الذریعة الی اصول الشریعة
معرف
از نخستین آثار جامع در اصول فقه امامى، تألیف سیدمرتضى علم‌الهدى فقیه و متکلم نامور امامى قرن چهارم و پنجم
متن
الذَّریعَة الى اصول‌الشّریعة، از نخستین آثار جامع در اصول فقه امامى، تألیف سیدمرتضى علم‌الهدى فقیه و متکلم نامور امامى قرن چهارم و پنجم. شریف مرتضى مشهور به سیدمرتضى و علم‌الهدى* (355ـ436) از شاگردان برجسته شیخ مفید* (متوفى 413) و از شاخص‌ترین فقیهان مکتب بغداد (مکتب متکلمان) است. از ویژگیهاى مهم این مکتب فقهى، کوشش براى گذار از اکتفا و اتکاى صِرفِ فقها به نصوص قرآنى و حدیثى و «فقه منصوص» در مقام افتا بود که پیشتر بر پایبندى بدان تأکید مى‌شد. لازمه این امر، استخراج و تدوین اصول و ضوابطى عام مطابق با مبانى مذهب امامیه بود تا فقها برپایه آن افزون‌بر فهم نصوص، بتوانند در مسائل جدید و بى‌سابقه به استنباط فقهى (اجتهاد) بپردازند. هرچند، فقهاى امامى پیشتر به اجراى برخى قواعد اصولى اهتمام و التزام داشتند و حتى آثارى چند درباره برخى مباحث‌اصولى (از جمله مباحث‌الفاظ و تعارض احادیث) در عصر امامان علیهم‌السلام نگاشته شده‌بود، سالها پس از آغاز عصر غیبت بود که نیاز به تنظیم ضوابطى منسجم و تدوین آثارى جامع درباره اصول استنباط، در فقه امامى عمیقآ احساس شد. شیخ‌مفید و پس از او سیدمرتضى و شیخ‌طوسى* (متوفى 460) نخستین فقیهانى بودند که با جهد علمىِ مستمر و تألیف آثارى جامع چون التذکرة، الذریعة و العُدّة به این نیاز پاسخ دادند، و کوشش آنها به‌تکوین و توسعه اصول فقه و «فقه تفریعى» انجامید. چون امروزه هیچ‌یک از آثار مهم اصولى شیخ‌مفید و فقهاى پیش از او (جز تلخیصى فشرده از التذکرة) در اختیار نیست، مى‌توان الذریعة را نخستین اثر مبسوط و جامع اصولىِ امامیان دانست که در دسترس ما قرار دارد (← بحرالعلوم، ج 3، ص 144؛ آصفى، ص 80ـ82؛ نیز ← اصول فقه*، علم).الذریعة تنها اثر اصولى سیدمرتضى نیست. به گزارش فهرست‌نگاران، او رساله‌ها و آثار اصولى مهم دیگرى هم داشته، که فقط برخى از آنها در دسترس است؛ از جمله: مسائلُالخلاف فى اصول‌الفقه، مسائلُ منفردات فى اصول‌الفقه و رساله‌هاى ابطالُالقیاس، حجیةُالاجماع و عدم حجیةِ خبرالواحد (← طوسى، 1417، ص 164؛ نجاشى، ص 271؛ آقابزرگ طهرانى، ج 1، ص 70، ج 6، ص 269، ج 7، ص 236، ج 20، ص 345، 389). علم‌الهدى در مقدمه الذریعة (قسمت 1، ص 1ـ5) از کتاب مسائل‌الخلاف و برخى دیگر از آثارش نام برده و غرض خود را از تألیف الذریعة، نگارش اثرى متوسط در اصول فقه، به‌دور از اطناب ملال‌آور و ایجاز مخلّ، با اهتمام بیشتر به مسائل مورد اختلاف ذکر کرده و تصریح کرده‌است که بسیارى از مباحث مهم اصولى مانند اجماع، اخبار، قیاس و اجتهاد را پیشتر در دیگر آثارش از جمله الشافى، الذخیرة، مسائل‌الخلاف، مسائل‌الموصلیات‌الاولى و نیز حواشى متعددش بر کتاب العُمَد قاضى عبدالجبار معتزلى (متوفى 412 یا 415) به‌تفصیل مطرح کرده‌است، اما تألیف کتابى را که هم راهنماى طالبان حق باشد و هم برطرف‌کننده شبهات مخالفان، سودمند و ضرورى مى‌داند.تاریخ دقیق تألیف الذریعة مشخص نیست. آقابزرگ طهرانى (ج10، ص26) تألیف آن‌را در 430 دانسته‌است (قس سبحانى، ص429). اینکه سیدمرتضى از برخى آثار خود در مقدمه کتاب (قسمت 1، ص 4) و متن آن (← ادامه مقاله) نام برده و نیز اینکه نام الذریعة در دیگر آثار موجود او ذکر نشده‌است را مى‌توان شواهدى بر آن دانست که این اثر را در یک یا دو دهه پایانى حیاتش تألیف کرده‌است. شاهد دیگر اینکه شیخ‌طوسى در مقدمه العدّة (ج 1، ص 3ـ4) تألیف آثار جامع اصولى به‌دست فقهاى پیشین به‌ویژه سیدمرتضى را نفى مى‌کند که نشان مى‌دهد در آغاز تألیف العدة، هنوز الذریعة تألیف نشده یا تألیف آن پایان نیافته بوده‌است (نیز ← ادامه مقاله). اما مهم‌ترین دلیل بر این موضوع آن است که در فهرستى که ابوالحسن محمد بُصرَوى (متوفى 443؛ شاگرد علم‌الهدى) از آثار سیدمرتضى حتى آثار ناتمام او، تا 417، فراهم آورده و به تأیید استادش نیز رسانده‌است، نام الذریعة دیده نمى‌شود (← علم‌الهدى، 1378، قسم 1، مقدمه رشید صفار، ص 124ـ130). از الذریعة حتى در آثار متأخر علم‌الهدى مانند الانتصار، که تألیف آن پس از 420 (سال نگارش المسائل الموصلیات الثالثة) بوده (← علم‌الهدى، 1415، ص 81، 99ـ100؛ نیز ← همو، 1405ـ1410، ج 1، ص 201) و المسائل‌الرسّیّة‌الاولى که در 429 تألیف شده‌است (← علم‌الهدى، 1405ـ1410، ج 2، ص 379) هم ذکرى نرفته‌است. هرچند، سیدمرتضى در این دو اثر به‌اجمال (بى‌ذکر نام) به کتب اصولى خود ارجاع داده‌است (← 1415، ص 453، 559، 599؛ 1405ـ1410، ج 2، ص 318)، شاید بتوان تصریح نکردن او به نام الذریعة را شاهدى بر آن دانست که تا آن تاریخ (429) تألیف این کتاب پایان نیافته بوده‌است.ابواب اصلى الذریعة که عناوین و نحوه چینش آنها ساختار موضوعى کتاب را نشان مى‌دهند، بدین ترتیب است: الخطاب و اقسامه و احکامه، الامر و احکامه و اقسامه، النهى، العموم و الخصوص، انواع التخصیص، المجمل و البیان، النَسخ و ما یتعلق به، الاخبار، الافعال، الاجماع، القیاس و ما یَتْبَعه و یلحَق به، الاجتهاد و ما یتعلق به، الحظر و الاباحة، و النافى و المستصحب للحال. شباهت زیاد ساختار کتاب و باب‌بندىِ آن به برخى از آثار معاصر آن، مانند کتاب المعتمد ابوالحسین بصرى* (متوفى 436)، نشان مى‌دهد که تبویب منابع اصولى به این صورت در آن دوره رایج بوده‌است و این احتمال را تقویت مى‌کند که علم‌الهدى در تنظیم ابواب اصلى کتاب از برخى منابع پیشین اهل‌سنّت (احتمالا العُمَد قاضى عبدالجبار*) الهام گرفته‌است. سیدمرتضى ذیل هر باب اصلى کتاب، ابوابى جزئى با عنوانى خاص (مانند: فصلٌ فى صیغة‌الامر) تنظیم کرده و در چهارچوب آن به مباحث اصولى پرداخته‌است. او به آوردن مباحث هر موضوع در ذیل باب مربوط به آن ملتزم بوده و ازاین‌رو گاهى پرداختن به یک موضوع را در ابواب پیشین (براى نمونه ← قسمت 1، ص 305، 348، 423، قسمت 2، ص 585) یا سپسین (براى نمونه ← قسمت 1، ص 456، قسمت 2، ص 483ـ484، 508، 519ـ520) به خواننده تذکر داده‌است.سیدمرتضى در موضوعات محل اختلاف با اشاره‌به اختلاف اصولیان درباره آن، ابتدا به‌طور فشرده دیدگاههاى گوناگون را مطرح کرده و سپس نظر مقبول خود (غالبآ آخرین دیدگاهِ ذکر شده) را آشکار ساخته‌است. سپس ادلّه دیدگاه خود را به‌تفصیل ذکر کرده و پس از نقل تفصیلىِ آرا و دلایل مخالفان، یکایک ادله را نقد و تحلیل کرده‌است. گاهى افزون‌بر اقامه یک یا چند دلیل یا شاهد بر رأى خود، ادلّه دیگرى را (باعنوان «دلیلٌ آخَر») به دلیل یا دلایل اصلى ضمیمه کرده‌است (براى نمونه ← قسمت1، ص250ـ253،310ـ311،373ـ379، قسمت2، ص 579 ـ581).علم‌الهدى به آرا و دلایل مخالفان بسیار توجه دارد. او در پاره‌اى موارد، ادله و شواهد متعددى را به نفع آنان نقل و سپس رد کرده‌است. مثلا او براى دیدگاه دلالت امر بر وجوب، سیزده دلیل عقلى، پنج دلیل قرآنى و چهار دلیل حدیثى ذکر کرده (← قسمت 1، ص 55ـ59) و به‌تفصیل بدانها پاسخ داده‌است (← قسمت 1، ص 59ـ70). در چند مورد، سیدمرتضى هفت دلیل یا بیشتر براى دیدگاه مخالف نقل و سپس آنها را نقد کرده‌است (براى نمونه ← قسمت 1، ص 132ـ141، 438ـ442، قسمت2، ص522ـ528، 531ـ550). او گاهى در ضمن نقض ادله، اشکالاتى را به شکل پرسش و پاسخ (با تعبیر: فَاِن قیل، قُلنا یا : فَاِن قالوا، قُلنا) مطرح کرده که در پاره‌اى موارد پرسشها و پاسخهاى متوالى، بحث را به شکل مناظره درآورده‌است (براى نمونه ← قسمت1، ص134ـ 135،142ـ144، 152ـ154، 386ـ 390، قسمت 2، ص 718ـ731). در مباحث غیراختلافى یا موضوعاتى‌که درباره آنها نظر مخالف مطرح‌نشده، سیدمرتضى پس‌از توضیح دیدگاه درست از منظر خود، به اقامه دلایل و شواهد پرداخته‌است.از جمله ادله‌اى که علم‌الهدى در جاى‌جاى الذریعة، چه در تأیید دیدگاه خود چه در نقد مخالفان، از آنها بهره برده، ادله برآمده از قرآن و سنّت (از جمله احادیث) است. استناد و اهتمام او به نقل آیات قرآن در این کتاب چشمگیر و شامل بیش از 150 آیه (غالبآ بخشى از آیه) است (← قسمت 2، فهرست آیات). گاهى تطبیق یک موضوع اصولى بر یک آیه به تفصیل گراییده‌است، مانند بحث مبسوط درباره آیات مربوط به گاو بنى‌اسرائیل (← قسمت 1، ص 364ـ373). چون کتاب الذریعة آراى غیر امامیان را هم دربردارد و به‌گونه تطبیقى و به روش نقد و ارزیابى به آراى فقها و متکلمان اهل سنّت هم پرداخته، غالب احادیث منقول در این کتاب (← قسمت 2، فهرست روایات) از آنِ اهل‌سنّت است. سیدمرتضى با توجه به تبحر و مهارتش در ادبیات و دیگر دانشهاى رایج در آن عصر، در این کتاب به‌ویژه در مباحث الفاظ بسیار به استناد و استدلال ادبى و لغوى و برداشتهاى عرفى روى آورده‌است، اما استشهاد به اشعار در این اثر زیاد نیست (براى نمونه ← قسمت 1، ص 14، 27ـ28، 128، 245ـ246). استنادات و استشهادات بسیار او به فروع فقهى نیز کتاب را از شکل اثرى صرفآ علمى و انتزاعى خارج ساخته و بر سودمندىِ آن افزوده‌است. مثلا او در مبحث دلالت امر بر فور یا تراخى، به موضوع وجوب فورى یا غیرفورىِ حج بر مستطیع، که در مذاهب مختلف مورد گفتگوست، پرداخته‌است (← قسمت 1، ص 136ـ138).از مهم‌ترین ویژگیهاى الذریعة، که به‌ویژه در مباحث غیر لفظى (مانند مباحث نَسخ، اخبار، افعال، اجماع و قیاس) بیشتر بروز دارد، آن است که در این اثر آرا و استدلالهاى اصولىِ سیدمرتضى بر مبانى عقلانى و کلامىِ خاصى استوار است که او در مقدمات استنتاجها و تحلیلهایش از آنها استفاده کرده‌است. او که خود متکلمى برجسته به‌شمار مى‌رود، در مقدمه کتاب توضیح داده که هرچند مباحث اصول فقه مبتنى بر مبادىِ کلامى و اصول اعتقادى است، در منابع اصول فقه نباید به مباحث اصول دین پرداخت. علم‌الهدى به‌اجمال، پاره‌اى از مؤلفان کتب اصولى معاصر خود را که به این تفکیک ملتزم نبوده‌اند، نکوهیده‌است (← قسمت 1، ص 2ـ3). ظاهرآ اشاره او به کتاب العُمَد قاضى‌عبدالجبار است که حتى شاگردش ابوالحسین بصرى (ج 1، ص 3) هم بر خلط میان مباحث اصولى و غیراصولى در این کتاب خرده گرفته‌است. بر این اساس، به‌رغم اینکه سیدمرتضى در ابواب گوناگون الذریعة بر مبانى عقیدتى خود پاى فشرده و از گزاره‌هاى کلامى بسیار بهره برده، به بحث تفصیلى درباره اصول اعتقادى امامیان یا مذاهب دیگر نپرداخته و از ورود جدّى به این مباحث پرهیز کرده‌است (← قسمت 2، ص 537، 606). او در موارد نیاز، تفصیل مباحث را به آثار کلامى‌اش مانند الذخیرة، الشافى فى الإمامة*، المُلَخّص و تنزیه‌الانبیاء ارجاع داده‌است (← قسمت 1، ص 425، قسمت2، ص 485، 506، 551، 566، 569، 599، 618، 623ـ623). سیدمرتضى در این کتاب جز آثار خود تنها سه کتاب دیگر را نام برده‌است: الاصول فى النحو ابوبکر ابن‌سرّاج (متوفى 316)، العُمَد و المُغنى هر دو از قاضى عبدالجبار (← قسمت 1، ص 5، 221، قسمت 2، ص 551).الذریعة افزون‌بر اینکه از نخستین منابع اصولى امامیان است، از مهم‌ترین مآخذ علم خلاف در حوزه اصول فقه نیز به‌شمار مى‌رود (← علم‌الخلاف*). زیرا سیدمرتضى در آن علاوه‌بر آراى امامیان، دیدگاههاى بسیارى از فقها و متکلمان غیر امامى را هم طرح و نقد کرده‌است. او اغلب با عناوینى عام (ازجمله متکلمان، فقها، اصحاب شافعى، اصحاب ابوحنیفه، اهل ظاهر و اهل رأى) به آراى مذاهب و مکاتب گوناگون اشاره کرده و کمتر از اشخاص نام برده‌است. بااین‌همه، از میان متکلمان مشهور معتزله، آراى ابراهیم نَظّام* (متوفى 231)، ابوعلى جُبّائى* (متوفى 303) و فرزندش ابوهاشم جُبّائى* (متوفى 321) در موارد متعدد مطرح و نقد شده و نام سایر متکلمان مشهور در مواردى اندک آمده‌است، از جمله ابوالقاسم کعبى بلخى (متوفى 317؛ ← قسمت 2، ص 485، 490، 496)، مُوَیس‌بن عِمران (قرن دوم ← قسمت 1، ص 91، قسمت 2، ص 658ـ659، 663، 667) و ابوعبداللّه حسین‌بن على بصرى معروف به جُعَل (متوفى 369؛ نام او در کتاب به حسن تصحیف شده‌است، ← قسمت 1، ص 315، 329ـ330، 332، قسمت 2، ص 651). از آراى امامان مذاهب اربعه، در برخى موارد دیدگاههاى شافعى و ابوحنیفه و در مواردى اندک آراى مالک (← قسمت 1، ص 349، قسمت 2، ص 578، 643، 744) و احمدبن حنبل (← قسمت 2، ص 588) ذکر شده‌است. آراى بعضى از فقیهان متقدم مانند حسن بصرى (متوفى 110) و اسحاق‌بن راهویه (متوفى 238؛ ← قسمت 1، ص 349، قسمت 2، ص 588)، شمارى از حنفیانِ عراق از جمله عیسى‌بن ابان و عبیداللّه ابوالحسن کرخى (← قسمت 1، ص 315، 332، 362، 458) و کسانى دیگر چون جاحظ (← قسمت 2، ص 479ـ480) و داوودبن على ظاهرى (متوفى 270 یا 275؛ ← قسمت 2، ص 674) را نیز مى‌توان در الذریعة یافت. جالب توجه آنکه نام هیچ‌یک از فقها و متکلمان امامى به‌تصریح در این کتاب نیامده و آراى آنان با تعابیرى چون «الامامیة» و «علمائنا» مطرح شده‌است (← قسمت 1، ص 323، قسمت 2، ص 485، 491ـ492، 624، 644، 654، 778).تألیف الذریعة نقطه عطفى در تاریخ فقه و اصول امامى به‌شمار مى‌رود. ازیک‌سو، تدوین این اثر آن هم به‌دستِ دانشمندى جامع‌الاطراف و متنفذ چون سیدمرتضى به‌خودىِ خود گامى مهم در شکل‌گیرى و هویت‌یافتن اصول فقه امامیان بود. ازاین‌رو، الذریعة چه در میان فقهاى امامى و چه از جانب فقیهان مذاهب مختلف اهل‌سنّت بسیار اقبال یافت. به گزارش پاره‌اى منابع، این کتاب تا زمان تألیف معارج‌الاصول محقق حلّى (متوفى 676) در حوزه‌هاى علمىِ شیعه کتاب درسى بود (براى نمونه ← حسن صدر، ص 313). ازسوى‌دیگر، نگارش الذریعة خود سرآغاز حرکتى اساسى شد در مسیر رشد و بالندگى اصول فقه امامى و بازتعریف شیوه‌هاى اجتهاد و ابزارهاى استنباط که در آثار فقهاى بعد به‌ویژه در العُدّة شیخ‌طوسى تجلى یافت و درنتیجه، فقه تفریعى در قالب اثرى جامع چون المبسوط طوسى سامان یافت.کتاب العُدَّة شیخ‌طوسى نخستین اثر مهم اصولى است که از جنبه‌هاى گوناگونى از الذریعة الگو گرفته‌است. ابواب اصلى و حتى فرعى این دو اثر بسیار شبیه است. عبارات این دو اثر نیز در برخى مباحث، مشابه است و گاه فصلى کامل از الذریعة کمابیش در العدّة نقل شده‌است (براى نمونه ← طوسى، العدة، ج 2، ص 457ـ462، 470ـ481، 649ـ719؛ قس علم‌الهدى، الذریعة، قسمت 1، ص 365ـ373، 394ـ413، قسمت 2، ص 673ـ791). از تعبیر شیخ‌طوسى در مقدمه العدّة (ج 1، ص 4) برمى‌آید که او با آنکه از شاگردان خاص سیدمرتضى بوده، احتمالا هنگام تألیف العدّة از الذریعة آگاه نبوده‌است. بر این اساس گفته‌اند، تألیف العدّة پیش از الذریعة آغاز شده‌بوده یا آنکه سیدمرتضى پیشتر الذریعة را نگاشته بوده‌است، بدون اینکه تألیف آن را به کسى اطلاع داده باشد (← محمدباقر صدر، ص 57ـ58؛ گرجى، ص 188، 191). شیخ‌طوسى در العدّة 24 جا از سیدمرتضى نام برده‌است، اما برپایه نسخه‌هاى معتبر، تنها در مقدمه کتاب (همانجا) و چند مورد نخست (براى نمونه ← ج 1، ص 71، 82) پس از نام استادش دعاى «ادام‌اللّه علوّه» را ذکر کرده‌است که دلالت ظنّى بر آن دارد که این بخش از کتاب در زمان حیات سیدمرتضى تألیف شده‌است. در سایر موارد، پس از نام سیدمرتضى دعاى «قدّس‌اللّه روحَه» یا «رَحِمَه‌اللّه» آمده‌است (براى نمونه ← طوسى، العدة، ج 1، ص 172، 220، 321، ج 2، ص 469، 519، 631، 742). نکته دیگر آنکه شیخ‌طوسى در چند جاى العدة (← ج 2، ص 470، 631، 652، 719) به نقل از سیدمرتضى یا ذکر مطلب از ابطال‌القیاس او تصریح کرده و با اینکه نامى از الذریعة نبرده، بیشتر این نقل‌قولها با آن منطبق است. بااین‌همه، طوسى در الفهرست (ص 165) الذریعة را در شمار آثار سیدمرتضى ذکر کرده که حاکى از آگاهى او از این کتاب در هنگام تألیف الفهرست است. بنابراین مى‌توان دو احتمال را مطرح کرد: نخست آنکه شیخ‌طوسى پیش از تألیف الذریعة، که به گمان قوى در اواخر حیات علم‌الهدى نوشته شده‌است، نگارش العدّة را آغاز کرده، اما تألیف آن به طول انجامیده و بخش اعظم کتاب را پس از تألیف الذریعة نگاشته‌است. یکى از شواهد این احتمال، افزون‌بر تعابیر طوسى درباره علم‌الهدى، ارجاع طوسى در اواخر العدّة (ج 2، ص 602) به کتاب دیگر خود تلخیص‌الشافى است که آن را در 432 به‌پایان رسانده‌است (← طوسى، 1394، ج 2، جزء4، ص 227). بر این اساس، طوسى جز بخشى از ابتداى العدّة، در تألیف بقیه آن از الذریعة بهره برده‌است؛ احتمال دیگر، آنکه او پیش از دستیابى به الذریعة یا حتى تألیف آن، با اقتباس از یادداشتهاى دروس و امالى سیدمرتضى و رساله‌هاى علمى او مانند ابطال‌القیاس (که بعدها الذریعة با تلفیق و تکمیل آنها شکل گرفته) به تألیف العدّة مبادرت کرده‌است (← گرجى، ص 191). یکى دیگر از آثار کهن امامى که از کتاب سیدمرتضى تأثیر پذیرفته، غُنیة‌النزوع ابوالمکارم ابن‌زهره (متوفى 585؛ ← بنوزهره*) است که مؤلف در تألیف بخش اصول آن از الذریعة و العدّة الهام گرفته‌است (سبحانى، ص 398).آراى اصولىِ سیدمرتضى در الذریعة و دیگر آثارش همواره مورد توجه و گفتگوى فقهاى امامى به‌ویژه مؤلفان منابع اصولى بوده‌است و آنها شمارى از آراى خاص او را پذیرفته یا نقد کرده‌اند. ازجمله دیدگاههاى مهم اوست: جواز کاربرد لفظ در بیش از یک معنا (قسمت 1، ص 17؛ ← مظفر، ج 1، ص 78ـ 80)، دلالت کاربرد لفظ در یک معنا بر حقیقى‌بودن این معنا (قسمت 1، ص 13، 52؛ ← ابن‌شهید ثانى، ص 102؛ قمى، ج 1، ص 30ـ31)، اشتراک صیغه امر میان وجوب و استحباب (قسمت 1، ص 51ـ52؛ ← ابن‌شهید ثانى، ص 50ـ52)، انتفاى مفهوم شرط و مفهوم غایت (قسمت 1، ص 406ـ407؛ ← ابن‌شهید ثانى، ص 77ـ79؛ شیخ بهائى، ص 152ـ153؛ تونى، ص 232ـ 235)، مجمل‌بودن آیه سرقت به سبب ابهام در معناى واژه «یَد» (قسمت 1، ص 350؛ ← ابن‌شهید ثانى، ص 153ـ 156)، حجیت اجماع درصورت علم به وجود معصوم در میان اجماع‌کنندگان یا اصطلاحآ «اجماع دخولى» (قسمت 2، ص605؛ ← مظفر،ج3،ص113ـ116) و نفى‌حجیت خبر واحد (قسمت2، ص 528ـ529؛ ← ابن‌شهید ثانى، ص 189ـ 199؛ تونى، ص 158ـ162؛ مظفر، ج 3، ص 75ـ100؛ نیز ← خبر واحد*). شمارى از اصولیان انتساب برخى اقوال را به سیدمرتضى با استناد به دیدگاه او در الذریعة و دیگر آثارش نپذیرفته‌اند (براى نمونه ← ابن‌شهید ثانى، ص 60ـ61؛ رازى اصفهانى، ج 2، ص 49).اصولیان اهل‌سنّت هم به آراى سیدمرتضى در الذریعة توجه داشته‌اند. بدرالدین زرکشى (متوفى 794) در مقدمه البحرالمحیط (ج 1، ص 6)، الذریعة را یکى از منابع کتاب خود شمرده و به‌علاوه، در موارد متعدد دیدگاههاى اصولى علم‌الهدى را مطرح کرده‌است (براى نمونه ← ج 1، ص 121، 148، ج 2، ص 195، ج 3، ص 97، ج 4، ص 347، 354). فخررازى (متوفى 606) در المحصول (براى نمونه ← ج 2، ص 68، 575، ج 3، ص 64، 76ـ78، 84، ج 4، ص 331، 542) و على‌بن عبدالکافى سُبکى (متوفى 756) در الابهاج (← ج 2، ص 23، 153، 286ـ288) از دیگر فقیهان شافعى‌اند که دیدگاههاى سیدمرتضى را نقل و نقد کرده‌اند. از دیگر اصولیان غیر امامى که به آراى سیدمرتضى توجه داشته‌اند، مى‌توان به اینها اشاره کرد: على‌بن سلیمان مرداوى حنبلى (متوفى 885) در التحبیر شرح‌التحریر (ج 2، ص 926، ج 4، ص 1799، ج 6، ص 2587، 2596)، ابن‌امیرالحاج حنفى (متوفى 879) در التقریر و التحبیر (ج 1، ص 271، 304)، امیرپادشاه حسینى حنفى (متوفى 987) در تیسیرالتحریر (ج 1، ص 302، 342) و محمدبن على شوکانى (متوفى 1250) در ارشادالفحول (ج 1، ص 128، 248، 372، ج 2، ص 17، 74، 179).شروح متعددى بر الذریعة نگاشته‌اند، ازجمله: المستقصى اثر قطب‌الدین راوندى* (متوفى 573)، النکت‌البدیعة فى تحریرالذریعة اثر علامه حلّى*، شرح عمادالدین طبرى آملى صاحب بشارة‌المصطفى (زنده در 553)، شرح کمال‌الدین مرتضى‌بن منتهى مرعشى و شرح ابن‌ابى‌الحدید* معتزلى (متوفى 655 یا 656) باعنوان کتاب‌الاعتبار (← منتجب‌الدین رازى، ص 68، 104، 107، 214؛ علامه حلّى، ص 111؛ بغدادى، ج 1، ستون 507؛ آقابزرگ طهرانى، ج 10، ص 26، ج 13، ص 277ـ278، ج 14، ص 64، ج 21، ص 31، ج 24، ص 303). همچنین على‌بن زید بیهقى*، مشهور به ابن‌فندق (متوفى 565)، الذریعة را خلاصه کرده و عبدالوهاب‌بن محمد احسائى بر آن حاشیه نوشته‌است (← ابن‌شهرآشوب، ص 51ـ 52؛ آقابزرگ طهرانى، ج 4، ص 427؛ حسینى اشکورى، ج 1، ص 343). نسخه‌هاى متعددى از الذریعة در برخى کتابخانه‌هاى عراق و ایران وجود دارد (براى نمونه ← آقابزرگ طهرانى، ج 10، ص 26؛ علم‌الهدى، 1346ـ1348ش، قسمت 1، مقدمه گرجى، ص سى‌وچهار ـ چهل‌وسه). این کتاب با مقدمه و تصحیح ابوالقاسم گرجى همراه با فهرستهاى متعدد (در تهران 1346ـ1348ش) در دو قسمت چاپ شده‌است.منابع : محمدمهدى آصفى، تاریخ فقه شیعه، ترجمه عبدالرضا محمدحسین‌زاده، قم 1372ش؛ آقابزرگ طهرانى؛ ابن‌امیرالحاج، التقریر و التحبیر، بولاق 1316، چاپ افست بیروت 1403/1983؛ ابن‌شهرآشوب، معالم‌العلماء، نجف 1380/1961؛ ابن‌شهید ثانى، معالم‌الدین و ملاذالمجتهدین: المقدمة فى اصول‌الفقه، قم 1365ش؛ محمدمهدى‌بن مرتضى بحرالعلوم، رجال‌السید بحرالعلوم، المعروف بالفوائد الرجالیة، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران 1363ش؛ محمدبن على بصرى، المعتمد فى اصول‌الفقه، چاپ خلیل میس، بیروت 1403/1983؛ اسماعیل بغدادى، هدیة‌العارفین، ج 1، در حاجى خلیفه، ج 5؛ عبداللّه‌بن محمد تونى، الوافیة فى اصول‌الفقه، چاپ محمدحسین رضوى کشمیرى، قم 1415؛ احمد حسینى اشکورى، تراجم‌الرجال، قم 1414؛ محمدامین حسینى حنفى، تیسیرالتحریر، بیروت 1403/1983؛ محمدتقى‌بن عبدالرحیم رازى اصفهانى، هدایة‌المسترشدین فى شرح اصول معالم‌الدین، قم 1420ـ1421؛ محمدبن بهادر زرکشى، البحرالمحیط فى اصول‌الفقه، چاپ محمد محمد تامر، بیروت 1421/2000؛ جعفر سبحانى، مصادرالفقه الاسلامى و منابعه، بیروت 1419؛ على‌بن عبدالکافى سبکى، الابهاج فى شرح‌المنهاج على منهاج‌الوصول الى علم‌الاصول للبیضاوى، بیروت 1404؛ محمد شوکانى، ارشادالفحول الى تحقیق الحق من علم‌الاصول، چاپ احمد عزّو عنایة، بیروت 1424/2003؛ محمدبن حسین شیخ بهائى، زبدة‌الاصول، چاپ فارس حسّون کریم، قم 1381ش؛ حسن صدر، تأسیس‌الشیعة‌لعلوم الاسلام، ]بغداد 1370[، چاپ افست تهران ]بى‌تا.[؛ محمدباقر صدر، المعالم‌الجدیدة‌للاصول، نجف ] 1385[، چاپ افست تهران 1395/1975؛ محمدبن حسن طوسى، تلخیص‌الشافى، چاپ حسین بحرالعلوم، قم 1394/1974؛ همو، العدّة فى اصول‌الفقه، چاپ محمدرضا انصارى قمى، قم 1376ش؛ همو، الفهرست، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم 1417؛ حسن‌بن یوسف علامه حلّى، خلاصة‌الاقوال فى معرفة الرجال، چاپ جواد قیومى اصفهانى، ]قم[ 1417؛ على‌بن حسین علم‌الهدى، الانتصار، قم 1415؛ همو، دیوان، چاپ رشید صفار، ]قاهره[ 1378/1958؛ همو، الذریعة الى اصول‌الشریعة، چاپ ابوالقاسم گرجى، تهران 1346ـ1348ش؛ همو، رسائل الشریف‌المرتضى، چاپ مهدى رجائى، قم 1405ـ1410؛ محمدبن عمر فخر رازى، المحصول فى علم‌الاصول، چاپ طه جابر فیاض علوانى، ریاض 1400؛ ابوالقاسم‌بن محمدحسن قمى، قوانین الاصول، چاپ سنگى تهران 1308ـ1309، چاپ افست 1378؛ ابوالقاسم گرجى، تاریخ فقه و فقها، تهران 1384ش؛ على‌بن سلیمان مرداوى، التحبیر شرح التحریر فى اصول الفقه، ریاض 1421/2000؛ محمدرضا مظفر، اصول‌الفقه، قم: مؤسسة‌النشر الاسلامى، ]بى‌تا.[؛ على‌بن عبیداللّه منتجب‌الدین رازى، الفهرست، چاپ جلال‌الدین محدث ارموى، قم 1366ش؛ نجاشى.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سیدرضا هاشمی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده