دمنهوری احمدبن عبدالمنعم مذاهبی
معرف
عالم شافعى قرن دوازدهم و دهمین شیخِ الازهر
متن
دَمَنهورى، احمدبن عبدالمنعم مذاهبى، عالم شافعى قرن دوازدهم و دهمین شیخِ الازهر. کنیه‌اش ابوالعباس (کتانى، ج‌1، ص‌259، 404؛ قس مرادى، ج‌1، ص‌135 که آن را ابوالمعارف ذکر کرده‌است) و لقبش شهاب‌الدین بود (مرادى، همانجا). از اوایل زندگى او اطلاع چندانى نداریم جز اینکه در 1101 در دَمَنهور* (مرکز استان بحیرة* مصر) به‌دنیا آمد و بى‌سرپرست بود (جبرتى، ج‌3، ص‌31؛ خفاجى، ج‌2، ص‌346؛ طُعمى، ص‌20؛ قس مرادى، همانجا که تولدش را در حدود 1090 دانسته‌است).دمنهورى در کودکى وارد الازهر شد و با جِدّ و جهد به آموختن علوم دینى پرداخت (← جبرتى؛ خفاجى؛ طعمى، همانجاها). قرائت، نحو، بلاغت، تفسیر، حدیث، کلام و فقه را نزد شمار فراوانى از علماى الازهر فراگرفت، ازجمله: احمدبن غُنیم نَفراوى مالکى، عبدربّه‌بن احمد دیوى، عبدالوهاب شنوانى، عبدالدائم اُجْهورى، عبدالرؤوف بِشْبیشى، عبدالجواد مرحومى، عبدالجواد میدانى، سیدمحمد سلمونى مالکى، سیدمحمد ریحاوى و احمدبن محمد هَشتوکى (← مرادى، همانجا؛ جبرتى، ج‌2، ص‌32ـ34). دمنهورى نزد استادانش چنان جایگاهى یافت که از عالمان هر چهار مذهب شافعى، حنفى، مالکى و حنبلى اجازة روایت و صدور فتوا گرفت. از این‌رو، او به هر چهار مذهب فتوا مى‌داد (مرادى؛ غَزّى، ص‌317؛ خفاجى، همانجا) و به مذاهبى مشهور شد (فهرس الخزانة التیموریة، ج‌3، ص‌100).دمنهورى علاوه‌بر فراگیرى علوم دینى رایج‌ آن زمان به آموختن شاخه‌هاى علمىِ دیگر مانند فلسفه، طب، هیئت و ریاضیات علاقه‌مند شد (← خفاجى، ج‌2، ص‌347). به‌رغم آنکه در آن دوران بیشتر علماى الازهر مخالف نشر و تدریس این علوم بودند یا دست‌کم به آن روى خوش نشان نمى‌دادند، کسانى چون شیخ‌على زَعترى ریاضیات، نورشناسى، طب و فلسفه تدریس مى‌کردند (همانجا). دمنهورى نزد زعترى حساب و جبر و مقابله آموخت (← همانجا؛ الازهر: تاریخه و تطوره، مقدمة محمد بهى، ص‌ ط ). او همچنین نزد عالمان دیگرى چون احمد قرافى، سلامت فَیّومى، عبدالفتاح دمیاطى و سیدمحمد شحیمى علومى چون منطق، فلسفه، هندسه، هیئت، ارثماطیقى (حساب)، طب، تشریح و حتى برخى از علوم غریبه را مانند اوفاق، کیمیا، سیمیا و سحر فراگرفت (← مرادى، همانجا؛ جبرتى، ج‌3، ص‌32، 34؛ بغدادى، ج‌1، ستون 144،616؛ الازهر: تاریخه و تطوره، همانجا).دمنهورى پس از سالها کوشش در راه کسب دانش به چنان شهرت و جایگاه علمى معتبرى رسید که او را امام، شیخ‌الشیوخ، یگانة دوران و داناترین فرد عصر خود خوانده‌اند. دمنهورى در 1177 مناسک حج ‌را به‌جا آورد (← مرادى، همانجا؛ جبرتى، ج‌3، ص‌31؛ کتانى، ج‌1، ص‌404؛ طعمى، همانجا) و در 1182 پس از وفات شیخ‌محمد حنفى به سِمَت دهمین شیخ الازهر برگزیده شد (مرادى؛ جبرتى؛ کتانى، همانجاها؛ الازهر: تاریخه و تطوره، ص‌327؛ قس طعمى (همانجا) که تاریخ آن را 1181 گفته‌است).دمنهورى رغبتى به حضور در جمع و شرکت در مجالس نداشت، و معلومات و تألیفاتش را به‌آسانى در اختیار دیگران نمى‌گذاشت. ازاین‌رو، کمتر کسى از دانش او سود برده‌است. بااین‌همه، در ماه رمضان هر سال در جامعِ مشهد حسینى در قاهره، تدریس مى‌کرد (جبرتى، همانجا). کسانى از دمنهورى فقه آموخته یا از او روایت کرده‌اند، از جمله محمودبن احمد مرعشى حلبى (متوفى 1201)، سیدمرتضى زَبیدى مؤلف تاج‌العروس (متوفى 1205)، ابوعبداللّه محمد تاودى (متوفى 1209)، محمدبن بدیر (متوفى 1220)، محمدبن على شنوانى (متوفى 1233)، عربى‌بن ولى‌اللّه شرقاوى (متوفى 1234) و مصطفى‌بن حنفى ذهبى شافعى (← انصارى، ج‌1، ص‌6؛ کتانى، ج‌1، ص‌200، 244، 259، 531، ج‌2، ص‌779، 1061، 1078).دمنهورى در 1192 درگذشت و در قبرستان بستان‌العلما به‌خاک سپرده شد (مرادى، همانجا؛ جبرتى، ج‌3، ص‌36؛ خفاجى، ج‌2، ص‌349؛ قس الازهر الشریف فى عیده‌الالفی، ص‌] 242[ که سال وفاتش در آن 1190 ذکر شده‌است).آثار دمنهورى زیاد و متنوع است و شاخه‌هاى علمى مختلف را دربرمى‌گیرد (← کتانى، ج‌1، ص‌404). البته بعضى از آن آثار کم حجم و در حد یک رساله است. شمارى از آنها عبارت‌اند از: اِتحاف‌البریّة بمعرفة العلوم‌الضروریة؛ احیاءالفؤاد بمعرفة خواص‌الأعداد؛ ارشادالماهر الى کنزالجواهر، در علم حروف و اسماء؛ اقامة‌الحجة‌الباهرة على هدم کنائس مصر و القاهرة؛ الأنوارالساطعات على اشرف المُرَبَّعات؛ ایضاح‌المشکلات من متن‌الاستعارات؛ بلوغ‌الاَرَب فى اسم سیّد سلاطین‌العرب؛ تحفة‌الملوک فى علم‌التوحید و السلوک؛ حسن‌الإنابة فى احیاء لیلة‌الإجابة؛ حِلْیة‌الابرار فیما فى اسم علىّ من‌الاسرار؛ حلیة‌اللبّالمصون بشرح‌الجوهرالمکنون، در بلاغت؛ خلاصة‌الکلام على وقف حمزة و هشام؛ الدّرة‌الیتیمة فى صنعة‌الکریمة، در علم کیمیا؛ الزهرالباسم فى علم‌الطلاسم، در علم سحر؛ سبیل‌الرشاد الى نفع‌العباد، در موعظه و اخلاق؛ شفاءالظمآن بسرّ (یس) قلب‌القرآن؛ طریق‌الإهتداء بأحکام‌الامامة و الاقتداء، در فقه بر پایة آراى ابوحنیفه؛ عین‌الحیاة فى استنباط‌المیاه، در زمین‌شناسى؛ الفتح‌الرّبانى بمفردات ابن‌حنبل الشیبانى، در فقه حنبلى؛ الفیض‌العمیم فى معنى‌القرآن‌العظیم، که تفسیر برخى از سوره‌هاى قرآن (از سورة الضّحى تا آخر قرآن) است؛ القول ‌الصریح فى علم ‌التشریح؛ الکلام ‌السدید فى تحریر علم‌ التوحید؛ منتهى ‌الارادات فى تحقیق‌الاستعارات، در علم بلاغت؛ المنح‌الوفیة فى شرح الریاض‌الخلیفیة، در علم کلام؛ منع ‌الاثیم ‌الحائر عن التمادى فى فعل‌ الکبائر، در اخلاق؛ منهج‌السلوک الى نصیحة‌الملوک؛ النفع ‌الغزیر فى صلاح ‌السلطان و الوزیر و نهایة ‌التعریف بأقسام الحدیث الضعیف (براى این آثار و آثار دیگر ← جبرتى، ج‌3، ص‌34ـ35؛ بغدادى، ج‌1، ستون 16، 37، 62، 88، 110، 144، 156ـ157، 195، 335، 400، 403، 419، 437، 457، 462، 475، 616، ج‌2، ستون 50، 84، 109، 131، 150، 162، 216، 247، 255، 366، 374، 406، 570، 577، 583، 591، 673، 691؛ فهرس الخزانة‌التیموریة، ج‌3، ص‌101، 104؛ کحّاله، ج‌1، ص‌303).منابع‌: الازهرالشریف فى عیده‌الالفى، ]قاهره[: الهیئة‌المصریة العامة للکتاب، ] 1985[؛ الازهر: تاریخه و تطوره، ]قاهره[: وزارة‌الاوقاف و شئون الازهر، 1383/1964؛ زکریابن محمد انصارى، فتح‌الوهاب بشرح منهج‌الطلاب، بیروت 1418/1998؛ اسماعیل بغدادى، ایضاح‌المکنون، ج‌1ـ2، در حاجى‌خلیفه، ج‌3ـ4؛ عبدالرحمان جبرتى، عجائب الآثار فى‌التراجم والاخبار، چاپ عبدالعزیز جمال‌الدین، قاهره ] 1997[؛ محمد عبدالمنعم خفاجى، الازهر فى الف عام، بیروت 1407ـ 1408/1987ـ1988؛ محیى‌الدین طُعمى، النور الابهر فى طبقات شیوخ الجامع الازهر، بیروت 1412/1992؛ کمال‌الدین محمدبن محمد غَزّى، النعت الاکمل لاصحاب الامام احمدبن حنبل من سنة 901ـ 1207 هجریة، چاپ محمد مطیع حافظ و نزار أباظه، دمشق 1402/ 1982؛ فهرس‌الخزانة التیموریة، قاهره: دارالکتب المصریة، 1366ـ 1369/1947ـ1950؛ محمد عبدالحى‌بن عبدالکبیر کتانى، فهرس الفهارس و الأثبات، چاپ احسان عباس، بیروت 1402/1982؛ عمر رضا کحّاله، معجم‌المؤلفین، دمشق 1957ـ1961، چاپ افست بیروت ]بى‌تا.[؛ محمد خلیل‌بن على مرادى، سلک‌الدرر فى‌اعیان القرن الثانى عشر، چاپ اکرم حسن علبى، بیروت 1422/2001.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ناصر مریوانی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده