حرم

معرف

محدوده‌ای پیرامون اماکن مقدّس اسلامی، به ویژه کعبه

متن


حَرَم، محدوده‌ای پیرامون اماکن مقدّس اسلامی، به ویژه کعبه. واژه حرم، از ریشه ح رم (به معنای ممنوع بودن)، گاهی به معنای اهل و عیال یک شخص یا محل اقامتشان است، که آنها را از تعرض دیگران حفظ می‌کند (رجوع کنید به ابن‌اثیر، ذیل «دعمص»؛ ابن‌منظور، ذیل واژه؛ جبرتی، ج ۲، ص ۱۴۳؛ نیز رجوع کنید به حرم‌سرا*). در متون اسلامی، این واژه بیشتر در مورد مکانی گرداگرد اماکن مقدّس به کار می‌رود که ورود و حضور در آنها آداب ویژه‌ای دارد. مثلا واژگان حرم یا حرم‌اللّه یا حرم مکّی معمولا به منطقه‌ای در حریم خانه کعبه تا محدوده‌ای معین اطلاق می‌شود (رجوع کنید به جوهری؛ زبیدی، ذیل واژه). برخی حرم نامیدن محدوده این اماکن را به دلیل محترم بودن آنها یا حرمت انجام دادن برخی کارها در آنها دانسته‌اند (رجوع کنید به کردی، ج ۱، جزء۱، ص ۱۰۱؛ بروجردی، ج ۸، ص ۴۲۳).تعابیر حرم‌الرسول یا حرم نبوی درباره حرم پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم در مدینه به‌کار می‌رود. همچنین، ترکیب حرمین شریفین برای اشاره به دو حرم مکه و مدینه یا دو حرم نجف و کربلا یا دو حرم بیت‌المقدّس و الخلیل بسیار کاربرد دارد. گفتنی است در متون دینی، گاهی واژه حرم در معنایی مضیق‌تر یعنی درخصوص مسجدالحرام* یا مسجدالنبی، یا در مفهومی وسیع‌تر یعنی سرزمینی که مکه یا مدینه را دربرگرفته است، به‌کار می‌رود. همچنین اطلاق واژه حرم بر مدفن امامان شیعه (مشاهد مشرّفه) بسیار شایع است، مانند حرم حسینی (یا حائر حسینی*) درباره مرقد امام حسین علیه‌السلام و حرم رضوی درباره مرقد امام رضا علیه‌السلام (رجوع کنید به منهاجی اسیوطی، ج ۲، ص ۴۷۴؛ بحرانی، ج ۷، ص ۳۱۷ـ۳۱۸، ج ۱۱، ص ۴۵۵؛ زبیدی، همانجا؛ بغدادی، ج ۲، ستون ۵۴۱؛ آقابزرگ طهرانی، ج ۶، ص ۱۹۴، ج ۸، ص ۲۲۴، ج ۲۱، ص ۲۹۹).



حرم مکّی مهم‌ترین و شاخص‌ترین مصداق حرم است. به شخص منسوب به این حرم، حِرْمی (اهل حرم) و به کسی که وارد منطقه حرم می‌شود و احرام می‌بندد، مُحرِم گفته می‌شود. محدوده بیرونِ حرم را حِلّ نامیده‌اند (رجوع کنید به خلیل‌بن احمد؛ ابن‌اثیر؛ ابن‌منظور، ذیل واژه). حرمت و قداستِ حرم مکه قدمتی طولانی دارد. بنابر حدیثی منقول از پیامبر اکرم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، این منطقه از زمان خلقت آسمانها و زمین حرم شده و بر پایه حدیثی دیگر، دَحْوُالارض* (گسترش زمین) از حرم مکّی صورت گرفته است (رجوع کنید به فاکهی، ج ۲، ص ۲۷۰؛ ابن‌بابویه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۲۴۱؛ حرّعاملی، ج ۱۳، ص ۲۴۱ـ ۲۴۲؛ برای احادیث دیگر درباره منشأ و مراد از حرم بودن مکه رجوع کنید به ازرقی، ج ۲، ص ۱۲۷؛ فاکهی، ج ۲، ص ۲۷۴ـ ۲۷۶؛ کلینی، ج ۴، ص ۱۹۵ـ۱۹۷؛ حرّعاملی، ج ۱۳، ص ۲۲۱، ۲۲۴).برخی مفسران ــبه استناد حدیثی از پیامبر اکرم که در آن حرم شدن مکه را به حضرت ابراهیم نسبت داده‌است ــ بر آن‌اند که پیش از حضرت ابراهیم، مکه مانند سایر سرزمینها بود و پس از رسالت آن حضرت و دعای او برای آنکه مکه سرزمینی امن باشد (بقره: ۱۲۶؛ ابراهیم: ۳۵)، حرمت و قداست یافت.برخی دیگر گفته‌اند که دعای ابراهیم تنها برای در امان بودن این سرزمین از حوادثی مانند خشکسالی و قحطی و زلزله بود و پیش از آن نیز آنجا محترم و مقدّس بود (محمدبن‌جریر طبری، ج ۱، ص ۵۴۲؛ طوسی، التبیان، ج ۱، ص ۴۵۶؛ طبرسی، ج ۱، ص ۳۸۷). شماری نیز احتمال داده‌اند که با دعای حضرت ابراهیم، حرمت حرم پس از مدتی مهجور بودن، احیا شده یا پس از رسالت وی، رعایت کردن حرمت حرم واجب شده است (رجوع کنید به محمدبن‌جریر طبری، همانجا؛ فاسی، ج ۱، ص ۱۳۹؛ اسدی مکی، ص ۱۸۳).پیش از اسلام، مردم عرب با محدوده حرم آشنا بودند و با خودداری از جنگ و خون‌ریزی و قصاص قاتلان در محدوده حرم، به پیروی از سنّت حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام، حرمت آن را نگاه می‌داشتند و ازاین‌رو مکه را بَکّة (جایی که گردن ستمگران را می‌شکند)، بَسّاسة (جایی که فاسقان و کافران را از خود می‌راند) و صِلاح (محل امن) نیز می‌نامیدند (ابن‌هشام، قسم ۱، ص ۱۱۴؛ ماوردی، ص ۲۴۶ـ ۲۴۸؛ طوسی، التبیان، ج ۴، ص ۳۲؛ ابن‌جوزی، ج ۲، ص ۳۲۱). برخی اعراب هنگام ورود به حرم مکّی با این استدلال که در لباس خود مرتکب گناه شده‌اند، آن را درمی‌آوردند و برخی از یهودیان کفشهای خود را به احترام حرم برمی‌کندند. حواریان مسیح علیه‌السلام نیز هنگام رسیدن به حرم، برای تکریم و بزرگداشت آن، پیاده راه پیمودند (رجوع کنید به فاکهی، ج ۲، ص ۲۶۷؛ یاقوت حموی، ذیل «الأَنواط»؛ احمدبن عبداللّه طبری، ص ۱۶۹؛ فاسی، ج ۱، ص۱۴۰). قداست منطقه حرم پس از اسلام نیز تداوم یافت. مثلاً صحابیان پیامبر از ارتکاب گناه در حرم پرهیز و یکدیگر را از آزار دادن و مزاحمت دیگران منع می‌کردند و حتی به علت هراس از شکسته شدن حرمت حرم، از اقامت در آن خودداری می‌کردند (فاکهی، ج ۲، ص ۲۵۹، ۳۰۵).واژه حرم در چند آیه قرآن ذکر شده است که مفسران مراد از آن را در بیشتر موارد، حرم مکّی شمرده‌اند (رجوع کنید به طوسی، التبیان، ج ۸، ص ۱۶۵؛ قرطبی، ج ۱۳، ص ۳۶۴؛ طباطبائی، ج ۶، ص ۲۷۱). شماری از مفسران مراد از مسجدالحرام و مقام ابراهیم و کعبه و مکه را در برخی آیات، محدوده حرم دانسته‌اند (رجوع کنید به جصاص، ج ۱، ص ۸۸، ج ۳، ص ۲۵۳، ۳۱۷؛ شریف ‌رضی، ص ۱۸۰؛ طوسی، التبیان، ج ۶، ص ۴۴۶، ج ۸، ص ۱۶۵؛ زرکشی، ۱۴۰۸، ج ۲، ص ۲۶۶؛ طباطبائی، ج ۳، ص ۳۱).در آیات متعدد (از جمله قصص: ۵۷؛ عنکبوت: ۶۷)، سرزمین یا حرم مکه امن خوانده شده است (حَرَمآ آمِناً). در شماری از آیات، دعای حضرت ابراهیم علیه‌السلام برای اینکه خداوند سرزمین مکه را امن قرار دهد، ذکر شده است (رجوع کنید به بقره : ۱۲۶؛ ابراهیم: ۳۵). در آیه ۱۲۵ سوره بقره، وصف امن برای «البَیت» آمده که برخی مفسران مراد از آن را حرم مکه دانسته‌اند. درباره آنکه مراد از امنیت حرم در قرآن چیست، در احادیث و تفاسیر آرای گوناگونی مطرح شده است. برخی مفسران این تعبیر را از باب اخبار و حاکی از واقعیتی دانسته‌اند که در منطقه حرم وجود دارد. به بیان دیگر، مراد از آن را امنیت تکوینی ذکر کرده‌اند، یعنی در امان بودن منطقه حرم از حوادث ناگوار و عذاب دنیوی و اخروی (رجوع کنید به شریف ‌رضی، ص ۱۸۲، ۱۹۰؛ طبرسی، ج ۲، ص ۷۹۹؛ قرطبی، ج ۴، ص ۱۴۱ـ ۱۴۲). در برخی احادیث نیز مراد از امنیت حرم، در امان بودن حیوانات آن از صدمه دیدن و شکار شدن به وسیله حیوانات دیگر و نیز کسانی که وارد آنجا می‌شوند، امنیت اهل حرم از قتل و غارت و مصونیت آنان از عذاب الهی در دنیا و آخرت و مانند اینها ذکر شده است (رجوع کنید به فاکهی، ج ۲، ص ۲۵۲؛ کلینی، ج ۴، ص ۲۲۶، ۵۲۸ـ ۵۳۰؛ اسدی‌مکی، همانجا؛ حرّعاملی، ج ۱۳، ص ۳۵).برخی مفسران مراد از امنیت حرم را امنیت تشریعی و آن را حاکی از فرمان الهی به رعایت کردن قداست حرم و احکام مربوط به آن دانسته‌اند، زیرا وقوع حوادثِ مخلّ امنیت، از قبیل جنگ و سیل و زلزله، در این منطقه انکارناپذیر است. البته به نظر آنان، شماری از آیات مزبور ناظر به تشریعِ احکامِ مربوط به محدودیتهای حرم در شرایع پیشین، از جمله شریعت حضرت ابراهیم علیه‌السلام، است (رجوع کنید به جصاص، ج ۱، ص ۸۸ـ ۸۹، ج ۲، ص ۲۷؛ شریف رضی، ص۶۵، ۱۹۲؛ قرطبی، ج ۴، ص ۱۴۰؛ طباطبائی، ج ۶، ص ۲۷۱، ج ۱۲، ص ۶۹). در برخی احادیث، مراد از امنیت حرم، مصادیقی از امنیت تشریعی و احکام مربوط به آن دانسته شده، مانند حرمت شکار حیوانات و سلب امنیت از آنان و حرمت اجرای حدود و قصاص بر جنایتکاری که در خارج از منطقه حرم مرتکب جنایتی شده است (رجوع کنید به ازرقی، ج ۲، ص ۱۳۸ـ۱۳۹؛ کلینی، ج ۴، ص ۲۲۶ـ ۲۲۷؛ ابن‌بابویه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۲۶۲؛ حرّعاملی، ج ۱۳، ص ۷۵، ۲۲۶). برخی مفسران مُفاد آیه ۹۷ سوره آل‌عمران را مربوط به ایمن بودن پناهندگان به حرم در زمان پیش از اسلام دانسته‌اند که در اسلام منسوخ شده است (محمدبن‌جریر طبری، ج۴، ص۱۱ـ۱۲؛ شریف‌رضی، ص ۱۸۷؛ قرطبی، ج۲، ص۱۱۱، ج ۴، ص۱۴۰ـ۱۴۱). بنابر آیه ۵۷ سوره قصص، نیز خداوند ثمرات تمام سرزمینها را در مکه فراهم آورده است (رجوع کنید به طوسی، التبیان، ج ۸، ص ۱۶۵؛ قرطبی، ج ۱۳، ص ۳۰۰).در احادیث، علاوه بر احکام مربوط به حرم، به ویژگیهایش و آداب حضور در آن اشاره شده است. طبق احادیث، محدوده حرم تا فراز آسمانهای هفت‌گانه و تا فرود زمینهای هفت‌گانه است و تا روز قیامت حرم باقی می‌ماند (رجوع کنید به ازرقی، ج ۲، ص ۱۲۴؛ جصاص، ج ۱، ص ۸۹؛ ابن‌بابویه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۲۴۵ـ ۲۴۶). شکستن حرمت حرم، موجب نفرین خدا و تمام پیامبران است (رجوع کنید به ازرقی، ج ۲، ص ۱۲۵). بنابر حدیثی، پیامبراکرم شفاعت خود را برای حج‌گزارنده‌ای که در حرم بمیرد، تضمین کرده است (رجوع کنید به کلینی، ج ۴، ص ۲۵۶؛ هیثمی، ۱۴۰۸، ج ۲، ص ۳۱۹؛ سیوطی، ج ۲، ص ۲۵۸).حدود منطقه حرم از دیرباز معهود بوده است؛ از این ‌رو، درباره تعیین محدوده آن احادیث اندکی وجود دارد. طبق یکی از این احادیث، طول و عرض حرم یک برید* (چهار فرسخ) است و مسجدالحرام در مرکز آن قرار دارد (رجوع کنید به حرّعاملی، ج ۱۲، ص۵۵۵). بر پایه گزارشهای تاریخی، نخست حضرت ابراهیم علیه‌السلام طبق وحی و با راهنمایی جبرئیل، محدوده حرم را علامت‌گذاشت (رجوع کنید به ازرقی، ج ۲، ص ۱۲۸؛ فاکهی، ج ۲، ص ۲۷۳، ۲۷۵؛ کلینی، ج ۴، ص ۱۹۵ـ ۱۹۷؛ احمدبن عبداللّه طبری، ص ۶۵۲ـ ۶۵۳). در متون حدیثی و تاریخی، به نشانه‌هایی که محدوده حرم مکه را مشخص می‌کنند، اَعلام، اَنصاب، مَنار، مَعالم، اَزلام و اَمْیالِ حرم گفته شده است (رجوع کنید به طوسی، التبیان، ج ۲، ص ۱۷۳ـ ۱۷۴؛ ابن‌اثیر، ذیل «علم»، «نور»؛ ابن‌منظور، ذیل «علم»؛ زبیدی، ذیل «نصب»، «حرم»).پس از حضرت ابراهیم، اسماعیل علیه‌السلام نشانه‌های حرم را بازسازی کرد. در عصر جاهلیت، عدنان‌بن اُدَد و قُصَیّبن کِلاب به این کار مبادرت کردند. قریش نیز در آغاز بعثت پیامبر نشانه‌های حرم را بازسازی کردند. پس از فتح مکه در سال هشتم، تمیم‌بن اسد خزاعی و اسودبن خلف قرشی زُهری، به دستور پیامبراکرم، نشانه‌های حرم را تعمیر و بازسازی نمودند. در ادوار بعد نیز کسانی به دستور برخی خلفا ــاز جمله عمربن خطّاب (سال ۱۷)، عثمان‌بن عفان (سال ۲۶)، معاویةبن ابی‌سفیان (حک: ۴۱ـ۶۰)، عبدالملک‌بن مروان (حک : ۶۵ـ ۸۶) و مهـدی عبـاسی (حک : ۱۵۸ـ۱۶۹)ــ نشانه‌های حرم را بازسازی و تکمیل کردند (رجوع کنید به ازرقی، ج ۲، ص ۱۲۸ـ۱۳۰؛ فاکهی، ج ۲، ص ۲۷۳ـ ۲۷۶؛ فاسی، ج ۱، ۱۰۶ـ۱۰۷؛ ابن‌حجر عسقلانی، ج ۱، ص ۷۲، ۳۶۷، ج ۶، ص۵۰؛ مطر، ص ۱۹). پس از دوره مهدی عباسی، نشانه‌هایی که بر روی کوهها بودند بازسازی نشدند و تنها آنها که در راههای ورودیِ مکه (یعنی مسیرهای مدینه، یمن، عراق، طائف، جعرانه و جده) قرار داشتند، مرمت شدند (عبدالملک‌بن عبداللّه‌بن دِهیش، ص ۵۱ـ۵۲).در ادوار بعد نیز کسانی به بازسازی یا ساختن نشانه‌های حرم اقدام کردند، از جمله راضی عباسی در ۳۲۵؛ مظفربن ابوبکر، پادشاه ایوبی، در ۶۱۶؛ ملک مظفر یوسف‌بن عمر، حاکم یمن، در ۶۸۳؛ قایتبای محمودی، از پادشاهان چرکسهای مصر، در ۸۷۴؛ سلطان احمدخان اول عثمانی در حدود ۱۰۲۳؛ شریف‌زیدبن محسن، امیر مکه، در ۱۰۷۳؛ و سلطان عبدالمجید اول عثمانی در ۱۲۶۲ (فاسی، ج ۱، ص ۱۰۷؛ ابن‌فهد، ج ۲، ص ۳۸۶، ج ۳، ص ۱۱۷؛ عبدالملک‌بن عبداللّه‌بن دهیش، ص ۵۲ـ۵۵).بازسازی نشانه‌ها در دوران آل‌سعود نیز ادامه یافت. عبدالعزیز، مؤسس سلطنت سعودی، در ۱۳۴۳ دو نشانه موجود در مسیر جده و پس از او، پسرش سعود در ۱۳۷۶/ ۱۳۳۶ش دو نشانه در منطقه شمیسی، در ۱۳۷۷/ ۱۳۳۷ش دو نشانه در مسیر طائف و در ۱۳۸۳/ ۱۳۴۲ش نشانه‌هایی را در سمت عرفه بازسازی یا بنا کردند. همچنین خالدبن عبدالعزیز دو نشانه در مسیر طائف و دو نشانه در مسیر قدیمی جده ساخت و فهدبن عبدالعزیز در ۱۴۰۴/ ۱۳۶۲ش دو نشانه جدید در وادی تنعیم بنا کرد (کردی، ج ۱، جزء۲، ص۱۰۰ـ۱۰۱؛ عبدالملک‌بن عبداللّه‌بن دهیش، ص ۵۶ـ۶۲). در سالهای ۱۳۸۰/۱۳۳۹ش، ۱۳۸۴/۱۳۴۳ش و ۱۴۰۰/ ۱۳۵۹ش گروههایی از صاحب‌نظران برخی نشانه‌های حرم را بررسی کردند (عبدالملک‌بن عبداللّه‌بن دهیش، ص ۶۳).برخی مورخان متقدم درباره محدوده حرم مکه به بحث و بررسی پرداخته‌اند، از جمله محمدبن عبداللّه اَزرقی (متوفی ح ۲۵۰) در أخبار مکّة و ما جاء فیها مِنَ الآثار، محمدبن اسحاق فاکهی (متوفی ۲۷۲) در أَخبارُ مکّة فی قَدیم الدَّهر وَ حَدیثِه و نیز مورخان دوره‌های بعد، مانند احمدبن عبداللّه طبری (متوفی ۶۹۴) در القِری لِقاصِدِ اُمِّ القُری، محمدبن احمد فاسی مکّی (متوفی ۸۳۲) در شِفاءُ الغَرام بِاَخْبارِ الْبَلَدِ الحَرام، و ابراهیم رفعت‌باشا (متوفی ۱۳۵۳) در مِرْآةُ الْحَرَمَین. اما کامل‌ترین اثر مکتوب درباره نشانه‌های حرم مکّی، کتابِ مصورِ الحرمُ المکّیُ الشَریف و الاَعْلامُ المُحیطَةُ بِه، تألیف عبدالملک‌بن عبداللّه‌بن دهیش در ۱۴۱۵ است.در منابع مربوط به نشانه‌های حرم، تنها به فواصل نشانه‌ها در راههای اصلی مکه پرداخته شده و میزان آنها، به میل یا ذراع، ذکر شده است (رجوع کنید به ازرقی، ج ۲، ص۱۳۰ـ۱۳۱؛ فاسی، ج ۱، ص ۱۲۵؛ رفعت‌باشا، ج ۱، ص ۲۲۵؛ عبدالملک‌بن عبداللّه‌بن دهیش، ص ۳۰۱). فاسی (ج ۱، ص ۱۱۱ـ۱۲۵) اقوال مختلف را در این باره ذکر کرده و علت اختلاف اقوال را امور گوناگونی دانسته است، از جمله اختلاف‌نظر درباره مبدأ اندازه‌گیریِ فواصل (که به نظر برخی درهای مسجدالحرام بوده است و به نظر شماری دیگر دروازه مکه، مانند بابُ الشَبیکه)، اختلاف نظر درباره طول دقیق هر میل و زراع، و دقت‌کردن یا نکردن در اندازه‌گیری با طناب و در نظر گرفتن پستی و بلندی زمین.عبدالملک‌بن عبداللّه‌بن دهیش (ص ۳۰۱ـ۳۰۴) نشانه‌های حرم را ۹۳۴ عدد تخمین زده است. بیشتر این نشانه‌ها بر ۴۵کوهی که مکه را احاطه کرده است قرار دارد، زیرا علاوه بر اینکه مشاهده اَعلام موجود در بلندیها آسان‌تر است، ساختن آنها در زمینهای هموار، به دلایلی از جمله شنی بودن زمین، آنان را در معرض تخریب قرار می‌دهد. فاصله نشانه‌ها از یکدیگر پنجاه تا دویست متر است. عبدالملک‌بن عبداللّه‌بن دهیش (ص ۸۴) فاصله آنها را تا مسجدالحرام با واحد متر محاسبه کرده است. مصالح به‌کار رفته در نشانه‌های نوساز، سنگ مرمر و سیمان و در نشانه‌های قدیمی، سنگ و گچ است. طبق محاسبات او (همانجا)، مساحتِ حرم مکه ۳۰۰،۵۵۰ مترمربع است (برای آگاهی از مکان نشانه‌ها و مشخصات تفصیلی آنها رجوع کنید به همان، ص ۹۱ـ ۲۹۸).در فقه برای حرم مکّی احکام خاصی مقرر شده که گاه خَصائص‌الحرم نامیده شده و برخی منابع احکامی را که از نوع ممنوعیت است، مَحْظُورت‌الحرم نامیده‌اند (رجوع کنید به ماوردی، ص ۲۵۹؛ کاسانی، ج ۲، ص ۴۴۶؛ ابن‌ظهیره، ص ۱۶۹؛ نراقی، ج ۱۳، ص ۲۹۷)؛ البته بیشتر فقها این احکام را به ‌طور پراکنده در بخشهایی مانند نماز، حج، حدود و کفارات مطرح کرده‌اند.برخی از مهم‌ترین احکام خاص حرم مکّی عبارت‌اند از: ۱) جایز نبودن سکونت غیرمسلمانان در حرم طبق نظر تمامی فقها، و نیز حرمت ورود آنان به منطقه حرم به نظر همه فقها به جز ابوحنیفه (رجوع کنید به طوسی، التبیان، ج ۵، ص۲۰۰؛ زحیلی، ج ۳، ص ۳۲۹). ۲) وجوب احرام بستن برای مسلمانانی که در هر موقع از سال قصد ورود به مکه را دارند در یکی از میقاتها، مگر برای کسانی که به‌طور مکرر به این منطقه تردد دارند، مانند رانندگان. شافعیان احرام را مستحب دانسته‌اند (رجوع کنید به طوسی، ۱۳۸۷، ج ۱، ص ۳۵۵؛ احمدبن عبداللّه طبری، ص ۶۴۱؛ خطیب شربینی، ج ۱، ص ۴۷۶؛ زحیلی، ج ۳، ص ۳۲۷؛ نیز رجوع کنید به اِحْرام*). ۳) حرمت کشتن حیوانات، به جز حیوانات اهلی (مانند شتر و گاو و گوسفند) و جانوران آزار رساننده (مانند عقرب و مار و افعی) در منطقه حرم (رجوع کنید به شریف‌رضی، ص ۱۸۲؛ علامه حلّی، ۱۴۱۴، ج ۷، ص ۲۷۲ـ۲۷۳، ۲۷۷ـ ۲۷۸؛ زحیلی، ج ۳، ص ۳۲۸ـ۳۲۹). ۴) ممنوع بودن شکار جانوران زمینی یا راهنمایی شکارچیان و آسیب رساندن به گیاهان در محدوده حرم، به استناد آیات (از جمله مائده: ۹۶) و احادیث (رجوع کنید به حرّعاملی، ج ۱۲، ص ۵۵۲ـ۵۵۷)؛ البته فقهای مذاهب مختلف مواردی را استثنا کرده‌اند، از جمله میوه درخت خرما، انواع سبزی، گیاه اِذْخِر (کاه مکه) و هر چیزی که انسان می‌کارد و پرورش می‌دهد (رجوع کنید به کاسانی، ج ۲، ص ۴۴۶، ۴۵۰ـ۴۵۲؛ نووی، ج ۷، ۴۹۴ـ۴۹۵؛ علامه حلّی، ۱۴۱۴، ج ۷، ص ۲۷۱، ۲۸۲، ۳۶۴ـ۳۶۹، ج ۸، ص ۲۵؛ زحیلی، ج ۳، ص ۳۲۸؛ نیز رجوع کنید به صید*). ۵) حرمتِ خوردن گوشت حیوانی که به‌گونه‌ای نامشروع در محدوده حرم شکار شده است (رجوع کنید به علامه حلّی، ۱۴۱۴، ج۷، ص۲۹۰؛ دسوقی، ج ۲، ص۷۸). ۶) حرمتِ جنگ و خون‌ریزی در منطقه حرم (رجوع کنید به ماوردی، ص ۲۶۰؛ طوسی، ۱۳۸۷، ج ۲، ص ۳) و نیز ممنوع بودن حمل اسلحه به نظر برخی فقها (رجوع کنید به نووی، ج ۷، ص ۴۷۱؛ کاشف‌الغطاء، ج ۲، ص ۴۵۶). هنگام فتح مکه (سال هشتم هجرت)، خداوند به پیامبراکرم تنها برای ساعتی اجازه نبرد داد. طبق احادیث و نیز گزارشهای تاریخی، تصمیم قطعی امام حسین علیه‌السلام برای خروج از مکه و حرکت به سوی کوفه، در روز هشتم ذیحجه ــکه آغاز موسم حج است ــ پیشگیری از ریخته شدن خون ایشان در منطقه حرم و شکستن حریم آن به دست مأموران خلیفه اموی بود، که دستور داشتند در یک غائله و با استفاده از ازدحام حاجیان امام را به قتل برسانند (رجوع کنید به یعقوبی، ج ۲، ص ۲۴۹؛ ازرقی، ج ۲، ص ۱۲۳ـ۱۲۶؛ فاکهی، ج ۲، ص۲۶۰ـ ۲۶۱، ۲۶۵، ۲۶۷؛ احمدبن عبداللّه طبری، ص ۶۳۵؛ مجلسی، ج ۴۴، ص ۱۸۵). ۷)ممنوع بودن خارج کردن ریگ و سنگ از محدوده حرم به نظر برخی فقهای شیعه و اهل سنّت (رجوع کنید به کاسانی، ج ۲، ص ۴۵۳؛ شهیداول، ج ۱، ص ۴۷۳). بیشتر شافعیان وارد کردن سنگ و خاک را از منطقه حِلّ به حرم نیز مکروه شمرده‌اند (فاسی، ج ۱، ص ۱۳۸). ۸) حرمت یا کراهت برداشتن اشیای گمشده در محدوده حرم (رجوع کنید به علامه حلّی، ۱۴۱۴، ج ۸، ص ۴۴۲؛ حرّعاملی، ج ۱۳، ص ۲۵۹ـ۲۶۲؛ زحیلی، ج ۳، ص ۳۲۹). ۹) ممنوعیت اجرای حد و قصاص در مورد کسی که در خارج از حرم مرتکب جنایت شده و به حرم پناه آورده است (به استناد قرآن رجوع کنید به آل‌عمران: ۹۷) و اِعمال برخی محدودیتها درباره او به نظر فقهای برخی مذاهب اسلامی، از جمله غذا ندادن به وی و خودداری از معامله با او، به منظور وادار کردنش به خروج از حرم و اجرای حد الهی در خارج از حرم. به نظر حنفیان و فقهای شیعه، جنایتکار در حرم، به سبب شکستن حرمت آن، از این مصونیت برخوردار نیست (رجوع کنید به ازرقی، ج ۲، ص ۱۳۹؛ علامه حلّی، ۱۴۱۴، ج ۸، ص ۴۴۱ـ ۴۴۲؛ ابن‌عابدین، ج ۲، ص ۲۵۶؛ خویی، ص ۱۸۴ـ۱۸۵؛ قس زحیلی، ج ۳، ص ۳۳۰). ۱۰) افزایش دیه در قتل عمد یا غیرعمد که در حرم صورت گرفته باشد، به میزان یک سومِ دیه کامل (کلینی، ج ۴، ص ۱۳۹؛ جصاص، ج۲، ص ۲۹۶؛ طوسی، ۱۴۰۷ـ ۱۴۱۷، ج ۵، ص۲۲۳؛ زحیلی، ج ۳، ص ۳۲۹). ۱۱) حرمت دفن مشرکان در منطقه حرم. شافعیان خارج کردن جسد مشرک را از حرم نیز لازم دانسته‌اند (رجوع کنید به شافعی، ج ۴، ص ۱۸۸؛ علامه حلّی، ۱۴۱۴، ج ۹، ص ۳۳۷؛ زحیلی، ج ۳، ص ۳۳۰). ۱۲) حرمت خرید و فروش یا اجاره خانه‌های حرم مکّی به طور کلی یا در موسم حج، به نظر برخی فقها، به استناد آیه ۲۵ سوره حج و احادیث (رجوع کنید به ابن‌قدامه، ج ۴، ص ۱۹ـ۲۰؛ حَطّاب، ج ۷، ص ۵۴۶؛ ابن‌عابدین، ج ۶، ص ۷۱۱؛ قس نووی، ج ۹، ص ۲۵۰؛ مقدس اردبیلی، زبدةالبیان، ص ۲۲۱).بیشتر فقها، با استناد به احادیث، ارتکاب برخی محرّماتِ حرم را موجب پرداختن کفاره دانسته‌اند، هرچند درباره میزان آن اختلاف‌نظر وجود دارد (رجوع کنید به نووی، ج ۷، ص۴۹۰ـ۴۹۱، ۴۹۶؛ علامه حلّی، ۱۴۱۴، ج ۷، ص ۲۶۶ـ۲۶۷، ۳۶۷، ۳۷۷ـ۳۷۸، ج ۸، ص ۲۵، ۶۲؛ حرّعاملی، ج ۱۳، ص ۱۳ـ۱۷). شماری از فقهای اهل سنّت تنها به حرمتِ تکلیفی قائل شده و ثبوت کفاره را نپذیرفته‌اند (ابن‌رشد، ج ۱، ص ۶۱۲، ۶۱۶، ۶۲۲). علاوه بر ممنوعیتهای شرعی که بر حضور در حرم مترتب است، ممنوعیتها و الزاماتی نیز برای کسانی که برای حج یا عمره احرام می‌بندند، مقرر شده است (رجوع کنید به احرام*).بر پایه احادیث، به سبب قداست ویژه حرم مکّی، کیفر گناهان و پاداش کارهای نیک در آن مضاعف است. حتی نیت انجام دادن گناه در حرم موجب مؤاخذه الهی است. در مقابل، بر انجام دادن برخی کارهای خیر و عبادات (مانند تلاوت قرآن، نماز خواندن و روزه گرفتن) در منطقه حرم تأکید شده و بنابر حدیثی، ثواب آن صد هزار برابر اماکن دیگر است (رجوع کنید به ازرقی، ج ۲، ص ۱۳۲؛ فاکهی، ج ۲، ص ۲۶۶؛ فاسی، ج ۱، ص ۱۳۱ـ ۱۳۲). فقها، به استناد احادیث، ورود به حرم با پای پیاده و بدون کفش، غسل کردن و وضو گرفتن پیش از ورود به حرم و پس از خروج از حرم، خوشبو ساختن دهان و خواندن دعاهای خاص را مستحب دانسته‌اند (رجوع کنید به علامه حلّی، ۱۴۱۴، ج ۸، ص ۷۹؛ خطیب شربینی، ج ۱، ص ۴۷۹؛ حرّعاملی، ج ۱۳، ص ۱۹۵ـ ۱۹۸؛ خلخالی، ج ۵، ص ۴۷۷ـ ۴۷۸). دفن مردگان در حرم نیز مستحب به شمار رفته است (رجوع کنید به حرّعاملی، ج ۱۳، ص ۲۸۷).به نظر بیشتر فقهای امامی و مالکی و حنفی، سکونت و مجاورت در مکه، به سبب ضعف ایمان مردم و قصور آنها در به‌جا آوردن احکام حرم، کراهت دارد. شافعیان و حنبلیان مجاورت را برای کسی که احتمال ارتکاب کارهای ممنوع در مورد او نمی‌رود، مستحب دانسته‌اند (علامه حلّی، ۱۴۱۴، ج ۸، ص ۴۴۲، ۴۴۷؛ ابن‌عابدین، ج ۲، ص ۱۸۷؛ زحیلی، ج ۳، ص ۳۲۲ـ۳۲۳). این اَعمال از جمله کارهای مکروه در حرم مکّی است: طلب کردن بدهی از مدیون، مگر آنکه مدیون بودن در داخل حرم واقع شده باشد؛ درخواست کردن چیزی از مردم در حرم؛ خواندن شعر؛ و ضرب و شتم خدمتکار (رجوع کنید به ازرقی، ج ۲، ص ۱۳۷؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۵، ص ۳۶۹ـ۳۷۰؛ حرّعاملی، ج ۱۲، ص ۵۶۴ـ۵۶۵، ج ۱۳، ص ۲۶۵، ۵۵۵).



حرم نبوی. این مکان، حرم مهم دیگری است که بر پایه احادیث و فتاوای فقهی، آداب و احکام خاصی دارد. بنابر حدیثی، پیامبراکرم شفاعت اهل مدینه را در روز قیامت برعهده گرفته است (رجوع کنید به ابن حنبل، ج ۶، ص۳۷۰؛ مسلم‌بن حجاج، ج ۴، ص ۱۱۳). حنفیان به وجود حرم برای مدینه، به گونه‌ای که احکام خاصی داشته باشد، قائل نیستند (ابن‌عابدین، ج ۲، ص ۲۵۶؛ رفعت‌باشا، ج ۱، ص ۴۴۷). برخی فقهای معاصر شیعه نیز در حرم بودن مدینه، به گونه‌ای که در مورد مکه تعریف شده است، تردید دارند و این حدیث مشهور پیامبر اکرم را که حرم مدینه به شخص ایشان و حرم مکه به حضرت ابراهیم منتسب است (رجوع کنید به بخاری، ج ۵، ص۴۰؛ مسلم‌بن حجاج، همانجا)، به معنای لزوم حفظ حرمت نسبی این شهر یا حرمت مرقد مطهر آن حضرت تفسیر کرده‌اند. این فقها، برای احتیاط، برخی احکامِ حرم را برای مدینه قائل شده‌اند (رجوع کنید به حکیم، دلیل الناسک، ص ۴۹۳؛ خلخالی، ج ۵، ص ۵۱۳). برخی مالکیان و شافعیان، از جمله مالک‌بن انس، با استناد به احادیث مذکور و نیز از آن‌رو که مدینه موطن مهاجران و محل استقرار صحابیان بوده است، حرم نبوی را از حرم مکّی برتر شمرده‌اند (رجوع کنید به ابن‌عابدین، ج ۲، ص ۶۸۸)، ولی بیشتر فقها، جز مرقد حضرت رسول که برترین بقعه عالم معرفی شده است، حرم مکّی را برتر شمرده‌اند (رجوع کنید به طوسی، ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷، ج ۲، ص ۴۵۱ـ ۴۵۲؛ ابن‌عابدین، ج ۲، ص ۲۵۶؛ زحیلی، ج ۳، ص ۳۲۳؛ نیز رجوع کنید به مکه*؛ مدینه*).در برخی احادیث، حدود حرم نبوی به اندازه یک بَرید از هر چهار طرف معرفی شده است (رجوع کنید به طوسی، ۱۳۷۶ش، ج ۶، ص ۱۳؛ نووی، ج ۷، ص ۴۸۹؛ هیثمی، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۵۴). طبق حدیثی دیگر ــکه هم شیعه و هم اهل سنّت نقل کرده‌اند ــ حرم نبوی میان دو زمینِ پوشیده از سنگ سیاه (ما بَینَ لابَتَیها)، در مشرق و مغرب مدینه، قرار دارد (رجوع کنید به کلینی، ج ۴، ص ۵۶۴؛ نووی، ج ۷، ص ۴۸۷؛ احمدبن عبداللّه طبری، ص۶۷۰ـ۶۷۱). فقهای شیعه حدود حرم نبوی را طبق احادیث، از کوه عَیر (یا عایر) تا کوه وَعیر دانسته‌اند (رجوع کنید به ابن‌ادریس حلّی، ج ۱، ص ۶۵۱؛ بحرانی، ج ۱۱، ص ۳۰۲؛ نجفی، ج۲۰، ص ۷۵ـ۷۶؛ خلخالی، ج ۵، ص ۵۱۲)، اما برخی از فقهای اهل سنّت، به استنادِ احادیثی دیگر، مرز این حرم را از کوه عیر تا کوه ثور، که دوازده میل می‌شود، معرفی کرده‌اند. آنان عیر را در میقات و ثور را در پشت کوه اُحد دانسته‌اند (رجوع کنید به ابن‌قدامه، ج ۳، ص ۳۷۶؛ خطیب شربینی، ج ۱، ص ۵۲۹؛ بهوتی حنبلی، ج ۲، ص ۵۵۱). برخی دیگر، با توجه به وجود کوه ثور در مکه، به توجیه احادیث مذکور پرداخته و از جمله احتمال داده‌اند که راویان به اشتباه به جای اُحد، ثور را ذکر کرده‌اند یا نام پیشین احد، ثور بوده است (رجوع کنید به نووی، ج ۷، ص ۴۸۶؛ خطیب شربینی، همانجا). همچنین ممکن است مراد پیامبر اکرم فاصله‌ای معادل فاصله دو کوه عیر و ثور در مکه بوده یا خود حضرت مجازآ دو کوه موجود در مدینه را عیر و ثور نامیده است (رجوع کنید به ابن‌قدامه، ج ۳، ص ۳۷۰).مهم‌ترین آداب و احکام حرم نبوی عبارت‌اند از: استحباب ورود با غسل به حرم نبوی؛ استحباب مجاورت در مدینه؛ استحباب روزه گرفتن در برخی ایام هفته؛ حرمت آسیب رساندن به گیاهان و قطع درختان، به‌ویژه نهال درختان، مگر برای تغذیه چهارپایان؛ و حرمت شکار کردن حیوانات (رجوع کنید به ابن‌ادریس حلّی، ج ۱، ص ۶۵۱ـ۶۵۲؛ زرکشی، ۱۴۱۰، ص ۲۴۳ـ۲۴۵، ۲۶۱؛ گلپایگانی، ص۱۸۷، ۲۱۰؛ زحیلی، ج ۳، ص ۳۳۵ـ ۳۳۶). برخی فقهای متقدم اهل سنّت برای ارتکاب پاره‌ای از محرّمات حرم نبوی مجازات ذکر کرده‌اند (رجوع کنید به ابن‌قدامه، همانجا؛ احمدبن عبداللّه طبری، ص ۶۷۵ـ۶۷۶).



حرم امام حسین علیه‌السلام (حائر حسینی) نزد شیعیان بسیار مقدّس است. فقها درباره محدوده این حرم ــ که دارای احکام فقهی خاصی نیز هست (رجوع کنید به ادامه مقاله)ــ آرای گوناگونی دارند، از جمله محدوده مدفن آن حضرت و خاندان و یاران او جز حضرت عباس علیه‌السلام (رجوع کنید به مفید، ص ۱۲۶؛ ابن‌ادریس حلّی، ج ۱، ص ۳۴۲)، تمام شهر کربلا (ابن سعید، ص ۹۳)، و روضه مقدّس امام حسین (بحرانی، ج ۱۱، ص ۴۶۳؛ نراقی، ج ۸، ص ۳۱۶؛ حکیم، مستمسک، ج ۸، ص ۱۸۸؛ برای اقوال دیگر رجوع کنید به مجلسی، ج ۹۸، ص ۱۱۷؛ بحرانی، ج ۱۱، ص ۴۶۴؛ کلیدار، ص ۲۷؛ نیز رجوع کنید به حائر حسینی*) را جزو این محدوده دانسته‌اند.در حدیثی منقول از حضرت علی علیه‌السلام، کوفه حرم او خوانده شده است (رجوع کنید به کلینی، ج ۴، ص ۵۶۳؛ نیز برای نظر فقها درباره حرم بودن تمام شهر یا فقط مسجد کوفه رجوع کنید به بروجردی، ج ۸، ص ۴۱۶ـ۴۱۷؛ روحانی، ج ۶، ص ۴۲۸).از احکام اختصاصی حرم مکّی، حرم نبوی، مسجد کوفه و حائر حسینی به نظر مشهور فقهای شیعه، جواز و حتی استحبابِ خواندن نماز به صورت کامل (اِتمام) برای مسافر است، هرچند که خواندن نماز شکسته (قَصر) نیز برای او جایز است (رجوع کنید به طوسی، ۱۴۰۰، ص ۱۲۴؛ علامه حلّی، ۱۴۲۰ـ ۱۴۲۱، ج ۱، ص ۳۳۳؛ شهیدثانی، ج ۱، ص۷۸۷ـ ۷۸۸؛ حسینی مرعشی، ج ۱، ص ۴۵۳). فقها این اقوال را حاصل جمع احادیثی می‌دانند که بر تخییر میان قصر و اتمام در مکانهای چهارگانه دلالت دارند و احادیثی که دالّ بر مطلوب بودن اتمام نمازند (برای نمونه رجوع کنید به کلینی، ج ۴، ص ۵۲۴؛ طوسی، ۱۳۷۶ش، ج ۵، ص ۴۷۰ـ۴۷۵). در احادیث مذکور، تعبیراتی مانند «حرمین شریفین»، «مکه و مدینه» و «مسجدَین» آمده است (رجوع کنید به بحرانی، ج ۱۱، ص ۴۵۶ـ ۴۵۹) و از این‌رو، برخی فقها تنها در خود مسجدالحرام و مسجدالنبی حکم مذکور را جاری می‌دانند، نه در تمام قلمرو حرم مکّی و حرم نبوی (رجوع کنید به ابن‌ادریس حلّی، همانجا؛ علامه حلّی، ۱۴۱۲ـ ۱۴۲۰، ج ۳، ص ۱۳۲؛ شهیدثانی، ج ۱، ص ۷۸۷؛ بروجردی، ج ۸، ص ۴۱۱ـ۴۱۴).ابن‌بابویه (۱۴۱۵، ص ۲۶۲) به وجوب قصر در این اماکن قائل شده و آنها را واجد هیچ امتیازی ندانسته است. ظاهرآ این نظر مستند به ادله عامِ وجوب قصر نماز برای مسافر و نیز احادیثی است که در اماکن چهارگانه نماز قصر را واجب شمرده است (نراقی، ج ۸، ص ۳۰۹)، ولی سایر فقها با حمل این احادیث بر تقیه (رجوع کنید به بحرانی، ج ۲، ص ۴۴۱، ۴۴۸، ۴۵۲؛ نراقی، ج ۸، ص۳۱۰؛ بروجردی، ج ۸، ص ۴۰۶ـ ۴۱۰) و با استناد بر ادله دیگر این نظر را نپذیرفته‌اند (رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۵، همانجا؛ مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ج ۳، ص ۴۲۴ـ۴۲۵؛ بحرانی، ج ۱۱، ص ۴۴۰ـ۴۴۲؛ نجفی، ج ۱۴، ص ۳۳۶). شماری از فقها نیز، از باب احتیاط، به شکسته خواندن نماز در این چهار حرم نظر داده‌اند (رجوع کنید به موسوی عاملی، ج ۴، ص ۴۶۸؛ میرزای قمی، ج ۱، ص ۷۳؛ نجفی، ج ۱۴، ص ۳۳۷؛ بهجت، ص ۵۹۹).برخی فقهای متقدم، از جمله ابن‌جنید اسکافی (ص ۸۹ـ ۹۰) و علم‌الهدی (ج ۳، ص ۴۷)، به وجوب خواندن نماز تمام برای مسافر در این چهار مکان و حتی حرم همه امامان شیعه علیهم‌السلام نظر داده‌اند (درباره شمول حکم مذکور به مَشاهد امامان شیعه رجوع کنید به بحرانی، ج ۱۱، ص ۴۳۸، ۴۶۵؛ بروجردی، ج ۸، ص۴۲۰ـ۴۲۱). ابن‌ادریس حلّی (همانجا)، علاوه بر حرم مکه و مدینه، تنها در حائر حسینی قائل به شمول این حکم شده است. فقهای شیعه این بحث را نیز مطرح کرده‌اند که آیا حکم تخییری مذکور تنها مسجد کوفه و حائر حسینی را دربرمی‌گیرد یا شامل تمام شهر کوفه و کربلا می‌شود (رجوع کنید به بروجردی، ج ۸، ص ۴۱۴ـ۴۲۰؛ روحانی، ج ۶، ص ۴۲۷ـ۴۲۸؛ نیز برای سایر احکام رجوع کنید به بروجردی، ج ۸، ص ۴۲۱ـ ۴۲۶). حنفیان ــکه مانند فقهای امامی به وجوب شکسته خواندن نماز به هنگام مسافرت قائل‌اندــ خواندن نماز کامل را در حرم مکّی پیروی از پیامبر اکرم شمرده و به‌سبب مضاعف بودن پاداش کارها در حرم، آن را بهتر از خواندن نماز شکسته دانسته‌اند (برای نمونه رجوع کنید به کاسانی، ج ۱، ص ۹۱ـ۹۲؛ ابن‌قدامه، ج ۲، ص ۱۰۷).احکام و آداب دیگری نیز در منابع فقهی شیعه برای این حرمها و حرم امامان شیعه (مشاهد مشرّفه) ذکر شده است، مانند حرمت ورود جُنُب و حائض به این مکانها (رجوع کنید به موسوی عاملی، ج ۱، ص ۲۸۲؛ قس نراقی، ج ۲، ص ۲۹۲)، حرمت نجس کردن آنها و وجوب رفع نجاست از آنها (رجوع کنید به طباطبائی یزدی، ج ۱، ص ۸۹ـ۹۰)، استحباب غسل پیش از ورود به این اماکن، مکروه بودن انتقال مردگان برای دفن به سرزمین دیگر، مگر به این مکانها (رجوع کنید به موسوی عاملی، ج ۲، ص ۱۵۲؛ طباطبائی یزدی، ج ۱، ص ۴۴۷)، و ممنوع بودن اجرای حد و قصاص در این حرمها (ابن‌ادریس حلّی، ج ۳، ص ۳۶۳ـ۳۶۴؛ قس خویی، ج ۲، ص ۱۸۴ـ۱۸۵).



منابع : علاوه بر قرآن؛ آقابزرگ طهرانی؛ ابن‌اثیر، النهایة فی غریب‌الحدیث والاثر، چاپ محمود محمد طناحی و طاهر احمد زاوی، بیروت ۱۳۸۳/۱۹۶۳، چاپ افست قم ۱۳۶۴ش؛ ابن‌ادریس حلّی، کتاب السرائرالحاوی لتحریر الفتاوی، قم ۱۴۱۰ـ۱۴۱۱؛ ابن‌بابویه، کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ علی‌اکبر غفاری، قم ۱۴۰۴؛ همو، المقنع، قم ۱۴۱۵؛ ابن‌جنید اسکافی، مجموعة فتاوی ابن‌الجنید، تألیف علی پناه اشتهاردی، قم ۱۴۱۶؛ ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییزالصحابة، چاپ علی‌محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابن‌حنبل، مسند احمدبن حنبل، استانبول ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛ ابن‌رشد، بدایةالمجتهد و نهایة المقتصد، چاپ طه عبدالرؤوف سعد، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ ابن‌سعید، الجامع‌للشرائع، قم ۱۴۰۵؛ ابن‌ظهیره، الجامع‌اللطیف فی فضل مکة و اهلها و بناءالبیت الشریف، مکه ۱۳۹۲/۱۹۷۲؛ ابن‌عابدین، ردّالمحتار علی الدرّالمختار، چاپ سنگی مصر ۱۲۷۱ـ۱۲۷۲، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ ابن‌فهد، اتحاف الوری باخبار ام‌القری، چاپ فهیم محمد شلتوت، مکه ]۱۹۸۳ـ? ۱۹۸۴[؛ ابن‌قدامه، المغنی، بیروت: دارالکتاب العربی، ]بی‌تا.[؛ ابن‌منظور؛ ابن‌هشام، السیرةالنبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، ]بیروت[: دارابن کثیر، ]بی‌تا.[؛ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ما جاء فیها من‌الآثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش؛ احمدبن محمد اسدی مکی، اخبار الکرام باخبار المسجد الحرام، چاپ حافظ غلام مصطفی، بنارس ۱۳۹۶/۱۹۷۶؛ یوسف‌بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترةالطاهرة، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ش؛ محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح‌البخاری، ]چاپ محمد ذهنی‌افندی[، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ مرتضی بروجردی، مستندالعروة الوثقی، تقریرات درس آیت‌اللّه خویی، ج ۸، ]قم[ ۱۳۶۷ش؛ اسماعیل بغدادی، هدیةالعارفین، ج ۲، در حاجی‌خلیفه، ج ۶؛ محمدتقی بهجت، جامع‌المسائل، قم ۱۳۷۸ش؛ منصوربن یونس بهوتی حنبلی، کشّاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷؛ عبدالرحمان جبرتی، تاریخ عجائب الآثار فی التراجم و الاخبار، بیروت: دارالجیل، ]بی‌تا.[؛ احمدبن علی جصاص، احکام‌القرآن، چاپ عبدالسلام محمدعلی شاهین، بیروت ۱۴۱۵/ ۱۹۹۴؛ اسماعیل‌بن حماد جوهری، الصحاح : تاج‌اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت ]بی‌تا.[، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ ش؛ حرّعاملی؛ اسماعیل حسینی مرعشی، اِجماعیات فقه‌الشیعة و اَحْوَطُ الاَقوال من احکام الشریعة، ج ۱، ]قم[ ۱۴۱۹؛ محمدبن محمد حَطّاب، مواهب‌الجلیل لشرح مختصر خلیل، چاپ زکریا عمیرات، بیروت ۱۴۱۶/۱۹۹۵؛ محسن حکیم، دلیل الناسک، چاپ محمد قاضی طباطبایی، ]بی‌جا[ : مؤسسةالمنار، ]بی‌تا.[؛ همو، مستمسک العروة الوثقی، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛ محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی المحتاج الی معرفة معانی الفاظ‌المنهاج، مع تعلیقات جوبلی‌بن ابراهیم شافعی، بیروت : دارالفکر، ]بی‌تا.[؛ رضاخلخالی، معتمد العروة الوثقی، محاضرات آیت‌اللّه خویی، قم ۱۴۰۵ـ۱۴۱۰؛ خلیل‌بن احمد، کتاب‌العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵؛ ابوالقاسم خویی، مبانی تکملةالمنهاج، قم ۱۳۹۶؛ محمدبن احمد دسوقی، حاشیة الدسوقی علی الشرح‌الکبیر، ]بیروت[: داراحیاء الکتب العربیة، ]بی‌تا.[؛ ابراهیم رفعت‌باشا، مرآةالحرمین، او، الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، بیروت: دارالمعرفة، ]بی‌تا.[؛ محمدصادق روحانی، فقه‌الصادق، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴؛ محمدبن محمد زبیدی، تاج‌العروس من جواهرالقاموس، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۱۴/ ۱۹۹۴؛ وهبه مصطفی زحیلی، الفقه‌الاسلامی و ادلّته، دمشق ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴؛ محمدبن بهادر زرکشی، اعلام‌الساجد باحکام المساجد، چاپ ابوالوفا مصطفی مراغی، قاهره ۱۴۱۰/۱۹۸۹؛ همو، البرهان فی علوم‌القرآن، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸؛ سیوطی؛ محمدبن ادریس شافعی، الاُمّ، چاپ محمد زهری نجار، بیروت ]بی‌تا.[؛ محمدبن حسین شریف رضی، حقائق التأویل فی متشابه التنزیل، چاپ محمدرضا آل کاشف‌الغطاء، بیروت ]بی‌تا.[، چاپ افست قم ]بی‌تا.[؛ محمدبن مکی شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه‌الامامیة، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴؛ زین‌الدین‌بن علی شهیدثانی، الروضةالبهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛ طباطبائی؛ محمدکاظم‌بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، بیروت ۱۴۰۹؛ طبرسی؛ احمدبن عبداللّه طبری، القری لقاصد ام‌القری، چاپ مصطفی سقا، بیروت ]بی‌تا.[؛ محمدبن جریر طبری، جامع؛ محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت ]بی‌تا.[؛ همو، تهذیب الاحکام، چاپ علی‌اکبر غفاری، تهران ۱۳۷۶ش؛ همو، کتاب الخلاف، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷؛ همو، المبسوط فی فقه‌الامامیة، ج ۱ـ۲، چاپ محمدتقی کشفی، تهران ۱۳۸۷؛ همو، النهایة فی مجردالفقه و الفتاوی، بیروت ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰؛ عبدالملک‌بن عبداللّه‌بن دهیش، الحرم‌المکی الشریف و الاعلام المحیطة به، مکه ۱۴۱۵/ ۱۹۹۵؛ حسن‌بن یوسف علامه حلّی، تحریرالاحکام الشرعیة علی مذهب الامامیة، چاپ ابراهیم بهادری، قم ۱۴۲۰ـ۱۴۲۲؛ همو، تذکرةالفقهاء، قم ۱۴۱۴ـ؛ همو، مختلف‌الشیعة فی احکام الشریعة، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۲۰؛ علی‌بن حسین علم‌الهدی، رسائل الشریف المرتضی، چاپ مهدی رجائی، رساله :۳۰ جمل‌العلم و العمل، قم ۱۴۰۵ـ۱۴۱۰؛ محمدبن احمد فاسی، شِفاءالغَرام باخبار البلد الحرام، چاپ ایمن فؤاد سید و مصطفی محمد ذهبی، مکه ۱۹۹۹؛ محمدبن اسحاق فاکهی، اخبار مکة فی قدیم الدهر و حدیثه، چاپ عبدالملک‌بن عبداللّه‌بن دهیش، بیروت ۱۴۱۹/ ۱۹۹۸؛ محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت: دارالفکر، ]بی‌تا.[؛ ابوبکربن مسعود کاسانی، بدائع‌الصنائع فی ترتیب الشرائع، چاپ محمد عدنان‌بن یاسین درویش، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۸؛ جعفربن خضر کاشف‌الغطاء، کشف‌الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، اصفهان: انتشارات مهدوی، ]بی‌تا.[؛ محمدطاهر کردی، التاریخ‌القویم لمکة و بیت‌اللّه الکریم، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰؛ عبدالحسین کلیدار، بغیةالنبلاء فی تاریخ کربلاء، چاپ عادل کلیدار، بغداد ۱۹۶۶؛ کلینی؛ محمدرضا گلپایگانی، مناسک‌الحج، قم ۱۴۱۳؛ علی‌بن محمد ماوردی، الاحکام السلطانیة و الولایات الدینیة، بغداد ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹؛ مجلسی؛ مسلم‌بن حجاج، صحیح مسلم، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱؛ فوزیه حسین مطر، تاریخ عمارةالحرم المکی الشریف الی نهایة العصر العباسی الاول، جده ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛ محمدبن محمدمفید، المُقْنِعَة، قم ۱۴۱۰؛ احمدبن محمد مقدس اردبیلی، زبدةالبیان فی احکام القرآن، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران ]بی‌تا.[؛ همو، مجمع‌الفائدة و البرهان فی شرح ارشادالاذهان، چاپ مجتبی عراقی، علی پناه اشتهاردی، و حسین یزدی اصفهانی، ج ۳، قم ۱۳۶۲ش؛ محمدبن احمد منهاجی اسیوطی، جواهرالعقود و معین القضاة و المُوَقِعین و الشهود، چاپ مسعد عبدالحمید محمد سعدنی، بیروت ۱۴۱۷/ ۱۹۹۶؛ محمدبن علی موسوی عاملی، مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام، قم ۱۴۱۰؛ ابوالقاسم‌بن محمدحسن میرزای قمی، جامع‌الشتات، چاپ مرتضی رضوی، تهران ۱۳۷۱ش؛ محمدحسن‌بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۹۸۱؛ احمدبن محمدمهدی نراقی، مستند الشیعة فی احکام الشریعة، قم، ج ۲، ۱۴۱۵، ج ۸، ۱۴۱۶، ج ۱۳، ۱۴۱۷؛ یحیی‌بن شرف نووی، المجموع: شرح المُهَذّب، بیروت: دارالفکر، ]بی‌تا.[؛ علی‌بن ابوبکر هیثمی، کشف‌الاستار عن زوائد البزار علی‌الکتب الستة، ج ۲، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴؛ همو، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ یاقوت حموی؛ یعقوبی، تاریخ.


نظر شما
مولفان
مریم حسینی آهق ,
گروه
رده موضوعی
جلد13
تاریخ93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده