بناء/ بنایی
معرف
بِناء/ بنّایی‌ ،# ساختمان‌سازی‌ با تأکید بر روشهای‌ ساخت‌ و ساز محلّی‌ و حرفه‌ای‌ سنتی‌.
متن
بِناء/ بنّایی‌ ، ساختمان‌سازی‌ با تأکید بر روشهای‌ ساخت‌ و ساز محلّی‌ و حرفه‌ای‌ سنتی‌.1) جهان‌ اسلام‌ . الف‌. مصالح‌. روشهای‌ ساختمان‌سازی‌ تا حدی‌ به‌مصالح‌ وابسته‌ است‌ که‌ در کشورهای‌ اسلامی‌ طیف‌ بسیار متفاوتی‌ از خاک‌ کوبیده‌ تا سنگ‌ تراشیده‌ را دربرمی‌گیرد. خشت‌ خام‌ و آجر، لاشه‌ سنگ‌ و سنگ‌ نتراشیده‌ نیز در داخل‌ این‌ طیف‌ جای‌ دارد. انتخاب‌ مصالح‌ به‌منابع‌ موجود و نیز سنن‌ ساختمان‌سازی‌ محلی‌ یا سننی‌ که‌ سازندگان‌ خارجی‌ وارد کرده‌اند بستگی‌ دارد. به‌این‌ سبب‌ در سوریه‌، که‌ سنگتراشی‌ حرفه‌ای‌ بسیار قدیمی‌ است‌، اشکال‌ پیچیدة‌ مقرنس‌ با سنگ‌ به‌ وجود می‌آید، اما در مصر با وجود معادن‌ سنگهای‌ راحت‌تراش‌ ، در دورة‌ حکومت‌ طولونیان‌ (ح 254ـ292) از آجر بهره‌ گرفته‌اند که‌ بی‌تردید ابتکار سرمعماران‌ عراق‌ است‌. در عین‌ حال‌، معماران‌ مسلمان‌ چندان‌ به‌انتخاب‌ مصالح‌ اعتنایی‌ نداشتند. این‌ بی‌توجهی‌ در ساخت‌ کاخها بیشتر مشاهده‌ می‌شود تا ساختمانهای‌ مذهبی‌، و سبب‌ آن‌ سرعت‌ کار، برآوردن‌ هوا و هوس‌ صاحب‌کار در زمانی‌ کوتاه‌، نیروی‌ کار غیر ماهر بردگان‌ و استفادة‌ عمومی‌ از نماسازی‌ (پوششهایی‌ از گچ‌ ساده یا گچبری‌ و ابزار خورده‌ (نقشکوب‌)، کاشی‌ یا سرامیک‌) بوده‌ است‌.ابن‌خلدون‌ (ج‌ 2، ص‌ 808) روش‌ سازة‌ چینه‌ای‌ (طابیه‌) را خاص‌ مسلمانان‌ دانسته‌ است‌ که‌ خاکِ آمیخته‌ با آهک‌ را در فضایی‌ بین‌ دو تخته‌ می‌ریزند و آن‌ را با کوبه‌های‌ مخصوصی‌ که‌ برای‌ همین‌ منظور آماده‌ شده‌ است‌ می‌فشرند و در هم‌ می‌کوبند تا خوب‌ نرم‌ شود و اجزای‌ خاک‌ با آهک‌ مخلوط‌ گردد. سپس‌ بار دوم‌ و سوم‌ در آن‌ خاک‌ می‌ریزند تا وقتی‌ که‌ فضای‌ خالی‌ میان‌ دو تخته‌ بکلی‌ پر شود. در نتیجة‌ این‌ روش‌، ذرات‌ خاک‌ و آهک‌ چنان‌ به‌ هم‌ می‌آمیزند که‌ گویی‌ جسم‌ واحدی‌ تشکیل‌ داده‌اند... هر بار تخته‌ها را در خط‌ مستقیمی‌ پیوسته‌ به‌ خط‌ پیشین‌ قرار می‌دهند تا آن‌ که‌ کلیة‌ قسمتهای‌ دیوار چنان‌ به‌ هم‌ می‌پیوندد و جوش‌ می‌خورد که‌ گویی‌ از مادّه‌ای‌ یکپارچه‌ ساخته‌ شده‌ است‌. دیوار چینه‌ای‌ در غرب‌ قلمرو مسلمانان‌ در سده‌های‌ پنجم‌ و ششم‌ بویژه‌ در ساختمانهای‌ نظامی‌ بسیار رواج‌ داشته‌ است‌ و به‌ نظر می‌رسد که‌ از اندلس‌ وارد مغرب‌ شده‌ باشد.خشت‌ خام‌ (طَوب‌) که‌ از آن‌ گاه‌ به‌عنوان‌ نمای‌ دیوار چینه‌ای‌ استفاده‌ می‌شود، از خاک‌ و کاه‌ کوبیده‌ که‌ در قالبهای‌ چوبی‌ فشرده‌ شده‌، ترکیب‌ می‌شود. از این‌ ماده‌ هنوز به‌طور گسترده‌ در شهرهای‌ صحرا ] یا صحرای‌ افریقا [ استفاده‌ می‌شود، چنانکه‌ در دوره‌های‌ پیشتر در مناطق‌ خشک‌، بویژه‌ عراق‌ و عربستان‌، استفاده‌ می‌شده‌ است‌. دیوارهای‌ خانة‌ پیامبر صلّی‌اللّه‌ علیه‌وآله‌وسلّم‌ در مدینه‌ و مساجد عباسی‌ در سامرا نیز از این‌ ماده‌ بوده‌ است‌. حفاریهای‌ عباسیّه‌، مقر سلسلة‌ اغالبه‌ (184ـ296) در قَیْروان‌، در شمال‌ افریقا، نیز نمونه‌هایی‌ از خشت‌ خام‌ را در اختیار ما قرار می‌دهد.آجر که‌ در ایران‌ و روم‌، بویژه‌ در حمامهای‌ عمومی‌، رواج‌ گسترده‌ داشته‌ است‌، در سراسر کشورهای‌ اسلامی‌ مشاهده‌ می‌شود، اما همیشه‌ بهترین‌ نمونه‌های‌ آن‌ را باید در ایران‌ جستجو کرد. هر جا دقت‌ در تراز بنا اهمیت‌ داشته‌ است‌ (ستونها، پاستونها، راه‌پله‌ها، قوسها، طاقها و غیره‌) از آن‌ به‌تنهایی‌ یا با لاشه‌سنگ‌ استفاده‌ می‌کرده‌اند. آجر به‌عنوان‌ عنصری‌ افقی‌ و پیونددهنده‌ که‌ میان‌ لایه‌های‌ آن‌ از لاشه‌سنگ‌ استفاده‌ می‌شد، یا به‌عنوان‌ عنصری‌ پیونددهندة‌ عمودی‌ برای‌ حفظ‌ نظم‌ ساختمان‌، بویژه‌ در نبشها (تصویر 1) به‌کار می‌رفت‌. روی‌ آجر را قاعدتاً اندود می‌کردند، اما ممکن‌ بود از رنگ‌ آن‌ که‌ صورتیِ خاکِپخته‌ یا رنگ‌ لعابی‌ بود که‌ به‌سطح‌ آجر زده‌اند، بهره‌ گیرند.از لاشه‌سنگ‌ یا سنگ‌تراشیدة‌ ناهموار در ساختمانهای‌ ساسانی‌ و در استحکامات‌ نظامیِ کاخ‌ اُخَیضر * (اواسط‌ قرن‌ دوم‌) استفاده‌ شده‌ و هنوز در سرزمینهای‌ اسلامی‌ بین‌النهرین‌، کاربرد دارد. به‌نظر می‌رسد که‌ لاشه‌سنگ‌ در سدة‌ پنجم‌ آشناترین‌ مادة‌ ساختمانی‌ در شمال‌ افریقا بوده‌ باشد. تا پیش‌ از رواج‌ دیوارهای‌ چینه‌ای‌، از لاشه‌سنگ‌ در ساخت‌ بارو و شبکه‌های‌ آبیاری‌ استفاده‌ می‌شد. ملاط‌ یا اندودِ محافظی‌ که‌ روی‌ دیوارها می‌کشیدند از جنس‌ گل‌ سفید، ماسه‌، خرده‌ سفال‌ و ذغال‌ چوب‌ بوده‌ است‌.استفاده‌ از سنگ‌ تراشیده‌ ادامة‌ سنت‌ رومی‌ و بیزانسی‌ و خاستگاه‌ آن‌ سوریه‌ است‌ که‌ اکنون‌ نیز در آنجا متداول‌ است‌. سنگ‌ تراشیده‌ در مصر در دوران‌ فاطمیها (سده‌های‌ چهارم‌ ـ ششم‌)، به‌ویژه‌ در استحکامات‌ بدرالجمالی‌ * ارمنی‌ و در افریقیه‌ در ساخت‌ بناهای‌ مذهبی‌ و نظامی‌ سدة‌ سوم‌ و در تونس‌ در سدة‌ هفتم‌ رواج‌ یافت‌، و در اندلس‌ دورة‌ امویان‌ نیز، از مصالح‌ معمول‌ احداث‌ پی‌ به‌شمار می‌رفت‌. در مغرب‌ نیز در سدة‌ ششم‌، موحدون‌ * از سنگ‌ تراشیده‌ در ساخت‌ و سازهای‌ خود استفاده‌ می‌کردند. دیوارهایی‌ که‌ با سنگ‌لاشه‌ ساخته‌ شده‌ بود، اغلب‌ با سنگ‌تراشیده‌ نماسازی‌ می‌شد. آجرچینی‌ این‌ دوره‌ که‌ به‌ اندازة‌ دورة‌ رومی‌ حجیم‌ نیست‌، ترکیبی‌ از آجرها را که‌ به‌ اشکال‌ گوناگون‌ از درازا یا پهنا کار گذاشته‌ شده‌اند، نشان‌ می‌دهد (تصاویر 2، 3، 4). آجرچینی‌ موحدون‌ از ردیفهای‌ یکی‌ در میان‌ پهن‌ و نازک‌ تشکیل‌ شده‌ که‌ این‌ شیوه‌ از مراکش‌ به‌تونس‌ رسیده‌ است‌.به‌ این‌ مصالح‌ باید چوب‌ را نیز اضافه‌ کرد : تیرها را از طول‌ در دیوارها کار می‌گذاشتند؛ در قیروان‌ تیرهای‌ چهارتراش‌ ضخیم‌، تیرِ اصلیِ بالای‌ ستون‌ (فَرَسب‌) و تیرهای‌ کوچک‌ تیرریزی‌ سقف‌ و گاه‌ نعل‌ درگاه‌ را تشکیل‌ می‌داد، که‌ به‌لحاظ‌ استحکام‌ خالی‌ از خطر نیست‌.در پهلوی‌ این‌ دیوارها اغلب‌ دیوارهای‌ پشتبند احداث‌ می‌شود. تکیه‌گاههای‌ نیمه‌استوانه‌ای‌ نوع‌ قدیم‌ بین‌النهرینی‌ در چهارگوشة‌ مسجد جامع‌ تونس‌ (سدة‌ سوم‌)، بنای‌ قلعة‌ بنی‌حَمّاد (پنجم‌ ـ ششم‌)، مسجد جامع‌ قیروان‌ و در پیرامون‌ مسجد قرطبه‌ ساخته‌ شده‌ است‌.ب‌. عناصر. میان‌ عناصری‌ که‌ در شبستانهای‌ مساجد نقش‌ تکیه‌گاه‌ را ایفا می‌کنند، ستونها در خور بیشترین‌ توجه‌اند. در سده‌های‌ نخست‌ اسلامی‌ در سوریه‌، مصر، افریقیه‌ و اسپانیا از ستونهای‌ ساختمانهای‌ بت‌پرستان‌ یا بناهای‌ مسیحی‌ واقع‌ در آن‌ حوالی‌، استفاده‌ می‌شد که‌ پس‌ از به‌پایان‌ آمدن‌ این‌ منابع‌، سنگتراشان‌ مسلمان‌ نمونه‌های‌ خود را به‌وجود آوردند. ستونها عموماً استوانه‌ای‌اند و قطر میانة‌ ستون‌ از ابتدا و انتهای‌ آن‌ کمتر نیست‌. این‌ ستونها در سدة‌ دهم‌ از ایتالیا به‌ شمال‌ افریقا وارد شد.روی‌هم‌ قرار دادن‌ ستونهایی‌ با اندازه‌های‌ محدود در یک‌ چهلستون‌ که‌ بار آن‌ بر روی‌ ستونها قرار دارد، با این‌ هدف‌ انجام‌ می‌گیرد که‌ جلوه‌ای‌ گیرا پدید آید و این‌ طور به‌نظر رسد که‌ اجزای‌ باربر، رو به‌بالا ادامه‌ یافته‌اند. بی‌شک‌ بنّایان‌ قیروان‌ روش‌ روی‌هم‌ قرار دادن‌ ستونها را از مصر (مسجد عَمرو) به‌وام‌ گرفته‌اند. در این‌ روش‌، ستونهای‌ کلاسیک‌، سرستون‌، کتیبه‌ و گچبری‌ سرستون‌ با پیوندهای‌ چوبی‌ که‌ در داخل‌ کتیبه‌ قرار گرفته‌، مشاهده‌ می‌شود (تصویر 5). شاید معماران‌ مسجد قرطبه‌ روی‌ هم‌ قرار دادن‌ دو ردیف‌ قوسی‌ را که‌ حجم‌ کارهای‌ بنایی‌ بالای‌ ستونها را به‌هم‌ متصل‌ می‌کند، از آباره‌های‌ رومی‌ الهام‌ گرفته‌ باشند (تصویر 6).مسجد حسّان‌ از دورة‌ موحدون‌ در رباط‌ (قرن‌ ششم‌) نمونه‌ای‌ نادر از ستونهایی‌ را به‌نمایش‌ می‌گذارد که‌ از روی‌ هم‌ قرار گرفتن‌ سنگهای‌ استوانه‌ای‌ تراش‌خورده‌ به‌وجود آمده‌ است‌.گذشته‌ از نعل‌ درگاههای‌ مستقیمی‌ که‌ به‌وسیلة‌ یک‌ سنگ‌ یا سنگ‌ طاقهای‌ مایل‌ به‌کمک‌ طاق‌ کمکی‌ احداث‌ می‌شوند (مصر، سوریه‌)، طاقها اشکال‌ بسیار متنوعی‌ (نیم‌دایره‌ (تمام‌ دور)، نعل‌اسبی‌ (ناری‌)، قوس‌ ایرانی‌ با تقسیمات‌ مستقیم‌الخط‌ و غیره‌) به‌خود می‌گیرد که‌ نه‌ نیازهای‌ ساختمانی‌ بلکه‌ ذوق‌ معمار آن‌ را الزام‌آور کرده‌ است‌ و نقش‌ تزیین‌ را ایفا می‌کند.در سوریه‌، و به‌ تقلید از آن‌ در اسپانیای‌ دورة‌ امویان‌ و در مغرب‌، از تیرریزیهای‌ چوبی‌ برای‌ سرپوشیده‌ ساختن‌ شبستانها، استفاده‌ می‌کردند که‌ با پوشش‌ سفال‌ روی‌ آنها قرار می‌گرفت‌. ساختمانهای‌ مربع‌شکل‌، بامهایی‌ کلاه‌فرنگی‌ (چهار ترک‌) داشتند.مصر و افریقیه‌ و اربابان‌ ترک‌ الجزایر در شهرهای‌ ساحلی‌ مهتابی‌ را حفظ‌ کردند. کمبود چوب‌ با ابعاد لازم‌، معماران‌ را واداشت‌ که‌ دیوارهای‌ حامل‌ این‌ تیرریزیهای‌ چوبی‌ را به‌هم‌ نزدیکتر کنند و تناسباتی‌ در خور امکانات‌ برای‌ فضاهای‌ سقف‌دار و محصور در نظر بگیرند. استفاده‌ از طاقهای‌ آهُنگ‌ (طاق‌ تونلی‌) یا گنبدهای‌ کوچک‌ کنار هم‌ به‌ همین‌ نیاز پاسخ‌ می‌گوید. مسئلة‌ طاق‌ و گنبد در راه‌ و روشهای‌ ساسانی‌ و بیزانسی‌ به‌شیوه‌های‌ مختلف‌ حل‌ شد، اما نبوغ‌ ایرانی‌ گوناگونیهای‌ با ارزشی‌ به‌ آن‌ افزود.احداث‌ «طاق‌ در لبة‌ بنا» که‌ در معماری‌ ساسانی‌ زیاد به‌کار می‌رود، منطقی‌ترین‌ کاربرد خود را در نوع‌ خاص‌ ایرانی‌ می‌یابد که‌ ایوان‌ نامیده‌می‌شود. ایوان‌ که‌ در ایران‌اسلامی‌ از آن‌ استفادة‌ زیادی‌ می‌شود اتاق‌ گونه‌ای‌ است‌ نظیر یک‌ طاقچة‌ بزرگ‌ که‌ از سه‌طرف‌ با دیوار بسته‌ شده‌ و از طرف‌ چهارم‌ باز است‌. بنّا ردیف‌ اول‌ آجرها را با ملاط‌ روی‌ دیوار پشت‌ اجرا می‌کند و با این‌ کار قوس‌ طاق‌ را مشخص‌ می‌سازد. سپس‌ ردیف‌دوم‌ روی‌ ردیف‌اول‌ قرار می‌گیرد و با ملاط‌ به‌آن‌ می‌چسبد. بدین‌طریق‌ طاق‌ ردیف‌ به‌ردیف‌ ساخته‌ می‌شود تا سرانجام‌ تمام‌ فضا سرپوشیده‌ شود (تصویر 8).گذشته‌ از طاق‌آهُنگ‌، معماری‌ اسلامی‌ از طاق‌ چهار بخش‌ (دو نیم‌ استوانه‌ که‌ تحت‌ زوایای‌ قائمه‌ یکدیگر را قطع‌ می‌کنند: تصویر 7) و از گنبد چهارترک‌ که‌ در آن‌ چهار دیوار در قسمت‌ بالای‌ فضا قوس‌دار می‌شوند، تا فضا سرپوشیده‌ شود (تصویر 9) استفاده‌ می‌کند که‌ گهگاه‌ به‌عنوان‌ خاتمه‌ و اوج‌ طاق‌آهنگ‌ عمل‌ می‌کند. دربارة‌ گنبد نیز باید گفت‌ که‌ نمونه‌های‌ زیبای‌ آن‌ را ـ که‌ در عصر بیزانس‌ ساخته‌ شده‌ ـ باید الگوی‌ گنبدهای‌ تُرکی‌ دانست‌، اما این‌ عنصر نیز در معرض‌ تغییر و تحولاتی‌ قرار گرفت‌ که‌ هنر اسلامی‌ از این‌ لحاظ‌ نیز مدیون‌ ایران‌ است‌.قرار دادن‌ یک‌ طاق‌ نیم‌دایره‌ یا هشت‌ضلعی‌ بر یک‌ پایة‌ مربع‌ شکل‌ با دو روش‌ اجرا می‌شود : روش‌ لچکی‌ (تصویر 11) که‌ روش‌ متداول‌ در دنیای‌ بیزانس‌ (قس‌ ایاصوفیه‌ در استانبول‌) است‌ و روش‌ سه‌ کنج‌ که‌ خاص‌ ایرانیان‌ است‌ (تصویر 10). روش‌ سه‌کنج‌ (گوشوار) عبارت‌ است‌ از نهادن‌ یک‌ ربع‌ کره روی‌ گوشة‌ مربعی‌ که‌ تکیه‌گاه‌ آن‌ است‌ به‌نحوی‌ که‌ تیزة‌ قوس‌ آن‌ به‌ سوی‌ داخل‌ مربع‌ پیش‌ آمده‌ باشد. در این‌ روش‌ گاه‌ به‌جای‌ ربع‌ کره‌ به‌یک‌ ربع‌ مکعب‌، با ایجاد قاشقی‌ و لبة‌ دندانه‌دار، زیباییِ یک‌ صدف‌ دریایی‌ را می‌بخشند (تصویر 12). در مسجد جامع‌ دمشق‌ و در قرطبه‌ این‌ فرورفتگی‌ شکل‌ یک‌ طاقچه‌ به‌ خود می‌گیرد. معماران‌ شمال‌ افریقا و صقلیه‌ (سیسیل‌) روش‌ سه‌کنج‌ را به‌ صورت‌ یک‌ نیم‌طاق‌ متقاطع‌ اجرا می‌کردند (یک‌ طاق‌ متقاطع‌ که‌ به‌طور مورب‌ بریده‌ شده‌ باشد: تصویر 13). بالاخره‌ ایرانیها چندین‌ طاقچة‌ سلول‌گونه‌ را روی‌ هم‌ سوار می‌کردند و احتمالاً منشأ مقرنس‌ * از همین‌جا بوده‌ است‌ (تصویر 14). بر فراز این‌ قسمت‌ که‌ در آن‌ مربع‌ و دایره‌ وحدت‌ یافته‌ و ترکیب‌ شده‌اند، اغلب‌ یک‌ سطح‌ دایره‌شکل‌ پدید می‌آید که‌ برای‌ ورود نور در آن‌ پنجره‌ تعبیه‌ کرده‌اند و گنبد نیز بر فراز آن‌ جای‌ می‌گیرد.معماران‌ ایرانی‌ با بهره‌گیری‌ از مزایای‌ آجر نبوغ‌ زیادی‌ در احداث‌ گنبدهای‌ بسیار متنوع‌ از خود نشان‌ دادند، از جمله‌ گنبد دندانه‌دار که‌ از آن‌ نوارهای‌ نور وارد فضایی‌ می‌شود که‌ باید سرپوشیده‌ باشد و این‌ نوع‌ گنبد از ایران‌ به‌ اندلس‌ و سپس‌ از قرطبه‌ و طلیطله‌ در قرن‌ ششم‌ در مغرب‌ و تقریباً در همان‌ زمان‌ در سراسر جنوب‌غربی‌ فرانسه‌ رواج‌ یافت‌.منابع‌: [ ابن‌خلدون‌، مقدمة‌ ابن‌خلدون‌ ، ترجمة‌ محمد پروین‌ گنابادی‌، تهران‌ 1362 ش‌ ].2) ایران‌. هرچند معماری‌ یادمانی‌ در ایران‌ موضوع‌ چند بررسی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ بوده‌ (رجوع کنید به معماری‌ * )، حرفه‌های‌ ساختمانی‌ مردمی‌ با بی‌اعتنایی‌ شرق‌شناسان‌ و تاریخنگاران‌ هنر روبرو بوده‌ و در این‌ باره‌ تنها معدودی‌ تک‌نگاری‌ و بررسی‌ دربارة‌ حرفه‌های‌ ساختمانی‌ محلی‌ و کارهای‌ ساختمانی‌ وجود داشته‌ است‌ (رجوع کنید به وولف‌، ص‌ 91ـ120).الف‌. مصالح‌. به‌دلیل‌ کمی‌ چوب‌ در فلات‌ ایران‌، مصالح‌ ساختمانی‌، جز در استانهای‌ پر جنگل‌ شمالی‌ ایران‌، تقریباً فقط‌ منشأ معدنی‌ دارند (سنگ‌، گچ‌ و بویژه‌ گل‌). روشهای‌ ساختمان‌سازی‌ در سراسر کشور بسیار متنوع‌ است‌. نخستین‌ کار ترسیم‌ خط‌ بنا به‌کمک‌ رسم‌ خط‌ دیوارها با آهک‌ یا گچ‌، بدون‌ نیاز به‌تهیة‌ نقشه‌ (پلان‌) و براساس‌ توافق‌ بنّا و کارفرما است‌. پیها در شالوده‌هایی‌ که‌ بیست‌ تا صد سانتیمتر عمق‌ دارند ریخته‌ می‌شوند و متناوباً از لایه‌هایی‌ از لاشه‌ (قلوه‌) سنگ‌ و مخلوط‌ گل‌ و آب‌ (شفته‌) استفاده‌ می‌شود. تنها استثنا، انواع‌ واحدهای‌ مسکونی‌ زیرزمینی‌ به‌نام‌ «لو» در کویر یا غارها یا خانه‌های‌ استانهای‌ شمالی‌ است‌ که‌ آنها را بلند و روی‌ پایه‌هایی‌ می‌سازند تا در مقابل‌ رطوبت‌ خاک‌ از آن‌ محافظت‌ کنند (رجوع کنید به برومبرژه‌، 1986، ص‌ 60ـ64؛ بازین‌ و برومبرژه‌، ص‌ 42 و نقشة‌ 21).برای‌ احداث‌ دیوار، بسته‌ به‌محل‌ و هدفِ بنّا، از مصالح‌ متفاوتی‌ استفاده‌ می‌شود. این‌ مصالح‌ عبارت‌اند از :1. کاهگل‌، مخلوطی‌ از خاک‌ نرم‌، آب‌ و کاه‌ است‌ که‌ با پای‌ لخت‌ آن‌ را بشدت‌ لگد می‌کنند. کاهگل‌ را به‌صورت‌ قطعات‌ کلفت‌ (مهره‌) در ردیفهایی‌ به‌ارتفاع‌ پنجاه‌ سانتیمتر روی‌هم‌ می‌چینند. پس‌ از اینکه‌ یک‌ ردیف‌ چیده‌ شد، بنّا آن‌ را با ماله‌ صاف‌ و تراز می‌کند، سپس‌ دو سه‌ روز آن‌ را به‌حال‌ خود می‌گذارد تا خشک‌ شود، «در غیر این‌صورت‌ دیوار، زیر وزنِ خود وامی‌رود» (بیزلی‌ و هارورسون‌، ص‌ 17). این‌ دیوارهای‌ گلی‌ عموماً شیب‌ ملایمی‌ دارند و برای‌ محافظت‌ از باران‌ روی‌ آنها را با آجر یا بوته‌های‌ خاردار می‌پوشانند. «یک‌ لایه‌ رس‌ ماسه‌ و آهک‌ به‌ روی‌ بوته‌ها می‌ریزند تا سخت‌ گردد و در مقابل‌ آب‌ نفوذناپذیر شود.» (وولف‌، ص‌ 97). قطعه‌های‌ کاهگل‌ بویژه‌ در ساخت‌ دیوارهای‌ گرداگرد باغهای‌ میوه‌، حیاطها و حتی‌ یخچالها به‌کار می‌رود.2. خشت‌ خام‌ (آجر نپخته‌، خشت‌)، که‌ در قالبهای‌ چوبی‌ شکل‌ می‌گیرد، رایجترین‌ ماده‌ای‌ است‌ که‌ در ساخت‌ دیوارِ خانه‌های‌ سنتی‌ روستاییان‌ به‌کار می‌رفته‌ است‌. این‌ خشتها عموماً در اندازه‌های‌ 20ـ25 و با ضخامت‌ چهار ـ هشت‌ سانتیمتری‌ است‌ و از ملاط‌ گل‌ ساخته‌ می‌شود. سطح‌ دیوار معمولاً با مخلوط‌ نرمی‌ از خاک‌رس‌ و کاه‌ (گل‌پیل‌) به‌کمک‌ ماله‌ اندود می‌شود و نمای‌ صاف‌ و یکنواختی‌ پیدا می‌کند. دیوارهای‌ خارجی‌ که‌ تکیه‌گاه‌ بام‌ هستند و کارکرد عایق‌ را نیز دارند، بسیار قطورند (60ـ90سانتیمتر)، در حالیکه‌ دیوارهای‌ داخلی‌ غالباً به‌ضخامت‌ یک‌ آجرند.3. آجر، ماده‌ای‌ است‌ که‌ معمولاً در ساختمانهای‌ مهم‌ از آن‌ استفاده‌ می‌شده‌ است‌ (خانه‌های‌ اعیان‌، کاروانسراها، مسجدها و غیره‌)، اما استفاده‌ از آن‌ در سه‌ دهة‌ گذشته‌ رواج‌ گسترده‌تری‌ پیدا کرده‌ است‌. ملاط‌ این‌ آجرها، مخلوطی‌ است‌ از آهک‌ مرده‌ و ماسه‌ (شن‌ آهک‌) که‌ در روشهای‌ ساختمان‌سازی‌ مدرن‌، سیمان‌ نیز بدان‌ اضافه‌ می‌کنند. برای‌ سازه‌هایی‌ که‌ با آب‌ تماس‌ دارند، نظیر آب‌انبارها یا حوضچه‌های‌ حیاطهای‌ مرکزی‌، از ملاط‌ مقاوم‌ ویژه‌ای‌ به‌نام‌ ساروج‌ استفاده‌ می‌کنند که‌ ترکیبی‌ است‌ از ماسه‌، آهک‌، خاکستر، سبوس‌ و کاه‌ یا موی‌ بز (وولف‌، ص‌ 101).4. سنگ‌، که‌ برای‌ احداث‌ پی‌ دیوارها و ستونها، و بندرت‌ برای‌ احداث‌ دیوارها، به‌ استثنای‌ برخی‌ استانها نظیر فارس‌ یا در انواع‌ کاملاً مشخصی‌ از ساختمانها (مثلاً کاروانسراهای‌ کوهستانی‌؛ رجوع کنید به سروکس‌ ، ص‌35ـ43) به‌کار می‌رفته‌ است‌. این‌ ماده‌، که‌ کاربرد آن‌ در ایران‌ باستان‌ رواج‌ بیشتری‌ داشته‌ است‌، بتدریج‌، و بویژه‌ پس‌ از قرن‌ هفتم‌، جای‌ خود را به‌آجر پخته‌ داد (پوپ‌، ج‌ 3، ص‌ 899).5. چوب‌، در استانهای‌ شمالی‌ تنها استخوان‌بندی‌ دیوارها را تشکیل‌ می‌دهد. دیوار چوبی‌ یا از روی‌ هم‌ قرار دادن‌ کنده‌ها (وِرجین‌) یا از قابهای‌ چوبی‌ متشکل‌ از تیرهای‌ باریک‌ و گرد (زیگِل‌) ساخته‌ می‌شود. سطح‌ داخل‌ قابها با گلی‌ که‌ با کاه‌ برنج‌ (کولِشِ گل‌) مخلوط‌ شده‌، پر می‌شود. سپس‌ سازة‌ دیوار، که‌ از چوب‌ گرد یا تیرهای‌ باریک‌ و گرد است‌، اندود می‌شود. تنها در کلبه‌های‌ کوهستانی‌ واقع‌ در البرز تیرها و چوبهای‌ استخوان‌بندی‌ چوبی‌ دیوارها معمولاً اندود نمی‌شود (برومبرژه‌، 1986، ص‌ 66ـ67؛ همو، 1974، ص‌ 41ـ45؛ بازین‌، ج‌ 1، ص‌ 165).مرحلة‌ مهم‌ دیگرِ روندِ ساخت‌ و ساز، ساخت‌ بام‌ است‌ که‌ چهار نوع‌ اصلی‌ آن‌ عبارت‌اند از :1. بام‌ تخت‌ (بام‌، پشت‌بام‌، روبون‌)، بویژه‌ در نواحی‌ کوهپایه‌ای‌ (دامنه‌های‌ خشک‌ البرز و زاگرس‌) از همه‌ رایجتر است‌. این‌ بام‌ از تیرهای‌ بلندی‌ ساخته‌ می‌شود که‌ روی‌ دیوارهای‌ اصلی‌ قرار می‌گیرند. تخته‌ها (پَردو، دستک‌) روی‌ این‌ تیرها قرار می‌گیرند (و گاه‌ به‌آنها میخ‌ می‌شوند) و سپس‌ با حصیر، نی‌، یا حتی‌ لایة‌ قطوری‌ از بته‌ (گَوَن‌، خار) پوشانده‌ می‌شوند. سپس‌ چند لایة‌ نازک‌ کاهگل‌ به‌روی‌ آن‌ می‌ریزند و با غَلتکی‌ سنگی‌ (غلتَبان‌) آن‌ را فشرده‌ و استوار می‌کنند. این‌ نوع‌ بام‌ که‌ عایقی‌ عالی‌ برای‌ ساکنان‌ به‌وجود می‌آورد، به‌نگهداری‌ و تعمیر ادواری‌ نیاز دارد. هر سال‌ باید دو تا سه‌ سانتیمتر کاهگل‌ به‌روی‌ بام‌ اضافه‌ کرد و پس‌ از هر بار بارش‌ باران‌ باید از غلتک‌ سنگی‌ استفاده‌ کرد یا ترکها و شکافهای‌ مهم‌ را گرفت‌.2. در نقاطی‌ که‌ چوب‌ کم‌ است‌، بویژه‌ در نواحی‌ مرکزی‌ ایران‌، برای‌ ساختمانهای‌ مستطیل‌شکل‌ از طاق‌ ضربی‌ استفاده‌ می‌شود. ویژگی‌ قابل‌توجه‌ این‌ طاقها این‌ است‌ که‌ برای‌ احداث‌ آنها نیازی‌ به‌ چوب‌بست‌ ویژة‌ طاق‌ نیست‌. اغلب‌ آجرهای‌ نپخته‌ را به‌طور مورب‌ در لایه‌های‌ متوالی‌ در طول‌ بنا می‌چینند و آنها را به‌یک‌ دیوار عمودی‌ در پشت‌ تکیه‌ می‌دهند (کریستنسن‌، ص‌ 100ـ101؛ دسمت‌ و فونتین‌). طاق‌ همچنین‌ می‌تواند شامل‌ یک‌ نیم‌ گنبد در یک‌ سمت‌ باشد یا ساخت‌ آن‌ از یک‌ طرف‌ شروع‌ شود و در وسط‌ خاتمه‌ یابد، به‌ صورتی‌ که‌ ردیفهای‌ آجر، عمود بر لایه‌های‌ قبلی‌ چیده‌ شوند. این‌ آجرها به‌دقت‌ با مخلوطی‌ از گل‌ و آهک‌ اندود می‌شوند.3. گنبد، چه‌ کروی‌ یا مخروطی‌، برای‌ احداث‌ بام‌ روی‌ ساختمانهایی‌ با پلان‌ مربع‌ در همان‌ مناطق‌ (رجوع کنید به سطور قبل‌) به‌کار می‌رود. سه‌کنجها یعنی‌ قوسهایی‌ عمودی‌ که‌ در گوشه‌های‌ فوقانی‌ پلان‌ مربع‌ اجرا می‌شوند امکان‌ انتقال‌ میان‌ این‌ پلان‌ پایه‌ را به‌پلان‌ دایره‌شکل‌ گنبد فراهم‌ می‌کنند (رجوع کنید به عکسها و طرحهای‌ کتاب‌ بیزلی‌ و هارورسون‌، ص‌ 25؛ وولف‌، ص‌ 93؛ دربارة‌ منشأ این‌ روش‌ در سرزمین‌ ایران‌ رجوع کنید به گدار، ص‌ 209ـ210). آجرها اغلب‌ به‌صورت‌ لایه‌های‌ بیرون‌ زده‌ چیده‌ می‌شوند و ملاط‌ می‌خورند، یعنی‌ هر لایه‌ از لایة‌ قبل‌ بیرون‌ می‌زند و این‌ کار از پایه‌ تا رأس‌ گنبد ادامه‌ می‌یابد.طاق‌ضربی‌ و گنبد از داخل‌ و همچنین‌ از بیرون‌ با گل‌ اندود می‌شود، به‌شکلی‌ که‌ بندرت‌ سازه‌های‌ آنها به‌چشم‌ می‌خورد. گاه‌ این‌ بام‌ از بیرون‌ به‌وسیلة‌ بامی‌ دیگر، که‌ بام‌ تختی‌ است‌، کاملاً از دید پنهان‌ می‌شود. این‌ بام‌ دوم‌ را، هم‌ برای‌ حفاظت‌ بام‌ اول‌ در مقابل‌ آسیب‌ باران‌ و برف‌ و هم‌ به‌عنوان‌ جایی‌ مناسب‌ برای‌ خوابیدن‌ در ایام‌ تابستان‌ احداث‌ می‌کنند.4. بام‌ شیب‌داری‌ که‌ روی‌ یک‌ چهارچوب‌ چوبی‌ ساخته‌ می‌شود (شیروانی‌) و از ویژگیهای‌ معماری‌ استانهای‌ مجاور دریای‌ خزر است‌ (برومبرِژه‌، 1986، ص‌69ـ79)، اما به‌طور پراکنده‌ در دیگر مناطق‌ کشور، بویژه‌ مناطق‌ کوهستانی‌ (برای‌ نمونه‌ کردستان‌) نیز استفاده‌ می‌شود (کریستنسن‌، ص‌ 126ـ 127). ساده‌ترین‌ شکل‌ این‌ بام‌، بام‌ دو شیبه‌ است‌ که‌ دو شیروانی‌ متقارن‌ دارد. شیروانی‌ چند کله‌، رایجترین‌ نوع‌ بام‌ در استانهای‌ شمالی‌ است‌ که‌ با پلان‌ مستطیل‌ تناسب‌ دارد. پلان‌ مستطیل‌ شکل‌، عنصر مشخصة‌ معماری‌ بومی‌ به‌شمار می‌آید. بامی‌ با چهار شیروانی‌ برابر، برای‌ ساختمانهایی‌ با پلانی‌ مربع‌ اجرا می‌شود. مصالح‌ بام‌سازی‌ طیف‌ معینی‌ دارند : کاه‌ برنج‌ (کولش‌) در استانهای‌ شمالی‌، نی‌ (گالی‌) تخته‌ یا لته‌ در کوهپایه‌ها و ارتفاعات‌ البرز و سفال‌ که‌ در قسمت‌ محدب‌ به‌ توفالها محکم‌ می‌شود، در شمال‌غربی‌ استان‌ گیلان‌، به‌ کار می‌رود.طی‌ سالهای‌ اخیر، روال‌ کارهای‌ ساختمانی‌ در اغلب‌ نواحی‌ روستایی‌ ایران‌، عمیقاً دگرگون‌ شده‌ است‌. مصالح‌ که‌ به‌طور سنتی‌ در محل‌ تولید و تهیه‌ می‌شد، امروزه‌ از مراکز تولید صنعتی‌ خریداری‌ می‌شود. آجر و سیمان‌ تقریباً به‌طور کامل‌ جای‌ گِل‌ خام‌ را گرفته‌ و به‌ مصالح‌ ساختمانی‌ غالب‌ تبدیل‌ شده‌اند. رشد تولید سیمان‌ در پاسخ‌ به‌تقاضای‌ زیاد، هم‌ در بازارهای‌ شهری‌ و هم‌ روستایی‌، چشمگیر بوده‌ است‌. در برخی‌ موارد، این‌ تغییرات‌ فنی‌ دگرگونی‌ کاملی‌ در حرفه‌های‌ ساختمانی‌ نیز به‌بار آورده‌ است‌. برای‌ مثال‌، در گیلان‌ سازندگان‌ بلوک‌ سیمانی‌ جای‌ نجار را که‌ سازندة‌ سنتیِ خانه‌ به‌شمار می‌آمد، گرفته‌ و حلبی‌ساز جایگزین‌ گالی‌ساز در ساخت‌ بام‌ شده‌ است‌.در همین‌ دوره‌، تغییرات‌ سریع‌ فنی‌ به‌همراه‌ توسعة‌ عمومی‌ جامعه‌، چارچوب‌ سنتی‌ سازمان‌ کار و انتقال‌ مهارتها را درهم‌ شکسته‌ است‌.بنابر سنت‌، یک‌ بنّا کار خود را به‌عنوان‌ وردستِ (شاگرد) استادکارِ خود آغاز می‌کرد. این‌ استادکاران‌ عموماً در شهر به‌ صنفی‌ خاص‌ تعلق‌ داشتند که‌ وظایف‌ متعددی‌ انجام‌ می‌داد، از جمله‌ کمک‌ و حمایت‌ متقابل‌، جمع‌آوری‌ مالیاتهایی‌ که‌ بایستی‌ به‌ حکومت‌ پرداخت‌ شود، انتقال‌ مهارتها، برگزاری‌ امتحان‌ از وردستهایی‌ که‌ خواستار نیل‌ به‌ موفقیت‌ استادکاری‌ بودند (برای‌ قرنهای‌ دهم‌ و یازدهم‌ قمری‌ رجوع کنید به کیوانی‌، ص‌ 141ـ 149؛ برای‌ قرن‌ دوازدهم‌ قمری‌ رجوع کنید به کوزنتسوا، ص‌ 258ـ292). صنوف‌ بنّایان‌ در شهرهای‌ ایران‌ حضور مشخصی‌ داشتند؛ برای‌ مثال‌، صنف‌ بنّایان‌ ایروان‌ در آغاز قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ از 25 استادکار تشکیل‌ می‌شد که‌ هفتاد شاگرد و هجده‌ کارگر روزمزد در استخدام‌ خود داشتند. از لحاظ‌ تعداد اعضا، این‌ صنف‌ جای‌ چهارم‌ را در میان‌ یازده‌ صنف‌ موجود احراز می‌کرد (کوزنتسوا، ص‌ 289) که‌ هنوز فاصله‌ای‌ طولانی‌ با دوازده‌هزار معمار و بنّایی‌ دارد که‌ از قرار معلوم‌ در دوران‌ صفویه‌ در اصفهان‌ فعال‌ بوده‌اند (کیوانی‌، ص‌ 56).در نواحی‌ روستایی‌، کار ساخت‌ و ساز سنتی‌، بنّا را که‌ از کمک‌ چندین‌ نفر دیگر (شاگرد، کارگر) استفاده‌ می‌کرد، از یک‌ سو، و خانواده‌ و دوستان‌ کارفرما را از سوی‌ دیگر، به‌هم‌ پیوند می‌داد. دستة‌ اخیر، کارهایی‌ نظیر حمل‌ و نقل‌ و آماده‌ کردن‌ برخی‌ مصالح‌، ترازکردن‌ زمین‌ قبل‌ از کار ساختمانی‌ و، کندن‌ گودالهای‌ پی‌ را انجام‌ می‌دادند و بنّا کارهای‌ تخصصی‌تر، از قبیل‌ چیدن‌ دیوارها و زدن‌ طاقها را انجام‌ می‌داد.در واقع‌، تحولات‌ امر ساخت‌ و ساز از دهة‌ 1320 ش‌ به‌ بعد شاخص‌ خوبی‌ برای‌ تغییرات‌ انجام‌ گرفته‌ در جامعة‌ ایران‌ طی‌ سه‌ دهة‌ گذشته‌ بوده‌ است‌ : انفجار جمعیت‌ و رشد عظیم‌ جمعیت‌ شهری‌، غربی‌ شدن‌ فن‌آوری‌ و از بین‌ رفتن‌ مهارتهای‌ سنتی‌. در 1319 ش‌ تعداد کارگران‌ در بخش‌ ساخت‌ و ساز شهری‌ شصت‌هزار تن‌ برآورد می‌شد (فلور، ص‌ 28)؛ این‌ رقم‌ در 1345 ش‌ در کل‌ ایران‌ به‌ چهار برابر افزایش‌ یافت‌. بدین‌قرار کارهای‌ ساختمانی‌ 7ر5% کل‌ نیروی‌ کار را شامل‌ می‌شد. در 1355 ش‌، طی‌ یک‌ دوره‌ رونق‌ شدید کارهای‌ ساختمانی‌، این‌ درصد بیش‌ از دو برابر شد. بیشتر این‌ بنّایان‌ جدید، که‌ غالباً مهاجران‌ نواحی‌ روستایی‌ به‌شهرها بودند، از آموزش‌ ویژه‌ یا قابلیتی‌ برخوردار نبودند که‌ سابقاً از طریق‌ وردستی‌ و شاگردی‌ یا سنت‌ خانوادگی‌ کسب‌ می‌کردند. این‌ یکی‌ از دلایل‌ کیفیت‌ پایین‌ ساخت‌ و سازهای‌ جدید است‌. مهمتر این‌ که‌، بحران‌ ساختمان‌ یکی‌ از حادترین‌ نشانه‌های‌ بحران‌ بزرگتر وضعیت‌ پیش‌ از انقلاب‌ بود : مسکن‌ ناکافی‌، بورس‌بازی‌ روی‌ زمین‌ و املاک‌، دو برابر شدن‌ قیمت‌ میانگین‌ هر مترمربع‌ در تهران‌ در فاصلة‌ 1353ـ 1356 ش‌. فروپاشی‌ حکومت‌ پهلوی‌ افزایش‌ چشمگیر ساخت‌ و ساز خصوصی‌ بدون‌ مجوز را درپی‌ داشت‌. بدین‌قرار تعداد ساختمانهای‌ ساخته‌ شده‌ در تهران‌ در مدت‌ سه‌سال‌، سه‌برابر شد (اورکاد و خسروخاور، ص‌ 62ـ83).منابع‌: [هانس‌ آی‌.وولف‌، صنایع‌ دستی‌ کهن‌ ایران‌ ، ترجمة‌ سیروس‌ ابراهیم‌زاده‌، تهران‌ 1372 ش‌] ؛M. Bazin, Le Tہlech: une rإgion ethnique au nord de l'Iran , Paris 1980; M. Bazin and C. Bromberger, Gila ª n et Azarbہyjہn oriental. Cartes et documents ethnographiques, Paris 1982; E. Beazley and M. Harverson , Living with the desert: working buildings of the Iranian la Plateau , Warminster 1982; C. Bromberger, Habitat, architecture et sociإtإ rurale dans la plaine du Gila ª n , Paris 1986; idem, "Habitations du Gila ª n", Objets et mondes , 14/1 (1974), 3-56; N. Christensen, "Haustypen und Gehخftbildung in Westpersien", Anthropos , 62/1-2 (1967), 89-138; H. Desmet and P. Fontaine, Larإgion d'Ara ¦ k et de Hamada ¦ n. Cartes et documents ethnographiques , Paris; W.Floor, Industrialization in Iran, 1900-1941, Durham 1984; A. Godard, L'art de l'Iran, Paris 1926; B. Hourcade and F. Khosrokhavar, "L'habitat rإvolutionnaire ب Tإhإran, 1977-1981", Hإrodote , 31 (1981), 61-83; M. Keyvani, Artisans and guild life in the later Safavid period: contributions to the social- economic history of Persia , Berlin 1982; N. A. Kuznetsova, "Guild organization. Early ninteenth century", in C. Issawi, ed., The economic history of Iran 1800-1914, Chicago 1971, 285-292; Arthur Upham Pope, ed., A survey of Persian art, Tehran 1977; M. Siroux, Caravansإrails et petites constructions routiةres en Iran, Cairo 1949.تکمله‌. پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌، سیاست‌گذاری‌ در زمینة‌ ساخت‌ و ساز دستخوش‌ تغییر و تحول‌ اساسی‌ در زمینه‌های‌ مختلف‌ ساختمان‌سازی‌ گردید. تغییر ضوابط‌ معماری‌ و شهرسازی‌، تدوین‌ آیین‌نامه‌های‌ استانداردکردن‌ مصالح‌ و اجرای‌ ساختمانها و همچنین‌ سیاستهای‌ واگذاری‌ زمین‌ و احداث‌ شهرکها و انبوه‌سازی‌، بخشی‌از موضوعات‌ ساختمان‌سازی‌ در ایران‌ امروز است‌ که‌ تأثیر بسیاری‌ بر روشهای‌ بنایی‌ گذارده‌ است‌، چنانکه‌ تشکیل‌ سازمان‌ نظام‌ مهندسی‌ استانها به‌منظور انتظام‌ بخشیدن‌ به‌امور ساختمان‌سازی‌ و حرفه‌های‌ مهندسی‌ معماری‌، راه‌ و ساختمان‌، شهرسازی‌، تأسیسات‌ مکانیکی‌ و الکتریکی‌ و سایر رشته‌های‌ جنبی‌، نیز در ساختمان‌سازی‌ و روشهای‌ بنایی‌ در سالهای‌ پس‌ از انقلاب‌، اثر بسیار برجای‌ نهاده‌ است‌.در دو دهة‌ گذشته‌، روشهای‌ ساختمان‌سازی‌ در سازه‌، با توجه‌ به‌پیشرفتهای‌ فنی‌ و نیازهای‌ جامعة‌ امروزی‌ از شیوه‌های‌ سنّتی‌ دور گردیده‌ و تقریباً آجر، آهک‌، چوب‌، سنگ‌ و دیگر مصالح‌ سنتی‌، جای‌ خود را به‌مصالح‌ قدرتمندتر دیگری‌ چون‌ بتن‌ و فولاد داده‌اند، چنانکه‌ در سقفها، استخوان‌بندی‌، پی‌ها و ستونها، عمدتاً از آنها استفاده‌ می‌شود و تنها در داخل‌ ساختمانهاست‌ که‌ کماکان‌ انواع‌ آجر برای‌ جداسازی‌ فضاها و گچ‌ و چوب‌ جهت‌ تزیینات‌ و صفحات‌ جداکننده‌ (گچی‌، چوبی‌، پلاستیکی‌ و...) به‌کار می‌رود.ماهیت‌ مصالح‌ ساختمانی‌ امروزی‌ نیز مستلزم‌ امکانات‌ اجرایی‌ خاصی‌ است‌ که‌ از توان‌ نیروهای‌ کارگری‌ خارج‌ است‌ و ازینرو، ماشین‌آلات‌ ساختمانی‌ سهم‌ عمده‌ای‌ در کارهای‌ بنّایی‌ دارند که‌ گاه‌ (برای‌ نمونه‌ در برج‌سازیها) نبودن‌ آنها ساخت‌ و ساز را ناممکن‌ می‌سازد.منابع‌: ایران‌. وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی‌. دفتر نظامات‌ مهندسی‌، قانون‌ نظام‌ مهندسی‌ ساختمان‌ ( مصوب‌ 1371 ) و آئین‌نامة‌ اجرایی‌ آن‌ ( مصوب‌ 1372 )، تهران‌ 1372 ش‌؛ ایران‌. وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی‌. معاونت‌ نظام‌ مهندسی‌ و اجرایی‌ ساختمان‌، قانون‌ نظام‌ مهندسی‌ و کنترل‌ ساختمان‌ ( مصوب‌ اسفندماه‌ 1374 ) و آئین‌نامة‌ اجرایی‌ آن‌ ( مصوب‌ بهمن‌ماه‌ 1375 )، تهران‌ 1376 ش‌؛ ایران‌. وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی‌. واحد شهرسازی‌ و معماری‌، مقررات‌ ملی‌ ساختمانی‌ ایران‌ ، مبحث‌ 5: مصالح‌ و فراورده‌های‌ ساختمانی‌ ، تهران‌ 1370 ش‌؛ همان‌، مبحث‌ 7 : پی‌ و پی‌سازی‌ ، تهران‌ 1371 ش‌؛ همان‌، مبحث‌ 12: ایمنی‌ و حفاظت‌ کار در حین‌ اجرا ، تهران‌ 1372 ش‌؛ مرکز مطالعات‌ و تحقیقات‌ شهرسازی‌ و معماری‌ ایران‌، مقررات‌ شهرسازی‌ و معماری‌ و طرحهای‌ جامع‌ ( مصوب‌ شورای‌ عالی‌ شهرسازی‌ و معماری‌ ایران‌ از آغاز تا 13/3/1370 )، تهران‌ 1370 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ژ. مارسه ، تلخیص از ( د.اسلام )

س . برومبرژه ، تلخیص از ( ایرانیکا )

محمّد عالم زاده

حوزه موضوعی

تاریخ علم

هنرومعماری

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده