حرز
معرف

پاره‌اى از آیات، اذکار، اوراد و ادعیه مأثورى که براى حفظ جان و مال از آسیبها می‌خوانده یا به ‌صورت مکتوب با خود حمل می‌کرده‌اند

متن


حِرز، پاره‌اى از آیات، اذکار، اوراد و ادعیه مأثورى که براى حفظ جان و مال از آسیبها می‌خوانده یا به ‌صورت مکتوب با خود حمل می‌کرده‌اند. حِرز (جمع آن اَحْراز) در لغت به جایى می‌گویند که چنان محصور و محکم باشد که اگر کسى بدان وارد شود از گزندها و خطرها مصون بماند (خلیل‌بن احمد؛ جوهرى؛ ابن‌منظور؛ زبیدى، ذیل واژه) و در اصطلاح، مشابه با تعویذ و عُوذَه (رجوع کنید به جوهرى؛ ابن‌منظور؛ زبیدى، همانجاها) یا قسمى از آن است که با آداب شرع موافق باشد. بنابه گفته زمخشرى (ذیل واژه)، کاربرد حرز در معناى اصطلاحى از باب مَجاز است (نیز رجوع کنید به زبیدى، همانجا).درباره تفاوت حرز و تعویذ* و دعا* باید گفت اینها مفاهیمى متداخل‌اند و مرز آنها با یکدیگر چندان مشخص نیست. در برخى از کتابهاى حدیث حرزها و تعویذها در یک باب و یک ردیف جمع شده‌اند (براى نمونه رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۵۶۸؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۱۹۳ـ۴۰۶). شمارى از حرزها نیز ذیل عنوان «عوذات الائمة علیهم‌السلام للحفظ» (تعویذهاى امامان براى حفظ خود از آسیبها) فراهم آمده‌اند (براى نمونه رجوع کنید به مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۱۹۲). ابن‌طاووس دعاى منسوب به امام جواد علیه‌السلام را که گویند براى مصون ماندن از آسیبها براى مأمون نوشت، در مُهَج‌الدعوات (ص ۵۲ـ۵۹) «حرز» و در الامان (ص ۷۴) «عوذه» نامیده است. از مقایسه متون حرزها و تعویذها نیز به تفاوتى نمی‌توان دست یافت. به همین سبب، در ادبیات محدّثان و اهل دعا، حرز و تعویذ و تحرّز و تعوّذ غالباً در یک سیاق و به یک معنا به‌کار رفته‌اند (براى نمونه رجوع کنید به برقى، ج ۲، ص ۳۶۷؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۴ـ۱۴۱۶، ج ۲، ص ۲۷۵). شاید بتوان گفت تعویذ تنها خواندنیها و نوشتنیها (از قبیل اسم اعظم یا اذکار و ادعیه) است، اما حرز افزون بر اینها شامل اشیا هم می‌گردد.واژه حرز و مشتقات آن در قرآن کریم نیامده، اما در احادیث شیعه و سنّى و ادعیه مأثور این واژه فراوان به‌کار رفته است (براى نمونه رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۲۸۱، ج ۲، ص ۲۲۱، ۵۱۹؛ ابن‌بابویه، ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۱۵۲؛ طوسى، ۱۳۷۸ـ۱۳۸۲، ج ۳، ص ۹۷؛ همو، ۱۴۱۱، ص ۱۵۱، ۵۷۴؛ ابن‌حنبل، ج ۴، ص۶۰؛ ابن‌ماجه، ج ۲، ص ۱۲۷۲). شمارى از این حدیثها، از جمله حدیث انس‌بن مالک (رجوع کنید به متقى، ج ۲، ص ۶۶۶ـ۶۶۷) و حدیث منقول از علی‌بن ابی‌طالب (سیوطى، ذیل اسراء: ۴۵؛ متقى، ج ۲، ص ۶۶۶)، حاکى از کاربرد حرز، به معناى مصطلح، در صدر اسلام است به این معنا که پیامبر، امامان و برخى از صحابه و تابعان و اتباع ایشان براى حفظ خود یا دیگران از گزندها و آسیبها حرز به‌کار می‌برده و نتیجه مطلوب را نیز به دست می‌آورده‌اند.استعمال حرز براى مصونیت از آزار شیاطین و جنّیان و نوشتن یا املا کردن حرز براى شفاى بیماران، نزد صوفیان نیز متداول بوده است، چنان‌که ابوسعید ابوالخیر یک رباعى سروده و بر آن شرحهایى به نام «حورائیه» نوشته شده است (محمدبن منوّر، بخش ۱، مقدمه شفیعى کدکنى، ص صدونوزده). این رباعى حرزى بوده که ابوسعید براى شفاى استاد خود، که در بستر افتاده بوده، املا کرده است (رجوع کنید به محمدبن منوّر، بخش ۱، ص ۲۷۴). ابن‌عربى (ص ۲۶۴) نیز حرزى را به سلیمان‌بن داود نبى نسبت داده است. با این حال حرز در فرهنگ شیعى از فرهنگ سایر مسلمانان متداول‌تر بوده است. وجود انبوهى از حرزها و عوذه‌ها و دعاهاى حفظ، که در کتب ادعیه و حدیث امامیه ثبت شده، شاهد این مدعاست (براى نمونه رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص۱۴ـ۶۴، ۱۳۷ـ۱۵۳، ۲۰۶ـ۲۰۸؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۲۰۸ـ۴۰۶، ج ۹۲، ص ۲۰۹ـ۲۷۹). از واژه حرز در شعر فارسى هم استفاده شده است (براى نمونه رجوع کنید به انورى، ج ۱، ص ۲۳۵؛ خاقانى، ص ۱۷).حرزها از نظر کوتاهى و بلندى باهم تفاوت دارند. برخى، مانند حرزى به‌نام «حرز خدیجه»، از چند کلمه تجاوز نمی‌کنند (رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص ۱۷؛ مجلسى، ۱۴۰۴، ج ۹۱، ص۲۱۰، ۲۲۴)، اما برخى مرکّب از چند سطر و بعضى نیز چون حرز منسوب به امام سجاد علیه‌السلام (رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص ۲۳ـ۲۸) و حرز منسوب به امام صادق علیه‌السلام (رجوع کنید به همان، ص ۳۴ـ۳۸؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۲۷۳ـ۲۷۹) مفصّل و طولانی‌اند.درون‌مایه حرزها نیز باهم متفاوت‌اند. برخى حرزها آیاتى از قرآن‌اند، مانند آیةالکرسى و آیه «وَ اِنْ یکاد». این آیات را «آیات الحرز» خوانده‌اند (رجوع کنید به ابن‌نجار، ج ۱۸، ص۱۷۰ـ۱۷۱؛ نیز رجوع کنید به الفقه المنسوب للامام الرضا علیه‌السلام، ص۴۰۰؛ ابن‌طاووس، ۱۴۰۹، ص ۱۲۵)، زیرا از رسول خدا صلی‌اللّه‌علیه ‌وآله ‌وسلم منقول است که هرکس ۳۳ آیه از قرآن را در شبى بخواند، در آن شب دزد یا درنده‌اى به وى آسیب نمی‌رساند و خود و خانواده‌اش و اموالش تا صبح در امان و عافیت خواهند بود (رجوع کنید به سیوطى، ذیل بقره: ۳). امام جعفرصادق نیز آیاتى از قرآن را حرزِ فرزندش موسى علیه‌السلام قرار داده بود و آن حضرت نیز آنها را می‌خواند و خود را بدان تعویذ می‌کرد (ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص ۴۵ـ۴۹؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۳۳۹). شمارى از حرزها نیز اذکار متداول در میان مسلمانان‌اند، از قبیل تهلیل و تسبیح و تحمید (براى نمونه رجوع کنید به برقى، ج ۱، ص ۳۱؛ ترمذى، ج ۵، ص ۱۷۵؛ کلینى، ج ۲، ص ۵۱۹). حرزهایى هم که مستقیماً از قرآن اقتباس نشده‌اند، غالباً داراى مدلولى روشن و همسو با قرآن و حاوى مضامین بلند توحیدى و مشتمل بر توکل بر خدا و تکیه بر قدرت لایزال الهى و پرهیز از پناه جستن به شیاطین و جنّیان و ارواح‌اند. شمار اندکى از حرزها مشتمل بر حروف و کلمات و عبارات مرموز و نامأنوس‌اند و درنتیجه مدلول آنها ناشناخته است (براى نمونه رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص۲۰؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۱۹۳، ۲۲۸). افزون بر آنچه گفته شد، در احادیث کارهایى نیز حرز معرفى شده است، از جمله همراه داشتن تربت امام حسین علیه‌السلام به‌ویژه در سفر (ابن‌قولویه، ص۴۷۳ـ۴۷۴؛ طوسى، ۱۳۷۸ـ۱۳۸۲، ج ۶، ص۷۴ـ ۷۵؛ حرّعاملى، ج ۱۱، ص ۴۲۷ـ۴۲۸)، تدهین با روغن درخت‌بان (ابن‌بسطام، ص ۹۴)، همراه داشتن عصایى از درخت بادام تلخ در سفر (ابن‌بابویه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص۲۷۰)، حک کردن برخى اذکار بر نگین انگشترى (همو، ۱۳۶۸ش، ص۱۸۰)، در دست کردن خاتم عقیق (کلینى، ج ۶، ص۴۷۰؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۱۹۹) و به همراه داشتن انگشترى با نگین عقیق زرد (ابن‌طاووس، ۱۴۰۹، ص ۴۸).کثرت حرزها نیز چشمگیر است. به پیامبر و همسرش خدیجه و دخترش فاطمه زهرا و هریک از امامان معصوم حرزهایى منسوب است (براى نمونه رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص۱۴ـ۶۴؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۲۰۸ـ۳۷۱). نامدارترین حرزها عبارت‌اند از: حرز ابی ‌دَجانَه انصارى براى دفع جن و سحر. این حرز که راویان اهل سنّت آن را نقل کرده‌اند (براى نمونه رجوع کنید به ابن‌جوزى، ج ۳، ص ۱۶۸؛ فتنى، ص ۲۱۱) در سده‌هاى اخیر به مجموعه‌هاى حدیثى شیعه نیز راه یافته است (رجوع کنید به مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۲۲۰ـ۲۲۴)، اما حدیث‌شناسان اهل سنّت متفقآ این حدیث را برساخته ارزیابى کرده و موسى انصارى، راوى حدیث مزبور، را صحابى ساختگى معرفى کرده‌اند (رجوع کنید به ابن‌جوزى، همانجا؛ ذهبى، ج ۴، ص ۴۲۹؛ ابن‌حجر عسقلانى، ج ۶، ص ۳۰۵).حرز یمانى، مشهور به دعاى سَیفى، یکى از حرزهاى منسوب به علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام است. این حرز، که از آن با عنوان «دعاى یمانى» هم یاد شده (رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص ۱۳۷)، با اسانید و متون متفاوت روایت شده است (رجوع کنید به همان، ص ۱۳۷ـ۱۵۳؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۲، ص۲۴۰ـ۲۵۹). بر این حرز، که نام آن همواره بر زبان ایرانیان به ‌ویژه شاعران فارسی‌گو جارى بوده است (براى نمونه رجوع کنید به حافظ، ص ۵۹)، شرحهایى هم نگاشته‌اند. در این شرحها شارحان درباره مقدمات و آداب به‌کار بستن دعاى مزبور و سند و متن آن سخن گفته‌اند (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ۶، ص۱۹۰، ج ۱۲، ص ۲۳۵، ج ۱۶، ص ۳۰۳).«رُقْعَةُ الجَیب» نیز حرزى منسوب به امام علی‌بن موسی‌الرضا علیه‌السلام است، که چون کنیزک حُمَیدبن قحطبه به هنگام شستن جامه امام آن را در جیب وى یافته، به این‌نام خوانده شده است (ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش، ج ۲، ص ۱۳۸؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص ۴۹). حرز دیگرى هم با همین عنوان به امام رضا علیه‌السلام منسوب است (رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص ۵۱؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۱۹۴). به‌همراه داشتن حرز جواد، منسوب به امام محمدتقى علیه‌السلام، نیز در میان شیعیان و ایرانیان چندان متداول بوده که «حرز جواد کسى بودن» و «حرز جواد خود کردن»، به معناى «پیوسته با او بودن» و «همیشه کسى را همراه خود کردن»، مَثَل شده است (رجوع کنید به دهخدا، ذیل «حرز جواد»). در کتب ادعیه و حدیث درباره این حرز، که گویند نخستین بار امام علیه‌السلام آن را براى مأمون عباسى نوشته، حکایت شگفت‌انگیزى نقل شده است (رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص ۵۲ـ۶۰؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۳۵۴ـ ۳۶۱). محمدبن حسنعلى شوشترى، یکى از عالمان سده دوازدهم و نواده عبداللّه‌بن حسین تسترى، نیز رساله‌اى به نام آداب حرز الجواد براى شاه‌سلطان حسین صفوى نوشته است (آقابزرگ طهرانى، ج ۱، ص ۱۷).داورى درباره حرزها و درستى و نادرستى انتساب آنها به معصومان علیهم‌السلام، به بررسى دقیق حدیث‌شناختى یک‌یک آنها از حیث اتصال و انقطاع اسانید و وثاقت و عدم وثاقت راویان نیاز دارد. از پاره‌اى از احادیث متضمن حرزها، از نظر سند، انتقاد شده است (براى نمونه رجوع کنید به مجلسى، ۱۳۶۳ش، ج ۱۲، ص ۴۳۶ـ۴۴۳؛ همو، ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷، ج ۹، ص ۱۱۷). گفتنى است که گاهى یک حرز و سبب ورود آن، به دو امام نسبت داده شده است. مثلاً، حرزى از امام موسی‌بن جعفر علیه‌السلام نقل شده و گفته شده است که امام وقتى آن را خواند که او را در گودالى پیش درندگان انداخته بودند (رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص ۲۹۱؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۳۲۷ـ۳۳۱)، اما همان حرز و سبب ورود آن، به امام علی‌بن موسی‌الرضا علیه‌السلام هم نسبت داده شده است (رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص ۲۹۸؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۳۴۹ـ۳۵۴) ولى نسبت این روایت به امام رضا علیه‌السلام با واقعیات تاریخى تطبیق نمی‌کند زیرا موسی‌بن جعفر علیه‌السلام در حبس هارون بوده است نه فرزندش علی‌بن موسى (ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص۲۹۹). حرزهایى هم وجود دارد که نه تنها فاقد اِسنادند، بلکه به هیچ‌یک از پیشوایان معصوم علیهم‌السلام منسوب نیستند. این قبیل حرزها صرفاً به خط یکى از عالمان دینی‌اند و در بخش ادعیه جوامع حدیثى چون بحارالانوار (براى نمونه رجوع کنید به ج ۹۱، ص ۳۶۶ـ۳۷۱) و احیاناً در دیگر کتابهاى ادعیه به ‌ثبت رسیده‌اند؛ بنابراین، اعتماد بر اغلب این حرزها از باب عمل به قاعده «تسامح در ادّله سنن» و عمل به مضمون «اخبارُ مَنْ بَلغَ» خواهد بود (در این باره رجوع کنید به تسامح در ادّله سنن*؛ نیز مجلسى، ۱۳۶۳ش، ج ۸، ص ۱۱۲ـ ۱۱۹).درباره جواز و عدم جواز آویختن حرز، از روایات منقول از پیشوایان معصوم مستفاد می‌شود که آویختن چیزهایى که در آن قرآن یا ذکر خدا باشد و از آنها بوى شرک به مشام نرسد مباح است (حمیرى، ص۱۱۰ـ۱۱۱؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج۹۲، ص۴ـ۶؛ قس جوهرى، ذیل «تمم»)؛ بنابراین، اینکه سنّت آویختن حرز از رسوم جاهلیت و درنتیجه حرام دانسته شده (رجوع کنید به مبارکفورى، ج ۹، ص ۳۵۶)، قاعدتاً ناظر به رفتارهایى شبیه به آویختن تَمیمه و امثال آن است (رجوع کنید به تعویذ*).به ‌جز حرزها، آیات و ادعیه و اذکارى نیز در کتابهاى حدیث و ادعیه آمده است که آنها را «حُجُب» (جمعِ حجاب) یا «ادعیه حُجُب» یا «اَحْجِبه» و «احتجابات» خوانده‌اند (براى نمونه رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص ۳۵۴ـ۳۶۲؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص ۳۷۲ـ۴۰۶). این عناوین از آیات ۴۵ و ۴۶ سوره اسراء و نیز از متون برخى از همین ادعیه گرفته شده‌اند. این حجابها دقیقاً کارکرد حرز را دارند و از این‌رو، به خواندن آنها، هنگامى که بیم خطرى برود، سفارش شده است (براى نمونه رجوع کنید به ابن‌طاووس، ۱۴۱۴، ص ۲۶۱، ۳۵۴ـ۳۶۲؛ مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۱، ص۳۷۲ـ ۴۰۶).



منابع : آقابزرگ طهرانى؛ ابن‌بابویه، ثواب‌الاعمال و عقاب‌الاعمال، قم ۱۳۶۸ش؛ همو، عیون‌الاخبارالرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم ۱۳۶۳ش؛ همو، کتاب الخصال، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۳۶۲ش؛ همو، کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۴۰۴؛ ابن‌بسطام (حسین‌بن بسطام) و ابن‌بسطام (عبداللّه‌بن بسطام)، طب الائمة علیهم‌السلام، نجف ] ۱۳۸۵[، چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[؛ ابن‌جوزى، کتاب الموضوعات، چاپ عبدالرحمان محمدعثمان، مدینه ۱۳۸۶ـ ۱۳۸۸/ ۱۹۶۶ـ۱۹۶۸؛ ابن‌حجر عسقلانى، الاصابة فى تمییز الصحابة، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علی‌محمد معوض، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵؛ ابن‌حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، ]بی‌تا.[؛ ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۶؛ همو، الامان من اخطار الاسفار و الازمان، قم ۱۴۰۹؛ همو، مهج‌الدعوات و منهج‌العبادات، قدم‌له و علق‌علیه حسین اعلمى، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴؛ ابن‌عربى، العبادلة، ویلیه ساعة الخبر، چاپ عاصم ابراهیم کیالى، بیروت ۱۴۲۵/۲۰۰۴؛ ابن‌قولویه، کامل الزیارات، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ۱۴۱۷؛ ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجة، چاپ محمد فؤاد عبدالباقى، ]قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴[، چاپ افست ]بیروت، بی‌تا.[؛ ابن‌منظور؛ ابن‌نجار، ذیل تاریخ بغداد، در احمدبن على خطیب بغدادى، تاریخ بغداد، او، مدینةالسلام، چاپ مصطفى عبدالقادر عطا، ج ۱۶ـ۲۰، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۷؛ محمدبن محمد (على) انورى، دیوان، چاپ محمدتقى مدرس رضوى، تهران ۱۳۶۴ش؛ احمدبن محمد برقى، کتاب المحاسن، چاپ جلال‌الدین محدث ارموى، قم [? ۱۳۳۱ش[؛ محمدبن عیسى ترمذى، سنن الترمذى، ج ۵، چاپ عبدالرحمان محمدعثمان، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ اسماعیل‌بن حماد جوهرى، الصحاح: تاج‌اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت ]بی‌تا.[، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش؛ شمس‌الدین محمدحافظ، دیوان، چاپ محمد قزوینى و قاسم غنى، تهران ۱۳۶۲ش؛ حرّ عاملى؛ عبداللّه‌بن جعفر حمیرى، قرب‌الاسناد، قم ۱۴۱۳؛ بدیل‌بن على خاقانى، دیوان، چاپ ضیاءالدین سجادى، تهران ۱۳۷۸ش؛ خلیل‌بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدى مخزومى و ابراهیم سامرائى، قم ۱۴۰۵؛ دهخدا؛ محمدبن احمد ذهبى، میزان الاعتدال فى نقدالرجال، چاپ على محمد بجاوى، قاهره ۱۹۶۳ـ۱۹۶۴، چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[؛ محمدبن محمد زبیدى، تاج‌العروس من جواهرالقاموس، چاپ على شیرى، بیروت ۱۴۱۴/ ۱۹۹۴؛ محمودبن عمر زمخشرى، اساس البلاغة، بیروت ۱۳۸۵/۱۹۶۵؛ سیوطى؛ محمدبن حسن طوسى، تهذیب‌الاحکام، چاپ حسن موسوى خرسان، نجف ۱۳۷۸ـ۱۳۸۲؛ همو، مصباح المتهجد، بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱؛ محمدطاهربن على فتنى، تذکرةالموضوعات، ]قاهره ۱۳۴۳/ ۱۹۲۴[؛ الفقه المنسوب للامام الرضا علیه‌السلام، و المشتهر ب فقه‌الرضا، مشهد: موسسة آل‌البیت، ۱۴۰۶؛ کلینى؛ محمد عبدالرحمان مبارکفورى، تحفة الاحوذى بشرح جامع الترمذى، بیروت ۱۴۱۰/ ۱۹۹۰؛ علی‌بن حسام‌الدین متقى، کنزالعُمّال فى سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکرى حیانى و صفوة سقا، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ محمدباقربن محمدتقى مجلسى، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ همو، مرآةالعقول فى شرح اخبار آل‌الرسول، ج ۸، چاپ هاشم رسولى، ج ۱۲، چاپ جعفر حسینى، تهران ۱۳۶۳ش؛ همو، ملاذالاخیار فى فهم تهذیب الاخبار، چاپ مهدى رجائى، قم ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷؛ محمدبن منور، اسرارالتوحید فى مقامات الشیخ ابی‌سعید، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنى، تهران ۱۳۶۶ش.


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سیدکاظم طباطبائی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 13
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده