دماوند کوه
معرف
مرتفع‌ترین کوه ایران در رشته‌کوه البرز، در شمال ایران
متن
دَماوند، کوه، مرتفع‌ترین کوه ایران در رشته‌کوه البرز، در شمال ایران. کوه دماوند در البرز مرکزى، در بخش لاریجان شهرستان آمل، در 62 کیلومترى جنوب‌غربى آمل و هفتاد کیلومترى شمال‌شرقى تهران واقع است (فرهنگ جغرافیایى کوههاى کشور، ج‌4، ص‌339).ارتفاع کوه دماوند در منابع، متفاوت ذکر شده‌است. مفخّم پایان (ص‌46) ارتفاع آن را 678،5 متر، درویش‌زاده (ص‌755) 670،5 متر، جعفرى (ج‌1، ص‌256) و فرهنگ جغرافیایى کوههاى کشور (همانجا) 628،5 متر ذکر کرده‌اند (براى اندازه‌گیریهاى متفاوت گروهها و کشورهاى مختلف ← گراتسل و کوستکا، ص‌79ـ81).قلة دماوند پیوسته پوشیده از برف است. مخروط منظم و آتشفشان چینه‌اى (استراتوولکانو) آن روى کوههاى فرسایش‌یافته (ارتفاع: حدود چهارهزار متر از سطح دریا) شکل گرفته‌است. فعالیت آتشفشانى کوه دماوند، حدود 8ر1 میلیون سال قبل، اواخر پلیوسن (پنجمین دوره از دوران سوم زمین‌شناسى) و اوایل کواترنر (پلیو کواترنر)، آغاز شده‌است. قلة دماوند داراى هفتاد دهانه است و دهانة آتشفشان آن حدود چهارصد متر قطر دارد که قسمت مرکزى آن را دریاچه‌اى از یخ پوشانده‌است. گدازه‌هاى آتشفشانى آن حدود چهارصد کیلومترمربع را دربر گرفته‌است (مورگان، ج‌1، ص‌172؛ درویش‌زاده، ص‌144، 755؛ فرهنگ جغرافیایى کوههاى کشور، همانجا). جدیدترین گدازه‌ها و مخروطهایى از خاکستر در دامنة غربى مخروط دیده مى‌شود. سنگهاى زیر مواد آتشفشانى دماوند بیشتر از رسوبات دوران دوم زمین‌شناسى (مزوزوئیک) البرز مرکزى است که به‌شدت فرسایش یافته‌است. در دامنة جنوب‌شرقى آتشفشان دماوند، آهکهاى ژوراسیک (دومین دوره از دوران دوم زمین‌شناسى) فوقانى تا ارتفاع 500،3 مترى یافت مى‌شود. در دامنة جنوبى، مواد مذاب آتشفشانى تا درة لار گسترده شده و در دامنة شرقى، از طرف کُتل پلنگ، گدازه‌ها در ارتفاعى بسیار بلند متوقف شده‌است. کلیة مناطق بین درة اَسک و ارتفاعات کتل پلنگ پوشیده از بمبهاى آتشفشانى است (مورگان، همانجا؛ درویش‌زاده، ص‌755ـ756؛ براى نحوة تشکیل آتشفشان دماوند و فعالیت آن ← امامى و ایران‌نژادى، ص‌14-18). آخرین آتشفشانى دماوند متعلق به دوران چهارم زمین‌شناسى (هلیوسن) است. وجود چشمه‌هاى گرم در دماوند نشانة وجود ماگماهایى است که هنوز کاملاً سرد نشده‌اند. مواد خروجى آتشفشانى دماوند با گذشت زمان از قلیایى به اسیدى گرایش یافته و مواد قلیایى سنگهاى دماوند بسیار اندک است (جنیدى، ج‌1، ص‌105).کوه دماوند سرچشمة ریزابه‌هاى رودهاى مهمى چون هراز* (لار) و حبله‌رود* است (← جعفرى، ج‌1، ص‌256، ج‌2، ص‌470). در اطراف کوه، آبراهه‌ها و مجارى سیلاب شیارهاى عمیق و مستقیمى پدید آورده‌اند که در زمستانها در آنها برف انباشته و در تابستان ذوب و جارى مى‌شوند (مورگان، همانجا).غارهاى مسکونى در دامنة کوه دماوند وجود دارد که آثار قلم‌تراشى نیز در آنها دیده مى‌شود، از جمله غار کمربند در دامنة شمالى دماوند، و غار کافرقلى در درة هراز که شامل بیش از پنجاه قسمت در چند طبقه است (← گراتسل و کوستکا، ص‌162ـ166؛ نیز ← کسرائیان، تصویر 79).در دامنة کوه دماوند چشمه‌هاى معدنى، آشامیدنى و آبگرم وجود دارد، ازجمله چشمة اعلى که آبش سبک و خوراکى است (جنیدى، ج‌1، ص‌105-108؛ غفورى، ص‌125-131)؛ چشمه‌هاى‌گوگردى با خاصیت‌ درمانى‌که عبارت‌اند از: چشمه‌هاى اسک، هرمِس، و آبگرم لاریجان که دماى آب آن در حدود ْ70 تا ْ80 است و بیشتر از آب آن در حمامهاى منطقه استفاده مى‌شود؛ چشمة آب آهن؛ آب سولفاته کلسیک و منیزیم آهن‌دار سرد (ملگونوف، ص13؛ جنیدى، ج1، ص179- 185؛ درویش‌زاده، ص759؛ براى‌اطلاع بیشتر از چشمه‌هاى‌ معدنى آن ← چشمه*).در دامنة غربى دماوند، جریانهاى گدازه‌هایى، که از دامنة غربى سرازیر و وارد رودخانة لار شده، دریاچة طبیعى لار را پدید آورده‌است (درویش‌زاده، ص‌758). در منابع به وجود پنج‌ یخچال در اطراف مخروط دماوند از شمال‌غربى تا جنوب‌شرقى اشاره شده که نام چهارتاى آنها عبارت است از: یخچال شمال‌غربى؛ سیوله، دوبى‌سیل، و بخار که هر سه در جنوب‌شرقى واقع‌اند (← گراتسل و کوستکا، ص40). فعالیت آتشفشانى کوه دماوند را در بروز زمین‌لرزه‌هاى اطراف آن مؤثر دانسته‌اند، ازجمله زمین‌لرزه 1075 در دماوند، 1241 در درة هراز، و زمین‌لرزه‌هاى مازندران در بهار 1314ش و بهار 1336ش (← امبرسز و ملویل، ص50، 58، 83؛ درویش‌زاده، ص‌759؛ نیز ← گراتسل و کوستکا، ص‌28ـ32).آب و هواى کوه دماوند متنوع و قلة مخروطى دماوند امکان جابه‌جایى هوا را در اطراف آن فراهم کرده‌است (گراتسل و کوستکا، ص‌51). کوه دماوند در زمستان پربرف و طوفانى است و بهمنهاى مهیبى از آن سقوط مى‌کند (مورگان، ج‌1، ص‌192). در تابستان، آب‌وهواى کوه دماوند خشک و سرعت باد کم است و میزان ریزش باران با افزایش ارتفاع بیشتر نمى‌شود. میانگین دماى هواى قله در میانة تابستان به ْ7- و در اواسط زمستان تا ْ25- مى‌رسد (گراتسل و کوستکا، ص‌52). آب‌وهواى دامنه‌هاى دماوند قاره‌اى (زمستان سرد و تابستان گرم) است.به‌طور کلى، دماوند، همچون سدى، آب و هواى گرم و مرطوب در سراشیبى شمال را از آب و هواى کویرى در سراشیبى جنوب آن جدا مى‌کند (همان، ص‌58).پوشش گیاهان دارویى و خوراکى کوه دماوند متنوع است. در دامنة کوه، انواع درختان جنگلى، میوه‌دار و بدون میوه، دیده مى‌شود. در ارتفاع بالاى 500،2 متر، که پوشش جنگلى به‌پایان مى‌رسد، بوته‌زار است اما درختان پسته و بادام نیز دیده مى‌شود. در ارتفاع 3200ـ3500 متر، در مرز برف منجمد، محیط زیست گسترده‌اى از علف و بوته‌هاى بلند و خاردار به‌هم‌پیوسته وجود دارد. برف منجمد یکپارچه نیست و در جاهایى که برف ذوب شده‌است، گیاهانى مى‌روید، همچون چمن آراراتى، چمن گندمى آسیاى مرکزى، علف بره، علف قرمز، علف صورتى، چاودار هراتى، درمنة کوهى، خشخاش طناز، قارچ، کنگر، پونة کوهى، آویشن، چاى کوهى، شکرتیغال مشهدى، زبان‌طلا، پیرسنبل، و گلپر. در ارتفاع 3000ـ3600 متر، بوته‌هاى خاردارى از گونه‌هاى کلاه میرحسن دماوندى، خارپشتى، و بوته‌هاى بنفش‌رنگ، مانند اسپرس پشته‌اى و گچ‌دوست گل‌سنگى یافت مى‌شود (همان، ص‌71ـ74؛ براى گونه‌هاى دیگر و اطلاع از تحقیقات گیاه‌شناسى در کوه دماوند ← همان، ص‌59ـ71؛ نصرتى، ص‌20-21). به‌سبب پوشش گیاهى غنى، این کوه زیستگاه حیوانات وحشى، مانند آهو، گراز، خرس، گرگ، قوچ، میش، خفاش، عقاب و شاهین است (← نصرتى، ص‌21).جادة هراز، راه ارتباطى تهران - آمل، از جنوب‌غربى و سپس شمال‌شرقى کوه دماوند مى‌گذرد (← اطلس راههاى ایران، ص‌27ـ28).به‌دلیل مزیتها و وضع ویژة قلة دماوند، زمین‌شناسان و گیاه‌شناسان از گذشته به‌آن توجه نشان داده‌اند و به‌علت صعودپذیرى از نظر گردشگرى نیز اهمیت داشته‌است (← گراتسل و کوستکا، ص‌59ـ75، 107ـ108).به‌نوشتة جغرافى‌نویسان مسلمان، صعود به قلة دماوند به‌سبب پوشیدگى دائمى آن از برف، امکان‌پذیر نبود (براى نمونه ← ابودُلف خزرجى، ص‌34؛ ابن‌حوقل، ص‌371). ابودُلَف خزرجى (جهانگرد، شاعر و ادیب سده چهارم) توانسته بود تا نیمة آن صعود کند (← همانجا). ناصرخسرو (قرن پنجم؛ ص‌4ـ5) به صعود مردم به کوه دماوند براى جمع‌آورى نُشادُر جهت ساخت گوگرد اشاره کرده‌است. گزارشهاى مبسوط یاقوت حموى (متوفى 626) از کوه دماوند (← ذیل «دنباوند») نشان مى‌دهد که وى احتمالاً به قلة آن صعود کرده‌است (← گابریل، ص‌22). اعتمادالسلطنه (دولتمرد دورة ناصرى؛ متوفى 1313) ضمن تکرار مطالب جغرافى‌نویسان سده‌هاى گذشته، نوشته که به‌گفتة اهالى دماوند کسى بالاى کوه دماوند نرفته‌است (ج‌4، ص‌2082ـ2083، 2101).از قرن سیزدهم، با ورود محققان خارجى به ایران، گزارشهاى متعددى از صعود به دماوند ذکر شده (براى نمونه ← گابریل، ص87، 156، 216ـ218، 314) و از آن پس نام دماوند در تاریخ صعودهاى کوهنوردى جهان ثبت شده‌است. نخستین‌بار پزشک و پژوهشگر علوم طبیعى فرانسوى، گیوم‌ آنتوان اولیویه، در اواخر قرن دوازدهم به قلة دماوند صعود کرد (گراتسل و کوستکا، ص‌107). پس از او، در 1253 تامسون انگلیسى و به فاصلة چند روز پس از اوشه ـ الوئى (گیاه‌شناس فرانسوى) به‌این قله صعود کردند (بوت و دریو، ص‌399).صعود به قلة دماوند از هر 26 یال این کوه امکان‌پذیر است، اما چهار جبهة اصلى آن عبارت‌اند از: جبهة شمالى، شمال‌شرقى، جنوبى و جنوب‌غربى. آسان‌ترین راه صعود از طریق جبهة جنوبى و مشکل‌ترین آن جبهة شمالى است (نصرتى، ص‌144-147؛ بوت و دریو، ص‌399- 401). در 1333ش، گروه کوهنوردى کاظم گیلانپور و برنارد پیر فرانسوى اولین صعود کامل از جبهة شمالى را انجام داده‌اند (بوت و دریو، ص‌400-401). برخى از پناهگاههایى که براى کوهنوردان در دامنة دماوند ساخته شده‌است عبارت‌اند از: رِینه؛ مسجد و گوسفندسرا، و بارگاه سوم، همه از پناهگاههاى جنوبى؛ بارگاه سیمرغ، در دامنة غربى؛ و تخت فریدون در شمال‌شرقى آن (← گراتسل و کوستکا، ص‌173ـ176؛ براى مکان، زمان ساخت و ارتفاع قرارگیرى پناهگاهها ← همانجا).دماوند در کتیبه‌هاى ساسانى، چون کتیبة نِرسى (پادشاه ساسانى؛ حک:293-302 یا 303م) در پایکولى (اکبرزاده، دفتر2، ص‌59-60) و کتیبة شاپور اول (حک‌: 241-272م) در کعبة زردشت (عریان، ص‌56، بند24، ص‌:63 بند24) و در متون پهلوى (براى نمونه ← کارنامه اردشیر بابکان، ص‌48؛ نامه تنسر به گشنسپ، ص‌49) به صورت دُنباونتس و دُنباوند و در منابع دورة اسلامى به صورت دَباوند، دُنباوند، دُماوند و دَماوند (براى نمونه ← طبرى، سلسلة 1، ص‌432؛ حدود العالم، ص‌147؛ اصطخرى، ص‌202-203؛ فردوسى، ص‌31، 36، 578؛ ابن‌بلخى، ص‌26، 36؛ یاقوت حموى، ذیل «دَباوند»، «دُماوند»، «دُنباوند»؛ ابوالفداء، ص‌77) آمده‌است.بنابر منابع، دماوند از دو جزء دَم و آوند یا دِما و وند ساخته شده‌است. دم یا دَنب، همان دم در زبان پهلوى، به‌معناى تَف، گرما، بخار و گاز و آوند به معناى ظرف است. در وجه دوم، وند پسوندى به معناى دارنده به‌کار مى‌رفته‌است (براى نمونه ← دهخدا، ذیل «آوند»، «دماوند»، «وند»؛ پازوکى طرودى، ص‌30). به‌نظر مى‌رسد کوه تفتان* در سیستان را نیز به دلیل آتشفشانى‌بودن دنباوند مى‌گفتند (← یاقوت حموى، ذیل «دُنباوند»؛ قزوینى، ص‌192). کسروى (بخش 1، ص‌91-94) دما را به معناى پشت، وند را به‌معناى واقع‌شدن و دماوند را آباد و ایستاده در دنبال و پشت دانسته‌است. به‌گفتة او (بخش 1، ص‌95) کاروانیان غرب که از شاهراه باستانى (جادة شاهى) مى‌گذشتند، این نام را بر قلة دماوند نهاده‌اند.یونانیان این کوه را کورونوس و آشوریان آن را بیکنى مى‌نامیدند (د. ایرانیکا، ذیل "Damāvand.I"). پژوهشگرانى چون اومستد (ص‌362) و گیرشمن (ص‌89) کوه بیکنى را، که بارها در کتیبه‌هاى آشورى آمده، با کوه دماوند یکى دانسته‌اند. لوین (ص‌118-119) در 1353ش، با تأکید به نادرست‌بودن این نظریه، کوه بیکنى را، با قلة الوند منطبق دانسته‌است (نیز ← عبدى، ص‌21، حاشیة 10).ابودلف خزرجى (ص‌34)، قلة کوه دماوند را بیوراسف/ بیوراسب یا ضحاک، ناصرخسرو (ص‌5) آن را لواسان به معناى برخاسته و بالارفته (پازوکى طرودى، ص‌33) و برخى نیز به‌سبب نبود درخت در آنجا آن را اَقرَع (کچل) نامیده‌اند (← ابن‌حوقل، ص‌380؛ اصطخرى، ص‌210). ابودلف خزرجى (همانجا)، بنابر این باور که یکى از شیاطین در کوه دماوند زندانى است، آنجا را صخر مارِد (به‌معناى شیطان) نامیده‌است.در اساطیر ایرانى، کوه دماوند و البرز ــ که گاه با دماوند یکى دانسته شده ــ کوه مینُوى و مرکز جهان و جایگاه ایزدمهر دانسته شده‌است (← پورداود، ص‌132؛ بهرامى، دفتر3، ص‌1554). در این کوه رویدادهاى اساطیرى و افسانه‌اى متعددى رخ داده‌است، ازجمله اینکه کیومرث، نخستین انسان در اوستا (← دینکرد هفتم، ص‌197، بند3) و نخستین شهریار در شاهنامه (← فردوسى، ص‌27)، در دماوند مى‌زیست (بلعمى، ص‌76ـ 77)؛ منوچهر در دماوند به‌دنیا آمد (طبرى، همانجا)؛ ضحاک در دماوند بر جمشید چیره شد (بلعمى، ص‌89)؛ ارمائیل، آشپز ضحاک که هر روز مأمور کشتن دو جوان براى تهیة خوراک مارهاى روى شانة او بود، یکى را مى‌کشت و دیگرى را به دماوند مى‌فرستاد؛ جوانانى که از ستم ضحاک به دماوند مى‌گریختند، در آنجا ساکن شدند و گروه بزرگى از کوه‌نشینان را پدید آوردند که از اجداد کردها به‌شمار آمده‌اند (گردیزى، ص‌246؛ مجمل‌التواریخ، ص‌40-41)؛ فریدون در همین ناحیه به‌دنیا آمد (ابن‌اسفندیار، ج‌1، ص‌57-58)، همانجا بر ضحاک پیروز شد و او را در کوه دماوند زندانى کرد (ابودلف خزرجى، ص‌34)؛ ضحاک در روز رستاخیز در دماوند از بند رها خواهد شد، ولى گرشاسب او را نابود خواهد کرد (← دینکرد هفتم، ص‌278، بند10)؛ آرش کمانگیر تیر خود را از قلة دماوند پرتاب کرد تا سرحد ایران و توران را مشخص‌ کند (بلعمى، ص240ـ 241)؛ دیو سفید، که به‌دست رستم کشته شد، روزگارى در دماوند مى‌زیست (شهمردان‌بن ابى‌الخیر، ص‌343).باورهاى خرافى بسیارى دربارة دماوند وجود دارد، ازجمله اینکه جادوگران سراسر دنیا مقیم آن کوه‌اند، دودى که از آن برمى‌خیزد از نفس ضحاک است و آتش آن نیز از چشمان اوست، و اگر قلة کوه از برف خالى شود، خون‌ریزى سراسرى خواهد شد (ابودلف خزرجى، همانجا؛ ابن‌حوقل، ص‌371؛ مجمل‌التواریخ، ص‌41؛ یاقوت حموى، همانجا؛ حمداللّه مستوفى، ص‌194).قلة دماوند نماد عظمت و استوارى ایران بود (فرهنگ جغرافیایى کوههاى کشور، ج‌4، ص‌340) و در شعر فارسى جایگاه ویژه‌اى داشته‌است. محمدتقى بهار (متوفى 1330ش) دو قصیدة دماوندیه به مطلع «اى کوه سپیدسر، درخشان شو» و «اى دیو سپید پاى در بند» سروده‌است (← ج1، ص354ـ 358).منابع‌: ابن‌اسفندیار، تاریخ طبرستان، چاپ عباس اقبال آشتیانى، تهران ?]1320ش[؛ ابن‌بلخى؛ ابن‌حوقل؛ اسماعیل‌بن على ابوالفداء، تقویم‌البلدان، قاهره 1427/2007؛ ابودُلف خزرجى، الرسالة‌الثانیة، چاپ پطرس بولگاکوف و انس خالدوف، مسکو 1960؛ اصطخرى؛ اطلس راههاى ایران، تهران: گیتاشناسى، 1385ش؛ اعتمادالسلطنه؛ داریوش اکبرزاده، کتیبه‌هاى پهلوى اشکانى (پارتى)، دفتر2، تهران 1382ش؛ محمدهاشم امامى و محمدرضا ایران‌نژادى، «مطالعه پترولوژى و ولکانولوژى آتش‌فشان دماوند»، علوم زمین، سال 2، ش 7 (بهار 1372)؛ محمدبن محمد بلعمى، تاریخ بلعمى: تکمله و ترجمه تاریخ طبرى، به تصحیح محمدتقى بهار، چاپ محمد پروین‌گنابادى، تهران 1380ش؛ پى‌یر بوت و م. دریو، «پژوهشى در مورفولوژى ماسیف دماوند»، ترجمه و توضیح مقصود خیام، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانى تبریز، ش 97ـ 100 (1350ش)؛ محمدتقى بهار، دیوان، چاپ مهرداد بهار، تهران 1368ش؛ احسان بهرامى، فرهنگ واژه‌هاى اوستائى، تهران 1369ش؛ ناصر پازوکى طرودى، آثار تاریخى دماوند، تهران 1381ش؛ ابراهیم پورداود، آناهیتا‌: مقالات ایرانشناسى پورداوود، تصحیح میترا مهرآبادى، تهران 1380ش؛ جعفرى؛ محمدجواد جنیدى، چشمه‌هاى معدنى ایران، ج‌1، تبریز 1348ش؛ حدودالعالم؛ حمداللّه مستوفى، نزهة‌القلوب؛ على درویش‌زاده، زمین‌شناسى ایران، تهران 1380ش؛ دهخدا؛ دینکرد هفتم، تصحیح متن، آوانویسى، نگارش فارسى، واژه‌نامه و یادداشتها ]از[ محمدتقى راشد محصل، تهران: پژوهشگاه علوم‌انسانى و مطالعات فرهنگى، 1389ش؛ شهمردان‌بن ابى‌الخیر، نزهت‌نامه علائى، چاپ فرهنگ جهانپور، تهران 1362ش؛ طبرى، تاریخ (لیدن)؛ کامیار عبدى، «وارسى دوره ماد»، مجله باستانشناسى و تاریخ، سال 8، ش 1 (پاییز و زمستان 1372)؛ سعید عریان، راهنماى کتیبه‌هاى ایرانى میانه: پهلوى ـ پارتى، تهران 1382ش؛ محمدرضا غفورى، شناخت آبمعدنى و چشمه‌هاى معدنى ایران، تهران 1382ش؛ ابوالقاسم فردوسى، شاهنامه فردوسى، براساس چاپ مسکو، مشهد 1377ش؛ فرهنگ جغرافیایى کوههاى کشور، تهران: سازمان جغرافیایى نیروهاى مسلح، 1379ش؛ زکریابن محمد قزوینى، آثارالبلاد و اخبار العباد، بیروت: دارصادر، ]بى‌تا.[؛ کارنامه اردشیر بابکان با متن پهلوى، آوانویسى، ترجمه فارسى و واژه‌نامه، چاپ بهرام فره‌وشى، تهران: دانشگاه تهران، 1354ش؛ کتاب ایران ]مجموعه عکس[، هیئت مؤلفان: جواد اژه‌اى و دیگران، مدیر عکاسى: بهمن جلالى، تهران: سازمان صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران، 1379ش؛ نصراللّه کسرائیان، دماوند، ]تهران [1371ش؛ احمد کسروى، مقالات کسروى، گردآورنده: یحیى ذکاء، بخش 1، تهران 1334ش؛ کارل گراتسل و روبرت کوستکا، اولین پژوهش جامع علمى و فرهنگى دربارة دماوند بلندترین کوه ایران، ترجمة ایرج ‌هاشمى‌زاده، تهران 1384ش؛ عبدالحى‌بن ضحاک گردیزى، زین‌الاخبار، چاپ عبدالحى حبیبى، چاپ افست تهران 1347ش؛ مجمل‌التواریخ و القصص، چاپ محمدتقى بهار، تهران: کلاله خاور، 1318ش؛ لطف‌اللّه مفخّم پایان، فرهنگ کوههاى ایران، تهران 1352ش؛ گریگورى والریانوویچ ملگونوف، سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبى دریاى خزر ( 1858 و 1860م)، تصحیح، تکمیل و ترجمة مسعود گلزارى، تهران 1364ش؛ ژاک‌ژان مارى‌دو مورگان، هیئت علمى فرانسه در ایران: مطالعات جغرافیائى، ترجمه و توضیح کاظم ودیعى، تبریز 1338ـ1339ش؛ ناصر خسرو، سفرنامة حکیم ناصرخسرو قبادیانى مروزى، چاپ محمد دبیرسیاقى، تهران 1363ش؛ نامه تنسر به گشنسپ، چاپ مجتبى مینوى، تهران: خوارزمى، 1354ش؛ مسعود نصرتى، دماوند: خاستگاه اساطیرى ایران زمین، تهران 1381ش؛ یاقوت حموى؛Nicholas Nicholas Ambraseys and Charles Peter Melville, A history of Persian earthquakes, Cambridge 1982; Encyclopaedia Iranica, s.v. "Damāvand. I: geography" (by Bernard Hourcade). Retrieved July 31, 2012, from http:// www.iranicaonline.org; Alfons Gabriel, Die Erforschung Persiens, Vienna 1952; Roman Ghirshman, Iran: from the earliest times to the Islamic conquest, Middlesex, Engle. 1978; Louis Levine, "Geographical studies in the Neo-Assyrian Zagros", Iran: Journal of the British Institute of Persian Studies, vol. 12, (1974); Albert Ten Eyck Olmstead, History of Assyria, Chicago 1968.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

علیرضا شاه حسینی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده