دمشقی ابوعثمان سعیدبن یعقوب
معرف
پزشک، ریاضى‌دان و مترجم آثار علمى و فلسفىِ سدة سوم و اوایل سدة چهارم
متن
دمشقى، ابوعثمان سعیدبن یعقوب، پزشک، ریاضى‌دان و مترجم آثار علمى و فلسفىِ سدة سوم و اوایل سدة چهارم. از تاریخ تولد و وفات او اطلاعى دردست نیست. او در زمان مقتدر عباسى (حک‌: 295ـ320) در بغداد مى‌زیست و از نزدیکان على‌بن عیسى (معروف به ابن‌جرّاح*، وزیر مقتدر) بود. على‌بن عیسى در 302، بیمارستانى در حربیة بغداد ساخت و ریاست آن و دیگر بیمارستانهاى بغداد، مکه و مدینه را به دمشقى سپرد. وى با اسحاق‌بن سلیمان اسرائیلى* (بزرگ‌ترین پزشک آن دوره در مصر) و حسن‌بن موسى نوبختى* (متکلم امامى) مراوده علمى داشت (← ابن‌ندیم، ج‌1، جزء2، ص636، ج2، جزء1، ص304؛ قفطى، ص‌409؛ ابن‌ابى‌اصیبعه، ج‌1، ص‌205، 234؛ بغدادى، ج‌1، ستون 389؛ پاپوس اسکندرانى، مقدمه تامسون، ص‌42ـ43؛ سارتون، ج‌1، ص‌622، 631). اگرچه نام دمشقى در رسالة حنین‌بن اسحاق* نیامده‌است، مایرهوف (ص‌348) او را از شاگردان حنین دانسته که در ترجمة آثار پزشکى، ریاضى، فلسفى (← ادامة مقاله) و آثار جالینوس*، به‌ویژه بعد از ویرایش دوم رسالة حنین در 251ـ252 و در طول دوازده سال پایانى زندگى حنین یا پس از مرگ او، فعال بوده‌است. به‌ این ترتیب به‌نظر مى‌رسد دمشقى با قرارگرفتن در گروه مترجمان حنین، در نهضت ترجمه بسیار مؤثر بوده‌است (براى اهمیت نقش حنین و شاگردانش در نهضت ترجمه← ترجمه*، بخش‌:1 نهضت ترجمه). اشتاین ‌اشنایدر (1960، ص‌361) نیز دمشقى را در زمرة افرادى مى‌داند که آثار جالینوس را تفسیر و تلخیص‌ کرده‌اند (براى آگاهى از دیگر پژوهشهاى جدید دربارة وى ← لوکلر، ج‌1، ص‌374؛ سوتر، ص‌49؛ بروکلمان، >ذیل<، ج‌1، ص‌369ـ370).ترجمه‌هاى دمشقى را مى‌توان در سه گروه پزشکى، ریاضى و فلسفه رده‌بندى کرد.1) ترجمة آثار پزشکى. از جملة این آثار ترجمة متن یونانى تفسیر یحیى نحوى* (طبیب، فیلسوف و نحوى نیمة اول قرن ششم میلادى) بر کتاب جالینوس دربارة نبض به عربى با نام تفسیر کتاب النبض الصغیر است (← ابن‌ابى‌اصیبعه، ج‌1، ص‌234؛ بغدادى، همانجا؛ سزگین، ج‌3، ص‌82، 159؛ نیز ← اشتاین‌ اشنایدر، 1960، ص‌332، 373؛ آلوارت، ج‌5، ص‌499، ش6230؛ سارتون، ج‌1، ص‌631؛ اولمان، ص90).چون ترجمة دیگرى جز ترجمة دمشقى براى این اثر شناخته نشده، به احتمال زیاد آنچه رازى (پزشک تقریباً همعصر دمشقى) از کتاب نحوى نقل کرده (← ج‌7، ص‌118، ج‌16، ص‌27، ج‌17، ص‌23، ج20، ص160)، برگرفته از ترجمة اوست. همچنین به‌سبب استفادة ابن‌مطران* (پزشک و داروشناس، متوفى 587؛ ج‌1، ص‌243) از این تفسیر مى‌توان گفت ترجمة دمشقى حداقل تا قرن ششم به‌کار گرفته شده‌است. از دیگر ترجمه‌هاى او، ترجمة مقالة سوم از مقالات پنج‌گانة جالینوس در علم تشریح باعنوان فى تشریح العصب (آلوارت، ج‌5، ص‌502، ش 6233؛ سزگین، ج‌3، ص‌85) و احتمالاً اولین ترجمة عربى کتاب ماگنوس/مغنس حمصى (پزشک یونانى سدة چهارم میلادى) دربارة ادرار است (← سزگین، ج‌3، ص‌165ـ166؛ اولمان، ص‌81) که به‌نظر مى‌رسد پزشکانى چون رازى نسخه‌اى از آن را دراختیار داشته و از آن استفاده کرده‌اند (← رازى، ج‌19، ص‌46).2) ترجمة آثار ریاضى. مهم‌ترین اثر او در ریاضى ترجمة مقالاتى از اصول اقلیدس از جمله مقالة دهم و تفسیر پاپوس اسکندرانى* (ریاضى‌دان و اخترشناس یونانى، سدة چهارم میلادى) بر آن در دو مقاله است. ابن‌ندیم ترجمة ابوعثمان از این اثر را در موصل دیده‌است (← ج‌2، جزء1، ص‌208). اصل یونانى تفسیر پاپوس بر مقالة دهم اقلیدس ازبین رفته‌است. یگانه و آخرین نسخة به‌جامانده از آن، نسخه‌اى خطى از ترجمة ابوعثمان (به خط ابوسعید سجزى*، ریاضى‌دان و منجم قرن چهارم) باعنوان المقالة الاولى من کتاب بِبُس فى الاَعظام المُنطقة و الصمّ التى ذُکِرَت فى المقالة العاشرة من کتاب اُوقلیدس فى الاُسطُقسات و المقالة الثانیة من تفسیر المقالة العاشرة من کتاب اوقلیدس فى الاصول است که نسخه‌اى از آنها و نیز ترجمه‌اى به لاتین از کتاب نخست در کتابخانة ملى فرانسه موجود است (قفطى، ص‌64؛ قربانى، ص‌87؛ خالدى، ص140؛ سلان، ص‌431؛ لوکلر، همانجا؛ اشتاین ‌اشنایدر، 1960، ص‌157، 221؛ سوتر، همانجا؛ نیز← اشتاین‌ اشنایدر، 1956، ص‌25؛ تحریر اصول اقلیدس*؛ پاپوس اسکندرانى*). یونگه و تامسون متن این اثر را به‌همراه ترجمة انگلیسى و مقدمه و حواشى در 1309ش/1930، در کیمبریج چاپ کرده‌اند. وپکه آن را در 1271/1855 باعنوان تفسیر مقاله دهم اصول اقلیدس، بدون ذکر نام دمشقى، تاریخ یا مکان انتشار، به‌صورت عکسى چاپ کرد (← پاپوس اسکندرانى، همان مقدمه، ص‌38ـ40؛ اشتاین ‌اشنایدر، 1960، ص‌221). اشتاین ‌اشنایدر (1960، همانجا) به وجود ترجمه‌اى لاتینى از این اثر دمشقى در پاریس اشاره و در 1281/1864 مقدمة این ترجمة لاتینى را چاپ کرده‌است (براى دیگر ترجمه‌هاى اصول اقلیدس ← تحریر اصول اقلیدس*). اثر دیگر او در ریاضى ترجمة کتاب الاشکال الکریة یا کتاب الاُکَر از منلائوس اسکندرانى* (دانشمند و ریاضى‌دان یونانى پیش از اسلام) است که عنوان صحیح یونانى آن ازبین رفته و در هیچ منبع یونانى از آن نامى نیامده‌است. این اثر را نخست مترجمى ناشناس در آغاز سدة سوم/نهم، سپس اسحاق‌بن حنین* و شاید سومین‌بار ابوعثمان دمشقى به عربى ترجمه کرده‌اند. متن ترجمة عربى سومین مقالة آن (بدون تفسیر) از دمشقى ]؟[ در نیویورک محفوظ است (سزگین، ج‌5، ص‌161؛ قس اشتاین اشنایدر، 1960، ص220، که ترجمة ناقص ‌این اثر را متعلق به قُسطابن لوقا* (ریاضى‌دان و منجم قرن دوم) مى‌داند و مى‌گوید معلوم نیست چه کسى این ترجمه را کامل کرده‌است). حتى اگر دمشقى این اثر را ترجمه کرده‌ باشد، معلوم نیست مؤلفان بعدى به این ترجمه نیاز یا دسترسى داشته‌اند. چرا که به نوشتة سزگین (ج‌5، ص‌161ـ162)، ابوعبداللّه محمدبن عیسى ماهانى* (ریاضى‌دان و منجم قرن سوم) بخشى از ترجمة اول را، که پراشتباه و به‌سختى مفهوم بود، تصحیح کرد و سپس براساس کار وى، احمدبن ابى‌سعد هروى* (ریاضى‌دان و منجم قرن چهارم) تصحیح دیگرى انجام داد (قس قربانى، ص‌434، که تصحیح ماهانى را از همان ابتدا براساس ترجمة اسحاق از این اثر مى‌داند). خواجه‌نصیرالدین طوسى* براساس کم‌خطاترین تصحیح از ابونصر عراق* (ریاضى‌دان و منجم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم) این کتاب را تحریر کرد (نصیرالدین طوسى، 1358ـ1359، کتاب مانالاوس، ص‌2؛ نیز ← تحریر*). به نوشتة اندرس، دمشقى بسیارى از ترجمه‌هاى دیگران را بازنویسى و اصلاح کرده‌است (← د.اسلام، چاپ دوم، ذیل «سعیدبن یعقوب الدمشقى»)، ولى باتوجه به اینکه ابن‌ندیم (ج‌2، جزء1، ص‌149) آنها را منسوب به عیسى‌بن یحیى دمشقى دانسته‌است، دراین‌باره تردید وجود دارد.منابع: ابن‌ابى‌اصیبعه، کتاب عیون‌الانباء فى طبقات الاطباء، چاپ امرؤالقیس‌بن طحان ]آوگوست مولر[، کونیگسبرگ و قاهره 1299/ 1882، چاپ افست انگلستان 1972؛ ابن‌مطران، بستان‌الاطباء و روضة‌الالباء، چاپ عکسى از نسخة خطى کتابخانة ملى ملک، با مقدمة مهدى محقق، ج‌1، تهران 1368ش؛ ابن‌ندیم؛ اسماعیل بغدادى، هدیة‌العارفین، ج‌1، در حاجى‌خلیفه، ج‌5؛ صلاح‌الدین خالدى، «السریان و نقلهم التراث العلمى الیونانى الى الحضارة العربیة»، در ابحاث المؤتمر السنوى السادس لتاریخ العلوم عندالعرب، حلب: جامعة حلب، معهدالتراث العلمى العربى، 1984؛ محمدبن زکریا رازى، الحاوى فى‌الطب، چاپ محمد محمداسماعیل، بیروت 1421/2000؛ ابوالقاسم قربانى، زندگینامه ریاضیدانان دورة اسلامى: از سدة سوم تا سدة یازدهم هجرى، تهران 1365ش؛ على‌بن یوسف قفطى، تاریخ‌الحکماء، و هو مختصرالزوزنى المسمى بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبارالعلماء باخبار الحکماء، چاپ یولیوس لیپرت، لایپزیگ 1903؛ محمدبن محمد نصیرالدین طوسى، مجموع‌الرسائل، حیدرآباد، دکن 1358ـ1359؛W. Ahlwardt, Verzeichniss der arabischen Handschriften der Königlichen Bibliothek zu Berlin, Berlin 1887-1899; Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden 1943-1949, Supplementband, 1937-1942; EI2, s.v. "Sa‘īd b. Ya‘ḳūbk al-Dimshkī" (by G. Endress); Lucien Leclerc, Histoire de la médecine arabe, Paris 1876, repr. Frankfurt am Main 1996; Max Meyerhof, "An Arabic compendium of medico-philosophical definitions", Isis, 10 (1928), repr. in Max Meyerhof, Studies in medieval Arabic medicine: theory and practice, ed. Penelope Johnstone, London 1984; Pappus of Alexandria, The commentary of Pappus on book X of Euclid’s Elements, Arabic text and translation by William Thomson, with introductory remarks, notes, and a glossary of technical terms by Gustav Junge and William Thomson, Cambridge, Mass. 1930, repr. in Islamic mathematics and astronomy, vol.16, ed. Fuat Sezgin, Frankfurt am Main: Institute for the History of Arabic-Islamic Science at the Johann Wolfgang Goethe University, 1997; George Sarton, Introduction to the history of science, Malabar, Fla. 1975; Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden 1967- ; MacGuckin de Slane, Catalogue des manuscrits arabes, Paris 1883-1895; Moritz Steinschneider, Die arabischen Übersetzungen aus dem Griechischen, Graz 1960; idem, Die europäischen Übersetzungen aus dem Arabischen bis Mitte des 17. Jahrhunderts, Graz 1956; Heinrich Suter, Die Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre Werke, Leipzig 1900, repr. Amsterdam 1981; Manfred Ullmann, Die Medizin im Islam, Leiden 1970.3) ترجمة آثار فلسفى. ترجمه‌هاى ابوعثمان از آثار منطقى، فلسفى و اخلاقى حائز اهمیت است. او را از بهترین مترجمانى دانسته‌اند که با تسلط بر زبان یونانى و عربى، ترجمه‌هایى قابل‌اعتماد و دقیق از متون به‌دست داده‌است (← صوان‌الحکمة، ص‌303؛ مسکویه، ص‌94؛ شهرزورى، ج‌2، ص‌6). او ظاهراً سریانى نیز مى‌دانسته و شواهد حاکى از آن است که برخى آثار را از زبان سریانى به عربى ترجمه کرده و در ترجمة قابل‌اعتماد، دقیق و امین بوده‌است (← فرفوریوس، مقدمة خوانسارى، ص‌45ـ48). وى در ترجمه در بیشتر موارد به معنا توجه داشته‌است و به‌جز موارد معدودى، که معنا را درنیافته، از ترجمة تحت‌اللفظى خوددارى کرده‌است (ارسطو، منطق، ج‌1، مقدمة بدوى، ص‌25). تبحر ابوعثمان در دانشهاى فلسفى مدیون مناسباتش با حسن‌بن موسى نوبختى*، متکلم و فیلسوفِ امامى معاصر وى، است. بنابر گزارش ابن‌ندیم (ج‌1، جزء2، ص‌636)، دمشقى به‌همراه مترجمان برجسته‌اى چون اسحاق‌بن حنین* و ثابت‌بن قرّه* در مجلس نوبختى حاضر مى‌شده‌است.از آثار منطقى که دمشقى ترجمه کرده و موجود است، هفت مقالة نخست کتاب جدل (طوبیقا) ارسطو و کلیات خمس (ایساغوجى) فرفوریوس بوده که در منطق ارسطو (ج‌2 و 3) به ‌کوشش عبدالرحمان بدوى در 1359ش/1980 در بیروت چاپ شده‌است. همچنین ترجمة وى از مقالة ثامسطیوس* در ردّ آراى ماکسیموس اِزمیرى در باب تحلیل و ردّ شکل دوم و سوم قیاس به شکل اول در ارسطو عندالعرب (ص‌309ـ325) چاپ عبدالرحمان بدوى (کویت 1978) و مقاله‌اى از اسکندر افرودیسى دربارة انعکاس مقدمات در شروح على ارسطو مفقودة فى الیونانیة (ص‌55ـ78) به ‌کوشش عبدالرحمان بدوى (بیروت ]1972[) منتشر شده‌است. در میان آثار دمشقى به ترجمة مدخلى بر قیاسات حملیه (المدخل الى القیاسات الحملیة) اثر فرفوریوس نیز اشاره کرده‌اند (← ابن‌ندیم، ج‌2، جزء1، ص‌175؛ قفطى، ص‌257).در فلسفه، ابن‌ندیم (ج‌2، جزء1، ص‌166، 168) به ترجمة دمشقى از دربارة کون و فساد ارسطو و شرح اسکندر افرودیسى بر مقاله چهارم سماع طبیعى ارسطو اشاره کرده‌است. به نظر مى‌رسد که دمشقى بخشهایى از طبیعیات ارسطو را نیز ترجمه کرده بوده که مورد استفاده و مقایسة سایر مترجمان و شارحان قرار مى‌گرفته‌است (← ارسطو، الطبیعة، ج‌1، ص‌381، ج‌2، ص‌754ـ755). ابوعثمان بسیارى از مقالات اسکندر افرودیسى را نیز ترجمه کرده و چون جایگاه اسکندر، به‌عنوان واسطه میان تفکر مشائى و نوافلاطونى و ارائه‌کنندة چهره‌اى خاص‌ از ارسطو، در جهان اسلام اهمیت دارد، تأثیر دمشقى نیز از بابت ترجمة این آثار درخور توجه است (د.اسلام، چاپ دوم، ذیل «سعیدبن یعقوب الدمشقى»). برخى ترجمه‌هاى وى از مقالات اسکندر در ارسطو عندالعرب (ص‌278ـ294) و شروح على ارسطو (ص‌51ـ 55، 52ـ80) چاپ شده‌است.در اخلاق نیز ترجمة آثارى مانند فضائل نفس (فضائل و رذائل)، منسوب به ارسطو، و مسایلى از کتاب اخلاق جالینوس را به ابوعثمان نسبت داده‌اند (← مسکویه، ص‌94؛ ابن‌ابى‌اصیبعه، ص‌316). ترجمة دمشقى از برخى جملات اخلاقى و مَثَلهاى برگرفته از ارسطو و فرهنگ یونانى در صوان‌الحکمة، منسوب به محمدبن طاهر ابوسلیمان سجستانى (ص‌303ـ305)، و نزهة‌الارواح شهرزورى (ج‌2، ص‌6) مندرج‌ است.منابع‌: ابن‌ابى‌اصیبعه، عیون‌الانباء فى طبقات الاطباء، چاپ نزار رضا، بیروت ] 1965[؛ ابن‌ندیم؛ ارسطو، الطبیعة، ترجمة اسحاق‌بن حنین، مع شروح ابن‌سمح و دیگران، چاپ عبدالرحمان بدوى، قاهره، ج‌1، 1404/ 1984، ج‌2، 1385/1965؛ همو، منطق ارسطو، چاپ عبدالرحمان بدوى، بیروت 1980؛ محمدبن محمود شهرزورى، نزهة‌الارواح و روضة‌الافراح فى تاریخ الحکماء و الفلاسفة، چاپ خورشید احمد، حیدرآباد، دکن 1396/1976؛ صوان‌الحکمة و ثلاث رسائل، ]منسوب به [محمدبن طاهر ابوسلیمان سجستانى، چاپ عبدالرحمان بدوى، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1974؛ فُرفوریوس، ایساغوجى، ترجمه و مقدمه و توضیحات محمد خوانسارى، تهران 1383ش؛ على‌بن یوسف قفطى، تاریخ‌الحکماء، و هو مختصر الزوزنى المسمى بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبارالعلماء باخبارالحکماء، چاپ یولیوس لیپرت، لایپزیگ 1903، چاپ افست فرانکفورت 1419/1999؛ احمدبن محمد مسکویه، تهذیب‌الاخلاق و تطهیرالاعراق، چاپ حسن تمیم، بیروت ?] 1398[؛EI2, s.v. "Sa-īd b. Ya-ḳūb al-Dimashkī" (by G. Endress).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مریم کریمی

عبداللّه صلواتی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده