ذکاء یحیی
معرف
ایران‌شناس، پژوهشگر تاریخ هنر ایران و از کارشناسان برجسته آثار هنرى
متن
ذُکاء، یحیى، ایران‌شناس، پژوهشگر تاریخ هنر ایران و از کارشناسان برجسته آثار هنرى. در 1302ش در تبریز به‌دنیا آمد. نیاى او، حاج‌میرزاعلى اعیان، از تجار بنام تبریز و پدرش کارمند بانک ملى بود. در 1316ش، به سبب شغل پدرش به‌همراه خانواده از تبریز به تهران آمد (بزاز دستفروش، ص 117؛ افشار، 1380ش، ص 296). در کودکى به تشویق پدرش به عکاسى علاقه‌مند شد و به گردآورى کارت‌پستال و عکسهاى قدیمى پرداخت (ذکاء، 1376ش، ص سیزده). او تحصیلات ابتدایى را در مدارس رشدیه تبریز و ترغیب تهران و دوره متوسطه را در دبیرستانهاى تمدن تهران، پهلوى قزوین و فیروز بهرام تهران گذراند. او از استادان بنامى چون ذبیح‌اللّه صفا*، پرویز ناتل خانلرى*، محمدحسین مشایخ فریدنى* و محمدجواد تربتى دانش آموخت. ذکاء در 1335ش، از دانشگاه تهران در رشته باستان‌شناسى با رتبه نخست فارغ‌التحصیل شد. مدتى بیش از یک سال در کنار محمدتقى دانش‌پژوه* و ایرج افشار* در کتابخانه دانشگاه تجربه اندوخت. علاقه وى به تحقیق در حوزه تاریخ هنر، عتیقه‌شناسى و آثار باستانى وى را به وزارت فرهنگ و هنر کشاند (بزاز دستفروش؛ افشار، 1380ش، همانجاها) و در مدت اشتغال در این وزارتخانه مسئولیتهاى متعددى برعهده گرفت، از جمله ریاست موزه مردم‌شناسى و موزه هنرهاى تزیینى؛ رئیس کتابخانه ملى؛ و مشاور وزیر فرهنگ و هنر (افشار، 1380ش، ص 296ـ297؛ پوراحمد جکتاجى، ص 169). او در شکل‌گیرى و طراحى بسیارى از موزه‌هاى ایران چون هنرهاى تزیینى، نگارستان، جواهرات ملى، رضا عباسى، فرش و آبگینه در تهران و موزه‌هاى شهر کاشان (دبیرى‌نژاد، ص 68؛ بزاز دستفروش، همانجا) مشارکت داشت. ذکاء در 28 دى 1379 در تهران درگذشت.ذکاء در زمینه‌هاى گوناگون پژوهشهاى ارزشمندى انجام داد و در بسیارى از موضوعهاى بکر و نو در حوزه فرهنگ و هنر ایران، براى نخستین‌بار به پژوهش پرداخت؛ از جمله در تاریخ، مردم‌شناسى، زبان و گویش، تاریخ پوشاک، تاریخ ارتش، نقاشى و عکاسى (دبیرى‌نژاد، همانجا؛ نیز ← افشار، 1380ش، ص 294ـ300). پژوهشهاى اولیه وى تا پایان تحصیلات دانشگاهى بیشتر بر ادبیات، زبان‌شناسى و تاریخ متمرکز بود. برخى از کارهاى علمى او در این دوره عبارت‌اند از: گردآورى آثار احمد کسروى*، از جمله چهل‌مقاله کسروى (تهران 1333ش)، کافنامه (تهران 1331ش)، فرهنگ کسروى (تهران 1336ش)، و کاروند کسروى (تهران 1352ش)؛ نگارش مقالاتى درباره گویشهاى فارسى بازمانده از زبان کهن آذرى در آذربایجان، که از مهم‌ترین منابع تحقیق در این زمینه است؛ مجموعه مقالات وى درباره زبان آذرى، ازجمله تحقیق درباره گویشهاى گلین‌قیه (هرزندى و کرنیگان) که در 1332ش‌چاپ شد و پس از مرگش مجددآ باعنوان جستارهایى درباره زبان مردم آذربایگان به‌چاپ رسید؛ و چاپ اثر ارزشمند عباس اقبال باعنوان وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقى (تهران 1338ش) با همکارى محمدتقى دانش‌پژوه. وى همچنین برپایه نقوش و سنگ‌نگاره‌ها و متون تاریخى، دو کتاب پیشینه سان و رژه در ایران (تهران 1350ش) و ارتش شاهنشاهى ایران از کوروش تا پهلوى (تهران 1350ش) و مقاله «تاریخچه تغییرات و تحولات درفش و علامت دولت ایران: از آغاز سده سیزدهم هجرى قمرى تا امروز» را براى مجله هنر و مردم (ش 31، اردیبهشت 1344، ص 13ـ24، ش 32 و 33، خرداد و تیر 1344، ص 21ـ38، ش 34، مرداد 1344، ص25ـ40، ش36،مهر 1344، ص 31ـ37، ش 38، آذر 1344، ص21ـ 29) تألیف کرد. اشتغال وى در اداره هنرهاى زیباى‌کشور (وزارت فرهنگ‌وهنر) درحدود 1337ش، او را به‌علاقه اصلى‌اش یعنى هنر نزدیک کرد (← افشار، 1380ش، ص299).ذکاء از برجسته‌ترین کارشناسان آثار هنرى به‌ویژه نقاشى ایرانى بود. او در 1355ش، هنگامى که آرتور هوتن قصد داشت شاهنامه شاه‌طهماسبى* را به ایران بفروشد، مأمور شد به امریکا برود و ارزش این نسخه ارزشمند را تعیین کند. ذکاء براى تک‌تک نگاره‌هاى نسخه مذکور بهاى حداقلى و حداکثرى تعیین کرد و ارزش تقریبى این نسخه را به‌دست آورد (ذکاء، 1374ش، ص 134، 152).او در شناخت نقاشى قاجارى استادى مسلّم بود؛ هنوز به پژوهشهاى وى درباره محمد زمان*، ابوالحسن صنیع‌الملک*، محمودخان صبا* و اسماعیل جلایر* استناد مى‌شود (افشار، 1380ش، ص300؛ نیز ← ذکاء، 2001، ص 98ـ117). بزیل ویلیام رابینسون او را بزرگ‌ترین مرجع در هنرهاى دوره قاجار دانسته‌است (ذکاء، 1382ش، مقدمه پرهام، ص 11). ابوالحسن صنیع‌الملک در مقام نقاشى برجسته، نخستین‌بار در 1342ش با مقالات ذکاء به پژوهشگران معرفى شد (← ذکاء، هنر و مردم، ش10، ص14ـ27، ش11، ص16ـ33). ذکاء نتیجه پژوهشهایش را درباره خاندان غفارى در مجامع بین‌المللى، ازجمله در نمایشگاه هنر روزگار قاجار در لندن (10 تا 13 شهریور 1378)، عرضه کرد (← افشار، 1378ش، ص 141ـ142).علاقه وى به گردآورى عکسهاى قدیمى منشأ پژوهش وى در این حوزه شد (ذکاء، 1376ش، ص سیزده). او در 1369ش، با همکارى محمدحسن سمسار، تهران در تصویر را در سه مجلد به‌چاپ رساند. این اثر شامل قدیم‌ترین اسناد تصویرى تهران قدیم اعم از تصاویر موجود در سفرنامه‌ها، عکسهاى قدیمى موجود در بیوتات سلطنتى ازجمله عکسهاى على خادم، و قدیم‌ترین نقشه‌هاست که به سبب نبود بایگانى ملى در ایران و دشواریابى بسیارى از تصاویر، این کتاب از ویژگى منحصربه‌فردى برخوردار است (← ذکاء و سمسار، ج 1، پیشگفتار، ص 5؛ افشار، 1380ش، ص300). دومین و ماندگارترین اثر وى در عکاسى تاریخ عکاسى و عکاسان پیشگام در ایران است که نخستین اثر مستقل و مشروح در تاریخ عکاسى ایران به‌شمار مى‌رود (تهران 1376ش؛ افشار، همانجا). چندین‌دهه تلاش ازجمله جمع‌آورى عکسهاى قدیمى، جستجو در آلبوم‌خانه کاخ گلستان، گردآورى زندگى‌نامه عکاسان و آثار عکاسى قاجار از لابه‌لاى متون قاجارى زمینه‌ساز تدوین این اثر شده‌است (← امامى، ص 45). ذکاء در مقدمه این اثر (ص سیزده ـ چهارده) مى‌گوید با آنکه عکاسى در ایران با فاصله ده سال پس از اختراع این صنعت آغاز شده، بى‌توجهى به پیشبرد آن در ایران، سبب گمنامى بسیارى از هنرمندان عکاس شده‌است. او امیدوار بود چاپ این کتاب مقدمه‌اى براى ایجاد یک موزه مستقل عکس و عکاسى و مرکزى براى پژوهشهاى عکاسى در یکى از کاخهاى تهران شود. ذکاء که همواره در حال تکمیل کارهاى گذشته خود بود، پس از چاپ این کتاب، در مقاله‌اى به معرفى یکى از عکاسان قدیم به نام عبدالحسین‌خان سرتیپ پرداخت، زیرا شرح حال وى در کتابش از قلم افتاده بود (← همو، 1378ش، ص 305ـ308).از جمله آثار او در زمینه تاریخ معاصر، چاپ کتاب روزنامه خاطرات شرف‌الدوله (تهران 1377ش) است که شرح وقایع از زبان شرف‌الدوله، نماینده تبریز در دوره اول مجلس شوراى‌ملى و نیاى همسر ذکاء، است (افشار، 1380ش، ص 296، 300ـ301).ذکاء در سالهاى پس از بازنشستگى، کارشناس موزه هنرهاى معاصر و مشاورعالى دایرة‌المعارف بزرگ‌اسلامى (← دبیرى‌نژاد، ص69) و از اعضاى هیئت تحریریه مجله طاووس (← طاووس، سال 1، ش 1، پاییز 1378) بود. او به تبریز بسیار علاقه‌مند بود و آرزو داشت با مرمت یکى از خانه‌هاى قدیمى تبریز و اهداى کتابخانه شخصى خود (شامل 000،24 جلد)، مرکزى براى پژوهشگران فراهم آورد. سازمان میراث فرهنگى آذربایجان شرقى در 1378ش «خانه لاله‌ایها»، از خانه‌هاى قدیمى تبریز، را به این منظور خریدارى کرد. در 1380ش و پس از مرگ ذکاء، آن خانه در تبریز رسمآ با نام «دفتر پژوهشهاى تاریخى و فرهنگى یحیى ذکاء» افتتاح شد (بزاز دستفروش، ص 118).از ذکاء بیش از چهل عنوان کتاب و حدود 140 مقاله، در کتابها و نشریات مختلف و دایرة‌المعارفها ازجمله دایرة‌المعارف بزرگ اسلامى و ایرانیکا، به‌چاپ رسیده‌است (همان، ص 117). برخى از کتابهاى ذکاء عبارت‌اند از: لباس زنان ایران از سده سیزدهم هجرى تا امروز (تهران 1336ش) که متعلق به دوره کارى وى در موزه مردم‌شناسى است؛ موزه‌هاى ایران، با همکارى محمدحسن سمسار (تهران 1345ش)؛ ارتش شاهنشاهى ایران از کوروش تا پهلوى (تهران 1350ش)، که به انگلیسى و فرانسوى نیز ترجمه شده‌است؛ زمین‌لرزه‌هاى تبریز (تهران 1368ش)؛ هنر کاغذبرى (قطاعى؛ تهران 1379ش)؛ زندگى و آثار استاد صنیع‌الملک، که حاصل بیش از چهل سال تحقیق وى در آثار صنیع‌الملک است و پس از درگذشتش به کوشش سیروس پرهام در 1382ش به‌چاپ رسید؛ آثار هنرى ایران (تهران 1383ش)؛ جواهرات سلطنتى، که به سفارش بانک مرکزى ایران تألیف شد (براى شرح مبسوط آثار ← افشار، 1380ش، ص 294ـ301؛ براى فهرست مختصر مقالات وى در حوزه هنر ← ثابت‌زاده، ص 24ـ25).منابع : ایرج افشار، «تازه‌ها و پاره‌هاى ایرانشناسى (5): هنر قاجار»، بخارا، سال 2، ش 8 (مهر و آبان 1378)؛ همو، «یاد یحیى ذکاء»، همان، سال 3، ش 4 (فروردین ـ اردیبهشت 1380)؛ کریم امامى، «اى عکس من تو بمان یادگار من: در رثاى یحیى ذکاء»، همان، سال 3، ش 5 (خرداد ـ تیر 1380)؛ مهدى بزاز دستفروش، «یادآر... چهارمین سال خاموشى یحیى ذکاء»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ش 86 و 87 (آذر و دى 1383)؛ اسماعیل پوراحمد جکتاجى، تاریخچه کتابخانه ملى، تهران 1357ش؛ منصوره ثابت‌زاده، «رقصى‌چنین میانه میدان:در فقدان استادیحیى‌ذکاء»، هنر موسیقى، ش26 (اسفند 1379)؛ رضا دبیرى‌نژاد، «یادآر... یادى‌از استادیحیى ذکاء»، موزه‌ها، دوره جدید، ش 4 (پاییز 1379ش)؛ یحیى ذکاء، تاریخ عکاسى‌و عکاسان پیشگام‌درایران، تهران1376ش؛همو، زندگى‌وآثار استادصنیع‌الملک: ابوالحسن غفارى ( 83 ـ1229ق)، ویرایش و تدوین سیروس پرهام، تهران 1382ش؛ همو، «عبدالحسین‌خان سرتیپ: عکاس گمنام»، بخارا، سال 2، ش 8 (مهر و آبان 1378)؛ همو، «ماجراى خرید شاهنامه شاهى: شاهنامه هوتن»، کلک، ش 68ـ70 (آبان ـ دى 1374)؛ همو، «میرزاابوالحسن‌خان صنیع‌الملک غفارى»، هنر و مردم، دوره جدید، ش10 (مرداد 1342)، ش 11 (شهریور 1342)؛ یحیى ذکاء و محمدحسن سمسار، تهران در تصویر، عکاسى على خادم، تهران 1369ـ1376ش؛Yahya Zoka, "Painting: to the end of the Qajar period", in The splendour of Iran, ed. N. Pourjavady, vol.3, London: Boofh-Chibborn Editions, 2001.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

معصومه میرسعیدی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده