دندان/ دندان پزشکی
معرف
دندان/ دندان‌پزشکى،# این مقاله مشتمل بر این بخشهاست‌:
متن
دندان/ دندان‌پزشکى، این مقاله مشتمل بر این بخشهاست‌:1) کلیات و پیشینه2) کالبدشناسى و کاراندام‌شناسى (فیزیولوژى) دندان3) بیماریهاى دهان و دندان و روشهاى درمان آنها4) بهداشت دهان و دندان و پیشگیرى از بیماریها5) ابزارها6) کتابها7) دندان‌پزشکى جدید در ایران1) کلیات و پیشینهالف) پیش از اسلام. از تمدنهاى کهنى که بر علوم دورۀ اسلامى ‌تأثیر گذاشته‌اند، آثارى دربارة اهمیت دندان و شیوه‌هاى درمان بیماریهاى دهان و دندان دردسترس است. در عهد عتیق، واژۀ دندان بیش از پنجاه‌بار آمده و در آن سفیدى و زیبایى دندانها از شروط زیبایى به‌شمار آمده‌است (← کتاب غزل غزلهاى سلیمان، 2:4، 6:6). عبارتهایى چون «چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان» (سفر خروج، 24:21)، «شکستن دندان شریران ازسوى خدا» (کتاب مزامیر، 7:3) یا «کارایى نداشتن دندان شکسته» (کتاب امثال سلیمان‌نبىّ، 19:25) از اهمیت دندان نزد عبرانیان خبر مى‌دهد و اگر کسى موجب افتادن دندان بنده‌اش مى‌شد مى‌بایست بنده را آزاد مى‌کرد (← سفر خروج، 27:21). در عهد عتیق، به برخى مواد مضر براى دندان اشاره شده‌است (← کتاب ارمیاء نبىّ، 30:31؛ کتاب امثال سلیمان نبىّ، 26:10)، اما نشانى از دندان‌پزشکى در آن دیده نمى‌شود. در تلمود، به دستورهاى پزشکى و بهداشتى در باب دندان و لثه برمى‌خوریم، ازجمله دارویى براى درمان بیمارى لثه، زیان‌باربودن باقلا براى دندانها، و تأثیر سرکه بر سست‌شدن دندان (← یُما، 84 الف؛ براخوت، 44ب؛ شبات، 111الف). پس از اسلام هم در موارد متعدد براى درمان دندان سرکه تجویز شده‌است (براى نمونه ← رازى، 1421، ج‌1، جزء3، ص‌99ـ 116؛ کشکرى، ص‌141ـ142).همچنین در قانون‌نامه حمورابى (حک: به اختلاف، 2067ـ2025ق م یا 1704ـ1664ق م) در قوانین مجازاتِ ضرب و جرح، قانون مجازات کسى که سبب شکستن دندان دیگرى شود آمده‌است (>قوانین بابلى<، ج‌2، ص‌77).کهن‌ترین و مفصّل‌ترین اسناد دربارة بیماریهاى دندان و لثه و درمان آنها از مصر باستان به‌جا مانده‌است. در بین پاپیروسهاى موجود، پاپیروس اِبِرز (سدۀ شانزدهم پیش از میلاد) بسیار جالب توجه است، چه مطالب آن گردآورى از متنهاى پزشکى کهن‌تر است و دیرینگى برخى از آنها به حدود 3500 پیش از میلاد مى‌رسد. در این پاپیروس، از بیماریهایى چون التهاب لثه، ساییدگى دندان و دندان‌درد سخن رفته‌است و شمار زیاد داروهاى دهان و دندان در آن را مى‌توان نشانۀ فراوانى این بیماریها در آن زمان دانست. در پاپیروس ابرز، آسیب‌شناسى و درمان بسیار ابتدایى بوده، از جراحى دندان نشانى نیست و به کشیدن دندان نیز اشاره‌اى نشده و تجویزهایى براى استوارى دندانها، درمان زخمها، آماس لثه و برخى موارد دیگر آمده‌است (← گرنى، ص‌21ـ25؛ کلاین، ص‌6، 9؛ نان، ص‌202ـ 205؛ رینگ، ص‌33ـ34). هرودوت (مورخ یونانى قرن پنجم پیش از میلاد) هزار سال پس از پاپیروس ابرز نوشت در مصر هر پزشک فقط یک کار خاص‌ انجام مى‌داد و پزشکانى صرفاً به درمان دندانها مى‌پرداختند (کتاب 2، بند84؛ قس نان، ص‌202؛ رینگ، ص‌32ـ33، که نوشته‌اند هسى را، نخستین دندان‌پزشک ثبت‌شدۀ مصریان، بسیار پیش از این تاریخ در 3000 پیش از میلاد مى‌زیسته‌است). اگرچه مصریان در دندان‌پزشکى بسیار پیشرفته بودند، در مورد مهارتهاى آنها یا حضور کسانى که صرفاً به دندان و بیماریهاى آن مى‌پرداختند، اختلاف‌نظر بسیارى وجود دارد (گالیونگى، ص‌92ـ94). در مومیاییهاى یافت‌شده در مصر از دندانهاى پرشده نشانى نیست، ولى در برخى منابع، شواهد یافت‌شده از دندانهایى که با سیم طلایى به هم متصل شده‌اند، به مهارت مصریان باستان در ساخت دندان مصنوعى و گاه نیز اقدامى آیینى متعلّق به پس از مرگ تعبیر شده‌است (← گرنى، ص‌27ـ29؛ رینگ، ص‌34ـ 36). مشابه این دندانها در شهر قدیم صیْدا (در فنیقیه که تحت تأثیر تمدن مصرى بوده) هم یافته شده‌است (گرنى، ص‌29ـ30).در یونان و پس از آن در روم باستان، اسقلبیوس (پزشک افسانه‌اى یونانى و خداى طب) را نخستین کسى مى‌دانستند که دندان مى‌کشید و جراحى مى‌کرد (همان، ص‌45). درمان‌بخشى او، اگرچه جنبۀ آیینى داشته، به کتابهاى پزشکى دورۀ اسلامى راه یافته‌است (← ابن‌ابى‌اصیبعه، ج‌1، ص‌15ـ16؛ نیز ← رینگ، ص‌39)، ولى در مباحث دندان‌پزشکى دورۀ اسلامى ارجاعى به او یافت نمى‌شود.دیدگاه بقراط* (متوفى 375 ق م)، به‌رغم تأثیرپذیرى از اسقلبیوس (← ابن‌ابى‌اصیبعه، ج‌1، ص‌24ـ 25)، عقلانى ــ هرچند ابتدایى ــ و در تقابل با دیدگاه آیینى او بوده‌است (← رینگ، همانجا). بقراط در کتاب فى نبات الأسنان (← ابن‌ابى‌اصیبعه، ج‌1، ص‌32) مطالبى دربارة دندان درآوردن کودکان، نشانه‌ها، ویژگیها و عوارض آنها آورده‌است (← 1959، ج‌2، ص‌323ـ325). افزون‌ بر این در آثار مختلفش نیز فراوان به دندان اشاره کرده‌است. به ‌نوشتۀ او، نخستین دندانها در دوران جنینى شکل مى‌گیرند و دندانهاى دائمى، که از حدود هفت‌سالگى درمى‌آیند، اگر بیمارى عارض نشود تا پایان عمر باقى مى‌مانند (← رینگ، ص40). او مطابق دیدگاه عمومى‌اش، علت دندان‌درد را به‌هم خوردن تعادل اخلاط چهارگانه* و جاگیرشدن خلط اضافى در ریشۀ دندان مى‌داند. اگر دندان‌درد با پوسیدگى همراه باشد، بقراط کشیدن دندان و اگر درد به‌تنهایى باشد، داغ‌کردن و خشکاندن آن را تجویز کرده (← 1823، ص‌254) و سرما را براى دندان زیان‌بار دانسته‌است (1983، ص‌223، ش 18).مکتب بقراط بیشتر از طریق نوشته‌هاى جالینوس* (129ـ 199م) به دورۀ اسلامى منتقل شد. نوشته‌هاى جالینوس دربارة دندان تناقض‌آمیز است. وى در جایى دندان را فاقد احساس درد، و درد را صرفاً در ریشل عصب دانسته‌است (به ‌نقل رازى، 1421، ج‌3، ص‌444) و در جایى دیگر (← همان، ج‌3، ص‌463) گفته‌است در میان استخوانها (او دندان را از جنس استخوان دانسته‌است)، دندان به‌سبب عصبى که از مغز به دندان وارد شده داراى حس است. به ‌گفتۀ او تغییر رنگ دندان نشان مى‌دهد که دندان مواد را به خود مى‌پذیرد، از آنها تغذیه و به‌واسطۀ آن رشد مى‌کند (← همان، ج‌3، ص‌444، 479). او دندان‌درد را ناشى از آماس، پوسیدگى دندان، سرماى زیاد و فزونیهاى سرریزشده از سر (← همان، ج‌3، ص450) و پوسیدگى دندان را ناشى از خلطهاى گرمى مى‌داند که به آن وارد مى‌شود (← همان، ج‌3، ص‌444). بقراط، برپایۀ مکتب پزشکى اخلاطى، درمانهاى گسترده‌اى براى بیماریهاى دندان و لثه تجویز کرده‌است (← 1952، ج‌2، ص‌323ـ330).گرچه نشانى از پرداختن عملى ارسطو (متوفى 322 یا 321ق‌م) به دندان‌پزشکى وجود ندارد، به‌طور نظرى، او دربارة کارکرد هریک از دندانهاى انسان، علت وجود دندانهاى شیرى، شکلهاى متفاوت دندانها، تفاوت دندانهاى انسان و جانوران و تفاوت دندانهاى جانوران گوناگون با یکدیگر سخن گفته‌است (← >طبیعیات<، 198ب 35 ـ 199الف 8، >تاریخ حیوانات<، 501 الف 9ـ502 الف 35، >پیدایش حیوانات<، 788 ب 3 ـ 789ب 20). به باور او (>تاریخ حیوانات<، 501ب 20 ـ 23)، در انسان و برخى دیگر از جانوران، طول عمر موجوداتى که دندانهاى زیادترى دارند بیشتر از موجوداتى است که دندان کمترى دارند و تعداد دندانهاى نرها از مادینه‌ها بیشتر است.در روم شرقى، اریباسیوس* (متوفى400م)، آئتیوس آمدى (سدۀ ششم میلادى)، اسکندر ترالسى (سدۀ ششم میلادى) و بولس* اجانیطى (سدۀ هفتم میلادى) از پیروان جالینوس بودند. نوشته‌هاى اسکندر ترالسى در این زمینه نوآورانه‌تر از دیگر آثار بوده‌است (← رینگ، ص‌54).دانسته‌هاى ما از تاریخچۀ دندان و دندان‌پزشکى در ایران باستان فقط از کتاب اوستاست. از خلال آنها این‌گونه دریافت مى‌شود که دندانهاى بدشکل، عیب و شاید نقصى مسرى به‌حساب مى‌آمده‌است (← زند اوستا، بخش 2، ص‌75ـ76، بند93). سه بخش آخر وندیداد دربارة امور پزشکى است. در وندیداد (← زند اوستا، بخش 1، فرگرد2، بند1ـ2)، خرابى و تباهى دندانها کار اَنگره‌مَینو (اهریمن) دانسته شده‌است. برپایۀ وندیداد (← همان، بخش 1، فرگرد 2، بند 29، 37)، اهورمزدا به جمشید، نخستین آفریده فانى‌اش، فرمان داد جایى بسازد تا هیچ موجودى با دندانهاى خراب و دیگر نقصها، بدکاریها، و نشانهاى انگره‌مینو بدان راه نداشته‌ باشد تا انسان جدید از عیبهاى جسمانى و اخلاقى دور باشد (نیز ← همان، فرگرد2، ص‌17، پانویس 5) و او نیز چنین کرد. در مورد نقش پزشکان جندیشاپور* در زمینۀ دندان‌پزشکى سندى دردست نیست و صرفاً از نقل‌قولهاى رازى (1421، ج‌1، جزء3، ص‌463، 465، 470، 473، 476ـ478، 481ـ482، 488) از برخى افراد و منابع از قبیل ابن‌ماسَوَیه، شاپور، الخوز، افرادى از خاندان بُختیشوع*، و کُنّاش الفارسى (← سزگین، ج‌3، ص‌263) این‌گونه دریافت مى‌شود که پزشکان جندیشاپور به بهداشت و درمان دندان نیز پرداخته و بر پزشکى پس از خود تأثیر گذاشته‌اند.ب) دورۀ اسلامى. دندان‌پزشکى دورۀ اسلامى، در گام نخست، میراث‌برِ تمدنهاى پیش از خود بود. براى مثال، رازى در جزء سوم از جلد اول کتاب الحاوى فى‌الطبّ (ص‌444ـ491) دیدگاههاى حدود سى پزشک ایرانى، یونانى، بیزانسى، هندى و جز آن را در باب طبیعت و بیماریهاى دهان و دندان آورده‌است.در منابع کهن، از تأثیرِ افتادن دندانها بر چهره، سخن‌گفتن، گوارش و تنفس؛ یا تفسیر شخصیت فرد از شکل دندان او (← قیافه‌شناسى*) مطالبى آمده‌است (← على‌بن رَبَّن طبرى، ص‌187؛ رازى، 1408، ص100؛ احمدبن محمد طبرى، قسم 2، ص‌4). به گفتة مجوسى (متوفى 384؛ ج‌1، ص‌42)، در زمان خرید بنده باید دندانهاى او بررسى شود تا نیفتاده یا تغییر رنگ نداده ‌باشد.2) کالبدشناسى و کاراندام‌شناسى(فیزیولوژى) دندان. پیشتر اشاره شد که شمارى از پزشکان، همچون جالینوس، دندان را از جنس استخوان مى‌دانستند (← حنین‌بن اسحاق، ص‌54؛ احمدبن محمد طبرى، همانجا؛ کشکرى، ص‌139) و بیشتر آنها بر این باور بودند که دندان فاقد عصب و بدون حس است (← احمدبن محمد طبرى، قسم 2، ص‌5). حنین‌بن اسحاق (متوفى 260؛ همانجا) آن را استخوانى توپُر مى‌دانست که فزونیهاى روان را به خود مى‌پذیرد. ابن‌سینا (متوفى 428؛ ج‌1، کتاب 1، ص‌47) دندان را تنها استخوان داراى حس مى‌دانست. کَشْکَرى (سدۀ چهارم؛ ص140ـ141)، دلیل حس درد در دندانها را وجود عصب در ریشۀ دندانها دانسته‌است. به گفتة جرجانى (متوفى 531؛ ص‌386ـ387) برخى نیز دندانها را عصبى سخت و صلب مى‌دانستند، ولى او خود آن را استخوانى دانسته که عصبهاى دماغى به‌ویژه در ریشۀ آن هستند و حس آن به‌سبب این عصبهاست. بهاءالدوله رازى*، پزشک ایرانى قرن نهم و دهم، نیز بر همین باور بوده‌است (← ص‌276).در منابع دورۀ اسلامى، نامهاى عربى و فارسى دندانها و کارکرد هر یک ذکر شده‌است (← رازى، 1408، ص‌41ـ42؛ اخوینى بخارى، ص‌43؛ مجوسى، ج‌1، ص‌55) که از دانش امروز دندان‌پزشکى چندان دور نیست (← حجازى، ص‌129ـ130). آنها مى‌دانستند دندانهاى عقل از دوران بلوغ تا سى‌سالگى مى‌رویند. به گفتة ابن‌سینا (← ج‌1، کتاب 1، ص‌46)، دندان عقل را دندان حلم مى‌نامیدند. او نخستین کسى است که از دندان عقل جداگانه یاد مى‌کند. جرجانى (ص‌18ـ 19) آن را دندان خِرَد نامیده‌است. پزشکان دورۀ اسلامى استخوانهاى فک، گونه، گوشها، دندانها، چانه و نحوۀ پیوند آنها را به‌دقت شرح داده‌اند (← رازى، 1408، ص‌41؛ مجوسى، ج‌1، ص‌52ـ55؛ ابن‌سینا، ج‌1، کتاب 1، ص‌45ـ47؛ ابن‌قُفّ، ج‌1، ص‌19ـ22). رازى (1408، ص70ـ71) به‌دقت چگونگى جویدن و تماس دندانها با یکدیگر و شیوۀ درهم‌رفتنشان به‌هنگام جویدن و سخن‌گفتن را وصف کرده‌است.پزشکان دورۀ اسلامى آگاه بودند که انسان 32 دندان دارد، ولى کم‌شماربودن دندانها (به‌سبب نروییدن دندانهاى عقل) یا زیادبودن آنها را لزوماً بیمارى به‌شمار نمى‌آوردند، چنان‌که احمدبن محمد طبرى (متوفى ح 375؛ قسم 2، ص‌4) این پدیده را گونه‌اى ناهنجارى چون زیادبودن مادرزادى شمار انگشتان مى‌دانست و نه بیمارى (نیز ← ابن‌سینا، ج‌1، کتاب 1، ص‌46). آنها به چگونگى دندان درآوردن کودکان و تفاوت میان دندانهاى شیرى و دائمى نیز توجه کرده‌اند، ازجمله على‌بن رَبَّن طبرى (پزشک و فیلسوف قرن سوم؛ ص‌98) که آغاز روییدن دندانهاى کودکان را از ماه هفتم دانسته و گفته‌است هرچه دیرتر برویند استوارتر و نیرومندتر خواهند بود. براى کمک به رویش دندان در کودکان، مالیدن برخى روغنها یا مواد توصیه شده‌است (← همان، ص‌189؛ رازى، 1421، ج‌1، جزء3، ص‌448، 454، 490؛ کشکرى، ص‌143؛ ابن‌سینا، ج‌1، کتاب 1، ص‌203ـ204). برخى علت افتادن دندانهاى شیرى را در هفت‌سالگى ضعیف‌بودن آنها در تناسب با ضعف جسمى کودک دانسته‌اند. با نیرومندترشدن اندامها، دندانهاى نخستین، که کم‌توان‌اند، مى‌افتند و دندانهاى دائمى مى‌رویند (← جرجانى، ص‌387؛ بهاءالدوله رازى، همانجا). جرجانى (همانجا) امکان دندان درآوردن پیران را رد کرده‌است.3) بیماریهاى دهان و دندان و روشهاى درمان آنها. دیدگاه مسلط پزشکى جالینوسى مبنى‌بر ناشى‌شدن بیماریها از به‌هم خوردن تعادل اخلاط، در بیماریهاى دهان و دندان نیز به‌چشم مى‌خورد. با بررسى متون پزشکى کهن درمى‌یابیم بسیارى از بیماریهاى دهان و دندان از دیرباز شناخته‌شده بودند و در مواردى به درمانهایى امروزى برمى‌خوریم، ازجمله درمانهایى براى کرم‌خوردگى و پوسیدگى، شکستگى، آماس لثه، تغییر رنگ، کندشدن (ضَرَس)، جنبان (لق) شدن، جرم‌گرفتگى و درد دندانها. انواع دهانشویه، بخور، و مرهم، داغ‌کردن، و کشیدن در درمان این بیماریها تجویز مى‌شد (← ادامة مقاله).عموماً طبع دندان را خشک و این خشکى را عامل استوارى آن مى‌دانستند ولى زیاد یا کم‌شدن این خشکى و درمجموع به‌هم خوردن تعادل طبیعى در دندان یا سراسر تن را منشأ پدیدآمدن بیماریهاى دندان و بافتهاى نگهدارندۀ آن مى‌دانستند (رازى، 1421، ج‌1، جزء3، ص‌444، به‌نقل از جالینوس؛ حنین‌بن اسحاق، ص‌34).وجود کرمى که باعث خرابى دندان مى‌شود از دوران باستان در باور مردم بوده‌است و اکنون نیز این اصطلاح به‌کار مى‌رود. در متون کهن مى‌توان به نقلهاى رازى از جالینوس و دیوسکوریدس* (قرن اول میلادى) و ابن‌ماسویه در باب کرم دندان، چگونگى رویارویى با آن و ترکیبهایى براى راندن کرم دندان اشاره کرد (← رازى، 1421، ج‌1، جزء3، ص‌474؛ احمدبن محمد طبرى، قسم 2، ص‌15؛ ابن‌سینا، ج‌2، کتاب 3، ص‌1089؛ جرجانى، ص‌388).جالینوس پوسیدگى دندان را پیامد مادّه‌اى تند در دندان مى‌دانست و براى درمان آن داروهاى خشک‌کننده تجویز مى‌کرد (← به نقل رازى، ج‌1، جزء3، ص‌93). به‌ عقیدۀ حنین‌بن اسحاق (ص‌34، 62)، پوسیدگى دندان نوعى زخم است و چون طبع دندان خشک است، خشک‌کننده‌ها بهترین و سازگارترین دارو براى درمان آنها به‌شمار مى‌رود. ابن‌سینا (ج‌2، کتاب 3، ص‌1077) پوسیدگى را ناشى از گردآمدن مواد زائد در دندان دانسته‌است.براى درمان دندان‌درد، شکستن و کندى دندان روشهاى مختلفى تجویز شده‌است (← حنین‌بن اسحاق، ص‌54؛ رازى، 1421، ج‌1، جزء3، ص450ـ453، 473ـ476، و جاهاى دیگر؛ همو، 1408، ص‌407؛ مجوسى، ج‌2، ص‌302؛ ابن‌سینا، ج‌3، کتاب 5، ص‌2465ـ2467؛ جرجانى، ص‌388ـ 391)، ازجمله اینکه درصورت درد شدید، دندان را با وسیله‌اى سوراخ مى‌کردند و دارو را به درون دندان مى‌ریختند و تلاش مى‌کردند تاحد امکان دندان را نکشند و آخرین راه درمان کشیدن آن بوده‌است (← رازى، 1421، ج‌1، جزء3، ص‌445ـ452؛ مجوسى، ج‌2، ص‌303؛ جرجانى، ص‌387).براى رفع لقى دندان دهان‌شویه‌ها، داغ‌کردن و بستن دندانها با نوارهاى زرین و سیمین تجویز مى‌شد. بستن دندانهاى لق‌شده به دندانهاى استوار، که اکنون با شیوه‌هاى پیشرفته انجام مى‌شود، از شیوه‌هاى درمانى کهنى است که در منابع، روشهاى آن به‌دقت گزارش شده‌است. برخى از این دستورها از منابع قدیم‌تر نقل شده‌اند (← رازى، 1421، ج‌1، جزء3، ص‌464، 488؛ زهراوى، ص‌293ـ295؛ ابن‌قفّ، ج‌2، ص‌257).روایت شده که عثمان، خلیفه سوم (حک‌: 23ـ35)، نیز به‌وسیله مفتول طلا دندان‌هاى خود را محکم کرده‌بود (← سزگین، ج‌3، ص‌3).احمدبن محمد طبرى (قسم 2، ص‌9) از شیوه پرکردن دندان با سرب خبر داده، ولى خود آمیزه سرب و قلع و مَصطَکى را توصیه کرده‌است. رازى (1412، ص‌164) قلع را بهترین مادّه براى پرکردن دندان پوسیده مى‌داند. به گفتة احمدبن محمد طبرى (همانجا)، برخى درمانگران عاج ‌فیل تراش‌داده را در سوراخ دندان جاى مى‌دادند که پیامدهایى نیز داشت. این روش به‌نظر مى‌رسد شکل ابتدایى پروتزهاى دندانى باشد.الف) کشیدن دندانها. کشیدن دندان آخرین روش درمانى بوده‌است و براى آن پیش‌شرطهایى درنظر گرفته ‌مى‌شد (← مجوسى، ج‌2، ص‌479؛ ابن‌سینا، ج‌2، کتاب 3، ص‌1088ـ 1089؛ زهراوى، ص‌277ـ287). ابن‌قفّ (متوفى 685؛ ج‌2، ص‌195) بازبینى همۀ دندانها و لثه را به درمانگر توصیه کرده‌است. براى دندان‌کشیدن بى‌درد نیز داروهایى توصیه مى‌شد (← رازى، 1421، ج‌1، جزء3، ص‌448، 453؛ کشکرى، ص‌145).ب) بیماریهاى لثه. افزایش حجم بافت نرم اتاقک مغزه، به گونه‌اى که از سطح جونده بالا زند، ابولس (هیپرپلاستیک پالپیا پالپ پولیپ) نام داشت که از بیماریهاى شناخته‌شده لثه، به‌ویژه در ناحیۀ دندانهاى آسیا، بوده‌است. درچنین‌حالتى، برخى دندان‌پزشکان با کشیدن دندان مخالفت مى‌کردند چون دوباره گوشت مى‌رویید. به ‌گفتۀ آنان، در این مورد باید داروى خورنده (آکله) بر آن گذارد تا آن را از بین ببرد، سپس داروى جوش‌دهنده بر جاى دندان کشیده بگذارند که ترکیبى از سرکه و مازو (عَفْص) و پوست انار بوده‌است (← احمدبن محمد طبرى، همانجا؛ مجوسى، ج‌1، ص‌249). اما زهراوى (ص‌271) بریدن زائده را توصیه کرده‌است.آماسِ گرم، نارولیس/ فارولیس که آماس گرم چرکین و سبب گندیدگى لثه مى‌شود و پیامد آن افتادگى لثه و بدبوشدن دهان است، و ابرلسى (ابولس) که به‌دنبال آماس گرم پدید مى‌آید (مجوسى، ج1، ص350) ازجمله بیماریهاى شناخته‌شده بودند. درمان آنها در بسیارى موارد داغ‌کردن یا با انواع روغنهاى داغ یا با میله گداخته بوده‌است (رازى، 1421، ج‌1، جزء3، ص‌515، به نقل از بولس؛ همو، 1412، همانجا؛ احمدبن محمد طبرى، قسم 2، ص‌7). در دندان‌پزشکى نوین نیز جراحى با برق تا مدتها جایگزین داغ‌گذارى پیشینیان بوده و در همه منابع لثه‌پزشکى (پریودنتولوژى) ، همواره از سودمندى یا زیان‌بارى آن یاد شده‌است (جراحى دهان و فک و صورت، ص‌283، 286؛ >درسنامه جراحى دهان و فک و صورت<، ص‌125، 654، 662).4) بهداشت دهان و دندان و پیشگیرى از بیماریها. از دوران باستان پزشکان به ارزش و اهمیت پاکیزه نگاه‌داشتن دهان و دندان پى برده ‌بودند و راههایى هم براى پیشگیرى از خوردگى و پوسیدگى و هم درمان آنها بیان کرده‌اند، ازجمله استفاده از مسواک، انواع دهان‌شویه‌ها، و جرم‌گیرى (← حنین‌بن اسحاق، ص‌43، 48، 59؛ رازى، 1421، ج‌1، جزء3، ص‌447، 449؛ ابن‌سینا، ج‌3، کتاب 5، ص‌2466).مسواک‌زدن از قدیم امرى شناخته‌شده بوده و براى این‌کار بیشتر از چوب درخت اَراک یا سِواک (با نام علمى Salvadora persica L.) استفاده مى‌شده‌است (← ابوریحان بیرونى، ص‌37؛ نیز ← زرگرى، ج‌3، ص‌352). واژۀ مسواک از نام همین درخت ساخته‌ شده‌است ولى چوب گیاهان دیگرى چون کَثیرا (Astragalus tragacantha L.) هم استفاده مى‌شد (← ابوریحان بیرونى، ص849ـ850؛ نیز← ادامة مقاله؛ براى بحثهاى قرآنى، فقهى و حدیثى← مسواک*).به‌گزارش سیاحان اروپایى، در افریقا تا سدۀ چهاردهم/ بیستم براى پاک‌کردن دندانها از مسواک استفاده مى‌کردند (بس، ص‌68). رازى (1421، ج1، جزء3، ص‌487)، در اهمیت مسواک‌زدن، از کتاب فى تدبیر السنة تألیف عیسى‌بن ماسه (طبیب بصرى قرن سوم) نقل کرده‌است که مسواک‌زدن زبان را خشک، نفس را خوشبو، مغز را پاکسازى، حواس را لطیف، دندانها را پاک و درخشان و لثه را استوار مى‌سازد و شایسته است هرکس مسواک سازگار با خود را به‌کار گیرد. در گذشته، به تب‌داران، استفاده از چوب درخت بید و به افرادى با لثه‌هاى سست و ناتوان، کاربرد چوب درخت گز (طَرفاء) توصیه مى‌شد. همچنین نباید مسواک با فشار بر روى دندان کشیده‌مى‌شد، زیرا با ازبین‌بردن درخشانى و هموارى آن موجب زبرى دندان مى‌شد و زمینه‌اى براى نشستن جرم بر روى آن فراهم مى‌آمد (← همان، ج‌1، جزء3، ص460؛ جرجانى، ص‌387). اکنون مشخص‌شده که چوب درخت سواک حاوى بى‌کربنات سدیم و اسید تانیک و دیگر مواد هم‌آورندۀ لثه است (رینگ، ص‌71).پزشکان دورۀ اسلامى پرهیز از زیادخوردن و پیوسته جویدن چیزهاى سنگین و چسبنده، پرهیز از جویدن چیزهاى سخت، نخوردن چیزهاى بسیار سرد یا بسیار گرم و هر آنچه کُندکننده دندان باشد، پرهیز از خوردن هر خوراکى که روى شکم شناور بماند (رو دل کردن) و به‌سرعت بگندد، پاکسازى خُرده‌هاى خوراکى گیرکرده میان دندانها که باید به‌آرامى و با خلال بیرون آورده‌شوند، به‌کارگیرى دندان‌شویه با ویژگى خشک‌کنندگى به‌اندازۀ میانه را توصیه کرده‌اند (← حنین‌بن اسحاق، ص‌33، 35؛ رازى، 1408، ص‌223؛ جرجانى، همانجا). انباشته‌شدن جرم بر روى دندان را به‌درستى از عوامل بنیادین بیماریهاى دهان و دندان مى‌دانستند و براى جرم‌گیرى از ابزارها یا دهان‌شویه‌هاى گوناگون استفاده مى‌کردند (← مجوسى، ج‌2، ص‌478ـ479؛ جرجانى، ص387ـ388). دهان‌شویه‌هاى گوناگونى نیز براى خوشبویى دهان و درخشان و محکم‌کردن دندان و لثه با ترکیبهاى گوناگون وجود داشت، ازجمله سَنون (دهانشویه) خوشبوى یحیى برمکى (وزیر هارون‌الرشید، متوفى 190) که براى حفظ‌کردن و نیروبخشیدن به دندانها آن را سودمند مى‌دانستند (← حنین‌بن اسحاق، ص70ـ73؛ على‌بن رَبَّن طبرى، ص‌614؛ کشکرى، ص‌143ـ144).5) ابزارها. ابزارهاى یادشده در متون پزشکى کهن با ابزارهاى امروزى همانندیهاى آشکار دارند. آنها نیز برگرفته از ابزارهاى پیش از خود بوده‌اند، چنان‌که میان ابزارهاى زهراوى (جراح اندلسى، متوفى ح 404) و ابزارهاى به‌جاماندۀ سده‌هاى یکم و دوم میلادى از تمدن یونانى ـ رومى آسیاى صغیر همانندى به‌چشم مى‌خورد (لانگفیلد ـ جونز، ص‌42ـ47).کامل‌ترین فهرست ابزارهاى کاربردى در بیماریهاى دندان در التصریف، اثر مهم زهراوى، یافت مى‌شود. او در فصلهاى 28 تا 33 التصریف (متن همراه با ترجمۀ انگلیسى، ص‌271ـ293)،ابزارهاى دندان‌پزشکى را با شکل گزارش داده‌است. در بسیارى موارد، ابزارهایى شبیه ابزارهاى امروزى دندان‌پزشکى مى‌توان یافت، ازجمله مِجرَد (براى پاک‌کردن جرم دندان)؛ کَلبَتَین و جِفت؛ قاشقک؛ مبرد (سوهان). علاوه‌بر او دیگران هم ابزارهایى را ذکر کرده‌اند، همچون رازى (1421، ج‌1، جزء3، ص‌455) که از ابزارى با سرى قاشقکى به شکل (ف) یاد کرده‌است که دندان را با گداخته آن داغ مى‌کردند و درد آرام، ولى دندان نابود مى‌شد.دندانهاى نابجا و اضافى را بیمارى نمى‌دانستند، ولى به‌سبب بدشکلى به درمان آن مى‌پرداختند. در گام نخست آنها را مى‌ساییدند و اگر مفید نبود، بخش زائد را مى‌بریدند (← مجوسى، ج‌2، ص‌479؛ زهراوى، ص‌289ـ291).6) کتابها. ابن‌ابى‌اصیبعه (ج1، ص32) از ترجمۀ عربى کتاب فى نبات الأسنان اثر بقراط نام برده که ظاهراً از این ترجمه نسخه‌اى باقى نمانده‌است (نیز ← سزگین، ج‌3، ص‌45)، ولى نسخه‌اى به یونانى هست که شاید چکیده‌اى از نسخۀ گسترده‌تر آن باشد (← بقراط، 1959، ج‌2، مقدمۀ جونز، ص‌318). از فیلاگریوس/ فیلغریوس (پزشک یونانى سدۀ چهارم میلادى) کتاب فیما یَعْرُضُ لِلَّثةِ و الأسْنانِ به‌عربى ترجمه شده ‌بود (← ابن‌ندیم، ج‌2، جزء1، ص‌283؛ نیز ← سزگین، ج‌3، ص‌156) که ردّ آن در الحاوى رازى دیده ‌مى‌شود (براى نمونه ← ج1، جزء3، ص515). ابن‌ماسویه نیز کتابى به نام سواک و السنونات داشته‌است (← ابن‌ندیم، ج‌2، جزء1، ص‌295؛ ابن‌ابى‌اصیبعه، ج‌1، ص‌183). ابن‌ندیم (ج‌1، جزء1، ص‌151، ج‌1، جزء2، ص‌303) از کتاب الأسنان اثر مَعمَربن مُثنّى ابوعُبیده (متوفى ح 210) و أسنان الجزور اثر هِشام‌بن محمد کَلبى (متوفى 204) نام برده که گویا هر دو دربارة دندان جانوران بوده‌است. هیچ نسخه‌اى از این کتابها دردسترس نیست. همان‌گونه که پیشتر گفته شد، رازى (1421، ج‌1، جزء3، ص‌487) از کتاب فی تدبیر السنة اثر عیسى‌بن ماسه نقل قول کرده‌است، ولى نه‌تنها کتاب دردسترس نیست، بلکه ابن‌ابى‌اصیبعه نیز در میان کتابهاى ابن‌ماسه به آن اشاره نکرده‌است. کهن‌ترین کتاب دندان‌پزشکى به‌جامانده، مقالة فى حفظ الأسنان و استصلاحها اثر حنین‌بن اسحاق (متوفى 260) است که در دو بخش پیشگیرى و درمان دندان و بافتهاى نگاهدارنده آن نوشته‌شده‌است. شاید این همان کتابى باشد که ابن‌ندیم (ج‌2، جزء1، ص‌291) از آن با نام الأسنان و اللثة یاد کرده‌است. نسخه‌اى از رسالة فى الضرس اثر قُسطابن لوقا (متوفى ح 300) در مجموعه ایاصوفیه کتابخانۀ سلیمانیۀ استانبول نگهدارى مى‌شود (← سزگین، ج‌3، ص‌271).افزون‌ بر کتابهاى مستقل دندان‌پزشکى، در بسیارى از کتابهاى پزشکى گفتارهایى پراکنده و گاه بسیار ارزشمند دربارة بیماریهاى دهان و دندان و داروهاى مفرد و مرکّب آمده‌است، ازجمله گفتارهایى در باب سرشته‌ها، گَردها (سَفوف)، دهان‌شویه‌ها، مرهمها و وسایل حفظ و مراقبت آنها مانند مسواک و خلال‌دندان از گیاهان گوناگون (براى نمونه← حنین‌بن اسحاق، ص‌34ـ35، 42ـ73؛ رازى، ج‌1، جزء3؛ على‌بن رَبَّن طبرى، ص‌614ـ615؛ مجوسى، ج‌2، ص‌302ـ303).سده‌هاى چهارم تا ششم اوج‌ شکوفایى و دوران زرین دانش پزشکى و دندان‌پزشکى در سرزمینهاى اسلامى بود، ولى در سده‌هاى پس از آن، باوجود پزشکان بزرگ پیشرفت چشمگیر و نوآورى نمایان دیده نمى‌شود. بیشتر نوآوریها یافتن داروهاى ترکیبى تازه یا افزودن و دگرگون‌کردن داروهاى ترکیبى پیشین بوده‌است. از آغاز سدۀ هفتم تا آغاز سدۀ دهم، نخست یورش مغولان، که نابودى مراکز علمى و ایستایى در پیشرفت دانش و دانش‌پژوهى را درپى داشت، سپس یورش تیموریان در سدۀ نهم و ویرانیهاى آن سبب شد تا دانش پزشکى و دندان‌پزشکى چندان پیشرفت نکند (الگود، ص‌303ـ305). در این دوره، افضل‌الدین خنجى (متوفى 646)، قطب‌الدین شیرازى (متوفى 710) و ابن‌نفیس (متوفى 687) کتاب قانون ابن‌سینا را شرح یا تلخیص‌ کردند. کتابهاى درسى این دوران نیز تکرار نوشته‌هاى رازى، ابن‌سینا و جز آن و افزودنیها بر آن بسیار اندک است. تا چند سده، اوضاع بدین‌گونه بود و تغییرات و دستاوردهاى علمى اروپاییها در این زمینه بسیار دیر به کشورهاى اسلامى راه یافت.7) دندان‌پزشکى جدید در ایران. برنامۀ درسى دارالفنون نشان مى‌دهد که رشته‌اى جداگانه باعنوان دندان‌سازى درنظر گرفته نشده ‌بود. در اعلانى در سال 1286، فردى فرانسوى با نام موسیو پلوکه معرفى شده که چند ماه پیشتر از آن به ایران آمده بود و در درمان بیماریهاى دندان و ساختن دندان مصنوعى مهارت داشت (← روزنامه دولت علّیه ایران، ش 636، ص7). در پى سفر دوم ناصرالدین‌شاه به فرنگ (1295)، دندان‌سازى فرنگى همراه او به ایران آمد. ظاهراً او و جانشینش هپنت/ هبنت دندان مصنوعى هم مى‌ساختند، ولى نه اعیان و نه عامه مردم به آنها مراجعه نمى‌کردند و همچنان سلمانیها و دلاکها به کشیدن دندان با کلبتینهاى اصفهانى ادامه مى‌دادند که برخى از آنها در کار خود بسیار هم ماهر بودند (← اعتمادالسلطنه، ص‌881؛ مستوفى، ج‌1، ص‌529؛ شهرى‌باف، ج‌2، ص‌109ـ 119؛ هاشمیان، ج‌1، ص‌292ـ296). در دهه‌هاى واپسین حکومت قاجار (حک: 1344 (1210ش)ـ 1304ش) و اوایل سدۀ سیزدهم، دندان‌سازان سنّتى همچنان پوسیدگى دندان را ناشى از وجود کرم مى‌دانستند و به شیوۀ سنّتى خود آن را درمان مى‌کردند (شلیمر، ص‌185). در این دوره، جز دلاکان و سلمانیهاى سنّتى، کسان دیگرى هم نزد دندان‌سازان و دندان‌پزشکانى چون دکتر استپانیان و میلچارسکى کارآموزى کردند و برخى از آنها عنوان دکترى دندان‌پزشکى یافتند (← افتخارى، ص‌36، 41).نخستین گام ساماندهى دندان‌سازى در ایران، قانون طبابت مصوب 1329 (1290ش) است که برطبق آن، کار در رشتۀ دندان‌سازى مستلزم آموزش و دریافت اجازه‌نامۀ رسمى از وزارت معارف بود و به دندان‌سازان یک سال مهلت داده ‌شد تا به وزارت معارف مراجعه کنند (روستایى، ج‌1، ص‌یکصد و نود و هفت، 17، 19). براساس اسناد، اجراى این قانون پیگیرى و با متخلفان برخورد مى‌شد (← همان، ج1، ص114ـ115، 141ـ142). در 1301ش، نظام‌نامۀ شوراى مدرسۀ طب و دواسازى و دندان‌سازى تهیه شد (همان، ص284ـ285). دومین گام، پیشنهاد تأسیس مدرسه دندان‌سازى در 1305ش بود (← همان، ج‌1، ص‌246ـ247). در 1306ش، دکتر محسن سیاح (نخستین دندان‌پزشک ایرانى فارغ‌التحصیل اروپا) به ایران بازگشت و از سال بعد، در مدرسه طب، آموزش بیماریهاى دهان و دندان را آغاز کرد (افتخارى، ص‌37). در همان سال، سه نفر براى فراگیرى دندان‌پزشکى به فرانسه اعزام شدند (← همان، ص‌28ـ29). در 1309ش، تأسیس مدرسۀ دندان‌سازى تصویب شد و در 1310ش در زیرمجموعۀ مدرسۀ عالى طب آغاز به‌کار کرد (روستایى، ج‌1، ص‌یکصد و نود و هفت؛ افتخارى، ص‌41ـ43). در همین سال مقرر شد دندان‌سازانى با پنج‌سال سابقۀ کار آزمون دندان‌سازى بدهند (افتخارى، ص‌45ـ47). ظاهراً نخستین مدیر مدرسۀ دندان‌سازى دکتر فالک‌کوش میلچارسکى لهستانى بود که از تاریخ و نحوۀ آمدن او به ایران آگاهى دقیقى دردست نیست. او تا 1313ش رئیس این مدرسه بود (روستایى، ج1، ص‌یکصد و نود و هفت، 279ـ280؛ افتخارى، ص‌36).با تأسیس دانشگاه تهران (1313ش)، دانشکدۀ دندان‌پزشکى جزوى از دانشکدۀ طب شد. در 1316ش، ورود زنان به رشتۀ دندان‌پزشکى و داروسازى تأیید شد (افتخارى، ص‌43). در 1318ش، پروفسور ابرلنگ (ابرلن) فرانسوى رئیس و استاد دانشکدۀ پزشکى و داروسازى و دندان‌سازى تهران شد و تا 1326ش دو دوره در این سِمَت بود (روستایى، ج‌1، ص‌74ـ 75؛ افتخارى، ص‌63). از 1335ش، دانشکدۀ دندان‌پزشکى مستقل شد (افتخارى، ص‌65). درحال حاضر حدود 25 دانشکدۀ دندان‌پزشکى در ایران فعالیت دارند (پایگاه دندان‌پزشکى ایرانیان (ایردن)، 2012).منابع‌: علاوه بر کتاب مقدس؛ ابن‌ابى‌اصیبعه، کتاب عیون‌الانباء فى طبقات‌الاطباء، چاپ امرؤالقیس‌بن طحان ]آوگوست مولر[، کونیگسبرگ و قاهره 1299/1882، چاپ افست انگلستان 1972؛ ابن‌سینا؛ ابن‌قُفّ، کتاب العمدة فى الجراحة، حیدرآباد، دکن 1356، چاپ افست فرانکفورت 1417/1997؛ ابن‌ندیم؛ ابوریحان بیرونى، کتاب الصیدنة فى الطب، چاپ عباس زریاب، تهران 1370ش؛ ربیع‌بن احمد اخوینى بخارى، هدایة‌المتعلمین فى الطب، چاپ جلال متینى، مشهد 1344ش؛ محمدحسن‌بن على اعتمادالسلطنه، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، چاپ ایرج ‌افشار، تهران 1350ش؛ محمدعلى افتخارى، تاریخ دندان‌پزشکى ایران: 1313 تا 1383، تهران 1385ش؛ بهاءالدوله رازى، کتاب خلاصة‌التجارب، چاپ سنگى کانپور 1893، چاپ افست تهران‌: مؤسسۀ مطالعات تاریخ پزشکى، طب اسلامى و مکمل، 1382ش؛ پایگاه دندان‌پزشکى ایرانیان (ایردن)، 2012.Retrieved Feb.6, 2013, from http://irden.com;اسماعیل‌بن حسین (حسن) جرجانى، ذخیره خوارزمشاهى، چاپ عکسى از نسخه‌اى خطى، چاپ على‌اکبر سعیدى سیرجانى، تهران 1355ش؛ رضا حجازى، آناتومى سر و گردن، تهران 1366ش؛ حنین‌بن اسحاق، فى حفظ الاسنان و اللثُّة و استصلاحها، چاپ محمد فؤاد ذاکرى، حلب 1417/1996؛ محمدبن زکریا رازى، تقاسیم العلل: کتاب التقسیم و التشجیر، تحقیق و ترجمة صبحى محمود حمامى، حلب 1412/1992؛ همو، الحاوى فى الطبّ، چاپ محمد محمد اسماعیل، بیروت 1421/ 2000؛ همو، المنصورى فى الطب، چاپ حازم بکرى صدیقى، کویت 1408/1987؛ روزنامه دولت علیّه ایران، ش 636، 13 شعبان 1286؛ محسن روستایى، تاریخ طب و طبابت در ایران: از عهد قاجار تا پایان عصر رضاشاه به روایت اسناد، تهران 1382ش؛ على زرگرى، گیاهان داروئى، ج‌3، تهران 1368ش؛ جعفر شهرى‌باف، طهران قدیم، تهران 1381ش؛ احمدبن محمد طبرى، المعالجات البقراطیة، چاپ عکسى از نسخۀ خطى کتابخانۀ ملى ملک، ش 4474، چاپ فؤاد سزگین، فرانکفورت 1410/1990؛ على‌بن رَبَّن طبرى، فردوس‌الحکمة فى الطب، چاپ محمد زبیر صدیقى، برلین 1928؛ یعقوب کشکرى، کتاب کنّاش فى الطب، چاپ على شیرى، بیروت 1414/1994؛ على‌بن عباس مجوسى، کامل الصناعة الطبیة، بولاق 1294؛ عبداللّه مستوفى، شرح زندگانى من، یا، تاریخ اجتماعى و ادارى دورۀ قاجاریه، تهران 1360ش؛ احمد هاشمیان، تحولات فرهنگى ایران در دورۀ قاجاریه و مدرسه دارالفنون، ج‌1، تهران 1379ش؛Aristoteles, The complete works of Aristotle, ed. Jonathan Barnes, Princeton, N. J. 1995; The Babylonian laws, edited with translation and commentary by G. R. Driver and John C. Miles, Oxford: Clarendon Press, 1968; Gerrit Bos, "The Miswāk: an aspect of dental care in Islam", Medical history, vol. 37, no.1 (Jan. 1993); Cyril Elgood, A medical history of Persia and the Eastern Caliphate, Cambridge 1951; P. Ghalioungui, "Did a dental profession exist in ancient Egypt?", Medical history, vol.15, no.1 (Jan. 1971); Vincenzo Guerini, A history of dentistry from the most ancient times until the end of the eighteenth century, Philadelphia 1909; Herodotus, The history of Herodotus, tr. George Rawlinson, Chicago 1952; Hippocrates, Hippocrates, vol.2, tr. W. H. S. Jones, London 1959; idem, Hippocratic writings, ed. G. E. R. Lloyd, tr. J. Chadwick et al., London 1983; idem, Traites d’Hippocrate: du serment, de la loi de medicine, des maladies, des affections, vol.2, Paris 1823; Carl H. von Klein, The medical features of the papyrus Ebers, Chicago 1905; G. M. Longfield - Jones, "A set of silver dental instruments from the new Milton Collection", Medical history, vol.28, no.1 (Jan. 1984); John F. Nunn, Ancient Egyptian medicine, London 2006; Oral and maxillofacial surgery, ed. Daniel M. Laskin, St. Louis: Mosby, 1980-[1985]; Malvin E. Ring, Dentistry: an illustrated history, New York 1992; J. L. Schlimmer, Terminologie médico- pharmaceutique et anthropologique: française - persane, litho. ed., Tehran 1874, typo. repr. 1970; Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden 1967- ; Talmud, Hebrew - English edition of the Babylonian Talmud, tractate Berakoth, tr. Maurice Simon, tractate Shabbath, tr. H. Freedman, tractate Yoma, tr. Leo Jung, London: The Soncino Press, 1987-1990; Textbook of oral and maxillofacial surgery, ed. Gustav O. Kruger, St. Louis, Mosby, 1984; Khalaf ibn ‘Abbās Zahrāwī, On surgery and instruments, a definitive edition of the Arabic text with English translation and commentary by M. S. Spink and G. L. Lewis, London 1973; The Zend - Avesta, pt.1: the Vendîdâd, tr. James Darmesteter, in The Sacred books of the East, ed. F. Max Müller, vol.4, Oxford: Clarendon Press, 1895, pt.2: The Sîrôzahs, Yaşts, and Nyâyş, tr. James Darmesteter, in ibid, vol.23, Oxford: Clarendon Press, 1883.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ابراهیم ذاکر

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده