حرص
معرف
از رذایل اخلاقى
متن
حِرص، از رذایل اخلاقى. حرص مصدرى عربى است و یکى از دو معناى اصلى آن خواستن و تمایل بسیار زیاد به چیزى است. در فارسى در برابر آن آز و زیادت‌جویى را به ‌کار برده‌اند (رجوع کنید به ابن‌فارِس؛ ابن‌منظور؛ دهخدا، ذیل واژه). واژه حرص در احادیث و متون اخلاقى بار معنایى منفى یافته، اما در قرآن بیشتر در همان معناى لغوى به‌کار رفته است (رجوع کنید به ادامه مقاله).1) در قرآن و تفاسیر. در قرآن واژه حرص پنج بار به‌کار رفته است. در آیه 96 سوره بقره، از میل شدید قوم یهود به زندگى طولانى در دنیا با تعبیر توبیخ‌آمیز «اَحْرَصَ النّاسِ على حَیوةٍ» (حریص‌ترین مردم بر زندگى) یاد شده است. منشأ این حرص یهود آن است که می‌دانند به‌علت کفر، در آخرت سرنوشتى جز عذاب و محروم شدن از نعمتهاى الهى ندارند (رجوع کنید به طبرى؛ طوسى، ذیل آیه). در چند آیه نیز این واژه براى بیان خیرخواهى شدید پیامبراکرم به مردم و عزم ایشان بر هدایت انسانها به‌کار رفته است (رجوع کنید به توبه: 128؛ یوسف: 103؛ نحل : 37؛ طوسى، ذیل توبه: 128، یوسف: 103؛ فخررازى، ذیل توبه: 128، نحل: 37؛ قرطبى، ذیل یوسف: 103، نحل: 37؛ نیز رجوع کنید به دامغانى، ج 1، ص 262). آیه 129 سوره نساء، هم متضمن معناى لغوى حرص است.واژه مترادف حرصِ اصطلاحى در قرآن کریم «هَلُوع» است (رجوع کنید به مَعارج: 19). براساس این آیه، خداوند انسان را هلوع آفریده است. مفسران این واژه را بسیار حریص و ناشکیبا معنا کرده‌اند (رجوع کنید به طبرى؛ طوسى؛ قرطبى، ذیل آیه). گویا این معنا مستند به آیات 20 و 21 سوره معارج است که می‌گوید: چون شرّى به انسان برسد، بسیار جزع و بی‌تابى می‌کند و چون خیرى به او رسد، بخل می‌ورزد (براى آگاهى بیشتر رجوع کنید به طبرى؛ زمخشرى؛ طبرسى؛ طباطبائى، ذیل آیات).به‌نظر مفسران، این صفت را خداوند در نهاد انسان قرار داده است تا به کمک عقل، آن را براى رسیدن به خیر و حفظ آن (حرص بر خیر) و گریز از شر به‌کار برد؛ بنابراین، لحن توبیخ‌آمیز آیات 19 تا 21 سوره معارج متوجه سوء تدبیر برخى انسانها در استفاده از این صفت است و ناظر به اصل صفت، که آفرینش خداوندى است، نیست (براى آگاهى بیشتر رجوع کنید به آیات 22ـ 23 معارج، که مصلّین را مستثنا می‌سازد؛ طوسى؛ زمخشرى؛ فخررازى؛ طباطبائى، ذیل معارج: 19).2) در احادیث. مصداقهاى حرص معمولاً در احادیث ذکر گردیده است و به‌حسب مورد، حرص بار معنایى مثبت یا منفى دارد. نمونه قِسم نخست، احادیثى است که در آنها به حرص بر انجام دادن کارهاى خیر سفارش شده (رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج 2، ص 366) یا حرص بر فهم دین (فقه) و جهاد در راه خدا از نشانه‌هاى مؤمنان دانسته شده است (رجوع کنید به کلینى، ج 2، ص 231). در مقابل، حرص بر دنیا، مال و قدرت نکوهش شده است (رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج 2، ص 448، ج 3، ص 192).براساس احادیث، حرصِ مذموم تلاش بیهوده‌اى است که انسان براى کسب آنچه بیش از نیاز اوست انجام می‌دهد (رجوع کنید به کلینى، ج 2، ص130ـ131) و این درواقع نشانه خرسند نبودن او به رزقى است که خداوند برایش مقدر کرده است (رجوع کنید به مصباح الشّریعة، ص 117؛ برقى، ج 1، ص 17؛ ابن‌بابویه، 1404، ج 4، ص 393)؛ ازاین‌رو ترک حرص موجب فزونى رزق انسان دانسته شده است (رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1362ش، ج 2، ص 505).ریشه حرص دنیادوستى و نیز سوءظن به خداست (رجوع کنید به نهج‌البلاغة، نامه 49، 53؛ مصباح الشّریعة، ص 139؛ طبرانى، ج10، ص 163) که با ایمان به خدا قابل جمع نیست (رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1362ش، ج 1، ص 83؛ متقى، ج 1، ص50). در احادیث، به ماهیت حرص و خصوصیات حریص نیز اشاره شده، از جمله اینکه حرص امرى غیرعقلانى (رجوع کنید به ابن‌شُعبه، ص 29) و اسارت‌آور است که تا دم مرگ انسان حریص را رها نمی‌سازد (رجوع کنید به ابن‌حنبل، همانجا؛ کلینى، ج 2، ص 134). امام سجاد علیه‌السلام حرص را اولین گناهى دانسته است که انسان (آدم و حوا) مرتکب آن شد و آنچه را که بدان نیاز نداشت خواست (کلینى، ج2، ص130ـ131). حضرت على علیه‌السلام نیز حرص بر دنیا را پست‌ترین پستیها خوانده است (ابن‌بابویه، 1404، ج 4، ص 382).از طرفى، وجود عوامل درونى و بیرونى براى سوق دادن انسانها به حرص ورزیدن، موجب شده است که معصومین علیهم‌السلام پیروان خود را با تأکیدات مختلف از آزمندى نهى کنند (براى نمونه رجوع کنید به مصباح الشّریعة، ص 117؛ ابن‌حنبل، ج 2، ص 448؛ ابن‌بابویه، 1362ش، ج 1، ص 124ـ125؛ سیوطى، ج 1، ص 451). آنها در ادعیه خود نیز از خداوند درخواست کرده‌اند که ایشان را از این رذیله اخلاقى حفظ فرماید (رجوع کنید به علی‌بن حسین علیه‌السلام، دعاى 3). آنان پیروان خود، به ‌ویژه حاکمان، را از مشورت با انسان حریص نیز بازداشته‌اند، چرا که حرص، آزمندى و نیز میل بر ستمگرى را در نظر انسان نیکو جلوه می‌دهد (رجوع کنید به نهج‌البلاغة، نامه 53؛ ابن‌بابویه، 1404، ج 4، ص 409). به‌رغم نکوهش فراوان حرص بر دنیا، در تعلیم معصومین علیهم‌السلام، کسب مال از راه حلال و بی‌نیازى جستن از دیگران از برترین عبادات است (رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1368ش، ص180ـ181).در احادیث اخلاقى، قناعت* (رجوع کنید به برقى، ج 1، ص 197؛ ابن‌شُعبه، ص 285) و یاد مرگ (رجوع کنید به مصباح الشّریعة، ص 171؛ ابن‌بابویه، 1363ش، ج 2، ص 39) موجب مهار حرص دانسته شده است. براساس احادیث، مفاهیمى چون توکّل* (رجوع کنید به برقى، همانجا) و زهد* (رجوع کنید به کلینى، ج 2، ص 129؛ ابن‌بابویه، 1362ش، ج 1، ص 79) نیز از مفاهیم مخالف حرص‌اند.در احادیث به نقش تأثیرگذار حرص و نیز پیامدهاى زیان‌بار آن اشاره شده است، از جمله آنکه حرص به همراه کبر و حسد سه ریشه کفرند (رجوع کنید به کلینى، ج 2 ص 289) و حرص موجب غفلت از یاد خداوند می‌شود که خود عظیم‌ترین فساد است (مصباح الشّریعة، ص 107). همچنین ناامیدى از خداوند (ابن‌شُعبه، ص 8) و ناخرسندى به رضاى او را به‌دنبال دارد (ابن‌بابویه، 1362ش، ج 1، ص 69). انسان حریص قیامت را از یاد می‌برد (ابن‌بابویه، 1362ش، همانجا؛ حاکم نیشابورى، ج 4، ص 324) و به دام گناهان می‌افتد (کلینى، ج 8، ص 19) که کذب، ظلم، قطع رحم و کسب درآمد از راه حرام از جمله آنهاست (طبرانى، ج 22، ص 78؛ ابن‌بابویه، 1362ش، ج 1، ص 176). بنابراین، انسان حریص خود را در معرض غضب الهى قرار می‌دهد و خود را گرفتار عقاب سخت و بی‌پایانى می‌کند (رجوع کنید به مصباح الشّریعة، ص 118) که نتیجه آن محروم شدن از نعمتهاى اخروى است (رجوع کنید به کلینى، ج 2، ص 129؛ متقى، همانجا).از دیگر نتایج حرص، گرفتار شدن به فقر است (رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1362ش، ج 2، ص 505). اساساً به بیان حضرت على علیه‌السلام فقر همان حرص است (رجوع کنید به همو، 1361ش، ص 244)، زیرا انسان حریص با حرص خود، روزی‌اى را که خداوند برایش تقدیر کرده است از خود سلب می‌کند و این عین فقر است. به‌علاوه، بنابر حدیثى که ابن‌بابویه (1363ش، ج 1، ص 276ـ277) روایت کرده، حرص یکى از پنج خصلتى است که موجب گردآمدن اموالِ نامشروعِ فراوان می‌شوند.در دیگر روایات، حرص نشانه پستى (رجوع کنید به مصباح الشّریعة، ص 122) و شقاوت (کلینى، ج 2، ص290) و نیز جامع عیبهاى زشت (همان، ج 8، ص 19) بیان شده است. بنابه سخن امام صادق علیه‌السلام، حرص آسایش زندگى را از فرد سلب می‌کند (رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1362ش، ج 1، ص 69)، زیرا فکر و بدن او به علت نگرانى بی‌فایده از سرنوشتى که سرانجام به سراغش خواهد آمد و نیز به علت حُزن بر داراییهایى که هنوز به‌دست نیاورده، همواره در رنج و کسالت است (رجوع کنید به مصباح‌الشّریعة، ص 118).در روایات اخلاقى، گاهى از الفاظ و اصطلاحاتى استفاده شده است که معنایى نزدیک به حرص دارد یا ناظر به لوازم و نتایج آن است، مثل شُحّ، شَرَه و نَهمَة (رجوع کنید به نهج‌البلاغة، نامه 53؛ ابن‌بابویه، 1362ش، ص 53، 176؛ همو، 1361ش، ص 244) و اصطلاحات «طَلَبُ الدُّنیا»، «جَمْعُ المال» و «طُولُ الْاَمَل» (رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1368ش، ص180؛ همو، 1363ش، ج 2، ص 39؛ همو، 1362ش، ج 1، ص 15، 51). با این‌حال در برخى روایات، اصطلاحات یاد شده در عرض حرص و به عنوان رذیله‌اى مستقل مطرح شده‌اند، از جمله آرزوهاى دور و دراز که به همراه حرص از نتایج دنیادوستى معرفى شده است (رجوع کنید به طبرانى، ج10، ص 163؛ نیز رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1363ش، ج 1، ص 276ـ277). بعضى روایات نیز، بدون کاربرد لفظ حرص یا تعبیرات مترادف آن، بر مفهوم حرص دلالت می‌کنند (از جمله رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج 3، ص 122).3) در اخلاق و عرفان. در کتابهاى اخلاقى حرص در برابر قناعت قرار گرفته (رجوع کنید به نراقى، ج 1، ص 105؛ غزالى، احیاء علوم‌الدین، ج 3، ص 231) و تعریفى نزدیک به تعریف موجود در احادیث براى آن ذکر شده است. به بیان نراقى (متوفى 1209؛ ج 2، ص 102)، حرص حالتى نفسانى است که موجب می‌گردد انسان بدون اینکه به حد معینى اکتفا کند، به جمع‌آورى اموالى بپردازد که نیازى به آنها ندارد. ازاین‌رو، به گفته مُسکویه (متوفى 421؛ ص 44) ترک حرص در کسب حلال، خود یکى از فضائل اخلاقى است.راغب اصفهانى (متوفى 502؛ ص 377)، ریشه حرص را فقر و ترس از آن دانسته است. غزالى (متوفى 505) در احیاء علوم‌الدین (همانجا)، ضمن تأیید این مطلب، به تکمیل آن پرداخته و قناعت نکردن انسان فقیر و نیز دل سپردن انسان به آرزوهاى دور و دراز (رجوع کنید به همو، منهاج‌العابدین، ص70ـ71) را موجب گرفتار شدن به دام حرص دانسته است. نراقى نیز (ج 1، ص 105، ج 2، ص 102) حرص را یکى از نتایج و لوازم قوه شهوت و نیز قوی‌ترین مظهر دنیادوستى و مشهورترین گونه آن دانسته است.علماى اخلاق به بیان آثار حرص نیز پرداخته‌اند. غزالى (احیاء علوم‌الدین، همانجا) معتقد است کسى که چیزى را ندارد و در عین حال به قناعت روى نمی‌آورد، ممکن است گرفتار حرص شود. بروز این حرص، به طمع (چشمداشت به اموال دیگران) یا تلاش براى کسب درآمد زندگى از هر طریق منجر می‌شود. به نظر او (احیاء علوم‌الدین، ج 3، ص 238)، چنین شخصى در صورت اول گرفتار اخلاق زشت خواهد شد و به انواع منکرات دست خواهد زد (براى آگاهى از این منکرات رجوع کنید به مسکویه، همانجا).به باور غزالى (منهاج‌العابدین، ص 71)، کمترین ضرر حرص مشغول شدن انسان به امورى است که عمر و وقت او را ضایع می‌سازد.در منابع اخلاقى، براى درمان حرص مجموعه‌اى از دستورهاى عملى و نظرى ذکر شده است، مانند میانه‌روى در معیشت و اعتدال در انفاق، پرهیز از نگرانى بیهوده درباره آینده، اندیشیدن به فضیلت قناعت و زشتى حرص و طمع و غیره (رجوع کنید به غزالى، احیاء علوم‌الدین، ج 3، ص 241ـ243؛ نراقى، ج 2، ص 106ـ107).در کتابهاى عرفان و تصوف از الفاظ مختلفى براى بیان مفهوم حرص استفاده شده است. مثلا حارث محاسبى (متوفى 243؛ 1384، ص 57)، ضمن ذکر مطالبى درباره قناعت و تواضع، مفاهیم متضاد آنها را، به ترتیب، مُکاثَرَة (افزون‌طلبى در مال) و کبر بیان کرده است و به گفته او، زیاده‌روى در غذا خوردن موجب «شَرَه و رَغبَة» می‌شود (رجوع کنید به 1409، ص 112؛ نیز رجوع کنید به نویا، ص 239، 248). نجم رازى (متوفى 654؛ ص 504) هم با الهام از آیه «... شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ اَهْلُونا...» (فتح : 11)، یکى از آفات مال و جاه را «اشتغال» به جمع و حفظ و صرف آن در امور و لذات دنیوى ذکر کرده است که می‌توان آن را بر مفهوم حرص منطبق دانست. قُشَیرى (ص 161) نیز مراد از کلمه «جَحیم» (آتش پرحرارت) را در آیه «وَ اِنَّ الْفُجّارَ لَفى جَحیمٍ» (انفطار: 14) حرص بر دنیا خوانده است.به اعتقاد ابن‌عربى (متوفى 638؛ ج 2، ص 198)، حرص در معناى مثبت آن، از مقاماتِ (و نَه حالات) عرفانى است و درنتیجه همواره به همراه انسان خواهد بود. وى (ج 2، ص 198ـ199)، با استفاده از آیات و روایات، دو طرفِ محمود و مذموم براى حرص در نظر گرفته و طرف محمود آن را از صفات «عالِم وارث کامل» که رهبر امت است و پیوسته بر صلاح ایشان اهتمام می‌ورزد معرفى کرده است.در متون عرفانى، غالباً از حرص تعریف صریحى نشده، بلکه عبارات آنها بیشتر ناظر بر نهى از آن است. به‌ علاوه، تطبیق مراد این عبارات بر حرص نیز با داشتن سابقه ذهنى از تعریف آن در متون اخلاقى میسر است. مثلاً حارث محاسبى (1384، همانجا) از قول برخى صحابه بیان داشته که بدترین مردم کسى است که از دنیا بیش از نیازش اخذ کند (نیز رجوع کنید به همو، 1409، ص 106، 132، 161). نجم رازى (همانجا) نیز در تعریف «اشتغال»، این عبارت را بیان کرده است: «تضییع عمر است در جمع و حفظ مال و صرف و خرج آن در تحصیل مرادات دنیوى و مستلذّات نفسانى و تمتعات حیوانى»، که می‌توان آن را مطابق با تعریف حرص در منابع اخلاقى دانست.منابع : علاوه بر قرآن؛ ابن‌بابویه، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم 1368ش؛ همو، عیون اخبارالرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم 1363ش؛ همو، کتاب الخصال، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم 1362ش؛ همو، کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم 1404؛ همو، معانى الاخبار، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم 1361ش؛ ابن‌حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، ]بی‌تا.[؛ ابن‌شعبه، تحف العقول عن آل‌الرسول صلی‌اللّه‌علیهم، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم 1363ش؛ ابن‌عربى، الفتوحات المکیة، بیروت: دارصادر، ]بی‌تا.[؛ ابن‌فارس؛ ابن‌منظور؛ احمدبن محمد برقى، کتاب المحاسن، چاپ جلال‌الدین محدث ارموى، قم [? 1331ش[؛ حارث محاسبى، رسالة المسترشدین، چاپ عبدالفتاح ابوغدّه، قاهره 1409/1988؛ همو، الوصایا، چاپ عبدالقادر احمد عطا، ]قاهره 1384/ 1965[؛ محمدبن عبداللّه حاکم نیشابورى، المستدرک على الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلى، بیروت 1406؛ حسین‌بن محمد دامغانى، الوجوه و النظائر لالفاظ کتاب اللّه العزیز، چاپ محمدحسن ابوالعزم زفیتى، قاهره 1416ـ1421/ 1996ـ 2000؛ دهخدا؛ حسین‌بن محمد راغب اصفهانى، کتاب الذریعة الى مکارم الشریعة، چاپ ابویزید عجمى، قاهره [ ?1407/ 1987[، چاپ افست قم 1373ش؛ زمخشرى؛ عبدالرحمان‌بن ابی‌بکر سیوطى، الجامع الصغیر فى احادیث البشیر النذیر، بیروت 1401؛ طباطبائى؛ سلیمان‌بن احمد طبرانى، المعجم الکبیر، چاپ حمدى عبدالمجید سلفى، چاپ افست بیروت 1404ـ?ـ140؛ طبرسى؛ طبرى، جامع؛ طوسى؛ علی‌بن ابی‌طالب (ع)، امام اول، نهج‌البلاغة، چاپ صبحى صالح، بیروت 1387/1967، چاپ افست قم ]بی‌تا.[؛ علی‌بن حسین(ع)، امام چهارم، الصحیفة السجادیة، چاپ محمدجواد حسینى جلالى، قم 1380ش؛ محمدبن محمد غزالى، احیاء علوم‌الدین، بیروت: دارالندوة الجدیدة، ]بی‌تا.[؛ همو، منهاج العابدین، بیروت 1409/1989؛ محمدبن عمر فخررازى، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، بیروت 1421/2000؛ محمدبن احمد قرطبى، الجامع لاحکام القرآن، ج 5، جزء 9 و 10، قاهره 1387/1967، ج 9، جزء18، بیروت 1966، چاپ افست تهران 1364ش؛ عبدالکریم‌بن هوازن قشیرى، الرسالة القشیریة، چاپ معروف زریق و على عبدالحمید بلطه‌جى، بیروت 1408/1988؛ کلینى؛ علی‌بن حسام‌الدین متقى، کنز العُمّال فى سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکرى حیانى و صفوة سقا، بیروت 1409/1989؛ احمدبن محمد مسکویه، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، چاپ حسن تمیم، بیروت [? 1398[، چاپ افست قم 1410؛ مصباح الشریعة، ]منسوب به[ امام جعفرصادق (ع)، بیروت: مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، 1400/ 1980؛ عبداللّه‌بن محمد نجم‌رازى، مرصادالعباد، چاپ محمدامین ریاحى، تهران 1365ش؛ محمد مهدی‌بن ابی‌ذر نراقى، جامع السعادات، چاپ محمد کلانتر، نجف 1387/1967، چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[؛ پل نویا، تفسیر قرآنى و زبان عرفانى، ترجمه اسماعیل سعادت، تهران 1373ش.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

احمد زرنگار و ابوالفضل والازاده

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 13
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده