دنبلی خویی میرزاابراهیم
معرف
فقیه و محدّث امامى قرن سیزدهم و چهاردهم
متن
دُنبُلى خویى، میرزاابراهیم، فقیه و محدّث امامى قرن سیزدهم و چهاردهم. وى در 1247 در شهر خوى* متولد شد (ثقة‌الاسلام تبریزى، ج‌1، ص‌109؛ آقابزرگ طهرانى، 1403، ج‌8، ص‌112؛ همو، 1404، قسم 1، ص‌13). ثقة‌الاسلام تبریزى (شهادت در 1330؛ ج‌1، ص‌110) میرزاابراهیم را اولین فرد از این خاندان مى‌داند که به جرگۀ علماى دینى پیوسته، اما حبیب‌آبادى (ج‌4، ص‌1307) پدر او را نیز از عالمان دین دانسته‌است. از سوى دیگر، سعیدى (اوبن، ترجمه فارسى، ص‌84، پانویس 25) پدرش را از والیان خراسان برشمرده‌است. میرزاابراهیم منسوب به طایفه‌اى از کردها به نام دنبلى است (سمعانى، ج‌2، ص‌496)، که خود را از نژاد برمکیان مى‌دانستند و از زمان صفویه در نواحى آذربایجان قدرت و نفوذ یافتند (← مجتهدى، ص‌47).دنبلى، مطابق زندگینامۀ خودنوشتى که در پایان مُلخّص‌المقال آورده‌است، پس از اینکه مقدمات علوم اسلامى را در زادگاهش فراگرفت، حدود بیست‌سالگى به نجف رفت و در درس شیخ انصارى* (متوفى 1281) و سیدحسین کوه‌کمرى* تبریزى (متوفى 1299) شرکت کرد (ثقة‌الاسلام تبریزى، ج‌1، ص‌109؛ حرزالدین، ج‌1، ص‌36؛ آقابزرگ طهرانى، 1404، همانجا). وى افزون بر شیخ انصارى، از کسانى چون مهدى آل‌کاشف‌الغطاء* (متوفى 1288) و محمدحسین کاظمى (متوفى 1308) اجازۀ روایت گرفت (← حرزالدین، ج‌1، ص‌37؛ موسوعة مؤلفى‌الامامیة، ج‌1، ص‌202).دنبلى پس از پایان تحصیلات به زادگاهش بازگشت و به کارهاى علمى و تبلیغى پرداخت. شرح حال‌نگاران از شاگردان او فقط به میرزاابراهیم سلماسى کاظمى (متوفى 1342) که از او اجازۀ روایت داشته، اشاره کرده‌اند. او فرزندى نداشت، اما میرزایحیى خوئى، پسر خواهرش، که بعدها امام‌جمعه مشهور و عضو مجلس شوراى ملى و مجلس مؤسّسان شد، تحت تربیت و مراقبت او بود (← ثقة‌الاسلام تبریزى، ج‌1، ص‌110؛ حرزالدین، همانجا؛ مرسلوند، ج‌1، ص‌254؛ موسوعة مؤلفى الامامیة، همانجا). دنبلى بسیار بخشنده بود، و گفته‌اند همه ثروت و منابع املاک خود را وقف کارهاى خیر و تنها پنج‌درصد از درآمدش را صرفِ خانواده‌اش مى‌کرد (← ثقة‌الاسلام تبریزى؛ آقابزرگ طهرانى، 1404، همانجاها). به‌گزارش اوژن اوبن سفیر وقت فرانسه در ایران، وى به‌سبب ساده‌زیستى، زهد و قناعتش در نظر مردم از احترام فوق‌العاده‌اى برخوردار بود (← ص‌54).دنبلى به زیارت عتبات عالیات در عراق بسیار علاقه داشت و در یکى از سفرهایش به عراق با میرزامحمدحسن شیرازى (متوفى 1312) مذاکره‌اى علمى داشت، که به گفتة برخى از شرح حال‌نویسان مناظره بدون نتیجه پایان پذیرفت؛ اما بعدها شیرازى با او هم‌رأى شد (← مدرس تبریزى، ج‌2، ص‌195؛ آقابزرگ طهرانى، 1404، قسم 1، ص‌14؛ امینى، ص‌343). دنبلى با اینکه از مخالفان جنبش مشروطه نبود (مجتهدى، ص‌49)، در آشفتگیهاى انقلاب مشروطه در 1325، که با شورش و سیطرۀ یاغیان بر منطقۀ خوى همراه بود، در خانه خود به‌قتل رسید (ثقة‌الاسلام تبریزى، همانجا). پس از چندى پیکرش را به نجف اشرف بردند و در مقبره‌اى که خود در زمان حیات فراهم کرده‌ بود، به خاک سپردند (همانجا؛ آقابزرگ طهرانى، 1403، ج‌1، ص‌409). محمدعلى اردوبادى (متوفى 1333) قصیده‌اى به زبان عربى در رثاى او سروده‌است (← امینى، ص‌345ـ347).آثار مهم برجاى‌مانده از دنبلى عبارت‌اند از: الدُرَة النجفیة فى شرح نهج‌البلاغة الحیدریة (تألیف 1291)، شامل دو بخش که یکى دربارة فضائل امام‌على علیه‌السلام و بخش دوم شرح مختصرى بر نهج‌البلاغه است. این اثر اولین‌بار در تبریز در 1292 چاپ سنگى شد (مشار، ستون 360؛ آقابزرگ طهرانى، 1403، ج‌8، ص‌112)؛ الدعوات، شامل برخى دعاها (موسوعة مؤلفى‌الامامیة، ج‌1، ص‌203)؛ رسالة فى‌الاصول در اصول فقه و نیز حاشیه بر بخشى از فرائدالاصول شیخ انصارى که متن دست‌نوشت آن در کتابخانۀ آستان قدس رضوى موجود است (مدرس تبریزى، همانجا؛ آقابزرگ طهرانى، 1403، ج‌6، ص‌152)؛ شرحى بر شرائع‌الاسلام محقق حلّى؛ مُلَخَّص‌بِحارِالاَنْوار (تألیف در 1285) عربى با حذفِ احادیث تکرارىِ بحارالانوار و توضیح دربارة برخى احادیث (حرزالدین؛ موسوعة مؤلفى الامامیة، همانجاها)؛ الاربعون حدیثاً (تألیف در 1274)، چهل حدیث دربارة مسائل اعتقادى، اخلاقى و فقهى همراه با بررسى سند و متن آنها، که در 1299 در تبریز چاپ سنگى شد (مشار، ستون 35؛ آقابزرگ طهرانى، 1403، ج‌1، ص‌409؛ موسوعة مؤلفى‌الامامیة، ج‌1، ص‌202)؛ مُلّخص‌المقال فى تحقیق احوال‌الرجال (تألیف 1277) در علم رجال، که آن را در سى‌سالگى نوشت و در 1298 در تبریز چاپ شد (مشار، ستون 900؛ آقابزرگ طهرانى، 1403، ج‌22، ص‌214)؛ جُنگ، مشتمل‌بر موضوعات متنوع فقهى، اصولى، ادبى و اعتقادى (← موسوعة مؤلفى‌الامامیة، ج‌1، ص‌202ـ204؛ نیز براى نسخ خطى آثار او ← همانجا).منابع‌: محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذریعة الى تصانیف‌الشیعة، چاپ على‌نقى منزوى و احمد منزوى، بیروت 1403/1983؛ همو، طبقات‌اعلام‌الشیعة: نقباءالبشر فى القرن الرابع عشر، مشهد، قسم 1ـ4، 1404؛ عبدالحسین امینى، شهداءالفضیلة، قم 1352ش؛ اوژن اوبن، ایران امروز، 1907ـ 1906، ترجمه و حواشى و توضیحات از على‌اصغر سعیدى، تهران 1362ش؛ على‌بن موسى ثقة‌الاسلام تبریزى، مرآة‌الکتب، چاپ محمدعلى حائرى، قم 1414ـ ؛ محمدعلى حبیب‌آبادى، مکارم‌الآثار، ج‌4، اصفهان 1352ش؛ محمد حرزالدین، معارف‌الرجال فى تراجم العلماء و الادباء، قم 1405؛ سمعانى؛ مهدى مجتهدى، رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، به کوشش غلامرضا طباطبائى مجد، تهران ?]1377ش[؛ محمدعلى مدرس تبریزى، ریحانة‌الادب، تهران 1369ش؛ حسن مرسلوند، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج‌1، تهران 1369ش؛ خانبابا مشار، فهرست کتابهاى چاپى عربى، تهران 1344ش؛ موسوعة مؤلفى‌الامامیة، قم: مجمع الفکر الاسلامى، 1378ـ1379ش؛Eug(ne Aubin, La Perse d’aujourd’hui: Iran, Mésopotamie, Paris 1908.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

فاطمه عربشاهی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده