسوی‌ که‌در 1076/1665 جزیرة‌ خارک‌ را دیده‌، تجارت‌ بصره‌ با بندر ریگ‌ و اصفهان‌ از راه‌ این‌ جزیره‌ صورت‌ می‌گرفته‌ تا شامل‌ حقوق‌ گمرکی‌ نشود (به‌نقل‌ استیف‌، ص‌ 158). به‌ نوشتة‌ جان‌ فرایر ، که‌ در 1088ـ1089/ 1677ـ 1678 در ایران‌ بوده‌، در زمان‌ شاه‌ سلیمان‌ اول‌ صفوی‌ (1077 یا 1078ـ1105) بندر ریگ‌ جزو حوزة‌ اداری‌ لار بوده‌ و نیمی‌ از صید مروارید بندر در دست‌ ایرانیان‌ و نیم‌دیگر متعلق‌ به‌ عربها بوده‌ است‌ (به‌ نقل‌ طاهری‌، ج‌ 1، ص‌ 162، 165).اهمیت‌ بندر ریگ‌ تا حدی‌ بود که‌ پس‌ از بروز اختلال‌ در وضع‌ تجاری‌ کمپانی‌ هندشرقی‌ به‌سبب‌ هجوم‌ افاغنه‌، این‌ شرکت‌ سعی‌ کرد که‌ در آنجا ایستگاهی‌ تأسیس‌ کند و نماینده‌ هم‌ به‌ آنجا فرستاد، اما کار به‌ علت‌ تحریکات‌ و ضدیت‌ هلندیها بی‌نتیجه‌ ماند (کرزن‌، ج‌ 2، ص‌ 484) تا اینکه‌ در 1167/1763 کمپانی‌ هند شرقی‌ انگلیس‌ در این‌ بندر دایر، و بعداً به‌ بوشهر منتقل‌ شد (حمیدی‌، 1373 ش‌، ص‌ 21).دوران‌ آبادانی‌ بندر ریگ‌، که‌ در دورة‌ صفویه‌ آغاز شده‌ بود تا اواسط‌ دورة‌ حکومت‌ کریم‌خان‌ زند (1163ـ1193) ادامه‌ یافت‌. با رقابت‌ قدرتهای‌ بازرگانی‌ دریایی‌ هلند و انگلیس‌ در خلیج‌ فارس‌، و وجود ویژگیهای‌ فئودالی‌ طوایف‌ حاکم‌ بر سواحل‌ شرقی‌ خلیج‌ فارس‌، این‌ بندر اهمیت‌ پیشین‌ خود رااز دست‌ داد. کریم‌ خان‌ در ابتدای‌ حکومتش‌ نسبت‌ به‌ توسعة‌ بازرگانی‌ خارجی‌ توجه‌ نشان‌ می‌داد. بسط‌ حوزة‌ فرمانروایی‌ او تا کرانه‌های‌ خلیج‌ فارس‌، پیش‌ شرط‌ گسترش‌ حکومت‌ و بازرگانی‌ بود. در این‌ ایام‌ خوانین‌ و سرکردگان‌ طوایف‌ عرب‌، حاکم‌ نواحی‌ مهم‌ ساحلی‌ بودند. تنها شیخ‌نصر، که‌ بر بوشهر و حوالی‌ آن‌ و بحرین‌ مسلط‌ بود و در آبهای‌ خلیج‌فارس‌ ناوگان‌ داشت‌، فعالانه‌ از کریم‌خان‌ حمایت‌ می‌کرد، اما حکام‌ جزء، تابع‌ کریم‌خان‌ نبودند، بویژه‌ میرمهنا، حاکم‌ بندر ریگ‌ و مضافات‌ آن‌ و جزیرة‌ خارک‌، که‌ با افراد خود راه‌ بازرگانی‌ پایتخت‌ (شیراز) و بندر مهم‌ بوشهر را بسته‌ بود (دلدم‌، ص‌ 99ـ100؛ آل‌احمد، ص‌ 180). کریم‌خان‌ با هلندیها نیز درگیر بود، زیرا خارک‌ را پس‌ از نادرشاه‌ بارون‌ کنیپ‌ هاوزن‌ پروسی‌ سرپرست‌ تجارتخانة‌ هلندی‌ بصره‌، تصرف‌ کرده‌ بود (گابریل‌، ص‌ 172، پانویس‌ 2؛ آل‌احمد، ص‌ 177؛ اقبال‌ آشتیانی‌، ص‌ 108ـ109). کنیپ‌ هاوزن‌، خارک‌ را مرکز صید و تجارت‌ مروارید قرار داد و آنجا را آباد کرد. جزیرة‌ خارک‌ به‌ سبب‌ داشتن‌ لنگرگاه‌ خوب‌، و قرار داشتن‌ در تقاطع‌ راههای‌ دریایی‌ از بصره‌ به‌ بندر ریگ‌ و بوشهر، بویژه‌ تسلط‌ بر دهانة‌ شط‌العرب‌ و بصره‌، دارای‌ اهمیت‌ فراوان‌ بود (گابریل‌؛ دلدم‌؛ اقبال‌ آشتیانی‌، همانجاها). دربارة‌ امکانات‌ پهلوگیری‌ کشتیها در بندر ریگ‌، مقامات‌ هلندی‌ در 1162/1756 گزارش‌ داده‌اند (رجوع کنید به فلور، ص‌ 414).کریم‌خان‌ زند، در آغاز فرمانروایی‌ خود، با میرمهنا که‌ تازه‌ به‌ قدرت‌ رسیده‌ بود و در ریگ‌ فرمانروایی‌ بلامنازع‌ بود، کاری‌ نداشت‌؛ حتی‌ در 1176، که‌ میرمهنا قصد کشتن‌ او را داشت‌، از سر خونش‌ درگذشت‌ و مجدداً وی‌ را ضابط‌ بندر ریگ‌ کرد (اقبال‌ آشتیانی‌، ص‌ 109؛ فرامرزی‌، ص‌ 34). کریم‌خان‌ که‌ با انگلیسیها منشوری‌ امضا کرده‌ بود، انتظار داشت‌ که‌ در مبارزه‌ با خوانین‌ و سرکردگان‌ طوایف‌ عرب‌ خلیج‌فارس‌ و خصوصاً میرمهنا، از یاری‌ ناوگان‌ انگلیسی‌ برخوردار گردد، اما انگلیسیها در پشتیبانی‌ نظامی‌ از کریم‌خان‌ عجله‌ای‌ نداشتند، زیرا این‌ امر موجب‌ بهبود وضعیت‌ رقیبان‌ هلندی‌ آنها می‌شد (دلدم‌، ص‌ 101ـ102، 104).در این‌ هنگام‌، جدال‌ میرمهنا، حاکم‌ بندر ریگ‌، بر سر این‌ موضوع‌ در گرفت‌ که‌ هلندیها در ازای‌ اشغال‌ جزیره‌ چه‌ مبلغی‌ باید بپردازند. این‌ خصومت‌ چندین‌ سال‌ طول‌ کشید و شدید شد (آل‌احمد، ص‌ 178). میرمهنا، که‌ با کمکهای‌ پنهانی‌ انگلیس‌ کشتیهای‌ بازرگانی‌ خود را به‌ ناوهای‌ توپدار تبدیل‌ کرده‌ بود، در 1179 قلعة‌ هلندیها را تصرف‌ کرد و آنها را با وضع‌ ناگواری‌ از خارک‌، و عملاً از خلیج‌ فارس‌، بیرون‌ راند (قائم‌مقامی‌، ص‌ 94؛ اقبال‌ آشتیانی‌، همانجا؛ دلدم‌، ص‌ 104). سپس‌، میرمهنا در دریا و سواحل‌ آن‌ به‌ راهزنی‌ و دستبرد به‌ اموال‌ و کشتیهای‌ مردم‌ پرداخت‌، و کریم‌خان‌ برای‌ دفع‌ او زکی‌خان‌ زند را به‌ بندر ریگ‌ فرستاد (اقبال‌ آشتیانی‌، همانجا).پس‌ از فرار میرمهنا به‌ بصره‌ و اعدام‌ او در آنجا و سلطة‌ کامل‌ کریم‌خان‌ بر منطقه‌، بندر ریگ‌ هنوز دارای‌ ناوگان‌ کوچکی‌ بود، زیرا در 1187 به‌ علت‌ طاعونی‌ که‌ در عراق‌ رخ‌ داد انگلیسیها دارالتجارة‌ بصره‌ را خالی‌ کردند و مخازن‌ خود را بر دو کشتی‌ بار کرده‌ عازم‌ بمبئی‌ شدند. کریم‌خان‌ از بندر ریگ‌ چند کشتی‌ فرستاد و یکی‌ از دو جهاز شرکت‌ انگلیسی‌ را گرفته‌ به‌ بندر ریگ‌ آورد (اقبال‌ آشتیانی‌، ص‌ 110). علاوه‌ بر این‌، هنگام‌ لشکرکشی‌ صادق‌خان‌ زند به‌ بصره‌ در 1189/ 1775، او سی‌ کشتی‌ کوچک‌ از بندر بوشهر و بندر ریگ‌ فرستاد (کرزن‌، ج‌ 2، ص‌ 473).درگیریهای‌ دوران‌ کریم‌خان‌ زند و جانشینان‌ او و گستاخیهای‌ میرمهنا نسبت‌ به‌ همسایگان‌ و حکومت‌ مرکزی‌ و سرانجام‌ شکست‌ و نابودی‌ او، سبب‌ افول‌ موقعیت‌ بازرگانی‌ بندر ریگ‌ و اهمیت‌ یافتن‌ بیشتر بندر بوشهر شد (خیراندیش‌، ص‌ 199). از دو گزارش‌ ممیزی‌ سرحدّات‌ جنوب‌ از دو مأمور با تجربه‌ در 1253 و 1256، وضعیت‌ اجتماعی‌، اقتصادی‌، جمعیت‌ و ترکیب‌ آن‌ و وضعیت‌ عمومی‌ دوران‌ فراز و فرود بندر ریگ‌ روشن‌ می‌شود. محمدابراهیم‌ کازرونی‌، که‌ به‌ دستور فرمانروای‌ فارس‌، مأمور مطالعة‌ بنادر و جزایر خلیج‌فارس‌ شد و در 1253 بندر ریگ‌ را نیز بررسی‌ کرد و در دورة‌ آبادانی‌ حکومت‌ امرای‌ زهاب‌ نیز آنجا را دیده‌ بود، اهمیت‌ گذشته‌، و ویرانی‌ شدید بندر ریگ‌ را نسبت‌ به‌ گذشته‌ وصف‌ کرده‌ است‌. تا این‌ سال‌ صد و پنجاه‌ خانوارِ عرب‌ و عجم‌ در بندر ریگ‌ زندگی‌ می‌کردند، اما به‌ علت‌ جریمه‌ و تعدیات‌ بی‌سببِ حاکم‌ ایشان‌، شیخ‌نصرخان‌، آنجا را ترک‌ کردند؛ ازینرو در 1253، تنها بیست‌ خانوار از طایفة‌ شبانکاره‌، و سی‌ ـ چهل‌ خانوار عرب‌ در بندر ریگ‌ زندگی‌ می‌کردند. تنها جای‌ آباد بندر، نارنج‌ قلعه‌ در شمال‌ قلعة‌ بندر ریگ‌ بود. تا زمان‌ خرابی‌، در بندر ریگ‌ خرما و انجیر و انگور پرورش‌ می‌یافت‌، و جزیره‌ گونه‌ای‌ به‌ محیط‌ چهار فرسنگ‌ ــ که‌ در جنوب‌ بندر ریگ‌ واقع‌ بود و هنگام‌ جزر به‌ خشکی‌ متصل‌ می‌شد ــ نیز جایگاه‌ بستانهای‌ اهالی‌ بندر بود. در آنجا ده‌ هزار نخل‌ وجود داشت‌ و انجیر و انگور فراوان‌ آن‌، نیاز مردم‌ بندر را تأمین‌ می‌کرد. در 1253، از کشاورزی‌ بندر، جز تعدادی‌ درخت‌ نخل‌ و انجیر، بقیه‌ نابود شده‌ بود (ص‌ 44ـ46).از گزارش‌ مؤلفی‌ ناشناخته‌ در 1256، شکل‌، ابعاد، استحکامات‌، جمعیت‌ و خرابی‌ شهر بندر ریگ‌ نمایان‌ است‌. به‌ گزارش‌ او، اصل‌ ترکیب‌ این‌ بندر نزدیک‌ به‌ مربع‌ است‌ و طول‌ هر طرف‌ آن‌ مربع‌ چهارصد ذرع‌ و محیطش‌ 600 ، 1 ذرع‌ است‌، و در محاذی‌ شهر جزیره‌ای‌ به‌ نام‌ حلّه‌ قرار دارد. سمت‌ دریای‌ این‌ بندر را در زمان‌ گذشته‌ «بسیار محکم‌ و به‌ طور باستیان‌ ] = قلعة‌ [ فرنگان‌»، و دور سه‌ سمت‌ دیگر را برجهای‌ بسیار بزرگ‌ بر سر خاکریزی‌ به‌ ارتفاع‌ پنج‌ شش‌ ذرع‌ ساخته‌ بودند. این‌ قلعه‌، هنگام‌ نزاع‌ کریم‌خان‌ زند با میرمهنا خراب‌ شد. به‌ روایتی‌، میرمهنا باعث‌ احداث‌ قلعة‌ این‌ بندر بوده‌ است‌، اما طرح‌ آن‌ به‌ طراحی‌ و کارهای‌ فرنگیان‌ شباهت‌ داشته‌ و احتمالاً هلندیها، هنگام‌ اقامت‌ در جزیرة‌ خارک‌، در طراحی‌ و ساخت‌ آن‌ به‌ او کمک‌ کرده‌ بوده‌اند ( سفرنامة‌ بنادر و جزایر خلیج‌فارس‌ ، ص‌ 60ـ61). از بیشتر روستاهای‌ کل‌ بلوک‌ حیات‌ داود در دورة‌ محمدشاه‌ قاجار، فقط‌ اسمی‌ باقی‌ بود و بندر ریگ‌ که‌ قصبة‌ (مرکزِ) این‌ بلوک‌ بود، بیشتر از پنجاه‌ خانوار نداشت‌ و از هنگام‌ ویرانی‌ قلعه‌اش‌، مردمانش‌ نیز متفرق‌ شدند (همانجا). بنابه‌ گزارشی‌ دربارة‌ تجارت‌ بوشهر در 1287، بندانک‌ (بندر ریگ‌) در دورة‌ نفوذ هلندیها جای‌ مهمی‌ بوده‌، و هلندیها در آنجا و در جزیرة‌ خارک‌ تأسیساتی‌ داشته‌اند (عیسوی‌، ص‌ 129).پس‌ از رویدادهای‌ دورة‌ زندیه‌، بندر ریگ‌، جز در اوایل‌ قرن‌ چهاردهم‌، چندان‌ آباد نبوده‌ است‌. استیف‌ (ص‌ 158) که‌ در 1254، و اوژن‌ فلاندن‌ * (ص‌ 368) که‌ میان‌ سالهای‌ 1256 تا 1258، بندر ریگ‌ را دیده‌اند، آن‌ را بندری‌ کوچک‌ ذکر کرده‌اند. در دورة‌ قاجاریه‌، بندر ریگ‌ توسعه‌ نیافت‌ و اصولاً به‌ سواحل‌ خلیج‌ فارس‌ بی‌توجهی‌ می‌شد، زیرا آنان‌ تهران‌ را پایتخت‌ کردند و به‌ شمال‌ کشور بیشتر توجه‌ داشتند. بتدریج‌ از اواسط‌ دورة‌ قاجاریه‌، در بندر ریگ‌ مبادلات‌ دریایی‌ ادامه‌ یافت‌. به‌نوشتة‌ دو دانشمند فرانسوی‌، بابن‌ و فردریک‌ هوسه‌ در 1302ـ1303/ 1885، علی‌خان‌، حاکم‌ بندر ریق‌ (= ریگ‌)، با تجار بوشهر و فرنگیان‌ مناسبات‌ بازرگانی‌ داشت‌ (ص‌ 146). به‌ گفتة‌ کرزن‌، گمرک‌ بندر به‌ مبلغ‌ پنج‌ هزار تومان‌ اجاره‌ داده‌ می‌شد (ج‌ 2، ص‌ 484). در 1308 تا 1309، رود حلّه‌ با چهارده‌ پارچه‌ آبادی‌ از مضافات‌ بوشهر و تابع‌ حکومت‌ بندر ریگ‌، و جزیرة‌ خارک‌ (از صیدگاههای‌ مروارید خلیج‌فارس‌) در تصرّف‌ خوانین‌ این‌ بندر بود. ضابط‌ بندر ریگ‌ در آن‌ ایام‌ علی‌خان‌، پسر حسینعلی‌خان‌، بوده‌ است‌. در این‌ بندر، در آن‌ زمان‌ یک‌ مدرسة‌ چهار کلاسه‌ وجود داشت‌ (سدیدالسلطنه‌، 1362 ش‌، ص‌ 499، 511، 545). توصیف‌ لوریمر از شهر بندر ریگ‌، وضعیت‌ اقتصادی‌ ـ اجتماعی‌ آنجا را در دهة‌ دوم‌ قرن‌ چهاردهم‌ نشان‌ می‌دهد. به‌ نوشتة‌ او شمال‌ و جنوب‌ شهر را زمینهای‌ کشاورزی‌ فراگرفته‌ بود، و در مشرق‌ شهر، به‌ فاصلة‌ حدود دو مایلی‌، رشته‌ تپه‌هایی‌ کم‌ارتفاع‌ قرار داشت‌. تنها ساختمان‌ دفاعی‌ شهر بنای‌ قلعه‌مانندی‌ بود که‌ مقرّ خانِ بندر بود. خانه‌های‌ کوچکتر شهر خشت‌ و گلی‌ بود و در ساختمان‌ خانه‌های‌ اعیانی‌ سنگ‌ وارده‌ از شبه‌ جزیرة‌ بوشهر و ملاط‌ آهکی‌ جزیرة‌ خارک‌ به‌ کار رفته‌ بود. خان‌ از بیم‌ طمع‌ حکومت‌ ایران‌، آگاهانه‌ مانع‌ آبادانی‌ شهر می‌شد. در بندر ریگ‌ دو زیارتگاه‌ وجود داشت‌. بندر ریگ‌ در آن‌ زمان‌ حدود 500 ، 2 تن‌ جمعیت‌ داشت‌ که‌ نژادشان‌ مخلوط‌، اما غلبه‌ با اصل‌ عرب‌ و لر، و زبانشان‌ فارسی‌ با گویش‌ لُری‌ بود. مردم‌ به‌ خوی‌ آرام‌ شهرت‌ داشتند. با این‌ حال‌، در هر پنج‌ خانه‌ حدود سه‌ اسلحة‌ مارتینی‌ وجود داشت‌. مذهب‌ مردم‌ شیعه‌ بود، اما در آنجا همچنان‌ آداب‌ و رسوم‌ روزگارانی‌ که‌ قسمتی‌ از آنها زردشتی‌ بودند، به‌ یادگار مانده‌ بود. بندر ریگ‌ عمدتاً با بوشهر و کویت‌ مبادله‌ داشت‌ و به‌ بلوک‌ مهم‌ حیات‌ داود و قسمتی‌ از بلوک‌ شبانکاره‌ خدمات‌ عرضه‌ می‌کرد. داد و ستد در آن‌ سالها افزایش‌ یافته‌ بود؛ گفته‌ می‌شد که‌ میانگین‌ واردات‌ ماهانة‌ بندر ریگ‌ از بوشهر صد لنگه‌ یا کیسه‌ شکر، پنج‌ صندوق‌ چای‌، پنجاه‌ کیسه‌ برنج‌ هندی‌، صد حلب‌ نفت‌ و پنجاه‌ عدل‌ پارچة‌ گلدار منچستری‌ بوده‌ است‌. شتر نیز به‌ تعداد بسیار از کویت‌ وارد می‌شد. صادرات‌ بندر ریگ‌ به‌ بوشهر عبارت‌ بود از: جو، صمغ‌، پشم‌ و دام‌، و مقداری‌ گندم‌. قسمت‌ اعظم‌ گندم‌ به‌ کویت‌، بحرین‌ و مسقط‌ صادر می‌شد. پول‌ رایج‌ بندر ریگ‌، قران‌ ایران‌ بود، اما روپیه‌ و دلار نیز رواج‌ داشت‌. آب‌ از چاه‌ تأمین‌ می‌شد (ج‌ 9، ص‌ 1589ـ1590). به‌ گفتة‌ لوریمر «پستخانة‌ ایران‌ چهار سال‌ پیش‌، و دفتر تلگراف‌ در یک‌ سال‌ و نیم‌ قبل‌ (1323) گشایش‌ یافت‌. از خط‌ تلگرافِ برازجان‌ و دیلم‌، که‌ در مسیر خط‌ تلگراف‌ برازجان‌ ـ اهواز است‌، کمتر استفاده‌ می‌شود. میان‌ بندر ریگ‌ و بوشهر، با استفاده‌ از قایقهای‌ بادبانی‌، ارتباطی‌ همیشگی‌ برقرار است‌. ریگ‌ به‌طور کلی‌ اقامتگاه‌ خانوادة‌ خان‌ و حاکم‌ بلوک‌ حیات‌ داود است‌. گمرک‌ شاهنشاهی‌ ایران‌ در آنجا در 1321 تأسیس‌ شد» (ج‌ 9، ص‌ 1590).در 1323، بندر ریگ‌، رود حلّه‌ و جزیرة‌ خارک‌ همچنان‌ تحت‌ حکومت‌ بوشهر و از توابع‌ این‌ بندر بودند. مالیات‌ بندر ریگ‌ در 1325، 500 ، 5 تومان‌ و مالیات‌ رود حلّه‌ 000 ، 4 تومان‌ بود (سدیدالسلطنه‌، 1371 ش‌، ص‌ 79، 85).در دورة‌ پهلوی‌ تا دهة‌ 1340ش‌، هنوز جمعیت‌ و اقتصاد بندر ریگ‌، رشدی‌ نداشت‌، اما از اواخر این‌ دهه‌ تا حدودی‌ رشد کرد.از رجال‌ بندر ریگ‌ علی‌خان‌ بندر ریگی‌ است‌ که‌ لطفعلی‌خان‌ زند را هنگام‌ فرار به‌ بوشهر و بندر ریگ‌، پناه‌ داد و برای‌ کمک‌ به‌ وی‌ قشونی‌ تدارک‌ دید. حیدرخان‌ بندر ریگی‌، فرزند خانعلی‌خان‌ ضابط‌ و حکمران‌ بندر ریگ‌، در سالهای‌ مقارن‌ با جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و تجاوز انگلیسیها به‌ بوشهر، در این‌ بندر زندگی‌ می‌کرد. مشهور است‌ که‌ او در جنگ‌ بین‌ انگلیسیها و مبارزان‌ جنوب‌، جانب‌ انگلیسیها را نگه‌ داشته‌ و از همکاری‌ با مبارزان‌ در جنگ‌ خودداری‌ کرده‌ بود. خانه‌ و مسجد حیدرخان‌ هنوز در بندر ریگ‌ برجاست‌. حاج‌ غلامحسین‌ بندر ریگی‌ تاجر شاعر نیز از افراد مشهور این‌ بندر بوده‌ است‌ (حمیدی‌، 1373 ش‌، ص‌ 21ـ22).منابع‌: سراج‌الدین‌ علی‌بن‌ حسام‌الدین‌ آرزو، فرهنگ‌ چراغ‌ هدایت‌ ، چاپ‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌ 1338 ش‌؛ جلال‌ آل‌احمد، جزیرة‌ خارگ‌ درّ یتیم‌ خلیج‌فارس‌ ، تهران‌ 1361 ش‌؛ استیف‌، یادداشتهای‌ خلیج‌فارس‌: جزیرة‌ خارگ‌ ، در جلال‌ آل‌احمد، جزیرة‌ خارگ‌ درّ یتیم‌ خلیج‌فارس‌ ، تهران‌ 1361 ش‌؛ عباس‌ اقبال‌ آشتیانی‌، مطالعاتی‌ در باب‌ بحرین‌ و جزایر و سواحل‌ خلیج‌فارس‌ ، تهران‌ 1328 ش‌؛ ایران‌. وزارت‌ دفاع‌. ادارة‌ جغرافیائی‌ ارتش‌، فرهنگ‌ جغرافیایی‌ آبادیهای‌ کشور جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ ، ج‌ 100، 101، 110: الذئور، گناوه‌، بوشهر ، تهران‌ 1365 ش‌؛ س‌. بابن‌ و فردریک‌ هوسه‌، سفرنامة‌ جنوب‌ ایران‌ ، ترجمه‌ اعتمادالسلطنه‌، چاپ‌ میرهاشم‌ محدث‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ «بنادر، لنگرگاهها و جزایر ایران‌ در خلیج‌فارس‌، دریای‌ عمان‌ و کرانة‌ خزر»، پیام‌ دریا ، ش‌ 44 (اردیبهشت‌ 1375)؛ جعفر حمیدی‌، «بستر جغرافیائی‌ قیام‌ جنوب‌ ایران‌»، در مجموعه‌ مقالات‌ کنگره‌ بزرگداشت‌ هشتادمین‌ سال‌ شهادت‌ رئیس‌علی‌ دلواری‌ ، بوشهر 1373 ش‌؛ همو، «بندر ریگ‌ دروازه‌ ورود جهانگردان‌ و پژوهشگران‌ به‌ ایران‌ (در دوران‌ صفویه‌ و قاجاریه‌)»، بندر و دریا ، ش‌ 57، 58 (اسفند 1374 و فروردین‌ 1375)؛ عبدالرسول‌ خیراندیش‌، «زمینه‌های‌ اداری‌ و اقتصادی‌ قیام‌ ضداستعماری‌ مردم‌ بوشهر، تنگستان‌، دشتی‌ و دشتستان‌»، در مجموعه‌ مقالات‌ کنگره‌ بزرگداشت‌ هشتادمین‌ سال‌ شهادت‌ رئیس‌علی‌ دلواری‌ ، بوشهر 1373 ش‌؛ دایرة‌المعارف‌ فارسی‌ ، به‌ سرپرستی‌ غلامحسین‌ مصاحب‌، تهران‌ 1345ـ1374 ش‌؛ اسکندر دلدم‌، خلیج‌فارس‌ ، تهران‌ 1363 ش‌؛ دو سفرنامه‌ از جنوب‌ ایران‌ در سالهای‌ 1256 ه .ق‌. و 1307 ه .ق‌. ، چاپ‌ علی‌ آل‌داود، تهران‌ 1368 ش‌؛ حسینعلی‌ رزم‌آرا، فرهنگ‌ جغرافیائی‌ ایران‌ ( آبادیها )، ج‌ 7: استان‌ هفتم‌ ( فارس‌ )، تهران‌ 1355 ش‌؛ سازمان‌ هواشناسی‌ کشور، سالنامة‌ آماری‌ هواشناسی‌ 66ـ1365 ، تهران‌ 1372 ش‌؛ همو، سالنامة‌ آماری‌ هواشناسی‌ 74ـ1373 ، تهران‌ 1375 ش‌؛ محمدعلی‌بن‌ احمد سدیدالسلطنه‌، سرزمینهای‌ شمالی‌ پیرامون‌ خلیج‌فارس‌ و دریای‌ عمان‌ در صد سال‌ پیش‌ 1332ـ1324 ه .ق‌ = مغاص‌ اللئالی‌ و منار اللّیالی‌ ، چاپ‌ احمد اقتداری‌، تهران‌ 1371 ش‌؛ همو، سفرنامة‌ سدیدالسلطنه‌: التدقیق‌ فی‌ سیر الطریق‌ ، چاپ‌ احمد اقتداری‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ سفرنامة‌ بنادر و جزایر خلیج‌فارس‌ ، از مهندسی‌ ناشناخته‌، چاپ‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌ 1367 ش‌؛ سلطانعلی‌ سلطانی‌ بهبهانی‌، «بنادر ایران‌ در خلیج‌فارس‌»، در مجموعه‌ مقالات‌ خلیج‌فارس‌ ، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌، مرکز مطالعات‌ خلیج‌فارس‌، 1369 ش‌؛ ابوالقاسم‌ طاهری‌، تاریخ‌ روابط‌ بازرگانی‌ و سیاسی‌ انگلیس‌ و ایران‌: از دوران‌ فرمانروائی‌ مغولان‌ تا پایان‌ عهد قاجاریه‌ ، تهران‌ 1354 ش‌؛ چارلز عیسوی‌، ویرایشگر، تاریخ‌ اقتصادی‌ ایران‌: عصر قاجار، 1332ـ 1215 ه .ق‌. ، ترجمة‌ یعقوب‌ آژند، تهران‌ 1362 ش‌؛ احمد فرامرزی‌، کریم‌خان‌ زند و خلیج‌فارس‌ ، تهران‌ 1346 ش‌؛ اوژن‌ ناپلئون‌ فلاندن‌، سفرنامه‌ اوژن‌ فلاندن‌ به‌ ایران‌ ، ترجمة‌ حسین‌ نورصادقی‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ نصرالله‌ فلسفی‌، زندگانی‌ شاه‌عباس‌ اول‌ ، تهران‌ 1344ـ1346 ش‌؛ ویلم‌ فلور، «نیروی‌ دریایی‌ ایران‌ در قرن‌ هجدهم‌ در خلیج‌فارس‌»، ترجمة‌ عبدالله‌ ظهیری‌، فصلنامة‌ مطالعات‌ تاریخی‌ ، سال‌ 2، ش‌ 4 (زمستان‌ 1369)؛ جهانگیر قائم‌مقامی‌، بحرین‌ و مسائل‌ خلیج‌فارس‌ ، تهران‌ 1341 ش‌؛ محمدابراهیم‌بن‌ اسماعیل‌ کازرونی‌، تاریخ‌ بنادر و جزایر خلیج‌فارس‌ ، چاپ‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌ 1367 ش‌؛ جرج‌ ناتانیل‌ کرزن‌، ایران‌ و قضیة‌ ایران‌ ، ترجمة‌ غ‌. وحید مازندرانی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ مسعود کیهان‌، جغرافیای‌ مفصل‌ ایران‌ ، تهران‌ 1310ـ1311 ش‌؛ آلفونس‌ گابریل‌، تحقیقات‌ جغرافیائی‌ راجع‌ به‌ ایران‌ ، ترجمة‌ فتحعلی‌ خواجه‌نوری‌، چاپ‌ هومان‌ خواجه‌نوری‌، تهران‌ 1348 ش‌؛ مرکز آمار ایران‌، سرشماری‌ عمومی‌ صنعت‌ و معدن‌ مرحله‌ اول‌، 1373: مشخصات‌ پایه‌ای‌ و چارچوبی‌ کارگاههای‌ کشور، استان‌ بوشهر، شهرستان‌ گناوه‌ ، ش‌ 59 ـ6، تهران‌ 1374 ش‌؛ همو، سرشماری‌ نفوس‌ و مسکن‌ 1375: نتایج‌ تفصیلی‌ کل‌ کشور ، تهران‌ 1376 ش‌؛ محمدبن‌ احمد مقدسی‌، کتاب‌ احسن‌ التقاسیم‌ فی‌ معرفة‌ الاقالیم‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ 1967؛J. G. Lorimer, Gazetteer of the Persian Gulf, ـ Oman and Central Arabia , Buckinghamshire 1986.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مصطفی مؤمنی

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده