ذات الشعبتین
معرف
از ابزارهاى نجومى رایج در دوره اسلامى براى اندازه‌گیرى فاصله سمت‌الرأسى اجرام سماوى، فاصله بین دو کوکب، اندازه اجسام (قطر ظاهرى یا ارتفاع جسم) و فاصله بین دو جسم
متن
ذات‌الشُّعبَتین، از ابزارهاى نجومى رایج در دوره اسلامى براى اندازه‌گیرى فاصله سمت‌الرأسى اجرام سماوى، فاصله بین دو کوکب، اندازه اجسام (قطر ظاهرى یا ارتفاع جسم) و فاصله بین دو جسم. گویا نخستین‌بار بطلمیوس* ، در مجسطى (ترجمه تومر ، ص 244ـ247)، براى اندازه‌گیرى فاصله سمت‌الرأسى و اختلاف منظر ماه، «ابزار اختلاف منظر»را شرح داده‌است. در اروپا، در قرون وسطا، نام این ابزار ترى‌کتروم (مرکّب از ترى به معناى سه و کتروم به معناى گوشه) بوده‌است (← همان، تعلیقات، ص 244، پانویس 39). هرچند در نخستین ترجمه‌هاى مجسطى به عربى، نام خاصى براى این ابزار نیامده و تقریبآ ترجمه تحت‌اللفظى همان عبارت مجسطى، یعنى «ابزارى که با آن اختلاف منظر ماه دانسته مى‌شود»، به‌کار رفته‌است (← بطلمیوس، المجسطى، ترجمه حجاج‌بن یوسف‌بن مطر، گ 76پ؛ همان، ترجمه اسحاق‌بن حنین، گ 69ر)، در دیگر آثار هم‌زمان و متأخرتر اخترشناسى اسلامى، این ابزار العِضادة الطویلة (← بتّانى، جزء3، ص 216) و ذات‌الشّعبتین (براى نمونه ← یعقوب کندى، گ 29پ؛ خازنى، ص 1؛ غیاث‌الدین جمشید کاشانى، گ 12پ) نامیده شده‌است.به‌گفته بطلمیوس (ترجمه تومر، ص 244ـ247)، این ابزار از سه بازو تشکیل شده‌است که دوتاى آنها به دو سر دیگرى لولا شده‌اند. استقرار دستگاه به‌گونه‌اى است که بازوى اول عمود بر سطح افق و پایه آن در جهت نصف‌النهار قرار مى‌گیرد. صفحه فرضى گذرنده از بازوى اول و دوم نیز بر صفحه نصف‌النهار منطبق است. براى اطمینان از عمودى‌بودن بازوى اول، دو زائده موازى با سطح افق بر بالا و پایین آن نصب و شاغولى از زائده بالایى آویخته مى‌شد. براى دقت در رصد ستارگان، دو زائده هم‌اندازه، که در میان هرکدام روزنه‌اى تعبیه شده بود، روى بازوى دوم نصب مى‌شد، به‌گونه‌اى که روزنه‌ها در یک راستا بودند، و جرم سماوى را از میان آنها رصد مى‌کردند. همچنین براى دیدن تمام جرم موردنظر، قطر روزنه نزدیک به چشم را کوچک‌تر از روزنه دورتر درنظر مى‌گرفتند. سپس در راستاى روزنه‌ها جرم سماوى را رصد مى‌کردند و زاویه بین بازوى اول و دوم را ــکه برابر با فاصله سمت‌الرأسى آن جرم بودــ روى بازوى سوم، که حکم وتر زاویه یادشده را داشت، علامت مى‌گذاشتند. سپس با منطبق‌کردن بازوى سوم روى بازوى اول (که در دستگاه شصت‌گانى و به شصت قسمت تقسیم مى‌شد) مقدار وتر (از توابع مثلثاتى که بعدها تابع جَیْب یا سینوس جایگزین آن شد) آن زاویه را به‌دست مى‌آوردند و براساس جدول مقادیر وترها، مقدار زاویه متناظر با آن وتر را محاسبه مى‌کردند (← براى جدول مقادیر وترها در مجسطى ← همان، ص 57ـ60). به گفته بطلمیوس (تومر، ص 244ـ246)، طول بازوى اول و دوم نباید از چهار ذراع کمتر باشد (کیوبیت ؛ هر ذراع بین 49ـ56 سانتیمتر؛ نیز ← نالینو ، ص360، که مقدار دقیق ذراع در تمدن اسلامى را، که ذراع اسود یا ذراع شرعى نامیده مى‌شد، 33ر49 سانتیمتر دانسته که از ذراع یونانى (3ر52ـ 9ر52 سانتیمتر) کوتاه‌تر است). همچنین باید طول بازوى دوم با بخش مدرّج بازوى اول برابر و طول بازوى سوم برابر وتر و مثلث قائم‌الزاویه‌اى باشد که بازوهاى اول و دوم دو ضلع مجاور زاویه قائمه آن به‌شمار مى‌آیند. مثلث قائم‌الزاویه یادشده در حالتى شکل مى‌گیرد که جرم موردنظر در بیشترین فاصله سمت‌الرأسى، یعنى در افق ناظر، واقع باشد و دراین‌صورت بازوى دوم بر بازوى اول عمود مى‌شود. وى (ترجمه تومر، ص246) همچنین تأکید کرده‌است که بازوها باید از جنسى ساخته شوند که به‌واسطه انبساط یا وزن زیاد تغییر شکل ندهند. در متون دوره اسلامى نیز توصیه شده‌است که بازوها از جنس چوب یا مس ساخته شوند (← بتّانى، همانجا؛ خفرى، گ 129ر).بیشتر اخترشناسان مسلمان ذات‌الشّعبتین را کمابیش به همان صورتى به‌کار مى‌بردند که بطلمیوس وصف کرده‌است (← ابن‌سینا، 1405، ج 2، فن 4، ص 316ـ318؛ نصیرالدین طوسى، ص 478ـ479؛ خفرى، گ 129رـ 130ر). هرچند برخى با تغییراتى در ساختار آن، از آن در زمینه‌هاى دیگر نیز استفاده کردند. این تغییرات در اندازه و جنس بازوها، محل خط‌کش، نحوه درجه‌بندى، شکل و ساختار ظاهرى دستگاه بوده‌است (← ادامه مقاله).برخى از اخترشناسان اسلامى طول بازوهاى اول و دوم را پنج ذراع (← بتّانى، همانجا)، دست‌کم 5ر2 گز (غیاث‌الدین جمشید کاشانى، همانجا) و دست‌کم هفت ذراع (ابن‌سینا، 1406، گ 56ر) و ضخامت آنها را برابر ضخامت انگشت کوچک (← خفرى، گ 129ر) درنظر گرفته و برخى نیز به‌جاى بازوى سوم از ریسمان (← یعقوب کندى، گ 32ر؛ خازنى، ص 2) یا ربع حلقه (← غیاث‌الدین جمشید کاشانى، همانجا) استفاده کرده‌اند. برخى همچون مؤیدالدین عُرضىِدمشقى (ص 169) به استفاده از ریسمان انتقاد کرده‌اند، ازآن‌رو که براثر کشش طول آن تغییر مى‌کند.یکى از تغییرات اخترشناسان اسلامى در ساختار ذات‌الشّعبتین مدرّج‌کردن بازوى سوم به‌جاى بازوى اول بود. چرا که تقسیم بازوى اول به شصت قسمت باعث مى‌شد که حداکثر بتوان زوایایى را اندازه گرفت که وتر آنها برابر شصت قسمت است (جرمى که ارتفاع آن بیش از سى درجه باشد). برخى چون عرضى دمشقى (همانجا) و نظام اَعرَج (ص 284) با تصریح بر این نکته و برخى نیز چون غیاث‌الدین جمشید کاشانى (همانجا)، بدون اشاره به آن، بازوى سوم را به 85 قسمت تقسیم و وتر زاویه بین دو بازو را مستقیمآ روى بازوى سوم اندازه‌گیرى مى‌کردند. بدین‌ترتیب زوایایى تا بزرگى ْ 90 را نیز اندازه مى‌گرفتند. البته بَتّانى (جزء3، ص 216ـ217) براى آنکه بتواند از جدول اوتار مُنَصَّفه (نیم‌وترها) به‌جاى جدول وترها استفاده کند، بازوى اول و دوم را به سى و بازوى سوم را به 5ر42 واحد تقسیم کرده‌است که به‌نتیجه یکسانى با تصحیح پیش‌گفته منجر مى‌شود.ازآن‌رو بازوى سوم به 85 قسمت تقسیم شده‌است که اگر جرم در افق ناظر قرار گیرد، ذات‌الشّعبتین به‌صورت مثلث قائم‌الزاویه‌اى درمى‌آید که دو ضلع زاویه قائمه آن برابر شصت واحد و درنتیجه وتر آن برابر 85( 2(60 خواهد بود (← ادوارد کندى ، ص400). عرضى دمشقى (ص 166ـ169) انتقادهاى دیگرى را نیز از ساختار ذات‌الشّعبتین بطلمیوس مطرح کرده‌است.در متون اخترشناسى دوره اسلامى، به ابزار دیگرى با نام ذات‌الشّعبتین اشاره شده که در ساختار و کاربرد با ذات‌الشّعبتین بطلمیوس تفاوتهایى داشته‌است. در این نوع ذات‌الشّعبتین، به‌جاى بازوى سوم، از ریسمان استفاده مى‌شد و زائده‌هایى که براى دقیق‌ترشدن رصد در مدل بطلمیوسى به‌کار مى‌رفت، در این نوع وجود نداشت و چون بر روى زمین نصب نمى‌شد، شاغول نیز از ساختار آن حذف شده بود. نخستین‌بار ابویوسف یعقوب کِندى در قرن سوم به این نوع از ذات‌الشّعبتین در رساله استخراج الابعاد بذات‌الشّعبتین (همانجا) اشاره کرده‌است (براى پژوهشى درباره این رساله کندى ← ویدمان ، ج 1، ص660ـ668). ابن‌سینا نیز در مقالة فى اتخاذ الآلات الرصدیة (گ 55پ ـ 57پ) به این نوع ذات‌الشّعبتین اشاره کرده و تغییراتى در ساختار آن به‌وجود آورده‌است، ازجمله امکان نصب آن بر صفحه‌اى موازى افق و افزودن زائده‌هایى براى دقیق‌ترشدن رصد. همچنین عبدالرحمان خازنى در رسالة فى الآلات العجیبة (ص 1ـ2) به ابزارى با نام ذات‌المسطرتین اشاره کرده و آن را با ذات‌الشّعبتین هم‌خانواده دانسته، اما تفاوتهاى ساختارى آن دو را نیز وصف کرده‌است. این ابزار بسیار شبیه ابزار کندى است. از این نوع ذات‌الشّعبتین براى اندازه‌گیرى فاصله زاویه‌اى بین دو کوکب، فاصله خطى بین دو جسم، قطر خطى و زاویه‌اى اجسام استفاده مى‌شد (← یعقوب کندى، گ 32ر ـ 36ر؛ خازنى، ص 2ـ5).برخى ذات‌الشّعبتینى را که کندى وصف کرده‌است، نسخه ابتدایى دستگاهى با نام «عصاى یعقوب» دانسته‌اند که ابداع آن به لوى‌بن قارشون (گرسونیدس) ، فیلسوف و ریاضى‌دان یهودى فرانسوى (متوفى 745/ 1344)، منسوب است. یگانه تفاوت ذات‌الشّعبتین و عصاى یعقوب آن است که در دومى به‌جاى نخ از یک صفحه مربع یا مستطیل استفاده مى‌شد که بر چوب بلند مدرجى قابلیت تحرک داشت (براى بحث درباره این ابزار و پیشینه آن ← سزگین ، ص 7ـ30).احتمالا یکى از ابزارهایى که جمال‌الدین بخارى، اخترشناس سده هفتم، با خود به چین برد نمونه‌اى از ذات‌الشّعبتین به‌کاررفته در رصدخانه مراغه بوده‌است (← هارتنر ، ص 186ـ187، 192؛ نیز ← جمال‌الدین بخارى*).علاوه‌بر رسائل یادشده، در گذشته متون دیگرى نیز درباره ذات‌الشّعبتین وجود داشته که از آنها نسخه‌اى برجا نمانده‌است، ازجمله کتاب العمل بذات‌الشعبتین ابن‌ابى‌عبّاد، معروف به ابوالحسن منجّم (← ابن‌ندیم، ج 2، جزء1، ص 248) و نقلهایى از ماشاءاللّه مصرى (منجّم قرن دوم؛ ← یعقوب کندى، گ30ر).منابع : ابن‌سینا، الشفا، الریاضیات، ج 2، الفن الرابع: علم‌الهیئة، چاپ محمدرضا مدور و امام ابراهیم احمد، ]قاهره، بى‌تا.[، چاپ افست قم 1405؛ همو، مقالة فى اتخاذ الآلات الرصدیة، چاپ عکسى در فؤاد سزگین، «قضیة اکتشاف الآلة الرصدیة عصا یعقوب»، مجلة تاریخ‌العلوم العربیة و الاسلامیة، ج 2 (1406)؛ ابن‌ندیم؛ محمدبن جابر بتّانى، کتاب الزیج الصابى، تصحیحه و ترجمه الى اللغة اللاتینیة و علق حواشیه کارلو آلفونسو نالینو، رم 1899ـ1907، چاپ افست هیلدسهایم 1977؛ کلاودیوس بطلمیوس، المجسطى، ترجمه اسحاق‌بن حنین، نسخه خطى کتابخانه مدرسه عالى شهید مطهرى (سپهسالار سابق)، ش 594؛ همان، ترجمه حجاج‌بن یوسف‌بن مطر، نسخه خطى کتابخانه لیدن هلند، ش680.Or، نسخه عکسى کتابخانه بنیاد دایرة‌المعارف اسلامى؛ عبدالرحمان خازنى، رسالة فى الآلات العجیبة، نسخه خطى کتابخانه مدرسه عالى شهید مطهرى (سپهسالار سابق)، ش 681؛ محمدبن احمد خفرى، التکملة فى شرح التذکرة، نسخه خطى کتابخانه و مرکز اسناد مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامى، ش110؛ فؤاد سزگین، «قضیة اکتشاف الآلة الرصدیة عصایعقوب»، مجلة تاریخ‌العلوم العربیة و الاسلامیة، ج 2 (1406)؛ مؤیدالدین عُرضى دمشقى، رسالة فى کیفیة‌الارصاد، چاپ سویم تکلى، درAra(trma: Dil ve Tarih-Cog(rafya Fak(ltesi Felsefe Ara(trmalar Enstit(s( dergisi, VIII (1970);غیاث‌الدین جمشید کاشانى، شرح آلات رصد، نسخه خطى کتابخانه لیدن، ش 945Or.، چاپ عکسى درEdward Stewart Kennedy, "Al-Ka(sh(('s treatise on astronomical observational instruments", Journal of Near vol.20 (1961), repr.in Edward S. Kennedy, Eastern studies, Studies in the Islamic exact sciences, Beirut 1983;یعقوب‌بن اسحاق کندى، استخراج الابعاد بذات الشعبتین، چاپ عکسى در فؤاد سزگین، همان منبع؛ کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ نجوم اسلامى، ترجمه احمد آرام، تهران ?] 1349ش[؛ محمدبن محمد نصیرالدین‌طوسى، مجموعه رسائل ریاضى و نجومى خواجه نصیرالدین طوسى، چاپ فرید قاسملو، تهران 1389ش؛ حسن‌بن محمد نظام اعرج، شرح تحریرالمجسطى، نسخه خطى کتابخانه دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس، ش40؛Willy Hartner, "The astronomical instruments of Cha- ma-lu-ting, their indentification, and their relations to Mara(gha", Isis, of observatory of the instruments the vol.41, pt.2, no.124 (July 1950); Edward Stewart Kennedy, "Al-Ka(sh(('s treatise on astronomical observational instruments", Journal of Near Eastern studies, vol.20 (1961), repr. in Edward S. Kennedy, Studies in the Islamic exact sciences, Beirut 1983; Claudius Ptolemy, Ptolemy's Almagest, translated and annotated by G. J. Toomer, Princeton, N. J. 1998; Eilhard Wiedemann, Aufs(tze zur Fischer, arabischen , ed. Wolfdietrich Wissenschaftsgeschichte Hildesheim 1970.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

حسین روح اللهی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده