بلج بن بشر بن عیاض قشیری
معرف
یکی‌ از سپهسالاران‌ دلاور و مغرور عرب‌
متن
بَلج‌بن‌ بِشر بن‌ عیاض‌ قُشَیری‌، یکی‌ از سپهسالاران‌ دلاور و مغرور عرب‌. وی‌ در سپاه‌ عمش‌، کلثوم‌بن‌ عیاض‌ که‌ خلیفة‌ اموی‌ هشام‌بن‌ عبدالملک‌ در 123 به‌ جنگ‌ بربرها گسیل‌ داشته‌ بود، فرماندهی‌ لشکر سوارة‌ شام‌ را به‌ عهده‌ داشت‌. چون‌ سپاه‌ خلیفه‌ به‌ افریقیه‌ رسید (رمضان‌ 123)، بلج‌ و لشکر شامی‌ او، به‌ سبب‌ رفتار خشونت‌آمیز و گستاخانه‌، دشمنی‌ عمیق‌ اعراب‌ افریقیه‌ خاصه‌ انصاری‌ را که‌ پس‌ از جنگ‌ حَرّه‌ در 63 به‌ غرب‌ گریخته‌ بودند، متوجه‌ خود ساختند. به‌ این‌ ترتیب‌، هنگامی‌ که‌ سپاه‌ شام‌ در نزدیکی‌ تِلِمسان‌ به‌ سپاه‌ افریقیه‌ پیوست‌ (در مجموع‌ حدود شصت‌ هزار سپاهی‌)، چیزی‌ نمانده‌ بود که‌ به‌ سبب‌ گستاخی‌ شامیان‌ و نیز نزاعی‌ که‌ میان‌ بلج‌ و حبیب‌بن‌ ابی‌عُبیده‌ فرمانده‌ سپاه‌ افریقیه‌ روی‌ داده‌ بود، کار دو گروه‌ به‌ زد و خورد بینجامد. اما بربرها برای‌ خسته‌ کردن‌ دشمن‌، تا ساحل‌ رودخانة‌ سِبُو، در منتهی‌الیه‌ کشور مغرب‌، عقب‌ نشستند. اندکی‌ پیش‌ از برخورد دو سپاه‌، کلثوم‌، فرماندهی‌ سپاه‌ افریقیه‌ را از حبیب‌ که‌ بخوبی‌ از آیینهای‌ جنگی‌ بربرها آگاهی‌ داشت‌، باز پس‌ گرفت‌ و به‌ دست‌ دو مأمور شامی‌ سپرد. این‌ کار کینة‌ سپاهیان‌ افریقیه‌ را تشدید کرد و نتیجه‌ آن‌ شد که‌ سپاه‌ عرب‌ در بَقدوره‌ (یا بَندوره‌ در ساحل‌ رود سبو، واقع‌ در شمال‌ فاس‌؛ قس‌ فورنِل‌، ج‌ 1، ص‌ 294، حاشیة‌ 1) به‌ شکست‌ کامل‌ رسید و بلج‌ به‌ سبب‌ خودپسندی‌ و شتابزدگی‌ در حمله‌اش‌ که‌ او را از پیاده‌نظام‌ جدا ساخت‌، مسبب‌ اصلی‌ فاجعه‌ شناخته‌ می‌شود (ذیحجة‌ 123). وی‌ عاقبت‌ با حدود هفت‌هزار سوار که‌ زیر فرمان‌ داشت‌، راهی‌ به‌ سوی‌ سُبته‌ گشود و در آنجا مقابل‌ محاصرة‌ طولانی‌ بربرها ایستادگی‌ کرد تا سرانجام‌، عبدالملک‌بن‌ قَطَن‌، حاکم‌ قرطبه‌ که‌ از انصار بود، او را با سواران‌ به‌ اسپانیا خواند تا برای‌ سرکوبی‌ بربرهایی‌ که‌ در آن‌ سرزمین‌ شوریده‌ بودند به‌ کار گیرد. البته‌ از هر دو طرف‌ پیش‌بینیهای‌ لازم‌ هم‌ شده‌ بود: بلج‌ متعهد شد که‌ به‌ محض‌ خاموش‌ شدن‌ شورش‌ بربرها، خاک‌ اسپانیا را ترک‌ گوید، و پذیرفت‌ که‌ بابت‌ تضمین‌، کسانی‌ را هم‌ نزد حاکم‌ قرطبه‌ گروگان‌ بگذارد. از طرف‌ دیگر، عبدالملک‌ ضمانت‌ کرد که‌ سپاهیان‌ شامی‌، یکجا و نه‌ به‌صورت‌ دسته‌های‌ مجزا، به‌ افریقای‌ شمالی‌ منتقل‌ شوند تا غلبه‌ بر آنان‌ آسان‌ باشد. نیز قرار شد آنان‌ را در نقطه‌ای‌ از سواحل‌ مغرب‌ پیاده‌ کند که‌ سرزمینهای‌ داخلی‌ آن‌، عملاً در تسلط‌ اعراب‌ باشد. بدین‌ترتیب‌، مداخلة‌ بلج‌ و سواران‌ او کار را یکسره‌ کرد؛ و چون‌ یاغیانِ بربر در سه‌ ستون‌ سپاه‌ متشکل‌ بودند، بلج‌ به‌ شتاب‌ هر چه‌ بیشتر به‌ مقابله‌ برخاست‌ و نخستین‌ تجمع‌ را متفرّق کرد و به‌ سوی‌ شهر شذونه‌ تارانید. تجمع‌ دوم‌ در ناحیة‌ قرطبه‌ پراکنده‌ شد، و تجمع‌ سوم‌ که‌ از آن‌ دو دیگر بزرگتر بود و شهر طُلَیْطُلَه‌ را در محاصره‌ داشت‌، در جنگی‌که‌ در وادی‌ سلیط‌ (آرّیو دِ کازالته‌ ، شعبه‌ای‌ منشعب‌ از ساحل‌ چپ‌ تاجه‌) رخ‌ داد، بسختی‌ شکست‌ خورد. از آن‌ پس‌، عبدالملک‌بن‌ قَطَن‌ انتظاری‌ نداشت‌ جز آنکه‌ یاوران‌ دست‌ و پاگیرش‌ را به‌ خاک‌ افریقیه‌ بازگرداند. اما او حسن‌ نیت‌ نداشت‌ و بر آن‌ شد که‌ بندهای‌ قرارداد تا جایی‌ که‌ ممکن‌ است‌ به‌ ضرر شامیان‌ باشد. اما هنگامی‌ که‌ خواست‌ این‌ جندیان‌ خشمگین‌ را به‌ سبته‌ بفرستد، آنان‌ به‌ آسانی‌ سپاه‌ کوچک‌ قرطبه‌ را غافلگیر کردند و عبدالملک‌ حاکم‌ را از قصر راندند و بلج‌ را به‌ جای‌ او نشاندند. بلج‌ مرتکب‌ این‌ خطا شد که‌ سلف‌ خود را، علی‌رغم‌ کهنسالی‌، شکنجه‌ کرد. اندکی‌ بعد، یعنی‌ در شوال‌ 124، برخورد دیگری‌ میان‌ دو گروه‌ در آکوا پرتورا ، در چند منزلی‌ شمال‌ قرطبه‌، رخ‌ داد. در این‌ جنگ‌، علی‌رغم‌ بی‌باکی‌ حاکم‌ اربونه‌ * (ناربن‌ ) که‌ به‌ دست‌ خود زخم‌کشنده‌ای‌ بر پیکر بلج‌ وارد کرد، شامیان‌ پیروز شدند [بلج‌ چند روز پس‌ از این‌ نبرد در قرطبه‌ درگذشت‌ (ابن‌اثیر، ج‌ 4، ص‌ 360) ] .منابع‌: ابن‌اثیر، کتاب‌ الکامل‌ ، چاپ‌ تورنبرگ‌، لیدن‌ 1851ـ1876، فهرست‌؛ [ابن‌خلدون‌، العبر: تاریخ‌ ابن‌خلدون‌ ، ترجمة‌ عبدالمحمد آیتی‌، تهران‌ 1363ـ1370 ش‌، ج‌ 3، ص‌ 267ـ 268 ] ؛ ابن‌عذاری‌، کتاب‌ البیان‌ المغرب‌ فی‌ اخبار الاندلس‌ و المغرب‌ ، چاپ‌ کولن‌ و لوی‌ ـ پرووانسال‌، لیدن‌ 1948ـ1951، ج‌ 1، ص‌ 41ـ43، ج‌ 2، ص‌ 30ـ32؛ احمدبن‌ محمد مقّری‌، نفح‌الطّیب‌ ، ج‌ 2، ص‌ 11ـ13؛R. Dozy, Histoire des Musulmans d'Espagne , I, 244-265; Fournel, Les Berbةrs , I, 291-297, 302-306; F. Gabrieli, Il Califfato di Hisham , 114-117; Ibn Khaldu ¦ n, Histoire des Barbةres , I, 217, 238 ff.; E. Lإvi-Provenµal, Histoire de l'Espagne Musulmane , Leiden-Paris 1950-1953, I, 44-47; Mercier, Histoire de l'Afrique septentr ., I. (1888), 231-232, 234-235; Mدller, Der Isla ¦ m , I, 449-450.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

اشمیت و ا. ه . میراندا ( د. اسلام )

حوزه موضوعی

تاریخ

رده های موضوعی
جلد 4
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده