بناب
معرف
بِناب‌ ،# شهرستان‌ و شهری‌ در استان‌ آذربایجان‌ شرقی‌.
متن
بِناب‌ ، شهرستان‌ و شهری‌ در استان‌ آذربایجان‌ شرقی‌.1) شهرستان‌ بناب‌ (جمعیت‌ طبق‌ سرشماری‌ 1375 ش‌، 985 ، 112 تن‌؛ 240 ، 63 تن‌ شهرنشین‌، حدود 56% ؛ 745 ، 49 تن‌ روستانشین‌، حدود 44%). در جنوب‌ غربی‌ استان‌ آذربایجان‌ شرقی‌، و در جنوب‌ شرقی‌ دریاچة‌ ارومیه‌ واقع‌ است‌. مشتمل‌ است‌ بر بخش‌ حومه‌ (مرکزی‌)؛ دهستانهای‌ بِناجوی‌ شرقی‌ (به‌ مرکزیت‌ خوشه‌ مهر)، بناجوی‌ شمالی‌ (به‌ مرکزیت‌ روشتِ بزرگ‌) و بناجوی‌ غربی‌ (به‌ مرکزیت‌ خانه‌ برق‌ جدید)؛ و یک‌ شهر. آبادیهای‌ آن‌ در کوهستان‌ و دشت‌ قرار دارند. کوههای‌ جنوبی‌ و شرقی‌ تا کوههای‌ جنوبی‌ مراغه‌ امتداد می‌یابد و به‌ آن‌ متصل‌ می‌شود، بلندترین‌ قلة‌ آن‌ در شمال‌ شرقی‌ بناب‌ به‌ 365 ، 1 متر می‌رسد. رود صوفی‌/ صافی‌ از مشرق‌ وارد بناب‌ می‌شود. جریان‌ آب‌ آن‌ در اوایل‌ بهار سیلابی‌ و گل‌آلود، و رسوبات‌ آن‌ برای‌ زراعت‌ بسیار مفید است‌. این‌ رود در بناب‌ به‌ سه‌ شعبه‌ تقسیم‌ می‌شود: شعبه‌ای‌ از آن‌ از ناحیة‌ جنوبی‌ می‌گذرد و به‌ صوفی‌چای‌ معروف‌ است‌؛ شعبة‌ دوم‌، گوبی‌چای‌، از ناحیة‌ شمالی‌ می‌گذرد و به‌ دریاچة‌ ارومیه‌ می‌ریزد؛ شعبة‌ سوم‌ از میان‌ دو شعبه‌ جریان‌ دارد و مهرآباد اَرخی‌ (نهر مهرآباد) نامیده‌ می‌شود (مروارید، ص‌ 58).بناب‌ در بُنِ (قسمت‌ سفلای‌) رود صوفی‌ قرار دارد و کشتزارها و باغات‌ آن‌ با صوفی‌چای‌ و قنات‌ و چشمه‌ آبیاری‌ می‌شود. محصولات‌ عمدة‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از: پیاز و خشکبار که‌ به‌ خارج‌ صادر می‌شود، غلات‌، چغندر قند، پنبه‌ و انواع‌ میوه‌، بویژه‌ انگور. تاکستانهای‌ آن‌ در دو کرانة‌ رود صوفی‌ واقع‌ شده‌ است‌. از گیا بوته‌های‌ گز و بابونه‌ و کاسنی‌ و کنگر و جِگَن‌ و ریش‌بزی‌ دارد، و از زیا روباه‌ و شغال‌ و گرگ‌ و بز و میش‌ وحشی‌ در آن‌ یافت‌ می‌شود. پرورش‌ شتر و گوسفند و بز در آنجا رواج‌ دارد و دامداری‌ آنجا مهم‌ است‌.از صنایع‌ دستی‌، جاجیم‌بافی‌ و گلیم‌بافی‌ دارد. دارای‌ معادن‌ زغال‌سنگ‌ و طلاست‌. راه‌ اصلی‌ تبریز ـ مراغه‌ ـ مهاباد ـ سنندج‌ ـ بناب‌ ـ میاندوآب‌ ـ کرمانشاه‌ از آن‌ می‌گذرد. از طریق‌ مراغه‌ به‌ راه‌آهن‌ تبریز ـ تهران‌ می‌پیوندد. طبق‌ قانون‌ تقسیمات‌ کشوری‌، در 1316 ش‌ بخش‌ بناب‌ در شهرستان‌ مراغه‌ در استان‌ چهارم‌ (آذربایجان‌ غربی‌) تشکیل‌ شد. در دی‌ 1330، شهرستان‌ مراغه‌ با بخشهای‌ تابعه‌، از استان‌ چهارم‌ جدا، و ضمیمة‌ استان‌ سوم‌ (آذربایجان‌ شرقی‌) شد. در 1369 ش‌، بخش‌ بناب‌ با بخشهای‌ حومه‌ و مَلِکان‌ تبدیل‌ به‌ شهرستان‌، و ملکان‌ بعداً تبدیل‌ به‌ شهرستانی‌ جداگانه‌ شد. مردم‌ بناب‌، به‌ ترکی‌ آذری‌ سخن‌ می‌گویند و شیعة‌ اثنی‌عشری‌اند.2) شهر بناب‌ (جمعیت‌ طبق‌ سرشماری‌ 1375 ش‌، 240 ، 63 تن‌). مرکز شهرستان‌ بناب‌، در دشتی‌ فلاتی‌ شکل‌، در ارتفاع‌ حدود 280 ، 1 متری‌، و در حدود شانزده‌ کیلومتری‌ جنوب‌غربی‌ مراغه‌ واقع‌ است‌. از دریاچة‌ ارومیه‌ حدود هشت‌ کیلومتر فاصله‌ دارد. گاهی‌ دمای‌ آن‌ در تابستان‌ 32 درجه‌، و در زمستان‌ 15 درجه‌، و میانگین‌ بارش‌ سالیانة‌ آن‌ چهل‌ تا پنجاه‌ سانتیمتر است‌. رود صوفی‌ زمینهای‌ پیرامون‌ شهر را، که‌ بیشترین‌ قسمت‌ آن‌ باغات‌ میوه‌ است‌، آبیاری‌ می‌کند. تاکستانها بیشتر در نواحی‌ شمال‌غربی‌ و جنوبی‌ شهر متراکم‌اند. در بهار، بادِ ده‌ روزه‌، در تابستان‌ بادی‌ از جنوب‌ (از سوی‌ دریاچه‌ ارومیه‌) به‌ نام‌ آق‌یِلی‌/ آق‌یل‌ (باد سفید)، و از مشرق‌ بادی‌ به‌ نام‌ مه‌یل‌/ مه‌یلی‌ می‌وزد. شهر دارای‌ کارگاههای‌ ریسندگی‌ و قالی‌بافی‌ و قالیچه‌بافی‌، و بازار سرپوشیده‌ است‌. یکشنبه‌ بازاری‌ به‌ نام‌ «سوت‌گونی‌ بازار» (بازارِ روز شیر) دارد که‌ در آن‌ گوسفند و دامهای‌ کوچک‌ داد و ستد می‌شود، و بازار آروات‌ (بازار زن‌) که‌ در آن‌ مرغ‌ و خروس‌ و تولیدات‌ صنایع‌ دستی‌ خرید و فروش‌ می‌شود و اغلب‌ جمعیت‌ آن‌ را زنان‌ تشکیل‌ می‌دهند. دوشنبه‌ بازار هم‌ دارد که‌ در آن‌ دامهای‌ بزرگ‌، مانند گاو و گوساله‌، مبادله‌ می‌شود.آثار باستانی‌ و تاریخیِ آن‌ عبارت‌ است‌ از: تپه‌ای‌ به‌ نام‌ تپه‌ سیاه‌ در کنار شهر، و خندق‌ ویرانی‌ در نزدیکی‌ آن‌، که‌ ظاهراً محل‌ شهر قدیمی‌ است‌؛ مسجد جامعِ مهرآباد با کتیبه‌ای‌ به‌ تاریخ‌ 951 از دورة‌ صفویه‌، در کنار میدان‌ مهرآباد؛ مسجد گَزاوَشت‌، احتمالاً از قرن‌ نهم‌ در کنار میدانی‌ به‌ همین‌ نام‌. گزاوشت‌ و مهرآباد از محله‌های‌ قدیمی‌ هستند. امروزه‌ شهر بناب‌ دهها مسجد و یک‌ مدرسة‌ علوم‌ اسلامی‌ دارد.شهر بناب‌ به‌ لحاظ‌ واقع‌ شدن‌ بر سر راههای‌ اصلی‌ تبریز ـ مهاباد و مراغه‌ ـ میانه‌ از دیرباز اهمیت‌ اقتصادی‌ و سوق‌الجیشی‌ داشته‌ است‌. امروزه‌ نیز براثر گذشتن‌ راه‌آهن‌ تبریز ـ تهران‌ از حدود نوزده‌ کیلومتری‌ شمال‌ شرقی‌ شهر، رونق‌ اقتصادی‌ یافته‌ است‌. شهر بناب‌ با جاده‌هایی‌ با مراکز دهستانها پیوند اقتصادی‌ دارد.پیشینه‌. از گذشتة‌ بناب‌ اطلاع‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌، اما در منطقة‌ بناب‌ آبادیهایی‌ چون‌ لیلان‌ و گاودول‌ تاریخی‌اند. ظاهراً نام‌ بناب‌ نخستین‌ بار در منابع‌ دورة‌ صفویه‌ آمده‌ است‌. در رمضان‌ 927 هنگامی‌ که‌ شاه‌ اسماعیل‌ اول‌ صفوی‌ (حک : 905ـ 930) در موضع‌ بناب‌ به‌ سر می‌برد، شیخ‌شاه‌، پادشاه‌ شروان‌، به‌ دیدار او شتافت‌ (نویدی‌، ص‌ 58؛ منشی‌ قمی‌، ج‌ 1، ص‌ 147، 149). به‌ نوشتة‌ سیّاحان‌ خارجی‌، بناب‌ در دورة‌ قاجاریه‌ باغات‌ فراوانی‌ داشته‌، به‌ طوری‌ که‌ راولینسون‌ نوشته‌ است‌ در 1252، بناب‌ 500 ، 1 خانه‌ داشت‌ و پیرامون‌ شهر بیش‌ از یک‌ فرسنگ‌ از همه‌ سو تاکستان‌ و باغات‌ میوه‌ بود (خاماچی‌، ص‌ 240). در 1297، در سی‌ و چهارمین‌ سال‌ سلطنت‌ ناصرالدین‌ شاه‌، بر اثر شورش‌ شیخ‌ عبیداللهِ کُرد، پسر شیخ‌ طه‌ نقشبندی‌، در کردستان‌، بویژه‌ در مغرب‌ آذربایجان‌، تعدادی‌ از آبادیها و شهرهای‌ آن‌ منطقه‌ غارت‌ و طعمة‌ حریق‌ شد. قشون‌ ایران‌، به‌ فرماندهی‌ مصطفی‌ قلیخان‌ اعتمادالسلطنه‌، رئیس‌ نظام‌ آذربایجان‌، برای‌ دفع‌ شورش‌ در چهاردهم‌ ذیقعدة‌ همان‌ سال‌ به‌ شهر بناب‌ آمد. شیخ‌ عبیدالله‌، مَلِک‌ کَندی‌ (شهرِ ملکان‌ امروزی‌) را تصرف‌ کرد و وارد حومة‌ بناب‌ شد. مردم‌ شهر به‌ سرکردگی‌ ملاعلی‌ (سیف‌العلما)، یکی‌ از علمای‌ شهر، از بناب‌ دفاع‌ کردند و پس‌ از دو روز جنگ‌، شورشیان‌ ناچار به‌ عقب‌نشینی‌ شدند (دهقان‌، ص‌ 404، 411؛ نادرمیرزا قاجار، ص‌ 449ـ451؛ اعتمادالسلطنه‌، ص‌ 79). به‌ نوشتة‌ زین‌العابدین‌ مراغه‌یی‌، در 1312 اکثر اهالی‌ بناب‌ بیسواد بودند (ص‌ 185). هنگام‌ انقلاب‌ مشروطیت‌ (1323ـ 1327)، قشون‌ دولتی‌ به‌ فرماندهی‌ ابوطالب‌خانِ چهاردولی‌ با ده‌ هزار تن‌ وارد بناب‌ شدند و با مجاهدان‌ که‌ تعدادشان‌ تنها به‌ دویست‌ تن‌ می‌رسید، درگیر شدند و پس‌ از تسخیر شهر مشروطه‌خواهان‌ را کشتند و خانه‌های‌ آنان‌ را غارت‌ کردند (کسروی‌، ص‌ 817؛ سیفی‌ بنابی‌، ش‌ 31، ص‌ 60، 63، ش‌ 32، ص‌ 66ـ67). با اینکه‌ در آن‌ زمان‌ در بناب‌ یک‌ مدرسه‌ بیشتر وجود نداشت‌ و اکثر مردم‌ بیسواد بودند، اما گروه‌ گروه‌ مردم‌ ( زن‌ و نوجوان‌) به‌ انقلاب‌ می‌پیوستند. به‌ نوشتة‌ عبدالله‌ سیفی‌ بنابی‌، در آن‌ زمان‌ شهر دارای‌ دو محله‌ بود؛ محلة‌ غربی‌ را گدادشت‌ ] = گزاوشت‌ [ و محلة‌ شرقی‌ را مهرآباد می‌گفتند (ش‌ 31؛ ص‌ 58 ـ60، 63) که‌ اوّلی‌ مسلمان‌نشین‌ و دومی‌ ارمنی‌نشین‌ بود (ورجاوند، ص‌ 409ـ412؛ مروارید، ص‌ 59). در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (1914 ـ 1918)، مردم‌ بناب‌ بر اثر گرسنگی‌ و حصبه‌ تلفات‌ سنگینی‌ دادند (مروارید، ص‌ 59).منابع‌: محمدحسن‌بن‌ علی‌ اعتمادالسلطنه‌، المآثر والا´ثار ، در چهل‌ سال‌ تاریخ‌ ایران‌ ، چاپ‌ ایرج‌ افشار، ج‌ 1، تهران‌ 1363 ش‌؛ ایران‌. وزارت‌ کشور، قانون‌ تقسیمات‌ کشور و وظایف‌ فرمانداران‌ و بخشداران‌، مصوب‌ 16 آبان‌ ماه‌ 1316 ، تهران‌ ] بی‌تا. [ ؛ بهروز خاماچی‌، فرهنگ‌ جغرافیای‌ آذربایجان‌ شرقی‌ ، تهران‌ 1370 ش‌؛ علی‌ دهقان‌، سرزمین‌ زردشت‌ (رضائیه‌): اوضاع‌ طبیعی‌، سیاسی‌، اقتصادی‌، فرهنگی‌، اجتماعی‌، تاریخی‌ ، تهران‌ 1348 ش‌؛ حسینعلی‌ رزم‌آرا، فرهنگ‌ جغرافیائی‌ ایران‌ (آبادیها)، ج‌ 4 : استان‌ سوم‌ و چهارم‌ (آذربایجان‌) ، تهران‌ 1355 ش‌؛ زین‌العابدین‌ مراغه‌یی‌، سیاحتنامة‌ ابراهیم‌بیک‌ ، تهران‌ 1362 ش‌؛ عبدالله‌ سیفی‌ بنابی‌، «صفحه‌ای‌ از کتاب‌ قطور تاریخ‌ مشروطه‌»، خاطرات‌ وحید ، ش‌ 31 (اردیبهشت‌ ـ خرداد 1353)، ش‌ 32 (خرداد ـ تیر 1353)؛ احمد کسروی‌، تاریخ‌ مشروطه‌ ایران‌ ، تهران‌ 1363 ش‌؛ مرکز آمار ایران‌، سرشماری‌ عمومی‌ نفوس‌ و مسکن‌ 1375: نتایج‌ تفصیلی‌ استان‌ آذربایجان‌ شرقی‌ ، تهران‌ 1376 ش‌؛ یونس‌ مروارید، مراغه‌ «افرازه‌رود»: از نظر اوضاع‌ طبیعی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌، تاریخی‌ ، تهران‌ 1360 ش‌؛ احمدبن‌ حسین‌ منشی‌ قمی‌، خلاصة‌التواریخ‌ ، چاپ‌ احسان‌ اشراقی‌، تهران‌ 1359ـ1363 ش‌؛ نادر میرزا قاجار، تاریخ‌ و جغرافی‌ دارالسلطنه‌ تبریز ، چاپ‌ غلامرضا طباطبائی‌ مجد، تبریز 1373 ش‌؛ زین‌العابدین‌ عبدالمؤمن‌ نویدی‌، تکملة‌الاخبار: تاریخ‌ صفویه‌ از آغاز تا 978 هجری‌ قمری‌ ، چاپ‌ عبدالحسین‌ نوائی‌، تهران‌ 1369 ش‌؛ پرویز ورجاوند، «چهل‌ ستون‌های‌ پرشکوه‌ بناب‌»، در معماری‌ ایران‌: 84 مقاله‌ به‌ قلم‌ 33 پژوهشگر ایرانی‌ ، چاپ‌ آ. جوادی‌، ج‌ 1، تهران‌ 1363 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

خسرو خسروی

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده