دمامینی بدرالدین محمد
معرف
ادیب، شاعر، نحوى و فقیه مالکى مصرى قرن هشتم و نهم
متن
دمامینى، بدرالدین محمد، ادیب، شاعر، نحوى و فقیه مالکى مصرى قرن هشتم و نهم. نام کامل وى بدرالدین محمدبن ابى‌بکربن عمر مخزومى و معروف به دمامینى و ابن‌دمامینى (← سخاوى، الضوءاللامع، ج‌7، ص‌185؛ سیوطى، ج‌1، ص‌66؛ تنبکتى، ص‌488)، منسوب به دَمامین، روستایى در ساحل شرقى نیل (یاقوت حموى، ذیل «دمامین»)، است.دمامینى در 763 در اسکندریة مصر در خانواده‌اى اهل دانش و فضل به‌دنیا آمد و در همان شهر از محضر استادان بزرگى چون بهاءبن دمامینى و عبدالوهاب قُرَوى بهره گرفت. سپس به قاهره رفت و نزد سراج‌بن مُلَقِّن و مجد اسماعیل حنفى و دیگران دانش اندوخت. پس از آن عازم مکه شد و از محضر ابوالفضل نُوَیْرى کسب دانش کرد (سخاوى؛ سیوطى، همانجاها). دمامینى از کمال‌الدین دَمیرى* نیز به‌منزلة استاد خود یاد کرده‌است (حاجى‌خلیفه، ج‌1، ستون696). همچنین از ناصر تَنَسى و ابن‌عرفه و ابن‌خلدون و جمال ابراهیم اَمْیوطى و جلال بُلقِینى نیز دانش آموخته‌است. عبدالقادر مکى و زین‌الدین عباده، فقیه و اصولى مالکى‌مذهب قرن هشتم و نهم، از شاگردان او بوده‌اند (سخاوى، الجواهر و الدرر، ج‌1، ص‌83، پانویس 2؛ همو، الضوءاللامع، ج‌4، ص‌16ـ17؛ تنبکتى، ص‌490).او به‌سبب برخوردارى از هوش سرشار و حافظة قوى در زبان عربى و ادبیات و نحو نامبردار شد. دمامینى مدتى در مدارس اسکندریه تدریس کرد، سپس به قاهره رفت و در آنجا تدریس نحو در الازهر را برعهده گرفت. سپس به اسکندریه بازگشت و به تدریس و قضا و تجارت روى آورد. او که در این هنگام نایب ابن‌تنسى در امر قضا بود، به‌همراه وى راهى قاهره شد و در آنجا به سِمَت قضا گمارده شد، ولى چندان موفق نبود. شاید به‌همین‌سبب بود که در 800 وارد دمشق شد و از آنجا به مکه و سپس به اسکندریه رفت و متولى خطابت آنجا شد و از نیابت قضا دست کشید و به امور تجارى پرداخت. او با ادارة یک کارگاه حریربافى ثروت زیادى اندوخت، ولى در پى آتش‌سوزى خانه‌اش ورشکست شد و به علت ناتوانى در پرداخت بدهیهایش به ناچار به صعید گریخت؛ طلبکاران او را در آنجا یافتند و با ذلت و خوارى به قاهره بردند، در آنجا با پایمردى دوتن از دوستانش بدهیهایش را پرداخت و زندگى‌اش بهبود یافت (ابن‌تَغّرى بِردى، ج‌15، ص‌129؛ سخاوى، الضوءاللامع؛ سیوطى، همانجاها؛ شوکانى، ج‌2، ص‌150؛ حسنى لکهنوى، ج‌3، ص‌133).دمامینى در زمان اقامت در قاهره، به حضور ملک‌مویّد (حک‌: 815 -824) رسید و قاضى مالکىِ مصر شد. تهمتها و افتراهایى به او نسبت داده‌اند که به‌نظر مى‌رسد چندان بى‌پایه نبوده‌است. دمامینى تا 819 در قاهره ماند. سپس به حج‌ رفت و از آنجا رهسپار یمن شد. او یک‌سال در جامع زَبید تدریس کرد، ولى توفیق چندانى نیافت. به‌همین‌سبب با کشتى از یمن به هندوستان و گُجَرات رفت. در آنجا از او استقبال کردند و شاگردان بسیارى در حلقة درسش گرد آمدند و ارج‌ و منزلت و ثروت بسیارى به‌دست آورد. در گجرات، سلطان‌احمدشاه (متوفى 838)، فرمانرواى گجرات، به او بسیار توجه کرد. دمامینى در تمام تألیفات خود در هند از او به نیکى نام برده یا آثارش را به او تقدیم کرده‌است (ابن‌تغرى بردى؛ سخاوى، الضوءاللامع؛ شوکانى، همانجاها؛ نیز ← مدنى، 1408، ص‌184؛ حسنى‌لکهنوى، همانجا؛ ادامة مقاله). دیرى نپایید که دمامینى ناگهان در گلبرگة هند در 827 یا 828 از دنیا رفت. در منابع کهن آمده‌است که او با سم به قتل رسیده‌است (براى نمونه ← ابن‌حجر عسقلانى، ج‌8، ص‌92؛ سخاوى، الضوءاللامع، همانجا؛ ابن‌ایاس، ج‌2، ص‌8).دمامینى را از بزرگان و نامداران در فنون ادب دانسته‌اند. او خطى خوش داشت و بسیارى از ادیبان به دانش بسیار و کمال و استوارى سروده‌ها و نوشته‌هایش اقرار کرده‌اند (← سخاوى، الضوءاللامع؛ ابن‌ایاس؛ شوکانى، همانجاها). در اشعار او آرایه‌هاى بدیعى چون توریه (کنایه) بسیار دیده مى‌شود و پاره‌اى لُغز (چیستان) نیز در سروده‌هایش بیان شده‌است (← سیوطى، ج‌1، ص‌67؛ مدنى، 1408، ص‌183، 185). او در مدح برخى از حاکمان و بزرگان اشعارى سروده‌است (← سخاوى، الضوءاللامع، ج‌7، ص‌186-187؛ مدنى، 1408، ص‌184ـ 185). از وى ابیاتى در مدح و ستایش امیرمؤمنان علیه‌السلام نیز باقى مانده‌است (← مدنى، 1388-1389، ج‌2، ص‌56). از ابیات وى به‌منزلة شاهد مثال بلاغى و نیز براى بیان قواعد نحوى استفاده شده‌است (← همان، ج‌3، ص‌89، ج‌5، ص‌27، 236). اشعار او به‌صورت پراکنده در منابع مختلف آمده‌است (براى نمونه ← سخاوى، الضوءاللامع، همانجا؛ همو، الجواهر والدرر، ج‌1، ص‌83؛ سیوطى؛ تنبکتى؛ مدنى، 1408؛ همو، 1388-1389، همانجاها؛ حسنى لکهنوى، ج‌3، ص‌135ـ137).دمامینى آثار بسیارى نگاشته‌است، از جمله المُنصف فى شرح مُغنى‌اللّبیب، که شرحى است مختصر بر شواهد مغنىابن‌هشام. نسخه‌اى از این شرح در کتابخانة دانشگاه لیدن و نسخه‌اى دیگر در کتابخانة اسکوریال موجود است (← جرجى زیدان، ج‌3، ص‌144)؛ شرح‌المِصریّة، که در آن به شرح تسهیل‌الفوائد و تکمیل‌المقاصد ابن‌مالک پرداخته و درواقع، شرحى مزجى است (حاجى‌خلیفه، ج‌1، ستون 406)؛ تعلیق‌الفرائد فى شرح تسهیل‌الفوائد، که شرح دیگرى بر تسهیل ابن‌مالک است. او این اثر را بین 821 تا 825 در هند نوشت و آن را به احمدشاه تقدیم کرد. پنج ‌نسخة خطى از این اثر در مجموعه نسخه‌هاى خطى ظاهریة دمشق موجود است (← حمصى، ص‌100-106، 248)؛ جواهرالبحور دربارة عروض است و ابن‌لؤلؤ زرشکى شرحى بر آن نوشته‌است (جرجى زیدان، همانجا)؛ معدن‌الجوهر فى شرح جواهرالبحور فى‌العروض (حاجى‌خلیفه، ج‌1، ستون 613) که دمامینى آن را در شرح کتاب پیشین خود نوشته‌است (تنبکتى؛ جرجى زیدان، همانجاها)؛ الفواکه البدریّة منظومه‌اى در نحو است (سخاوى، الضوءاللامع، ج‌7، ص‌185؛ حاجى‌خلیفه، ج‌2، ستون 1215ـ 1216)، که مؤلف در کتاب دیگرى به نام الحلاوة السُّکَّریة فى شرح الفواکه البدریة آن را شرح کرده و نسخه‌اى خطى از این شرح در مجموعة ظاهریه موجود است (← حمصى، ص‌171ـ 172)؛ نزول‌الغیث، نقد شرح صلاح‌الدین صفَدى بر لامیة‌العجم طغرائى* و خود نیز شرح لامیة‌العجم است (سخاوى، الضوءاللامع، همانجا؛ حاجى‌خلیفه، ج‌2، ستون 1538). نسخه‌اى از این اثر در مجموعة ظاهریة دمشق (← ریاض عبدالحمید مراد و یاسین محمد سواس، ج‌1، ص‌344) و کتابخانة الاوقاف‌العامة بغداد (← جبورى، ج‌3، ص‌272) موجود است؛ تحفة‌الغریب فى شرح مُغنى‌اللّبیب شرح ناتمامى بر کتاب مغنى ابن‌هشام است و خود دمامینى دو حاشیه و تعلیق بر آن در دورة اقامت در یمن و هند نوشته‌است (شوکانى، همانجا؛ حسنى لکهنوى، ج‌3، ص‌135؛ حاجى‌خلیفه، ج‌2، ستون 1752ـ1753)، نسخه‌اى از این کتاب در کتابخانة دیوان هند در لندن موجود است (← لوت، ج‌1، ص‌268). این شرح در 1305 در قاهره به‌چاپ رسید؛ عین‌الحیاة تلخیص ‌کتاب حیاة‌الحیوان دَمیرى است که به گمان دمامینى بسیار مفصّل نوشته شده‌است. او در 823 پس از تکمیل این کتاب، آن را به احمدشاه تقدیم کرد (حاجى‌خلیفه، ج‌1، ستون 696). از این اثر نسخه‌اى در مجموعة ظاهریه موجود است (← ریاض عبدالحمید مراد و یاسین‌ محمد سواس، ج1، ص388)؛ المصابیح الجامع در شرح الجامع‌الصحیح مشهور به صحیح بخارى. او این اثر را براى احمدشاه تألیف کرده و در آن به الفاظ غریب و مباحث اِعرابى توجهى خاص‌ داشته‌است (حاجى‌خلیفه، ج‌1، ستون 541)؛ الفتح‌الرّبانى فى‌الرّد على‌البنبانى جوابیه‌اى به بَنْبانى است که به شرح بدرالدین بر صحیح بخارى اعتراضاتى کرده ‌بود. از این کتاب نسخه‌اى خطى در کتابخانة دانشگاه لیدن موجود است (جرجى زیدان، همانجا؛ قس بغدادى، ج‌2، ستون 162-163)؛ المَنْهل‌الصافى فى شرح‌الوافى، که شرح کتاب الوافى فى نحو محمدبن عثمان‌بن عمر بلخى است. او این اثر را به‌سبب اهتمام اهل علم در هند به کتاب الوافى، نگاشت و آن را به احمدشاه اهدا کرد که نسخه‌اى از آن در مجموعة ظاهریه و کتابخانة دیوان هند وجود دارد (← حمصى، ص‌510؛ لوت، ج‌1، ص‌269-270)؛ و کتاب‌القوافى که شرحى از آن در کتابخانة دانشگاه لیدن و کتابخانة دیوان هند موجود است (جرجى زیدان، همانجا؛ براى فهرست کامل آثار ← سخاوى، الضوءاللامع، همانجا؛ سیوطى، ج‌1، ص‌66).منابع‌: ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فى وقائع‌الدهور، چاپ محمد مصطفى، قاهره 1402-1404/ 1982ـ1984؛ ابن‌‌تَغّرى بِردى، النجوم الزاهرة فى ملوک مصر و القاهرة، قاهره 1426-1427/ 2005-2006؛ ابن‌حجر عسقلانى، انباء الغُمر بأبناءالعمر، حیدرآباد، دکن 1387- 1396/ 1967-1976؛ اسماعیل بغدادى، ایضاح‌المکنون، ج‌2، در حاجى‌خلیفه، ج‌4؛ احمدبابابن احمد تنبکتى، نیل الابتهاج‌بتطریز الدیباج، چاپ عبدالحمید عبداللّه هرامه، طرابلس 1398/1989؛ عبداللّه جبورى، فهرس‌المخطوطات العربیة فى مکتبة الاوقاف العامة فى بغداد، بغداد 1393ـ1394/ 1973ـ1974؛ جرجى زیدان، کتاب تاریخ آداب‌اللغة العربیّة، ]قاهره[ 1911-1914؛ حاجى‌خلیفه؛ عبدالحى حسنى‌لکهنوى، نزهة‌الخواطر و بهجة المسامع و النواظر، ج‌3، حیدرآباد، دکن 1388/1968؛ اسماء حمصى، فهرس مخطوطات دارالکتب الظاهریة، علوم اللغة‌العربیة: النحو، دمشق 1393/1973؛ ریاض عبدالحمید مراد و یاسین محمد سواس، فهرس المخطوطات دارالکتب‌الظاهریة‌: قسم‌الادب، دمشق 1402ـ1403/ 1982ـ1983؛ محمدبن عبدالرحمان سخاوى، الجواهر و الدرر فى ترجمة شیخ‌الاسلام ابن‌حجر العسقلانى، ج‌1، چاپ حامد عبدالمجید و طه زینى، قاهره 1406/ 1986؛ همو، الضوءاللامع لاهل‌القرن التاسع، قاهره: دارالکتاب الاسلامى، ]بى‌تا.[؛ عبدالرحمان‌بن ابى‌بکر سیوطى، بغیة‌الوعاة فى طبقات اللغویین و النحاة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره 1384؛ محمد شوکانى، البدرالطالع بمحاسن من بعدالقرن السابع، ]قاهره ? 1348[، چاپ افست بیروت ]بى‌تا.[؛ على‌خان‌بن احمد مدنى، انوارالربیع فى انواع‌البدیع، چاپ شاکر هادى شکر، نجف 1388ـ1389/1968ـ1969؛ همو، رحلة ابن‌معصوم‌المدنى، او، سلوة‌الغریب و اسوة‌الاریب، چاپ شاکر هادى شکر، بیروت 1408/1988؛ یاقوت حموى؛Otto Loth, A catalogue of the Arabic manuscripts in the Library of the India Office, vol.1, London 1877.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

حسن یوسفی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده