دنمه
معرف
به زبان ترکى نوکیش و نوآیین و در اصطلاح نام فرقه‌اى یهودى پیرو شبتاى صُبّى است که در اواخر قرن یازدهم در حکومت عثمانى خود را مسیحا دانست و سپس به اسلام گروید (← د
متن
دُنمه، به زبان ترکى نوکیش و نوآیین و در اصطلاح نام فرقه‌اى یهودى پیرو شبتاى صُبّى است که در اواخر قرن یازدهم در حکومت عثمانى خود را مسیحا دانست و سپس به اسلام گروید (← د. اسلام، چاپ دوم؛ د. ا. د. ترک، ذیل مادّه). همچنین آنها را «شَبّاتیها»، «پیروان شبتاى»، نیز نامیده‌اند (د.ا.د.ترک، همانجا).نام شبتاى در میان یهودیان رایج ‌است و این نام را بر متولدان روز شنبه (یوم‌السبت، به عبرى شبَّت) مى‌نهند، اما صبى یا زِوى (تْسِفى) از اسامى یهودیان غربى یا «اَشْکنازیم» است که در کشورهاى مختلف اروپایى سکونت داشته‌اند (← جعفرهادى‌حسن، ص‌17). در ضبط معادل عربى و فارسى این نام، برحسب زبانهاى گوناگون اروپایى، اختلاف بسیار دیده مى‌شود (براى آگاهى از ضبطهاى این نام ← >دایرة‌المعارف جهانى یهود<، ذیل "Sabbatai Zevi"؛ د.اسلام، همانجا؛ مسیرى، ج‌2، ص‌108، 112).شبتاى صبى در 1035/ 1626 در اِزمیر به‌دنیا آمد (جعفرهادى‌حسن، همانجا). وى از کودکى به تحصیل در مدرسه دینى یهود و به مطالعۀ تلمود* و متون قباله، از فرق عرفانى یهودى، پرداخت و در جوانى به خاخامى رسید و تدریس علوم دینى را آغاز کرد. با توجه به اینکه سال 1648 (معادل 1058 قمرى) در کتاب زوهر، مهم‌ترین کتاب آیین قباله، سال ظهور مسیحا معرفى شده‌است، وى در این سال خود را مسیحا دانست و نام مقدس و اسم اعظم خدا نزد یهودیان، یعنى یَهْوَه، را به زبان آورد، که ربانیان یهود آن را حرام مى‌دانستند. شبتاى با این کار دشمنى و کینه ربانیان یهودى را برانگیخت، و رئیس کنیسه ازمیر، که معلم شبتاى نیز بود، در 1061/ 1651 او را تکفیر و از ازمیر تبعید کرد (← د.جودائیکا، ج‌14، ستون 1222؛ مشکین‌پور، ص‌105؛ رهبر، ص‌297؛ گرینستون، ص‌135ـ137). شبتاى در یکى از این سفرهاى خود در غزه با فردى به نام ناتان روبه‌رو شد که شبتاى را مسیحا دانست و مدعى شد که مسیحایى شبتاى به او الهام شده‌است (>دایرة‌المعارف دین<، ذیل "Shabbetai Tsevi"؛ نیز← د. ا. د. ترک، همانجا). بدین‌ترتیب، جنبش شبتاى با ادعاى منجیگرى رسماً آغاز شد و با اینکه خاخامهاى اورشلیم شبتاى و پیروانش را طرد کردند، نام و آوازۀ او به‌سرعت در سرزمینهاى مختلف خاورمیانه، افریقا و اروپا گسترش یافت (>دایرة‌المعارف دین<، همانجا). ظاهراً از نظر اجتماعى و سیاسى نیز قتل و کشتار یهودیان در لهستان تأثیر بسزایى در آمادگى یهودیان براى پذیرش دعوت مسیحایى شبتاى صبى داشته‌است (← اپستاین، ص270ـ271).جذابیت جنبش شبتاى تا آن حد بود که خاخام بزرگ شهر آمستردام نیز ادعاى او را پذیرفت و به افتخار او مراسمى برگزار کرد (مشکین‌پور، ص‌105ـ106). در این هنگام در میان بسیارى از یهودیان این باور رواج یافته بود که شبتاى به‌زودى براى نجات یهودیان در اورشلیم تاج‌گذارى خواهد کرد (← گرینستون، ص‌138). همچنین معجزات و کرامات بسیارى به او نسبت داده ‌مى‌شد (← جعفر هادى‌ حسن، ص‌50ـ54).در 1076/ 1665 شبتاى به زادگاه خود بازگشت و با وجود مخالفتهاى بسیارى که با وى مى‌شد، با استقبال مردم مواجه شد و در 1077/ 1666 بار دیگر ادعاى مسیحابودن را به‌صراحت اعلام کرد. اقبال گستردۀ یهودیان به او و شور و احساسات فراگیر آنها براى ظهور منجى، و برخى ادعاها دربارة برقرارى سلطنت الهى و جدایى احتمالى اورشلیم از قلمرو عثمانى، مقامات این کشور را به چاره‌اندیشى واداشت (← د.جودائیکا، ج14، ستون 1227ـ1230؛ د. ا. د. ترک؛ >دایرة‌المعارف جهانى یهود<، همانجاها). بدین‌ترتیب، مأموران عثمانى شبتاى را در همان سالى که وى ادعاى خود را مطرح کرد، بازداشت کردند و دو گزینه پیش روى او نهادند: تغییر دین یا مرگ (لوئیس، ص‌146؛ >دایرة‌المعارف دین<، همانجا). شبتاى تغییر دین را پذیرفت و مسلمان شد و نام او به محمدافندى (یا عبداللّه) تغییر یافت و در دربار عثمانى نیز منصب «قاب‌چى‌باشى» (نگهبان دروازه‌هاى قصر) را به او دادند. به‌نظر مى‌رسد شبتاى با آنکه در ظاهر مسلمان شده بود، همچنان فعالیتهاى مخفیانه‌اى را همراه یهودیان انجام مى‌داد. به ‌همین سبب دولت عثمانى او را به آلبانى تبعید کرد. سرانجام شبتاى صبى در 19 رجب 1087/ 17 سپتامبر 1676 در آلبانى درگذشت (← جعفرهادى‌حسن، ص‌41ـ49؛ نیز← مشکین‌پور، ص106ـ107). براساس بسیارى از منابع تاریخ یهود، شبتاى صبى نامدارترین و تأثیرگذارترین مدعى مسیحایى است که در طول تاریخ یهودیت ظهور کرده‌است (براى نمونه ← گرینستون، ص‌135؛ مشکین‌پور، ص‌104).روند شکل‌گیرى و تحولات سیاسى و اجتماعى فرقۀ دنمه در قلمرو عثمانى و بعد از آن در کشور ترکیه اهمیت خاصى دارد. بعد از مرگ شبتاى صبى، بیشتر یهودیانِ طرفدار او به‌شدت سرخورده شدند و به سنّت اصلى یهودى بازگشتند (← لوئیس، ص‌147؛ کن ـ شربوک، ص‌221؛ محمدعلى ‌قطب، ص‌29)، اما تعدادى نیز همچنان به پیروى از اعتقادات شبتاى ادامه دادند (← جعفرهادى‌حسن، ص‌56؛ گرینستون، ص‌141؛ محمدعلى‌قطب، ص‌31). گروهى نیز با اعتقاد به حلول روح وى در یکى از پیروانش به نام یعقوب، او را پیشواى جدید خود دانستند. بر پایۀ تعالیم یعقوب، این دسته از دنمه‌ها به بسیارى از احکام و شعائر اسلامى پایبند بودند (د. ا. د. ترک، همانجا، نیز ← ادامة مقاله).جماعت دنمه خود را «مئامنیم» (مؤمنین) مى‌نامیدند (>دایرة‌المعارف دین<؛ محمدعلى ‌قطب، همانجاها)، اما یهودیان آنها را «مینیم» (فرقه‌گرایان) مى‌خواندند (جعفرهادى‌حسن، همانجا). اگرچه در تاریخ فرهنگ اسلامى، کسانى که به اسلام مى‌گرویدند اغلب «مهتدى» نام مى‌گرفتند، ترکان این جماعت یهودى را «دنمه» (ظاهراً به‌صورت کنایه به معناى اسلام آورده) خوانده‌اند (د. ا. د. ترک، همانجا).دنمه‌ها مورد توجه حکومت عثمانى نبودند و مسلمانان به آنها اعتنایى نداشتند، جز اینکه گهگاه تعقیب و بازجویى از آنان زیاد مى‌شد (مثلاً در سالهاى 1132، 1275، 1292؛ د. اسلام، همانجا؛ نیز ← لوئیس، همانجا).به‌نظر مى‌رسد در دورۀ حکومت عثمانى جماعت دنمه با پذیرش اسلام مى‌کوشیدند تابعیت عثمانى و مزایاى حقوقى آن را به‌دست آورند، اما پس از فروپاشى عثمانى برخى از آنها ادعا کردند که ترک نیستند و اصلاً خود را یهودى دانستند (لوئیس، همانجا).کمبود منابع و پنهان‌کاریهاى آنها مطالعه و بررسى این فرقه را مشکل ساخته و تاریخ آنها را اندکى مبهم کرده‌است. یکى از واضح‌ترین موارد پنهان‌کارى آنان این است که هر فرد دنمه یک نام ترکى و یک نام یهودى، به‌ترتیب براى استفاده در جامعۀ ترک و جماعت دنمه داشت (د. ا. ترک، ذیل مادّه؛ د. ا. د. ترک، همانجا؛ جعفرهادى‌حسن، ص‌63؛ نیز ← د.اسلام، همانجا). احتمالاً به‌دنبال همین پنهان‌کاریها بود که دنمه‌ها مى‌کوشیدند با برخى از فرقه‌هاى باطنى و صوفیانه در میان مسلمانان، مانند مولویه*، بکتاشیه* و خلوتیه*، مناسبات خوبى داشته باشند (← هدى درویش، ص‌26). بااین‌همه، مى‌توان گفت دنمه‌ها در عرصه‌هاى مختلف سیاسى، اقتصادى و فرهنگى تأثیر بسزایى در جامعه ترکیه به‌جاى گذاشته‌اند (براى آگاهى بیشتر ← همان، ص‌33ـ54).چندین عضو دنمه در انقلاب ترکهاى جوان* فعال بودند. نخستین حکومتى که پس از انقلاب ترکهاى جوان در 1326ـ1327 به‌قدرت رسید چندین وزیر دنمه‌تبار داشت، ازجمله وزیر دارایى، جاویدبیگ (← د.اسلام، همانجا؛ لوئیس، ص‌179؛ نیز ← هدى درویش، ص‌36ـ46). همچنین، بسیارى از یهودیان سلانیک* اظهار مى‌داشتند که کمال آتاتورک دنمه‌تبار است (← هدى درویش، ص‌46ـ48). این قول را بسیارى از مخالفان آتاتورک در آناطولى مشتاقانه پذیرفتند (جعفرهادى حسن، ص‌88). به‌طورکلى، دنمه‌ها در ترکیه ارتباطات جدّى با فراماسونها داشتند و نقش مهمى در سکولارشدن جامعه ترکیه ایفا کرده‌اند (← محمدعلى‌قطب، ص‌41ـ46؛ براى آگاهى بیشتر به‌ویژه دربارة وضع حقوقى آنها در دورۀ جدید ← د. ا. د. ترک، همانجا).برآورد تعداد خانوارها و جمعیت دنمه تقریبى است. حدوداً در 1112، تنها چندصد خانواده دنمه در شهر سلانیک مى‌زیستند. سلانیک مرکز این جماعت بود، اما شاخه‌هاى آن بعدها در شهرهاى مختلف ازجمله ادرنه، ازمیر، استانبول و نیز در سرزمین آلبانى به‌وجود آمد. پیش از جنگ جهانى اول، تعدادشان بین ده تا پانزده‌هزار تن برآورد مى‌شد (← د.اسلام؛ >دایرة‌المعارف جهانى یهود<، همانجاها). با جابه‌جاشدن سکنه در پى جنگ یونان و ترکیه، که در 1303ش/ 1924 درگرفت، دنمه‌ها ناگزیر سلانیک را ترک کردند و انسجام و هماهنگى آنان کاهش یافت (← همانجاها؛ نیز ← مسیرى، ج‌2، ص‌114)؛ بااین‌حال، مدارک موثقى نشان مى‌دهد که چهارچوب بنیادین و سازمانى یکى از فرقه‌هاى آنان، به‌نام قونیوسوس، باقى ‌ماند و در دهه 1340ش/1960، بسیارى از خانواده‌ها هنوز هم به این سازمان تعلق داشتند. این فرقه همچنان به فعالیت منظم خود ادامه مى‌دهد و رهبر آن در دانشگاه استانبول استاد است (مسیرى، همانجا). درحال حاضر، دنمه‌ها مرکز رسمى و تثبیت شده‌اى ندارند، اما جمعیت آنان بیشتر در چهار شهر استانبول، ادرنه، ازمیر و سلانیک متمرکزند و جمعیت کنونى آنها را حدود سى تا چهل هزار تن دانسته‌اند (← >دایرة‌المعارف جهانى یهود<؛ د. ا. د. ترک، همانجاها).دنمه‌ها اعتقادات، مناسک و اعیاد خاص ‌خود را داشتند. آنان، مانند شبتاى صبى، ظاهراً اسلام آوردند، اما آیینها و مناسک مختلف یهود را انجام مى‌دادند و، چنان‌که گفته شد، پنهان‌کارى شدیدى در پیش گرفتند. پیروان شبتاى صبى ارتداد او را رسالتى سرّى تلقى مى‌کردند، به‌گونه‌اى‌که گویا گامى در تحقق رسالت مسیحایى او بوده‌است، و مى‌کوشیدند تا از الگوى وى متابعت کنند (← د. اسلام، همانجا؛ لوئیس، ص‌146ـ147؛ براى آگاهى بیشتر از شعائر اسلامى آنها ← د. ا. د. ترک، همانجا).به گفتة عبدالوهاب مسیرى (ج‌2، ص‌113)، دنمه‌ها در اصل نمازها و ادعیه خود را به زبان عبرى مى‌نگاشتند و بعدها آن را در آثار دینى و دنیوى به زبان اسپانیایى ـ یهودى تغییر دادند و در نهایت، در نیمۀ قرن سیزدهم/ نوزدهم، آن را به زبان ترکى درآوردند. اما به گفتة پرلمان، پس از سالهاى نخست، در مکتوبات و آثار آنها، اشعار و نیایشهاى عبرى، آرامى، اسپانیایى ـ یهودى و ترکى وجود داشته‌است (← د. اسلام، همانجا).على‌رغم اینکه دنمه‌ها در بسیارى از عقاید و مناسک خود یهودى مانده بودند، کم‌کم از یهودیان فاصله گرفتند. عقاید فرقه دنمه عقایدى حلولى بود، و وجه جامع اعتقادات آنان عقیده به الوهیت و مسیحایى شبتاى صبى بود. از دیدگاه آنان، شبتاى مسیحاست و ده فرمان و دیگر اوامر و نواهى موجود در سنّت یهود را باطل کرده‌است. در میان دنمه‌ها تفسیر خاصى از ده‌فرمان موسى رواج یافت، براى نمونه نهى از زنا در این تفسیر صرفاً نوعى توصیه دانسته شد و نه نهى مطلق (← مسیرى، ج‌2، ص‌109ـ110، 113). همچنین یک دستورالعمل هجده مادّه‌اى از شبتاى به دست آنان رسیده بود که اساسى‌ترین راهنماى زندگى آنان به‌شمار مى‌رفت (← د. ا. د. ترک، همانجا؛ محمدعلى‌قطب، ص30؛ هدى درویش، ص‌25ـ26؛ د. ا. ترک، همانجا). آنها کتاب تورات یهودیان را بى‌معنا مى‌دانستند و معتقد بودند که «تورات تجلیات»، که در واقع تفسیر شبتاى صبى از تورات بود، جاى آن را گرفته‌است (مسیرى، ج‌2، ص‌113).در آداب و شعائر، دنمه‌ها ازدواج‌ با مسلمانان را شدیداً و مؤکداً ممنوع مى‌دانستند و حتى هر فرقه از آنان ازدواج ‌با دیگر فرق دنمه را جایز نمى‌دانست (← هدى درویش، ص‌26؛ د. اسلام، همانجا). بااین‌همه، آنها متهم به اباحیگرى بودند و علاقۀ آشکارى به مجازدانستن ازدواجهایى داشتند که برطبق شریعت یهود ممنوع بود. بنابر گزارشها، در میان دنمه‌ها مراسم عیاشى مذهبى، در آغاز بهار، یعنى در 22 مارس معادل ماه اِدِر یهودى، اجرا مى‌شده‌است. البته برگزارى چنین جشنهایى بیشتر در یکى از فرقه‌هاى دنمه مرسوم بوده که پرجمعیت‌ترین فرقه دنمه است (← مسیرى، همانجا).از تمایزهایى که دنمه‌ها میان خود و دیگر یهودیان پدید آوردند آن بود که به اعیاد یهود چندین عید اضافه کردند که عمدتاً به فعالیتهاى شبتاى صبى مربوط بود و از مهم‌ترین آنها تولد وى بود. از شبتاى نامه‌اى به‌جاى مانده که به پیروان خود جشن گرفتن روز تولد خود را توصیه کرده و دستورالعملى به آنان داده‌است تا در این روز براساس آن عمل کنند (← جعفرهادى‌حسن، ص‌67ـ72).قبرستانهاى دنمه براى همۀ فرقه‌هاى دنمه مشترک بود، اما هر فرقه کنیسه‌اى خاص ‌خود داشت که «قاهال»، به‌ معناى مجمع، نامیده مى‌شد و در مرکز منطقۀ خودشان و پنهان از دید فرد بیگانه بود. آیینها و مراسم نیایش و نمازشان به‌شکلى بود که مى‌توانستند آن را به‌راحتى مخفى کنند، به همین دلیل تا 1314ش/ 1935 کسى از آنها مطّلع نبود (مسیرى، همانجا).دنمه‌ها با اینکه خود را یهودى نمى‌دانستند و بازگشت به دین آبا و اجدادى خود را خوش نداشتند، در مواقعى براى آنکه منافعى به‌دست آورند، به پیشینه یهودى خود تمسک مى‌کردند (براى نمونه← <دایرة‌المعارف جهانى یهود<، همانجا). گفته‌اند که آنها در مواردى کوشیدند تا بار دیگر در میان یهودیان جاى گیرند، اما خواست آنان پذیرفته نشد. در مجموع، مکتوبات و اسنادى که از این فرقه به‌دست آمده نشان مى‌دهد که هم از اسلام و هم از یهودیت دور شده‌اند و نمى‌توان آنان را ذیل هیچ‌یک از این دو دین جاى داد (← جعفرهادى‌حسن، ص‌82ـ 84؛ نیز ← مسیرى، ج‌2، ص‌112ـ113؛ د. ا. د. ترک، همانجا).در دوران جدید بسیارى از تعالیم و مناسک دنمه در میان نسل جوان آنان در حال تغییر است، از جمله اینکه ازدواج ‌با مسلمانان کم‌کم در میان آنان رواج یافته و آنان مى‌کوشند تا خود را با مقتضیات جامعه مدرن ترکیه وفق دهند (← د. اسلام، همانجا).به‌طورکلى، دنمه‌ها به سه گروه اصلى تقسیم شدند و هر سه گروه بر سنّت شبتاى باقى بودند، اما هریک در اعمال و تفاسیر و تأویلات با یکدیگر اختلاف داشتند. فرقۀ اول فرقۀ یعقوبیان (یا حزب حمدى‌بیگ) بود. پس از مرگ شبتاى صبى، آخرین زوجۀ او عایشه اعلام کرد که روح همسرش در برادرش یعقوب فیلسوف یا همان یعقوب قوریدو (محبوب) حلول کرده‌است. یعقوب در 1101/1690 فریضۀ حج ‌را به‌جا آورد و در هنگام بازگشت از حج‌ درگذشت. برخى افراد جامعۀ اولیه دنمه که با تقید زیاد به آداب اسلامى مخالف بودند، از این گروه جدا شدند. یعقوبیان مشاغل دولتى را ترجیح مى‌دادند و ازاین‌رو به تحصیلات اهمیت زیادى مى‌دادند. آنان حتى در علوم اسلامى تخصص‌ یافتند. بسیارى از آنان در حکومت عثمانى به مقامات بالایى رسیدند. این فرقه از برخى فرق صوفیه مانند بکتاشیه و مولویه تأثیرات خاصى پذیرفته‌است (د. ا. د. ترک، همانجا).فرقۀ دوم به‌نام قره‌قاشیها (ابرومشکیان) یا حزب عثمان‌بابا، یعقوبیان را به‌سبب اجراى احکام ظاهرى اسلام، ریاکار خواندند و از آنان جدا شدند. در حدود 1112/ 1700، رهبر جوانى به‌نام باروخیا روسو که نام ترکى وى مصطفى شلبى یا عثمان‌بابا بود، در میان آنها ظاهر شد و مریدانش او را تجسد شبتاى صبى و پس از مدتى تجسد الهى خواندند. او اولین کسى بود که «تورات تجلیات» را تعلیم داد و از پیروانش خواست تا از عمل‌کردن به 36 کتاب تورات، خوددارى کنند. این فرقه افراطى‌ترین گروه جماعت دنمه است و براى نخستین‌بار اباحه جنسى در میان این فرقه رواج یافت. از این فرقه فرانکیستها (پیروان فرانک) که بنابر گزارشها رستگارى و نجات را در عیاشى و میگسارى در جشنها و ضیافتهاى عرفانى جستجو مى‌کردند (← د. جودائیکا، ج‌14، ستون 1247ـ1248؛ مسیرى، ج‌2، ص‌114)، ظهور کردند که در چندین منطقه استقرار یافتند (← د. ا. د. ترک، همانجا). این فرقه بیش از دو گروه دیگر دنمه‌ها تداوم یافت و در میان آنها تاجران، وکلا و اعضاى علمى پدید آمد (همانجا).سومین فرقۀ دنمه، قپانچیان یا ازمیریان، منجى‌بودن عثمان‌بابا را منکر شدند و از سوى مخالفان به نام پاپولار (به زبان اسپانیایى ـ یهودى یعنى متحجر و متعصب) خوانده شده‌اند (همانجا). آنها فقط شبتاى صبى را قبول داشتند و به همین دلیل خود را معتقدان اصلى دنمه مى‌دانستند. این گروه موافق تحصیل در اروپا بودند، و ازاین‌رو فرهیخته‌ترین فرقۀ دنمه به‌شمار مى‌آیند. اعضاى این فرقه از طبقۀ اشراف جامعۀ دنمه، شامل تجار و بازرگانان بزرگ و نیز پزشکان و مهندسان، بودند و مدارس متعددى را در شهرهاى ترکیه تأسیس کردند. قپانچیان در میان دیگر فرق دنمه تمایل بیشترى به اسلام داشتند (براى فرقه‌هاى دنمه ← همانجا؛ مسیرى، ج‌2، ص‌113ـ114؛ جعفرهادى‌حسن، ص‌73ـ77؛ محمدعلى‌قطب، ص‌32ـ33؛ هدى درویش، ص‌28ـ29؛ د.اسلام، همانجا).منابع‌: جعفرهادى‌حسن، فرقة‌الدونمه بین الیهودیة و الاسلام، ]منچستر [1406/1986؛ پرویز رهبر، تاریخ یهود: از اسارت بابل تا امروز، باخلاصه‌اى از اعصار قدیم تا اسارت بابل، ]تهران[ 1325ش؛ جولیوس گرینستون، انتظار مسیحا در آیین یهود، ترجمۀ حسین توفیقى، قم 1377ش؛ محمدعلى‌قطب، یهود الدونمة فى ترکیا، قاهره 1423/2002؛ عبدالوهاب مسیرى، موسوعة‌الیهود و الیهودیة و الصهیونیة، قاهره 2004؛ هوشنگ مشکین‌پور، از اورشلیم تا اورشلیم‌: پژوهشى در تاریخ یهودیان، ]کالیفرنیا[ 1378ش؛ هدى درویش، حقیقة یهودالدونمة فى ترکیا: وثائق جدیدة، ]قاهره[ 2003؛Dan Cohn-Sherbok, Judaism: history, belief and practice, London 2003; Encyclopaedia Judaica, Jerusalim, 1978- 1982, s.v. "Shabbetai Ẓevi" (by Gershom Scholem); EI2, s.v. "Dönme" (by M. Perlmann); The Encyclopedia of religion, ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.v. "Shabbetai Tsevi" (by R. J. Zwi Werblowsky); Isidore Epstein, Judaism: a historical presentation, Middlesex, Engl. 1977; İA, s.v. "Dönme"; Bernard Lewis, The Jews of Islam, London 2008; TDVİA, s.v. "Dönme" (by Abdurrahman Küçük); The Universal Jewish encyclopedia, ed. Isaac Landman, NewYork: Ktav Publishing House Inc, 1969, s.vv. "Sabbatai Zevi" (by Josef Meisl), "Dönmeh".
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

لیلا هوشنگی و محمدکاظم مهاجری

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده