دیرالعاقول
معرف
شهرى کهن در عراق و محل نبردى بین یعقوب لیث صفارى و خلیفه عباسى، معتمدباللّه (حک : 256ـ279)
متن
دَیرالعاقول، شهرى کهن در عراق و محل نبردى بین یعقوب لیث صفارى و خلیفه عباسى، معتمدباللّه (حک : 256ـ279). این شهر در مرکز نهروان و بر ساحل شرقى دجله، بین واسط و بغداد، قرار گرفته و تا سده چهارم، آباد بود و جایگاهى تجارى به‌شمار مى‌آمد (← مقدسى، ص‌122؛ حدودالعالم، ص‌406؛ یاقوت حموى، ذیل مادّه). جنگ در روستاى اصطرابند، بین دیرالعاقول و سِیب بنى‌قوما روى داد (ابن‌اثیر، ج‌7، ص‌291).پس از قتل متوکل (247)، خلافت عباسیان تضعیف و به دولتى بى‌سامان بدل شد و سرداران ترک قدرت یافتند. آنان خلیفه را عزل مى‌کردند یا به‌قتل مى‌رساندند و دیگرى را به جاى او مى‌نشاندند و به این‌گونه دربار عباسیان زیر سلطه آنان قرار داشت (← مسعودى، التنبیه، ص361ـ367؛ هندوشاه نخجوانى، ص‌185). در این دوره، در طبرستان زیدیان، در مصر طولونیان، در خوزستان زنگیان و در سیستان صفاریان قدرت یافتند که تهدیدى جدّى براى قلمرو عباسیان بودند (← ابن‌اثیر، ج‌7، ص‌184، 187؛ نیز ← حمداللّه مستوفى، ص‌328ـ331).یعقوب لیث، رهبر عیاران سیستان، در 247 به قدرت رسید. دامنه نفوذ وى به‌سرعت گسترش یافت و با شکست طاهریان، بخش وسیعى از سرزمینهاى شرقى و مرکزى ایران به تصرف وى درآمد (← تاریخ سیستان، ص‌199ـ200، 206ـ210). با به‌حکومت‌رسیدن معتمدباللّه، برادرش موفق توانست مناسبات آشتى‌جویانه‌اى بین سرداران ترک و دربار خلیفه برقرار کند (← مسعودى، التنبیه، ص‌367؛ حمداللّه مستوفى، ص‌311). یعقوب به‌سرعت خراسان، کرمان و فارس را تصرف کرد (← تاریخ سیستان، ص‌213ـ214، 219ـ220). سپس، رو به خوزستان نهاد. به‌نوشته طبرى (ج‌9، ص‌282ـ284)، یعقوب درصدد بهره‌گیرى از اختلافات جانشینى در دربار عباسیان، براى فتح بغداد بود. نظام‌الملک (ص20) از بیعت یعقوب با اسماعیلیان یاد کرده‌است، اما یعقوب مدعى بود که براى ابراز ارادت و خدمتگزارى به درگاه خلیفه مى‌رود (← ابن‌خلّکان، ج‌6، ص‌417).یعقوب در جندیشاپور توقف کرد و در آنجا، سفراى ترکستان، هند، سند، چین و ماچین و روم به دیدار وى رفتند. این امر بر نگرانى دربار عباسیان از حرکت سپاهیان یعقوب به سوى بغداد مى‌افزود (← تاریخ سیستان، ص‌231). معتمد در نامه‌اى از یعقوب خواست که بازگردد و اندیشه بغداد را از سر به در کند (نظام‌الملک؛ ابن‌خلّکان، همانجاها؛ قس میرخواند، ج‌4، ص‌12ـ13). او نیز در نامه‌اى، بازگشتنش را مشروط به گرفتن فرمان حکومت خراسان، فارس، طبرستان، جرجان، رى، آذربایجان، سیستان، سند، و شرطگى بغداد و سامرا کرد (ابن‌خلّکان، ج‌6، ص‌413). خلیفه ناگزیر همه شروط یعقوب را پذیرفت و حتى یاران وى را که در زندان بغداد بودند، آزاد کرد (← طبرى، ج‌9، ص‌516؛ تاریخ سیستان، ص‌228). یعقوب که مى‌پنداشت خلیفه از بیم وى به این عقب‌نشینى تن داده‌است، بى‌اعتنا به توافق مذکور پیشتر رفت (← میرخواند، ج‌4، ص‌13). به‌گفته گردیزى (ص310ـ311)، یعقوب به همراهى موفق با خود امید داشت و پنهانى با وى نامه‌نگارى مى‌کرد، اما موفق همه نامه‌ها را به خلیفه نشان داد. ازاین‌رو، معتمد و موفق به قصد فریب یعقوب، وى را به دارالخلافه فراخواندند (نیز ← تاریخ سیستان، ص‌231ـ232).از سوى دیگر در سامرا، سرداران ترک از امتیازاتى که خلیفه به یعقوب داده‌بود، برآشفتند و خلیفه را بر ضد یعقوب برانگیختند. معتمد براى آرام‌کردن آنان خرقه و عصاى منسوب به پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم را بیرون آورد و بر یعقوب لعنت فرستاد و او را از حکومت خلع کرد و خود آماده جنگ شد. او همچنین به میان حجاج‌خراسانى رفت و یعقوب را به‌سبب طمع و قانع‌نبودن به حکومت سیستان نکوهش کرد (← ابن‌خلّکان، ج‌6، ص‌413ـ414؛ نظام‌الملک، ص‌22).یعقوب از عسکرمُکرَم، آماده جنگ شد و پس از تصرف واسط، در اصطرابند توقف کرد. خلیفه در دیرالعاقول اردو زد و موفق را با سپاهى به جنگ یعقوب روانه کرد (ابن‌اثیر، ج‌7، ص290ـ291). به گفته صاحب تاریخ سیستان (ص‌232)، در 7 شوال 262، دو سپاه روبه‌روى یکدیگر قرار گرفتند (قس طبرى، ج‌9، ص‌517؛ ابن‌خلّکان، ج‌6، ص‌414). به‌نظر مى‌رسید معتمد نیز در میدان جنگ حاضر باشد، اما معلوم شد که به جاى وى ابراهیم‌بن سیما، یکى از سردارانش، در کنار علامت معتمدباللّه قرار گرفته‌است. در نبرد بین دو سپاه، بسیارى از سربازان خلیفه کشته شدند و گروهى گریختند و در این هنگام به فرمان موفق، آب را بر روى سپاه صفاریان گشودند. بسیارى از لشکریان و چند تن از سرداران یعقوب کشته شدند و اردوگاهش به آتش کشیده شد (مسعودى، مروج، ج‌5، ص‌109ـ110؛ تاریخ سیستان، ص‌232). در این میان محمدبن طاهر، آخرین امیر طاهریان، که اسیر یعقوب بود از بند گریخت و به خلیفه پناه برد (ابن‌خلّکان، ج‌6، ص‌417). یعقوب که زخمى شده‌بود، ناچار به جندیشاپور عقب‌نشینى کرد (ابن‌اثیر، ج‌7، ص‌291).خستگى سپاهیان صفارى، وجود نخلستانهاى فراوان در دیرالعاقول، و نهرهاى کوچک و بزرگ در اطراف میدان، ازجمله دلایل شکست یعقوب بود. ضمن آنکه ظاهرآ، یعقوب در پاسخ به این پرسش ابوالساج‌داوود که چگونه سپاهیانت را به جایى ناآشنا بردى، در حالى‌که باد از روبه‌رو بر لشکریانت مى‌وزید؟ گفته‌بود من گمان نداشتم آنها جنگ را شروع کنند (← ابن‌خلّکان، ج‌6، ص‌415).یعقوب تلاش کرد بار دیگر به جانب بغداد رود، اما بیمارى قولنج‌به وى مجال نداد و در 265، در جندیشاپور درگذشت (ابن‌اثیر، ج‌7، ص‌291، 325؛ تاریخ سیستان، ص‌233).منابع : ابن‌اثیر؛ ابن‌خلّکان؛ تاریخ سیستان، چاپ محمدتقى بهار، تهران: زوار، ?]1314ش[؛ حدودالعالم؛ حمداللّه مستوفى، تاریخ گزیده؛ طبرى، تاریخ (بیروت)؛ عبدالحى‌بن ضحاک گردیزى، تاریخ گردیزى، چاپ عبدالحى حبیبى، تهران 1363ش؛ مسعودى، التنبیه؛ همو، مروج‌(بیروت)؛ مقدسى؛ میرخواند؛ حسن‌بن على نظام‌الملک، سیرالملوک (سیاست نامه)، چاپ هیوبرت دارک، تهران 1355ش؛ هندوشاه نخجوانى، تجارب‌السلف، چاپ عباس اقبال آشتیانى، تهران 1357ش؛ یاقوت حموى.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مهین فهیمی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده