الذریعة الی مکارم الشریعة
معرف
کتابى در اخلاق اسلامى به عربى اثر ابوالقاسم حسین‌بن محمدبن مفضّل، مشهور به راغب اصفهانى* (متوفى 502)
متن
الذّریَعة الى مکارم‌الشّریعة، کتابى در اخلاق اسلامى به عربى اثر ابوالقاسم حسین‌بن محمدبن مفضّل، مشهور به راغب اصفهانى* (متوفى 502). در انتساب این کتاب به راغب هیچ تردیدى نیست، زیرا خودش در المفردات به آن اشاره و استناد کرده‌است (براى نمونه ← ص 5، 266، 277). در منابع بعدى نیز همه‌جا این کتاب به راغب منسوب شده‌است (براى نمونه ← بیهقى، ص102؛ بغدادى، ج1، ستون311؛ بروکلمان ، ج 5، ص 211). آقابزرگ طهرانى نسخه‌اى با نام الذریعة الى اخلاق‌الشریعة به خط ابن‌مقاتل جلودى دیده که به اعتقاد او همان الذریعه راغب‌اصفهانى است (← ج10، ص 25ـ26، 28).راغب در مقدمه کتاب (ص 58ـ59)، «مکارم شریعت» را صفاتى در آدمى دانسته‌است نظیر حکمت، جود و حلم که خداوند را نیز با آن صفات و چیزى بیشتر از آنها مى‌توان وصف کرد و آدمى با کسب آنها استحقاق خلافت الهى مى‌یابد. سپس یادآور مى‌شود که هدفش از تألیف این اثر، فراهم‌کردن وسیله‌اى بوده‌است براى رسیدن به مکارم شریعت و بیان چگونگى دستیابى انسان به مرتبه عبودیت و فراتررفتن از آن و وصول به مقام خلافت الهى (ص 59). راغب در جایى دیگر از کتاب (ص 91) مراد خود را از مکارم شریعت، حکمت و برپاداشتن عدالت در بین مردمان، حلم، احسان و فضل دانسته که مقصود از آنها رسیدن به بهشت و جوار پروردگار است. راغب (ص 94) «عبادت» را اعمّ از «مکرمت» دانسته و انجام‌دادن وظایف عبادى را مقدّم بر تحصیل مکارم شریعت تلقى کرده‌است.کتاب الذریعة جز مقدمه هفت فصل دارد: فصل اول در باب احوال، قوا، فضیلت و اخلاق انسان است. راغب در این فصل با استفاده از آیات و احادیث، چیستى جایگاه انسان را در جهان شرح مى‌دهد و موانع راه و عوامل یارى‌کننده انسان را در این سفر برمى‌شمرد. سپس از ماهیت انسان و قواى پنج‌گانه او سخن به میان مى‌آورد (ص 75ـ82). آن‌گاه به مباحث مهمى چون عوامل برترى انسان بر دیگر جانداران، اسباب خلقت انسان، طهارت نفس، تعریف و تفاوت «طبع»، «سجیه»، «خُلق» و «عادت»، امکان تغییر خلق، سبب اختلاف اخلاق در بین آدمیان، لزوم کسب فضائل پسندیده، انواع فضائل و موانع کسب فضائل مى‌پردازد. فصل اول با بحثى در باب تقسیم‌بندى طبقات مردم براساس میزان و نحوه کسب معارف دینى، اعتقادى و اخلاقى پایان مى‌پذیرد. فصل دوم اختصاص دارد به توضیح و تبیین مفاهیم عقل، علم، نطق و آنچه به آنها متعلق است. راغب در این فصل به این مباحث مى‌پردازد: فضیلت عقل با اتکا به آیات و احادیث، بیان انواع عقل و متعلقات آنها، کارکرد عقل در شناخت بدیهى و اکتسابى خداوند و حدود شناخت عقلى، ضرورت بعثت انبیا و مباحث متعلق به نبوت، مطالبى راجع به ایمان و اسلام، جهل، علم و آداب تعلیم و تربیت، قوه نطق و سکوت و مباحثى همچون صدق، کذب، شکر، غیبت، سخن‌چینى، مزاح و سوگند که همگى به گونه‌اى به زبان وابسته‌اند. بیشتر مباحث این فصل صبغه کلامى دارند و در حکم مقدمه مباحث اخلاقى به‌شمار مى‌روند. فصل سوم مشتمل بر مطالبى است در باب قوه شهویه و فضائل و رذایل آن، همچون: حیا، بلندهمتى، وفا و خیانت، مشورت، تواضع و کبر، انواع لذات، شایست و ناشایست در ازدواج، عفت و بالاخره زهد و قناعت. فصل چهارم راجع به قواى غضبیه است. راغب بحث خود را در این فصل در باب چگونگى بروز خشم در آدمى به تحلیلى علمى متکى بر مباحث طب قدیم مستند مى‌کند (← ص 324ـ325). سپس به این موضوعات مى‌پردازد: صبر و انواع جسمانى و روانى آن، شجاعت و انواع پنج‌گانه آن، جزع و فزع، درمان اندوه و برطرف‌کردن ترس، احوال آدمیان از حیث ابراز دوستى و علاقه به مرگ، سرور و شادى و توبه و اعتذار، حلم، عفو، خشم و غیرت و سرانجام غبطه، رقابت و حسد. فصل پنجم دربردارنده مطالبى درباره عدل، ظلم، حب و بُغض است. راغب پس از بیان فضیلت عدالت براساس آیات و احادیث، به بحث در باب انواع آن، آنچه ترک عدالت در قبال آن مستحسن است، ظلم و مباحثى درباب مکر، خدعه، کید، حیله، چیستى محبت و انواع آن مى‌پردازد. فصل ششم به دو بخش متمایز تقسیم مى‌شود، بخش نخست که حجم بیشترى هم دارد، درواقع، نوعى مقدمه جامعه‌شناختى و شامل مباحثى است در باب صنعتها و حرفه‌ها و تأثیر خداوند در روى آوردن هر دسته از مردم به صنعت و حرفه‌اى خاص، به این ترتیب که خداوند میان طبایع انسانها با صنایع و مشاغلى خاص مناسباتى پنهانى ایجاد مى‌کند تا بدانها اشتغال ورزند و هرکدام شغل و صنعتى خاص انتخاب کنند و همگى دنبال یک شغل و صنعت نروند و بر اثر آن امور معیشتى و نظام زندگانى آنها در هم نریزد. پاره‌اى از مطالب این فصل چنین است: تأثیر فقر و بیم از آن در نظم‌بخشیدن به امور مردم، متناسب‌بودن بدن انسان با صنعت و حرفه‌اى خاص، لزوم کسب‌وکار، مدح کوشش و کار و نکوهش تنبلى و بطالت، تقسیم‌بندى صنعتها و حرفه‌ها و مراتب و فضیلت هر یک بر دیگرى، ریشه‌داشتن صنعتها و حرفه‌ها در وحى الهى، ستایش مال و نکوهش آن و دیگر مباحث وابسته به آن، دنیا و احوال مردم نسبت به آن، انفاق محمود و مذموم و سخا و جود. فصل هفتم نیز مشتمل است بر مباحثى در باب افعال الهى و انسانى، تفاوت میان عمل، فعل و صُنع، انواع صنعتها، افعال ارادى و غیرارادى، و سرانجام اینکه افعال به کمک چه اسبابى تحقق مى‌یابند.درمجموع، موضوع اصلى الذریعة وضع قوانینى است به‌منظور آماده ساختن شخص براى هدفى که براى آن خلق شده‌است یعنى خلافت الهى (راغب اصفهانى، مقدمه عجمى، ص 41). به عقیده عجمى (راغب اصفهانى، مقدمه، ص 46)، راغب در تقسیم قواى انسان به قوه فکرى، غضبى و شهوى تحت تأثیر ابوعلى مسکویه* (متوفى 421) و از این طریق تحت‌تأثیر ارسطو بوده‌است. اما ساریسى (ص 274ـ277) با مقایسه تهذیب‌الاخلاق مسکویه با الذریعة، به‌ویژه باتوجه به اینکه مسکویه و راغب همعصر بوده‌اند، در صحت این نظر تردید مى‌کند، هرچند تشابهات آن دو را نشان مى‌دهد. او در جاى دیگرى (ص 58ـ59) هم یادآور مى‌شود که تقسیم‌بندى راغب از فضائل به عقل، عفت، صبر و عدالت، تقسیم‌بندى یونانى است (براى تحلیل محتواى الذریعة و آراى اخلاقى راغب ← ماجدفخرى ، ص 176ـ185؛ ساریسى، ص 172ـ255).تسلط درخور توجه راغب بر آیات و احادیث، از کثرت استشهاد او به این موارد نمایان است. راغب بیش از هفتصد بار به آیات قرآن، بیش از دویست بار به احادیث نبوى، 24بار به احادیث امام‌على علیه‌السلام، و پانزده بار به سخنان سایر شخصیتهاى اسلامى اعم از صحابه و تابعین استناد کرده‌است. این ویژگى، در قیاس با دیگر کتب اخلاقىِ تألیف‌شده در آن عصر یا پس از آن، مبیّن کوشش راغب براى فراهم‌کردن یک دوره اخلاق اسلامى است. راغب از آیات قرآن به گونه‌هاى مختلف استفاده کرده‌است، مثلا به شقوق مختلف آیات اشاره کرده (براى نمونه ← ص90ـ91، 108، 201ـ203)، آیات مختلف را در یک موضوع گرد آورده (← ص 157)، آیات ظاهرآ متفاوت باهم را جمع کرده (← ص 401)، و حتى در تبیین برخى از احادیث، از قرآن مدد گرفته‌است (← ص 383ـ384).در الذریعة بحثهاى مختلف واژه‌شناسى ازجمله بیان تفاوتها و اشتقاقات واژه‌ها فراوان وجود دارد (براى نمونه ← ص 113، 183، 186ـ187، 320، 418). راغب براى آسان ساختن فهم مطالب اخلاقى از تمثیل بسیار استفاده کرده‌است (براى نمونه ← ص 101، 142، 208ـ209) و به اشعار پندآموز شاعران جاهلى و مسلمان مثل طَرَفة‌بن عبد، ابوالاسود دوئلى، ابن‌رومى و ابونواس استشهاد کرده‌است (براى نمونه ← ص 87ـ88، 102، 123، 332ـ333). نثر راغب در این اثر و استفاده او از پاره‌اى آرایه‌هاى ادبى نیز درخور توجه است (← ساریسى، ص 143ـ 168). پاره‌اى جملات فارسى نیز در الذریعة دیده مى‌شود (← ص 279، 354، 418) که براى تفهیم مطلب و توضیح واژه‌ها به‌کار رفته‌است. روش راغب در تبیین مطالب اخلاقى، روشى نیمه‌برهانى ـ نیمه‌اقناعى است، به این معنى که گاه از استدلالات عقلى استفاده کرده و گاه هم از تشبیهات و آیات براى اقناع مخاطب بهره برده‌است (کتابشناخت اخلاق اسلامى، ص 359).الذریعة از کتابهاى مشهور و تأثیرگذار اخلاقى در تمدن اسلامى است، چنان‌که گفته شده غزالى* همیشه نسخه‌اى از آن را همراه داشته و آن را نیکو مى‌شمرده‌است (حاجى‌خلیفه، ج 1، ستون 827). اما مهم‌تر از این، شباهت لفظى و معنایى درخور توجه میزان‌العمل غزالى با الذریعة است (براى نمونه ← راغب اصفهانى، ص 169 (انواع‌العقل)، ص 167ـ168 (فضیلة العقل)، ص 240ـ241 (مایجب على المتعلم)، قس به‌ترتیب غزالى، ص 337 (انواع العقل)، ص 331ـ332 (شرف العلم و العقل)، ص 341ـ344). صلاح‌الدین ناهى (ص 6) از مقایسه این دو کتاب و مشابهت فراوان آنها چنین نتیجه گرفته‌است که گویا غزالى الذریعة راغب را از حفظ بر شاگردانش املا مى‌کرده و آن را به‌مثابه میزان عمل به آنها مى‌شناسانده، اما به‌سبب اشتباه مریدان این کتاب با عنوان میزان‌العمل به خود او منسوب شده‌است. نسبت دادن کتابى با همین عنوانِ الذریعة الى مکارم‌الشریعة به غزالى (← حاجى‌خلیفه، ج 1، ستون 826) مؤید این خلط است. گفته شده که غزالى در دیگر کتابهایش از جمله احیاء علوم‌الدین* نیز از الذریعة تأثیر پذیرفته‌است (← ساریسى، ص 278).الذریعة بارها به چاپ رسیده‌است، ازجمله دو نسخه معتبر از آن، یکى به کوشش ابویزید عجمى (قاهره 1407) و دیگرى به اهتمام سیدعلى میرلوحى (اصفهان 1376ش) چاپ شده‌است. ظاهرآ این کتاب نخستین‌بار در قرن هشتم به کوشش شمس‌الدین حسن ظافر با عنوان کنوزالودیعة فى ترجمة‌الذریعة إلى مکارم‌الشریعة به فارسى برگردانده شده‌است (براى نسخه‌هاى آن ← آقابزرگ طهرانى، ج 18، ص 176). در دوره معاصر نیز این اثر مورد توجه مترجمان بوده‌است و از جمله حسن فرید گلپایگانى آن را تحت عنوان راه بزرگوارى در اسلام (تبریز 1336ش) و مهدى شمس‌الدین آن را با عنوان کرانه سعادت (قم 1376ش) ترجمه کرده‌اند.منابع : آقابزرگ طهرانى؛ کارل بروکلمان، تاریخ الادب العربى، ج 5، نقله الى العربیة رمضان عبدالتواب، قاهره 1975؛ اسماعیل بغدادى، هدیة‌العارفین، ج 1، در حاجى‌خلیفه، ج 5؛ على‌بن زید بیهقى، تتمة صوان‌الحکمة، چاپ رفیق العجم، بیروت 1994؛ حاجى‌خلیفه؛ حسین‌بن محمد راغب اصفهانى، کتاب الذریعة الى مکارم‌الشریعة، چاپ ابویزید عجمى، قاهره ?] 1407/ 1987[، چاپ افست قم 1373ش؛ همو، المفردات فى غریب القرآن، چاپ محمد سیدکیلانى، بیروت ]بى‌تا.[؛ عمر ساریسى، الراغب الاصفهانى و جهوده فى اللغة و الادب، عَمّان 1407/1987؛ صلاح‌الدین ناهى، الخوالد من آراء الراغب الاصفهانى فى فلسفة الاخلاق و التشریع و التصوف، عَمّان 1407/1987؛ محمدبن محمد غزالى، میزان‌العمل، چاپ سلیمان دنیا، قاهره 1964؛ کتابشناخت اخلاق اسلامى: گزارش تحلیلى میراث مکاتب اخلاق اسلامى، پدیدآورندگان: مهدى احمدپور و دیگران، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، 1385ش؛Majid Fakhry, Ethical theories in Islam, Leiden 1991.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

امیر احمدنژاد

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده