دلال

معرف

واسطة میان فروشنده و خریدار در معاملات
متن
دلّال، واسطة میان فروشنده و خریدار در معاملات. واژة عربی دلّال در این زبان مترادف سمسار به‌کار می‌رود (← ابن‌منظور، ذیل «دلل»؛ زَبیدی، ج‌28، ص‌498)، ولی سمسار که در عربی ظاهراً معرّب واژه‌ای فارسی است (← ابن‌منظور، ذیل «سمسر»)، در زبان فارسی مترادف دلال نیست. دلال، میانجی دوطرف معامله است، درحالی‌که سمسار غالباً کالاهای دست دوم را می‌خرد و به مشتریان خود می‌فروشد. همچنین، معمولاً دلال بدون داشتن مکان یا واحد تجاری، اغلب در بازارها به‌صورت جنبی در معاملات حضور می‌یابد، ولی سمساران دکانهایی معیّن دارند که مشتری به آنها مراجعه می‌کند (← آلمانی، ج‌2، ص‌409؛ شهری‌باف، 1381ش، ج‌1، ص‌272ـ 273). هرچند در متون ترکی عثمانی هم واژة دِلّال به‌صورت عمومی بر واسطة معاملات اطلاق می‌شد، در برخی مناطق قلمرو عثمانی، مثلاً فلسطین، گاه دلال را مترادف مُنادی (کسی که با صدای بلند، قیمت و نوع کالا را اعلام یا برای جلب مشتری برای فروشندگان بازار تبلیغ می‌کرد) به‌کار می‌بردند (← کوهن، ص‌178؛ برای دلالتِ معنایی بسیار نزدیک دلال‌باشی با جارجی‌باشی در بازارهای عثمانی ← د.ا.د.ترک، ذیل واژه). این خلطها احتمالاً به این سبب بود که معمولاً دلال کار سمسار و منادی را نیز در بسیاری از موارد برعهده می‌گرفته‌است.ظاهراً سابقة شغل دلالی در معنای اصطلاحی آن در اسلام به زمان پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم برمی‌گردد، به‌ویژه دلالان در خریدن و رساندن کالاها از شهرها به بادیه‌ها فعال بوده‌اند (برای اطلاع بیشتر و نقد ← خزاعی، ص‌705ـ706؛ عمری، ص‌149). همچنین، گفته شده عمر، خلیفة دوم، در دورة جاهلی، مُبَرطِش (≈ دلال) بوده‌است (← ابن‌اثیر، النهایة، ج‌1، ص‌119).در سراسر دورة اسلامی در بازارهای پررونق جهان اسلام، دلال عنصری دائمی و همیشه‌حاضر بوده‌است ()نامه‌های بازرگانان یهودی قرون وسطا(، مقدمة گویتین، ص‌14). در مصر در سدة چهارم، حتی دلالان از گونه‌ای حقوق انحصاری در معاملات نیز برخوردار بودند: مثلاً، حق خریدوفروش پارچه‌های رنگین (شَطَویّه) از آن ایشان بود که معاملات را در دفتر سلطان ثبت می‌کردند (← مقدسی، ص‌213). در قلمرو عثمانی، دلالان به‌سبب گستردگی دامنة فعالیتها به چندین صنف مختلف تقسیم شده‌بودند (← اولیا چلبی، ج‌1، ص‌614-615، 617؛ کهن، ص‌179ـ180). از رواج ‌و گستردگی این شغل در ایران، به‌ویژه در ادوار متأخرتر، گزارشهای بسیاری هست (برای نمونه ← آلمانی، ج‌2، ص‌246،380-381، 410؛ بروگش، ج‌2، ص‌385ـ402).با رواج دلالی در خریدوفروش انواع کالاها و خدمات، دلالیهای تخصصی نیز در جهان اسلام پدید آمد؛ از جمله قدیم‌ترین آنها «دلالی کتاب» بود (← سبکی، ص‌143؛ ابن‌طولون، ص190)، به‌طوری‌که گاه اصطلاح دلال مطلقاً برای فروشنده کتاب به‌کار می‌رفت (← کوهن، ص‌178). این دلالان به ضرورت کار، اغلب دارای دانش و اطلاعات بسیاری بوده‌اند، چنان‌که برخی اهل فرهنگ از میان آنان برخاسته‌اند، ازجمله‌: ابوالقاسم اسماعیل‌بن احمد سمرقندی (454ـ536) که در بازار وراقان بغداد به دلالی کتب مشغول بود (ابن‌جوزی، ج‌18، ص‌21)؛ ابوالحسن احمدبن عبداللّه‌بن زُرَیق (متوفی 391)، محدث (زبیدی، ج‌28، ص‌498)؛ و مشهورترین این دلالان، ابوالمعالی سعدبن علی انصاری (متوفی 568)، ملقب به ورّاق و دلال‌الکتب (← ابن‌خلّکان، ج‌2، ص‌366).دلالی در خریدوفروش انواع ملک نیز بسیار رایج ‌بوده‌است (← ابن‌اخوه، ص‌238-239؛ سبکی، همانجا)، مثلاً در کویت (← محمد عبدالهادی جمال، ص‌308-309) و ایران، دلال ملک و خانه را غالباً به‌سبب کار در «بنگاه معاملات ملکی»، «بنگاهی» می‌نامند. دلالان گاه در فروش و تعیین قیمت میراث افراد فعال بودند (← کوهن، ص‌183؛ د. ا. د. ترک، همانجا). دلالی در خریدوفروش چهارپایان به‌ویژه اسب نیز بسیار رواج داشت (← د. ا. د. ترک، همانجا)، ازجمله در بازارهای اقوام دامدار آسیای مرکزی و آنان که «بَدَخشی» می‌خواندند. بدخشیان در قیمت‌گذاری چهارپایان، به‌خصوص‌اسب، ماهر بودند و به‌طور کلی قدرت سخنوری و شور و حرارت بسیار داشتند (آکشالوا، ص‌93-94). تحویلدار (ص‌116-117)، دلالان بازار اصفهان را در صد سال پیش به چهار دسته تقسیم کرده‌است‌: دلال سوق‌الدواب در بازار مال‌فروشها، دلال فواکه، دلال مال‌التجاره و دلال تریاک که پدیده‌ای نو بوده‌است. دلالی انواع عتیقه نظیر اسلحه، جواهر، ظروف، منسوجات مانند قالی و شال و نسخ خطی نفیس بسیار معمول بود (← بروگش؛ آلمانی، همانجاها). در همین سالها در استانبول دلالها راهنمای حاجیان برای گردش در شهر و کرایه‌کردن محل سکونت در «خانها» و معرفی به شرکتهای حمل حجاج ‌بودند (فراهانی، ص‌104، 132، 141). دلالان گاه اداره و اجرای حراجها را در بازارها برعهده داشتند (← لین، ص‌329) و در بسیاری اوقات، قراردادها و اسناد معاملات را نیز تنظیم می‌کردند (← محمد عبدالهادی جمال، ص‌309).یکی از قدیم‌ترین گونه‌های دلالی که در منابع، به‌ویژه منابع ادبی، بسیار به آن اشاره شده دلالی یا وساطت در ازدواج ‌(برای نمونه ← الف‌لیلة‌ولیلة، ج‌1، ص‌53-64، داستان شب نهم و دهم، و جاهای دیگر؛ اسکندرنامه کبیر، ج‌1، ص‌19)، و گاه هر نوع رابطة جنسی است که دلال نوع اخیر به «دلال محبت» شهرت دارد (← شهری ‌باف، 1367-1368ش، ج‌1، ص ‌78، ج ‌6، ص ‌197، 205-210، 306). زنانِ دلال یا دلاله‌ها در این عرصه، به‌سبب دسترسی به اندرونی و محافل زنانه، بسیار فعال بودند (← آلمانی، ج‌1، ص‌361-364؛ کتیرائی، ص‌126ـ 127 و پانویس) و گاه به فروش انواع پارچه و زیورآلات می‌پرداختند (لین، ص‌171؛ حجیه، ص‌122) و ساعاتی طولانی، در میان بانوان به گفتگو و خریدوفروش کالاهای خود می‌گذراندند (← مونس‌الدوله، ص‌252-253؛ کتیرائی، همانجا).حرفة دلالی در میان پیروان ادیان دیگر، ازجمله یهودیان، نیز بسیار معمول بود (برای نمونه ← آلمانی، ج‌2، ص‌381، 620-622؛ کوهن، ص‌181؛ حجیه، همانجا). اینان به ضرورت کار خود اغلب به شکلی مختصر و ناقص ‌با زبانهای بیگانه آشنا بودند (برای نمونه ← آلمانی، ج‌2، ص‌622) و بدین‌سبب میان این حرفه و مترجمی گاه ملازمتهایی دیده می‌شود (← ترجمان*). دلالی از موضوعات مورد توجه متون حِسبه نیز بوده‌است، مثلاً ابن‌اخوه (ص‌216-217) ضمن ضروری دانستن تدین، امانت‌داری و صداقت برای دلالی یادآور شده که او نباید بر بهای جنس بیفزاید و به‌ویژه از دادن وام به تولیدکنندگان کالا در ازای دراختیارگرفتن انحصار خریدوفروش آن کالا و نیز تبانی با فروشنده برای فریب خریدار یا مشارکت با فروشنده بپرهیزد. او موظف است عیوب جنس را اعلام کند و از خرید کالا برای خود با وانمودکردن خرید برای مشتری دیگر، بپرهیزد (همان، ص‌216؛ کوهن، ص180). در توصیه‌ها یا دستورهای دقیق‌تر آمده‌است که دلال کتاب نباید واسطة خرید و فروش کتابهای مضرّ باشد یا به کافر، قرآن و کتابهای فقه و حدیث بفروشد (← سبکی، ص‌143). همچنین دربارة دلالی فروش بندة مسلمان به کافر، بردة زیبارو به کسی که به فساد اخلاقی شهرت دارد، شیرة انگور به کسی که از آن شراب سازد و نیز دلالی برای فروش املاک موقوفه به‌شدت هشدار داده‌ شده‌است (← ابن‌اخوه، ص‌238-239؛ سبکی، ص‌144؛ برای مجموعه فتاوای علمای عثمانی دربارة شغل دلالی ← اوزجان، ص‌51ـ61). بااین‌همه، دلالان اغلب شهرت خوبی نداشته‌اند. برخی نویسندگان مسلمان، سرمایة دلال را مهارت در دروغگویی و اولین دلال را ابلیس می‌دانستند که حضرت آدم علیه‌السلام را به «شجرة ممنوعه» دلالت کرد (← ثعالبی، ص‌244؛ زمخشری، ج‌3، ص‌217، با نظر به آیة 120 سورة طه؛ نیز ← جاحظ، ص‌48). درواقع، هوشمندی و حیله‌گری، سماجت و پشتکار، سرعت عمل، بردباری، استعداد شناخت ویژگیهای روانی افراد، موقع‌شناسی و خوش‌صحبتی یا زبان‌بازی از صفات ضروری شغل دلالی است (← آلمانی، ج‌2، ص‌738؛ گوبینو، ص‌218، 367ـ369؛ بروگش، همانجا). ظاهراً به‌ویژه ازآن‌رو که یکی از دو طرف معامله خود را مغبون می‌یابد درحالی‌که سهم و سود دلال برجای است، دلالان را از مروت و فتوت به دور می‌دانستند. اگرچه دلالان برای خود، پیری در فتوت قائل می‌شدند (← شیخلی، ص‌185)، در فتوت‌نامه‌های مهم از این صنف ذکری نیست، چنان‌که در فتوت‌نامه‌ای از قرن هفتم هجری (← ناصری سیواسی، ص‌236) تصریح شده‌است که دلالان نمی‌توانند به جرگة فِتیان داخل شوند، زیرا سود اندک خود را به زیان مردم ترجیح می‌دهند. سود یا دستمزد دلالان بنابر عرف، نسبت معیّنی از ارزش معامله، مثلاً یک تا دو درصد یا مبلغی معیّن برای هر کالای مورد معامله، بود (لوتورنو، ج‌1، ص‌453؛ د. ا. د. ترک، همانجا؛ برای اطلاع از نمونه‌مالیاتی که دلالان در دوره‌های مختلف به حکومتهای مسلمان می‌پرداخته‌اند ← ابن‌اثیر، الکامل، ج‌9، ص‌407؛ مقریزی، ج‌1، ص‌89).منابع‌: هانری رنه د آلمانی، از خراسان تا بختیاری، ترجمة غلامرضا سمیعی، تهران 1378ش؛ ابن‌اثیر (علی‌بن محمد)؛ ابن‌اثیر (مبارک‌بن محمد)، النهایة فی غریب‌الحدیث و الاثر، چاپ طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، قاهره 1383-1385/1963-1965، چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[؛ ابن‌اخوه، کتاب معالم‌القربة فی احکام‌الحسبة، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، ]قاهره[ 1976؛ ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ‌الملوک و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت 1412/1992؛ ابن‌خلّکان؛ ابن‌طولون، نقدالطالب لزَغَل‌المناصب، چاپ محمد احمد دهمان و خالد محمد دهمان، بیروت 1412/1992؛ ابن‌منظور؛ اسکندرنامة کبیر، چاپ سنگی تهران: شرکت طبع کتاب، 1317ش؛ الف‌لیلة و لیلة، بیروت‌: المکتبة‌الثفافیة، 1401/1981؛ اولیا چلبی؛ هاینریش کارل بروگش، سفری به دربار سلطان صاحبقران:1861- 1859، ترجمة حسین کردبچه، تهران 1367ش؛ حسین‌بن محمدابراهیم تحویلدار، جغرافیای اصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1342ش؛ عبدالملک‌بن محمد ثعالبی، ثمارالقلوب و فی‌المضاف و المنسوب، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ] 1985[؛ عمروبن بحر جاحظ، کتاب التبصربالتجارة، چاپ حسن حسنی عبدالوهاب، ]دمشق[ 1966؛ عزیز جاسم حجیه، بغدادیات‌: تصویرللحیاة الاجتماعیة و العادات البغدادیة خلال مائة عام، بغداد 1967؛ علی‌بن محمد خزاعی، کتاب تخریج‌الدلالات السمعیة علی ماکان فی عهد رسول‌اللّه‌صلی‌اللّه‌علیه‌وسلم من الحرف و الصنائع و العمالات الشرعیة، چاپ احمد محمد ابوسلامه، قاهره 1415/1995؛ محمدبن محمد زَبیدی، تاج‌العروس من جواهر القاموس، ج‌28، چاپ محمود محمد طناحی، کویت 1413/1993؛ محمودبن عمر زمخشری، ربیع‌الابرار و نصوص‌الاخبار، چاپ سلیم نعیمی، بغداد ]بی‌تا.[، چاپ افست قم 1410؛ عبدالوهاب‌بن علی سبکی، معیدالنعم و مبیدالنقم: الاصلاح‌السیاسی و الاداری فی الدولة العربیة الاسلامیة، بیروت 1983؛ جعفر شهری‌باف، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران 1367ـ1368ش؛ همو، طهران قدیم، تهران 1381ش؛ صباح ابراهیم سعید شیخلی، الاصناف فی‌العصر العباسی، نشأتها و تطورها، بغداد 1396/1976؛ عبدالعزیز عمری، الحرف و الصناعات فی الحجاز فی عصر الرسول صلی‌الله علیه‌وسلم، ]دوحه[ 1985؛ محمدحسین‌بن مهدی فراهانی، سفرنامه میرزامحمدحسین حسینی فراهانی، چاپ مسعود گلزاری، تهران 1362ش؛ محمود کتیرائی، از خشت تا خشت، تهران 1378ش؛ ژوزف آرتور گوبینو، سه سال در آسیا 1855ـ 1858، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران 1367ش؛ روژه لوتورنو، فاس قبل‌الحمایة، ترجمه الی العربیة محمد حجی و محمد اخضر، بیروت 1412/1992؛ محمد عبدالهادی جمال، الحرف و المهن الانشطة التجاریة القدیمة فی الکویت، کویت 2003؛ مقدسی؛ احمدبن علی مَقریزی، کتاب‌المواعظ و الاعتبار بذکرالخطط و الآثار، المعروف بالخطط‌المقریزیة، بولاق 1270، چاپ افست بغداد ] 1970[؛ مونس‌الدوله، خاطرات مونس‌الدوله‌: ندیمه حرمسرای ناصرالدین‌شاه، چاپ سیروس سعدوندیان، تهران 1380ش؛ ناصری سیواسی، فتوت‌نامه‌ای از قرن هفتم هجری، چاپ سعید نفیسی، در فرهنگ ایران زمین، ج‌10 (1341ش)؛Bakhytgul Akshalova, Kazakh traditions and ways, Almaty 2002; Amnon Cohen, The guilds of Ottoman Jerusalem, Leiden 2001; Edward William Lane, An account of the manners and customs of the modern Egyptians, London 1986; Letters of medieval Jewish traders, translated from the Arabic with introductions and notes by S. D. Goitein, Princeton N. J. 1973; Tahsin Özcan, Fetvalarşğnda Osmanl esnaf, İstaunbul 2003; TDVİA, s.v. "Dellāl" (by Yusuf Halaçoğlu).
نظر شما
مولفان
افسانه منفرد ,
گروه
رده موضوعی
جلد18
تاریخ93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده