دماوند
معرف
شهر و شهرستانى در استان تهران
متن
دماوند، شهر و شهرستانى در استان تهران. شهر دماوند، مرکز شهرستان دماوند، در دامنة جنوبى رشته‌کوه البرز* و 55 کیلومترى مشرق تهران* واقع است (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج‌38، ص‌147).نام این شهر برگرفته از کوه دماوند است (مارکوارت، ص‌127؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیها، همانجا). بنابر باور ایرانیان، کیومرث (نخستین پادشاه پیشدادى) و فرزندانش شهرهایى در ناحیة دماوند ساختند (← بلعمى، ص‌76؛ حمداللّه مستوفى، 1339ش، ص‌76). این شهر از دورة هخامنشى (حکـ‌: 559ـ330ق م) اهمیت داشت و لاجورد آن از مهم‌ترین کالاهاى تجارى در این دوره بود (پیرنیا، ج‌2، ص‌1511). در اواخر دورة اشکانیان (حکـ: حـ 250ق م ـ حـ226م)، گُشْنَسْب/ گُسنسف (از ملوک‌الطوایف) بر ناحیة دماوند، طبرستان، دیلمان و رى حکومت مى‌کرد و اردوان پنجم (آخرین پادشاه اشکانى) براى مقابله با اردشیر بابکان (مؤسس سلسلة ساسانیان، حکـ‌: 226ـ241م) از وى درخواست کمک کرده‌بود (← نامه تنسر به گشنسپ، ص‌49؛ کارنامه اردشیر بابکان، ص‌48ـ 49). پژوهشهاى دیرین‌انسان‌شناسى (← عسکرى خانقاه و همکاران، ص‌19، 22) و دیرین‌تغذیه‌شناسى (← خادمى ندوشن و همکاران، ص‌77، 80، 88-89) نیز از شهرت و اهمیت دماوند در دورة اشکانى و ساسانى حکایت دارد. در دورة ساسانى (حک: 226ـ652م) و تا سال 141، که عباسیان براثر خیانت پرویز (برادر مَصمُغان*، حاکم دماوند) دماوند را تصرف کردند، فرمانروایان بومى این شهر را اداره مى‌کردند (طبرى، ج‌7، ص‌506، 510؛ یاقوت حموى، ذیل «استوناوند»، «جرهد»؛ نیز ← مارکوارت، همانجا).ناحیة دماوند دروازة طبرستان به رى و گردنه‌هاى این ناحیه از قدیم‌ترین و مهم‌ترین راههاى ایران (از عهد باستان تا سالهاى اخیر) بوده و به همین سبب پیشینة این شهر وابسته به تاریخ رى و طبرستان است (← سیرو، «قلعه‌بان»، ص‌136؛ همو، کاروانسراهاى ایران، ص‌37).دماوند، به‌سبب قرارگرفتن در پناه کوههاى جنوبى البرز، تا نیمة قرن دوم از نفوذ کامل حکومت مرکزى خلفا دور مانده بود. مردانشاه، مصمغانِ (سلسله‌اى از امراى زردشتى و نام هر یک از امراى سلسله) دماوند، که قلمرو او علاوه بر ناحیة دماوند مناطقى چون خوار، لاریجان و شیرجان را شامل مى‌شد، در سال 22 با نُعَیم‌بن مُقَرَّن (از سران سپاه عرب)، که بعد از فتح رى قصد دماوند داشت، با پرداخت سالانه دویست هزار درهم صلح کرد (طبرى، ج‌4، ص‌151). مصمغان چندان به تعهد خود وفادار نبود، چه در سالهاى بعد اقدامات دیگرى براى فتح دماوند صورت گرفت (← بلاذرى، ص‌468، 472؛ یاقوت حموى، ذیل «دُنباوند»؛ نیز← نصرتى، ج‌1، ص‌78ـ82).عموم جغرافى‌نویسان مسلمان دماوند/ دُنباوند را از نواحى رى (از توابع دیلم و طبرستان) دانسته‌اند (براى نمونه ← ابن‌خرداذبه، ص‌244، 250؛ ابن‌حوقل، ص380؛ اصطخرى، ص‌209؛ حدودالعالم، ص‌147). مقدسى نیز، که معمولاً تقسیم‌بندیهایش با همگنانش متفاوت است، دماوند را از نواحى هفت‌گانه ایالت جبال برشمرده‌است (ص‌385ـ386). به هر رو در هیچ‌یک از این منابع سخنى از شهر دماوند نیامده و فقط از ناحیة دماوند و دو شهر کوچک آن، وَیْمَه و شَلَنبه/ شَلَمبه، یاد شده‌است (← ابن‌خرداذبه؛ ابن‌حوقل؛ اصطخرى؛ حدودالعالم؛ مقدسى، همانجاها). این شعر از بهرام‌گور (حکـ: 420 یا 421ـ439م): «منم شیر شلنبه/ و منم ببر یله» به همین شهر اشاره‌دارد (← ابن‌خرداذبه، ص‌118). براساس این منابع، دماوند به‌سبب داشتن زمینهاى زراعى مساعد و باغهاى بسیار، از نواحى پردرآمد و درآمد آن با رى برابر بود (← همان، ص250؛ مقدسى، ص400؛ یاقوت حموى، ذیل «دباوند»).نخستین‌بار با استناد به نزهة‌القلوب حمداللّه مستوفى (تألیف 740) دماوند شهر (قصبه) خوانده شده‌است. بنابر تصحیح لسترنج از نزهة‌القلوب (چاپ سنگى بمبئى 1894؛ ← حمداللّه مستوفى، 1362ش، مقدمة لسترنج، صXVI-XIV؛ قس مشکور، ص‌336، که «پیشان» را نام یکى از روستاهاى باستانىِ رى خوانده‌است)، «دماوند قصبه‌اى است که آن را پشیان خوانند» (حمداللّه مستوفى، 1362ش، چاپ لسترنج، ص‌162) و از آن پس این مفهوم به آثار دیگران راه یافته‌است (براى نمونه ← لسترنج، ص‌371؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه؛ د. ایرانیکا؛ ذیل "Damāvand.I"؛ دهخدا؛ معین، ذیل مادّه؛ و تک‌نگاریهاى مربوط به دماوند، ازجمله نصرتى، ج‌1، ص‌34، 53؛ پازوکى طرودى، ص‌33). اما باتوجه به شمارى از نسخه‌هاى خطى برجاى‌مانده از نزهة‌القلوب، که قدمت برخى از آنها به نیمة سدة یازدهم مى‌رسد، آشکار مى‌شود حمداللّه مستوفى نیز، که دماوند را از اعمال و توابع قومِس و طبرستان دانسته، آن را شهر ذکر نکرده‌است. در این نسخه‌ها آمده «دماوند: قصبه آن را منشان/ نیشان/ میشان خوانند» (← نسخة خطى کتابخانة مجلس شوراى اسلامى، ش 6731، ص‌438؛ نسخة خطى کتابخانة مجلس شوراى اسلامى، ش 889، گ ] 185[ر) و پیداست که نام دماوند در دورة حمداللّه مستوفى تغییرى نیافته و منشان فقط نام قصبه یا مرکز دماوند بوده‌است. بنابه کتاب تاریخ مبارک غازانى نوشتة رشیدالدین فضل‌اللّه (متوفى 718؛ ص‌31)، این شهر یا شهرک (با ضبطهاى میشان و مشان) در دورة ایلخانى مرکز دماوند بود. رشیدالدین فضل‌اللّه (1373ش، ج‌2، ص‌1211-1212، 1238؛ 1358، ص‌41، 68، 73) دماوند را ییلاق شاهان و شاهزادگان ایلخانى دانسته‌است. در دوره‌هاى صفوى (حک‌: 906-1135) و قاجار (حک‌: 1210-1344 (1304ش)) نیز دماوند به همراه فیروزکوه از ییلاقهاى حکومتى بود (← اسکندرمنشى، ج‌3، ص‌954؛ سپهر، ج‌1، ص‌582).دماوند پیش و پس از حملة مغول هیچگاه فرمانرواى مستقلى نداشت و معمولاً حاکم قومس و سمنان، رى یا فیروزکوه بر دماوند نیز حکومت مى‌کرد، چنان‌که در حملة مهاجمان نیز سرنوشت این نواحى یکسان بوده‌است (← مرعشى، ص110؛ خواندمیر، ج‌3، ص520؛ خورشاه‌بن قباد حسینى، ص‌23؛ اسکندرمنشى، ج‌1، ص‌29، ج3، ص1089).برخلاف شهرت بسیار ناحیه و کوه دماوند در تألیف گذشتگان، از شهر دماوند ظاهراً جز در آثار دورة قاجار نامى به میان نیامده‌است. در این دوره، ناحیة دماوند به‌سبب آب و هواى خوش و نزدیکى به تهران محل توجه شاهان و صاحب‌منصبان قاجار بود. در این دوره، علاوه بر ذکر نام توابع و آبادیهاى دماوند، که البته جاى نامهایى چون ویمه و شلمبه و میشان را شهرها و قریه‌هایى چون بومهن، پلور، لار و مُشا گرفته‌اند، به‌کرات از شهر دماوند یاد شده‌است. در این دوره شهر دماوند چهار محله، چهار حمام و نه مسجد داشت که بزرگ‌ترین آنها مسجدجامع بود (← اعتمادالسلطنه، ج‌1، ص‌11ـ12). این بناها و کتیبه‌هاى آنها در بازنمودن پیشینة این شهر بسیار ارزشمند بوده‌اند. برخى از قدیم‌ترین آثار شهر دماوند عبارت‌اند از: مسجدجامع، جزو مساجد اولیة ایران (گدار، ص‌18)، که هستة اصلى آن در حدود سدة پنجم شکل گرفت و بارها در سالهاى 821 تا 1081 و پس از آن تعمیر شد (← پازوکى طرودى، ص‌63ـ67)؛ برج‌شِبلى (منسوب به صوفى و عارف سدة چهارم) که قدمت آن به دورة سلجوقى مى‌رسد (← شیبانى، ص‌59ـ71)؛ امامزاده عبداللّه/ خلیل‌اللّه با برجى ترک‌دار به سبک بناهاى قرن ششم که در سالهاى اخیر بازسازى شده و تاریخ ضریح چوبى بقعه 1003 است (پازوکى طرودى، ص‌73ـ74)؛ امامزاده عبداللّه و عبیداللّه با برجى ترک‌دار (33 ترک)، گنبد رُک و کاشى فیروزه‌اى که احتمالاً از دورة سلجوقى یا ایلخانى برجاى‌مانده‌است (همان، ص‌93ـ94). بناهاى متعدد تاریخى شهر دماوند در قیاس با آثار مشابه در اطراف شهر و محدوده شهرستان کنونى دماوند بسیار کم‌شمارند، چنان‌که از 37 امامزاده، 27 قلعه، 21 قبرستان، هجده حمام تاریخى، دوازده محوطه باستانى، پنج‌پل، سه مسجد قدیمى و سه کاروانسراى شهرستان دماوند، بیشتر این بناها در روستاها، شهرها و نواحى اطراف واقع‌اند. تاریخ ساخت اولیة برخى از این آثار به سده‌هاى نخست اسلام مى‌رسد و شمار زیادى از اینها نیز متعلق به دورة صفوى و قاجار است (← همان، ص‌496 به بعد).در دورة قاجار، دماوند با چهار محله جزو بلوکات تهران در ولایت عراق عجم بود (← اعتمادالسلطنه، همانجا؛ نیز ← فریدى‌مجید، ج‌2، ص‌146). بر اساس تقسیمات جدید کشورى، شهر دماوند در 1314ش تأسیس شد (← ایران. وزارت کشور، 1382ش، ذیل «استان تهران») و در 1316ش، تابع شهرستان تهران از استان شمال بود (← ایران. قوانین و احکام، 1316ش، ص‌72). در 1325ش، با الحاق بخش فیروزکوه از شهرستان شاهى (قائم‌شهر) و بخشهاى گرمسار و ایوانکى از شهرستان تهران به بخش دماوند، شهرستان دماوند در استان مرکزى (تهران) تشکیل شد (← ایران. وزارت کشور، 1382ش، همانجا؛ فریدى‌مجید، ج‌2، ص‌141). در 1355ش، شهرستان دماوند از استان مرکزى (تهران) جدا و تابع فرماندارى کل سمنان شد (← ایران. قوانین و احکام، 1355ش، «تصویبنامه‌ها»، ص‌31ـ32). در 1357ش شهرستان دماوند از استان سمنان جدا شد و دوباره به استان تهران پیوست (فریدى مجید، ج‌2، ص‌142). هم‌اکنون شهرستان دماوند شامل بخشهاى مرکزى و رودهن، شهرهاى دماوند، کیلان، آبسرد، رودهن و آبعلى و دهستانهاى ابرشیوه، تاررود، جمع‌آبرود، آبعلى و مهرآباد است (← ایران. وزارت کشور، 1390ش، ذیل «استان تهران»).مهم‌ترین کوههاى این شهرستان که جزو رشته‌کوههاى البرز مرکزى هستند، عبارت‌اند از: قره‌داغ (ارتفاع 076،4 متر)، چنگیزچال ( 010،4 متر)، اسب‌گیرون ( 718،3 متر)، میانرود (ارتفاع 650،3 متر)، زرین‌کوه (ارتفاع 510،3 متر) و تار (452،3 متر). قلة این کوهها پیوسته پوشیده از برف است. قلة دماوند نیز در 35 کیلومترى شمال شهر دماوند واقع است (← جعفرى، ج‌1، ص‌60، 147، 256، 289، 398، 523؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج‌38، ص‌145؛ نیز ← دماوند*، کوه). شهرستان دماوند، به‌علت کوهستانى‌بودن، سردسیر و ییلاقى است. میانگین بیشترین دما ْ5ر30 در تابستان، میانگین کمترین آن در زمستان ْ13- و میزان بارش سالانة آنجا 450 میلیمتر (بیشترین میزان بارندگى در استان تهران) است (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج‌38، ص‌147؛ سازمان مدیریت و برنامه‌ریزى استان تهران، ص‌18، 34).از مراتع غنى این شهرستان در فصل بهار و تابستان براى دامدارى استفاده مى‌شود. مهم‌ترین گونه‌هاى گیاهى این مراتع انواع گَوَن، گیاهان دارویى و صنعتى مانند گل گاوزبان، کاسنى، قدومه، شیرین‌بیان، باریجه و بومادران و گونه‌هاى جنگلى شهرستان دماوند شامل اُرس، بادام‌کوهى، انجیر و زرشک است (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج‌38، ص‌146ـ147).دامدارى، کشاورزى و باغدارى از شغلهاى اصلى مردم این شهرستان است و محصولات باغى این شهرستان از جمله سیب‌زمینى، سیب درختى، گردو و قیسى به سایر شهرستانها و حتى خارج‌ از کشور صادر مى‌شود (اعتمادالسلطنه، ج‌1، ص‌16؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیها، همانجا). معادن کائولن کریتون، خاک صنعتى، دولومیت، سیلیس، کوارتزیت، سنگ ساختمانى، سنگ آهک و سنگ گچ در این شهرستان وجود دارد (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج‌38، ص‌145).آب‌وهواى مطبوع در بهار و تابستان، وجود جاذبه‌هاى متنوع گردشگرى مانند غار رودافشان (← سلاحى، ص‌52ـ 55)، چشمه‌هاى آب‌معدنى، رودخانه‌هاى هویر (دلى‌چاى)، دماوند و سیاهرود و دریاچه‌هاى تار و هویر باعث رونق گردشگرى و توسعه شهرستان شده‌است (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج‌38، ص‌144ـ145؛ افشین، ج‌2، ص‌383، 493).بر اساس سرشمارى 1385ش، جمعیت این شهرستان 860،96 تن و جمعیت شهر دماوند 829،69 تن بوده‌است (← مرکز آمار ایران، ذیل «استان تهران»).در دورة جدید در برخى از منابع، بدون درنظرگرفتن تفاوتهاى بسیارِ گویش دماوندى با تاتى (← تات*)، زبان مردم دماوند را فارسى و تاتى خوانده‌اند (← رزم‌آرا، ج‌1، ص‌90؛ علمدارى، ص‌7؛ نصرتى، ج‌1، ص‌23).منسوبان به دماوند در منابع پیش از ایلخانى، دنباوندى یا دُباوندى (← سمعانى، ج‌2، ص‌452؛ یاقوت‌حموى، ذیل «دباوند»، «دنباوند»؛ جوینى، ج‌3، ص‌193، 382) و پس از آن عموماً دماوندى نامیده شده‌اند (براى نمونه ← رشیدالدین فضل‌اللّه، 1387ش، ص‌122، 133؛ آقابزرگ طهرانى، ج‌9، ص‌116، 124، 508، ج‌24، ص‌353).منابع‌: آقابزرگ طهرانى؛ ابن‌حوقل؛ ابن‌خرداذبه؛ اسکندرمنشى؛ اصطخرى؛ محمدحسن‌بن على اعتمادالسلطنه، مطلع‌الشمس، چاپ سنگى تهران 1301ـ1303، چاپ تیمور برهان لیمودهى، چاپ افست تهران 1362-1363ش؛ یداللّه افشین، رودخانه‌هاى ایران، تهران 1373ش؛ ایران. قوانین و احکام، مجموعه قوانین سال 1316، تهران: روزنامه رسمى کشور، ?]1316ش[؛ همو، مجموعه قوانین سال 2535 شاهنشاهى ]1355ش[، تهران: روزنامه رسمى کشور شاهنشاهى ایران، ?]1355ش[؛ ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسى. دفتر تقسیمات کشورى، عناصر و واحدهاى تقسیمات کشورى ایران: تیر 1390، تهران 1390ش؛ همو، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتى به همراه شماره مصوبات آن، تهران 1382ش؛ بلاذرى (بیروت)؛ محمدبن محمد بلعمى، تاریخ بلعمى: تکمله و ترجمه تاریخ طبرى، به تصحیح محمدتقى بهار، چاپ محمد پروین‌گنابادى، تهران 1380ش؛ ناصر پازوکى‌طرودى، آثار تاریخى دماوند، تهران 1381ش؛ حسن پیرنیا، ایران باستان، یا، تاریخ مفصل ایران قدیم، تهران 1369ش؛ جعفرى؛ جوینى؛ حدودالعالم؛ حمداللّه مستوفى، تاریخ گزیده، چاپ عبدالحسین نوائى، تهران 1339ش؛ همو، نزهة‌القلوب، نسخة خطى کتابخانة مجلس شوراى اسلامى، ش 889؛ همان، نسخة خطى کتابخانة مجلس شوراى اسلامى، ش 6731؛ همان‌: کتاب نزهة‌القلوب، چاپ گى‌لسترنج، لیدن 1915، چاپ افست تهران 1362ش؛ فرهنگ خادمى ندوشن، طاهره عزیزى‌پور، و رضا شعبانى، «وضعیت پوشش گیاهى و جانورى محوطة باستانى ولیران دماوند در عصر اشکانى بر اساس داده‌هاى دیرینه‌تغذیه‌شناسى»، مدرس علوم انسانى، ش 62 (پاییز 1388)؛ خواندمیر؛ خورشاه‌بن قبادحسینى، تاریخ ایلچى نظام شاه: تاریخ صفویه از آغاز تا سال 972 هجرى‌قمرى، چاپ محمدرضا نصیرى ]و[ کوئیچى هانه‌دا، تهران 1379ش؛ دهخدا؛ رزم‌آرا؛ رشیدالدین فضل‌اللّه، جامع‌التواریخ، چاپ محمد روشن و مصطفى موسوى، تهران 1373ش؛ همو، جامع‌التواریخ: تاریخ اسماعیلیان، چاپ محمد روشن، تهران 1387ش؛ همو، کتاب تاریخ مبارک غازانى: داستان غازان‌خان، چاپ کارل‌یان، لندن 1358/1940؛ سازمان مدیریت و برنامه‌ریزى استان تهران، سالنامه آمارى استان تهران 1380، تهران 1381ش؛ عبدالحسین سپهر، مرآت‌الوقایع مظفرى، چاپ عبدالحسین نوایى، تهران 1386ش؛ مصطفى سلاحى، غارهاى ایران، تهران 1378ش؛ سمعانى؛ ماکسیم سیرو، «قلعه‌بان»، در آثار ایران، اثر آندره گدار و دیگران، ترجمة ابوالحسن سروقد مقدم، ج‌1، مشهد: بنیاد پژوهشهاى اسلامى، 1365ش؛ همو، کاروانسراهاى ایران و ساختمانهاى کوچک میان راه‌ها، ترجمة عیسى بهنام، ]تهران، بى‌تا.[؛ زرین‌تاج ‌شیبانى، «برج ‌شبلى دماوند»، اثر، ش 12ـ14 (اسفند 1365)؛ طبرى، تاریخ (بیروت)؛ اصغر عسکرى خانقاه و همکاران، «جمعیت پیش از تاریخ ایران: نتایج‌ مقدماتى پژوهشهاى دیرین‌انسان‌شناسى در منطقة یزد، دماوند و آمل»، باستان‌شناسى و مطالعات میان رشته‌اى، سال 2، ش 4 (پاییز و زمستان 1385)؛ مهدى علمدارى، گویش دماوندى، تهران 1384ش؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیهاى کشور جمهورى اسلامى ایران، ج‌: 38 تهران، تهران: سازمان جغرافیائى نیروهاى مسلح، 1370ش؛ فاطمه فریدى مجید، سرگذشت تقسیمات کشورى ایران، تهران 1388ش‌ـ ؛ کارنامه اردشیر بابکان، با متن پهلوى، آوانویسى، ترجمه فارسى و واژه‌نامه، چاپ بهرام فره‌وشى، تهران: دانشگاه تهران، 1354ش؛ آندره گدار، «مساجد قدیمى ایران»، در آثار ایران، اثر آندره‌گدار و دیگران، ترجمة ابوالحسن سروقد مقدم، ج‌4، مشهد: بنیاد پژوهشهاى اسلامى، 1368ش؛ ظهیرالدین‌بن نصیرالدین مرعشى، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، چاپ محمدحسین تسبیحى، تهران 1345ش؛ مرکز آمار ایران، سرشمارى عمومى نفوس و مسکن‌:1385 نتایج ‌تفصیلى کل کشور، 1385ش.Retrieved Jan.28, 2013, from http://www.sci.org.ir/portal/faces/public/census 85/census 85.natayej/census 85. rawdata;محمدجواد مشکور، جغرافیاى تاریخى ایران باستان، تهران 1371ش؛ محمد معین، فرهنگ فارسى، تهران 1381ش؛ مقدسى؛ نامه تنسر به گشنسپ، چاپ مجتبى مینوى، تهران: خوارزمى، 1354ش؛ مسعود نصرتى، تاریخ دماوند و آثار تاریخى آن، ج‌1، تهران 1381ش؛ یاقوت حموى؛Encyclopaedia Iranica [on line], s.v. "Damāvand.I:geography" (by Bernard Hourcade). Retrieved Jan.28, 2013, from http: //www.iranicaonline. org; EI2, s.v. "Damāwand" (by M. Streck); Guy Le Strange, The lands of the Estern Caliphate, London 1966; Joseph Marquart, Ērānşahr nach der Geographie des Ps. Moses Xorenac’i, Berlin 1901.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

علیرضا شاه حسینی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده