بند
معرف
در اصل‌ و به‌ طور عام‌ به‌ معنای‌ ابزارِ بستن‌ (ریسمان‌، زنجیر، سدّ، تله‌، دام‌، قفل‌) یا محل‌ بستن‌ (گره‌، مفصل‌، زندان‌)، یا فاصلة‌ میان‌ دو گره‌ یا مفصل‌ و مجازاً به‌ معانی‌ گوناگون‌ (دلبستگی‌، بستگی‌، اسارت‌، قید، حیله‌ و جز آن‌)
متن
بَند ، در اصل‌ و به‌ طور عام‌ به‌ معنای‌ ابزارِ بستن‌ (ریسمان‌، زنجیر، سدّ، تله‌، دام‌، قفل‌) یا محل‌ بستن‌ (گره‌، مفصل‌، زندان‌)، یا فاصلة‌ میان‌ دو گره‌ یا مفصل‌ و مجازاً به‌ معانی‌ گوناگون‌ (دلبستگی‌، بستگی‌، اسارت‌، قید، حیله‌ و جز آن‌). این‌ واژه‌ در حقیقت‌، ریشة‌ افزودة‌ فعل‌ بستن‌ باستانی‌ (ابوالقاسمی‌، 1373 ش‌ ب‌ ، ص‌ 37) و مادة‌ مضارع‌ آن‌ است‌ که‌ کاربرد اسمی‌ یافته‌ است‌، مانند «چین‌» از چیدن‌ و «خیز» از خاستن‌ و امثال‌ آن‌. حروف‌ آن‌ در طول‌ سه‌ دورة‌ تاریخی‌ زبان‌ (باستان‌، میانه‌ و جدید) تحوّل‌ مهمی‌ نداشته‌ است‌ و تنها در بعضی‌ از گویشهای‌ ایرانی‌ (مازندرانی‌، گیلکی‌، وَخی‌، شُغْنی‌، سریکلی‌، یَزغُلامی‌...)، ب ـ آغازین‌ آن‌ به‌ w بدل‌ شده‌ است‌.واژه‌های‌ بنده‌ (در فارسی‌ باستان‌ bandaka ، در سانسکریت‌ band ، کنت‌، ص‌ 199، در فارسی‌ میانه‌ bandak ، نیبرگ‌، ص‌ 43، در فارسی‌ میانة‌ تورفانی‌ bannag ، ابوالقاسمی‌، 1373 ش‌ الف‌ ، ص‌ 171، در سغدی‌ ndyh b ، قریب‌، ص‌ 104)؛ بندی‌ (اسیر، زندانی‌)؛ بندیوان‌ (نگهبان‌ زندان‌)؛ بندیخانه‌ (زندان‌) از همین‌ ریشه‌اند.بند به‌ معنای‌ سدّ و آب‌بند کاربردی‌ کهن‌ دارد و اصولاً فکر ساختن‌ سدّ برای‌ مصرف‌ زراعت‌ و دامداری‌، ماهیگیری‌ و سیل‌بندی‌ بسیار قدیمی‌ است‌ و ویرانه‌های‌ سدهای‌ باستانی‌ در ایران‌ و در دره‌های‌ نیل‌ و دجله‌ دیده‌ می‌شود. شواهدی‌ مانند بند بهمن‌ ( بر رودخانة‌ قره‌آغاج‌ از دورة‌ ساسانیان‌)، بند قیصر (بر رود کارون‌ از روزگار شاپور اول‌ ساسانی‌)، بند قیر (دهی‌ که‌ به‌ نام‌ سدی‌ به‌ همین‌ نام‌ خوانده‌ شده‌ است‌ رجوع کنید به دایرة‌المعارف‌ فارسی‌ ، ذیل‌ واژه‌)، بند امیر * (که‌ بعضی‌ ساختمان‌ اولیّة‌ آن‌ را از روزگار هخامنشیان‌ می‌دانند) و نیز اصطلاح‌ کهنسال‌ بند وَرغ‌ (سدی‌ که‌ بر نهر یا رود سازند) که‌ در شعر رودکی‌ دیده‌ می‌شود (دهخدا، ذیل‌ «وَرغ‌»؛ قس‌ «بند روغ‌»، رودکی‌، ص‌ 212) و نیز بند اسکندری‌ در شاهنامه‌ (فردوسی‌، ج‌ 7، بیت‌ 1497، و پانویس‌ 14) همگی‌ دلالت‌ بر همین‌ سابقة‌ کهنسال‌ دارند. در متون‌ نظم‌ ونثر فارسی‌ دری‌ از همان‌ آغاز و به‌ طور مثال‌ در تاریخ‌ بلعمی‌ و ترجمة‌ تفسیر طبری‌ ، در شعر فردوسی‌ و تفسیر قرآن‌ پاک‌ دیده‌ می‌شود (بنیاد فرهنگ‌ ایران‌، ذیل‌ واژه‌).برای‌ تاریخچه‌ و ساخت‌ سد رجوع کنید به سَدّ. *منابع‌: محسن‌ ابوالقاسمی‌، تاریخ‌ زبان‌ فارسی‌ ، تهران‌ 1373ش‌ الف‌ ؛ همو، مادّه‌های‌ فعلهای‌ فارسی‌ دری‌ ، تهران‌ 1373 ش‌ ب‌ ؛ بنیاد فرهنگ‌ ایران‌. شعبة‌ تألیف‌ فرهنگهای‌ فارسی‌، فرهنگ‌ تاریخی‌ زبان‌ فارسی‌ ، بخش‌ 1، تهران‌ 1357 ش‌؛ دایرة‌المعارف‌ فارسی‌ ، به‌ سرپرستی‌ غلامحسین‌ مصاحب‌، تهران‌ 1345ـ1374 ش‌؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌ ، زیرنظر محمد معین‌، تهران‌ 1325ـ1359 ش‌؛ جعفربن‌ محمد رودکی‌، رودکی‌: آثار منظوم‌ ، با ترجمة‌ روسی‌، مسکو 1964؛ ابوالقاسم‌ فردوسی‌، شاهنامه‌ فردوسی‌ ، از روی‌ چاپ‌ وولرس‌، تهران‌ 1314 ش‌؛ بدرالزمان‌ قریب‌، فرهنگ‌ سغدی‌ ، تهران‌ 1374 ش‌؛R. G. Kent, Old Persian: grammar texts, lexicon , New Heaven 1953; H. S. Nyberg, A manual of Pahlavi , Wiesbaden 1974.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ایرج پروشانی

حوزه موضوعی

ادبیات و زبان ها

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده