بلخی سیداسماعیل
معرف
مبارز مذهبی‌ و شاعر انقلابی‌ افغانستان‌
متن
بلخی‌، سیّداسماعیل‌ ، مبارز مذهبی‌ و شاعر انقلابی‌ افغانستان‌. به‌ قولی‌ در 1298 ش‌ (خسروشاهی‌، ص‌ 123) و به‌ قولی‌ دیگر در 1299 ش‌ (ریاضی‌ هدی‌، ج‌ 1، ص‌ 25؛ اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 5) در روستای‌ سرپل‌ درّة‌ بلخاب‌، در ولایت‌ جوزجان‌ افغانستان‌، به‌ دنیا آمد (حسینی‌، ص‌ 7؛ بلخی‌، ج‌ 1، مقدمه‌، ص‌ الف‌). در 1300 ش‌، مادرش‌ را از دست‌ داد و در 1304 ش‌ همراه‌ پدرش‌، سیدمحمد که‌ از عالمان‌ دینی‌ منطقه‌ بود، برای‌ تحصیل‌ در حوزة‌ علمیة‌ مشهد به‌ ایران‌ آمد و در مدرسة‌ عباسقلی‌خان‌ مشغول‌ تحصیل‌ شد و ادبیات‌، منطق‌ و حکمت‌ را نزد ادیب‌ نیشابوری‌ و دیگر استادان‌ فراگرفت‌ و دورة‌ سطح‌ فقه‌ و اصول‌ را نزد اساتید حوزة‌ مشهد آموخت‌ (اکبرزاده‌ بلخی‌، همانجا؛ احمدی‌نژاد، ش‌ 25، ص‌ 3؛ یادوارة‌ علامة‌ شهید سیداسماعیل‌ بلخی‌ ، ص‌ 27). در 1314 ش‌، در قیام‌ مسجد گوهرشاد در اعتراض‌ به‌ کشف‌ حجاب‌، شرکت‌ کرد. ازینرو در اواخر 1314 ش‌ یا 1315 ش‌، مخفیانه‌ از مشهد راهی‌ هرات‌ شد (اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 6؛ ریاضی‌ هدی‌، همانجا).او در 1316 ش‌ با پدرش‌ جهت‌ زیارت‌ عتبات‌ از راه‌ بندر کراچی‌ و بوشهر به‌ عراق‌، و سپس‌ به‌ منظور عمره‌ به‌ عربستان‌ و از آنجا به‌ اردن‌ و مصر مسافرت‌ کرد (اکبرزاده‌ بلخی‌، همانجا) و در بازگشت‌ مدتی‌ در مشهد اقامت‌ نمود (ریاضی‌ هدی‌، ج‌ 1، ص‌ 26) و در 1317 ش‌ به‌ هرات‌ بازگشت‌ (اکبرزاده‌ بلخی‌؛ ریاضی‌ هدی‌؛ خسروشاهی‌، همانجاها). در آنجا مدتی‌ تحت‌نظر بود. عده‌ای‌ این‌ امر را روندی‌ عادی‌ می‌دانند که‌ دولت‌ افغانستان‌ با هر عالم‌ شیعه‌ در آن‌ ایام‌ اعمال‌ می‌کرده‌ ولی‌ عده‌ای‌ دیگر تحت‌نظر بودن‌ بلخی‌ را ناشی‌ از نگرانی‌ دولت‌ از مداخلة‌ او در امور سیاسی‌ می‌دانند («جایگاه‌ شهید علامه‌ بلخی‌ ...»، ص‌ 7). در همان‌ سال‌، در هرات‌ ازدواج‌ کرد و همانجا اقامت‌ گزید (اکبرزاده‌ بلخی‌، همانجا؛ بلخی‌، ج‌ 1، مقدمه‌، ص‌ ض‌). در 1319 ش‌، با پدرش‌ از راه‌ میمنه‌ به‌ شمال‌ افغانستان‌، و از آنجا به‌ کابل‌ و قندهار رفت‌ و دوباره‌ به‌ هرات‌ بازگشت‌ (اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 7). این‌ سفر گفتة‌ بعضی‌ را که‌ معتقدند بلخی‌ تا 1324ـ 1325 ش‌ از سوی‌ دولت‌ اجازة‌ خروج‌ از هرات‌ را نداشته‌ (خسروشاهی‌، ص‌ 124؛ بلخی‌، ج‌ 1، مقدمه‌، ص‌ ط‌؛ «جایگاه‌ شهید علامه‌ بلخی‌ ...»، همانجا) رد می‌کند.بلخی‌ در 1322ـ 1323 ش‌، در هرات‌ سازمان‌ «مجتمع‌ اسلامی‌» را پایه‌ نهاد (خسروشاهی‌، ص‌ 86) که‌ در آغاز بیشتر فعالیتهای‌ ادبی‌ و مذهبی‌ داشت‌. او در 1324 ش‌، از راه‌ میمنه‌ و اندخوی‌ به‌ مزار شریف‌ رفت‌ و کمیتة‌ ایالتی‌ سازمان‌ را در میمنه‌، مزار شریف‌ و چند شهر دیگر تشکیل‌ داد (اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 9ـ10؛ خسروشاهی‌، همانجا). در مهر 1327، بر اثر فشار دولت‌، بناچار از مزار شریف‌ راهی‌ کابل‌ شد (اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 10؛ حسینی‌، همانجا). نیروهای‌ دولتی‌ او را در کابل‌ به‌ جرم‌ فعالیت‌ سیاسی‌، سه‌ شبانه‌روز بازداشت‌ و بازجویی‌ کردند (اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 11). در دورة‌ نخست‌ وزیری‌ شاه‌ محمود، به‌ سبب‌ آزادیهای‌ نسبی‌، احزاب‌ گوناگونی‌ تشکیل‌ شد. بلخی‌ نیز فعالیتهای‌ سیاسی‌ خود را بیشتر کرد (ریاضی‌ هدی‌، ج‌ 1، ص‌ 27) و در کابل‌ کمیتة‌ مرکزی‌ مجتمع‌ اسلامی‌ را مخفیانه‌تشکیل‌ داد و آن‌ را «حزب‌ ارشاد» نامید. او و افرادی‌ چون‌خواجه‌ محمد نعیم‌، محمد اسلم‌ غزنوی‌، و محمد ابراهیم‌ گاوسوار از اعضای‌ کمیتة‌ مرکزی‌ این‌ حزب‌ بودند. مقرّ حزب‌ در چنداول‌ کابل‌ بود و تا زمان‌ افشا و زندانی‌ شدن‌ اعضای‌ آن‌بیشتر مردم‌ از وجود آن‌ خبر نداشتند (خسروشاهی‌، ص‌ 86 ـ 87؛ احمدی‌نژاد، ش‌ 10، ص‌ 2؛ رجوع کنید به ریاضی‌ هدی‌، همانجا؛ اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 8 ـ12).بلخی‌ در آن‌ دوران‌ از اوضاع‌ دیگر کشورهای‌ اسلامی‌ غافل‌ نبود و پس‌ از اشغال‌ فلسطین‌ توسط‌ صهیونیستها در 1327 ش‌، در مسجد پل‌ خشتی‌ کابل‌، بر ضد اسرائیل‌ سخنرانیهایی‌ کرد و به‌ گردآوری‌ کمکهای‌ مالی‌ برای‌ فلسطینیان‌ پرداخت‌ ( فریادهای‌ جاویدان‌ ، ص‌ 226؛ «جایگاه‌ شهید علامه‌ بلخی‌ ...»، ص‌ 21). او همچنین‌ از ادعاهای‌ مرزی‌ دولت‌ افغانستان‌ نسبت‌ به‌ مناطق‌ پشتونشین‌ کشور تازه‌ استقلال‌ یافتة‌ پاکستان‌ انتقاد کرد («جایگاه‌ شهید علامه‌ بلخی‌ ...»، ص‌ 19).در این‌ دوره‌، در داخل‌ خاندان‌ سلطنت‌، برای‌ احراز مقام‌ صدارت‌ و بازستاندن‌ آزادی‌ نسبی‌، کشمکشهایی‌ به‌ وجود آمده‌ بود. بلخی‌ از ترس‌ پیروزی‌ جناح‌ طرفدار استبداد به‌ رهبری‌ داوودخان‌ * ، برای‌ جذب‌ افراد بانفوذ، دست‌ به‌ فعالیتهای‌ فرهنگی‌ ـ سیاسی‌ زد و در اواخر زمستان‌ 1328 ش‌، با عجله‌ طرح‌ قیام‌ زودرس‌ مسلحانه‌ را در برانداختن‌ صدارت‌، جدایی‌ نظام‌ سلطنت‌ از حکومت‌ و برقراری‌ مشروطه‌ پی‌ریزی‌ کرد (ریاضی‌ هدی‌، ج‌ 1، ص‌ 28؛ یادوارة‌ علامه‌ شهید سیداسماعیل‌ بلخی‌ ، ص‌ 44). از دیگر انگیزه‌های‌ قیام‌ بلخی‌، محرومیت‌ جامعة‌ شیعه‌، دفاع‌ از حقوق‌ ضعفا و ایجاد وحدت‌ ملی‌ بود ( یادوارة‌ علامه‌ شهید سیداسماعیل‌ بلخی‌ ، ص‌ 29ـ30، 46ـ47).این‌ قیام‌ که‌ بنا بود در اول‌ فروردین‌ 1329 عملی‌ شود، بر اثر خیانت‌ گُل‌ جان‌ وَردَکی‌ از اعضای‌ حزب‌ ارشاد، افشا گردید و بلخی‌ و تعدادی‌ از پیروانش‌ دستگیر شدند (فرهنگ‌، ج‌ 2، ص‌ 673؛ اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 12؛ احمدی‌نژاد، ش‌ 10، همانجا) که‌ این‌ امر راهپیمایی‌ جمع‌ کثیری‌ از مردم‌ را به‌ دنبال‌ داشت‌ (اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 12). در اعلامیه‌ای‌ که‌ حکومت‌ به‌ این‌ مناسبت‌ انتشار داد، بلخی‌ و یارانش‌ به‌ سرنگون‌ ساختن‌ حکومت‌ به‌ سود و همدستی‌ خارجی‌ متهم‌ شدند (فرهنگ‌، همانجا).در 1342ش‌، با عزل‌ داوودخان‌ از سوی‌ ظاهرشاه‌ * (اسعدی‌، ج‌ 1، ص‌ 119) و نخست‌وزیر شدن‌ دکتر محمد یوسف‌ و با موافقت‌ ظاهرشاه‌، بلخی‌ در 11 مهر 1343 به‌ درخواست‌ وی‌ آزاد گردید. بلافاصله‌ تعدادی‌ از نمایندگان‌ مجلس‌ سنا و شورای‌ ملی‌ و عده‌ای‌ از مردم‌ به‌ ملاقات‌ وی‌ رفتند. سه‌ روز بعد بلخی‌ بنا به‌ تقاضای‌ ظاهرشاه‌ برای‌ تبادل‌نظر در امور فرهنگی‌ به‌ ملاقات‌ او رفت‌ (اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 15ـ17).بلخی‌ در 1345 ش‌، با سفر به‌ قندهار برای‌ رفع‌ اختلاف‌ شیعیان‌ و اهل‌ سنّت‌ کوشید. در اواخر 1346 ش‌ در دورة‌ نخست‌وزیری‌ نوراحمد اعتمادی‌، به‌ سوریه‌ و عراق‌ سفر کرد و در نجف‌ با پسران‌ آیت‌الله‌ حکیم‌ و همچنین‌ با آیت‌الله‌ خویی‌ و امام‌ خمینی‌(ره‌) و علمایی‌ دیگر ملاقات‌ کرد ( یادوارة‌ علامه‌ شهید سیداسماعیل‌ بلخی‌ ، ص‌ 46؛ اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 17ـ 18؛ «جایگاه‌ شهید علامه‌ بلخی‌...»، ص‌ 13)؛ سپس‌ به‌ قم‌ و مشهد سفر کرد و ضمن‌ دیدار با علما در جمع‌ طلاّ ب‌ حوزه‌ به‌ سخنرانی‌ در مورد مبارزات‌ خود پرداخت‌. پس‌ از بازگشت‌ به‌ کابل‌ برای‌ ایجاد تفاهم‌ بین‌ شیعه‌ و سنی‌ تلاش‌ کرد (اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 18).در 1347 ش‌، به‌ دعوت‌ مردم‌ هزاره‌جات‌ * ، برای‌ افتتاح‌ مسجد راهی‌ آنجا شد، اما پس‌ از دو روز به‌ علت‌ کسالت‌ به‌ کابل‌ بازگشت‌ و بر اثر سکتة‌ قلبی‌ بستری‌ گردید. بلخی‌ پیشنهاد ظاهرشاه‌ دایر بر اعزام‌ او به‌ خارج‌ را نپذیرفت‌، و سرانجام‌ در 23 تیر 1347 درگذشت‌. به‌ عقیدة‌ برخی‌، عوامل‌ شاه‌ او را مسموم‌ کردند. جنازة‌ بلخی‌ را در روز بعد هزاران‌ تن‌ از مردم‌ اعم‌ از شیعه‌، سنّی‌ و حتی‌ هندو تشییع‌ کردند و در دامنة‌ کوه‌ افشار، به‌ خاک‌ سپردند (همان‌، ص‌ 19ـ20).مهمترین‌ اثر بلخی‌ مجموعه‌ای‌ از اشعار اوست‌ که‌ بعد از وفاتش‌ گردآوری‌ شد. او سرودن‌ شعر را از حدود شانزده‌ سالگی‌ آغاز کرد (بلخی‌، ج‌ 1، ص‌ 81) و اغلب‌ اشعار خود را در زندان‌ سرود. در این‌ دوران‌، اشعار خود را به‌ یاری‌ نگهبانان‌ یا هنگام‌ ملاقات‌ با خانواده‌اش‌ مخفیانه‌ به‌ بیرون‌ زندان‌ می‌فرستاد. در زندان‌ تنها قرآن‌ در اختیار او بود که‌ به‌ گفتة‌ خودش‌ حدود 700 ، 1 بار آن‌ را با دقت‌ مطالعه‌ کرده‌ بود. ازینرو تأثیر قرآن‌ را می‌توان‌ در اشعارش‌ مشاهده‌ کرد ( یادوارة‌ علامه‌ شهید سیداسماعیل‌ بلخی‌ ، ص‌ 37، 268 به‌ نقل‌ خدیجه‌ بلخی‌؛ بلخی‌، ج‌ 1، مقدمه‌، ص‌ ق‌). از مجموع‌ 000 ، 75 و به‌ قولی‌ بیست‌ هزار بیت‌ شعری‌ که‌ سروده‌، تنها حدود چهار هزار بیت‌ آن‌ در دیوانش‌ گردآوری‌ شده‌ است‌ (بلخی‌، ج‌ 1، مقدمه‌، ص‌ م‌؛ خسروشاهی‌، ص‌ 127؛ اکبرزاده‌ بلخی‌، ص‌ 9).بلخی‌ از حیث‌ آزادیخواهی‌، سرآمد شاعران‌ معاصر خویش‌ است‌ و کمتر شعری‌ از او از توجه‌ به‌ مسائل‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ جامعة‌ خود و حتی‌ جهان‌ اسلام‌ خالی‌ است‌ (جعفریان‌، ص‌ 38)، ازینرو او را از بنیانگذاران‌ ادبیات‌ انقلابی‌ افغانستان‌ در دورة‌ معاصر می‌دانند (اسعدی‌، ج‌ 1، ص‌ 89). برای‌ نمونه‌، او در اشعار خود به‌ حزب‌ «ویش‌ زِلْمیان‌» [به‌ معنای‌ جوانان‌ بیدار ] ، نهضت‌ نسوان‌، کشف‌ حجاب‌ و طرح‌ پشتونستان‌ در دورة‌ نخست‌وزیری‌ داوودخان‌ تاخته‌ است‌ (بلخی‌، ج‌ 1، مقدمه‌، ص‌ ف‌). در ضمن‌ اشعار او، می‌توان‌ توجهش‌ را به‌ وحدت‌ اسلامی‌، خرافه‌ستیزی‌، مبارزه‌ با روحانیان‌ درباری‌، چاپلوسان‌، جهل‌ و استبداد و ردّ نژادگرایی‌ مشاهده‌ کرد («جایگاه‌ شهید علامه‌ بلخی‌...»، ص‌ 35ـ 38؛ فریادهای‌ جاویدان‌ ، ص‌ 41، 48، 70، 108؛ یادوارة‌ علامه‌ شهید سیداسماعیل‌ بلخی‌ ، ص‌ 45ـ 46؛ بلخی‌، ج‌ 1، ص‌ 41، 223). وی‌ همچنین‌ نظام‌ سیاسی‌ مطلوب‌ را نظامی‌ براساس‌ جمهوری‌ می‌داند که‌ آن‌ را به‌ نظام‌ جمهوری‌ شرقی‌ و جمهوری‌ خودی‌ تعبیر می‌کند و نظام‌ شاهی‌، جمهوری‌ به‌ سبک‌ دیگران‌ و دموکراسی‌ غربی‌ را نفی‌ می‌نماید (بلخی‌، ج‌ 1، مقدمه‌، ص‌ ک‌، ل‌).در پاره‌ای‌ از اشعار وی‌ ضعف‌ تخیّل‌، ضعف‌ نسبی‌ زبان‌ شعر و برخی‌ نقایص‌ در وزن‌ و قافیه‌ مشاهده‌ می‌شود (کاظمی‌، ص‌ 271ـ274). بیشتر اشعار بلخی‌ در قالب‌ قصیده‌ و غزل‌ سروده‌ شده‌ («جایگاه‌ شهید علامه‌ بلخی‌...»، ص‌ 87) و از حیث‌ شیوة‌ سرودن‌ و حال‌ و هوای‌ اشعار، کارهای‌ وی‌ به‌ سروده‌های‌ فرخی‌ یزدی‌، عارف‌ قزوینی‌، علی‌اکبر دهخدا و محمدتقی‌ بهار بسیار نزدیک‌ است‌ (جعفریان‌، ص‌ 38).بلخی‌ در 1314 ش‌ دو کتاب‌ تقریباً ناتمام‌ زنبیل‌ یا طب‌ از نگاه‌ قرآن‌ و التّفسیر فی‌ الکلام‌ الاسلامیة‌ را در هرات‌ تألیف‌ کرد که‌ هنوز چاپ‌ نشده‌ است‌ ( یادوارة‌ علامه‌ شهید سیداسماعیل‌ بلخی‌ ، ص‌ 269ـ270 به‌ نقل‌ خدیجه‌ بلخی‌).منابع‌: علاوه‌ بر مصاحبه‌های‌ نویسنده‌ با میرمحمد حسن‌ ریاضی‌ هدی‌ و صدیقه‌ بلخی‌؛ حسن‌ احمدی‌نژاد، «خطابه‌های‌ علامه‌ بلخی‌ (ره‌)»، نجات‌ ، ش‌ 25 (تیر 1377)؛ همو، «قیام‌ علامه‌ شهید سیداسماعیل‌ بلخی‌»، نجات‌ ، ش‌ 10 (فروردین‌ 1377)؛ مرتضی‌ اسعدی‌، جهان‌ اسلام‌ ، تهران‌ 1366ـ 1369 ش‌؛ افسانه‌ اکبرزاده‌ بلخی‌، «زین‌ صبح‌ سوگوار»، ارشاد النسوان‌ ، ش‌ 11 (تیر 1377)؛ سیداسماعیل‌ بلخی‌، دیوان‌ ، تهران‌ 1368 ش‌؛ «جایگاه‌ شهید علامه‌ بلخی‌ در معماری‌ بنای‌ تفکر اصیل‌ اسلامی‌»، پیام‌ مستضعفین‌ ، ش‌ 57 ـ 58 (مرداد 1365)؛ محمد حسین‌ جعفریان‌، «از فراز هندوکش‌»، کیهان‌ فرهنگی‌ ، سال‌ 8 ، ش‌ 8 (بهمن‌ 1370)؛ محمود حسینی‌، «شهید بلخی‌ (ره‌)، رهبر کم‌نظیر و نابغة‌ قرن‌ در افغانستان‌»، نجات‌ ، ش‌ 25 (تیر 1377)؛ هادی‌ خسروشاهی‌، نهضتهای‌ اسلامی‌ در افغانستان‌ ، تهران‌ 1370 ش‌؛ میرمحمد حسن‌ ریاضی‌ هدی‌، گنجینه‌ ، تهران‌ [بی‌تا. ] ؛ میرمحمد صدیق‌ فرهنگ‌، افغانستان‌ در پنج‌ قرن‌ اخیر ، قم‌ 1374 ش‌؛ فریادهای‌ جاویدان‌ ، تهران‌ 1361 ش‌؛ محمد کاظم‌ کاظمی‌، «بی‌همگان‌ با همگان‌»، سراج‌ ، سال‌ 2، ش‌ 8 (تابستان‌ 1375)؛ یادوارة‌ علامه‌ شهید سیداسماعیل‌ بلخی‌ ، تهران‌ 1368 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مهدی کریمی

حوزه موضوعی

شبه قاره هند و جنوب شرق آسیا

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده