ذاکر حسین
معرف
سیاستمدار مسلمان هند و سومین رئیس‌جمهور این کشور
متن
ذاکر حسین، سیاستمدار مسلمان هند و سومین رئیس‌جمهور این کشور. او در 5 رمضان 1314 در حیدرآباد به‌دنیا آمد (بهتچریه ، ص 153). پدرش، فدا حسین، از پَشتون*هاى مهاجر از ایالت سرحد (در پاکستان کنونى) بود (کامران‌مقدم، ص 15). ذاکرحسین سومین فرزند خانواده بود. او در 1325، در مدرسه اسلامى شهر اتاوه به تحصیل پرداخت. این مدرسه را مولوى بشیرالدین سرپرستى مى‌کرد که هدفش آموزش تعالیم دینى بود. از دیدگاه بشیرالدین شاگردان اتاوه باید با انضباط نظامى آلمانى پرورش مى‌یافتند و سادگى عربها و احساس هویت پشتونها را در رفتار خود حفظ مى‌کردند (شیخ على ، ص 37). ذاکر همچنین تحت‌تأثیر تمایلات صوفیانه معلم دیگرش، حسن‌شاه، قرار گرفت. او در 1331، در «کالج اسلامى انگلو ـ اورینتال» (بعدها دانشگاه اسلامى علیگره ) به تحصیلاتش در حوزه علوم انسانى ادامه داد. این کالج بعدها هسته نخست حزب مُسلم‌لیگ را شکل داد (شیخ على، همانجا؛ چشتى ، ص 26ـ27؛ فکرى، ص 38). ذاکر در این کالج به نشان طلاى اقبال دست یافت. او در دوره کارشناسى‌ارشد، رشته اقتصاد را انتخاب کرد. در 1335 نخستین جایزه خود را در معارف اسلامى اخذ کرد و نایب رئیس اتحادیه دانشجویان شد. پس از آن، ذاکر براى ادامه تحصیل به آلمان رفت. در آن هنگام دانشجویان زیادى براى تحصیل و جلب حمایتهاى معنوى کشورهاى اروپایى براى کسب‌استقلال هند فعالیت‌مى‌کردند. او در آنجا با انتشار کتابى، حاوى اندیشه‌ها و سخنرانیهاى مهاتما گاندى درباره مسائل هند، تلاش کرد آلمانیها را از این مسائل آگاه کند. ذاکر با سرپرستى ورنر زومبارت رساله دکترى خود را در رشته اقتصاد، در دانشگاه برلین با موضوع «اقتصاد کشاورزى هند» گذراند (شیخ‌على،ص76؛ چشتى،ص29،34؛ صدیقى، ص12).ذاکر افزون‌بر اقتصاد، به زبان و ادبیات عرب و فلسفه نیز علاقه داشت. از متفکرانى که بر اندیشه او تأثیر عمیقى گذاشتند، ورنر زومبارت و ادوارد اشپرانگر بودند. آنان تأکید داشتند که با آموزش مى‌توان، هندیها را به حفظ میراث ملى خود ترغیب کرد. ذاکر از دستاوردهاى فلسفه آلمانى براى عملى‌کردن اندیشه‌هاى خود بهره گرفت و همین امر موجب پایبندى او به فلاسفه آلمان بود. آرمان‌گرایى کانت ، گوته ، شیلر و هومبولت بر وى تأثیر گذاشت. به نظر او دانش فلسفه باید در اصلاح خطاها به انسان کمک کند. ذاکر مى‌کوشید به آلمانیها نشان دهد که هدف اصلى هندیها از آمدن به آن کشور رشد علمى و خدمت به هند است (شیخ‌على، همانجا؛ چشتى، ص 34،64).در 1339، مولانامحمدعلى جوهر* (از رهبران مسلمانان هند) در علیگره* براى پیوستن به جنبش نافرمانى مدنى، به رهبرى گاندى، تجمعى را تدارک دید که هسته نخستین جامعه ملّیه بود (چشتى، ص29ـ 30). ذاکر نیز ضمن برگزارى نشستهاى مختلف در علیگره، به دهلى رفت و با کمک حکیم اجمل‌خان، مختار احمدانصارى، مولانامحمدعلى و دیگر رهبران سیاسى مسلمان، تأسیس جامعه ملّیه را آغاز کرد. تأسیس این جامعه موجب بیدارى مسلمانان هند شد. ذاکر علیگره را ترک کرد و به جامعه پیوست، اما مراوده علمى خود را با کالج اسلامى انگلو ـ اورینتال حفظ کرد. ذاکر با شیوه‌هاى تربیتى و آموزشى حاکم بر این کالج مخالف بود و به همین سبب کالج را ترک کرد و به جامعه ملّیه پیوست. کوشش او در جامعه ملّیه به حدى بود که انصارى تلاشهاى او را با اصلاحات سیدجمال‌الدین‌اسدآبادى* مقایسه کرده است (شیخ‌على، ص 126؛ عالم‌خان و شیخ على، ص 11؛ شان محمد ، ص128؛ صدیقى، ص 12ـ 13). پس از آنکه ذاکر به مقام ریاست جامعه (شیخ‌الجامعه) رسید، عده‌اى از تحصیل‌کرده‌هاى هندى مقیم آلمان را وارد جامعه ملّیه کرد. او براى نشر آراى جامعه ملّیه نشریه ادبى جامعه را به‌چاپ رساند. سپس براى توسعه ادبیات کودکان، پیام تعلیم را انتشار داد. برنامه دیگر او توسعه صنایع روستایى در طرح ورده بود که به علت غفلت از مذهب در این طرح، مؤاخذه شد، اما چون از مسئولان «تبلیغى جماعت*» حمایت کرده‌بود، علماى دینى از طرح اتهام برضد وى خوددارى کردند. به نظر او مباحث دینى در برنامه‌هاى درسى اشکالات بسیار داشت. او همچنین سرپرستى نشریه دیگرى با نام تعلیمى سنگـه را به‌عهده گرفت. وى 22 سال در جامعه ملّیه فعالیت کرد (مجیب ، ص 74ـ75).ذاکر پس از تجزیه شبه‌قاره هند در 1326ش/ 1948 و شکل‌گیرى کشور پاکستان، در دوران نخست‌وزیرى محمدعلى جناح* به دعوت ابوالکلام آزاد* (از رهبران سیاسى ـ مذهبى مسلمان هند) به علیگره بازگشت و معاونت دانشگاه اسلامى علیگره را برعهده گرفت. در همین دوره بود که به سبب فعالیت در حزب کنگره ملى هند و آراى ملى‌گرایانه، به مخالفت با مسلمانان متهم شد. او با فعالیتهاى خود درپى پیوند اسلام و ملى‌گرایى بود (شیخ على، ص 191؛ کارلکار ، ص 44؛ چشتى، ص 38). قتل گاندى در 1327ش/ 1948، تأثیر ناگوارى بر ذاکر گذاشت. در آن سال، بار دیگر مقام ریاست جامعه ملّیه به ذاکر پیشنهاد شد، اما باتوجه به اهمیت دانشگاه اسلامى علیگره، بنابه درخواست جواهر لعل نهرو، ذاکر مسئولیت این‌دانشگاه را پذیرفت و به دنبال آن تا 1336ش/ 1957 ریاست دانشگاه اسلامى علیگره را عهده‌دار شد. او در این دوران انجمن ترقى اردو (مؤسسه‌اى دولتى براى ترویج زبان و ادبیات اردو) را از دهلى به علیگره انتقال داد و مسئولیتهاى دیگرى نظیر عضویت در کمیسیون رادا کریشناندانشگاههاى هند، نامزدى مجلس راجیاسابا و مسئولیت کمیته خدمات جهانى دانشگاه در مجمع عمومى آن در هلسینکى را عهده‌دار شد. در همین زمان، او و ابوالکلام آزاد به اصلاح نابجاى قانون دانشگاه علیگره متهم شدند (شیخ على، ص 225). در 1335ش/ 1956، انتشار کتابى، که حاوى انتقاداتى به پیامبر اسلام بود، به آشوبهاى دانشجویى و استعفاى ذاکر انجامید (همان، ص 228).در دوره حکومت موقت، جواهر لعل نهرو مقامى به ذاکر پیشنهاد کرد که جناح با آن مخالفت کرد (همان، ص237). ذاکر در 1336/ 1957، به سِمَت حکمران ایالت بِهار* رسید، در اردیبهشت 1341/ مه 1962، معاون رئیس‌جمهور و در 23 اردیبهشت 1346/ 13 مه 1967، رئیس‌جمهور هند شد. ذاکر در دوران ریاست‌جمهورى خود در مسائل جهانى و سیاست خارجى پیرو تفکرات گاندى بود (← همانجا؛ بهتچریه، ص 218). او در 14 اردیبهشت 1348/ 3 مه 1969 درگذشت (عالم‌خان و شیخ على، ص 13).ذاکر از رجال آموزشى هند بود که به سبب نزدیکى به گاندى و نهرو و فعالیت در حزب کنگره و رقابتهاى شدید بین اعضاى مسلم‌لیگ به مدارج رفیع سیاسى رسید (نهرو ،ج 2، ص 634).ذاکر را پدر روش جدید در حوزه تعلیم و تربیت و همانند رجال مشهور هند چون رابیندرانات تاگور (شاعر و حکیم هندى، متوفى 1320ش/ 1941)، گاندى، رادا کریشنان و لاج‌پات دانسته‌اند. او مى‌کوشید نظامى مبتنى بر اعتلاى اخلاقى انسان ایجاد کند و بر این باور بود که سیاستْ راه‌گشاى نوزایى (رنسانس) ملى نیست (شیخ على، ص 311). از نظر او اندیشه‌ها به تعالیم اصلاحى نیاز دارند و تعلیم و تربیت واقعى باید ترکیبى از علم و اخلاقیات باشد. تفکر او ترکیبى از اندیشه‌هاى یونانى، آلمانى، امریکایى، هندى و اسلامى بود (همانجا). او معتقد بود که ارزشهاى دینى باید بخش عمده‌اى از برنامه‌هاى آموزشى باشند (همان، ص 343).هدف ذاکر از ملى‌گرایى تأمین صلاح اجتماعى براى همه، ازبین‌بردن استعمار در هند و مصالحه‌نکردن با کسانى بود که افکار کمونیستى داشتند. او همچنین به نظریه دو ملت، که اقبال لاهورى مطرح کرده بود، اعتقادى نداشت و بر این باور بود که مذهب عامل جدایى سیاسى نیست. به نظر او ملى‌گرایى نوعى احساس مسئولیت مردمى بود که با یکدیگر اشتراکاتى داشتند و مصالحه با انگلیس را اشتباه بزرگى مى‌دانست که موجب استعمار هند (1301 (1263ش)/ 1884 تا 1326ش/ 1947) شد. او در موضوع ملى‌گرایى بر این باور بود که مسلمان واقعى باید درعین‌حال هندى واقعى نیز باشد. به نظر وى با گذشت سالها از ادامه حکومت حزب کنگره در هند، مسلمانان آسیبى ندیده بودند (همان، ص 368، 384).ذاکر را مصلحى بزرگ و افکار وى را به تاگور نزدیک دانسته‌اند. زیرا هر دو عقل‌گرا و انسان‌دوست و درصدد تنویر افکار، دورى از خرافات و پرورش ملى‌گرایى بودند؛ هر چند تفاوتهاى آشکارى نیز با هم داشته‌اند (همان، ص 406). ذاکر با سرسیداحمدخان* درباره موضوعات‌اساسى همچون وفادارى به انگلستان و نوگرایى در آموزش اختلاف‌نظر اساسى داشت. او برخلاف احمدخان با نظام آموزش انگلستان مخالف بود و از همین‌رو براى ادامه تحصیل به جاى انگلستان به آلمان رفت. او همچنین خواهان آموزش ارزشهاى‌اسلامى به‌دانشجویان و تبدیل کردن زبان مادرى مردم هند به زبان آموزش بود و تلاش مى‌کرد تا به‌همراه فرهنگ مسلمانان هند، زبان اردو را نیز به دنیا بشناساند (عالم‌خان و شیخ على، ص 66، 117). او در دوران فعالیت در جامعه ملّیه سبک خاصى را در ادبیات‌اردو به‌وجود آورد و به‌ویژه طبیعت‌گرایى را در آثار و نوشته‌هاى خود به اوج رساند و موجب توجه نویسندگان جامعه ملّیه به ادبیات اردو شد. ذاکر به ادبیات و به‌ویژه شعر فارسى، اردو و آلمانى علاقه بسیار داشت. او اشعار شعراى ایران و پارسى‌گویان هند را مطالعه و نقل مى‌کرد و ادبیات آلمانى را عامل ارتقا و رشد ادبیات اردو مى‌دانست. توانایى وى در ایراد سخنرانیهاى فاخر و ادبى به اردو چشمگیر بود (عالم‌خان و شیخ‌على، ص15ـ16، 18، 23؛ مجیب، ص68).از فعالیتهاى عمده ذاکر، تلاش براى توسعه آموزش و تأمین وحدت مسلمانان با هندوها بود. او مى‌کوشید میان شیعیان و اهل سنّت، اعضاى حزب مسلم‌لیگ و کنگره آشتى و مدارا برقرار کند (مجیب، ص 68، 112، 134).منابع : رشیداحمد صدیقى، همارى ذاکر صاحب، دهلى 1985؛ خورشید عالم‌خان و ب.شیخ على، داکنر ذاکر حسین، ترجمه ابوالکلام قاسمى، دهلى 2006؛ حمید فکرى، تاریخ تطور قوانین اسلام در شبه‌قاره، تهیه‌شده در سرکنسولگرى جمهورى اسلامى ایران، لاهور 1367ش (جزوه تکثیر شده)؛ هیرانماى کارلکار، «:1947 راهى از دل تاریخ»، در هند مستقل: پنجاه سال اول، تدوین و ویرایش هیرانماى کارلکار، ترجمه على‌اصغر کیا، محمدجواد ناطق‌پور، و مجید جعفرى‌اقدم، تهران : آرون، 1383ش؛ شهین‌دخت کامران‌مقدم، نگاهى به پاکستان، تهران 1358ش؛ جواهرلعل نهرو، کشف هند، ترجمه محمود تفضلى، تهران 1361ش؛Satya Bikash Bhattacherje, Encyclopaedia of Indian events and dates, New Delhi 1987; Anees Chishti, President Zakir Husain: a study, New Delhi 1967; Mohammad Mujeeb, Dr. Zakir Husain: a biography, New Delhi 1972; Shan Muhammad, Muslims and India's freedom movement, New Delhi 2002; B. Sheikh Ali, Zakir Husain: life and times, New Delhi 1991.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سیدحمید جهان بخت

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده